رسیدن به فضای جدید زندگی

فضا

کلام امیر کلام

بزرگ ترین مانع رشد معنوی و مادی جامعه، خودخواهی است. مثلا اگر من آنچه را از خوبی، منافع ، رفاه، احترام و حرمت و ... كه برای خودم می خواهم و می پسندم برای دیگران هم همان را دوست داشته باشم و آنچه را از بدی، بی انصافی، حق‌كشی، گرفتاری و ... كه برای خود نمی پسندم، برای دیگران هم نپسندم در این صورت ریشه خودخواهی خشك‌ می شود و نهال محبت و دوستی، در همه جا سایه گستر می گردد. علی علیه السلام به فرزند دلبندش امام مجتبی علیه السلام فرمودند:

فَاَحْبِب لِغَیْرِك‌َ ما تُحِب لِنَفْسِك‌َ وَاَكْرِه لَه ما تَكْرَه لَها

آنچه را برای خود دوست داری، برای دیگران دوست بدار و آنچه رابرای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند.

در این جمله زیبا سخن از دوست داشتن و علاقه واقعی و قلبی است یعنی فرزندم همان را كه برای خودت در دل می خواهی واقعاً برای دیگران هم بخواه.

نتیجه عمل به این سخن تبدیل نزاع ها به دوستی و همكاری است. در این فضای جدید دیگر از حسادت و رقابت و كینه خبری نیست و من و تو از راحتی و رفاه دیگران به همان اندازه خوشحال می شویم كه از راحتی و رفاه خودمان، و از رنج و سختی دیگران همان قدر ناراحت خواهیم شد كه از رنج و سختی خویشتن.


 


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 26 تیر 1394  | 12:16 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

دردناک ولی شیرین

تحمل

کلام امیر کلام

اَلصَّبرُ صَبْران: صَبرٌ عَلی ما تَكْرَه وَ صبْرٌ عَمّا تُحِب

علی علیه السلام: صبر و استقامت دوگونه است: صبر در برابر آنچه نمی پسندی و صبر از آنچه دوست داری.

صبر انسان را فقط در سختی ها آزمایش نمـﻰکنند بلکه در شادی ها هم انسان باید امتحان شود. مـﻰفرمایند هم بر آنچه دوست داری صبر کن و هم بر آنچه تمایلی به آن نداری.

اگر كارهایی كه ما دوست داریم انجام دهیم به نفع و مصلحت ما بود و ترک كارهایی كه نمی پسندیم به ضرر ما نمی بود زندگی مسیر راحتی داشت كه هیچ كس در پیمودن راه صحیح زندگی، دچار خطا و اشتباه نمی شد و مثل گیاهان و حیوانات، همان مسیرِ طبیعی، مسیرِ هدایت و كمال هم می بود!! امّا راه كمال انسان اگرچه راه چندان دشواری نیست ولی به آسانی راه كمال سایر موجودات هم نیست! انسان با انتخاب خود، آینده خود را می سازد ولی اینگونه نیست كه همواره در انتخاب راه درست دچار خطا نشود! اگرچنین بود، چه نیازی به بعثت انبیاء الهی وجود داشت؟ هدف دعوت پیامبران الهی برای همین بوده است كه انسان را به درك‌ صحیح برسانند و او را برای انتخاب صحیح راهنمایی كنند.

گاهی اموری را نمی پسندیم ولی انجام آن به مصلحت ما است و گاهی اموری را دوست داریم ولی انجام آن ما را از هدف‌ دور می كند و به زیان ما خواهد بود.

قرآن كریم می فرماید:

«وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ ، چه بسا امری را شما نپسندید ولی خیر شما در آن باشد و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید ولی برای شما بد باشد» (بقره/216)

این اصل مهم نه تنها برای كمال و حیات جاودانه انسان بلكه در دنیا هم اصل مهمی است.

كودكی كه از مصرف‌ داروی شفابخش بَدَش می آید یا بازی و تفریح را به جای درس و كلاس می پسندد، آیا به درستی مصلحت خود را تشخیص داده است؟! نوجوانی كه از تن دادن به سختی مطالعه و تحقیق‌ اكراه دارد و گشت وگذار و بازی را می پسندد، آیا مصلحت خود را به درستی فهمیده است؟! و ...

موارد فراوانی در زندگی وجود دارد كه اگر بخواهیم به همه امور دوست داشتنی عمل كنیم و از همه آنچه نمی پسندیم، دوری کنیم نظام زندگی دچار آسیب می شود.


ذوعلم، علی، کتاب چهل گام، با اندکی تصرف


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 26 تیر 1394  | 12:15 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

خود آزمایی

آزمون

فَحاسِب نَفْسَك‌َ لِنَفْسِك‌، فَاِن غَیرَها مِن الاَنْفُس لَها حَسیب غَیرُك‌َ

علی علیه السلام: خود را ـ برای خویش ـ ارزیابی و محاسبه كن، همانا برای دیگران، ارزیابی غیر از تو وجود دارد!

ارزیابی میزان پیشرفت در هركاری، یكی از عوامل به هدف رسیدن است.

انسان در اقدامات اساسی كه انجام می دهد، نیازمند به مدیریّت است، مهم ترین وظیفه انسان همین است كه با ملاحظه امكانات و محدودیت های خود و با توجه به اهداف‌، برای رسیدن به خوشبختی، مدیریتی منطقی بر رفتار خود داشته باشد. یكی از اساسی ترین اركان مدیریت انسان بر خود، محاسبه و ارزیابی است.

هدف‌ از این محاسبه و ارزیابی این است كه انسان، نزد خود و برای خود به محاسبه بپردازد و خود را ارزیابی كند: چه امكانات و فرصت هایی داشته است؟ این فرصت ها را در چه اموری صرف‌ كرده است؟ نتیجه فعالیت ها و تلاش هایش تا چه حدّی در جهت اهداف‌ و آرمان هایش بوده است؟ و بالاخره با استفاده از نتایج این ارزیابی، مشخص كند كه برای ادامه راه آینده چه اقداماتی باید انجام دهد؟ چه اصلاحی در روش، ابزار و مسیر باید ایجاد كند؟ كدام یك‌ از اشتباهات احتمالی قابل جبران است و چگونه باید آن را جبران كند؟ ...

امام علی(ع)، با توجه به این كه اکثر انسان ها از ارزیابی خویش غافل اند و در عوض‌، همواره به ارزیابی رفتار دیگران می پردازند، هشدار می دهند كه «خود را ارزیابی كن» ، اما نه بخاطر ارائه به دیگران، بلكه «برای خودت»!

البته این هشدارِ امام علی(ع) به معنی نفی مسئولیت اجتماعی انسان ها نیست، زیرا یكی از وظایف مهم توجه به مسئولیت های اجتماعی و امر به معروف‌ و نهی از منكر است! بلكه این هشدار، اهمیت ارزیابی خویش و توجه به محاسبه نفس را مورد تاكید قرار می دهد كه شرط اساسی توفیق‌ انسان برای رسیدن به كمال است. بدون محاسبه مستمر و ارزیابی دچار غفلت، اشتباه، فراموشی، كندی، توقف‌، انحراف‌ و بازماندن از راه مطلوب خواهیم شد.


ذوعلم، علی، کتاب چهل گام، با اندکی تصرف

 


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 26 تیر 1394  | 12:15 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

کلید شایستگی

کلید

كلام امیر كلام

اَفْضَل الزُّهْدِ اِخْفاءُ الزُّهْدِ

برترین مرتبة زُهد، پنهان داشتن زهد است.

«زهد» یكی از ارزش های برجسته فرهنگ علوی است. در كلام علی علیه السلام، ویژگی مخلصین، كلید شایستگی، برترین عبادت، زینت حكمت، یاور دین، میوه دین، پایه یقین و صفت بهترین مردمان شمرده شده است. زهد یك‌ صفت برجسته و بزرگ اهل ایمان و ویژگی انسان های هدایت یافته و سعادتمند تلقی می شود. امّا برخی بدفهمی ها درباره زهد، موجب شده، برخی برداشت درست و درك‌ عمیق‌ و صحیحی ازاین «ارزش بزرگ» در میان خود نداشته باشند و زهد را مترادف‌ و برابر با تنبلی، بی نظمی در زندگی، گوشه گیری و انزوا، بی تفاوت بودن در مسایل اقتصادی و سیاسی جامعه، گریز از مسئولیت، اِفراط در عبادت و از این قبیل مفاهیم بدانند و در نتیجه این مفهوم عالی و مهم، از زندگی جامعه، حذف ‌یا منزوی شود.

معنی حقیقی زهد، عدم وابستگی به امكانات و نعمت های دنیوی و كوتاه كردن آرزوها و آمال خیال پردازانه درباره دنیا می باشد، تا اینكه «انسان» بتواند با رهایی از تعلّقات و وابستگی ها، نعمت های الهی را آنچنان كه شایسته است و موجب كمال و سعادت انسان می شود، استفاده كند و موانع رشد را از سر راه خود بردارد.

در معنای حقیق زهد باید امكانات و نعمت ها را از آن خدا بدانیم و بنابراین آنگونه كه او تقدیر و تدبیر كرده است، از آن بهره بریم. دلبسته و وابسته به ظواهر هستی نشویم و دل به حقیقت بسپاریم. اگر نعمتی به سوی ما روی آورد، فریفته و شیفته نشویم و چنانچه نعمتی از دست ما رود، حسرت زده و ناراحت نگردیم. سرمست نعمت ها نباشیم كه از شكر و عبادت غافل شویم و به كار حرام و ناروایی بپردازیم.

آری! این است تعریف‌ زهد درمكتب علوی.

زهد یك‌ امرِ درونی و خصلت نفسانی است كه ناشی از معرفت صحیح و عمیق‌ انسان در مورد حقیقت دنیا است و خود به خود در رفتار انسان، تاثیرگذار است. از سویی، زهد یك‌ تظاهرِ صرف‌ و خودآریی ظاهری نمی باشد و از سوی دیگر، صرفاً یك‌ امر قلبی و درونی كه بازتابی در رفتار اجتماعی و فردی انسان نداشته باشد، نیست. زهد، نحوه برخورد انسان را با نعمت ها و یا ناكامی ها تغییر می دهد: انسان زاهد، هرگز برای بدست آوردن ثروت، قدرت، منصب، شهرت و ارضای شهوت، حاضر نیست حدود الهی و مقررات دینی و اخلاق‌ انسانی را زیر پانهد و به هر قیمتی این امور را به دست آوَرَد، ضمن اینكه در جایی كه برای بدست آوردن نعمت های الهی، وظیفه داشته باشد كه تلاش و تدبیری را انجام دهد، وظیفه خود را به درستی انجام می دهد.

پیشوای حقیقی زهد  ـ كه زندگی سراسر مجاهدت و تلاش او ترجمان عینی زهد و تقوی است ـ برای پیشگیری از برداشت غلط ، انحرافی و ظاهرگرایانه در مورد زهد، برترین مرتبه و درجه زهد را«اِخفاءالزهد» ـ یعنی پنهان نگه داشتن زهد ـ می داند. البته این بدین معنی نیست كه اصل زهد را رها كند تا اینكه زهدش بر مردم آشكار نشود!! بلكه بدین معنی است كه از زهدنمایی و زهدفروشی ـ كه با حقیقت زهد منافات دارد ـ بپرهیزد و از آنچه ظاهری زاهد مآبانه دارد ولی با روح زهد مخالف‌ است، خودداری ورزد و در عین حال روح و رفتار زاهدانه حقیقی را در خود پرورش دهد.


ذوعلم، علی، کتاب چهل گام، با اندکی تصرف

 


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 26 تیر 1394  | 12:14 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

بدن بدون سر

سر

جایگاه صبر در ایمان

وَ عَلَیْكُم بِالصَّبْرِ، فَاِن الصَّبْرَ مِن الایمان كَالرَّاْس مِن الجَسَدِ

حضرت علی علیه السلام: بر شما باد صبر و استقامت، كه همانا نقش صبر در ایمان، نقش سر است برای بدن.

ایمان صرفاً در معرفت و اعتقاد قلبی خلاصه نمی شود، بلكه اقرار و اظهار به زبان و عمل به جوارح و اعضا ـ یعنی رفتار متناسب و برخاسته از همان معرفت و اعتقاد قلبی و منطبق‌ با اظهار و اقرار زبانی ـ نیز دو ركن اساسی ایمان شمرده می شود. تحقق‌ عینی این دو ركن به نیروی عزم و اراده و قدرت استقامت و پایداری نیاز دارد. بدون پایداری و بدون عزم راسخ، نمی توان به معرفت قلبی درونی، عینیت خارجی بخشید و آنچه را توحید ناب اقتضاء می كند، محقق‌ ساخت. هم خودسازی ـ كه اولین گام ضروری در بُعد «عمل» است ـ و هم اجرای احكام دینی در جامعه اسلامی، به استقامت و صبر نیاز دارد: استقامت برای انجام واجبات و استقامت برای ترک گناهان.

از دیدگاه امام علی علیه السلام، صبر نتیجه ایمان است. كسی كه حاكمیت مطلق‌ و حكیمانه خداوند را بر جهان باور كرده و به نظام هدفدار هستی معتقد است، به عدالت دقیق‌ خداوند ایمان دارد، هدف‌ِ خلقت انسان و حكمت سختی ها و بلاها و نقش آن در تربیت انسان را دریافته است و بالاخره به توحید ناب دست یافته، می تواند به راحتی این فضیلت بزرگ اخلاقی را در خود تقویت كند و در زندگی فردی و اجتماعی از این ارزش معنوی، کمک گرفته و بر مشكلات غلبه کند. صبر، از نظر علی علیه السلام یاور انسان در غلبه بر مشكلات است. صبر، راس ایمان است. بدون صبر، ایمان هم كارآیی و فایده ای نخواهد داشت.

كسانی كه از این فضیلت اخلاقی محروم اند، در برابر مشكلات دچار شتابزدگی می شوند، كه خود در تاثیرِ بیشتر آن سختی بر توان آنان و عدم امكان حل آن معضل، نقش اساسی خواهد داشت.

 انسان های شتابزده، قدرت تدبیر خود را ازدست می دهند و نمی توانند ارزیابی صحیح از شرایط داشته باشند تا برای خروج از مشكل و حل آن، تدبیری مفید بیاندیشند، بنابراین با تصمیم های عجولانه همان امكانات محدود خود را هم از بین می برند، بدون اینكه مشكل را حل كرده باشند. بی تابی در برابر دشواری ها، روحیه خود فرد و افراد پیرامون او را ـ كه می توانند یاور وی در كاهش مصیبت و رنج های ناشی از حادثه باشند ـ تضعیف ‌می كند. عجله به جای اینكه فرد را سریع تر به هدف‌ برساند، مسیر رسیدن به هدف‌ را طولانی تر می كند. گاهی عجله موجب هرگز نرسیدن می شود! و دیرتر رسیدن بهتر ازهرگز نرسیدن است! البته سرعت در عمل، برای كارهای خیر، نه تنها نكوهیده نیست كه خود یك‌ ارزش است. سرعت به معنی تنبلی نكردن و سستی ننمودن برای حركت و اقدام در مسیر هدف‌، خود یك‌ فضیلت محسوب می شود و با «صبر» منافاتی ندارد.

صبر هرگز به معنی كُندی، تعلّل، سستی و ضعف‌ نیست، همانطور كه «صبر» هرگز به معنی سازش، تسلیم، سكوت، پذیرش وضع موجود و به فكر اقدام برای اصلاح آن نبودن نمی باشد. بلكه برعكس، صبر و استقامت و پایمردی، ویژگی مورد نیازِ كسانی است كه هدفی را نشانه گرفته اند و برای رسیدن به آن نقطه كمال مطلوب و دستیابی به هدف‌ مقدس و متعالی، به تلاش و مجاهدت می پردازند و درمسیرِ مجاهدت برای نیل به هدف‌، با مشكلات دست و پنجه نرم می كنند و تسلیم مشكلات نمی شوند.


ذوعلم، علی، کتاب چهل گام، با اندکی تصرف


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 26 تیر 1394  | 12:14 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

اصلاحات

سوال

كلام امیر كلام

معلم نفسه و مودیها احق بالاجلال من معلم الناس و مودبهم

کسیکه معلم و ادب کننده خویشتن است به احترام سزاوارتر است از کسیکه معلم و مربی مردم است

 

انسان، موجودی است كه به لحاظ‌ ظرفیت و استعداد رشد و تعالی، نامحدود است و در هر مرحله‌ای از كمال و رشد قرار داشته باشد، بازهم راه پیشرفت بیشتر او باز است. به همین جهت تلاش انسان برای رفع كاستی‌ها، كاهش مشكلات، جبران سستی‌ها، فراتر رفتن از وضع موجود و حركت به سوی وضعیتی بهتر، در بُعد فردی و اجتماعی، حركتی است مستمر و پایان ناپذیر. از دیدگاه اسلام، هیچ نقطه پایانی برای حركت رو به كمال انسان، وجود ندارد و ظرفیت بی‌انتهای انسان، فرصت حركت مستمر تكاملی را برای او فراهم ساخته است. این تلاش مستمر نه تنها برای انسان امكان پذیر است، كه برای یك‌ مومن حقیقی، وظیفه و تكلیفی واجب، تلقی می‌شود. انبیاء بزرگ الهی، هدفی جز اصلاح در هرحدّی كه می‌توانستند، نداشته‌اند و پیروان آنان به دنبال حركت انبیاء همین وظیفه را برعهده دارند.

هر چه در اصلاح خویش به توفیق‌ بالاتری دست یابیم، تلاشمان برای اصلاح دیگران هم موثرتر و مفیدتر خواهد بود.

اما نقطه شروع اصلاح، اصلاح خویشتن است. اصلاح خود در فكر و عمل، اولین وظیفه مهم هر كسی است كه باید بدان بپردازد. از نظر حضرت علی علیه‌السلام، ناتوان ترین مردم، كسی است كه از اصلاح خود ناتوان باشد. برای اصلاح جامعه، باید ازخود آغاز كنیم. وقتی تك ‌تك‌ افراد جامعه در درون خود تحول و تغییر مثبتی ایجاد كرده باشند، همه جامعه نیز تحول مثبتی می‌یابد. بنابراین كسی كه درصدد اصلاح دیگران است، نمی‌تواند از خود غافل باشد و به اصلاح مستمر خود نیاندیشد. برای اصلاح واقعی جامعه، خودِ مصلحان باید صالح باشند، آیا كسی كه خود از دانش و علم بی‌بهره است می‌تواند آموزگار دیگران باشد؟ هرگز! به همین ترتیب كسی كه درصدد اصلاح خود نباشد، نمی‌تواند نقش اصلاحی برای دیگران ایفا نماید.

وظیفه ما است كه درصدد رفع عیوب خویش برآئیم، آنگاه در اندیشه اصلاح دیگران هم باشیم. البته نباید به بهانه اصلاح خویش، در انجام وظیفه اصلاحی برای جامعه، سستی كنیم، بلكه تاكید بر این نكته است كه از خود و اصلاح خود غافل نشویم و همه همتمان را صرف‌ اصلاح دیگران نكنیم. بدانیم كه هر چه در اصلاح خویش به توفیق‌ بالاتری دست یابیم، تلاشمان برای اصلاح دیگران هم موثرتر و مفیدتر خواهد بود. 


ذوعلم، علی، کتاب چهل گام، با اندکی تصرف



تاريخ : جمعه 26 تیر 1394  | 12:13 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید