از لباس همسایه استفاده نکن!

آنچه دارى قدر بدان

لباس

حضرت علی علیه السلام در فرازی از نامه 31 نسبت به قدر دان بودن آنچه در اختیار داریم؛ می‎فرماید:

«و حفظ ما فى یدیك أحب الى من طلب ما فى یدى غیرك‏»؛ نگهدارى از آنچه خود، در دست دارى، در نظر من، از خواستن و جستجوى آنچه در دست دیگرى است، بهتر و دوست داشتنى‏تر است.

 

شرح :

كسانى هستند كه هیچگاه به آنچه دارند، راضى و قانع نمى‏شوند، دائما در فكر به دست آوردن مال و ثروت بیشتر هستند، و تمامى نیروى آنها، صرف كسب مال می‎شود. آنگونه افراد، تازه هر چقدر هم كه بیشتر به دست آورند، باز چشم و دلشان سیر نمى‏شود و نگاهشان به مال دیگران است. و گاهى، كار را به جایى مى‏رسانند كه شخصیت و عزت نفس خود را زیر پا مى‏گذارند، تا براى مدتى كوتاه از آنچه دیگران دارند، استفاده كنند.

شاید شما هم دیده‏اید كه: بعضى افراد، وقتى می‎خواهند به مهمانى بروند، با آن كه خودشان لباس تمیز و قابل استفاده دارند، چون پارچه و دوخت آن ساده و معمولى است، به سراغ همسایه می‎روند و لباس گران‎قیمت او را می‎گیرند، تا در مهمانى، بیشتر خودنمایى كنند.

یا وقتى مهمان در خانه دارند، كاسه و بشقاب معمولى و ارزان قیمت خود را كنار مى‏گذارند، و در عوض، ظروف چینى و بلور گران‎قیمت همسایه را قرض مى‏گیرند و جلوى مهمان مى‏آورند.

این دسته از افراد، براى شخصیت انسانى و عزت نفس خود ارزش قائل نیستند و كارى هم كه می‎كنند، بر خلاف دستورات اسلام است.

امام علی(علیه‏السلام) نیز، در همین مورد توضیح داده و این چند نكته را در یك جمله كوتاه، بیان فرموده است:

1- قناعت: به آنچه دارى اكتفا كن و چشم طمع به مال دیگران نداشته باش.

2- عزت نفس: شخصیت انسانى و عزت نفس خود را حفظ كن، و از آنچه دارى خشنود باش، تا از رنج خواهش و تمنا و ذلت در خواست و تقاضا از دیگران، آسوده باشى.

3- حفظ آبرو: با دورى كردن از زیاده‏طلبى و چشم حسرت دوختن به مال دیگران، آبروى خود را به باد مده.

4- شكر نعمت: نسبت به آنچه خداوند به تو داده است، كفران نعمت مكن، بلكه شكر نعمت خداوندى را - به هر اندازه كه باشد - بجاى آور، تا به آنچه دارى راضى باشى و در حفظ نگهدارى آن بكوشى. نه آن كه مال خود را، به خاطر ناچیز و كم قیمت بودن، خوب حفظ نكنى و آن را از بین ببرى، و بعد، محتاج دیگران بشوى.


برگرفته از کتاب پندهاى كوتاه از نهج البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 30 تیر 1394  | 12:18 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

 

دست خدا، سیب خدا، چوب خدا

سیب

سلام

دوست عزیز خلاصه و مختصر بگویم که هم مزاحم گوش دادن این داستان نشوم و هم مطمئنم که تو آنقدر فهیم هستی که به اشاره ای مطلب را گرفته و در آن خواهی اندیش!

امیدوارم این پیک هدایت که از آستان امیر دلها، امیر المومنین آمده است، من و تو را به سوی نور رهنمون شود.

قال علی علیه السلام: اَقَلُّ ما یَلزَمُکُم لله اَلّا تَستَعِینُوا بنِعمَتِهِ عَلی المَعاصِی - حکمت 330 نهج البلاغه

کمترین حق خدا در قبال این همه لطف، آن است که نعمتهایش را در را گناه بکار نبندی!

دوست من، بیا از همین الان تصمیم بگیریم تا گناه نکنیم چون ما هرچه داریم از خداست. یکی از مهمترین آنها همین سلامتی جسمی ماست. پس با دست و پا و چشم و زبان و... خدا، در پیشگاه خدا گناه نکنیم.

وگرنه عاقبت ما از عاقبت این مرد بدتر خواهد بود، چون چوب خدا صدا ندارد.

و اینک آرزوی من:

یَا مَن ذِكرُهُ شَرفٌ لِلذاكرین ، وَ یا مَن شُكرُه فَوزٌ لِلشاكرین ، وَ یا مَن طاعتُهُ نَجاةٌ لِلمطِیعین ، صَل علی محمدٍ و اله ، وَ اشغَل قُلوبَنا بذِكرِك عن كُلِ ذِكرٍ ، وَ اَلسِنَتَنا بشُكرِكَ عن كل شُكرٍ ، وَ جَوارِحَنا بطاعَتِكَ عَن كُل طاعَةٍ . فَاِن قَدَّرتَ لَنا فَراغاً مِن شُغلٍ فَاجعَلهُ فَراغَ سَلامَةٍ لا تُدركُنا فِیه تَبعَةٌ، وَ لا تَلحََقُنا فِیه سَئمَةٌ ، حَتی یَنصَرِفَ عَنَّا كُتَّابُ السَّیئاتِ بصَحیفَةٍ خالِیَةٍ مِن ذِكرِ سَیئاتِنا ، وَ یَتَولی كُتّابُ الحَسناتِ عَنّا مَسرورینَ بما كَتَبوا مِن حَسناتِنا. از دعای 11صحیفه سجادیه

ای آن كه یاد او برای یاد كنندگان شرافت و بزرگی است و ای آن كه سپاسگزاری او  پیروزی است ، و ای آن كه فرمانبرداری او  رهایی است، بر محمد و آل او درود فرست، و دلهای ما را به یاد خود از هر یادی و زبانمان را به سپاس خود از هر سپاسی و اندامهامان را به طاعت خود از هر طاعتی به كار آر. و اگر برای ما فراغتی از كارها مقدر نموده باشی پس آن را با سلامتی قرار ده كه در آن گناهی ما را درنیابد و خستگی به ما رونیاورد تا فرشتگان نویسنده بدیها با نامه ای خالی از یاد گناهانمان و نویسندگان نیكیهای از ما بر اثر آنچه از نیكیهامان نوشته اند شادمان برگردند.

حسین عسگری – گروه دین و اندیشه تبیان

 

 


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 30 تیر 1394  | 12:18 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

 

کاربر عزیز لطفا کشتی را سوراخ نکن!

در خلوت هم از گناه بپرهیز

قایق

اِتَقوا مَعاصِیَ اللهِ فِی الخَلَواتِ فَاِنَّ الشاهِدَ هُوَ الحاکِم   

در خلوت و تنهایی هم، از گناه بپرهیزید، زیرا همان که گناه شما را می‌بیند او خودش نیز درباره آن، داوری خواهد کرد.

 

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: آنکه در تنهایی مرتکب گناه می‌شود، مثل کسی است که در یک کشتی، داخل اطاقک خصوصی خود، نشسته است و کف آن را سوراخ می‌کند. گرچه کسی شاهد این عمل زشت و نادرست نیست، تا از آن جلوگیری کند، یا آن شخص را به مجازات رساند، ولی چنین کسی، مجازات عمل خود را خواهد دید، زیرا به خاطر کار زشت او، دیگران هم صدمه خواهند دید. چون سرانجام، آب دریا، از سوراخ آن اتاقک بالا خواهد آمد، و همه کشتی را، با تمام سرنشینان آن غرق خواهد کرد.

 

پس گناه، اگر در خلوت و تنهایی هم صورت گیرد، هم شخص گناهکار را به مجازات خواهد رسانید، هم بر روی جامعه اثر بد خواهد گذاشت.

 

انسان هر چند در خلوت و تنهایی مرتکب گناه شود، و کسی هم شاهد او نباشد، ولی خداوند، او را می‌بیند و شاهد گناه اوست. به این ترتیب، شخص گناهکار، در روز رستاخیز، از داوری خداوند توانا و بینا که خود، آن گناه را دیده است- هیچ راه فراری نخواهد داشت.

تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه – حسین عسگری


نهج البلاغه؛ حکمت 324


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 30 تیر 1394  | 12:18 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

شنیدی میگن فلانی ...

شایعه

کلام امیر کلام

# اعتماد

آرامش گم شده همیشگی انسان است. زندگی شخصی همراه با آرامش، در جامعه ای امکان پذیر است که حسّ اعتماد عمومی میان افراد مختلف وجود داشته باشد. اعتمادِ استاد و شاگرد نسبت به یكدیگر، اعتمادِ دو همسر، اعتماد پدر و مادر به فرزندان و بالعكس، اعتماد دو همسایه، اعتماد دو دوست و دو همكار، اعتماد مدیران به زیردست ها و بالعكس، اعتماد خریدار و فروشنده به یكدیگر، ...

در دستورات دینی اصلی مهم وجود دارد به نام (اصالة الصحة) یعنی سخنان و رفتار مومنان را حمل بر خوبی و درستی کنید. تضعیف‌ اعتماد به سستی پیوندها، سوءظن ها، بدبینی ها و بالاخره به فروپاشی جامعه منتهی خواهد شد. هر چه اعتماد عمیق‌تر و گسترده تر گردد انسجام جامعه و آرامش اعضای آن را افزایش خواهد داد.

امام على علیه السلام مى فرماید:

« مـن عـرف مـن اخـیـه وثـیـقـه دیـن و سـداد طـریـق فـلا یـسـمـعـن فـیـه اقاویل الرجال؛ وقتى مومن را به صداقت و دیانتى شناختى، دیگر سخن مردم را درباره او باور مكن و دلت را بد مكن »

یكی از عوامل مهمی كه می تواند فضای اعتمادآمیز جامعه را تخریب كند یا در روابط بین دو دوست، دو همكار و دو همسر، اختلال ایجاد نماید و صمیمیت ها را به كدورت تبدیل كند، شایعه ها و گفته ها و شنیده های بی اساس است.

«اقاویل الرجال » یعنی: «می گویند» ها، «شنیده شده است» ها، «گفته می شود» ها، ... . گوش فرادادن به این گفته ها، وقتی كه نسبت به برادر یا خواهر ایمانی اعتماد دارید، نتیجه ای جز سست كردن اعتمادها، متزلزل كردن دوستی ها و صمیمت ها و ایجاد شكاف‌ در روابط اجتماعی نخواهد داشت.


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 30 تیر 1394  | 12:17 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0
 
   

"((دوران جنگ)) دوران تجلی عشق بود و دوران جلوه فروشی عشاق، و سر این سخن را جز آنان که به غیب ایمان دارند و مقصد سفر حیات را می دانند، درنمی یابد."

شهید سید مرتضی آوینی

 

والفجر8

 

زمین منطقه فاو، علاوه بر ارزش سیاسی و نظامی به لحاظ فراهم سازی و امکان حضور مقتدرانه ایران در خاک عراق، دارای اهمیت استراتژیک بود. با وجود این مساله عبور از رودخانه اروند، احداث پل و پشتیبانی بعنوان مهمترین موانع بودند، سرانجام پس از حل معضلات اساسی و تکمیل طرح مانور، دستور انجام عملیات در تاریخ 20/11/1364 با رمز "یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا" آغاز شد. اگرچه رزمندگان تاپایان روز اول موفق به تصرف شهر فاو و پاکسازی کامل منطقه شدند، لیکن دشمن به لحاظ اهمیت منطقه دست بردار نبود و تا 77 روز بعد نبرد سنگین بین طرفین ادامه داشت که در طول جنگ بی سابقه بود.

از لحاظ سیاسی این عملیات موفقیت بزرگی برای ایران در سطح جهان محسوب شد.

والفجر 8

تاریخ عملیات: 20/11/1364

رمز عملیات : یا زهرا (س)

هدف عملیات : تأمین و تصرف شبه جزیر فاو و کوتاه کردن دست رژیم متجاوز عراق از آبهای خلیج فارس

منطقه عملیاتی : فاو

زمان شروع:ساعت 22:00 – 20/11/1364

مدت عملیات: 78 روز

تعداد کشته ها و زخمی ها : بیش از 50 هزار نفر

تعداد اسراء: 20 هزار نفر

وسعت عملیات: 80 هزار کیلومتر مربع

نیروی عمل کننده :نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

مناطق آزاد شده :  اسکله فاو و تاسیسات نفتی شمال و غرب شهر فاو شامل 60 مخزن عظیم نفتی و لوله انتقال و اسکله قشله و راس البیشه، کارخانجات تصفیه و بسته بندی نمک، پایگاه نیروی دریایی عراق و 3 سکوی پرتاپ موشک سطح به دریا ، مرکز پشتیبانی نیروی دریایی عراق شامل رادارهای هدایت کننده و استراق سمع.

 

تجهیزات منهدم شده:

74 فروند هواپیما، 7 فروند ناوچه جنگی، 11 فروند هلیکوپتر، 600 دستگاه تانک و نفربر، 150 قبضه انواع توپ، ده ها فروند قایق،  500 دستگاه خودرو نظامی، خسارت به 3 ناوچه جنگی

غنائم:

140 دستگاه تانک و نفربر، 150 قبضه توپ ضد هوایی، 350 قبضه انواع توپ، صدها قبضه توپ مختلف، انواع رادارهای پیشرفته و لوازم مخابراتی، 34 دستگاه خودرو مهندسی – 250 دستگاه خودرو نظامی.

 

یگانهای منهدم شده:

انهدام کامل لشکر 26 پیاده تقویت شده و لشکر گارد صدام، انهدام کامل تیپ 704، گردانهای 1 و 2 و 3  از تیپ 104، یک گردان از تیپ 74 لشکر 11، تیپ 28 از لشکر 8، گردان 5 کماندویی لشکر 26، گردان 2 از تیپ 144، گردان 2 از تیپ 444، گردانهای 69 و 82 توپخانه، گردانهای 487، 583، 568 و 144، یک تیپ زرهی، یک تیپ پیاده، 6 گردان پیاده یک گردان مکانیزه، یک گردان از لشکر 19، 2 گردان مکانیزه ، 2 گردان مستقل، 2 گردان از تیپ 601، یک گردان از تیپ 412، گروهان دفاع الوامیت، 10 واحد جیش الشعبی، گروهان ساحلی، 2 گروهان مستقل تیپ 16 از لشکر 6 زرهی، 2 تیپ مستقل پیاده، یک گردان تانک، 2 گردان پیاده، تیپ 96 از لشکر 7 پیاده، تیپ 99، یک گروهان تانک بیش از 50% ، تیپ 103، یک گردان تانک، یک گروهان کماندویی از تیپ 10 زرهی و یک گروهان کماندویی از تیپ 441.

خسارت قابل توجه به :تیپ 110، یک گردان کماندویی از سپاه هفتم تیپ 421، تیپ 92 از لشکر 17 زرهی، تیپ 423 از لشکر 21 پیاده، گردان تانک ذوالنورین، گردان شناسایی صلاح الدین و تیپ یک گارد ریاست جمهوری .

بازگشت

 

   
   

 


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 30 تیر 1394  | 11:33 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

از كدام راه؟

دوراهی

دوستان علی (7)

آیا می‌خواهی از دوستان علی علیه‌السلام قرار بگیری؟ پس از زبان خود او ببین كه چه ویژگی‌هایی برای دوستان و برادرانش در نظر گرفته است.

امروز هفتمین ویژگی را از زبان مولا كه در حدیث 289 كلمات قصار نهج البلاغه بیان شده؛ می‌خوانیم:

«وَ كَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ یَنْظُرُ أَیُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَی الْهَوَی فَیُخَالِفُهُ ؛

هرگاه بر سر دو راهی قرار می‌گرفت می‌سنجید تا ببیند كدامیك از این دو راه به هوا و هوس نزدیكتر است تا با آن مخالفت كند.»

انسان پیوسته در میان دو عامل متضاد و ناسازگار با هم گرفتار است: از یك سو عامل به پرواز درآوردن و به كمال رسانیدن و به سوی خدا بردن و خداگونه شدن كه با طبیعت حیوانی و روحیه آسایش طلبی و تن پروری سازگار نیست و از طرف دیگر عامل ایستایی و به واپس بردن كه با غرایز و خوی طبیعی هماهنگ است. شخص پرورش یافته كه پیوسته خواهان رسیدن به اوج كمال است، در برابر این دو عامل كه قرار می‌گیرد غافلگیر نمی‌شود، زیرا پیوسته با هشیاری و آگاهی راه می‌پوید و به عمل شایسته و سزاوار انسانی دست می‌زند، لذا آن چیزی را برمی‌گزیند كه با خواست و خوی طبیعی او ناهماهنگ است، تا بتواند با آهنگی استوارتر از پیش و نیروی گسترده تری از درون خویش، به سوی انسانیت به پرواز درآید.

 


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 30 تیر 1394  | 11:30 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

عجله نكن!

سرعت

دوستان علی (5)

امروز هم یكی دیگه از ویژگیهای دوستان علی علیه‌السلام رو با هم می‌خونیم. بهترین برادر مولا توسط خود آن حضرت معرفی شده‌ است.

حضرت علی علیه‌السلام ویژگیهای برادر و دوست خود را در حدیث 289 كلمات قصار نهج البلاغه اینگونه توصیف می‌فرماید:

«وَ كَانَ لَا یَلُومُ أَحَداً عَلَی مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مِثْلِهِ حَتَّی یَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ ؛

هیچکس را نسبت به کارش در آنجا که امکان داشت عذری داشته باشد قبل از شنیدن عذرش ملامت نمی‌كرد

اگر اقدام ناشایسته‌ای از كسی می‌دید یا می‌شنید، یك طرفه قضاوت و داوری نمی‌كرد چون تا دلیل آن طرف، مستقیما به وسیله خودش ارائه نگردیده، نمی‌توان حكم كرد و وقتی كه دلیل و عذر گفته شد، شاید معلوم بشه كه كار یا گفتارش درست و به جا بوده و قابل پذیرفتن.

البته این روش نیاز به صبر و حوصله‌ كافی داره . باید خیلی تمرین كنیم تا كمتر دچار قضاوت‌های عجولانه بشیم.

پس از تو حركت ، از خدا بركت. یاعلی


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 30 تیر 1394  | 11:27 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

دنیای فریبنده ، زیان زننده و گذرا !

دنیا

سلسه مباحث ( کلام امیر کلام)  به شرح و توضیح برخی از سخنان برگزیده علی علیه السلام می پردازد.

 

اَلدُّنْیا تَغُرُّ و تَضُرُّ و تَمُرُّ

دنیا انسان را فریب می‌دهد، زیان می‌رساند و می‌گذرد. 

 

یكی از موضوعات مهم و محوری در نگرش مولای موحدان به جهان هستی و حقایق‌ عالم، دیدگاه آن حضرت درباره دنیا است. كاری را كه مظاهر فریبنده و پر زرِق و برِق دنیا با عاشقان و مریدانش انجام می‌دهد در همین عبارت كوتاه بیان شده است.

  • 1. دنیا فریب می‌دهد:

آرزوهای دنیایی، خیال پردازی‌های دور و دراز برای رسیدن به شهوات، دستیابی به ثروت و مال و منال، دسترسی به قدرت و مناصب دنیوی، و همه این‌ها برای خوشی و راحتی و لذت،... اینها همه انسان را فریب می‌دهد. زیرا از دور، زیبا است و آرام بخش، ولی كسانی كه به اندكی از آن می‌رسند در می‌یابند كه دچار خیال باطل و توهمات غلط شده بودند و آنچه را می‌پنداشتند بدست نیاورده اند!

آنچه را علی علیه‌السلام سرزنش می‌كند، كاركردن «برای دنیا» است، اما كار و تلاش «در دنیا» ولی «برای آخرت» عین صواب و موجب ثواب است و جز آن، راهی برای تعالی و سعادت انسان وجود ندارد.

البته كسانی كه مواهب طبیعی را در چارچوب اندیشه تنگ و محصور «دنیاطلبی» نمی‌بینند و آن را مقدمه‌ای برای حیات آخرت می‌شناسند، هرگز دچار چنین فریب و نیرنگی نمی‌شوند. كسانی دچار فریب دنیا می‌شوند كه حقیقت و واقعیت اصلی دنیا را نشناخته‌اند و آنچه را «مقدمه» است، «نتیجه» می‌پندارند و آنچه را «ظاهر» است، «باطن» تصور می‌كنند! فریب دنیا سهم دنیادوستان و دنیاطلبان است، نه كسانی كه زندگی دنیوی را از ابتدا موقت و گذرا می‌دانند و آن را صرفاً به عنوان فرصتی برای جلب رضای الهی و رسیدن به كمال حقیقی شناخته اند. ولی چه باید كرد كه همواره اكثریت مردمان، زندگی دنیوی را «همه چیز» پنداشته‌اند و بدست آوردن آن را وجهه همت خود قرار داده‌اند و بنابراین دچار فریب دنیا شده اند.

دنیا عرصه امتحان و آزمایش است. مرحله خودسازی و تلاش است، جای سختی‌ها و دشواری‌ها است، نه هدف‌ نهایی زندگی و نه مرحله‌ای كه ثمره تلاش و كوشش آدمی را برآورده سازد و نه عرصه‌ای كه ظرفیت تامین همه خواست‌ها و آرزوها را داشته باشد! كسانی كه محدوده حیات را به «دنیا» محدود ساختند و بردگی آن را پیشه خود نمودند جز فریب و نیرنگ سهمی دریافت نخواهند كرد. آری! «الدنیا تغرّ»

 

  • 2. دنیا به انسان زیان و ضرر وارد می‌كند:

انسان‌هایی كه در خسران و ضرر می‌باشند، همین‌ها هستند كه نیرنگ دنیا، آنان را وادار به صرف‌ِ سرمایه هستی‌شان در راه بدست آوردن دنیا می‌كند و از آخرت و آینده حتمی خویش غافل می‌شوند. آنان همه توان و همّت و عمر خود را در راه «دنیا» مصرف‌ می‌كنند، دنیایی كه «گذرا» است ولی آنان به غلط آن را نقطه پایان و هدف‌ اساسی تصور كردند!

 

  • 3. و بالاخره این دنیا پس از زیان زدن به انسان فریفته، می‌گذرد:

حتی برای پاسخگویی و یا عذرخواهی از زیان دیدگان، توقفی كوتاه هم ندارد! كسانی كه عمری را به جستجوی ظواهر فریبنده دنیا سپری كردند و عاقبت فریب خورده و حسرت زده در حالی كه سرمایه اصلی‌شان را از كف‌ داده اند، به عالَم آخرت منتقل شدند، آیا توانستند «دنیا» را برای جبران خسارت خودشان به محكمه‌ای بكشند؟! هرگز! زیرا دنیا پس از فریب و زیان، می‌گذرد.

از دیدگاه امام علی علیه‌السلام در دنیا باید كار و تلاش كرد، چاره‌ای جز این نیست كه برای بدست آوردن سعادت ابدی، از همین سرمایه عمر و امكانات این جهان باید بهره بُرد، در این عالم طبیعت باید زندگی كرد و به آبادانی آن هم باید پرداخت، امّا نه «برای دنیا»، بلكه برای بدست آوردن كمال ابدی در حیات اخروی. آنچه دنیای هر كسی است، همان وابستگی‌ها و فریب ظواهر دنیا را خوردن است، نه صِرف‌ِ كار و تلاش و تحصیل و زندگی! سیره مولای موحدان در زندگی خود، برای ما روشن می‌كند كه «دنیای فریبنده و زیان زننده و گذرا» نه استفاده از نعمت‌های طبیعی است و نه كار و تلاش برای بهبود زندگی مردمان و نه مجاهدت برای تامین معاش، كه اینها همه اگر با روش و نیّت الهی باشد، عین آخرت طلبی است.

آنچه را امام علی علیه‌السلام سرزنش می‌كند، كاركردن «برای دنیا» است، اما كار و تلاش «در دنیا» ولی «برای آخرت» عین صواب و موجب ثواب است، و جز آن، راهی برای تعالی و سعادت انسان وجود ندارد.


منبع:

ذوعلم، علی، کتاب چهل گام، با اندکی تصرف

 


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 30 تیر 1394  | 11:25 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

شریك‌ عقل دیگران

مشورت

سلسه مباحث (كلام امیر كلام)  به شرح و توضیح برخی از سخنان برگزیده علی علیه السلام می پردازد.

 

مَن اسْتَبدَّ بِرایِه هَلَك‌َ وَ مَن شاوَرَ الرِّجال شارَكَها فی عُقُولِها

كسی كه خودرای باشد، دچار هلاكت می‌شود و كسی كه با مردمان مشورت كند، در عقل آنان شریك‌ می‌گردد.

 

استبداد یعنی خودرایی و بی اعتنایی به نظر و رای دیگران، و این خصوصیت، در هر كسی می‌تواند وجود داشته باشد. كسی كه در زندگی شخصی خود، هر چه را خودش بخواهد انجام می‌دهد، فردی كه در محیط كار خود، بدون توجه به نظر و رای دیگران، تصمیم می‌گیرد، شخصی كه در برنامه ریزی برای آینده خود، از تجربیات دیگران استفاده نمی‌كند و هر چه را به نظر خودش برسد، مبنای اقدامات خود قرار می‌دهد، مدیری كه بدون مشورت با كارشناس‌ها، تصمیمات مهم را اتخاذ می‌كند، همسری كه بدون مشورت با همسر و سایر اعضای خانواده و بی توجه به نظرات و دیدگاه‌های آنان، آنچه را بخواهد انجام می‌دهد، اشخاصی هستند كه كم و بیش به خصوصیت «استبداد» مبتلایند. این حالت، از خودخواهی، خودبزرگ بینی و خودپسندی ناشی می‌شود، ویژگی‌های بَدِ اخلاقی كه منشا گمراهی‌ها، انحراف‌ها، و كجروی‌های بسیاری هستند و در نهایت انسان را به هلاكت و نابودی می‌كشانند. هر كه خودرای باشد، به هلاكت می‌افتد، زیرا حدود اندیشه و دانش هر انسانی، محدود است و اگر هركس از دانش و تجربه دیگران برای پیمودن راه و زندگی خود استفاده نكند، در تشخیص و تصمیم خویش، دچار اشتباه می‌شود و تكرار این اشتباهات، گاهی انسان را با بن‌بست هایی مواجه می‌سازد كه هیچ راه جبران و بازگشتی هم وجود ندارد.

مشاور امین و دلسوز وظیفه دارد آنچه به نظرش می‌رسد، با صداقت و امانت، درباره موضوع مورد مشورت دراختیار مشورت گیرنده قرار دهد و اسرار مشورت گیرنده را نیز حفظ‌ كند.

بویژه در تصمیماتی كه برای انسان سرنوشت ساز است و در زندگی و مسیر آینده او نقش موثر ایفا می‌كند، اكتفا به دانش و تجربه شخصی برای تصمیم‌گیری، اشتباه بزرگی است. در امور اجتماعی نیز، اگر مدیران و مسئولان در حیطه فعالیت و كار خود، از مشورت و نظر دیگران ـ به خصوص متخصصان كار آزموده، متعهد و مورد اعتماد ـ استفاده نكنند، مرتكب اشتباهاتی می‌شوند كه چه بسا جبران خسارت‌های ناشی از آن، امكان پذیر نباشد. این علاوه بر این نكته است كه در حركت‌ها و اقدامات دسته جمعی، كه گروهی از افراد «با هم» باید كاری را انجام دهند، عدم استفاده از نظرات همكاران و همراهان، موجب بی تفاوتی آنان در برابرِ وظایف‌ خاص خودشان می‌شود و حركت را كُند می‌سازد. بنابراین «استبداد» نه تنها فرد را از تجربه و دانش دیگران محروم می‌سازد بلكه او را از همكاری و همراهی یاران نیز بی نصیب می‌نماید.

مشورت در حقیقت شریك‌ِ عقل دیگران شدن است، زیرا كسی كه با دیگران مشورت می‌كند، آنچه را دیگران در تجربیات خود بدان رسیده‌اند یا با دانش خویش یافته اند، یكجا و به راحتی در اختیار خودش قرار می‌دهد و به آسانی در «عقل» دیگران شریك‌ می‌شود.

مشورت، پشتوانه قوی و محكمی برای تصمیمات انسان است و كسانی كه خود را از دانستن رای و نظر دیگران، برای تصمیم گیری، بی نیاز نمی‌دانند، دارای بهترین نظریات خواهند شد و بهترین تصمیمات را اتخاذ خواهند كرد. نظرِ مشاور معمولاً از هوی و هوس پاك‌ است، حال آنكه نظر مستشیر ـ یعنی كسی كه مشورت می‌طلبد ـ معمولاً با خواست‌ها و جهت گیری‌های خاصی همراه است. البته مشورت نباید موجب تاخیر در تصمیم گیری شود یا اینكه انسان را در اقداماتش، دچار تزلزل و تردید نماید، بلكه همین كه انسان پس از مشورت و اطلاع از نظر و رای دیگران، تصمیمی را اتخاذ كرد، باید با توكل بر خداوند متعال كار را انجام دهد و دچار وسواس و تردید و دودلی نشود. گاهی در مواردی اقدام فوری لازم است، كه در این موارد در حدی كه میسّر است و اقدام را به تعویق نمی‌افكند، باید به مشورت پرداخت. گاهی هم مورد اقدام، كاملاً روشن و بدیهی است و هیچ زاویه یا نكته مبهم و مجهولی در آن وجود ندارد، قطعاً این موارد مشمول اصل ضرورت مشورت نمی‌شود.

كسی كه مشورت می‌كند، دچار گمراهی نمی‌شود و اگر هم دچار خطا شود، بخاطر خطایش سرزنش نمی‌گردد، برخلاف‌ كسی كه با خودرایی كار مهمّی را ـ كه همه جوانب و زوایایش برایش روشن نیست ـ انجام می‌دهد.

اشخاصی هستند كه كم و بیش به خصوصیت «استبداد» مبتلایند. این حالت، از خودخواهی، خودبزرگ بینی و خودپسندی ناشی می‌شود.
  • با چه كسی باید مشورت كرد؟

پاسخ حضرت امام علی علیه‌السلام این است كه با انسان‌های خردمند و عاقل، دارای تجربه و كارآزموده، كسانی كه تقوای الهی دارند و خداترس می‌باشند، اشخاصی كه اهل تدبیرند، و كسانی كه دلسوز و نسبت به سرنوشت مشورت گیرنده، احساس تعهد دارند.

در برابرِ آنان، كسانی كه نسبت به مسئله مورد مشورت اطلاع و دانشی ندارند، به خصوصیات اخلاقی منفی مانند دروغگویی، حرص، بُخل، ترس و... مبتلا هستند، به مسایل و حدود شرعی بی اعتنا می‌باشند، و كسانی كه دشمن مشورت گیرنده‌اند، نمی‌توانند مشاور خوبی باشند و به جای روشن كردن مسیر تصمیم گیری و كمك‌ به مشورت گیرنده برای رسیدن به بهترین نظر و رای، راه تصمیم را برای وی منحرف‌ و پرخطا می‌سازند!

البته مشاور امین و دلسوز وظیفه دارد كه آنچه به نظرش می‌رسد، بدون ملاحظات غیراصولی و با صداقت و امانت، درباره موضوع مورد مشورت دراختیار مشورت گیرنده قرار دهد و اسرار مشورت گیرنده را نیز حفظ‌ كند.


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 30 تیر 1394  | 11:23 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

چرخش سیاست خارجی عربستان با مرگ سعود الفیضل

 


بیش از سه ماه پس از برکناری «سعود الفیصل» از سمت وزیری امور خارجه عربستان سعودی نگذشته بود که چهارشنبه گذشته خبرگزاری‌ها از مرگ وی خبر دادند، کسی‌که از سال 1975 تا 2015 میلادی (۴۰ سال) سکان سیاست خارجی عربستان را در دست داشت.


سعود الفیصل بیش از 15 سال از بیماری پارکینسون و از 3 سال پیش از بیماری آلزایمر رنج می‌برد و با برکناریش از وزارت خارجه و پس از آن مرگش، برای نخستین ‌بار پس از چهار دهه منصب حساس و کلیدی وزارت امور خارجه عربستان به «عادل الجبیر» سپرده شد که «سدیری» به شمار نمی‌آید.

سعود الفیصل

سعود الفیصل که مدت کوتاهی بعد از ترور پدرش، «فیصل بن عبد العزیز»، پادشاه وقت عربستان سعودی به دست برادرزاده‌اش، به سمت وزیری امور خارجه عربستان منصوب شده بود، همیشه آمریکا را عامل ترور پدرش به شمار می‌آورد.
ملک فیصل در دوران سلطنتش آشکارا از سیاست‌های آمریکا در قبال جهان عرب و قضیه فلسطینی و همچنین جانبداری این کشور از رژیم صهیونیستی انتقاد می‌کرد.
در راستای این انتقادات و محکومیت این سیاست‌ها بود که ملک فیصل در سال 1975 صادرات نفت به غرب و آمریکا را متوقف و این کشورها را با بحرانی بزرگ مواجه کرد.
نتیجه این طغیان و سرکشی که در خاندان سعودی همانند آن نه قبل از ملک فیصل مشاهده شده بود و نه بعد از وی مشاهده شد، اقدام سازمان جاسوسی «سیا» آمریکا به ترور ملک فیصل بود که البته به دست برادرزاده‌اش صورت گرفت.
سعود که فرزند دوم ملک فیصل بود، پس از ترور پدر در حکومت «ملک خالد» که به عنوان پادشاه جدید عربستان، جانشین ملک فیصل مقتول شده بود، به سمت وزیر امورخارجه منصوب شد.
اما سعود الفیصل از زمان رسیدن به وزارت و در طول چهار دهه تصدی این منصب همواره بین دو تناقض و تعارض بزرگ قرار داشت، اول کینه‌ای که به خاطر ترور پدرش در دل نسبت به آمریکایی‌ها داشت، چون بر این باور بود که آنها عامل اصلی ترور ملک فیصل بوده‌اند و دوم: خدمت به منافع آمریکا و مزدوری برای این کشور که در خون تمام اعضای خاندان ‌سعودی است و در طول تاریخ آنها همواره ثابت کرده‌اند که مزدور آمریکایی‌ها بوده‌اند.
این موضوعی نبود که از دید واشنگتن دور مانده باشد، بنابراین دولتمردان آمریکایی همواره با وی محافظه‌کارانه برخورد می‌کردند و هیچ‌گاه به او خوش‌بین نبودند، به همین دلیل در خصوص مسائل امنیتی و سیاسی منطقه به صورت مستقیم با شاه عربستان رایزنی می‌کردند.
پادشاهان سعودی که سعود الفیصل در دوره زمامداری آنها سکان سیاست خارجی‌شان را هدایت می‌کرد، به این امر واقف بودند و ملک خالد، ملک فهد و ملک عبدالله اگرچه به وی کاملا اعتماد داشتند، اما در مسائل محرمانه و راهبردی در روابط ریاض‌ – ‌واشنگتن به شاهزاده «بندر بن سلطان»، سفیر اسبق عربستان در واشنگتن روی می‌آوردند که اعتراضات مستمر و مکرر سعود الفیصل را به دنبال داشت.

ملک فیصل در دوران سلطنتش آشکارا از سیاست‌های آمریکا در قبال جهان عرب و قضیه فلسطینی و همچنین جانبداری این کشور از رژیم صهیونیستی انتقاد می‌کرد.

به سرانجام رساندن طرح «طائف» که به جنگ 15 ساله داخلی لبنان پایان داد و احیای روابط سرد واشنگتن ‌–‌ ریاض پس از حملات 11 سپتامبر 2001 گروه تروریستی القاعده به مرکز تجارت جهانی در نیویورک که چندین تبعه سعودی در آن دست داشتند، مهمترین اقدامات سعود الفیصل طی چهار دهه وزارتش شمرده می‌شود.
با برکناری سعود الفیصل، «عادل الجبیر»، سفیر اسبق عربستان در واشنگتن سمت وی را در وزارت خارجه تصدی کرد. وی اگرچه «سدیری» شمرده نمی‌شود، اما تندروتر از سعود الفیصل است.
با برکناری و مرگ سعود الفیصل و با توجه به شناخت موجود از عادل الجبیر طبیعی است که انتظار داشت، عربستان سعودی از این پس در سیاست خارجی‌ خود به سمت افراط گرایی و برقراری رابطه گسترده‌تر و عمیق‌تر با لابی صهیونیستی فعال در آمریکا حرکت کند.
همان‌گونه که عادل الجبیر از زمان تصدی پست وزیری خارجه عربستان همواره تلاش داشته، رابطه ریاض با واشنگتن را توسعه دهد و رابطه با تل‌آویو را از وضعیت محرمانه و در خفا به آشکار و علنی‌ تبدیل کند.
بنابراین اگرچه کارشناسان منطقه بر این باورند که مرگ سعود الفیصل ادامه پوست اندازی حکومت سعودی و گرایش آن به ایجاد تغییرات داخلی و خارجی است که با مرگ ملک عبدالله و به قدرت رسیدن «سلمان بن عبد العزیز» و ایجاد برخی تغییرات در مناصب سیاسی و حکومتی این کشور آغاز شد، اما تاکید می‌کنند: این تغییرات به خصوص در عرصه سیاست خارجی بیش از هر چیز نشان ‌دهنده آن است که عربستان سعودی تلاش دارد، سیاست خارجی جدیدی را در پیش گیرد که تبعیت و وابستگی بیشتری به آمریکا و قدرت‌های غربی در آن دیده می‌شود.
مهمترین وجه مشخصه این سیاست خارجی عربستان سعودی گشودن درب‌های دیپلماتیک به روی رژیم صهیونیستی و عادی سازی روابط با تل‌آویو است که به تبع آن ادامه حمایت از گروه‌های تروریستی تکفیری و تداوم و گسترش بحران‌های منطقه‌ای که هم اکنون عراق، سوریه، بحرین، یمن، لیبی، لبنان و به تازگی مصر را نیز در برگرفته است و همچنین تلاش برای تحقق اهداف و منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا را درپی دارد.

با برکناری و مرگ سعود الفیصل و با توجه به شناخت موجود از عادل الجبیر طبیعی است که انتظار داشت، عربستان سعودی از این پس در سیاست خارجی‌ خود به سمت افراط گرایی و برقراری رابطه گسترده‌تر و عمیق‌تر با لابی صهیونیستی فعال در آمریکا حرکت کند.

بازتاب‌های دیگر چنین سیاست خارجی محو شدن بیش از پیش قضیه فلسطینی و سوق دادن آن به سازش صهیونیستی و تشدید خصومت ورزی با جمهوری اسلامی و محور مقاومت است.
بنابراین می‌توان پیش بینی کرد که خون و خونریزی‌ها در عراق و سوریه و یمن بدون آنکه افق روشنی پیش روی بحران‌ در این کشورها وجود داشته باشد، ادامه خواهد یافت.
در این شرایط دخالت مستقیم نظامی در بحرین سرکوب مردم مظلوم این کشور و دخالت غیر مستقیم در لبنان و دامن زدن به اختلافات طایفه‌ای و مذهبی در این کشور به ویژه بین شیعیان و اهل سنت، همانند دخالت در امور داخلی مصر ادامه خواهد یافت و این رهاوردی جز سوق دادن منطقه به لبه پرتگاه سقوط به همراه نخواهد داشت.
در حالی‌که علم و دانش روابط بین الملل عموما دیپلماسی را تبدیل چالش‌ها به فرصت‌ها و کاهش شکاف‌های موجود بین کشورها و خصومت‌ بین آنها با در نظر گرفتن منافع ملی معنا می‌کند که بازتاب آن نزدیک شدن کشورها از جمله کشورهای یک منطقه به یکدیگر تا جای ممکن و برقراری صلح و امنیت منطقه‌ای است.
اما با کمال تاسف مشاهده می‌شود که این اصل اولیه و بدیهی همواره در دیپلماسی عربستان که بنیانگذار آن سعود الفیصل بود، نادیده گرفته شده و هیچ‌گاه حضورش در دستگاه دیپلماسی سعودی و در منطقه مشهود نبوده است.
بنابراین با مرگ سعود الفیصل و مرور عملکرد سه ماهه عادل الجبیر در می‌یابیم که وی نه تنها ادامه دهنده خط مشی سلف خویش است که تلاش دارد، پا را از حد و مرزهای مشخص شده توسط سعود الفیصل نیز فراتر بگذارد.

قبس زعفرانی

بخش سیاست تبیان

 


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 30 تیر 1394  | 11:22 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید