رئیس اسبق سیا مدعی شد

ایران برای آمریکا خطرناک‌تر از داعش است

 


رئیس اسبق سازمان سیای آمریکا ایران را برای کشورش خطرناک‌تر از داعش دانسته و درباره توافق احتمالی هسته‌ای با تهران ابراز نگرانی کرد.



مایکل هایدن

"مایکل هایدن" رئیس اسبق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و همچنین رئیس اسبق آژانس امنیت ملی آمریکا در گفتگو با روزنامه آلمانی "دی ولت" در پاسخ به این پرسش که آیا جهان امروز نسبت به دوران مسئولیت شما خطرناک تر شده است گفت: من در دوران فعالیت های نظامی خود یک دوران خطرناک تری را تجربه کردم. اما من هرگز دنیای پیچیده ای مانند امروز را بخصوص در خاورمیانه و در کشورهایی مانند عراق یا سوریه را تجربه نکردم. ما سعی می کنیم مسئله القاعده را حل کنیم البته به ندرت پیشرفت هایی داشتیم و اوضاع در دیگر مناطق بدتر می شود.

وی همچنین گفت: دنبال کردن یک سیاست خاص در خاورمیانه برای آمریکا سخت شده است.

 این مقام اسبق آمریکایی همچنین مدعی شد که ما باید با حقیقت روبرو شویم. عراق دیگر وجود ندارد، سوریه نیز همچنین. لبنان تقریبا در پایان کار قرار دارد و لیبی نیز همین طور. این منطقه برای 20 تا 30 سال آینده ناپایدار باقی می ماند. وی گفت: من نمی دانم که کار این کشورها به کجا می کشد. اما اعتقاد دارم که یک سیاست برای تشکیل دوباره این کشورها شکل نخواهد گرفت.

رئیس اسبق سازمان سیا در بخش دیگری از این گفتگو درباره توافق هسته ای با تهران ابراز نگرانی کرده و اظهارداشت که البته یک توافق خوب به ایران حق تبدیل شدن به یک کشور صنعتی اتمی را می دهد و به این ترتیب این فرصت را برای آن ایجاد می کند که در عرض 12 ماه به سلاح اتمی دست یابد.

وی کردها در عراق را بهترین متحد آمریکا در این کشور دانسته و تاکید کرد که این گروه همچنان متحد غرب باقی می مانند.

هایدن با این توجیه که عراق و سوریه دوباره نمی توانند سر پا شوند گفت ما باید به دنبال جایگزین برای این شرایط باشیم و با این توجیه از مسلح کردن کردها در این مناطق و ارسال سلاح برای آن ها حمایت کنیم.

رئیس اسبق سازمان سیا در بخش دیگری از این گفتگو درباره توافق هسته ای با تهران ابراز نگرانی کرده و اظهارداشت که البته یک توافق خوب به ایران حق تبدیل شدن به یک کشور صنعتی اتمی را می دهد و به این ترتیب این فرصت را برای آن ایجاد می کند که در عرض 12 ماه به سلاح اتمی دست یابد. این توافق، ایران را به خانواده ملت ها باز می گرداند بدون اینکه ما بدانیم آیا ایران حداقل تصمیمی برای کنار گذاشتن سیاست های هژمونی خود در منطقه دارد.

وی در بخش دیگری از این گفتگو درباره فعالیت های نظامی چین در دریای چین  و جاسوسی های سایبری در ایالات متحده ابراز نگرانی کرد.

هایدن همچنین داعش را خطری جدی برای آمریکا دانسته و در عین حال ایران و خطر گسترش تسلیحات اتمی را تهدید جدی تری دانسته که البته برای حل آن زمان کمی وجود دارد.

بخش سیاست تبیان

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 5:59 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

 موگرینی: زمان تصمیمات حساس فرا رسیده است

 


رییس‌ سیاست خارجی اتحادیه اروپا در مصاحبه‌ای با شبکه خبری سی.ان.ان گفت: طرفین مذاکرات هسته‌ای ایران تاکنون تا این اندازه به توافق نزدیک نبوده اند.


موگرینی

فدریکا موگرینی در گفت‌وگویی اختصاصی با کریستین امانپور اعلام کرد، اکنون زمان آن رسیده که تصمیماتی حساس اتخاذ شود و لازم است پاره‌ای از مسائل کاملا سیاسی در جریان مذاکرت حل و فصل شود.

موگرینی با اشاره به روند مذاکرات در وین اظهار کرد: ما تا جایی که می‌توانیم به توافق نزدیک شده‌ایم و هرگز تا این اندازه نزدیک نبوده‌ایم.

با این حال این دیپلمات اروپایی تصریح کرد، امکان دستیابی به توافق وجود دارد، اما این مسأله قطعی نیست و به اتخاذ تصمیم‌های حساس تاریخی و سیاسی نیاز دارد و البته مذاکره کنندگان متوجه این حساسیت هستند.

رییس‌ سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت: دستیابی به این توافق منطقه و جهان را امن‌تر خواهد کرد.

بخش سیاست تبیان

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 5:59 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

 عصبانیت نماینده ارشد کنگره آمریکا از راهپیمایی روز قدس

 


یک نماینده ارشد کنگره آمریکا در بیانیه‌ای با محکوم کردن حضور گسترده مردم ایران در راهپیمایی روز قدس نوشته گرمای هوا هم مانعی برای این حضور ایجاد نکرده است.


اد روییس ، نماینده ارشد کنگره امریکا

 «اد رویس»، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا بامداد شنبه با انتشار بیانیه‌ای  برگزاری راه‌پیمایی روز قدس در سر تا سر ایران را محکوم کرد.

«رویس» در این بیانیه که روی وب‌سایت رسمی مجلس نمایندگان قرار گرفته می‌نویسد در میانه مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5، «دهها هزار نفر» در سر تا سر ایران در سالروز روز قدس به خیابان‌ها آمده و فریاد «مرگ بر شیطان کوچک، اسرائیل» و «مرگ بر شیطان بزرگ، آمریکا» سر دادند.

این نماینده ارشد کنگره می‌نویسد: «دمای هوا در تهران تقریباً 100 درجه (فارنهایت) است، اما این جلودار جمعیت نبود. یک مأمور آتش‌نشانی بالای کامیونش دیده می‌شد که با شلنگ روی جمعیت آب می‌پاشید و داد می‌زد مرگ بر آمریکا.»

«اد رویس» علاوه بر این، به آتش‌ کشیده شدن پرچم رژیم صهیونیستی توسط مردم را مورد توجه قرار داده و راه‌پیمایی روز قدس را «نژادپرستانه» خوانده است.

اد رویس در پایان این بیانیه خواستار توجه دولت اوباما به این اظهارات و اقدامات مقامات ایرانی در راهپیمایی روز قدس شده و نوشته به همین دلیل است که عده‌ای از امتیازدهی به تهران در مذاکرات هسته‌ای ایران نگران هستند.

رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا از حضور حسن روحانی، رئیس جمهور ایران در این راه‌پیمایی و بیانیه وزارت خارجه به همین مناسبت هم انتقاد کرده و نوشته «ناگفته قابل فهم است که ایران بار دیگر خواستار نابودی اسرائیل شده است.»

نماینده کنگره در پایان این بیانیه خواستار توجه دولت اوباما به این اظهارات و اقدامات مقامات ایرانی شده و نوشته به همین دلیل است که عده‌ای از امتیازدهی به تهران در مذاکرات هسته‌ای ایران نگران هستند.

«رویس» یکی از نمایندگان کنگره آمریکا است که همواره بیشترین کمک‌های مالی را از رژیم صهیونیستی در تبلیغات انتخاباتی برای ورود به کنگره دریافت کرده است.

بخش سیاست تبیان

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 5:58 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

 آمریکا و اروپا تعلیق تحریم های ایران را تمدید کردند

 


آمریکا و اتحادیه اروپا تعلیق تحریم های خود علیه ایران را به مدت سه روز دیگر با هدف داشتن فرصت بیشتر برای مذاکره تمدید کردند.


ایران و امریکا

به نقل از رویترز، آمریکا و اتحادیه اروپا اعلام کردند که تعلیق تحریم‌های ایران را تا سه روز دیگر تمدید کرده‌اند.

یک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا در این مورد گفت: به منظور داشتن وقت بیشتر برای مذاکره، گام‌های لازم را بر می‌داریم تا تمهیدات «برنامه اقدام مشترک» تا ۱۳ ژوئیه (۲۲ تیرماه) به  جای خود باقی بمانند.

اتحادیه اروپا نیز دلیل این تمدید سه روزه را اختصاص دادن مدتی بیشتر برای رسیدن به راه‌ حلی طولانی‌ مدت درباره پرونده هسته‌ای ایران بیان کرده است.

بخش سیاست تبیان

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 5:55 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

 پوتین خواستار رفع تمامی تحریم ها علیه ایران شد

 


ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه خواستار رفع تمام تحریم‌های ایران در سریع ترین زمان ممکن بعد از رسیدن به توافق جامع هسته‌ای شد.


پوتین

به نقل از رویترز، ولادیمیر پوتین که در نشست خبری در شهر یوفا و در حاشیه اجلاس سران بریکس و سازمان همکاری های شانگهای سخن می گفت، تصریح کرد: ما خواستار رفع تحریم ها علیه ایران هستیم، سوال این است که چه تحریمی و چه زمانی باید رفع شود؟

وی افزود: ما خواستار آن هستیم تا هر زمان که توافق جامع بدست آمد، در سریع ترین زمان تمامی تحریم ها هم رفع شوند.

وی همچنین ابراز امیدواری کرد که ایران و گروه ۱+۵ به سرعت به راه حلی برای رسیدن به توافق نهایی دست یابند.

این اظهارات در حالی مطرح می شود که روز پنجشنبه ولادیمیر پوتین میزبان حسن روحانی رییس جمهور ایران بود و با وی درباره مذاکرات جاری هسته ای در وین اتریش گفت و گو کرد.

رییس جمهور روسیه همچنین با بیان اینکه بعد از رفع تحریم ها علیه ایران، صادرات نفت تهران افزایش خواهد یافت، گفت: ایران بعد از رفع تحریم ها تولید نفت خود را افزایش خواهد داد و با افزایش تولید نفت این کشور، اقتصاد جهانی باید خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و تقاضا بالا خواهد رفت.

ایران و گروه ۱+۵ متشکل از آمریکا، روسیه، انگلیس، فرانسه، چین و آلمان در وین اتریش در حال مذاکره بر سر نگارش متن توافق جامع هسته ای بر مبنای راه حل های بدست آمده در مذاکرات ۱۳ فروردین لوزان سوئیس هستند.

امروز همچنین اعلام شد که دوره توافق موقت هسته ای بین ایران و قدرت های بزرگ با هدف تداوم مذاکرات جاری تا پایان روز دوشنبه ۲۲ تیرماه تمدید شده است.

پوتین رئیس جمهور روسیه افزود:  ما خواستار آن هستیم تا هر زمان که توافق جامع بدست آمد، در سریع ترین زمان تمامی تحریم ها هم رفع شوند.

وی همچنین ابراز امیدواری کرد که ایران و گروه ۱+۵ به سرعت به راه حلی برای رسیدن به توافق نهایی دست یابند.

جان کری به خبرنگاران حاضر در محل مذاکرات هسته‌ای در وین گفت: در حال حاضر می توانیم بگوییم که در گفت و گوهای امروز پیشرفت هایی نسبت به قبل داشته ایم.

وی همچنین فضای مذاکرات را «بسیار سازنده» توصیف کرد.

در همین حال ارنست مونیز وزیر انرژی آمریکا نیز که برای سفری یک روزه به لیسبون پرتغال رفته بود، به وین بازگشت و در پیامی در شبکه اجتماعی توییتر نوشت: اکنون زمان بازگشت به کار است، به سختی مشغول کار هستیم تا به یک توافق خوب برسیم.

کاخ سفید نیز اعلام کرد که آمریکا و دیگر کشورهای مذاکره کننده با ایران تا هیچ گاه به اندازه امروز به توافق جامع هسته ای نزدیک نبوده اند.

بخش سیاست تبیان

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 5:55 PM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

نق نزنید، به وصیت‌نامه‌ها سر بزنید
 


هرچند رسانه‌های خبری بیگانه فارسی‌زبان در پی مخدوش کردن ارزش‌های خلق‌شده توسط رزمندگان قهرمان ایران در جنگ تحمیلی هستند، اما شهدا بر اساس رسالتی که داشتند نه‌تنها در جبهه نبرد با دشمن جنگیدند بلکه در وصیت‌نامه‌هایشان نیز در پی شفاف‌سازی رفتارهای این دشمنان بوده‌اند.

شهدا

حدود 30 سال از انجام عملیات «کربلای 4» می‌گذرد، اکنون‌که خبر کاوش پیکرهای 175 خط‌شکن و غواص عملیات کربلای 4 به مهم‌تریم خبر این روزها در سطح جامعه تبدیل‌شده است رسانه‌های بیگانه‌ای همچون BBC، VOA و manoto1 کارکرد شایعه‌سازی و تخریب ارزش‌های ملی و مقاومتی ملت ایران را به روش‌های گوناگون اما منطبق باهم در دستور کار خود قرار داده‌اند.

در چنین شرایط شبهه‌ناکی، شهیدان شاهد پیرو مکتب امام خمینی (ره) بنا به بصیرت و دوراندیشی‌ای که داشته‌اند در وصیت‌نامه‌هایشان به مسئله شایعه‌سازی و شایعه‌پراکنی پرداخته‌اند تا حجاب از چهره منافقان و دشمنان ایران اسلامی برملا کنند. در همین راستا به‌مرور بخشی از وصیت‌نامه چهار شهید دوران دفاع مقدس خواهیم پرداخت:

1. شهید «محمدعلی تک» در وصیت‌نامه‌اش خطاب به شایعه‌سازان گفته است: نه، ما مردم کوفه نیستیم و امام عزیز را تنها نمی‌گذاریم و باید در عمل ثابت کنیم و امروز روز عمل است. ای منافقین کوردل، موشان روز و خفاشان شب، بدانید همان‌طوری که در طول تاریخ نتوانستید کاری کنید، مگر اینکه آتش خود را شعله‌ورتر کنید هم در این دنیا و هم در آخرت.

مرتب نشستید برعلیه این فرزندان راستین اسلام «نِق» زدید که این‌ها می‌روند برای پول و چیزهای دیگر و مرتب نشستید برعلیه انقلاب شایعه ساختید


و ای کسانی که شایعه درست می‌کنید که این‌ها مرا بازور به جبهه می‌فرستند، بدانید که ما با چشمانی باز و قدم‌های استوار و قلبی پر از محبت خدا و با آن عقیده‌ای که به آن ایمان‌داریم که فقط خدا است، می‌رویم.

2. شهید «رجب پریمی» در وصیت‌نامه‌اش شایعه‌سازان را این‌گونه مورد عتاب قرار داده است: پنج سال از جنگ می‌گذرد، حتی برای دیدن فاجعه‌ای که صدام به بار آورده است سری به جبهه‌ها نزدید و نیامدید از نزدیک ببینید که این فرزندان اسلام چه‌کار می‌کنند. مرتب نشستید برعلیه این فرزندان راستین اسلام «نِق» زدید که این‌ها می‌روند برای پول و چیزهای دیگر و مرتب نشستید برعلیه انقلاب شایعه ساختید.

شهدا

3. شهید «خلیل بیناباشی» هم نوشته است: ای امت شهیدپرور، هرچند این شخص، حقیر هستم که پیامی به شما بدهم، ولی بیدارباشید که از هر شایعه‌پراکنی و از هر چاپلوسی دشمنان اسلام نهراسید و بر خود فخر بورزید که در دوره‌ای هستید که به برکت رهبر انقلاب آگاه شده‌اید و از هر نظر به درجه‌ای رسیده‌اید که ملت‌های دیگر افسوس می‌خورند که چرا این رهبر را آن‌ها نداشتند.

4. - شهید «مهدی بداغی» نیز در وصیت‌نامه‌اش یادآور شده است: اما ای امت مسلمان از شما می‌خواهم که امام را تنها نگذارید و مواظب ضدانقلاب باشید که نکند باکارهایی از قبیل شایعه و ناامن کردن جو خواسته باشند نهال انقلاب را بخشکانند.

 

بخش فرهنگ پایداری تبیان

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 3:18 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

وقتی فرمانده روی شکم عراقی خوابش برد

 


شهید عبدالله بسطامیان، قائم‌مقام فرمانده گردان حضرت ولی‌عصر (عج) لشگر 31 عاشورا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در 24 خرداد 1364 به شهادت رسید. این روز بهانه‌ای شد تا با ذکر خاطره‌ای جالب یادی از وی بکنیم.

شهید عبدالله بسطامیان

در 15 اسفند 1343 در زنجان به دنیا آمد. در سن پنج‌سالگی قرائت قرآن را به‌طور کامل فراگرفت.
بیشتر اوقات فراغتش را به قرائت قرآن در مسجد می‌گذراند. در خانه نیز به مطالعه کتاب‌های دینی و علمی می‌پرداخت. به شنا و فوتبال علاقه داشت. او و برادرش اصغر، افرادی اجتماعی و فعال بودند. وقتی‌که انقلاب اسلامی آغاز شد لحظه‌ای آرام نداشتند. نیروهای امنیتی رژیم پهلوی چند بار درصدد دستگیری آن‌ها برآمدند ولی ناکام ماندند، عبدالله و اصغر در تظاهرات و حمله به مراکز پایگاه‌های مختلف رژیم پهلوی شرکت می‌کردند. با پیروزی انقلاب اسلامی، در سال 1358 در دبیرستان شریعتی مشغول به تحصیل شد و همزمان به خدمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. با شروع جنگ تحمیلی درحالی‌که شانزده سال بیشتر نداشت به جبهه‌های جنگ شتافت. ابتدا یک نیروی عادی بود اما با شجاعت، لیاقت و کاردانی که از خود نشان داد خیلی زود به سمت معاون گردان منصوب شد. در عملیات محرم از ناحیه پا و شکم به‌شدت مجروح شد اما وقتی او را برای مداوا فرستادند، پس از چند روز دوباره به جبهه شتافت.

شهید عبدالله بسطامیان

خواب روی شکم عراقی
هم‌رزم و هم‌سنگر وی سردار غیور اسلام پاسدار جانباز مجید ارجمند روایت می‌کند: «پس از عملیات پیروزمند بیت‌المقدس و فتح خرمشهر درگیری‌های شدید و بسیار نزدیکی با عراق‌ها پیش آمد که شهید عبدالله بسطامیان طی آن‌ها شجاعت و جانبازی بسیار زیادی از خود نشان داد و به‌قدری دلاورانه و جسورانه با نیروهای دشمن جنگید و پیکار کرد که همه بچه‌ها را شگفت‌زده کرد، عبدالله به حدی در کارش جدی بود که چندین شبانه و روز متوالی نخوابید و بیدار ماند و نگهبانی داد تا مبادا دشمن دوباره حمله کنه و خط را پس به گیرد. خلاصه بعد از چند شب‌بیداری، بالاخره خستگی بر وجودش مستولی شد و به دوستانش گفت که «می‌خواهم چنددقیقه‌ای استراحت کنم تا خستگی از تنم بیرون بره.» بعد هم داخل سنگری شده و در تاریکی سنگر سرش را روی چیز نرمی گذاشته و از شدت خستگی بلافاصله هم به خواب می‌رود. صبح که از خواب بیدار شد، می‌بیند سرش روی شکم یک عراقی است! سراسیمه اسلحه‌اش را برداشته و سمت عراقی گرفته و از سنگر خارجش می‌کند، بچه‌ها هم با دیدن عبدالله و اسیرش با حیرت و تعجب دورش را گرفته و با اشتیاق از او پرسیدند که کجا و چطوری اسیر گرفته؟! عبدالله هم زد زیر خنده و گفت: از خودش بپرسید، منم مثل شما بی‌خبرم! یکی از رزمندگان که نسبتاً عربی می‌دانست، از عراقی پرسید که چطوری ازاینجا سر درآورده و اسیرشده؟! او هم با کلی التماس و قسم دادن گفت: شب اول عملیات فرار کرده و دال این سنگر پنهان‌شده بوده تا بعد بتواند به عقب برگردد و شب گذشته که عبدالله برای خواب وارد سنگر شده بود، آن‌قدر خسته و بی‌رمق بوده که اصلاً متوجهش نشده و در تاریکی سنگر سرش را روی شکمش گذاشته و خوابش برده بود، او هم از ترس اینکه مبادا تکان بخورد و کشته بشود تا صبح بی‌حرکت و بی‌صدا به همان حالت زیر سر عبدالله بیدار مانده بوده! خیلی عجیب بود عراقی درحالی‌که می‌توانست اسلحه عبدالله را بردارد و آسیبی به او برساند و فرار کند؛ اما این کار را نکرده بود و خودش می‌گفت که جنگیدن عبدالله را دیده بود و از او می‌ترسیده که تا صبح عقل و جسمش واقعاً قفل کرده و جرئت کوچک‌ترین حرکتی را نداشته است.»

عبدالله هم زد زیر خنده و گفت: از خودش بپرسید، منم مثل شما بی‌خبرم! یکی از رزمندگان که نسبتاً عربی می‌دانست، از عراقی پرسید که چطوری ازاینجا سر درآورده و اسیرشده
شهید عبدالله بسطامیان

سجده برای شهادت
عبدالله بسطامیان سرانجام در 24 خرداد 1364 در منطقه‌ای بین دزفول و اندیمشک به شهادت رسید. یکی از هم‌رزمانش در مورد نحوه شهادت وی گفته است: «24 خرداد 1364 بود که به‌طرف دزفول حرکت کردند گروهی با قایق رفتند و گروهی از راه خشکی و با ماشین حرکت کردند. عبدالله از همه جلوتر بود و باعجله حرکت می‌کرد به‌نحوی‌که به او گفتند: تو جلوتر از ما قرارگرفته‌ای و این خطرناک است. وقتی به منطقه بین دزفول و اندیمشک رسیدیم ماشین دیگری در مسیر به عبدالله برخورد کرد. راننده همراه عبدالله به نام «زکریا بیات»، در دم به شهادت رسید آقای اصانلو یکی از همراهان با دیدن این صحنه خود را به عبدالله رسانده و او را در آغوش گرفت که عبدالله او را به روح پدرش قسم داد که مرا به حالت سجده روبه‌قبله بگذارید و آن شخص نیز چنین کرد. عبدالله در حالت سجده بی‌هوش شد او را به بیمارستان دزفول منتقل کردند ولی در بیمارستان به شهادت رسید.»
آرامگاه او در گلزار شهدای شهرستان زنجان واقع است. بعد از شهادت عبدالله برادر وی اصغر بسطامیان نیز در عملیات کربلای 5 در 12 بهمن 1365 به شهادت رسید.

 

فرآوری: سامیه امینی

بخش فرهنگ پایداری تبیان


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 3:18 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

ایده راه‌اندازی شیلات

 


سردار هور شهید علـی هاشـمی یکی از سربازان بی‌ادعای امام خمینی (ره) بود که علاوه بر فرماندهی در جبهه‌های جنگ، با شیوه‌های خاص مدیریتی خود در عرصه اقتصاد مقاومتی نیز فعال بود و بسیاری از نیازهای قرارگاه سری نصرت را از ماهیگیری در هور و فعالیت‌های اقتصادی در مناطق عملیاتی کسب می‌کرد.

شهید علی هاشمی

این روزها که برخی از مسئولان ‌همه مشکلات کشور را به تحریم‌ها گره می‌زنند، دل‌تنگ راه و رسم مردانی می‌شویم که با دستان خالی و تنها با سلاح ایمان و خودکفایی وارد عمل می‌شدند و در همان روزهای تحریم و جنگ، صدام را با 36 کشور حامی‌اش به‌زانو درآوردند. به مناسبت  4تیرسالروز شهادت علی هاشمی مروری بر زندگی تا شهادت سردار هور از زبان دوست دوران کودکی، هم‌رزم و دامادش، عبدالفتاح اهوازیان را پیش رودارید.

قرارگاه سری جنگ
اهوازیان از زبان آقای محسن رضایی و در کتاب «گمشده من» می‌گوید: «پرراز و رمزترین قرارگاه به‌کلی سری تاریخ جنگ، قرارگاه سری نصرت بوده و من به‌عنوان یکی از مسئولان قرارگاه نصرت به شما می‌گویم ما افتخار می‌کنیم که 65 درصد از نیروهای ما از نیروهای بومی و بی‌سواد منطقه هستند. 65 درصد از نیروی ما ماهیگیر، کشاورز و کسانی بودند که در هور زندگی می‌کردند.»
وی ادامه می‌دهد: رزمنده‌های این قرارگاه از اولین امکانات ساده زندگی محروم بودند و در کنار علی هاشمی کارهای عظیمی را در قرارگاه نصرت انجام می‌دادند. 420 مورد شناسایی بدون اینکه یکی از این شناسایی‌ها لو برود، توسط همین نیروهای بومی قرارگاه انجام گرفت. علی هاشمی از همان مردمان بومی که سواد چندانی نداشتند، نیروهای بسیجی ساخته بود که خودکفا شده بودند و چرخ اقتصاد کشورشان را در همان سال‌های جنگ و تحریم می‌چرخاندند.

اقتصاد مقاومتی
داماد شهید هاشمی نکته قابل‌تأمل در زندگی جهادی شهید را فعالیت وی در عرصه اقتصاد مقاومتی در آن سال‌های تحریم بیان و اظهار می‌کند: همان‌طور که می‌دانید سال‌هاست که امام خامنه‌ای درباره اقتصاد مقاومتی و تولید ملی منویاتی را داشته‌اند، این نشان می‌دهد که سربازان واقعی ولایت از سال‌ها پیش در این زمینه فعال بوده‌اند.
بله به‌حق باید گفت که علی هاشمی در آن سال‌های جنگ و در شرایط نبود امکانات و روزهای سخت تحریم، همان اقتصاد مقاومتی که مقام معظم رهبری به آن تأکید داشتند را با همان مدیریت دانش و با ایجاد همبستگی بین اقوام اجرایی کرد. زمانی که ما در شرایط تحریم قرار داشتیم و هور برایمان یک تهدید بود و قرارگاه نصرت ازلحاظ امکانات مالی در مضیقه بود. تدبیر علی هاشمی هور تهدید شده را تبدیل به فرصت کرد. ما روزی 12 تن ماهی از هور صید کرده و 200 غاز شکار می‌کردیم و از سرمایه به‌دست‌آمده برای امور جنگ بهره می‌بردیم.

همه این‌ها حاصل توانمندی مردان قرارگاه نصرت است که در طول جنگ و پس‌ازآن کسی از فعالیت‌های خودکفایی و اقدامات قرارگاه نصرت در راستای اقتصاد مقاومتی اطلاع چندانی نداشت تا اینکه در انتهای جنگ عده‌ای از فرماندهان با مشاهده توانمندی قرارگاه مجموع شیلات سپاه را راه‌اندازی کردند

تأمین مخارج قرارگاه نصرت
وی همچنین می‌گوید: بچه‌ها در دوران مرخصی‌شان ماهیگیری می‌کردند و درآمدشان را با قرارگاه نصف می‌کردند. کسی نمی‌دانست قرارگاه نصرت مخارجش را از کجا تأمین می‌کند. علی هاشمی بعضاً برای تعدادی از بچه‌های متأهل مفقودالاثر، خانه می‌خرید و به نام بچه‌ها سند می‌زد. علی همه تجهیزات و امکانات موردنیاز قرارگاه را از فعالیت‌های اقتصادی هور تأمین می‌کرد. علی برای اهالی بومی اشتغال‌زایی ایجاد کرده بود. ماهیگیری، حصیربافی و صنایع‌دستی را راه‌اندازی کرد و این‌گونه علی هاشمی قرارگاه را خودکفا کرده بود. ما از پوکه‌های توپ که شلیک می‌شد برای خودروهایمان اگزوز درست می‌کردیم. ماشین‌های ما که تویوتا و لندکروز بودند همیشه داخل آب و گل می‌رفتند و اگزوزهای خودروهایمان می‌ترکید. ما توان خرید مواد موردنیاز آن‌هم با هزینه‌های بالا را نداشتیم و نمی‌توانستیم در آن شرایط، زیاد هزینه کنیم. برای همین خودمان دست‌به‌کار شدیم و از پوکه‌های شلیک‌شده توپ، اگزوز ساختیم. همان بادگیرهایی که این روزها تبدیل‌شده به لباس جنگی میکروبی بیولوژیک و شیمیایی ارتش‌های جهان، آن زمان تنها لباسی بود که برای خیس نشدن بچه‌ها در قایق از آن استفاده می‌شد و با نایلون دوخته و بعدها از سفره‌ها تهیه می‌شد و تا امروز که به این شکل در اختیار بچه‌ها قرار دارد.

شهید علی هاشمی

همه این‌ها حاصل توانمندی مردان قرارگاه نصرت است که در طول جنگ و پس‌ازآن کسی از فعالیت‌های خودکفایی و اقدامات قرارگاه نصرت در راستای اقتصاد مقاومتی اطلاع چندانی نداشت تا اینکه در انتهای جنگ عده‌ای از فرماندهان با مشاهده توانمندی قرارگاه مجموع شیلات سپاه را راه‌اندازی کردند. علی هاشمی وقتی مشاهده کرد بنزین برای قایق‌ها به‌اندازه کافی وجود ندارد و بچه‌ها مجبور می‌شوند تا منطقه عملیاتی موردنظر، پارو بزنند اقدام به طراحی و تحقیق روی موتورهای گازی آن‌هم با کپسول‌های گاز کرد. علی در پژوهش‌ها و اختراعات و ابتکارات به جوانان میدان می‌داد. هیچ محدودیتی برای کسی قائل نمی‌شد و از هر طرحی که در راستای منافع جنگ بود حمایت می‌کرد. برخی از همان ابتکارات علی در حضور آقایان محسن رضایی و سردار صفوی راه‌اندازی شد و فیلم‌ها و اسناد آن‌هم موجود است. علی هاشمی از همان نیروهای بومی، گردان‌های شیلاتی آماده کرد. درآمد خوبی هم نصیب بچه‌ها می‌شد. همه آن‌ها بر گردن قرارگاه حق‌دارند.

مقاومت نیروهای پارتیزانی
هم‌رزم شهید در پایان این موضوع تأکید می‌کند: سوسنگرد شهر کوچکی است. با جمعیت کمی که در آن روزهای جنگ و محاصره داشت. شهر، اشغال‌شده بود و اهالی شهر پراکنده‌شده بودند؛ اما علی هاشمی از همان سوسنگرد چند واحد از نیروی بومی راه‌اندازی کرد. این نیروها در منطقه مرزی می‌ماندند و با کمترین امکانات مقاومت می‌کردند. یک گونی آرد به آن‌ها می‌رساندیم و برای مدت‌ها ارتباطمان قطع می‌شد. آن‌ها با همان یک کیسه آرد نان می‌پختند و از هور ماهی می‌گرفتند و از شیر گاومیش‌هایشان ماست، کره، پنیر و دوغ درست می‌کردند. شاید هیچ پارتیزانی این مقاومت را نداشته باشد اما علی از کشاورزان ساده نیروهای حفاظت مرزی با این استقامت می‌ساخت و این از افتخارات جنگ است. هور نقش بسزایی در جنگ آبی داشت.
 

 

 

بخش فرهنگ پایداری تبیان

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 3:17 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

ذوالفقار کابوس امریکا می‌شود

 


تاریخ گواهی می‌دهد که چگونه یک جوان بوشهری به نام شهید نادر مهدوی کابوس نیروی دریایی ایالات‌متحده امریکا در خلیج‌فارس شده بود.

ذوالفقار کابوس امریکا می‌شود

این فرمانده شهید که به همراه گروهش، نفت‌کش غول‌پیکر بریشتون را منهدم ساخت باعث شد امریکا باوجود تبلیغات و هیاهوی رسانه‌ای گسترده، در بزرگ‌ترین اسکورت دریایی تاریخ ناکام بماند و سیلی محکمی را از سوی چند جوان رزمنده ایرانی پذیرا شود. اتفاقی که باعث شد متکبران مستکبر کینه نادر مهدوی را به دل بگیرند و چند روز بعد او و ناوگروه دریایی ذوالفقارش را موردحمله بالگردهای خود قرار دهند. هرچند در این رویارویی ناجوانمردانه نیز باز گروه نادر مهدوی سیلی گیج‌کننده‌ای به آمریکایی‌ها زد و یکی از بالگردهای پیشرفته‌شان توسط شهید محمدی‌ها به اعماق آب‌های خلیج‌فارس سقوط کرد، اما در تعاقب این عملیات مهدوی به اسارت درآمد و در آتش کینه یانکی‌های تحقیرشده، به شهادت رسید. متن زیر گفت‌وگوی ما با «حسن فقیه» برادر سردار شهید نادر مهدوی است که پیش رو دارید.
 در ابتدا از این تفاوت نام خانوادگی بگویید.

این مربوط به سال 1365 می‌شود. ایشان خیلی دنبال این رفت که برای شهرت بصریا، یک ریشه و عقبه‌ای پیدا کند. راستش ما ربطی هم به بصره عراق نداریم و این فامیل، به اصالتمان ‌هم دخلی ندارد. خـلاصه وقتی دست نادر به‌جایی نرسید، تصمیم گرفت شهرتش را تغییر دهد. من قبلاً شهرتم را به شهرت مادری‌ام تغییر داده بودم. ایشان این قضیه را با من در میان گذاشت. گفتم مگر فامیل خودم چه اشکالی دارد. گفت منظورم فامیل شما نیست، می‌خواهم فامیلی خودم را عوض کنم. گفتم عیبی ندارد. خودش رفت، اقدام کرد و درخواست داد و به دلیل ارادت خاصی که به حضرت مهدی (عج) داشت، شهرتش را مهدوی گذاشت.

شهید مهدوی چگونه وارد جبهه شد؟

ما از شور و حرارت شهید مهدوی می‌ترسیدیم که نکند دنبال حزب و گروهی بیفتد؛ اما خیلی از ما روشن‌تر بود. یک روز در شهر با طرفداران بنی‌صدر درگیری پیدا کرد و به آنان می‌گفت شما او را نمی‌شناسید، او مانند گربه فریبنده است. جنگ که شروع شد آموزش چندهفته‌ای در انرژی اتمی بوشهر دیدیم. آن زمان برادرم 16 سالش بود و جثه ریزی داشت. نمی‌خواستیم تا زمانی که ما در جبهه هستیم او ورود کند ولی او بسیار پرشورتر از ما بود. با اولین اعزام بسیج در استان به جبهه رفتیم و با اعزام بعدی گفت دیگر نوبت من است. سال 60 به استخدام سپاه درآمد و پس از آموزش به تهران آمد تا با منافقین رویارویی داشته باشد. مجدداً برگشت و در فتح بستان حضوری فعال داشت. در این عملیات شهید نعمت‌الله تهمتن یکی از بهترین دوستان اخوی به شهادت رسید.

کشتی بریشتون بزرگ‌ترین کشتی نفتی آن روزها بود و آمریکایی‌ها قبل از حرکت اعلام کرده بودند اگر کسی جرئت دارد به این کشتی حمله کند. این موضوع به گوش حضرت امام می‌رسد و ایشان با خونسردی می‌فرمایند: «من اگر جای شما بودم می‌زدم.»

چطور شد که شهید مهدوی تصمیم به تشکیل ناوگروه دریایی ذوالفقار گرفت؟

شهید مهدوی تا آن زمان تجارب فراوانی از حضور در جبهه به دست آورده بود و به همین دلیل تصمیم به تشکیل ناوگروه دریایی ذوالفقار گرفت. ناوگروه دریایی ذوالفقار، وابسته به منطقه دوم نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و نادر تا زمان شهادت، فرماندهی آن را به عهده داشت. دشمن هم در سال‌های 64، 65 و پس از شکست در فاو از پیشروی در خشکی مأیوس شده بود و جبهه‌ای را باراهنمایی امریکا و دیگر کشورها در دریا باز کردند تا جلوی صدور نفتمان را بگیرند. تصور این بود که با ورود امریکا به خلیج‌فارس، نیروهای ایرانی اقتدار خود بر این پهنه آبی فوق‌العاده مهم را از دست خواهند داد و موازنه قدرت نظامی به نفع عراق تغییر خواهد کرد. شهید مهدوی هم با یک گروه مجرب از بچه‌های باجرئت و با امکانات محدود به مقابله با امریکا و عراق برخاست. در جریان درگیری‌های دریایی و جنگ نفتی اگر صدام یکی از کشتی‌های نفتی ما را می‌زد ما دو تا می‌زدیم. کشورهایی مثل کویت و عراق و عربستان وقتی مقابله ما را در دریا دیدند در موضع انفعال قرار گرفتند.

ذوالفقار کابوس امریکا می‌شود

حادثه کشتی بریشتون چگونه اتفاق افتاد؟

در سال‌های پایانی جنگ، خلیج‌فارس برای ایران بسیار ناامن شده بود و عراق خیلی راحت کشتی‌ها و سکوهای نفتی ایران را می‌زد. کویت بخشی از سرزمین و عربستان، آسمانش را در اختیار صدام قرار داده بودند. اولین کاروان از نفت‌کش‌های کویتی آن‌هم با پرچم امریکا و اسکورت کامل نظامی توسط ناوگان جنگی این کشور در تیرماه سال 1366 به راه افتاد. دراین‌بین، دولت امریکا عملیات سنگینی را در ابعاد روانی، تبلیغی، سیاسی، نظامی و اطلاعاتی جهت انجام موفقیت‌آمیز این اقدام انجام داده بود. کشتی بریشتون بزرگ‌ترین کشتی نفتی آن روزها بود و آمریکایی‌ها قبل از حرکت اعلام کرده بودند اگر کسی جرئت دارد به این کشتی حمله کند. این موضوع به گوش حضرت امام می‌رسد و ایشان با خونسردی می‌فرمایند: «من اگر جای شما بودم می‌زدم.» کلام امام به سردار شهید مهدوی و جانشینش سردار شهید بیژن گرد و نیز هم‌رزمانش می‌رسد. شهید مهدوی می‌گفت وقتی حرف امام را شنیدیم همگی گفتیم ان‌شاءالله کشتی را می‌زنیم و هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد. روزی که دشمن از تنگه هرمز وارد شد آمریکایی‌ها ورود کشتی بریشتون را در بوق و کرنا کرده بودند. لجستیک سنگین امریکا اطراف کشتی را احاطه کرده بود و بیش از 100 خبرنگار روی عرشه بودند و شبکه‌های خبری پوشش گسترده‌ای می‌دادند.

گروه شهید مهدوی مسیر کشتی را می‌دانست و با مین‌های دریایی شب در جزیره فارسی می‌مانند. صبح فردا که حرکت می‌کنند دریا طوفانی می‌شود. با ابزاری که بچه‌ها در اختیار داشتند امکان برگشت سخت بود. شخصیت شهید مهدوی طوری بود که همه از او حرف‌شنوی داشتند و تا پای جان روی حرفش می‌ایستادند. به او می‌گویند: آقای مهدوی شما فرمانده ما هستی و هر چه شما بگویی انجام می‌دهیم. همان لحظه تصمیم می‌گیرند ارتباطشان را با بوشهر و تهران قطع کنند و دست‌به‌کار شوند. به هر ترتیبی و در آن شرایط سخت و افتان‌وخیزان به‌سختی مین‌گذاری می‌کنند و می‌روند. شهید می‌گوید: «پس از انجام کار از فرط خستگی دیگر حال نداشتیم به جزیره فارسی برگردیم.» هنگام بازگشت به محل استقرارشان زیارت عاشورا و دعای توسل می‌خوانند. کشتی بریشتون که در حال حرکت بود روی مین می‌رود و حفره بزرگی در بدنه‌اش ایجاد می‌شود. کشتی را کشان‌کشان به سمت کویت می‌کشند و برخلاف تهدیدهایشان هیچ کاری هم انجام نمی‌دهند.

ذوالفقار کابوس امریکا می‌شود

اسارت و شهادتشان چگونه رقم خورد؟

یکی از شب‌های مهرماه 66 نادر برای شرکت در مجلس ختمی به بوشهر برگشت. هنگام برگشت از مجلس به من گفت با شما کاردارم. من هم گفتم اگر به من نگویی بهتر است و وقتی برگشتی باهم مفصل صحبت می‌کنیم. گفتم مبادا حرفی بزنم باعث ناراحتی‌اش شوم و به او گفتم هر کاری می‌کنی برای خداست و انجام می‌دهی. یکی از هم‌رزمان نادر به نام شهید غلامحسین توسلی شب قبل از حرکت به مادرش می‌گوید امشب ما شام ماهی می‌خوریم و شاید فردا ماهی‌ها ما را بخورند. شهید بیژن گرد از دیگر هم‌رزمان شهید مهدوی هم یک‌شب قبل از رفتن، دخترش در بیمارستان متولد می‌شود و تا صبح در بیمارستان می‌ماند و علی‌رغم اینکه تمام شب‌بیدار بود صبح همراه هم‌رزمانش می‌رود. عصر روز 1366/07/16 سردار شهید نادر مهدوی همراه با تنی چند از هم‌رزمانش نظیر سردار شهید غلامحسین توسلی، سردار شهید بیژن گرد، سردار شهید نصرالله شفیعی، سردار شهید آبسالان، سردار شهید محمدی‌ها، سردار شهید مجید مبارکی وعده‌ای دیگر، جهت انجام گشت زنی و حفاظت از خلیج‌فارس، با استفاده از دو فروند قایق تندرو توپ‌دار به نام «بعثت» و یک فروند ناوچه به نام «طارق» به سمت جزیره فارسی حرکت می‌کنند. تعدادشان 9 نفر بود که قرار بود دو نفر دیگر هم به جمع آن‌ها اضافه شوند.

نزدیک غروب دریکی از رادارهای قایق اشکالی پیدا می‌شود. بچه‌ها در حال تعمیر رادار و بررسی وضعیت بودند که زوزه بالگرد دشمن را بالای سرشان می‌شنوند. شهید مهدوی می‌گوید حالت بگیرید و متفرق شوید که بالگرد دشمن است. اولین قایقی که زده می‌شود قایق شهید توسلی بود. قایق آتش می‌گیرد. قایق دوم که محمد محمدی‌ها در آن بود یکی از بالگردهای دشمن را می‌زند و آن‌ها عقب‌نشینی می‌کنند. شهید مهدوی و گروهش نیز برای از آب گرفتن نیروها عقب‌نشینی می‌کنند. تنها ناوچه طارق که سردار شهید مهدوی بر آن سوار بود، سالم مانده و دو قایق دیگر هدف قرارگرفته و می‌سوختند. دوباره سروکله بالگردهای آمریکایی پیدا می‌شود و این بار کشتی نادر را هم می‌زنند. بعد از دو سه ساعت شنا شهید مهدوی و گرد و دو نفر دیگر را سالم می‌گیرند. روی عرشه ناو می‌برند و آنجا مشخص می‌شود جست‌وجوی‌شان برای شناسایی نادر مهدوی بوده است. نادر شناسایی و زیر شکنجه شهید می‌شود و بعد شش روز بعد پیکرش از طریق عمان به کشورمان برمی‌گردد.
ستون پنجم اطلاعات زیادی را به دشمن داده بود و بچه‌هایی که برگشتند، اعلام کردند که آن‌ها فقط به دنبال مهدوی بودند.

 

 

بخش فرهنگ پایداری تبیان

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 3:10 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0

بهترین فرصت برای یک سرمایه گذاری سود آور !

 

رمضان

شرایط اقتصادی کشور ما به گونه ایست که خیلی دچار تلاطم می شود، بارها شاهد بوده ایم که قیمت ها به شدت افزایش پیدا می کنند، و مردم می بینند کدام جنس بیشترین افزایش قیمت را داشته سرمایه های خود را به همان سمت هدایت می کنند .

 


گاهی خودرو ، گاهی ارز ، گاهی طلا و .... و متأسفانه این تفکر دلالی در جان بسیاری از ما خانه کرده است، که ببینیم باد کدام سمت می وزد به همان سمت برویم ، ما با ریشه یابی اقتصادی و اجتماعی این موضوعات کاری نداریم، می خواهیم از فرصت ها صحبت کنیم ، این فرصت ها که به زعم ما ناعادلانه تقسیم شده اند کسانی که شانس با آن ها یار بوده برد کرده اند و دیگران باخته اند .

شاید بارها با خود گفته باشیم کاش وقتی زمین ارزان بود فلان جا زمین خریده بودیم که الآن رشد کرده و قیمت فضایی پیدا کرده است ، یا کاش ماشین خریده بودم و  هزاران ای کاش دیگر .... برای از دست دادن این فرصت ها حسرت می خوریم و آه جانگدازی از نهادمان بلند می شود .

اما یک فرصتی هست که اگر از دست بدهیم واقعا بدبخت می شویم دیگر آه و حسرت درستش نمی کند، این که می گویم بدبخت می شویم حرف ما نیست پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند بدبخت  است کسی که این فرصت را از دست بدهد .

فرصتی که عادلانه در اختیار همه عالم قرار داده می شود ، یک قرار مخفی نیست، سودهای سرشاری دارد که هر کس هر چقدر بخواهد می تواند بردارد و به جیب بزند.

و آن هم فرصت طلایی ماه رمضان است که بیشتر آن سپری شده است و چیزی نمانده که به پایان برسد، فرصتی که درهای آسمان باز باز بود و شیطان در بند و عبادت ها مقبول بود و دعاها مستجاب .

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: إنَّ الشَّقِیَّ حَقَّ الشَّقِیِ مَن خَرَجَ مِنهُ هذَا الشَّهرُ و لَم یُغفَر ذُنوبُهُ ؛ ( میزان الحكمه ، ح 7458) بدبخت واقعى كسى است كه این ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده نشود. 

این سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یک هشدار جدی است به ما که حواسمان باشد در این ماه عزیز فقط به فکر افطار و سحر نباشیم و از این نعمت استفاده کنیم .

باید برای این ماه حریص باشیم، به راحتی از دست ندهیم چمشممان به ساعت نباشد و فاصله سحر تا افطار فقط لحظه شماری نکنیم که دلی از عزا در بیاوریم .

الان هم به ما می گویند درهای آسمان باز است یک هفته دیگر بسته می شود ، در این یک هفته اشتباه و خطا و گناه و خرابی ها به رایگان درست می شود ، بعدش سخت می شود ، تضمینی در کار نیست، آیا ما نباید به اندازه همان سکه خریدن ها و ارز رد و بدل کردن ها تلاش کنیم و به تکاپو بیفتیم ؟

فلسفه تشریع روزه خودسازی است ، اگر ما می توانیم 16 الی 17 ساعت نخوریم و نیاشامیم لابد باید بتوانیم چشممان را هم کنترل کنیم، زبانمان را هم کنترل کنیم، این نخوردن و نیاشامیدن که بدون اصلاح اعمالمان ارزش ندارد .

اگر به ما بگویند تا ده روز دیگر طلا، ارز ، خودرو  و .... ارزان است و بعد به شدت گران می شود حاضریم از شکم خود بزنیم تا بتوانیم یک سرمایه ای تهیه کنیم و تبدیل کنیم و سودش را ببریم .

الان هم به ما می گویند درهای آسمان باز است یک هفته دیگر بسته می شود ، در این یک هفته اشتباه و خطا و گناه و خرابی ها به رایگان درست می شود ، بعدش سخت می شود ، تضمینی در کار نیست، آیا ما نباید به اندازه همان سکه خریدن ها و ارز رد و بدل کردن ها تلاش کنیم و به تکاپو بیفتیم ؟ 

 امام حسن علیه السلام فرمود: إنَّ اللّه َ جَعَلَ شَهرَ رَمضانَ مِضمارا لِخَلقِهِ فَیستَبِقونَ فیهِ بِطاعَتِهِ إلى مَرضاتِهِ ؛ (تحف العقول ، ص 236)  خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه اى براى آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش براى خشنودى او از یكدیگر پیشى گیرند .

خلاصه مطلب اینکه از ماه پر برکت رمضان یه هفته ای بیشتر نمانده، شاید به خاطر ضعف روزه بیشتر اوقاتش را در کسالت و بی ثمری گذراندیم ، این یک هفته تلاش کنیم و تمرین کنیم که پرهیزهایمان را بیشتر کنیم و برای بعد از ماه رمضان هم این حالت را ادامه دهیم، گناه کردن خیلی راحت است، این گناه نکردن است که به ما ارزش می دهد .

ما باید طبق فرمایش امام حسن علیه السلام برای بندگی و عبودیت از هم سبقت بگیریم نه اینکه بی تفاوت بنشینیم و ببینیم کسی پیدا می شود یک اصلاحی در شرایط به وجود بیاورد .

در این یک هفته باقیمانده کمی از حال افراد ناتوان جویا شویم، اگر در توانمان هست مشکل مالی کسی را حل کنیم، به روزه داران نیازمند افطاری بدهیم، و در این روزهای واپسین خودی به خداوند نشان بدهیم .

فاطمه محمدی                

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 3:08 AM | نویسنده : سرباز گمنام | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید