ایستاده با درخشان

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بحبوحه روزهای تلخ درگیریها و تحرکات گروهکهای معاند و تجزیهطلب، غرب کشور و بهویژه کردستان دچار ناامنی و آشوب شده و بخشی از مأموریت مقابله با این اشرار به تیزپروازان هوانیروز محول شد.
درخشان در هوانیروز
وضعیت سنندج بهکلی دگرگون است و تمام امید مردم غیور کرد که حال اسیر چند مزدور وطنفروش شدهاند به ارتش است و مقاومت دلیرانه پادگان سنندج، تنها راه ارتباطی برای تأمین مهمات، تخلیه مجروحین و آذوقه بالگردهای هوانیروز است. 214 ها در پناه همپا کبراها میآیند و جانفشانی میکنند و میروند از زمین و زمانبر روی پادگان آتش میریزند و این کبراهای هوانیروز هستند که هم از 214 ها حفاظت میکنند و هم شلیک راکت و مسلسلهایشان نقطه امیدی است برای نظامیهای درون پادگان ...
آنقدر حجم آتشبر روی پادگان زیاد است که بالاخره یکی از سیمرغها را میزنند سیمرغی که هدایتش بر دستان پیشگاه هادیان و درخشان است دلاورانی که در چندین نوبت بهواسطه همپا 214 ها آتش سنگینی بر روی مهاجمان ریختهاند ...
روز سوم اردیبهشتماه 1359 است و هوانیروز برای حفظ تمامیت ارضی ایران یکی از زبدهترین خلبانان خود را از دست داد خلبانی به نام نامی شهید سرلشگر محسن درخشان لازم به ذکر است احمد پیشگاه هادیان نیز بهشدت مجروح و به عقب تخلیهشده است درگیریها همچنان ادامه دارد و امید است با حضور موثر خلبانان هوانیروز و نیروهای ارتش سنندج تا چند روز دیگر پاکسازی شود ...
شهادت ایستاده درخشان
شهید محسن درخشان، آن ستاره پرفروغ آسمان پرواز نیز در مأموریتی ویژه به همراه همرزمش به کردستان اعزام و پس از نبردی سخت با اشرار اسیر کینهتوزان جداییطلب شد و پس از تحمل روزها شکنجه و سختی سرانجام درحالیکه ایستاده در خاک دفن شده بود روحش به آسمان رفت و پیام مظلومیت او جریان ساز تاریخ شد.
شهلا درخشان خواهر شهید درخشان بابیان مختصر خاطرات و ویژگیهایی از برادر شهیدش گفت: محسن که فرزند ارشد خانواده بود در سال ۱۳۳۴ در قصرشیرین متولد شد و در همان اوایل کودکی همراه خانواده به کرمانشاه آمد.
خواهر شهید درخشان پیرامون نحوه شهادت برادرش میگوید: محسن وقتی با اشرار درگیر میشود به دلیل تیراندازی ضدانقلاب بهسوی بالگردش مجروح شده و درنهایت مجبور به فرود میشود و پس از فرود نیز با آن وضعیت به سمت ضدانقلاب تیراندازی میکند اما درنهایت کمکخلبان موفق میشود از مهلکه نجات یابد و محسن نیز توسط تعدادی از اهالی منطقه به بیمارستانی در سنندج منتقل میشود.
یکی از بستگان شهید درخشان نیز در این رابطه گفت: آن زمان من ۱۴ سال داشتم که خبر مفقودالاثر شدن پسرعمویم را شنیدم، همسر دخترعمویم بهاتفاق چند تن از نیروهای هوانیروز برای یافتن نشانی از شهید درخشان به کردستان رفته و همهجا را به امید یافتن نشانی از او جستوجو کردند تا اینکه محسن را در یک سیاهچال در گورستانی دستهجمعی درحالیکه باسیم خاردار بستهشده بود و بر صورتش عسل مالیده بودند، یافتند.

نسرین درخشان افزود: ضدانقلاب کوردل پسازاینکه محسن برای درمان جراحتش به بیمارستان انتقالیافته بود به بیمارستان یورش برده و پرستار بخش را به شهادت رساندند و محسن را با خود بردند و روزها او را شکنجه و آزار کردند و درنهایت به صورتش عسل مالیده و در کمال مظلومیت شهید کردند.
وی بیان کرد: پیکر محسن را در حالی یافتند که ایستاده در چاه دفن شده و صورتش به دلیل نیش حشرات از بین رفته بود و با پلاک و نشانیهایی همچون قد و قامت رعنایش شناسایی و سپس با بالگرد به کرمانشاه منتقل کردند.
خانم درخشان اظهار داشت: روزی که پیکر محسن را به کرمانشاه آوردند خواهرش به بیمارستان ۲۰۰ تختخوابی رفت تا شاید ردی از برادرش بیابد اما ناگهان صدای بالگردی را شنید که در بیمارستان فرود آمد و وقتی از نگهبان نام و نشان برادرش را جویا شد او گفت الآن یک شهید آوردند به نام محسن درخشان... ۴۰ شبانهروز در عزای محسن بودیم و زمانی که میخواستیم پیکر محسن را در خاک قرار دهیم دوست صمیمیش ارسلان فیض بسیار بیقراری میکرد و همانجا با شهیدمان عهد کرد که تا یک هفته دیگر کنارت هستم و همانگونه نیز شد و آن دوست وفادار نیز به خیل شهیدان پیوست.
سرلشگر خلبان محسن درخشان در روز سوم اردیبهشت سال ۵۹ به شهادت رسید و با رفتن او هوانیروز جمهوری اسلامی ایران یکی از بااخلاقترین و زبدهترین خلبانانش را از دست داد و امروز پیام آزادیخواهی او و نیز دفاع از مظلومان و پایبندی به آرمانهای امام و شهدا آویزه گوش همگان شده است.
فرآوری: سامیه امینی
بخش فرهنگ پایداری تبیان
ادامه مطلب
آرامش جانباز نخاعی با یاد خدا

کمتر قائمشهری پیدا میشود که با فضای دفاع مقدس آشنا باشد ولی جانباز عسکری آهنگرخطیر را نشناسد، جانباز قطع نخاعی از گردن که اگر با او به گپ و گفت بنشینی، غبار خمودی و ایستادیی از انسان زدوده میشود، در ادامه، گفتوگو با این جانباز عزیز را میخوانید.
آقای آهنگرخطیر قبل از این که وارد گفتوگو بشویم، لطفاً خودتان را معرفی کنید.
عسکری آهنگرخطیر هستم، جانباز 70 درصد، سال 65 در عملیات آزادسازی شهر مهران ـ کربلای یک ـ جانباز شدم.
رک و صریح بفرمایید با این وضعیت چگونه کنار میآیید؟
خودم نمیدانم ولی به نظرم خداست که این شرایط را برایم معنا بخشیده تا با وضعیتی که دارم احساس پوچی نکنم کنار آمدن با درد و مرارتهایی که شرایط بدنیام بر من وارد میکند، همیشه یک چیز را در من جاری میکند و آن هم وجود خداست.
الان دو سه روزی است کسالت دارم و نمیتوانم از تخت جدا شوم ولی باور کنید، راحتم؛ احساس آرامش دارم، نمیدانم تا چقدر با وضعیت جسمی جانبازان قطع نخاعی آشنایی دارید، یکی از مشکلات ما زخم بستر است که اگر دقت نکنیم، بدنمان زخم میشود که این خودش مکافاتی دارد ولی به شکر خدا، دمیده شدن هدیه صبر به وجود ما، این دردها را برایمان شیرین کرده است.
تا بهحال شده پشیمان باشید؟
اصلاً و ابدا، من به ثانیه ثانیه این لحظات افتخار میکنم، هدف و مقصودمان، این مشکلات را برایمان معنا بخشید، ما با خدا معامله کردیم، آیا میشود پشیمان باشیم؟! بگذارید یک مثالی برایتان بزنم، شما میروید داخل مسجد، یکی بلند میشود و میگوید برای کمک کردن به فلانجا هر کس توان دارد، کمک کند، تو که در توانت هست، کمک میکنی، چه حسی به تو دست میدهد؟ به نظرم کسی نیست که از یاریرساندن، لذت نبرد، «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین (ع) یاریخواستن خدا از بندگان است، امام حسین (ع) چون ولی خداست خواستن او مددخواستن خداست، ما به ندای ولیفقیه زمان خود لبیک گفتیم که جانشین امام عصر (عج) است.
ما در جنگ به یاری خدا رفتیم تا بندگی خود را ثابت کنیم، به نظر شما این پشیمانی دارد؟ باور کنید حتی هنوز در تنهاییام به خدا نگفتم چرا روزگارم را اینگونه رقم زدی، یک حس قویای در من وجود دارد که به من میگوید تو بیهوده زندگی نکردهای، تو را خدا بیهوده خلق نکرده، آرامشی را که امروز من در مردم میبینم، مرا آرامش میدهد.
آقای آهنگرخطیر! آیا همه جانبازان چنین نگاهی به شرایط خود دارند؟
خُب این طبیعی است که تعدادی پیدا شوند حتی از گذشتهشان هم پشیمان شوند ولی بیشتر جانبازان عزیزمان چنین دیدگاهی را دارند، البته من دوست دارم به آن دسته از دوستان که از گذشتهشان پشیمان شدند، مواردی را یادآور شوم.
بفرمایید.
خیلی از این افراد که از گذشتهشان اظهار پشیمانی میکنند بهخاطر این است که آنها خیال میکنند برای شخص یا گروهی به جبهه رفتهاند و الان وقتی میبینند آن اشخاص و گروه از آن چه میگفتند، عدول کردهاند؛ آنها میگویند پس ما که با حرف آنها به جبهه رفتهایم کار عبثی مرتکب شدهایم.
این نوع تحلیل اساساً اشتباه است، ما برای رضای خدا به جبهه رفته بودیم، اگر به عنوان مثال ما میگوییم به فرمان امام خمینی (ره) رفتهایم به این دلیل است که فرمان امام خمینی (ره) برای خدا بود و همه یقین به اخلاص فرماندهنده داریم، لذا اینگونه بیان میکنیم، مثلاً این حوادث اخیر را درنظر بگیرید، خیلی از این آدمها که مجرم بودند، در زمان شاه زندانی سیاسی کشیدند، در دوران جنگ حضور داشتند و شاید جانباز و حتی خانواده شهید هم باشند، اینها اصلاً ملاک نیست، ملاک راهی است که امروز آنها دارند در آن گام برمیدارند.
اگر با راه شهدا و اهداف شهدا مغایر نبود، اینها محقاند ولی اگر مغایر بود، ما نباید امام و شهدا را برای آنها خرج کنیم، بودن ملاک نیست، باید ببینیم امروز چه هستند، ما نباید انقلاب را با افراد مقایسه کنیم بلکه باید افراد را با انقلاب مقایسه کنیم، باید ببینیم افراد تا چه حدودی از مبانی انقلاب را در خود دارند، متاسفانه امروز خیلیها میخواهند اندیشه انقلاب را شبیه اندیشه افراد و یا احزاب بکنند، در صورتی که باید برعکس اتفاق بیفتد.
این افراد و احزاب هستند که باید اندیشه خود را با اندیشه انقلاب تطبیق دهند و در پایان اینکه باید چشم دل را بگشاییم، مشکل خیلی از افراد این است چشم دل را بستهاند و همه چیز را با چشم سر نگاه میکنند، چشم سری که غفلت زده شده است.
آیا هنوز مسئولیتی را در قبال جامعه در خود احساس میکنید؟
مسئولیت هیچ وقت از یک انسانی که میخواهد راه کمال را بپیماید سلب نمیشود، انسان بیمسئولیت، انسان نیست، شاید باورتان نشود، من بعضی از جانبازان را میشناسم که در رفتار خود خیلی دقت دارند، میترسند خدای ناکرده اشتباهی از آنها سر بزند که این اشتباه لطمه به ارزشها بزند، این دقت در رفتار، نخستین وظیفه و مسئولیت ما در جامعه امروزی است و اما مسئولیتهای دیگر، به نظر من، یک جانباز هیچ تفاوتی با یک انسان از نظر جسمی سالم، ندارد، چون رشد و تعالی به درون و ذهن انسان ربط دارد، پا، دست و اعضای دیگر انسان برای رسیدن به تعالی درونی، شاید حکم ابزار را داشته باشند ولی اصل نیستند، شاید جایگزینی را که برای دست و یا مثلاً پا درنظر میگیریم بتواند همان کار دست و یا پا را انجام دهند، به نظر من اگر ما برای تربیت درونی خود تلاش کنیم، آن وقت میبینیم هیچگاه مسئولیت از ما سلب نمیشود.
آیا در فعالیتهای اجتماعی حضور دارید؟
به اندازه وسع و توانم، بله! بیشتر آن بر میگردد به فعالیتهای فرهنگی، مدتی داشتم وصیتنامه شهدا را تایپ میکردم، کلی از وصیتنامههای شهدای قائمشهر را با یک انگشت تایپ کردم، جدا از این که در یک فعالیت فرهنگی سهمی از خود بهجا گذاشتم، یک ثمره دیگری برای خودم داشت و آن این که با محتویات فکری شهدا کاملاً آشنا شدم، البته تمام زحماتم با خرابشدن کامپیوتر و پاک شدن محتوای آن به هدر رفت ولی آنچه که برایم ماند، سطر سطر وصیتنامه شهداست که میشود آن را بهترین توصیهنامه بشری نامید.
دوست داریم چند کلمه را برایمان تعریف کنید ابتدا جانباز ...
نخستین چیزی که بعد از شنیدن جانباز به ذهنم خطور میکند، صبوریت است، جانبازی با صبوری معنا پیدا میکند، اگر جانبازی، صبور نباشد، او جانباز نیست، مصدوم جنگی است، مجروح جنگی است، مجروح و مصدوم جنگی که صبوریت به خرج دهد، به مقام جانبازی میرسد، صبر برای خدا، صبر برای اسلام، اینها از یک مجروح جنگی جانباز میسازد.
شهید ...
شهادت یک مقام است و شهید، به دست آورنده آن مقام، مقام شهید را خداوند در قرآن بهخوبی تشریح کرده است؛ «عندربهم یرزقون» این کم مقامی نیست، شهید بهترین مخلوق خداست، چرا که به مقام اخلاص رسیده و مقام اخلاص، یکی از شروط رسیدن به مقام شهادت است.
در پایان اگر مطلبی هست، بفرمایید.
امید است که سرباز ولایت باقی بمانیم، دعای من ختم به خیر شدن در این دنیاست، همیشه دعا میکنم عاقبتم ختم به راه شهدا و امام شود، نه راه گمراهان و غرق در دنیاشدگان.
ادامه مطلب
خسته نباشید آقای دیپلمات
این روزها هم نامش بر سر زبانهاست و هم لبخندش در اذهان. او که مرد نخست دیپلماسی کشور است روزهای سخت، پرکار و سرنوشتسازی را پشت سر میگذارد و قطعا نامش در تاریخ ثبت خواهد شد. محمدجواد ظریف ـ وزیر امور خارجه کشورمان بهجا در این مسند قرار گرفته است و در کارکشتگی او در عرصه روابط بینالملل شکی نیست.
شاید بهترین تعبیر درباره محمدجواد ظریف، تعبیری باشد که کسینجر، مشاور امنیت ملی سابق ایالات متحده آمریکا درباره وی داشته است. کیسینجر یک جلد از کتابی که چندی پیش نوشته است را به ظریف هدیه داده و در صفحه نخست آن نوشته است: تقدیم به دشمن قابل احترام، ظریف.
ظریف دیپلماتی دارای تجربه و اعتبار است و این اعتبار چه در عرصه داخلی و چه عرصه جهانی غیر قابل انکار است. شاید بر همین اساس نشریه تایم او را به عنوان یکی از چهرههای برتر جهان انتخاب کرد و شاید از همین منظر باشد که وی لزومی به اثبات خود نداشته باشد. ظریف این روزها با نوع برخورد و مدیریتش در عرصه جهانی نشان داد که میتوان در عین حفظ عزت و اقتدار، با روشی غیرقهری نیز از حقوق خود دفاع کرد. او به کاری که باید بکند، کاملا آگاه است. می داند که مسیر آسانی پیش رویش نیست اما روش طی کردن این مسیر را می داند.
او در کنار جدیت در کارش، باب دیپلماسی عمومی را نیز به خوبی گشوده است و با حضور پررنگ در دنیای مجازی ارتباطش با مخاطبان را حفظ کرده است او اساسا به شفافیت اعتقاد دارد و معتقد بوده است باید از پتانسیل شبکه های اجتماعی نیز بهره برد..
ظریف را لباس پوشیدنش، لبخندش، حضور مداومش کنار مخاطبان، ادب و نزاکتش و احترامی که مدام در گفتار و رفتارش به همراه دارد، سخنوری و تسلط بر واژگانش و همه و همه از سایرین متمایز کرده است. او میداند چه میکند و در واقع کاربلد است. رسانههای جهان، دیپلمات ها و آنهایی که با او حشر و نشر داشته اند، ظریف را فردی «خوش صحبت، منطقی، مستحکم و نرم خو» می دانند که راه و رسم دیپلماسی را به خوبی بلد است. مثلا یک دیپلمات ارشد غربی در مورد وزیر امور خارجه مان می گوید: «در مذاکراتی که ظریف شرکت داشت، همه تلاش خود را میکرد تا طرفین به راههای روشن و هوشمندانه برسند.» یا مثلا خبرگزاری رویترز در مطلبی وزارت «ظریف» بر امور خارجه ایران را انتخابی معنادار دانست و عنوان کرد: «اگر حسن روحانی رئیس جمهور منتخب ایران، در پی بهبود روابط خارجی ایران با غرب است، انتخاب محمد جواد ظریف به عنوان وزیر امور خارجه بهترین انتخاب است.»
بسیاری او را دیپلمات نرم خو میخوانند و معتقدند ظریف با همین لبخندها گاهی در جلسات مذاکره بگونهای جدیت به خرج میدهد که باورش برای کسانی که او را همواره با لبخند دیدهاند شاید سخت باشد. او دقیقا میداند کجا باید اخم کند، کجا لبخند بزند، کجا سکوت کند و کجا قاطع سخن بگوید.
او خطیبی تواناست تا جایی که بعد از سخنرانی اش در سازمان ملل متحد (پس از اولین قطعنامه علیه ایران) روش سخنرانیش برای دیپلمات های انگلیسی تدریس شد.
ظریف آرام، متین و سنجیده حرف می زند، هیجان زده نمی شود، صدایش جز به ضرورت متنی از حدی بالاتر نمی رود. او این ساعات در حال رقم زدن بخش مهمی از تاریخ معاصر جمهوری اسلامی ایران است. شاید تنها محمدجواد ظریف با تسلطش بر امور می توانست چندین کشور مطرح دنیا را پای میز مذاکرات بنشاند و نگه دارد. او فردی باهوش است و ثمره این میزان تجربه و تسلطش حفظ منافع ایران خواهد بود.
باید به او خسته نباشید گفت برای همه تلاش های شبانهروزی و دقت نظرش. خسته نباشید آقای دیپلمات. با وجود همه توهینها و علی رغم همه فشارها نشان دادید که از هدفتان برای حل دیپلماتیک مسائل کشور عقب نمینشینید. عمل شما نشان داد نیاز امروز جامعه عمل مردان کاردان در عرصه اجراست و نه کسانی که همه چیز را در چنبره شعارهای پوپولیستی نابود کردند. شما شعار ما میتوانیم را محقق کردید و باید به احترام شما و تلاشهایتان تمام قد ایستاد. خسته نباشید آقای دیپلمات.
معصومه نصیری
بخش سیاست تبیان
ادامه مطلب
مجلس جمعبندی مذاکرات را بررسی میکند
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه رعایت خطوط قرمز هستهای مدنظر مقام معظم رهبری و ملت ایران در جمعبندی نهایی احتمالی مذاکرات ضروری است، گفت: مجلس براساس رعایت"خطوط قرمز"جمعبندی احتمالی مذاکرات هستهای را بررسی میکند.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه رعایت خطوط قرمز هستهای مدنظر مقام معظم رهبری و ملت ایران در جمعبندی نهایی احتمالی مذاکرات ضروری است، گفت: مجلس براساس رعایت"خطوط قرمز"جمعبندی احتمالی مذاکرات هستهای را بررسی میکند.
مهدی دواتگری عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با اشاره به ضرورت بررسی جمعبندی نهایی احتمالی هستهای در مجلس، گفت: جمعبندی نهایی احتمالی هستهای ایران با 1+5 براساس قانون اساسی میبایست به تصویب مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی برسد.
وی با بیان اینکه رعایت خطوط قرمز هستهای مدنظر مقام معظم رهبری و ملت ایران در جمعبندی نهایی احتمالی مذاکرات ضروری است، افزود: مجلس و مردم ایران زیر بار توافق و یا جمعبندیای که خطوط قرمز و عزتشان رعایت نشده باشد، نمیروند.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با تأکید بر اینکه مجلس و نمایندگان مردم در خانه ملت جمعبندی نهایی را در صورتی میپذیرند و تصویب میکنند که خطوط قرمز و دستاوردهای هستهای کشورمان رعایت شده باشد، گفت: قطعا مجلس خطوط قرمزی که قبلا هم اعلام شده بود را معیار اصلی بررسی جمعبندی احتمالی مذاکرات هستهای قرار میدهد و براساس آن تصمیمگیری خواهد کرد.
ادامه مطلب
10نکته طلایی برای موفقیت و خدا گونه شدن !

هر پیشرفت و موفقیتی مقدمات و پیش نیازهایی دارد که اطلاع داشتن از آن ها برای ما ضروری است، برای موفقیت در خداگونه شدن هم باید از رموزی آگاهی داشته باشیم که در این مقاله به طور اختصار به چند مورد اشاره می کنیم .
1- قبل از تصمیم و اقدام در هر زمینه و زمانه ای چهار محور کلیدی را فراموش نکنیم:
الف - مطالعه، یعنی جمع آوری اطلاعات در مورد هر آنچه در پیش داریم: ازدواج – خرید مسکن – انتخاب شغل – استفاده از رسانه های مدرن و ...
ب- مشاوره: بهره گیری از تخصص و تجربه ی اهل فن در آن رشته و موضوع تصمیم
ج- مشاهده: مشاهده ی خوبان و بدان – ادب از که آموختی از بی ادبان- ادب از که آموختی از با ادبان – بنابه فرموده امیر مومنان علی (علیه السلام) از آنچه در دیگران می بینی و نمی پسندی دوری کن و از آنچه در دیگران می بینی و می پسندی پیروی کن.
د- مجاهده: تلاش و پی گیری عملی با عزمی راسخ و استوار.
2- خوشبختی و موفقیت تنها یک راه دارد:
حسرت گذشته را نخوردن و حرص آینده را نزدن و حال را در یافتن و از آنچه (مادی و معنوی) داریم بهره گرفتن.
بخش مهمی از ناکامی ها، نا امیدی ها، غم ها و غصه ها یا به جهت افسوس و افسردگی برای گذشته است و یا غصه برای رسیدن به آینده و آنچه نداریم .
3- به همه دهن ها غذا بدهیم:
ما تنها یک دهان نداریم ده ها، دهان داریم به هر یک غذا ندهیم افسرده، پژمرده و بیمار می شویم دهانی که محتاج علم است دهانی که به دعا نیاز دارد، دهانی که از محبت و عشق تغذیه می شود ، دهانی که با خدمت کردن به دیگران سیراب می شود. اگر خود را از هر یک محروم کنیم بیمار و ناکام خواهیم شد.
4- کلنگ را یکجا بزن :
برای رسیدن به آب که مایه حیات است باید تنها به یک نقطه کلنگ زد. (مثلا) اگر به جای 5 هزار مرتبه کلنگ به ده جا و ده نقطه از زمین بزنیم و به آب نرسیم و خسته و ناامید شویم شش هزار مرتبه کلنگ به یک نقطه از زمین بزنیم به آب می رسیم پی گیری و مداومت در هر زمینه ای یک اصل اساسی است. همه دانشمندان تمرکز و پی گیری را اصلی ترین پیش نیاز موفقیت خود می دانستند.
5- با چرا زندگی کنیم:
کسی که با چرا زندگی نکند به چراگاه برده شده و چرانده می شود، چرا این فیلم را ببینم؟ چرا درس بخوانم؟ چرا ازدواج کنم؟ چرا با او دوستی کنم؟ چرا صاحب فرزند شوم؟ و.... اگر پاسخ مثبت بود، یعنی محصول اقدام مفید بود انجام بدهیم وگرنه ممنوع.
6- ضمیر ناخودآگاه خود را مدیریت کنیم :
شخصیت، تربیت و عملکرد محصول رویکرد و ضمیر ناخودآگاه است. به عبارت ساده تر هر آنچه را بدون اختیار و از روی عادت و به راحتی انجام می دهیم خروجی ضمیر ناخودآگاه ماست و مثلا به انگشتان یک تایپیست توجه کنید به رانندگی یک راننده نگاه کنید متوجه خواهید شد که با سرعت و بدون سختی عمل مربوط را انجام می دهند.
بنابراین اگر دیده ها و شنیده ها (ورودی ها) را کنترل کنیم آنچه را که به ظاهر فراموش می کنیم در ضمیر ناخودآگاه بایگانی شده در برخورد با حوادث و پدیده ها و رویدادها عکس العمل خاصی را بروز می دهیم برای برخورد مطلوب ، باید ورودی ها کنترل شود اینها را کنترل کنیم .
7- عقیده محور باشیم نه غریزه محور:
وجه تمایز انسان و حیوان در همین یک جمله است. انسان نه براساس میل که براساس معیار، عمل می کند و حیوان برمبنای میل و غریزه، زندگی می کند. همانطور که در همه حوزه های زندگی به کارشناس مراجعه و از نظراتش تبعیت می کنیم (پزشک، مهندس، وکیل و...) در امور دینی و مهارت های زندگی نیز به کارشناس دین و زندگی مراجعه کنیم و بعد از دریافت احکام و قواعد دینی بر همان محور عمل کنیم تا به قله های موفقیت و شادابی و دینداری برسیم.
8- با سختی ها خود را بسازیم:
از کاخ نشینی ، انسان های آسمانی و موفق و مبارز بیرون نمی آید. مگر اینکه انسان های قرآنی، کاخ نشینان را با خدا آشتی دهند و آلوده را پاک نمایند، بیایم این آیه نورانی را آویزه گوش کنیم که فرمود: « إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا » (سوره الشرح آیه 6) ؛به راستی که و بطور قطع با سختی (نه بعد از سختی) آسانی هست.
9- قبل از ورود به هر مجلس و محفلی چه گفتن، چگونه بودن را مرور کنیم و بر همان اساس عمل کنیم، هیجان زده و جو زده نباشیم.
10- با خوبان معاشرت کنیم:
تا عطر معرفت و معنویتشان در جان و جوهرمان تزریق شود در آیات و روایات متعددی بر این مهم تأکید شده است که انسان با آئین و کیش دوستان خود زندگی می کند برای شناخت افراد کافیست دوستان و معاشرانش را بشناسیم رمز موفقیت و خودسازی، آمد و شد با پاکان و نیکان است.
در کتاب عینالیقین مرحوم فیض کاشانی آمده است: بندهای در قیامت بدیهایش بر خوبی هایش بچربد. او را به سوی دوزخ برند. از جانب حق به جبرئیل خطاب رسد: بندهام را دریاب و از او بپرس در دنیا آیا با علما نشسته تا به شفاعت آنان، او را بیامرزم؟ گناهکار گوید: نه. آیا سر یک سفره با عالمی نشسته؟ گوید: نه. آیا درجایی که عالمی نشسته بود نشسته؟ گوید: نه. آیا با عالمی همنام است؟ گوید: نه. آیا دوست کسی بوده که عالم دوست بوده باشد؟ گوید: آری. خطاب میرسد: ای جبرئیل، او را به لطف خویش بخشیدیم، مورد نوازشش قرارده و به بهشت درآور. (عبرتآموز ص 157)
گر تو سنگ صخره و مرمر شوی چون به صاحبدل رسی، گوهر شوی
(مثنوی- دفتر 1 شماره 722-723)
احمد رزاقی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
ادامه مطلب
انجام کاری برای استجابت دعا !

روابط اجتماعی در اسلام در جایگاه محوری قرار گرفته است؛ زیرا انسان از نظر ساختار وجودی به گونه ای است كه بی ارتباط انسانی، از نقص بزرگی رنج می برد و هرگز به كمال بایسته و شایسته خویش نخواهد رسید.
نگاه قرآن به موضوع روابط انسانی تا بدان جا اهمیت دارد كه رهایی از خسران و زیان ابدی كه دامنگیر همه بشریت است، جز بدان تحقق پذیر نیست، به گونه ای كه تنها گلیم خویش از آب بر كشیدن نمی تواند زیان ابدی را از انسان بردارد، بلكه می بایست افزون بر گلیم خویش، در اندیشه گلیم دیگران بود و دستگیر و راهنمای آنان شد.
كمال انسانی در گرو مسئولیت اجتماعی
برخلاف همه ادیان و مذاهب، اسلام دینی با محوریت همگرایی اجتماعی است؛ به گونه ای كه دستیابی به كمالات انسانی، تنها با محوریت اجتماع انسانی تحقق می یابد و این گونه نیست كه انسان بتواند برپایه خودبینی و خود محوری به كمالات بایسته و شایسته برسد.
از این رو عرفان اسلامی، عرفان اجتماعی است؛ چرا كه شناخت خداوندی و خدایی شدن تنها از مسیر خلق می گذرد و انسان در همه مسیر عرفان و شناخت و تزكیه، در ارتباط با خلق عمل می كند تا به موفقیت می رسد.
بر همین اساس هرگونه گوشه نشینی و رهبانیت به عنوان سلوكی غیر اسلامی مطرح می شود و دیر و خرابه نشینی مذموم و ناپسند شمرده شده و چله نشینی، در اعتكاف مساجد و در میان مردم و نمازگزاران معنا می یابد.
خداوند در آیات بسیاری از جمله در سوره عصر به این نكته محوری در سیر و سلوك خدایی گشتن، این گونه اشاره دارد كه هر كسی در زیان و خسران است مگر آن كه به حق، ایمان داشته باشد و كار نیك انجام داده و دیگران را به حق و كار نیك دعوت و سفارش نماید.
هر چند كه عمل صالح دایره وسیع و گسترده ای دارد كه شامل نماز و روزه و دیگر عبادات محض شرعی می شود، ولی اگر به خوبی توجه شود، این معنا به دست می آید كه احسان به دیگران و خدمت به همه موجودات و آفریده های خداوندی از جمله انسان، مهم ترین و اساسی ترین كارهای نیك و اعمال صالحی است كه انسان می تواند در مقام انسانیت و مظهریت ربوبیت به عنوان خلیفه الهی انجام دهد.
به عنوان نمونه خداوند در كنار نماز، مسأله انفاق و پرداخت زكات را مطرح می كند كه یك عمل اجتماعی و مرتبط با دیگران است؛ به این معنا كه هر چیزی را كه از هر طریق از جمله تلاش و كار و كوشش به دست آورده می شود می بایست بخشی از آن را به دیگران بخشید بی آن كه منتی بر آنان گذاشته شود؛ چرا كه آنان در این دستاوردهای شما حقی دارند كه باید ادا شود.
ادای چنین حقی از سوی شما به معنای حركت در مسیر خدایی شدن است؛ زیرا خداوند نیز بی هیچ منتی وجود را به شما هدیه كرده و نعمت های بی شماری را به شما بخشیده و می بخشد.
از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مرد و زن در كنار هم معنا می یابند و به كمال می رسند؛ زیرا زوجیت مبنای هستی است و این اجتماع كوچك در حقیقت نفس واحد و یگانه ای را شكل می دهند. (نساء، آیه 1 و آیات دیگر)
بنابراین، كمال نفس به همراهی زن و شوهر و تحقق زوجیت واقعی است و هیچ یك از مرد و زن نمی تواند به تنهایی به كمال بایسته و شایسته خویش برسد؛ زیرا نقص، زمانی برطرف می شود كه نفس، یكتا و یگانه شود. از این رو كمال هر انسانی دست كم به زوجیت و حركت در این مسیر است. زوجیت بنیاد هر اجتماعی است و از آن جا اجتماعات بزرگ تری از خانواده و عشیره و قبیله و ملت و جامعه بشری شكل می گیرد.
همچنین خداوند در آیاتی دیگر در كنار آموزه وجوب تعبد به توحید، تعبد به احسان به والدین را مطرح می كند كه خود بیانگر جایگاه بلند و رفیع، خدمتكاری به عنوان بخشی مهم از فرآیند خدایی شدن انسان است.
بر این اساس، رسیدن به هر كمال انسانی در گرو انجام مسئولیت هایی در قبال دیگران از جمله خدمتكاری و نوكری خلق است.
ارتباط ایمان واقعی با مسئولیت های اجتماعی
خداوند در آیه 177 سوره بقره می فرماید: «نیكی آن نیست كه روی خود، به جانب مشرق و مغرب كنید؛ بلكه نیكوكار كسی است كه به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و كتاب خدا و پیامبران ایمان آورد و مال خود را با آن كه دوستش دارد، به خویشاوندان و یتیمان و درماندگان و مسافران و گدایان و در بند ماندگان ببخشد و نماز بگزارد و زكات بدهد و اینان چون عهدی می بندند بدان وفا می كنند و در بینوایی و بیماری و به هنگام جنگ، صابرند.»
در این آیه به درستی رابطه ایمان واقعی با فعالیت ها و مسئولیت های اجتماعی بیان شده و عبادات فردی در كنار عبادات اجتماعی معنا و مفهوم می یابد.
از این رو امیرمومنان علی (علیه السلام) می فرماید: اساس ایمان، همان احسان به مردم است. (غرر الحكم، ج4، ص52)
امام صادق (علیه السلام) نیز در تفسیر ایمان خالص و واقعی می فرماید: نیكی به برادران دینی و تلاش و جدیت برای رفع مشكلات آنان در تمام زمینه ها و در هر شرایط، برخاسته از ایمان خالص است. (بحار الانوار، ج71، ص 317)
پیامبر (صلی الله و علیه وآله) نیز در تبیین همین معنا و نگرش وحیانی قرآن، اسلام و نه ایمان را در گرو خدمت به خلق می داند؛ به این معنا كه اسلام به عنوان دین فطرت همانند عقل سالم، حكم می كند كه كمال را می بایست در خدمت به آفریده های الهی دید و برای خودسازی و تزكیه باید از مسیر خدمت به آفریده ها عبور كرد نه در گوشه نشینی و رهبانیت. از این رو می فرماید: مسلمانی غیر از خدمت به برادران مسلم و اهتمام در رفع مشكلات آنان نیست. (اصول كافی، ج2، ص167، بحارالانوار، ج71، ص337)
در روایتی دیگر آمده است: بهترین مردم سودمندترین ایشان به مردمان است. این بدان معناست كه معیار در خوب و بد را می بایست در نفع و ضرر فرد به دیگران دید نه در گوشه نشینی و ریاضت كشی و رهبانیت گرایی. بنابراین، انسانیت انسان در گرو مسئولیت های اجتماعی اوست.
از دیگر مفاهیم در این حوزه می توان به مواسات اشاره كرد. پیامبر گرامی (صلی الله و علیه وآله) می فرماید: بلند مرتبه تر در نزد خداوند نیكوترین در مواسات و كمك رسانی و پشتیبانی از دیگران است. (بحارالانوار، ج71، ص341)
کلام را با روایتی از پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله به پایان می بریم، حضرت می فرمایند:
مَنْ اَرادَ اَنْ تُسْتَجابَ دَعْوَتُهُ وَ اَنْ تُكْشَفَ كُرْبَتُهُ، فَلْیُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ ؛
هر كس می خواهد دعایش مستجاب و غمش از بین برود، باید گره از كار گرفتارى باز كند. (مسند ابن حنبل ، ج ۲، ص ۲۴۸، ح ۴۷۴۹)
این روایت جز این نیست که بازگو کننده اهمیت خدمت کردن به خلق می باشد ...
فرآوری: زهرا اجلال
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
ادامه مطلب
راهکارهای شیطان برای ترغیب انسان به گناه

در این مقاله بر آن شده ام که در مورد یک موجودی بیشتر صحبت کنیم ... موجودی که بسیاری از بدبختی های زندگی هایمان به خاطر وسوسه های او است ....
بله درست حدس زده اید ... منظور همان شیطان لعین و رجیم است ...
در ادامه می خواهیم ثابت کنیم که با چه کسی رو به رو هستیم...
حواسمان باشد که ما با شیطان طرف هستیم ... یک موجود رانده شده از درگاه خدای بی همتا و مورد لعن واقعی او قرار گرفتن؛ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِیمٌ ، وَإِنَّ عَلَیْكَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ (ص، 77-78) فرمود: «پس، از آن [مقام] بیرون شو، كه تو راندهاى و تا روز جزا لعنت من بر تو باد.» ...
موجودی متکبر؛ ... أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِینَ (ص، 75) قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ (ص، 76) ... آیا خود را بزرگ دیدى یا از برترى جویان بودى؟ گفت: «من از او بهترم مرا از آتش آفریدهاى و او را از گِل آفریدهاى.» ...
موجودی که قسم یاد کرده که همه و همه جز یک گروه خاص را از خدا دور کند؛ قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَیْتَنِی لأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَلأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ (حجر، 39) إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ (حجر، 40) گفت: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت، مگر بندگان خالص تو از میان آنان را» ...
او بسیار زرنگ و باهوش است ... جوری انسان را فریب می دهد که آدم می ماند چگونه از او رو دست خورده است ... با هر کسی مطابق با افکار و اعتقادات خودش عمل می کند ...
زیبا کردن زشتی ها
یکی از ترفندای زیرکانه شیطان این است که بعد از اینکه انسان توبه می کند و تصمیم گرفته که سراغ فلان عمل و رفتار نرود، به سراغش می آید و او را وسوسه می کند؛
یادته اون روز اون کارو کردی چقدر حال داد!
به فلانی اون چیزو گفتی چقدر دلت خنک شد!
فلان پارتی و مهمونی ... درکه با دوستان و ... یادته چقدر خوب بود؟ یادته چقدر خوش گذشت؟
این خیابون، اون پرسه زدن ها و... چقدر خاطره داشتی… یادته؟
او می آید و گناهان گذشته را زیبا جلوه می دهد ...
و إذ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ... » (انفال/48) و [یاد كن] هنگامى را كه شیطان اعمال آنان را برایشان بیاراست...
وسواس فکری، وسوسه
خدا نکند بخواهیم کاری را برای خدا انجام بدهیم ... مثلاً بخواهیم نماز بخوانیم یا غسلی انجام دهیم...
این ملعون آن چنان وسواس فکری برای عده ای از ما درست می کند که بیا و ببین و از این راه انسان را اذیت می کند ... حالتی ایجاد می کند که از هر چی عبادت و نماز و غسل است عاصی می شویم ...
وسوسه می کند ... وضوت باطله …نمازت باطله... وضویی که گرفتی دستتو درست نشستی … در نماز و تعداد رکعات شک می اندازد ... غسلت اشکال داشت ...
أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیَاطِینَ عَلَى الْكَافِرِینَ تَوُزُّهُمْ أَزًّا (مریم، 83)
آیا ندانستى كه ما شیطان ها را بر كافران گماشتهایم، تا آنان را [به گناهان] تحریك كنند؟
تا سر انسان خلوته و به کاری مشغول نیست یواشکی می آید و می گوید: الان که سرت خلوته برو فلان فیلم رو ببین … برو به فلانی اس ام اس بده… نیازتو برطرف کن… شیطانُ یَامُرُکم بالفُحشاء (بقره/268) شیطان شما را به زشتى وا مى دارد.
گناه داره، بهش زنگ بزن، بنده خدا منتظرته … یه اس بهش بده از دلش در بیار …
درسته توبه کردی که دیگه بهش اس ندی، فقط یه اس بده حالشو بپرس …
این لعین رجیم می آید و وسوسه می کند که دوباره برگردید به سمت گناه … مواظب باشیم …
یه راهکار دارم ... تمام چیزهایی که فکر می کنید شما را وسوسه می کند از خودتان دور کنید ...
نا امیدی
یکی از بهترین ترفندای شیطان همینه ... ناامید کردن بندگان ... کلی موج منفی می دهد … میگه تو هیچی نیستی ... خدا تو را نمی بخشد …
میگه روزه ای که گرفتی باطله، چون تو گناهکاری ... ناامیدی از بخشش خدا رو بر ما وارد می کنه ... تو گناه کاری... خدا نمازتو قبول نداره...
و همه ی این ها در حالی است که خداوند می فرماید: قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (زمر آیه 53) بگو: «اى بندگان من- كه بر خویشتن زیاده روى روا داشته اید- از رحمت خدا نومید میشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است.
عصبانیت
یکی دیگر از ترفندای شیطان این است که موقع عصبانیت قرین و همنشین آدم می شود ...
در اون لحظه دوست صمیمی ای می شود برای انسان عصبانی. چنانچه پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله می فرماید: خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده شده است و آتش با آب خاموش می شود، پس هرگاه یکی از شما به خشم آمد، وضو بگیرد. (نهج الفصاحه)
وعده فقر
تا میاییم از مالمان در راه خدا خرج کنیم ... انفاقی بکنیم، صدقه ای بدیم... سریع خودشو به ما می رساند و می گوید: کمک نکنیا!! تو که پول نداری، این همه گرفتاری داری، این همه قرض و بدهی داری، پول صاحب خانه را ماه دیگه می خوای چه جوری بدی، پول آب و برق و ...، مدرسه بچه ها، کمک کنی بیچاره میشی ...
«الشیطانُ یَعُدِکُم الفَقرَ و یَامُرُکم بالفُحشاء...» (بقره/268) شیطان شما را از تهیدستى بیم مى دهد و شما را به زشتى وا مى دارد....
ول کن نده!! هستن کسایی که بدن....
این پولایی که تو می خواهی بدهی که به درد نمی خوره ، کمه، زشته اصلاً نده ...
پول نداری لباس بخری، فلان مهمانی را بگیری اون وقت می خوای به این و آن کمک کنی؟!!
فقط یادمان باشد که تا به حالا کسی به خاطر کمک کردن فقیر نشده و نخواهد شد ...
این ملعون آن چنان وسواس فکری برای عده ای از ما درست می کند که بیا و ببین و از این راه انسان را اذیت می کند ... حالتی ایجاد می کنه که از هر چی عبادت و نماز و غسل است عاصی می شویم ...
وسوسه می کند ... وضوت باطله …نمازت باطله... وضویی که گرفتی دستتو درست نشستی … در نماز و تعداد رکعات شک می اندازد
خودم خودم گفتن هایمان شیطانی است ...
تا به یک موفقیتی می رسیم، صاحب علمی می شویم، مقام و جایگاهی پیدا می کنیم می گوییم: من با توانایی خودم، علم خودم و ... به این جا رسیدم ...
دقیقاً همان حرفی که قارون زد: «... قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ... »(سوره زمر، آیه 49) ... می گوید: «تنها آن را به دانش خود یافته ام ....»
حرفی که شیطان زد: من بهتر هستم: ...أَنَا خَیْرٌ مِّنْهُ ...(ص، 76)، انقدر من من کرد تا جایی که از درگاه خدای مهربان بعد از این همه عبادت رانده شد و برای همیشه مورد لعن خداوند قرار گرفت....
حواسمان باشد هر چه داریم از خدا است ... ما در این عالم کاره ای نیستیم ... وظیفه داریم تلاش کنیم ولی اوست که صاحب همه چیز است ...
فرآوری: زهرا اجلال
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
رفیقی که از هر درنده ای بدتر است!
اصلاً عادت کرده ایم که در مشکلات و گرفتاری ها ، در تاریکی هایی که در آن وارد شده ایم ، در چاه هایی که خودمان با دستان خود کنده ایم خودمان را ندید بگیریم و انگشت اشاره را به نشانه مقصر دانستن به طرف این و آن دراز کنیم ...
یک سکانس تکراری در زندگی همه ...
در اصل خیلی از گرفتاری ها ، گمراهی ها تاریکی ها و بدبختی هایی که با هزار زرورق کادو پیچ شده اند کسی نیست جز رفیق بد...
رفیق بد کسی است غیراز ما، که بیرون از ما ایستاده و برایمان نقشه های پلید می کشد، کسی که ما نمی خواهیم به نقشه هایش گوش کنیم، ولی او با هزار ترفند ما را همراه خود می کند.
رفیق بد همیشه مقصر است، مقصری که دور از ماست و می شود همه تقصیرها را به گردنش انداخت.
حقیقت چیز دیگری است ...
این ها می توانند راحت ترین کار برای خیلی از ما آدم ها باشند ... تبرئه کردن خود و مقصر دانستن دیگران ...
حواسمان باشد که این تصور از رفیق بد می تواند همیشه درست نباشد ....
فراموش نکنیم که رفیق بد فقط سراغ آدم های بد می رود، پس اگر رفیق بد داریم اشکال از ماست. شاید هم رفیق بد، خود ما باشیم که دیگران را به بیراهه می بریم و در گوششان ورد می خوانیم که پاک نباش ... راستگو نباش ... امل نباش ... جوانی کن به هر روش و منشی ...
شاید ما همان کسی هستیم که دیگران باید از ما حذر کنند، ولی چون عادت کرده ایم خودمان را مبرا از هر عذر و تقصیر بدانیم، رفیق بد در نظرمان کسی نیست جز او که رو به روی ما ایستاده و مثل شیطان وسوسه مان می کند.
این واقعیت را بپذیریم که رفیق بد فقط دیگران و فرزندان دیگران برای ما نیستند ، خیلی اوقات ما خودمان بد هستیم برای دیگران...
ما خودمان شیطان انسی می شویم ، رفیق بد می شویم برای بچه های مردم ...
رفیق انسان خیلی اوقات، مهمترین و نزدیک ترین انسان می شود برای او ... خوبش زندگی را به سمت خوبی زیر و رو می کند ... بدش زندگی انسان را تباه می کند ...
رفیق بد از هر درندهای بدتر است، کسی که سرطان داشته باشد در نهایت او را می کشد اما اگر رفیق بدی داشت، ممکن است دین و آبروی یک نفر را از میان بردارد.
و چه بد می شود آن وقتی که ما در زندگی به جای آنکه خدا و اهل بیت علیهم السلام و کسانی که ما را با آنها پیوند می دهد رفاقت کنیم، شیطان را دوست و قرین خود قرار دهیم:
.... وَمَن یَكُنِ الشَّیْطَانُ لَهُ قَرِینًا فَسَاء قِرِینًا [نساء 38] ... و هر كس شیطان یار او باشد، چه بد همدمى است.
شاید ما همان کسی هستیم که دیگران باید از ما حذر کنند، ولی چون عادت کرده ایم خودمان را مبرا از هر عذر و تقصیر بدانیم، رفیق بد در نظرمان کسی نیست جز او که رو به روی ما ایستاده و مثل شیطان وسوسه مان می کند.
این واقعیت را بپذیریم که رفیق بد فقط دیگران و فرزندان دیگران برای ما نیستند ، خیلی اوقات ما خودمان بد هستیم برای دیگران
دوست بد، شیطان است
رفیق بد شیطان است. با شیطان هر لحظه در خطر هستید و می لغزید و در طول زمان کمکم اثر شیطانی می گیرید.
یک مرداب گندیده را فرض کنید، بعد یک آب تمیز در ظرفی تمیز را در کنار این مرداب بگذارید و درب آن را باز کنید این آب اصلاً تماسی با مرداب ندارد و در ظرف تمیز است اما مرداب فضای هوا را آلوده می کند و آب نیز بوی گند هوای آلوده مرداب را می گیرد...
با رفیق بد بودن نیز چنین است. رفیق بد باعث می شود موقع نماز اول وقت که شد بگویی حال خواندن ندارم، از انس به قرآن شما را شل می کند ...
توفیق انجام کار خوب و خیر و مستحبات را از آدمی می گیرد ... حتی گاهی کاری می کند که از واجبات هم دست می کشیم ... به بهانه امل نبودن و مدرن بودن ... به بهانه جوان بودن ....
خدا نکند کار به جایی برسد که دادمان از رفیق بد بالا برود یا به جایی برسیم که دیگران به خاطر پشیمانی از همراهی با ما دست خود را بگزند...
چنانچه در روز قیامت کسی که به واسطه رفیق بد نابود شده و جهنمی شده است، مرتب تأسف می خورد و پشت دست را به دندان می گیرد و می گوید: ای کاش سر و کار با خدا و پیغمبر و سر و کار با رفیق خوب داشتم.
ای وای بر من! دیدی که رفیق بد چه به سر من آورد: «وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً [الفرقان، 27]
ای وای بر من! ای کاش در دنیا این رفیق بد را نداشتم.
یا وَیْلَتى لَیْتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلا»[الفرقان، 28]
«لَقَدْ أَضَلَّنی عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنی وَ كانَ الشَّیْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً»[الفرقان، 29]
من در حالی که آدم خوبی بودم، اما رفیق بد مرا برد و نابود کرد.
بدان رفیق بد، شیطان است. همین طور که شیطان جنی تو را می برد، شیطان انسی هم تو را میبرد. اگر بدتر از او نباشد، کمتر هم نیست.
قرآن شریف در جای جای قرآن می فرماید که حواست به این شیطان باشد، او دشمن توست ... «... إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ»[بقره، 168]
او هدفش بدبخت کردن شما است ... می خواهد تو را جهنمی کند ... و آن وقت آن چیزی که از آتش برایمان سوزنده تر خواهد بود این حرف خود او است ...
... إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکمْ فَأَخْلَفْتُکمْ وَ ما کانَ لِی عَلَیکمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی فَلا تَلُومُونی وَ لُومُوا أَنْفُسَکمْ [ابراهیم، 22]
... خداوند به شما وعده حق داد و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلّف کردم! من بر شما تسلّطی نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابر این، مرا سرزنش نکنید خود را سرزنش کنید!
میخواهد شما را بدبخت کند و بعد هم شاهد رسوایی و بدبختی شما باشد ... مواظب باشید که جهنّمی نشوید.
حواسمان باشد نه خودمان برای دیگران شیطان باشیم و نه همنشین شیطان، آن هم از نوع شیطان انسی ؛ که اگر از شیطان جنی بدتر نباشد بهتر هم نیست !
مراقب دوستی های امروزی باشیم ... دوستی با شیاطین انسی از طریق ابزارهای مدرن و شبکه های اجتماعی ... دوستی هایی با جنس مخالف...
با چه کسی دوست می شویم ... با چه افکاری رفاقت می کنیم ... خدایی هستند یا شیطانی ...
«وَمَن یَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ» : و هر كس از یاد [خداى] رحمان دل بگرداند، بر او شیطانى مى گماریم تا براى وى دمسازى باشد.[زخرف، 36]
کار فوق العاده مشکل شده است، حواس هایمان را بیشتر جمع کنیم ... نکند کار به جایی برسد که دیگر راه برگشتی برای خود نگذاشته باشیم ...
زهرا اجلال
کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
ظریف و موگرینی بیانیه مشترک قرائت میکنند
قرار است تا ساعاتی دیگر با حضور وزیران خارجه شش کشور، ظریف و موگرینی در مراسمی در مقر سازمان ملل بیانیه مشترک پایانی دور نهایی مذاکرات جامع هستهای را قرائت کنند.

پس از اعلام پایان مذاکرات وزیران خارجه ایران و 1+5 و تفاهم دو طرف بر سر "برنامه جامع اقدام مشترک" در مقر سازمان ملل در وین از سوی ظریف و موگرینی بیانیه مشترک مطبوعاتی در حضور رسانههای مختلف قرائت میشود.
ادامه مطلب
اعلام جمع بندی نهایی مذاکرات در پایتخت ها
باید دید در مذاکرات جاری در وین پس از طی فرآیند تایید و تصویب در پایتخت ها، آیا استادان «دبه» به آنچه توافق کرده اند متعهد خواهند ماند و آن را اجرا خواهند کرد؟

بالاخره انتظارها به سر آمده و در بامداد نوزدهمین روز مذاکرات فشرده و نفس گیر وین، مجموع آنچه در هتل کوبورگ بین طرفین اتفاق افتاده در حال جمع بندی در جلسه مشترک فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، محمد جواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران و جان کری وزیر خارجه ایالات متحده آمریکاست.
این جمع بندی که احتمالا تا ساعاتی دیگر طی یک نشست مشترک مطبوعاتی در میان خبرنگاران رسانه های جمعی اعلام خواهد شد، در یک فرصت زمانی مشخص در پایتخت های کشورهای حاضر در روند مذاکرات مورد بررسی قرار خواهد گرفت و از قرار معلوم، تا زمانی که در داخل کشورها به تصویب نرسد هیچ توافقی حاصل نشده است.
آنچه اما در این میان مهم به نظر می رسد اینکه؛ پس از طی فرآیند تایید و تصویب در پایتخت ها، آیا استادان «دبه» به آنچه توافق کرده اند متعهد خواهند ماند و آن را اجرا خواهند کرد؟
به بیان بهتر؛ آیا پس از این همه کش و قوس در فرآیند ماراتن مذاکرات، ضلع «خود کدخدا پندار» ماجرا تن به اجرای بی کم و کاست آنچه تعهد کرده است می دهد یا به بهانه های مختلف، باز هم از زیر بار اجرای آن یا حتی بخشی از آن شانه خالی خواهد کرد.
نگرانی در این مورد بی راه نیست اگر بر برخی مواضع آمریکایی ها طی ساعات گذشته نظری بیافکنیم، آنجا که «كروكر» رئیس کمیته روابط خارجی سنا روز یکشنبه بار دیگر مدعی شد که: «ایران چه با توافق و چه بیتوافق هستهای، در پی ساختن بمب اتم خواهد بود و همه بندهای توافق احتمالی را نیز زیر پا خواهد گذاشت.»
این در حالی است که علاوه بر فتوای رهبر معظم انقلاب در مورد حرمت سلاح های هسته ای، مطابق گزارش های ۱۷ مرکز اطلاعاتی آمریکا و همچنین اعتراف گزارش های آژانس به پایبندی ایران به اجرای توافق نامه ژنو، هیچ سند معتبر یا نشانه ای مبتنی بر انحراف برنامه هسته ای ایران وجود ندارد.
از سویی؛ سناتور «میچ مککانل» رهبر اکثریت جمهوریخواهان سنای آمریکا در خصوص آینده توافق احتمالی ایران و ۱+۵ و امکان تبدیل آن به قانونی الزامآور برای دولتهای بعدی آمریکا، ابراز تردید کرده است. این گزاره نیز در کنار موارد مشابه دیگر، نشان دهنده سابقه بدعهدی طرف آمریکایی است.
به هر حال به نظر می رسد که با وجود جمع بندی نهایی طرفین مذاکرات هسته ای در وین، همچنان دغدغه «دبه کردن» آمریکایی ها زیر فشار لابی های تندروی داخلی و صهیونیست ها وجود دارد، مسئله ای که ممکن است حتی اساس توافق را بر هم بزند.
ادامه مطلب
حضرت خضر علیه السلام؛ راهی برای تقرب به امام زمان علیه السلام
خواندن ادعیه مربوط به امام زمان
دورهی مخفی شدنِ امام زمان علیهالسلام
پنج گناه بزرگ شیخ نمر!
عمود چهلم !!
من، با خودِ امام رضا کار دارم!
بهار نیکان! فدای صداقتتان
سوال تأمّل برانگیز تاریخ از دوستداران پیامبری محبوب
نقشه ی گنج گمشده در دستان پیشوای صادق
شاه کلید امام صادق علیه السلام برای استفاده بهتر از دنیا 



