رمزی برای موفقیت های دنیوی و اخروی + حکایتی شنیدنی
انصاف كه از زیباترین خصلتهاى اخلاقى است به معناى عدالتورزى و اجراى قسط و اقرار به حقوق مردم و اداى آنهاست و این كه هر خیرى را براى خود مىخواهم براى دیگران هم بخواهم و هر زیان و ضررى كه براى خود نمىپسندم براى دیگران هم نپسندم .

انصاف كه از زیباترین خصلتهاى اخلاقى است به معناى عدالتورزى و اجراى قسط و اقرار به حقوق مردم و اداى آنهاست و این كه هر خیرى را براى خود مىخواهم براى دیگران هم بخواهم و هر زیان و ضررى كه براى خود نمىپسندم براى دیگران هم نپسندم .
1- انصاف و گسترش محبت:
انصاف باعث جلب محبت دیگران و ادامه محبت ها و صمیمیت ها می گردد[1] و هر گونه بی انصافی و بی عدالتی در خانواده و اجتماع، مانند آتشی است که پیوندها را می سوزاند و از بین می برد.در روایات متعددی این گونه بشارت داده اند که انسان منصف همیشه دوستان و رفقای زیادی دارد و همه پشتیبان او خواهند بود.[2]
2- انصاف و پاک شدن اختلاف ها:
منشأ بروز و ادامه بسیاری از اختلاف ها و در گیری ها، بی انصافی هر دو طرف اختلاف یا یکی از آن ها است. حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:«الانصاف یرفع الخلاف و یوجب الائتلاف؛[3]
انصاف، اختلافات را از بین می برد و موجب الفت و همبستگی می شود».
3- انصاف و آسایش:
برخی افراد می دانند که در پرونده مورد اختلافشان حق با آن ها نیست. اما مدت های مدیدی وقت و فکر خود را صرف می کنند و نزاع و دادگاه را آن قدر ادامه می دهند تا به خیال خام خود پیروز گردند. در حالی که نمی دانند این پیروزی بر فرض هم که به دست آید، ظاهری است و به قیمت از دست دادن آرامش و آسایش دنیوی و اخروی آن ها تمام می شود. به همین علت حضرت زهرا (علیهماالسلام) فرمودند:«فرض... العدل تکیناً القلوب؛[4] ؛ خداوند عدالت و انصاف را برای آرامش دل ها واجب نموده است».
حضرت علی (علیه السلام) نیز می فرمایند:
«الانصاف راحه؛[5] انصاف موجب راحتی و آرامش انسان می شود».
انسان منصف نگرانی درونی ندارد و دچار عذاب وجدان نمی شود.
4- عدالت و بقای نعمت ها:
در طول تاریخ بارها اتفاق افتاده که افرادی به منصب ها و نعمت هایی رسیده اند، اما همین که شیرینی قدرت و نعمت را چشیدند، بی انصافی و بی عدالتی نموده و برای خود و دوستان و بستگان ویژه خواری کردند. از این رو سنت قطعی تاریخ در مورد آنها اجرا شده، قدرت و نعمت آنها پا برجا نمانده است. شرط اساسی دوام نعمت ها و منصب ها رعایت عدل و انصاف است.
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «کسی که انصاف (عدالت) به خرج ندهد، خداوند قدرت را از او می گیرد».[6]
امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: «استعمال العدل و الاحسان موذن بدوام النعمة؛ [7]
به کار گیری عدالت و احسان نمودن، دائم بودن نعمت ها را اعلام می نمایند».
در فرهنگ اسلامی، عالم بر پایه عدال بنا نهاده شده است و هر کس و هر جریانی که بخواهد بر خلاف جریان کلی عالم حرکت کند، بسیار زود از بین می رود.[8]
عدل شمعی بود جهان افروز ظلم شه آتشی ممالک سوز
شه چو ظالم بود نباید دیر زود گردد بر او مخالف چیر
5- انصاف و عزت اجتماعی:
بسیارند کسانی که با بی انصافی و ظلم، درصدد رسیدن به مقام و منصب و موقعیت اجتماعی هستند و به هر وسیله ای رقیب را کنار می زنند تا به منصب مورد علاقه خود برسند. غافل از اینکه همه امور به دست خدا می باشد و برتری و پیروزی این افراد دوامی ندارد و چه بسا موجب شود که خداوند متعال از طریق همین برتری ظالمانه ای که به دست آورده اند، آن ها را مفتضح نماید. فقط اهل انصاف هستند که عزت و آبرو و پایگاه اجتماعی بادوامی دارند؛ زیرا عزتی را که خدا بدهد، هیچ کس نمی تواند از انسان بگیرد عزتی که خودمان دست و پا کنیم، مانند خانه ای بر آب سست و از بین رفتنی است. پس، از منصفانه رفتار نمودن نترسیم که عزت فقط دست خدا است و همو هم وعده داده که اهل انصاف را عزیز می نماید.
عزیز دو سرا حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:

«الا انه من ینصف الناس من نفسه لم یزده الله الا عزّا؛[9]
هر کس در بر خورد با مردم رعایت انصاف را بنماید، خدا جز بر عزت او نمی افزاید».
آن حضرت در سخن دیگری می فرمایند:
پیش از آنکه از تو دادخواهی کنند، تو خود از خویشتن دادخواهی کن؛ زیرا این کار منزلت تو را بالاتر می برد و پروردگارت را بیشتر خشنود می کند.[10]
از آن بهره ورتر در آفاق کیست که در ملک رانی به انصاف زیست؟
چو نوبت رسد زین جهان غربتش ترحم فرستند بر تربتش
بد و نیک مردم چو می بگذرند همان به که نامت به نیکی برند
6- انصاف و مقبولیت نظر:
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
کسی که در برخورد با خود و نظر دادن درباره خویش رعایت انصاف را بنماید [و عیب پوشی و بزرگ نمایی ننماید] مردم نظر او را در موارد و اشخاص دیگر بپذیرند.[11]
7- انصاف و پیروزی:
اگر کسی انصاف را رعایت نمود و از مطلوب خود دور شد، خدایی که همه چیز و همه دل ها در دست او است، او را پیروز خواهد نمود.
حضرت صادق (علیه السلام) این قانون الهی را این گونه بیان می نمایند:هرگز دو نفر در امری نزاع نکردند که یکی از آن ها انصاف بدهد و دیگری قبول نکند، مگر اینکه آن دیگری مغلوب می گردد. [12]
8- انصاف و رزق و روزی:
بسیاری از بی انصافی ها برای جلب رزق بیشتر و دور نمودن ضرر از خود است. در حالی که خزائن هر چیزی از جمله رزق و روزی در دست خدا است و با این ترفندها جز زحمت و وبال چیزی به دست نخواهد آمد.
حضرت صادق (علیه السلام) می فرمایند:
هر گاه بنده ای در مورد خودش رعایت انصاف را بکند و حق دیگرانی را که پیش او است بپردازد، خداوند متعال دو لطف به او می نماید: اول اینکه از طر ف خودش رزقی به او می دهد که او را قانع می نماید و دیگر اینکه رضایت خودش را شامل حال او می نماید که باعث نجاتش می گردد[13]
حضرت امیر (علیه السلام) نیز می فرمایند:
«بالعدل تنضاعف البرکات؛[14] ؛به واسطه عدل و انصاف برکات الهی چند برابر می گردد».
حکایتی زیبا:
دو برادر با هم در مرزعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آن ها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را باهم نصف می کردند. یک روز برادر مجرد با خود فکر کرد و گفت: درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم. من مجرد هستم و خرجی ندارم؛ ولی او خانواده بزرگی را اداره می کند. بنابراین شب هنگام یک کیسه پر از گندم برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت. در همین حال برادری که ازدواج کرده بود با خود فکر کرد و گفت: درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم. من سر و سامان گرفته ام، ولی او هنوز ازدواج نکرده است و باید آینده اش تأمین شود. بنابر این او هم کیسه ای پر از گندم را مخفیانه روی محصول برادر ریخت. این روش سالیانی موقع تقسیم محصول بین آن دو برادر اتفاق می افتاد.
سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند که چرا ذخیره گندمشان هیچ وقت تمام نمی شود و از طرفی همیشه با هم مساوی است. تا آنکه در یک شب تاریک دو برادر در راه انبارها به یکدیگر برخوردند. مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آنکه سخنی بر لب بیاورند، کیسه هایشان را زمین گذاشتند و یکدیگر را در آغوش گرفتند و راز برکت مالشان را فهمیدند.
تو نیکی می کن در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز
پی نوشت ها:
[1] - آمدی ، غررالحکم، ص 394
[2] - همان
[3] - همان
[4] - شیخ صدوق، عالی الشرائح ج1، ص 348
[5] - آمدی، غررالحکم، ص 394
[6] - همان
[7] - شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج2 ص 34
[8] - محمدباقر مجلسی بحار الانوار، ج 75، ص 83
[9] - کلینی، کافی، ج3، ص 144
[10] - آمدی، غررالحکم، ص 394
[11] - کلینی، کافی، ج2، ص 146
[12] - حر عاملی، وسائل الشیعة، ج15، ص 285
13] - محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج73ص 36
[14] - آمدی، غررالحکم، ص 446
فرآوری : محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
ادامه مطلب
غواصی از 175 دستبسته

از مدرسه تا سپاه
صدایش سادگی و مهربانی مادری بی غل و غش را در ذهن تداعی میکند. برای لحظهای از هیاهوی دنیای شهری در ذهن دور میشوی و به دل مهربان مادری ورود پیدا میکنی که آهنگ لبخندش تلختر از مویههای شبانهاش است. کهولت سن گاهی او را مجبور میکند بریده و شمرده سخن گوید. سخن از فرزندش، پسری که در چشم مادر 18 بهار را بیشتر تجربه نکرده بود.
خدیجه نودهی وقتی اسم امیر را بر زبان میآورد گویی طعم شیرین خنده بر لبانش نقش میبندد اما تداعی خاطرات و نبود فرزند، اندوه تنها حسی است که سالها با او عجین شده است. مکث میکند، جز حس گرمای وجود یک مادر دریادل برای ثانیهای صدای دیگری به گوش نمیرسد.
سخن میگوید: امیر 17 ساله بود که وارد سپاه شد و من و خانواده از این موضوع خبر نداشتیم. تمام مدت فکر میکردم در مدرسه در حال درس خواندن است غافل از اینکه به سپاه میرود. بعد از مدتی که متوجه شدم یک روز دنبالش به مدرسه رفتم و گفتند رفته بسیج. حدود ساعت 11 بود رفتم مسجد و صدایش کردم و گفتم: «مگه نباید الآن تو مدرسه باشی و درس بخوانی اینجا چیکار میکنی.» گفت مادر جبهه هممدرسه است، اصرار به رفتن داشت و من دائم در کارش نه میآوردم تا شاید منصرف شود. زمان اعزام رزمندگان شده بود و او خود را آماده کرده بود که با همقطاران عزم سفر کند برای همین بعد از خداحافظی از خانواده در محل اعزام حاضر شد. با دیگر سربازان سوار بر ماشین شده بود که خود را به هر صورتی بود به آنان رساندم و با سرعت وارد اتوبوس شدم و دستش را کشیدم و بازور پایین آوردمش و ماشین بدون امیر حرکت کرد. بعد از اعزام سربازان امیر طاقت نیاورد و مدتی نگذشته بود که دوباره عزم رفتن کرد و با اصرارهای او من هم تسلیم خواسته او شدم و تنها دعایم را بدرقه راهش کردم.
امیر در والفجر 8 سه ماه بهعنوان غواص خدمت کرد. یکبار بعد از عملیات وقتی به خانه آمد همراه خود لباسهای غواصی که آغشته به گل بود را آورده بود. تمام آنها را شستم و خوشحال بودم که فرزندم بازگشته اما این دیدار چندان طول نکشید و دوباره عزم رفتن کرد، چون قرار بود در عملیات کربلای 4 شرکت کند. او هم غواص بود و هم بیسیمچی. این آخرین دیدار ما با امیر بود؛ با اولین پسرم. امیر با همه اعضای خانواده و آشنایان خداحافظی کرد انگار میدانست که دیگر دیداری نخواهد بود. سربازان آن روز از میدان شهر بجنورد اعزام میشدند و امیر هم آماده میشد تا از خانه بیرون برود، به او گفتم پسرم کجا میروی؟ گفت میروم دانشگاه. چون مدتی بود دانشجوی دانشگاه شاهینشهر اصفهان شده بود و برای اینکه مرا التیام دهد نمیگفت که عازم جبهه است. امیر پسر باایمان، مومن در حین حال آرام، مظلوم و خوشرویی بود. انگار از همان ابتدای کودکی بزرگ بود. او رفت و آرزوی دیدن دوبارهاش برای همیشه بر دلم ماند. امیر حدود دو سال و نیم مفقودالاثر بود و از همسنگرش بهزاد قوامی شنیده بودم که در حین عملیات که از خاک ایران عبور کرده، شهید شده است.
دوباره سکوت مادر و بغضی که 29 سال در گلویش خانه کرده؛ اما باز همچنان آن را مثل یک یادگاری نگه میدارد و ادامه میدهد: زمانی که اسرا را آزادکرده بودند ما مشغول بنایی در حیاط خانه بودیم که صدای زنگ خانه آمد. وقتی در را باز کردم با دو زن جوان روبهرو شدم که بعد از احوالپرسی و معرفی خود یک آلبوم عکس را که بهمنظور شناسایی همراه خود داشتند به من نشان دادند. قلبم انگار دوست نداشت در سینه بماند. هر ورقی که میزدم ضربان قلبم تندتر میشد اما آخرین ورق هم بینتیجه بود. بعد از دیدن کامل آلبوم سری تکان دادم و گفتم نه نیست. هیچکدام اینان نیست. حالم خوب نبود، آن دو نفر به هم نگاه کردند و باکمی مکث یکی از آنان گفت مادر جان اگر شهید شده باشد چه میگویید؟ گفتم: فدای امام حسین (ع). در همان زمان همسرم نزدیک شد. بعدازآن بود که برای شناسایی به بیمارستان امام رضا رفتیم، همه دوستانش آنجا جمع بودند. وقتی جسد را دیدم قابلشناسایی نبود تنها از بلوز سبزرنگی که شب آخر خودم به او دادم که زیر لباس سربازی بپوشد شناختمش و بعد از دقایقی هم از هوش رفتم و دیگر چیزی نفهمیدم.
عشق به خدمتگذاری
بعد از گذشت سالها، انگار هنوز با شنیدن نام امیر صدایش میلرزد و دست و پای خود را برای حرف زدن راجع به او گم میکند. بازرگان درتومیان پدر امیر آهی میکشد و با لهجه شیرین بجنوردی میگوید: امیر؛ پسرم. چه باید بگویم، بعدازاینکه من و مادرش از مفقودالاثر بودنش باخبر شدیم نزدیک 3 سال از خرمشهر، دزفول و اهواز گرفته تا تهران همهجا را گشتیم تا شاید خبری از او بگیریم؛ اما انگار هر چه میگشتیم کمتر به نتیجه میرسیدیم؛ اما چیزی که بعدازاین همه رنج و مرارت ما را سرپا نگه میداشت امید بود اما متأسفانه آن را هم از دست دادیم. امیر غواص بود و یکبار که از او پرسیدم کارت چیست گفت که جمعآوری اطلاعات و انتقال آن به فرماندهان. او پسر متدین و باایمانی بود و برای خدمت به میهن خود عشق میورزید. انگار دیگر نمیخواهد ادامه دهد یا نمیتواند مکث میکند و بعد با تشکر و احترام خداحافظی میکند.
یک دلاور و صد خاطره
جمیله باافتخار بهعنوان دومین خواهر و چهارمین فرزند خانواده بیشتر و بهتر از دیگر خواهر و برادران کوچکترش، امیر و خاطراتش را میتواند در ذهن تداعی کند.
میگوید: امیر در سال 1347 در بجنورد به دنیا آمد و در دوران تحصیل در مدرسه، معدلش کمتر از 19 نبود و در دانشگاه هم جزو دانشجویان ممتاز و بااستعداد بود.
امیر علاوه بر تحصیل، درترم سوم روی ساخت ماکت یک نوع هواپیما کار میکرد و طرح آن را به دانشگاهش داد و قرار بود که آن را در ابعاد بزرگتر بسازد که به جبهه رفت. او به آرمانهای امام خمینی (ره) بسیار پایبند بود و درجایی گفته بود: صدام باید از روی نعش ما رد شود تا دستش به خاک ایران و امام خمینی برسد. نفسی که از ته دل میکشد، گویی تداعی دلتنگی سالهای ازدسترفته است که گرد زمان هم نتوانسته آن را از دل و ذهن محو کند، ادامه میدهد: برادرم مقید به خواندن نماز اول وقت آنهم به جماعت و در مسجد بود. به خاطر ندارم که یکبار هم نمازش را در خانه خوانده باشد. امیر در جبهه در گردان اخلاص و جزو غواصان بود و ضمن اینکه بهعنوان آرپیجی زن و بیسیمچی هم در جبهه فعالیت میکرد. یکشب قبل از عملیات کربلای 4 از اهواز با قطار به مشهد و از مشهد هم با اتوبوس بهاتفاق همرزمانش به بجنورد آمدند. فرماندهشان اجازه داده بود که سربازان بهمنظور خداحافظی از خانوادههای خود به مرخصی بیایند.
ما از دیدن او خیلی خوشحال شدیم. آن شب همگی دورهم جمع شدیم. امیر صحبتهای زیادی داشت اما یک کلمه از جبهه نگفت که ما متوجه شویم اوضاع جبهه چطور است و چه اتفاقی قرار است بیفتد. آخر شب استحمام کرد و مادرم لباسهایش را شست و امیر هم طبق معمول اشکالات ریاضی خواهران و برادران خود را رفع کرد آخر ما ده فرزند بودیم. قبل از خواب وضو گرفت. قرآن را برداشت و همچنان که مشغول خواندن بود از فرط خستگی، به خواب رفت. وقتی مادرم قرآن را از روی سینهاش برداشت بیدار شد و رو کرد به مادرم و گفت: مادر جان چرا قرآن را برداشتی؟ هر وقت پلکهایم باز میشود کمی از آن را میخوانم....
صبح یکی از روزهای سرد دیماه بود، برف خیلی سنگینی باریده بود و امیر عازم رفتن بود. مادرم اصرار کرد هوا که آفتابی شد برو اما امیر گفت بچهها منتظرم هستند. بعد از دیدهبوسی با یکیک ما رفت اما چند دقیقه نگذشته بود که دیدیم دوباره برگشت و با نگاه سنگین و طولانی که به یکیک ما داشت، به مادرم گفت یکی از کتابهایم را فراموش کردهام. البته آن موقع ما متوجه نبودیم که قصد او آخرین دیدار و خداحافظی تا قیامت بود.
آخرین باری که او را دیدم همان زمان بود و به مدت دو سال و نیم پدر و مادرم چشمانتظار دیدن او یا حداقل خبری بودند. بعد از مفقود شدنش یکی از خاطراتی که از زبان فرماندهاش شنیدیم این بود: هوای جبهه بسیار گرم و طاقتفرسا بود. چند روزی متوجه شدم امیر سر سفره صبحانه و ناهار حاضر نیست. از دوستانش پرسیدم: «امیر چرا نمیاد غذا بخوره؟» گفتند: «امیر روزه میگیره.» احضارش کردم و گفتم تو این شرایط سخت چرا روزه میگیری؟ او فقط یک جمله گفت: آن جنگ با کفر است و این جنگ با نفس. ناراحتی بر صدایش مستولی میشود و میافزاید: اصلاً خبر نداشتیم که چه اتفاقی برای امیر افتاده است. بعد از دو سال و نیم انتظار طاقتفرسا و سختیهایی که خصوصاً پدر و مادرم برای پیدا کردنش متحمل شده بودند، شنیدیم که عراق در یک گودال در بصره پیکر 200 شهید ایرانی که غواصان هم بودند را دستهجمعی دفن کرده است که در مقابل تحویل 2 هزار اسیر قرار است آنان را به ایران تحویل دهد که پیکر امیر یکی از آن شهدا بود. وقتی به ما اطلاع دادند که برای شناسایی پیکر امیر برویم به دلیل شرایط خاصی که داشتم نتوانستم بروم و فقط مادر، پدر و خواهرم رفتند که به دلیل از بین رفتن بخشی از صورتش چهرهاش شناخته نمیشد و فقط او را از روی همان لباسی که مادرم در آخرین شب در بجنورد به او داده بود، شناسایی کردند. او با اشاره به این نکته که امیر نخستین شهید دانشگاه صنایع دفاعی اصفهان بود که مسئولان این دانشگاه کتابخانه آن را به نام او نامگذاری کردهاند. او درنهایت در عملیات کربلای 4 و در روز چهارم دیماه سال 65 به شهادت رسید. پیکر پاکش در گرماگرم مرداد چند سال بعد به گلزار شهدای بجنورد بازگشت و ماهی برکه کوچک این شهر در معصوم زاده به خاک سپرده شد.
ادامه مطلب
یکآسمان ستاره
نگاهی به قهرمانیهای خلبانان نیروی هوایی ارتش

در این پرواز که صبح30تیر 1361 انجام شد، عباس دوران وخلبان کابین عقب ستوان منصور کاظمیان به اتفاق قهرمان افسانهای عملیات هوایی محمود اسکندری، از دیوار پدافندی بسیار فشرده و چندلایه بغداد گذر کرده و پالایشگاه شهر بغداد را به آتش کشیدند.
البته هدف اصلی آنها غیر امن نشان دادن بغداد به جهانیان بود تا صدام موفق به برگزاری اجلاس بزرگ سران غیرمتعهدها در پایتخت عراق نشود. خلبانان شجاع این پرواز پس از بمباران موفق پالایشگاه، عاقبت در اثر برخورد دو موشک ارتفاع پست رولاند(فرانسوی)، ترکشهای موشک سام و دهها گلوله توپ پدافند در مرکز شهر سقوطکردند.
منصور کاظمیان توسط سرهنگ دوران از هواپیما جدا میشود، اما خلبان جلو ترجیح میدهد با هدایت هواپیما به مناطق سیاسی- دیپلماتیک شهر و کوبیدن خود به ساختمانها جاودانه شود.سرتیپ آزاده کاظمیان زنده ماند تا حکایت آن یک ساعت پرواز بدون بازگشت را برای همگان روایت کند. دوران و اسکندری بیشک از بزرگترین خلبانان کشور در جنگ 8 ساله بودند که بارها به جنگ مرگ رفته و این قویترین تقدیر عالم را به سخره گرفتند.
ردیف نامهای درخشان
حکایات غریب اما واقعی از پروازهای جنگی هنوز ورد زبانها است. پروازهای ارتفاع پایینش، اکثر کمک خلبانان را از پرواز با او هراسان می کرد.منصور کاظمیان کمک خلبانی کم نظیر (خندهرو ،سریعالانتقال و شجاع) و یک استثنا بود که در آن پرواز بزرگ چند موشک دشمن را منحرف کرد.اما در گنجینه ارزشمند نهاجا چه تعداد خلبان بزرگ و قهرمان وجود داشته و دارد؟
نام شهید دوران، شهید بابایی، شهید فکوری و شهید اردستانی را همگان بارها و بارها شنیدهاند اما شاید لازم باشد ملت ایران و علاقهمندان بدانند مردان بزرگی نظیر بابایی و دوران در نیروی هوایی ارتش در زمان جنگ کم نبودند.
سرگرد محمود اسکندری خلبانی بینظیر بود که شاید بیش از هر خلبان دیگری به ارتش و اقتصاد عراق صدمه زده باشد. او نیز پا به پای دوران پالایشگاه الدوره بغداد را بمباران کرد و از جهنم بغداد زنده بازگشت در حالی که کمکش با ترکشی در گردن بیهوش بود. در آن لحظات او بدون سوخت و با هواپیمایی نیمه نابود شده ، 300کیلومتر با پایگاه همدان فاصله داشت.
به گواه خلبانان ، اسکندری، صمیمیترین دوست دوران بود و او با چشمانی اشکبار شهادت آن مرد شجاع را به چشم دید اما با شرایط اضطراری آن روز، همزمان از چنگ 3 میگ 23 و دو میراژ گریخت تا مأموریت آن روز تنها با یک سقوط به پایان برسد. این خلبان بیباک کسی بود که چند هفته قبل با نابود کردن پل لجستیک عراق بر روی اروند رود، درست در میانه عملیات آزادسازی خرمشهر، نیمی از سربازان سپاه سوم دشمن را به دام انداخت. شجاعت و مهارت او باوجود زندگی پرماجرا، همواره زبانزد فرماندهان و افسران عالیرتبه ارتش بود.
اما زمانی که سخن از بهترینهای نیروی هوایی است مگر میتوان نام شهیدان یاسینی و اردستانی را فراموش کرد؟ دو خلبانی که همانند برخی از همرزمانشان تعدادی از رکوردهای پروازی را شکسته و تا آخرین روزهای جنگ یک تنه نیروی پدافندی عراق را هدف گرفتند و تقدیر چنین بود در هواپیمایی که خود خلبانش نبودند با شهید ستاری همه با هم شهید
شوند!
آیا خلبانانی نظیر سرگرد براتپور(سرتیپ کنونی) فرمانده یگان حملهکننده به اچ -3 و از بهترینهای اف -4 که بارها از دیوارهای آتش توپهای 23 و 35 میلیمتری گذر کرد را میتوان از یاد برد؟ آیا عنوان بهترینها، زیبنده خلبانان خستگیناپذیر اف -14 که با پروازهای 8 تا 12 ساعتی، در طول 8 سال دفاع مقدس بیش از 120هواپیمای دشمن را نابود کردند نیست؟
خلبانان فضلالله جاویدنیا، یدالله خلیلی، فرخی، خورشیدی، محمد مسبوق و عطایی که بارها و بارها با موشکهای فونیکس و اسپارو طعم مرگ را به خلبانان میگ 25، میراژ، میگ 23، سوخو و سوپراتاندارد عراقی چشاندند. یا حسین خلیلی که در یک روز در پروازی با فاصله کمتر از یک ساعت 3 هواپیما را در خلیجفارس ساقط کرد.
مردان اف -5 نیز نباید هرگز فراموش شوند. خلبانانی نظیر بالازاده، دانشپور، عباس رمضانی و شهید اردستانی که با هواپیمایی فاقد تجهیزات هشداردهنده، به جنگ لشکرهای زرهی دشمن رفته و شمال خوزستان و دزفول را از دست جناح راست سپاه سوم عراق نجات دادند.
آیا میتوان نام خلبانانی نظیر سیاوش مشیری و اسماعیل موسوی را فراموش کرد که بارها هواپیماهای صدمه دیده و موشک خورده خود را به زحمت به پایگاهها رساندند تا حتی یک هواپیما از ذخیره نهاجا کسر نشود. به همین دلیل بود که به حساب عراقیها ایران 400 هواپیما از دست داده بود اما رقم دقیق سقوطها نیمی از این رقم بود چرا که مردان بیادعای نهاجا، این پرندههای بیسوخت، بیرادار و حتی بدون بال را به هر زحمت به پایگاههای همدان، دزفول، تبریز و بوشهر
میرساندند.
در یک مورد استثنایی مشیری فانتوم بدون چرخ را در پایگاه بوشهر بر زمین نشاند یا جاوید نیا اف-14 بدون استیک (عملاً کار فرمان را در هواپیما انجام میدهد) را فرود آورد با توجه به اینکه به هر دو خلبان دستور ترک هواپیما داده شده بود.
اما داراییهای نیروی هوایی به همینها خلاصه نمیشود. بهترین بمبارانها و برنامهریزیها را مردان اف-4 و اف-5 نظیر علیرضا نمکی، توانگریان، عتیقه چی، عمادی و ذبیحی انجام دادند؛ خلبانانی که در ماههای اول جنگ 13 هزار تن بمب بر سر دشمن ریختند. مگر میتوان خلبانان شناسایی را فراموش کرد. آنها که سوار بر هواپیماهای بدون سلاح تا عمق خاک دشمن یا خطوط مقدم رفته و با عکسهای مناسب، شرایط را برای خلبانان دیگر یا فرماندهان زمینی فراهم میکردند. مردان بزرگی نظیر شهید سرگرد ذوالفقاری که عاقبت در دام 7 هواپیمای عراقی افتاد و از روبهرو مورد اصابت موشکهای
میراژ قرار گرفت.
جنگی بدون قهرمان یا آکنده از قهرمان
بیش از 100 خلبان ایران در ماههای اول جنگ شهید شدند تا تولید نفت عراق از 5/2 میلیون بشکه در روز به 800 هزار بشکه رسیده و بندرها، نیروگاههای برق و پالایشگاههای آن از بین برود.این مردان از میان ما رفتند اما نباید نام آنها فراموش شود.
در روزهای دشوار جنگ تنها غرش موتورهای جنگندهها و البته خلبانان شجاع هوانیروز بود که به مردان تنها مانده در دشتهای خوزستان و ایلام و کوهستانهای غرب قوت قلب میداد.
گردانهای شجاع و بدون پشتیبانی لشکر 92، لشکر 84 و تکاوران دریایی و سپاه و عشایر به جای سلاحهای سنگین زمینی کافی، تنها از پشتیبانی نزدیک هوایی برخوردار بودند.
اکنون باز گردیم به پرسش نخستین،چه کسی را میتوان بهترین خلبان ایران دانست؟ بیتردید نمیتوان پاسخی درخور به این پرسش داد.
خلبانی در جنگ تحمیلی، به چیزی بیش از شجاعت نیاز داشت. تصور کنید در پروازی شرکت کنید که شانس بازگشت کمتر از 25درصد باشد و شما نتوانید حتی به خانواده خود درباره آن بگویید.
یا در دستهای دو فروندی به میان صدها واحد آتشبار موشکی و توپخانه در منطقهای به وسعت 300 کیلومتر مربعی بروید یا مجبور به بمباران پلی در دور دستها شوید در حالی که دو پایگاه هوایی دشمن قادر به بلند کردن دو دسته شکاری در کمتر از چند دقیقه هستند و شما پس از گذر از پدافندها تازه باید با دشمن مجهز به موشک هوا به هوا مواجه شوید در حالی که نه سوخت کافی و نه سلاح مناسب هوا به هوا دارید.
با نگاهی به جنگهای مدرن امروزی متوجه میشویم تقریباً تمامی خلبانان ایرانی در جنگ 8ساله قهرمانانی بیبدیل بودند.
آنها نه از آواکس برخوردار بودند که اطلاعات لحظهای به آنها بدهد و نه از پشتیبانی یک قدرت صنعتی که مرتباً جدیدترین تجهیزات را در اختیار آنها قرار دهد.
جنگ 8 ساله ایران و عراق مملو از استثناها است. جنگ بسیجیها با سلاحهای سبک، لشکر زرهی بدون تانک (!) با لشکرهای عراقی به ظرفیت بیش از 240 تانک برای هر لشکر. جنگ نیروی دریایی و قایقهای تندرو با ناوگان ششم و هفتم ایالات متحده و سرانجام 8 سال نبرد هوایی بدون تقریباً هیچ کمکی از خارج در برابر نیروی هوایی 3 بار بازسازی شده عراق که از کمک راداری و تجهیزاتی حداقل 12 کشور عرب بطور مستقیم برخوردار بود.
آواکسهای عربستانی – امریکایی بارها اطلاعات لحظه به لحظه در اختیار خلبانان جنگندههای عراق میگذاشتند.
آری جنگ ایران و عراق قهرمان هوایی نداشت چرا که تمام خلبانان نهاجا را باید قهرمان این جنگ دانست.
سربازان بی ادعایی که متأسفانه نام بسیاری از آنها در رسانهها خالی است و نمیدانم جوانان ایران تا چه اندازه با نام آنها آشنا هستند.
ادامه مطلب
داعش برپایی نماز عید فطر را ممنوع کرد
گروه تروریستی و تکفیری داعش برپایی نماز عید فطر را در روز جشن، بدعت شمرده و آن را در موصل ممنوع اعلام کرد.

در راستای اجرای این قانون جدید داعش، مسئولین این گروه تروریستی و تکفیری از مردم شهر موصل خواسته اند به هیچ عنوان در روز جشن، برای برگزاری نماز عید فطر به مساجد مراجعه نکنند، چرا که نماز عید فطر یک بدعت در اسلام به شمار می رود و نباید برگزار گردد.
گزارش های دریافتی از استان نینوی به مرکزیت موصل حاکی است، داعش همچنین هشدار داده است که نیروهای مسلح داعش در صورتی که مردم از دستور اعلام شده سرپیچی کنند، با آنها برخورد خواهند کرد.
گزارش های دریافتی از موصل حاکی است این اقدام گروه ترویستی و تکفیری داعش خشم مردم شهر موصل را سبب شده، ولی فضای شدید امنیتی در این شهر مانع از امکان ابراز این خشم گشته است.
ادامه مطلب
لحظه تصمیم گیری نهایی مذاکرات فرا رسید
خبرگزاری فرانسه از وین گزارش داد که طی ساعات آینده مذاکرات تعیین کنندهای در وین میان ایران و 5+1 برگزار میشود که این نشان دهنده فرارسیدن لحظه تصمیم گیری نهایی است.

خبرگزاری فرانسه از وین گزارش داد که طی ساعات آینده مذاکرات تعیین کنندهای در وین میان ایران و 5+1 پشت درهای بسته برگزار میشود که این نشان دهنده فرارسیدن لحظه تصمیم گیری نهایی است.
بنابر گزارش خبرگزاری فرانسه، با اشاره به اینکه میان ایران و آمریکا نبرد مقصر سازی برای بن بست در گرفته است تصریح کرد که این دور از مذاکرات دور نهایی از این مذاکرات تاریخی 13 ساله است که با سرعت حلزونی پیش میرود.
این گزارش در شرایطی منتشر شده که هشتمین دور از مذاکرات ایران و 5+1 برای رسیدن به توافق نهایی وارد شانزدهمین روز خود شده هم اکنون بار دیگر محمود جواد ظریف،جان کری وزرای خارجه ایران و آمریکا به همراه و فدریکا موگرینی برای حل مسائل باقی مانده پشت میز مذاکره نشستهاند.
از دو روز قبل پس از آنکه آمریکایی اقدام به نادیده گرفتن مذاکرات کرده و خواستههای جدیدی را در مذاکرات مطرح کردند بار دیگر روند مذاکرات با شرایط دشواری مواجه شده است.
بخش سیاست تبیان
ادامه مطلب
4امتیاز ویژه روزه داران

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ »
« اى كسانى كه ایمان آوردهاید، روزه بر شما نوشته و مقرر شده همان گونه كه بر كسانى كه پیش از شما بودند مقرر شد، شاید (روحتان نیرومند شود و از هواهاى نفسانى) پرهیز كنید » .[بقره آیه 183]
در ماه مبارک رمضان، ساعت ها و حتّی ثانیه ها ارزشی فوق حدّ تصور پیدا می کند .
یکی از عبادات مهم دین اسلام ، بلکه کلیه دیان الهی روزه است و در فضیلت و اهمیت آن ، احادیث بسیاری از اهل بیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم ) صادر گردیده است.
خداوند در حدیث قدسی در مورد ارزش و جایگاه روزه فرموده است:
«کُلُّ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ لَهُ إلّا الصِّیامَ؛ فَإنَّهُ لی وَ أنا أجْزی بِهِ. وَ الصِّیامُ جُنَّةٌ؛ فَإذا کانَ یوْمُ صَوْمِ أحَدِکُم فَلا یرْفُثْ وَ لا یصْخَب؛ فَإنْ سابَّهُ أحَدٌ أوْ قَاتَلَهُ؛ فَلْیقُلْ إنِّی صائِمٌ. وَالَّذی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیدِهِ لَخلوفُ فَمِ الصّائِمِ أطْیبُ عِنْدَ اللهِ مِنْ ریح الْمِسْکِ. لِلصّائِمِ فَرْحَتانِ یفْرَحُهُما: إذا أفْطَرَ فَرِحَ بِفِطْرِهِ؛ وَ إذا لَقِی رَبَّهُ فَرِحَ بِصَوْمِهِ»[من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 75] یعنی: «تمام کارهای آدمیان برای خودشان است؛ مگر روزه که برای من است و من خود پاداش آن را می دهم و روزه سپری است [که انسان را در مقابل دوزخ و یا گناهان حفظ می کند] پس اگر روزه بودید؛ سخن زشت و ناسزا نگویید و فریاد نزنید و اگر کسی شما را دشنام داد یا با شما جنگید به او بگویید: من روزه ام . قسم به خدایی که جان محمد در دست اوست، بوی دهان روزه دار نزد خداوند از بوی مشک خوشبوتر است . برای روزه دار دو وقت شادی وجود دارد: یکی هنگام افطار و دیگری زمانی که پروردگارش را ملاقات می کند.»
امتیازات روزه داران
یکی از عبادات مهم دین اسلام ، بلکه کلیه ادیان الهی روزه است و در فضیلت و اهمیت آن ، احادیث بسیاری از اهل بیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم ) صادر گردیده است.
به چند مورد از آن را اشاره خواهم کرد:
1 . روزه زکات بدن است : رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرموده است : « برای هر چیزی زکات است و زکات بدن روزه است »،[1] بدرستی روزه جسم و روح انسان را صیقل میهد و مسیر رسیدن به خدا را نزدیک میکند، و روزه این نقش را دارد که بدن از نظر ظاهری و معنوی پاکیزه نموده و برای اطاعت و فرمان برداری خدا رشد میدهد در واقع روزه انسان را در مسیر کمال قرار میدهد . رسول خدا در این باره میفرماید :« روزه دار همیشه در حال عبادت است گرچه خوابیده باشد ».[2]
2 .روزه دار دعایش مستجاب است: حضرت علی (علیه السلام) در این باره میفرماید :« برای هر روزه دار، دعای است و دعای روزه دار در وقت افطار مستجاب میشود» [3] و همچنین فرمودند:« خواب شخص روزه دار عبادت است و سکوت او تسبیح خداوند و دعایش مستجاب ، برای روزه دار در هنگام افطار دعای است که باز نگردد »[4] میتوان گفت در واقع یکی از ارکان استجابت دعا روزه دار بودن است، اگر کسی میخواهد دعایش به اجابت نزدیک باشد باید علاوه بر اطاعت و بندگی خداوند، روزه هم بگیرد.
حضرت علی (علیه السلام) باز در این باره میفرماید :« چهار گروه هستند که دعایشان باز نگردد تا در های آسمان باز شود؛ دعای شان به عرش خدای متعال میرسد ؛ دعای پدر و مادر در حق فرزند ، نفرین مظلوم بر ظالم ، دعای شخص عمره گذار تا قبل از زمان بازگشت ، و دعای شخص روزه دار تا قبل از افطار ».[5]
3. شخص روزه دار در دنیا و آخرت خوشحال است : امام صادق (علیه السلام) در این باره میفرماید : « برای روزه دار دو خوشحالی است ، یکی وقتی که زمان افطار میشود ، و دیگری زمانی به دیدار خدا میرود » [6] رسول خدا (صلی اله علیه واله) هم در این باره میفرماید:« برای روزه دار دو خوشحالی است یکی زمان افطار و دیگری زمان قیامت ، همانا آب دهن روزه دار خوشبو تر از بوی مشک است» [7] این همه عظمت و ارج برای روزه دار است و خداوند با این همه پاداشی که به روزه دار می دهد این عظمت روزه را میرساند .
4 . ملائک روزه دار را دعا میکنند: رسول خدا( صلی الله علی و اله ) میفرماید:« شخص روزه دار در میان هیچ گروهی غذا نمیخورد ، حاضر نمی شود، مگر آنکه اعضایش تسبیح خدا میگویند و فرشتگان بر او درود میفرستند همانا درود فرشتگان همان استغفار است، [8] چه سعادتی از این بالاتر که فرشتگان خدواند متعال دعای گوی و استغفار کننده انسان ها باشند و این سعادتی است که خداوند در اختیار بندگان خودش گذاشته است ، بنابراین با روزه گرفتن هم اطاعت خدا را انجام می دهیم وهم دعای فرشتگان را نصیب خود خواهیم نمود .
امام صادق (علیه السلام) در این باره میفرماید :« هر کسی روزه خود را پنهان کند خداوند به فرشتگان میگوید بنده من از آتش پناه جست ،پناهش دهید ، و خداوند فرشتگان را برای هیچ کسی مامور به دعا ننمود ، مگر برای روزه داران ، همانا که روزه داران دعایشان مستجاب است » .[9]
پی نوشت ها :
1 – [بحارالانوار، ج 96، ص 257.]
2 –[ بحارالانوار، ج 96، ص 248]
3- [بحارالانوار، ج 93، ص 360]
4 –[ .بحارالانوار، ج 96، ص 256]
5- [همان ]
6-[ خصال صدوق ، ج 1، ص 44]
7 –[ امالى طوسى (رحمه الله )، ج 2، ص 110]
8- [ لا یحضره الفقیه ، ج 2 ،ص 87]
9 –[ بحار الانوار ، ج 59، ص 190]
فرآوری: محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
ادامه مطلب
شوخی هایی با ماه مبارک رمضان!!

قطعاً توی شبکه های رنگارنگ موبایلی زیاد دیده اید که با این ماه مبارک و این روزه های ساده ای که می گیریم، زیاد شوخی می کنند؛ شکایت از روزهای طولانی، شکایت از گرما و سختی روزه داری البته در قالب شوخی!
روزه هایمان ساده است چون کمتر می توانیم رنگ و بوی روزه ی خواص یا روزه ی خاص الخواص را احساس کنیم. معمولاً روزه هایمان خلاصه می شود در نخوردن؛ البته برای خدا.
بهتر است بگوییم ساعت خوردن و آشامیدن را تغییر می دهیم حتی کم هم نمی کنیم چون شب ها تلافیِ روز را درمی آوریم! اما همین روزه های ساده کاری می کنند کارستان.
اول باید از یک چیز خیال خودمان را راحت کنم: برنامه ی روزه را کسی طراحی کرده که اتفاقاً طرفدار خوردن است. اصلاً هزاران مدل چیز خوردنی درست کرده است. گاهی دستور می دهد بخورید گاهی ناراحت می شود از نخوردن و لذت نبردن ما!
همان خدایی که خودش فرموده "كُلُوا وَ اشْرَبُوا" "بخورید و بنوشید"؛
همان خدایی که ناراحت می شود اگر بندگان مومنش از نعمت های او بهره نبرند؛
"قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَة" "بگو چه كسى زینت هاى الهى را كه براى بندگان خود آفریده و روزی هاى پاكیزه را حرام كرده است؟ بگو اینها در زندگى دنیا براى كسانى است كه ایمان آوردهاند (اگر چه دیگران نیز با آنها مشاركت دارند ولى) در قیامت خالص (براى مومنان) خواهد بود" (سوره اعراف، آیه 32)
همان خدای مهربانی که روزی پاک می دهد و می گوید بخورید و شکرگزار باشید؛
"یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُون"؛ "اى افراد با ایمان از نعمت هاى پاكیزه كه به شما روزى دادهایم بخورید و شكر خدا را به جا آورید اگر او را مى پرستید" (سوره بقره، آیه 172)
همان خدایی که مباشرت با همسران را حتی در شب های ماه رمضان حلال کرده؛
"فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّهُ لَكُم" "اكنون كه چنین است با آنها آمیزش كنید و آنچه را خداوند بر شما مقرر داشته طلب نمائید" (سوره بقره، آیه 187) یا می فرماید: "نِساوُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُوْمِنِینَ "؛ " زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند، پس هر زمان كه بخواهید، مى توانید با آنها آمیزش كنید. و (سعى نمائید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیكى براى خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید كرد و به مومنان، بشارت ده!" (سوره بقره، آیه 223)
انسان های معمولی مثل ما، در لغزش گاه های سخت گناه، ارزش اراده های ورزیده را خوب درک می کنند. در موقعیت وسوسه، راه نجات، مراقبت و خود کنترلی است که نامش "تقوا" است و برای کسب ملکه ی تقوا، باید عزم جزم و اراده ی محکم داشت و برای داشتن اراده ی محکم، برنامه ی جامع روزه داری یک تمرین فوق العاده است
همان خدایی که به هیچ وجه به ضرر و زیان بندگانش حتی به عسر و حرجشان راضی نمی شود؛
"ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْكُمْ مِنْ حَرَجٍ " "خداوند نمى خواهد مشكلى براى شما ایجاد كند" (سوره مائده، آیه 6)
طراحیِ این همایش بزرگِ یک ماهه، کار این خداست. در نهایت مهربانی، در نهایت مهمان نوازی و دست و دل بازی. از این خیالمان راحت.
روزه با ما چه می کند؟ بهتر بگویم: ما قرار است با روزه داریمان چه کار کنیم؟
فواید سلامتِ بدنی و معجزات حوزه ی پزشکی را که کنار بگذاریم، روزه داری آزمونِ اراده هاست. گویی اراده هایمان را به باشگاهِ رمضان می آوریم تا وزنه بزنند و ورزیده شوند.
توی این روزگار، مثل همه ی روزگاران دیگر، بدون اراده ی ورزیده نمی شود زندگی کرد. از روزگارِ آدم ابو البشر حکایت ها شنیده اید. یعنی همان برهه ای که ساکن بهشت برزخی بود. همه چیز خوب و خوش و رو به راه: " إِنَّ لَكَ أَلاَّ تَجُوعَ فیها وَ لا تَعْرى وَ أَنَّكَ لا تَظْمَوُا فیها وَ لا تَضْحى" " تو در اینجا گرسنه نخواهى شد و برهنه نمى شوى، و در آن تشنه نمى شوى و حرارت آفتاب آزارت نمى دهد." (سوره طه، آیات 118-119)
چیزی که ورقِ روزگارِ خوش آدم (علیه السلام) را برگرداند، به قول قرآن، ضعف عزم و اراده بود: " وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْما" "ما از آدم از قبل پیمان گرفته بودیم، اما او فراموش كرد، عزم استوارى براى او نیافتیم" (سوره طه، آیه 115)
تازه حضرت آدم (علیه السلام) معصوم بود و ضعف اراده برایش فقط به قیمت یک ترک اولی (البته سنگین و پرهزینه) تمام شد؛ اما انسان های معمولی مثل ما، در لغزش گاه های سخت گناه، ارزش اراده های ورزیده را خوب درک می کنند.
در موقعیت وسوسه، راه نجات، مراقبت و خود کنترلی است که نامش "تقوا" است و برای کسب ملکه ی تقوا، باید عزم جزم و اراده ی محکم داشت و برای داشتن اراده ی محکم، برنامه ی جامع روزه داری یک تمرین فوق العاده است.
روزه داری آزمونِ اراده هاست. گویی اراده هایمان را به باشگاهِ رمضان می آوریم تا وزنه بزنند و ورزیده شوند
شاید پرهیز از چیزهای آلوده و کثیفی که بوی تعفنشان آزار می دهد، یک عکس العمل طبیعی و عادی باشد؛ اما سراغ روزی های حلال و پاک نرفتن، آن هم با یک برنامه ی خاصی که دلیل خیلی از ریزه کاری هایش را هم نمی دانیم، آدمی را تمرین می دهد و برای تقوا آماده می کند.
روزه تقوا را تضمین نمی کند اما برای تقوا به خوبی زمینه سازی می کند به همین دلیل قرآن می گوید با روزه "شاید" تقوا پیشه کنید. "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ " "اى كسانى كه ایمان آوردهاید روزه بر شما نوشته شده است آن گونه كه بر امت هایى كه قبل از شما بودند نوشته شده بود، شاید پرهیزكار شوید" (سوره بقره، آیه 183)
وقتی اراده تقویت شد و تقوا در دسترس تر، گذشت آسان می شود. از مال گذشتن، از افاده های طبقاتی عبور کردن.
دیگر رفت و آمد با یتیمانی که هم سطح و هم طبقه نیستند، کسر شأن نیست؛ دیگر جواب دادن به مستحقی که درب خانه را زده، بی کلاسی نیست."فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ " "اما یتیم را مورد قهر و تحقیر قرار مده و سوال كننده را از خود مران" (سوره ضحی، آیات 9-10)
این ها برکات همین روزه های ساده ی ماست.
فاطمه حسینی مجرد
کارشناس ارشد کلام اسلامی
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
5 دستور العمل برای ماه مبارک رمضان

ماه عزیز خدا هم در حال اتمام است و چه زود این روزهای خوب خدا گذشت ... ایام با برکتی که خودمان هم قبل از این ماه فکر نمی کردیم انقدر زود بگذرد ...
قبل از ماه مبارک خیلی ها به شوخی و جدی می گفتیم : وای چه جوری این ماه را با این روزهای طولانی بتوانیم روزه بگیریم ... ولی الحق که خود خدای مهربان در این ماه خیلی کمک کرد ... نمی گویم سخت نبود... روزها خیلی طولانی هستند ولی لذتش بر سختی اش می ارزد ...
لحظه های سحرش ... دعای افتتاح ... شب زنده داری ها ... هیئت رفتن ها....
لحظه های افطارش ... اَللّهُمَّ لَكَ صُمْتُ وَعَلى رِزْقِكَ اَفْطَرْتُ وَعَلَیْكَ تَوَكَّلْتُ گفتن هایش... افطاری دادن ها ... واقعاً خیلی لذت دارد ...
شما این ایام را چگونه سپری کردید؟
در این مقاله 5 نکته را از باب تذکر البته اول به خودم بعد هم به دوستای عزیزم برای روزهای باقی مانده از این ماه تقدیم می کنم ...
1- روزه داری را اقامه کنیم
چه خوب است که اگر من نوعی نتوانستم از توفیق روزه در این ماه به هر دلیلی استفاده کنم ، سعی کنم حرمت این باقیمانده از این ماه عزیز را حفظ کنم ...
روزه را اگر نمی گیریم ، حرمت اقامه ی آن را داشته باشیم...
اگر به هر دلیل قبول ندارم که روزه گرفتن معنا دارد، اصل قضیه را زیر سوال نبرم ... این دستور خود خدایی است که من و تو را به این زیبایی آفریده است و روزی خوار سفره ی او هستیم ...
« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (سوره بقره، آیه 183)
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ (سوره بقره، آیه 185)
مراعات کنیم ... از خوردن آب و غذا و آدامس گرفته تا ...
2- از قرآن در این ایام غافل نشویم ...
در این ماه به قرائت قرآن، بسیار سفارش شده است .
تا به امروز چه قدر با او همراه بوده اید؟
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم می فرمایند: اگر کسی در این ماه یک آیه از قرآن را تلاوت نماید ثوابش مثل کسی است که در غیر رمضان یک ختم قرآن نموده باشد. (خطبه شعبانیه)
او تنها کسی است که اگر هزاران بار بر او رو بیاندازیم و از او چیزی بخواهیم هر دفعه مهربان تر از قبل با رویی گشاده تر با ما برخورد می کند ... گویا با هر درخواست جدید از او، برایش عزیز تر می شویم ... خودش می فرماید: «قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاوُكُمْ .....» ؛ بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى كند
امام صادق علیه السلام می فرمایند: به راستى كه در كتاب خدا ماه ها نزد خدا دوازده ماه است. روزى كه خداوند آسمان ها و زمین را آفرید، پس نور و روشنى ماه ها ماه رمضان است، و قلب ماه رمضان شب قدر است، و قرآن در شب اول ماه رمضان نازل گشته، پس با قرآن از این ماه استقبال كن؛ فَاسْتَقْبِلِ الشَّهْرَ بِالْقُرْآن (بحار الانوار، ج 96، ص 386)
3- دست به سوی هر کسی دراز نکنیم ...
اکثر ما آدم ها دوست نداریم هیچ وقت دستمان جلوی کسی دراز باشد و از کسی چیزی بخواهیم، همیشه یکی از دعاهای اصلی پدر و مادر ها و پدر بزرگ و مادر بزرگ هایمان هم همین بوده و هست که خدایا ما را به خلق محتاج نکن، دست ما را جلوی کسی دراز نکن ...
حقیقتاً هم دعای زیبایی است ... چرا که با این کار گویا عزت نفس آدمی زیر سوال می رود و انسان خود را خوار و خفیف کرده است ...

در این عالم تنها یک نفر است که ارزش این را دارد که دستمان همیشه به سوی او دراز باشد ... هیچ گاه دست رد بر سینه ما نمی زند ... هر چه خواسته شود اجابت می کند و هر آنچه از بنی بشر بر زمین مانده ، او توانا است بر انجامش ...
او تنها کسی است که اگر هزاران بار بر او رو بیاندازیم و از او چیزی بخواهیم هر دفعه مهربان تر از قبل با رویی گشاده تر با ما برخورد می کند ... گویا با هر درخواست جدید از او، برایش عزیزتر می شویم ... خودش می فرماید: «قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاوُكُمْ ...» (الفرقان، 77)؛ بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى كند.
و چه زمانی بهتر از این ماه مبارک رمضان برای داشتن درخواست از خدای مهربانمان ... ماهی که درهای رحمتش باز است و او منتظر است برا اجابت درخواست های بندگانش ...
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: درهاى آسمان در شب اوّل ماه رمضان گشوده مى شود و تا آخرین شب این ماه بسته نمى شود. (بحار الانوار، ج 8)
یادمان باشد استجابت دعا حتمی است شاید زمان و ظهورش بنابر مصلحت های ما بندگان متفاوت باشد ...
4- بهترین دعا استغفار است
به فرموده بزرگان استغفار کردن یکی از بهترین دعاها در این ایام است. از گناهانمان در این ماه استغفار کنیم ...
در آیه ی شریفه می فرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ... لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» (64، نساء)
از تجاوز هایمان، از ظلم هایی که به خود و دیگران کرده ایم استغفار کنیم ...
خدای متعال وعده داده است آن کسی که استغفار کند، به عنوان یک دعای حقیقی از خدای متعال حقیقتاً آمرزش بطلبد و از گناه پشیمان باشد، « لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا»؛ خدای متعال توبه پذیر است.
از استغفار در این ماه غفلت نشویم؛ به خصوص در سحرها، در شب ها.
درهاى آسمان در شب اوّل ماه رمضان گشوده مى شود و تا آخرین شب این ماه بسته نمى شود
5- داشتن درکی ناچیز از درد گرسنگان
در بیان امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به جناب هشام بن حکم که درباره چرایی روزه از ایشان سوال پرسیده بودند، آمده است: «روزه به این دلیل واجب شده است كه میان فقیر و غنی مساوات برقرار گردد، و این به خاطر آن است كه غنی طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق كند، چرا كه اغنیاء معمولاً هرچه بخواهند برایشان فراهم است؛ خدا می خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگی و درد و رنج را به اغنیا بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم كنند.» (وسایل الشیعه، ج7، باب اول كتاب صوم، ص 3 و 4؛ بحار،ج 93، ص 371)
آنچه امام صادق (علیه السلام) فرمودند، اشاره به این مهم دارد که آنان که غنی و ثروتمند هستند، شاید در حالت عادی و طبیعی کمتر به فکر فقراء باشند اما روزه این شرائط را برای آنان ایجاد می کند که درد گرسنگی را بیشتر احساس کنند و چه بسا تلاش کنند به واسطه ترحمی که در ایشان پدید می آید به فقراء کمک بیشتری داشته باشند.
به امید آنکه در این باقیمانده از این ماه پر برکت و عزیز کشکول های گداییمان پر شوند از بهترین های مادی و معنوی ...
برای همدیگر دعا کنیم... دعاگویتان هستیم ... به یادمان باشید ...
زهرا اجلال
کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
راهکارهایی برای ترغیب نوجوانان به نماز

قرآن کریم می فرماید: «وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا ... و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكیبا باش ...(سوره طه،آیه 132)
فرزند وقتی که در خانه است از والدین مسائل را می آموزد و بعد از خانه و خانواده ، مدرسه نقش مهمی دارد.
والدین و مربیان اگر بخواهند فرزندان را با نماز آشنا کنند باید از سنین کودکی و نوجوانی شروع کنند،چرا که فردا دیر است؛ امّا برای شروع چه باید کرد؟ از چه روش هایی استفاده کنیم؟ موثرترین روش ها و عوامل کدامند؟
الگو دهی مناسب
یکی از مهم ترین روش ها و تأثیر گذار ترین آنها الگو دهی به آنان است.
کودکان، نوجوانان و جوانان در خانه و مدرسه، عمل بزرگ ترها را می بینند و از آن الگو برداری می کنند. این بسیار مهم است که خود اهل عمل به دستورات باشیم تا فرزندانمان نیز از ما بیاموزند. همان گونه که قرآن در سوره بقره می فرماید: «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ» (بقره، 44) (علم الهدى، على بن حسین، محقق و مصحح ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج2، ص419) «آیا دیگران را به نیکی دعوت می کنید در حالی که خودتان را فراموش کردهاید».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «کونوا دعاة الناس بأعمالکم و لا تکونوا دعاة بالسنتکم» مردم را با رفتار خود به حق رهبری کنید نه با زبان خویش. (مجلسی، محمدباقربن محمد تقی، بحارالانوار(ط-بیروت)، ج67، ص 309)
چشم و گوش فرزندان چون آیینه ای است که هر چیزی در آن منعکس می شود. و مادر می تواند با رفتار خود، خصلت ها؛ امانت، صداقت، وفای به عهد، حق جویی و… را در فرزند احیا کند و یا آنها را از میان ببرد.
فرزندان با مشاهده رفتار پدر و مادر هنگام شرکت در نماز جماعت و دیدن فیلم ها و پوسترهای مربوط به نماز به طور غریزی از آنان تقلید نموده و اعمال و حرکات مشاهده شده را تکرار می کنند.
در انتخاب مدرسه برای کودکان و نوجوانانمان دقت کنیم چرا که بعد از خانواده، فرزند زمان زیادی را در مدرسه و با معلمان می گذراند.
تمرین و عادت را فراموش نکنیم
در روایت است که به فرزندانتان از سن هفت سالگی نماز تمرینی یاد بدهید.
روح انسان در زمان جوانی حالت قابل انعطافی دارد و هر چه انسان بزرگتر می شود از انعطاف آن کمتر می شود. (تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضی مطهری، ص 78)
کودکتان باید در رفتار خود پیرو بزرگان باشد و بزرگترها، باید نسبت به کودک، رئوف و مهربان باشد. مبادا مانند جفاکاران و ستمگران دوران جاهلیت رفتار کنید»
نماز بر نو نهالان گر چه واجب نیست، لیکن امری نیکو و پسندیده است و زمینه ساز دوران جوانی است.
مولوی مثلی راجع به اینکه هر چه انسان بزرگتر می شود، صفات او قوی تر و ریشه دارتر می گردد، بیان کرده و می گوید: مردی درختی را در گذر گاهی کاشت و مردم از این کار در رنج بودند. او قول داد که سال دیگر آن را بکند و سال دیگر نیز کار را به سال بعد موکول کرد و سال های بعد نیز به همین ترتیب عمل کرد.
از طرفی درخت سال به سال ریشه دارتر می شد و از طرف دیگر خارکن ضعیف تر می گردید.
یعنی میان رشد درخت و قوّت او نسبت معکوس برقرار بود. حالات انسان مانند خاربن و خارکن است. روز به روز صفات در انسان عمیق تر و اراده انسان ضعیف تر می شود، بنابراین قدرت یک جوان در اصلاح نفس خود از یک پیر بیشتر است. (تعلیم و تربیت در اسلام، ص 79 ـ 80)
محبّت و مهرورزی
محبّت و مهرورزی یکی از اصول تربیتی اسلام است که تاکید فراوانی به آن شده است. شخصی که محبّت و مهر کسی را به دل می نشاند نا خواسته به تقلید از او پرداخته و الگوگیری از رفتار و اخلاق او می کند مانند او لباس می پوشد، مانند او سخن می گوید و از رفتارهای او در موقعیت های متفاوت نسخه برداری می کند. هر چه آن شخص دوست دارد، برایش دوست داشتنی می شود. و هر چه بد می داند، از چشم او می افتد. گاهی اوقات دوستی و محبّت به حدّی می رسد که از شخص، فردی مرید؛ و مطیعِ چشم و گوش بسته می سازد.
خداوند نیز کسانی را که دم از محبّت الهی می زنند، امّا مطیع نیستند را مورد خطاب قرار داده و می فرماید: «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ» بگو: اگر خدا را دوست مى دارید، از من پیروى کنید؛ تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد».(سوره آل عمران٬ آیه 31)
هر چند نیاز ضروری فرزندان به محبّت و عاطفه را نمی توان انکار کرد، امّا از آثار و پیامدهای محبّت و عاطفه و تاثیرات تربیتی آن نباید غافل شد. به هر حال در اسلام به والدین توصیه شده است تا محبّت خویش را از فرزندانشان دریغ ندارند.
امیر المومنین (علیه السلام) نیز می فرماید: «لیتأسّ صغیرکم بکبیرکم و لیرأف کبیرکم بصغیرکم و لا تکونوا کجفاة الجاهلیة: کودکتان باید در رفتار خود پیرو بزرگان باشد و بزرگترها، باید نسبت به کودک، رئوف و مهربان باشد. مبادا مانند جفاکاران و ستمگران دوران جاهلیت رفتار کنید».(نهج البلاغه٬ فیض الاسلام٬ ص531 )
«ما کودکان خود را وقتى پنج ساله اند، به نماز امر مى کنیم؛ ولى شما کودکانتان را وقتى هفت ساله شدند، به نماز امر کنید. ما کودکان خود را وقتى هفت ساله اند، به روزه وا مى داریم؛ به اندازه اى که توان دارند، چه تا نصف روز باشد یا بیشتر یا کمتر. وقتى تشنگى و گرسنگى بر آنان چیره شد، افطار مى کنند تا این که به روزه، عادت کنند و توان آن را بیابند؛ ولى شما کودکانتان (پسر) را وقتى نُه ساله شدند، به اندازه اى که توان دارند، به روزه وا دارید و وقتى تشنگى بر آنان چیره شد، افطار کنند»
تشویق و ترغیب
قرآن به شیوه های گوناگونی به تشویق پرداخته است. آیاتی که نعمت های بهشتی را بیان می کنند و آیاتی که از بشارت سخن می گویند، از این دسته آیات می باشند. یکی از اوصاف پیامبران الهی (علیهم السلام) در قرآن «مبشّر» (سوره نساء٬ آیه 165) بیان شده است.
یکی از راه های جذب فرزندان به سوی آموزه های دینی و نماز، تشویق و ترغیب است. تشویق اگر به گونه ای پسندیده و به جا باشد، بسیار کارساز است.
گاهی یک آفرین و نوازش تاثیر بیشتری دارد. نقل شده است که پسر بچه ای در نزد پیامبر (صلی الله و علیه وآله) عطسه کرد و سپس گفت:«الحمد الله». پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) به او فرمود: «بارَکَ اللهُ فِیکَ: آفرین بر تو باد». (اصول کافى٬ کلینى٬ ج ٬4 ص 474)
کلام را با روایتی جامع پیرامون موضوع مورد بحث به پایان می بریم :
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «ما کودکان خود را وقتى پنج ساله اند، به نماز امر مى کنیم؛ ولى شما کودکانتان را وقتى هفت ساله شدند، به نماز امر کنید. ما کودکان خود را وقتى هفت ساله اند، به روزه وا مى داریم؛ به اندازه اى که توان دارند، چه تا نصف روز باشد یا بیشتر یا کمتر. وقتى تشنگى و گرسنگى بر آنان چیره شد، افطار مى کنند تا این که به روزه، عادت کنند و توان آن را بیابند؛ ولى شما کودکانتان (پسر) را وقتى نُه ساله شدند، به اندازه اى که توان دارند، به روزه وا دارید و وقتى تشنگى بر آنان چیره شد، افطار کنند».(همان)
فرآوری: زهرا اجلال
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
آغاز آتش بس یک هفته ای در یمن
آتش بس انسانی یک هفته ای در یمن وارد مرحله اجرایی شد.
به نقل از رسانههای منطقه، آتش بس انسانی در یمن از امروز به مدت یک هفته تا پایان ماه مبارک رمضان آغاز شد.

شبکه خبری المیادین گزارش داد که همزمان با آغاز اولیه آتش بس در یمن ، فضای شکننده ای بر این کشور حاکم است.
این در حالی است که عربستان پیوسته تلاش دارد تا انصارالله را مسئول نقض آتش بس معرفی کند. رژیم سعودی با در اختیار داشتن رسانه های گسترده این طور القاء میکند که این طرف مقابل است که مانع از رسیدن کمک های انسانی به مردم یمن میشود نه ریاض.
عبد الملک الحوثی رهبر انصارالله در سخنان خود به مناسبت روز جهانی قدس با اشاره به مسئله آتش بس یک هفتهای در یمن گفت: امروز ما در آستانه آتش بس جدیدی قرار داریم. آتش بسی که سازمان ملل متحد متولی آن است. این سازمان ملل را همه میشناسند که با حمایت های مالی عربستان سعودی و آمریکا اداره میشود. ما امید زیادی به این آتش بس نداریم. این دومین آتش بس است. اولین آتش بس عملی نشد و دومی را هم بعید میدانیم که عملی شود؛ چرا که مزدوران آنها در جهت خرابکاری پیش قدم خواهند شد.
«استیوان دوجاریک» سخنگوی دبیر کل سازمان ملل متحد اعلام کرد آتشبس انسانی در یمن از شنبه آغاز خواهد شد و تا پایان ماه رمضان ادامه خواهد داشت و قابل تمدید خواهد بود.
دوجاریک در بیانیهای که از سوی «بانکیمون» دبیر کل سازمان ملل صادر شده است افزود که کمک رسانی به تمامی گروههای آسیب دیده یمنی امری ضروری و فوری است و از طریق آتشبس انسانی غیر مشروط و بدون هیچ مانعی انجام خواهد شد.
وی تاکید کرد دبیر کل سازمان ملل از طریق فرستاده ویژه خود تضمینهایی را از انصارالله، کنگره ملی و دیگر طرفها مبنی بر احترام به آتشبس را دریافت کرده است.
در بیانیه سازمان ملل « بر ضرورت اجازه به تمامی آژانسها و هیئتهای امدادرسانی برای کمک رسانی آزادانه و بدون هیچ مانعی به مردم یمن از طریق بندرگاهها و فرودگاهها تاکید شده است.»
ادامه مطلب
حضرت خضر علیه السلام؛ راهی برای تقرب به امام زمان علیه السلام
خواندن ادعیه مربوط به امام زمان
دورهی مخفی شدنِ امام زمان علیهالسلام
پنج گناه بزرگ شیخ نمر!
عمود چهلم !!
من، با خودِ امام رضا کار دارم!
بهار نیکان! فدای صداقتتان
سوال تأمّل برانگیز تاریخ از دوستداران پیامبری محبوب
نقشه ی گنج گمشده در دستان پیشوای صادق
شاه کلید امام صادق علیه السلام برای استفاده بهتر از دنیا 

