
از بارزترين ويژگى هاى شخصيتى حسين بن على عليه السلام آزادگى و رادمردى است. حسين عليه السلام تن به ذلت نداد، زير بار ستم نرفت و در برابر زورمداران مردانه تا پاى جان ايستاد.
پس از روى كار آمدن يزيد احساس كرد كه ارزشهاى اسلامى و انسانى رو به نابودى است و دريافت كه هرگاه بوزينه باز و شرابخوار و هوسرانى چونان يزيد بر منبر اسلام بالا رود چراغ دين و ديندارى بى فروغ مى شود، از اين رو در نخستين واكنش نسبت به اعلام بيعت مردم با يزيد، با اشاره به همين نكته اساسى به مروان حكم فرمود:
هرگاه زمام امور جامعه اسلامى به دست كسى چون يزيد بيفتد، فاتحه اسلام را بايد خواند.
به برادرش محمّد حنفيّه نيز، كه وى را دعوت به مسالمت مى كرد، فرمود:
چنانچه در همه جهان هيچ پناهگاهى نيابد، باز هم زير بار بيعت با يزيد نخواهد رفت. «1»
حسين كه در خاندان وحى تربيت يافته بود، هرگز نمى توانست براى حفظ مصالح و منافع شخصى خود، شاهد پامال شدن هدفهاى رسالت باشد؛ چنان كه فرموده است:

ادامه مطلب
مهارت ارتباط
در آموزش مهارتهای زندگی، توجه ویژهای به مهارت ارتباط مؤثر شده است. ارتباط، یکی از اساسیترین نیازهای انسانی است که زندگی منهای اجتماع، برای او بیمعناست. مهارت ارتباط به افراد میآموزد که چگونه و با چه روشهایی به یک ارتباط موفق دست یابند؛ ارتباطی که بتوان با آن به اهداف موردنظر رسید. افراد نیز در روانشناسی از نظر سطح ارتباط، در دستهبندیهای گوناگون جای میگیرند. در سخنی از امام حسین علیه السلام ، به نکتهای برمیخوریم که سطحی فراتر از آنچه را بشر امروزی به آن دست یافته، مطرح میکند. ایشان ماهرترین فرد در مهارت ارتباط را چنین معرفی میکنند: «إنّ أوْصَلَ النّاسِ مَن وَصَلَ مَن قَطَعَهُ؛ قویترین فرد در ایجاد ارتباط کسی است که با کسی که از او بریده رابطه برقرار کند.»1 چنین نگرشی، سطح انتظار از ارتباط کارآمد را به حدی بالا میبرد که در جامعه اسلامی، یک فرد، به ایجاد ارتباطات گسسته شده بیندیشد. طبیعی است که این پیوند، دشوارتر از دیگر شاخههای ارتباط است.

ادامه مطلب
مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب گرانسنگ «نفس المهموم» عباراتی از زیارتنامه سیدالشهدا(علیه السلام) میآورد که در انتساب آن به حضرت مهدی(عج) تردید ندارد؛ در این زیارتنامه 10 ویژگی برای امام حسین(علیه السلام) بیان شده است..

برای شناخت ماهیت وجودی هر شخصی، باید به نزدیکترین کسان او رجوع کرد و با شنیدن گفتههایی که در آن تنها صدق گفتار مشاهده میشود، میتوان افراد شناخت. بر همین اساس، پناه بردن به کلام معصومین(علیهم السلام) بهترین مرجع و منبع برای شناخت امامان معصوم(علیهم السلام) است.

ادامه مطلب

- «سپاس گزاری نعمتهای گذشته، نعمتهای آینده و زودرس را به دنبال دارد».
- «عاجزترین مردم کسی است که از دعا کردن ناتوان باشد».
- «اگر مردم به هنگام دعا کردن، خدا را با نام محمد صلی الله علیه و آله و اهل بیت پاک او، با نیت درست و با اعتقاد قلبی صحیحی بخوانند، که آنها را مصون دارد تا پیامبر را پس از مشاهده آن همه معجزات محکم و آشکار نافرمانی نکنند، خداوند با جود و کرم خود خواستههای آنان را میدهد.»- «ای مردم! شما را به تقوای الهی سفارش میکنم و از (گناه کردن) برحذر میدارم ... در مدت عمر به سلامت و تندرستی جسم پیشی گیرید ... و از کسانی مباشید که بر گناه بندگان بیم دارند و خود از عقوبت گناه خویش آسوده خاطراند».

ادامه مطلب

وقف در سخن و سیره امام حسین(ع) نمود خاصی داشته است. در حدیثی آمده است : امام حسین(ع) زمین و اشیایی را که ارث برده بود پیش از این که تحویل بگیرد، وقف کرد.
همچنین در روایتی آمده است : هنگامی که به امام حسین(ع) خبر دادند «عبدالله بن عامر» - از کارگزاران بنی امیه - چنین و چنان وقف کرده و عده زیادی برده آزاد کرده است، فرمود: «مَثَل عبدالله بن عامر همانند کسی است که از حاجیان و راهیان خانه ی خدا سرقت کرده و سپس اموال دزدی را صدقه می دهد .» آنگاه افزود: إِنَّمَا الصَّدَقَةُ الطَّیِّبَةُ صَدَقَةُ مَنْ عَرِقَ فِیهَا جَبِینُهُ وَ اغْبَرَّ فِیهَا وَجْهُهُ وقف ی پاکیزه، وقفی کسی است که در راه کسب آن پیشانی اش عرق کرده و صورتش غبارآلود شده است .» وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال شد: «منظور حضرت سید الشهداء(ع) چه کسی بوده است؟» فرمود: «علی بن ابی طالب(ع) .» (1)
یکی از معاصران امام حسین(ع) حسن بَصْری است که به عنوان متکلم ، مفسر ، محدّث ، واعظ ، فقیه و یکی از هشت زاهد معروف قرن اول و دوم شناخته می شود.
سید مرتضی علمالهدی نیز از حسن به نیکی یاد کرده و او را کثیرالعلم، بلیغالمواعظ، اسوه ، پیشوا و یکی از متقدمان دانسته که از تصریح به عدل خدا پروا نمینمود(2)
نقل است که حسن چنان به اهلبیت علیهمالسلام دلبستگی داشت که با شنیدن خبر شهادت امام حسین(ع)، بهشدت گریست و سپس گفت : «خدا خوار کند امتی را که فرزند پیامبرش را کشت».(3)
حسن بصری جریانی را از موضع امام حسین(ع) نسبت به وقف نقل می کند. او می گوید: حسین بن على، سرورى زاهد، پاکدامن، نیکوکار، خیرخواه و خوش اخلاق بود. امام(ع)، روزى با اطرافیان خود به باغش رفت. در این باغ غلامى کار مى کرد که نامش صافى بود. چون حضرت(ع) به باغ نزدیک شد، غلام را دید که نشسته نان مى خورد. حسین(ع) بدو نگریست و زیر درخت خرمایى که او را مى پوشاند و غلام نمى توانست حضرت(ع) را ببیند نشست. غلام، یک گرده نان را بر مى داشت و نصف آن را به طرف سگش مى انداخت و نیم دیگر را خود مى خورْد. حسین(ع) از این کار غلام در شگفت شد. غلام چون از خوردن آسوده گشت گفت: سپاس خداوند جهانیان را، خدایا من و سرورم را بیامرز و به او برکت بده، چنان که به پدر و مادر او برکت دادى، به رحمت خودت اى ارحم الراحمین.
در این هنگام حسین(ع) برخاست و گفت: اى صافى! غلام وحشت زده برخاست و گفت: سرورم و سرور همه مؤمنان! من شما را ندیدم، مرا ببخش. حسین(ع) گفت: مرا حلال کن اى صافى، زیرا من بدون اجازه تو به باغت وارد شدم. صافى گفت. به سبب فضیلت و کرم و سرورى خودت چنین سخنى را مى گویى سرورم. حسین(ع) فرمود: دیدم که نیمى از گرده نان را به سگت مى دهى و نیم دیگر آن را، خود مى خورى، این کار چه معنا دارد؟ غلام گفت: هنگامى که من نان مى خوردم، این سگ به من مى نگریست، سرورم! من از نگاه او شرم کردم، آخر این هم سگ توست که باغت را در برابر دشمنان حفظ مى کند. من برده توام و این سگ توست و هر دو با هم، رزق از تو رسیده را خوردیم.
حسین(ع) گریست و فرمود: تو در راه خدا آزادى و با طیب خاطر به تو دو هزار دینار مى بخشم. غلام گفت: اگر مرا آزاد مى کنى من باز هم مى خواهم عهده دار باغ تو باشم. حسین(ع) فرمود: مرد هرگاه سخنى بر زبان مى آورد، شایسته است که آن را با عمل خود تأیید کند، من گفتم: بدون اجازه تو به باغت وارد شدم و سخن خود را تأیید کردم و باغ را با هر آن چه در آن است به تو بخشیدم، ولى این گروه از اطرافیان من آمده اند تا میوه و خرما بخورند، آنها را به خاطر من، میهمان خود بدار و ارجشان نه که خداوند در روز رستاخیز بر تو ارج نهد و به سبب خوش اخلاقى و ادبت به تو برکت دهد. غلام گفت: اگر تو باغت را به من بخشیدى، من هم آن را وقف اطرافیان و شیعیان تو مى کنم. حسن [بصرى ]مى گوید: بر مؤمن شایسته است که همچون نوه پیامبر خدا باشد. (4)
پی نوشت ها:
1. مستدرک الوسائل، محدث نورى، موسسه آل بیت، قم، 1408ق. ج 7 ، ص 244
2. علیبن حسین علمالهدی، امالی المرتضی: غررالفوائد ، ج1، ص161
3. سلیمانبن ابراهیم قندوزی، ینابیعالمَودَّةِ لِذَویِ القُربی، ج3، ص48
4. اهل بیت (ع) در قرآن و حدیث ج1، حدیث691
منبع : قدس
ادامه مطلب

در امام حسين (علیه السلام)، امام سوم شیعیان، وقف جایگاه و اهمیت ویژه ای داشته است. ایشان نيز همچون جد بزرگوارشان، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و امیرالمومنین علی (علیه السلام)، زمينها و چيزهايي ديگري که ارث برده بودند در راه رضای خداوند و برای رسیدن به رضایت و قرب الهی وقف نمودند.
ایشان حتي اطراف قبر مطهر خويش را از اهل نينوا و غاضريه به شصت هزار درهم خريداری نمودند و وقف آنان کردند، به اين شرط که زائرانش را به سوي قبرش راهنمايي کنند و آنان را به مدت سه روز به عنوان ميهمان پذيرايي کنند.
نکات و پیام ها:
1. وقف در نگاه امام حسین (علیه السلام)، برای رضای پروردگار و پیروی از سنت رسول و سیره ی امیرالمومنین علی (علیهم صلوات الله) بوده است.
2. این امام بزرگوار دور اندیش و آینده نگر بوده و حتی موقوفاتی در راستای تکریم زوار کربلا داشته اند.
3. تکریم میهمان در مرام و مسلک علوی بوده و این امام همام نیز در همین راستا سنت وقف را سرلوحه ی کارهای خود قرار دادند.
منبع: مستدرک الوسائل، 61.
ادامه مطلب
این گفتار، نگاهى دارد به بررسى جنبه هاى رفتارى امام حسین علیه السلام در حیطه مدیریت واقعه عاشورا و انطباق آن با اصول مدیریت امروز.
امام حسین علیه السلام با توجه به برخوردارى از شایستگى هاى ضرورى براى رهبرى، نهضت عاشورا را به بهترین صورت، از آغاز تا پایان و پس از آن و با در نظر داشتن همه مهارت هاى مدیریتى، رهبرى کرد.
با مرورى بر نهضت عاشورا درمى یابیم که امام حسین علیه السلام در رهبرى نهضت عاشورا تمام وظایف یک مدیر، مانند تصمیم گیرى، برنامه ریزى، سازمان دهى، هدایت، نظارت و هماهنگى را به خوبى به نمایش گذارد که به طور مختصر به آن اشاره مى شود:
1. تصمیم گیرى
امام براى اقامه اصل امر به معروف و نهى از منکر، از بیعت با یزید، خوددارى و با صراحت تمام و قاطعیت وصف ناپذیرى، آن را رد کرد. آن گاه نیز که عوامل یزید، بر وى فشار آوردند، تصمیم گرفت از مدینه خارج شود و با استقرار در مکه، حرم امن الهى، صداى اعتراض خود را به گوش مسلمانان برساند و پس از آن، دعوت عمومى مردم کوفه را اجابت کند. به عبارت دیگر، با رفتن به قتل گاه و با هدیه خون خود و فرزندان و یارانش، اصل امر به معروف را احیا و چهره مصداق عینى منکر؛ یعنى سلطنت یزید را آشکار سازد.
ادامه مطلب
امام حسین علیه السلام با همسران و فرزندان خویش در نهایت ادب و محبت و مهربانى معاشرت مى کرد. عقّاد مى نویسد: «حسین علیه السلام از آن کسانى بود که به فرزندان خویش، محکم ترین علایق را داشت و نیز نسبت به همسرانش بهترین عواطف را دارا بود. گفته شده است امام درباره همسر باوفایش، رباب و دختر شیرین زبانش، سکینه چنین مى گفت: به جان خود سوگند، خانه اى را دوست مى دارم که سکینه و رباب را میزبانى کند. من این دو را دوست مى دارم و مالم را در راه آنان مى دهم و کسى نمى تواند مرا بر این علاقه و دوستى ملامت کند.
همین دوستى و صمیمیت است که بناى خانواده را محکم و استوار مى گرداند و از تزلزل و فروپاشى آن جلوگیرى مى کند. ثمره این وفادارى و انس امام با همسرش را در رفتار همسر آن حضرت پس از شهادتش مى بینیم.
ادامه مطلب
نماز از عالى ترین نمونه هاى معنوى پیوند با خدا و برترین جلوه هاى ذکر خدا است. این ارتباط معنوى در مبارزه و جهاد نیز، به مجاهد راه خدا روحیه مى بخشد، چنان که حضرت على علیه السلام در جنگ صفین به یکى از یاران خود گفت: «براى نماز با این قوم مى جنگم». امام حسین علیه السلام نیز از اقامه کنندگان نماز است، هم چنان که در زیارت نامه هاى ایشان آمده است:
اَشهدُ أَنَّکَ قَداَقَمتَ الصَّلاة و آتَیتَ الزَّکاة.
گواهى مى دهم که تو برپادارنده نماز و دهنده زکات هستى.
نماز امام حسین علیه السلام در راه کربلا همراه با سپاه حر
یکى دیگر از جلوه هاى آسمانى امام حسین علیه السلام در توجه به امر نماز، آنجا تجلى یافت که در مسیر کربلا و هنگام اقامه نماز فرمود:
فَهوَ یَعلَمُ أنّى قدکنتُ أُحِبُّ الصَّلاة.
پروردگار جهانیان به اشتیاق (وصف ناشدنى) من به نماز آگاه است.
ادامه مطلب
شجاعت
دلاورى و بى باکى براى مقابله با دشمن و هراسیدن از خطرها و اقدام هاى دشوار یکى از مهم ترین ملکات اخلاقى است که در حسین بن على علیه السلام و یاران شهیدش و آزادگان اهل بیت علیهم السلام جلوه گر بود. روح حماسى در میدان هاى نبرد در خصلت هاى فردى و زمینه هاى تربیتى آن امام ریشه داشت. قیام کربلا از نخستین مراحل تا پایان آن، تجلى گاه شجاعت امام بود. صلابت و قاطعیت امام حسین علیه السلام در مخالفت کردن با یزید و خوددارى ورزیدن از بیعت با وى، تصمیم گرفتن براى حرکت به سوى کوفه و مبارزه با یزیدیان، متزلزل نشدن روحیه از شنیدن اخبار داخل کوفه، اعلام آمادگى براى نثار خون در راه احیاى دین، نهراسیدن از انبوهىِ سپاه گرد آمده در کربلا، رزم آورى هاى سلحشورانه و بى نظیر امام حسین علیه السلام و سربازان و خاندانش، جنگ نمایان عباس، على اکبر و قاسم و... و صدها صحنه حماسى دیگر، همه جلوه هایى از شجاعت حسین بن على علیه السلام و یارانش و بخشى از الفباى «فرهنگ عاشورا» است.
ادامه مطلب
امام حسین علیه السلام ، امام سوم شیعیان، شهید کربلا و ملقب به ثاراللّه است که نهضت عاشورا بر محور فداکارى و جان فشانى آن حضرت شکل گرفت.

حسین علیه السلام ، تاریخ بشرى را از حماسه و ایثار کرد و درس آزادگى و عزت به انسان ها آموخت. او با تقدیم خون خویش در کربلا، درخت اسلام را آبیارى کرد و مسلمانان را بیدار ساخت. پرداختن به شخصیت والا و الهى آن رادمرد جهان اسلام و بررسى جنبه هاى گوناگون حیات آسمانى آن سپهر ایمان، شناختى درخور و مجالى فراتر مى طلبد. در این بخش برآنیم در حد توان با گزینشى از مکارم اخلاق آن امام همام و سیره و سخن آن پیشواى بزرگ، ره توشه اى براى رهروان راه ولایت فراهم کنیم.
مراحل زندگانى امام حسین علیه السلام پیش از واقعه عاشورا
دوران کودکی
ادامه مطلب
امام حسین علیه السلام در طول مسیر به آیاتى استناد فرموده اند که عبارتند از:

1) آیه اول: آیه 33 سوره احزاب: همینکه نماینده یزید در مدینه تصمیم گرفت از امام حسین علیه السلام براى یزید بعیت بگیرد امام فرمود: واى بر تو، تو پلید هستى و ما خانواده اى هستیم که خداوند در شأن ما فرموده است:«همانا خداوند مى خواهد که از شما اهل بیت هر پلیدى (احتمالى، شک و شبهه اى) را بزداید و شما را چنانکه باید و شاید پاکیزه بدارد».
2) آیه دوم: آیه 88 سوره هود: امام حسین علیه السلام در پایان وصیت نامه اى که قبل از حرکت به کربلا نوشتند به این آیه استناد کردند:
«توفیق من جز به (اراده) خداوند نیست که بر او توکل کرده ام به او روى آورده ام».
ادامه مطلب
از به دنیا آمدن حسین(ع) هفت روز گذشته بود که اسماء دوباره بردش پیش پیامبر (ص). پدر بزرگ برای نوزاد گوسفند قربانی کرد و هم وزن موهای سرش نقره صدقه داد. اسماء باز هم گریة پیامبر(ص) را دید. این بار طاقت نیاورد. نتوانست نپرسد. پرسید: "این گریه برای چیست؟ هم امروز و هم روز تولد؟"
گفت: "گریه میکنم برای نوه ام. روزی میآید که یک عده ستمکار از بنی امیه او را میکشند."

-----------------
فاطمه(س) خواب است. حسین(ع) گریه میکند. یک دفعه گهواره شروع میکند به تکان خوردن. صدای لالایی شنیده میشود. حسین آرام میگیرد. ماجرا را که برای محمد (ص) تعریف میکنند، میگوید : "جبرئیل بوده، جبرئیل امین."
ادامه مطلب

ابوهريره از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عليه روايت كرده است: هنگامى كه خدا آدم را آفريد در سمت راست عرش پنج شبح نور ديد كه در سجده و ركوع هستند آدم پرسيد: اين پنج شبح كه در هيبت و صورت من هستند كيانند؟ پاسخ آمد:
اينان پنج تن از فرزندان تو هستند كه پنج نام براى آنها از نام هاى خود مشتق كرده ام و اگر براى ايشان نبود، بهشت و جهنم و عرش و كرسى آسمان و زمين و فرشتگان و آدميان و جنيان را نمى آفريدم، پس من محمود و اين محمد است، و من عالى هستم و اين على است، و من فاطرم و اين فاطمه است و من احسانم و اين حسن است، و من محسنم، و اين حسين است، به عزتم سوگند كه هر كس ذره اى از كينه ايشان در دل داشته باشد، او را داخل آتش مى كنم ايشان برگزيدگان من هستند و به ايشان نجات مى دهم، و به ايشان هلاك مى كنم، هرگاه حاجتى دارى به اين پنج تن متوسل شود، پس پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: ماييم كشتى نجات، هر كس به آن متعلق شود نجات يابد و هر كس از آن برگردد هلاك شود.
منبع : پرتوى از عظمت حسين عليه السلام، ص 58
ادامه مطلب














