يارب، سپاه نيزه، همه دستشان تهي ست
بي توشه اند و همرهي كاروان كنند
با مهر من، غريب نمانند روز مرگ
آنان كه خاك مهر مرا حرز جان كنند
یورش باد خزان بی داد کرد
کربلایش را حسین آباد کرد
یاران قیامت اولدو میدان کربلاده
اولدوردولر حسینی عطشان کربلاده

ادامه مطلب
یک مدینه شد به پا در کربلا
کوچه ای برپا شد از جور و جفا
تو میان و دشمنان در دو طرف
پیکرت با تیرو نیزه شد هدف
یگانه گوهر درج شرف حسین علی
که بحر با کف او خالی از گهر ماند
یفرح هذا الوری بعیدهم
و نحن اعیادنا ماتمنا
يك سوي حسين و سوي ديگر عباس
يك چشم فرات و چشم ديگر دجله

ادامه مطلب
یک طرف بوی علم ها می وزد
یک طرف طوفان غمها میوزد
یک جلوه از آن شیوه معشوق پسند است
آن سر که به محمل زدی از درد شکستی
یک ماه ، به روی نیزهها آوردم
بر روشنی تیره دلان کوفه

ادامه مطلب
هرجا برات گریه کنم، بهشته یا اباالفضل(ع)
زهرا(س) به روی قلب من نوشته یا اباالفضل(ع)
همراه یاران شد روانه از مدینه
باخاطراتی جانگداز و سوز سینه
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
هر که دارد سر همراهی ما بسم الله

ادامه مطلب
هرگز به حقيقت، نتوان گفت حسيني است
آن که ز دل و جان، حسني نيست
هر کجا رفتی به قلبی چاک چاک
مانده جای پای سرخ ات روی خاک
کربلا تا شام جای پای تو
تا ابد می گوید از غم های تو

ادامه مطلب
و نخلها كه سحر سر به آسمان دادند
صلات ظهر كه شد، ايستاده جان دادند
صلات ظهر درختان اقامه ميبستند
كه روح و راحت خود را به باغبان دادند
چه نخلها كه به انگشتهاي نامعلوم
جهان گمشدهاي را به ما نشان دادند
كنار نعش افق نالههاي نيزاران
غروب بود و چه حالي به كاروان دادند
مسافران غريبي كه دير ميرفتند
به كاروان نرسيدند تشنه جان دادند
همين مشاهد مظلوم در ديار غريب
به سرزمين شما هفت آسمان دادند

ادامه مطلب
نه قدر جسمیده جان وار
نه قدر قولدا توان وار
داها چیخماز یادیمیزدان
یادینیز دلده قالاندیر
نگار فاطمیان؛ جان مادرت بازآ
فدای آن دل محزون و پر مصیبت تو
نماز شام غریبان که گریه پردازم
به مویه های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آنچنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم

ادامه مطلب
نهضت آن است که با خون تو جوشد ور نه
مرده جسمی است که بی روح و روان است حسین
نگردد محفل اسلام تاریک
بلی شمع شبستانش حسین-ع است
به نامش دفتر توحید مفتوح
خوش آن دفتر که عنوانش حسین -ع است
ناگاه در دست مولا ، یک چشمه جوشید از خون
بوسید تیری گلوی آن شاخه نسترن را
گهواره خالی خدایا ، تنها دلی ماند و داغی
داغی که از من گرفته ست پروای دل سوختن را

ادامه مطلب
نام خدایی تو،باشد بهشت دلها
جان جهان ، جهانی گردیده مبتلایت
ای آنکه گشته جبریل ، در بان بارگاهت
عالم فدای نام ، پرشور و خون لقایت

ادامه مطلب
نام تورا باطل السحر هر مکر و هر خدعه کردیم
تنها نه از هفتخوان بلکه هفتاد خوان هم گذشتیم
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه های غریبانه قصه پردازم
نخل های تشنه از تنهایی ات خم می شدند
تا شنیدند از لبانت ربنای آخرت

ادامه مطلب
نه تنها من بسوزم از غم او
برای اش نوحه گر صاحب زمان (عج) است
نو گل باغ محبت یارب از خون بو گرفته
راه آن سرو روان را دشمن از هر سو گرفته
نهضت خونين تو ، سرمشق آزادی بود
بهترين تعليم را ، از درس قرآن میکنی
جان فدای تربت تو ، اي طبيب جسم و جان
درد عالم را به درد خويش درمان میکنی

ادامه مطلب
نو باوهگان مصطفی را سر بریدند
مرغان بستان خدا را سر بریدند
نوكران را همه با نام پدر بشناسد
مست عرفان حسينم چه بود بهتر از اين

ادامه مطلب
نخستین کس که در مدح تو شعری گفت آدم بود
شروع عشق و آغاز غزل شاید همان دم بود
نخستین اتفاق تلختر از تلخ در تاریخ
که پشت عرش را خم کرد یک ظهر محرّم بود

ادامه مطلب
من و دوری از تو ای گل نمی تونم نمی تونم
بعد تو ای همه هستم ، محاله زنده بمونم
مهلتی که جای مادر به گلوت بوسه بکارم
یوسفم بذار براتون پیرهن کهنه بیارم
زینبم با اون نگات می زنی آتیش به جونم
قاتلم آه تو می شه اگه من اینجا بمونم
چشم تو غرق ستاره اس ، دل تو لبریز آهه
خواهر این اشکو نگه دار که هنوز اول راهه

ادامه مطلب














