پیاده روی باشکوه جاماندگان اربعین حسینی صبح امروز یکشنبه 30 آبان مصادف با اربعین سالار و سرور شهیدان از میدان امام حسین تهران به سمت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) آغاز شد.




ادامه مطلب

در سالهای اخیر بسیاری از شاعران کشورمان همگام با دیگر مردم کشورمان در روزها و شبهای منتهی به اربعین خود را با پای پیاده به کربلا میرسانند تا به زیارت حضرت امام حسین (ع) و یاران شهیدشان موفق شوند. در سلسله مطالبی قصد داریم پای سخن و نوشتههای شاعرانی بنشینیم که در سالهای گذشته توفیق زیارت اربعین را داشتهاند.
محسن عرب خالقی از شاعرانی است که سه سال گذشته توفیق این زیارت پربار در اربعین حسینی را داشته است که با او گپ و گفتی درباره حس و حالش در این سفر داشتهایم.
این شاعر درباره حس و حالش در پیاده روی اربعین گفت: تا آدم قدم در راه زیارت اربعین نگذارد متوجه نمیشود فضایی که اهل بیت درست کردند و امام عسگری (ع) فرمودند یکی از نشانههای شیعه زیارت اربعین است، چگونه است. اربعین یعنی تکامل و آن کسی که 40 روز برای امام حسین(ع) گریه کرده با زیارت اربعین، این سیر را تکمیل میکند. بدن امام حسین روز اربعین کامل شد، روح شیعه هم روز اربعین به تکامل میرسد.
اتفاقاتی که آنجا میافتد و ارادتی که در راه اربعین میبینیم خیلی عجیب است. خیلی از بچه عراقیها وقتی میخواهند راه بیافتند میگذارند در اربعین برای اولین بار راه برود. از خودگذشتگی که در اربعین میبینید و آدمهایی که از مال و جان و زندگیشان میگذرند، واقعا دیدنی است.
وی افزود: برایتان مثالی میزنم. دو سال پیش من بیماری داشتم و در راه اذیت بودم و مرتب در راه مینشستم. یک بار آقایی را دیدم که وقتی زائران مینشستند این فرد میایستاد و وقتی میرفتند، او هم میرفت. چند بار این کار را تکرار و نظرم را جلب کرد. از او پرسیدم چرا این کار را میکنی؟ اول نگفت. اما بعدش گفت سال قبل وضعم خوب بود و موکب داشتم اما امسال ورشکست شدم و هیچ پولی ندارم. اینجا آفتاب است وقتی زائران مینشینند میایستم تا سایه کنم و زائران کمی خنک شوند. این ارادتی که این فرد را وادار به این کار میکند بسیار زیاد است. این همان است که میگویم خودم و زن و بچه و مالم فدای تو یا حسین و به جز اربعین هیچ جا این عشق را پیدا نمیکنیم و مختص امام حسین(ع) است.
عرب خالقی درباره بزرگترین دستاورد این سفرها برایش گفت: بزرگترین دستاورد سفر برایم این بود که فهمیدم ما هیچ چیزی نیستیم در این دستگاه. برای من شاعر و مداح و کسانی که در این دستگاه هستند ممکن است این توهم پیش بیاید که واقعا کاری میکنند اما وقتی در اربعین این موج جمعیت و آن ارادتها را میبینیم میفهمیم که هیچ نیستیم. بزرگترین دستاورد برای من زائر که پیاده رفتم این بود که به جز امام حسین هیچ چیزی نیست.
به دهر اگر خبری هست زیر پرچم توست
کسی اگر در دیگر زند ز بیخبری است
منبع: فارس
ادامه مطلب
مراسم راهپیمایی روز اربعین حسینی با عنوان "جاماندگان" از میدان امام حسین(ع) تا حرم عبدالعظیم حسنی علیه السلام با حضور عاشقان اباعبدالله علیه السلام صبح امروز برگزار شد.




ادامه مطلب
زائرانت آمدند پای پیاده، از نجف تا کربلا
صف به صف، موکب به موکب، محشرست یا نینوا؟
مادرم جا مانده و من با دو سه عاشق، همین
می شود گفت کربلایند، همه اهل زمین
سهم زائر ریزش صدها گنه در هر قدم سمت حرم
سهم ما جامانده ها حسرت، با چشمان نم
من خودم نه، که دلم جا مانده بین الحرمین
آن حرم های طلایی که ندیدم به دو عین
کاش روزی برسد با مهدی ات ما، هم قدم
یا لثارات الحسین گویان، ما سمت حرم
از همین دور سلام، آقا دلم پر شد ز غم
چشم به راهم باش من هم پا نهم درآن حرم
ادامه مطلب
غیر از غم معشوق در عالم خبرى نیست
جایی خبرى نیست که از غم خبرى نیست
پروانه پرش سوخت ولى آبرویش شد
ما هم دلمان سوخته، این کم خبرى نیست
دنیا نتوانست ز ما گریه بگیرد
بین غم تو از غم عالم خبرى نیست
من توبه نکردم مگر از راه توسل
بی نام تو از توبه آدم خبرى نیست
گفتند درِ خانه غیر تو شلوغ است
گفتند ولى رفتم و دیدم خبرى نیست
رزقِ همه اینجاست و رزّاق هم اینجاست
والله در خانه حاتم خبرى نیست
"گرماى گنه سوز حرم"خورد به ما، پس...
از سوختنِ بین جهنم خبرى نیست
از ناحیه توست عنایات خداوند
بى تو به خدا پیش خدا هم خبرى نیست
ده ماه همه منتظر ماه تو هستند
در سال به جز ماه محرم خبرى نیست
عمامه ندارى و عبا نیز ندارى
اى واى که از پیرهنت هم خبرى نیست
شاعر : علی اكبر لطیفیان
ادامه مطلب
منظر دل های ماست کرببلای حسین
مرغ دل ما زند پر به هوای حسین
یک نگه کربلا به بود از صد بهشت
جنت اهل دل است صحن وسرای حسین
دیدن باغ بهشت مژده به زاهد دهید
زاهد و حور و قصور ما و لقای حسین
تربت پاکش بود داروی هر دردمند
دار الشفای خداست کرببلای حسین
ملک سلیمان بود در نظرش بی بها
آنکه گدایی کند پیش گدای حسین
هرکه رود کربلا بوسه به خاکش زند
بشنود از قدسیان بانگ ونوای حسین
چون به عزا خانه اش پانهی آهسته نه
بال ملائک بود فرش عزای حسین
خنده کنان می رود روز جزا در بهشت
هرکه به دنیا کند گریه برای حسین
غم نَخورَد بعد از این، بهر سرای دگر
آن که «شکوهی»! شود، نوحهسرای حسین
شاعر : هاشم شکوهی
ادامه مطلب
آمدم اینجا كه پناهم دهی
لطف كنی عزت و جاهم دهی
نیست كسی مثل تو در عالمین
عشق منی عشق منی یا حسین!
باز به سوی تو سفر كرده دل
نیمه شبان قصد سحر كرده دل
درد كش جام تو مانده دلم
مست و خوش از نام تو مانده دلم
باز مرا سوز دمادم بده
گریه بده اشك محرم بده
شور بده عاشق شوریده را
نور بده این دل و این دیده را
ای همه جا داغ تو در خاطرم
گرچه ام آلوده ولی زائرم
زائرم و دست به دامان تو
كن نظری آمده مهمان تو
ادامه مطلب
بنویس روی صفحه قلم ... آه كربلا
آتش گرفت باز دلم ... آه كربلا
دوری ، شكستگی ، دل پرخسته از همه
خیره به قاب عكس حرم ... آه كربلا
بعد از نماز سجده به تربت به یاد تو
هم آه از خجالت و هم آه ... كربلا
پیراهن سیاه تو و شال نوكری
ماه عزا و خیمۀ غم ... آه كربلا
بغضو سكوت و گریۀ جانسوز بی كسی
در كوچه ها قدم به قدم ... آه كربلا
پرچم ، كتل حسینیه روضه نوای عشق
سینه زنی و نوحه و دم ... آه كربلا
دلواپسی روز عطش كودك رباب
آب فرات و دست ستم ... آه كربلا
سقا و مشك پاره و دو دست جدا شده
افتادن امیر و علم ... آه كربلا
زینب وداع ، حسین اشاره به قلب خون
بر پهلوی شكسته قسم ... آه كربلا
بانگ نبی روضه گودال قتلگاه
مادر رسید با قد خم ... آه كربلا
شاعر : حبیب نیازی
ادامه مطلب
گرچه باور نمی کنم اما، می روم کربلا خدا را شکر
مردم! آقای مهربان آخر، راه داده مرا خدا را شکر
کربلایی و مبتلا داری، شهر عشقی برو بیا داری
بر سر قدس و کعبه جا داری، با دو گنبد طلا خدا را شکر
رازهایی است پشت ماتم تو، چه سُروری است آخر غم تو
شال مشکی چه روسفیدم کرد در دل این عزا خدا را شکر
گرچه دنیا چنین پر آشوب است، در کنار تو جای ما خوب است
گوشه ی کشتی حسینیم و گوشه ی چشم ناخدا را شکر
اینکه دل بی قرار عباس است، کار دل نیست کار عباس است
آنکه پروردگار عباس است اوست تنها خدا، خدا را شکر
بغض ها کینه ها عداوت ها، غصه ها ترس ها حسادت ها
فقط اینجا میان هیئت ها کرده ما را رها، خدا را شکر
درد ما چیست؟ عاشقی، مستی، ای که درمان دردها هستی!
اینکه لطفت نکرده تا حالا درد ما را دوا خدا را شکر
شاعر : قاسم صرافان
ادامه مطلب
يارب، سپاه نيزه، همه دستشان تهي ست
بي توشه اند و همرهي كاروان كنند
با مهر من، غريب نمانند روز مرگ
آنان كه خاك مهر مرا حرز جان كنند
یورش باد خزان بی داد کرد
کربلایش را حسین آباد کرد
یاران قیامت اولدو میدان کربلاده
اولدوردولر حسینی عطشان کربلاده

ادامه مطلب
یک مدینه شد به پا در کربلا
کوچه ای برپا شد از جور و جفا
تو میان و دشمنان در دو طرف
پیکرت با تیرو نیزه شد هدف
یگانه گوهر درج شرف حسین علی
که بحر با کف او خالی از گهر ماند
یفرح هذا الوری بعیدهم
و نحن اعیادنا ماتمنا
يك سوي حسين و سوي ديگر عباس
يك چشم فرات و چشم ديگر دجله

ادامه مطلب
















