بر روی دستم غیر خاکستر نیاوردم
شرمنده ام حالا که بال و پر نیاوردم
تو بی محلی کردی و من ریختم در خود
اما صدایش را همیشه در نیاوردم
من به شما یک جان ناقابل بدهکارم
چیزی از این بهتر نبود آخر نیاوردم
از چه مرا در پشت این در معطلم کردی
اصلاً شما گفتید سر من سر نیاوردم؟!
كار خودش را كرد آن یكبار دل دادن
یك بار دل آوردم و دیگر نیاوردم
تكلیف دیوانه بلاتكلیفی اش باشد
من نیز تكلیفی از این بهتر نیاوردم
من هر كه را آوردم اینجا از غلامان شد
یعنی در این خانه بجز نوكر نیاوردم
این خانواده نوكرانش محترم هستند
من بی طهارت نامی از قنبر نیاوردم
كوه گناهی را به كاهی گاه میبخشند
آخر من از كار شما سر در نیاوردم
خیلی دلش میخواست یك شب كربلا باشم
من آرزوی مادرم را بر نیاوردم...
ادامه مطلب
باید همیشه دامن او را بگیریم
وقت گدایی دست را بالا بگیریم
با گریه باغ روضه ها را آب دادیم
تا فصل سرما میوه ی گرما بگیریم
جارو کش اش با روضه خوان فرقی ندارد
کافیست در بیت کریمان جا بگیریم
در این دم و دستگاه ما عاشق شدن را
باید که یاد از زینب کبری بگیریم
اصلا ًنمیدانم دلیل و علتش چیست?!!!
پیش کریمان اینهمه خود را بگیریم
امروز اگر ما اینهمه با احترامیم
او دست و پا زد تا که ما هم پا بگیریم
ارباب ما دارد هوای نوکرش را
نیزه نشین شد منسب آقا بگیریم
این روزها بانوی حیدر رو به قبله است
باید که شبها روضه ی زهرا بگیریم
زهرا شفاعت کرده ما فردا نسوزیم
در پشت در آتش گرفته تا نسوزیم
ادامه مطلب
خوش به حال دل ما گرچه پر از تنهایی ست
هرچه هم هست گرفتار غم لیلایی ست
هرچه از جور زمان زخم به قامت دارد
جای شکرش سر جاش است پر از شیدایی ست
ما گداییم ولی عزتمان لم یزلی ست
که گدایی سر کوی حسین آقایی ست
هرکسی قدر پر کاه به او دل بسته ست
به خداوند قسم حیدری و زهرایی ست
آبروی دوسرا نوکری هیئت اوست
قسمت هر که از او دل بکند، رسوایی ست
ما همه اهل خرابات حسین آبادیم
کربلایی ست هر آن کس که دلش اینجایی ست
هرکه بر سر در قلبش نزند نام حسین
به خدا اهل ولا نیست، که او دنیایی ست
دیدن خواب حرم قسمت هر هفته ی ماست
وه که این خواب عجب خواب و عجب رؤیایی ست
ادامه مطلب
همه ش براى خودت، آبرو به ما ندهید
غذا زیادتر از جنبه گدا ندهید
به درد عشق رسیدن دو سوم قرب است
هزار درد که دادید، پس دوا ندهید
میان درد دواى مرا قرار بده
که زندگى نمی ارزد اگر بلا ندهید
محل گذاشتى و بى محلى ات کردیم
ازین به بعد بیایید رو به ما ندهید
به سینه من محتاج دست رد بزنید
ولى حواله من را به ناکجا ندهید
نداشتن برکت داشت ضایعش کردیم
ازین به بعد به نااهل فقر را ندهید
مرا به دردسر انداخت بى خدا بودن
به عبد غیر خدا را تو را خدا ندهید
براى سوخته فرقى نمیکند اصلا
که آخرش بدهیدش جواب یا ندهید
چو طفل سر به هوا شد، دواش تنبیه است
به منکه سر به هوایم دو شب غذا ندهید
سگ حرم به زبان آمد و مرا فهماند
نمیشود که بمالیم پوزه، جا ندهید
در اختیار کسى نیست گریه، دست شماست
نمیدهند به ما گریه تا شما ندهید
جهنم است بهشتى که آتشم نزند
بجان فاطمه از این بهشتها ندهید
بیاید نامه ما را نخوانده پاره کنید
بیاید نامه ما را به مرتضى ندهید
اگر بناى تو این است عده اى نروند
ازین به بعد به ما نیز کربلا ندهید
ادامه مطلب
دادیم قسم باز به نام تو خدا را
تا اینکه اجابت بنمایند دعا را
عمریست همه سائل الطاف حسینیم
بد نیست که تحویل بگیرند گدا را
صد شکر که قسمت شده هر روز ببوسیم
ما سجده کنان تربت اعلای شما را
ما حاجت خود را فقط از روضه گرفتیم
جز روضه ی ارباب بجوییم کجا را؟
ای کاش مقدّر بشود تا که ببینیم
در یک شب جمعه حرم کرب و بلا را...
ادامه مطلب
غرق احسان حسین و حسنم
بر سر خوان حسین و حسنم
بلبل عشق مرا نام دهید
تا غزلخوان حسین و حسنم
هر نم اشک ، مرا اوج دهد
محو عرفان حسین و حسنم
فارغ از عالم سر گشتگی ام
تا پریشان حسین و حسنم
نان خور سفره ی سبطین شدم
شکر مهمان حسین و حسنم
قِدمت عشق من امروزی نیست
نسل سلمان حسین و حسنم
هر دو غربت زده و مظلومند
دیده گریان حسین و حسنم
بنویسید به روی کفنم
از غلامان حسین و حسنم
ادامه مطلب
دل سائل به نظرهای کریمانه خوش است
بر در دوست نشستن چه فقیرانه خوش است
با گدایی درش منصب شاهانه خوش است
مست ساقی شدن از گوشه ی میخانه خوش است
مستی جان من از جام حسین است حسین
چشم دریاییم از نام حسین است حسین
عالمی دایره و نقطه پرگار حسین
رحمت واسعه حضرت دادار حسین
پسر فاطمه و حیدر کرار حسین
بر عقیله شده او دلبر و دلدار حسین
بی نیاز از همه عالم شده محتاج درش
شده روشن همه عالم به نگاه قمرش
هر که شد خاک نشین در او بالا رفت
قطره ای آمد و از درگه او دریا رفت
بی نشان آمد و زین در چقدر آقا رفت
هر که دیدار حسین رفت ز پایین پا رفت
تا که بر سینه دو دستی ز ارادات آمد
عرض حاجت به زبان نامده حاجت آمد
اوست آنکس که غمش دیده ی تر می خواهد
عطر سیب حرمش فیض سحر می خواهد
نکته اینجاست هر آنکس که نظر می خواهد
(عاشقی کار حسین است جگر می خواهد)
نوکری می طلبد راه حسین بن علی
بی سری می طلبد راه حسین بن علی
**
می چکد خون دل از رشته ی مویت بر نی
میرسد صوت خوش از نای گلویت بر نی
بس که زیبا شده ان روی نکویت بر نی
سنگها بوسه گرفتند ز رویت بر نی
روی نی قاری قرآن پیمبر شده ای
آتشی بر دل غمدیده خواهر شده ای
ادامه مطلب
ﮐﻌﺒﻪ ﯾﮏ ﺯﻣﺰﻡ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺩﺍﺭﺩ
ﭼﺸﻢ ﻋﺸّﺎﻕ ﺗﻮ ﻧﺎﺯﻡ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺯﻣﺰﻡ ﺩﺍﺭﺩ
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻣﻠﮏ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ ﺣﺴﯿّﻨﯿﻪ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ
ﻫﺮ ﮐﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﮕﺮﻡ ﺷﻮﺭ ﻣﺤﺮّﻡ ﺩﺍﺭﺩ
ﻧﻪ ﻣﺤﺮّﻡ ﻧﻪ ﺻﻔﺮ ﺑﻠﮑﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺭﮤ ﺳﺎﻝ
ﮐﻌﺒﻪ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﻏﻤﺖ ﺟﺎﻣﮥ ﻣﺎﺗﻢ ﺩﺍﺭﺩ
ﺭﻭﺿﻪ ﺧﻮﺍﻥ ﺗﻮ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻦ ﺗﻮ ﺁﺩﻡ
ﺍﺷﮏ، ﺍﺭﺛﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺫﺭّﯾﮥ ﺁﺩﻡ ﺩﺍﺭﺩ
ﻧﺎﺯﻡ ﺁﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻫﻤﭽﻮ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻋﺎﻟﻢ ﺩﺍﺭﺩ
ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﻣﺎﺗﻢ ﺗﻮ ﺑﺴﮑﻪ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﺳﺖ ﺣﺴﯿﻦ
ﺟﺎﯼ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺭﺳﻮﻻﻥ ﻣﮑﺮّﻡ ﺩﺍﺭﺩ
ﺟﮕﺮﻡ ﺯﺧﻤﯽ ﺁﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﮐﻪ ﺯﺧﻢ ﺑﺪﻧﺶ
ﻫﺮ ﺩﻡ ﺍﺯ ﺯﺧﻢ ﺩﮔﺮ ﺩﺍﺭﻭ ﻭ ﻣﺮﺣﻢ ﺩﺍﺭﺩ
ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﺗﺶ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻏﻀﺐ ﺭﺍ ﺧﺎﻣﻮﺵ
ﻫﺮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﯾﺪﮤ ﺧﻮﺩ ﯾﮏ ﻧﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﯾﻢ ﺩﺍﺭﺩ
ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﻔﺮﻭﺷﺪ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺻﺪ ﺑﺎﻍ ﺑﻬﺸﺖ
ﻫﺮ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻣﯿﻮﻩ ﺯ ﻧﺨﻞ ﺗﺮ «ﻣﯿﺜﻢ» ﺩﺍﺭﺩ
ادامه مطلب
مسیحِ چشم تو از ابتدا نجاتم داد
همین که اسم تو آمد خدا نجاتم داد
نوشته اند مرا از ازل گدای حسین...
چه خوب قصه شاه و گدا نجاتم داد
هزار مرتبه تا آمدم سقوط کنم...
دعای لحظه ی گودال ها نجاتم داد
من سیاه کجا ؟ خانه ی کریم کجا؟
یکی نبود بپرسد چرا نجاتم داد؟
دعا بدون قسم بر تو بی اثر شده بود
قسم به نام تو دادم دعا نجاتم داد
میان غفلت و ظلمت دلم ز دستم رفت
ولی ز دست زمانه بلا نجاتم داد
کسی که دل به تو داده دلش نمی میرد
محبت تو ز دست فنا نجاتم داد
همین که صفحه ی دل پر شد از سیاهی ها
دو قطره گریه برای شما نجاتم داد
همیشه گردن ما زیر دین کرب و بلاست
قسم به مادرتان کربلا نجاتم داد
***
با تشکر از شاعر گرامی
ادامه مطلب
هر چه خیر و برکت از بالا به ماها میرسد
ابتداءً زیر دست تو به امضا میرسد
کم اگر آید به درگاهت زیادش میکنند
قطره دریا میشود وقتی به دریا میرسد
در مقام روضهات این بس که قبل از هر کسی
حضرت زهرا سلام الله علیها میرسد
ما نمیفهمیم یعنی چه خدا مدیون توست؟
درک این مطلب فقط از اهل معنا میرسد
ارج و قربت ای شهید آنجا مشخص میشود
که نوشته وقت دفنت حق تعالی میرسد
غمزهی تو فرق دارد با محبت توأم است
عاقبت مجنون این قصه به لیلا میرسد
دیر و زود و سوخت و سوزت تحمل كردنی است
کربلا یک روز آخر نوبت ما میرسد
ادامه مطلب
نور توحید عیان است شب جمعه حرم
واقعا مثل جنان است شب جمعه حرم
به خداوند و همه عالم امکان سوگند
بهترین جای جهان است شب جمعه حرم
کربلا قبله ی دلهاست خدا میداند
و چه حاجت به بیان است شب جمعه حرم
وعده ی ما شب جمعه حرم ثارالله
همه جا ورد زبان است شب جمعه حرم
شب جمعه همه آرام فقط گوش دهید
مادرش مرثیه خوان است شب جمعه حرم
مادرش آمده اما قد او خم شده است
قامتش همچو کمان است شب جمعه حرم
از همان لحظه که ارباب به گودال افتاد
خواهرش لطمه زنان است شب جمعه حرم
ادامه مطلب
آتش عشق تو گر نیست کسی ایمن نیست
بی عنایات شما خضر شدن ممکن نیست
مومن آن است که از عشق تو دیوانه شود
هرکسی نیست گدای در تو مومن نیست
قدر این اشک و دل سوخته را میدانیم
شیعه هرگز به امانات شما خائن نیست
تو ضمانت نکنی در شب قبرم چه کنم؟
بار عصیان مرا جزتو کسی ضامن نیست
همه درپای مصیبات شما میسوزند
درحسینیه دگر صحبت اِنس و جن نیست
سرهر ماذنه فریاد کشیدیم حسین..
تا بدانند فقط عشق تو در باطن نیست
بار یک عمر گناه است که باخود دارم
"قد اتاک" ای که بغیر تو کسی "محسن" نیست
آبِ دریا، شِنِ صحرا همه گریان تواند
ارزش منکر اشک تو به قدر شِن نیست
به خدا لحظه ای از زندگی اش خیر ندید
هرکسی یک شب جمعه حرمت ساکن نیست
کربلا جای خودش صحن رضا جای خودش
لذتی مثل نماز حرم ثامن نیست
آه ارباب چرا اهل حرم میلرزند؟
خیمۀ سوخته بهر حرمت ایمن نیست
شکرحق روی سرم سایه سرخ علم است
تا قیامت بزنم ناله برای تو کم است
ادامه مطلب
شد دخیل تو تا ابد دستم
چون ندیده ست دست رد دستم
سر زلف تو بسته بد دستم
عشق تو کار می دهد دستم
چشمهایت زبور اعجاز ست
در محبت چه دست دل بازست!
ناز کم کن، که دردسر سازست
عشق تو کار می دهد دستم
عاشقی یار را هواداری ست
نمک عاشقی به غمخواری ست
عاشقی اول گرفتاری ست
عشق تو کار می دهد دستم
شکوه ی آن چنانی ام باشد
رفت از کف جوانی ام، باشد
به جنون مِی کشانی ام، باشد
عشق تو کار می دهد دستم
درد دارم ولی خیالی نیست
غیر دوری تو ملالی نیست
بزن آتش به جان، سوالی نیست
عشق تو کار می دهد دستم
پرت کن استخوان که بردارم
سگ قلاده دار دربارم
به کجاها کشیده شد کارم!
عشق تو کار می دهد دستم
از جنون دست بر نخواهم داشت
هر چه شد، شد! ضرر نخواهم داشت
ته این قصه، سر نخواهم داشت
عشق تو کار می دهد دستم
ادامه مطلب
باده های ناب معمولا به ساغر نیستد
چون که با هر ساغری شاناً برابر نیستد
بوی زهرا می دهد هرکس به روضه می رود
واقعا بیچاره آنانکه معطر نیستند
روز محشر سخت گریانند در پیش خدا
چشمهایی که میان روضه ها تر نیستند
ارزش این گریه ها محشر مشخص می شود
اهل روضه روز محشر کور یا کر نیستند
گریه کن های تو اصحاب امام صادقند
با حساب این روایت کم ز قنبر نیستند
من به هرجایی رسیدم از حسینی بودن است
بی توسل مشکلات ما میسر نیستند
هفت شهر عشق را با نوکری گشتیم ما
در خم یک کوچه اند آنانکه نوکر نیستند
منکران! گر دلبر ما قبله حاجات نیست
پس چرا مردم دخیل باب دیگر نیستند؟؟
داغ تو نگذاشت فکر غصه های خود کنم
نوکرانت تا تو را دارند مضطر نیستند
منبر از ارکان اصلی تمام روضه هاست
باختند آنانکه خیلی اهل منبر نیستند..
ادامه مطلب














