موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد
جریان تکاملی علم اقتصاد، حاکی از تلاش اقتصاددانان هر عصر و زمانه در واکنش به اوضاع اقتصادی حادث و نظریه پردازی برای علت یابی آن است. فربهی علم اقتصاد و شکل گیری دیدگاه های نظری متفاوت و بعضاً متعارض در زمینه ی مسایل اقتصادی ناشی از طی چنین روندی بوده است؛ به گونه ای که انبان غنی و گران سنگی را برای طالبان این علم و بهره گیری از آن در برخورد با شرایط اقتصادی فراهم آورده است. واکاوی این بحث و مدعا خود فرصت دیگری را می طلبد، اما آن چه انگیزه ی نوشتن این مقال شد نوعی واکنش به وضعیت کنونی اقتصاد کشور و تحلیل این رخداد است که عنوان "تأثیر عامل های روانی بر اوضاع کنونی اقتصاد ایران" را بر آن نهادم (همانند نظریه ی انتظارات که به ویژه در زمینه ی انتظارات تورمی و تأثیر گذاری آن در رفتار فعالان اقتصادی ارایه شده است)، به امید آن که بتواند در تحلیل و تعلیل وضعیت موجود اقتصادی و نحوه ی مواجهه با آن، یاری گر آنانی باشد که نگران اوضاع کشورند و می خواهند راه های عبور از آن را دریابند. همین جا متذکر شوم که الهام بخش من در نوشتن این مقال، مطالعه ی کتاب "کلیات علم اقتصاد"، نوشته ی "دکتر باقر قدیری اصلی" بوده است.این روزها در حالی که فصل چهارم این کتاب، ذیل عنوان "پول" را مطالعه می کردم، شباهت عجیبی بین مباحث طرح شده در این فصل، درباره ی نظریه ی مقداری پول و سطح عمومی قیمت ها (رابطه ی میزان نقدینگی و تورم) و شرایط جاری در ایران دیدم. از جمله مباحثی که در این باره آمده است؛ نظریه ی روانی آفتالیون (استاد اقتصاد دانشگاه پاریس) در تبیین عدم کفایت نظریه ی مقداری پول برای توجیه تورم است. به نقل از این کتاب: "آفتالیون در مواجهه با واقعیات متوجه شد که در بسیاری از موارد، قیمت ها دقیقاً با تغییرات نسبی مقدار پول تغییر نمی کنند. سرعت جریان پول و تغییر درآمدها نمی تواند توجیه صحیحِ وضع های غیرعادی باشد. مثلاً در آلمان (۱۹۲۳) قیمت ها ساعت به ساعت افزایش می یافت و درآمدها نمی توانست به آن سرعت افزایش یابد و اگر خریداران ساعت به ساعت تقاضای خود را افزایش می دادند، انگیزه ی آن ها نمی توانست همان باشد که نظریه ی درآمد ارایه کرده است.
لينک مطلب