موضوع : تولید ملی و حمایت از اقتصاد
سخن گفتن و يا نوشتن از انقلاب ايران كار چندان سادهاي نيست زيرا نه تنها، همانطور كه ديگران هم گفتهاند، هرگونه بررسي و تحليلي از يك واقعه تاريخي عظيم لاجرم از پشت عينك باورها و تفكرات تحليل كننده انجام خواهد شد و چه بسا رنگ و صبغهاي از چنين برداشتهايي را بخود بگيرد و ناگزير از جاده واقعبينيِ صرف و تحليل منصفانه و بيطرفانه خارج شود، بلكه همچنين بجرأت ميتوان گفت كه جوامع جهان سوم نوعاً از يك عارضه همگاني رنج ميبرند و آن ابتلا به يك فضاي فرهنگي - اجتماعي قبول و يا رد كامل آرأ موافق يا مخالف هريك از رويدادهاي اجتماعي - تاريخي بوجود آمده در فضاي اجتماعي آنهاست، عادتِ مذمومي كه نه تنها بر قضاوتهاي تاريخي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي، بلكه بر روابط فردي و قضاوتهاي شخصي آحاد مردم آن جوامع نيز حكمفرماست و همگان بسهولت قضاوتهاي مثبت و منفيِ ارزشي ميكنند و بر امري يا صد درصد مهر تأييد و تصديق ميزنند و يا اينكه كاملاً آن را رد و تكذيب ميكنند، پديدهاي كه در كشورهاي اسلامي همجوار خود در مورد قضاوت درباره حركت اخوانالمسلمين در مصر، و يا ناسيوناليسم عربي ناصر، يا بقدرت رسيدن حزب بعث در عراق و سوريه، و بالاخره راجع به انقلاب اسلامي ايران بوضوح مشا
لينک مطلب