دقیقاً چنین است. در واقع از میان همهی ارزشها و جهتگیریهای مطلوب، رهبری یك ارزش را برجسته میكنند و در صدر قرار میدهند و توجه همگان را به آن جلب میكنند. این در واقع نوعی اعتلای فرهنگ عمومی جامعه است كه از وظایف رهبری است. همانطور كه میدانیم، در جامعهی ما اشكال كم نیست. البته محاسن بسیاری هم وجود دارد. مردم ما حسنهای بسیاری دارند و جامعهی ما عیبهایی هم دارد. رهبری همیشه معتقدند باید در كنار حسنها، عیبها را هم گفت؛ همینطور كه برعكس آن را هم تأكید میكنند و كسانی را كه فقط عیبجویی میكنند و چشم بر محاسن میبندند، سرزنش میكنند.
انتخاب نام سال قبل از اینكه بخواهد یك وظیفهی اجرایی مشخصی روی دوش دولت و دستگاهها بگذارد، یك پدیدهی اجتماعی است. یعنی جنس این كار بیش از آن كه دولتی باشد، اجتماعی است و به همین دلیل همه نسبت به آن وظیفه دارند.
رهبری برای بیان عیبها از نقطهی مقابل آنها استفاده میكنند و آن حسنی را كه توجه به آن میتواند عیبها را برطرف كند، نام سال قرار میدهند. مثلاً در جامعه بیانضباطی اجتماعی وجود داشته و ایشان روی انضباط اجتماعی تأكید میكنند. یا وقتی بخواهند با تنبلی مقابله كنند، همت مضاعف را برمیگزینند. یا وقتی بخواهند اعتماد به نفس را تقویت كنند، صحبت از نوآوری و شكوفایی میكنند. وقتی میخواهند به پركاری و عشق به كار تأكید كنند، وجدان كار را اعلام میكنند. یا مثلاً ارزشهایی مانند رفتار علوی، نهضت حسینی و امثال اینها را كه اثرگذار بوده است.