یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 
حديث معراج
حديث معراج

نویسنده : سيّد محمّدرضا غياثى كرمانى


 

(مُناجاةُ الرّحْمنِ فِي لَيْلَةِ الْمِعْراجِ)


مقدّمه

«معراج»، از حوادث بزرگى است كه در دفتر زندگى پر افتخار پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) به ثبت رسيده است. معراج از پيچيده ترين مسائلى است كه مباحث علمى و فكرى فراوانى را برانگيخته است. قرآن كريم دوبار از معراج ياد كرده است :
1 - سُبْحانَ الَّذِي أسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الاَْقْصَى الَّذي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا.
2 - لَقَدْ رَآى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى.
وامّا روايات در اين مورد به حدّ تواتر رسيده است و صرف نظر از اختلافاتى كه در جزئيات اين سفر آسمانى دارند، موجب يقين در تحقق اين امر عظيم مى گردند. البته در روايات معراج جمله هاى پيچيده و اسرار آميزى وجود دارد كه كشف معنا و محتواى آن آسان نيست. در بررسى جريان معراج به رواياتى برخورد مىكنيم كه مطالب دلنشينى را نقل مىكنند كه در آن شب ملكوتى از مصدر عزّت - جَلَّ جَلالُهُ - خطاب به رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) صادر شده است و عنوان «مناجات در شب معراج» را به خود گرفته است.
در آغاز اين خطاب ها كلمه يا اَحْمَد وجود دارد كه نام آسمانى آن حضرت است، در مقابل محمّد، نام زمينى آن بزرگوار.در اين مناجات، معارف بلندى نهفته است كه در آن اوج آسمان ها بسان خود آسمانها در اوج است.و براى زمينيان از ره آوردهاى عظيم اين معراج مقدّس محسوب مى گردد.
اين مناجات در كتاب بحارالانوار، جلد 77، صفحه 21 موجود است كه چون علامه مجلسى «رضوان الله عليه» از ارشاد القلوب ديلمى، باب 54 نقل نموده به همان مدرك مراجعه و استنساخ گرديده است و اگر تفاوتى در جملات ديده مى شود به همين دليل است.

برترين اعمال

رُوِيَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنيِنَ عَلَيْهِ السَّلامُ: إنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ سَألَ رَبَّهُ فِي لَيْلَةِ الْمِعْراجِ فَقالَ: يا رَبِّ! أيُّ الاْعْمالِ أفْضَلُ؟فَقالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: لَيْسَ شَيْءٌ عِنْدِي أفْضَلَ مِنَ التَّوَكُّلِ عَلَيَّ وَالرِّضا بِما قَسَمْتُ.
از امير مؤمنان(عليه السلام) روايت شده است كه: پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در شب معراج از پروردگارش پرسيد: پروردگارا! برترين و شريفترين كارها كدام است؟خداوند عزّوجلّ در پاسخ فرمود: هيچ عملى نزد من بالاتر از توكل بر من و راضى بودن به آنچه كه من قسمت كرده ام، نيست.

شايستگان محبّت خداوند

يا مُحَمَّدُ! وَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَحابِّينَ فِيَّ ، وَوَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَواصِلِينَ فِيَّ وَوَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَوَكِّلِينَ عَلَيَّ ، وَلَيْسَ لَِمحَبَّتِي عَلَمٌ وَلا نِهايَةٌ ، وَكُلَّما رَفَعْتُ لَهُمْ عَلَماً وَضَعْتُ لَهُمْ عَلَماً. أُولـئِكَ الَّذِينَ نَظَرُوا إلَى الَْمخْلُوقِينَ بِنَظَرِي إلَيْهِمْ وَلَمْ يَرْفَعُوا الْحَوائِجَ إلَى الْخَلْقِ. بُطُونُهُمْ خَفِيفَةٌ مِنْ أكْلِ الْحَرامِ. نَعِيمُهُمْ فِي الدُّنْيا ذِكْرِي وَمَحَبَّتِي وَرِضائِي عَنْهُمْ.
اى محمد! محبّت من شامل كسانى است كه به خاطر من محبّت مى كنند، و به خاطر من عطوفت و مهربانى مى كنند، و به خاطر من با ديگران مى پيوندند، و محبّت من شامل كسانى است كه بر من توكّل مى كنند. و براى محبت من نه نشانه مخصوصى است و نه پايان و نهايتى. هرگاه كه يك نشانه را از سر راه محبوبان خويش بر دارم نشانه ديگرى را قرار خواهم داد. اينان كسانى هستند كه به مردم به همان گونه كه من نگاه مى كنم، مى نگرند و دست نياز به سوى خلق دراز نمى كنند. شكم آنها از مال حرام خالى است. خوشى و كامرانى آنها در دنيا ذكر و محبّت و رضايت من از ايشان است.

پارساترين مردمان

يا أحْمَدُ! إنْ أحْبَبْتَ أنْ تَكُونَ أوْرَعَ النّاسِ فَازْهَدْ فِي الدُّنْيا وَارْغَبْ فِي الاْخِرَةِ. فَقالَ: يا إلـهي! كَيْفَ أزْهَدُ فِي الدُّنْيا؟فقالَ: خُذْ مِنَ الدُّنْيا حَفْناً مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ وَاللِّباسِ وَلا تَدَّخِر لِغَد وَدُمْ عَلى ذِكْرِي. فَقالَ: يا رَبِّ! كَيْفَ أدُومُ عَلى ذِكْرِكَ؟فَقالَ: بِالْخَلْوَةِ عَنِ النّاسِ وَبُغْضِكَ الْحُلْوَ وَالْحامِضَ وَفَراغِ بَطْنِكَ وَبَيْتِكَ مِنَ الدُّنْيا.
اى احمد! اگر دوست دارى كه پارساترين مردمان باشى، نسبت به دنيا زهد پيشه كن و نسبت به آخرت رغبت داشته باش.پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) گفت: خداوندا! چگونه نسبت به دنيا زهد بورزم؟خداوند فرمود: از خوراك و آشاميدنى و پوشاك دنيا به اندازه خيلى كم (دو كف دست) استفاده كن و براى فردا چيزى ذخيره مكن و همواره به ياد من باش.پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) پرسيد: خداوندا! چگونه همواره به ياد تو باشم؟خداوند فرمود: با دورى از مردم و كينه نسبت به ترش و شيرين و خالى نگهداشتن شكم و خانه از دنيا.

دورى از خوى بچگانه

يا أحْمَدُ! اِحْذَرْ أنْ تَكُونَ مِثْلَ الصَّبِيِّ إذا نَظَرَ إلَى الاْخْضَرِ وَالاْصْفَرِ أحَبَّهُ وَإذا أُعْطِيَ شَيْئاً مِنَ الْحُلْوِ وَالْحامِضِ اِغْتَرَّ بِهِ.
اى احمد! بپرهيز از اينكه مانند بچّه باشى كه هرگاه به سبز و زرد نظر مى افكند، به آنها دل مى بندد و يا ترش و شيرين در اختيارش قرار مى گيرد، نسبت به آن فريفته مى شود.

عوامل تقرب به پروردگار

فَقالَ: يارَبِّ! دُلَّنِي عَلى عَمَل أتَقَرَّبُ بِهِ إِلَيْكَ.قالَ: اجْعَلْ لَيْلَكَ نَهاراً وَنَهارَكَ لَيْلاً.قالَ: يارَبِّ! كَيْفَ ذلِكَ؟ قَالَ: اجْعَلْ نَوْمَكَ صَلاةً وَطَعامَكَ الْجُوعَ.يا أحْمد! وَعِزَّتي وَجَلالِي ما مِنْ عَبْد ضَمِنَ لِي بِأَرْبَعِ خِصال إِلاّ أدْخَلْتُهُ الْجَنّةَ، يَطْوِي لِساَنهُ فَلا يَفْتَحُهُ إِلاّ بِما يَعْنِيهِ وَيَحْفَظُ قَلْبَهُ مِنَ الْوَسْواسِ وَيَحْفَظُ عِلْمي وَنَظَري إِلَيْهِ وَتَكُونُ قُرَّةُ عَيْنَيْهِ الْجُوعُ.
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عرض كرد: خداوندا! مرا راهنمايى كن كه با چه كارى به تو تقرّب جويم؟ خداوند فرمود: شب خود را روز و روز خود را شب قرار بده.عرض كرد: چگونه چنين كنم؟فرمود: خوابت را نماز و غذايت را گرسنگى قرار بده. اى احمد! به عزّت و جلالم سوگند كه هر بنده اى كه چهار صفت را براى من ضمانت كند، من نيز او را به بهشت وارد مى كنم:
زبانش را در كام بپيچد و حرف نزند مگر آنكه آن سخن براى او مفيد و ثمر بخش باشد.
قلب خود را از وسوسه هاى اهريمنى حفظ كند.
همواره بيانديشد كه من به او آگاه و بر كارهايش ناظر هستم.
و گرسنگى، نور چشمانش باشد (گرسنگى را دوست بدارد).

گرسنگى و سكوت، خلوت و سجود

يا أحْمَد! لَوْ ذُقْتَ حَلاوَةَ الْجُوعِ وَالصَّمْتِ وَالخَلْوَةِ وَما وَرِثُوا مِنْها. قالَ: يا رَبِّ! ما مِيراثُ الجُوعِ؟ قالَ: الْحِكْمةُ وَحِفْظُ الْقَلْبِ وَالتَّقَرُّبُ إلَيَّ وَالْحُزْنُ الدّائِمُ وَخِفَّةُ الْمَؤُنَةِ بَيْنَ النّاسِ وَقَوْلُ الْحَقِّ وَلا يُبالِي عاشَ بِيُسْر أمْ بِعُسْر.
اى احمد! اى كاش مى دانستى كه گرسنگى و سكوت و تنهايى چه لذّت و آثارى دارند!عرض كرد: خداوندا! گرسنگى چه اثراتى دارد؟فرمود: حكمت، حفظ قلب، تقرّب به من، حزن هميشگى، كم خرج بودن بين مردم، حق گويى، بى اعتنايى به سختى يا آسانى زندگى.
يا أحْمَدُ! هَلْ تَدْرِي بِأَيِّ وَقْت يَتَقَرَّبُ الْعَبْدُ إلَيَّ؟قالَ: لا يا رَبِّ.قالَ: إذا كانَ جائِعاً أوْ ساجِداً.
اى احمد! آيا مى دانى چه هنگامى بنده به من نزديك مى شود؟عرض كرد: خير، اى پروردگار من!فرمود: وقتى كه گرسنه يا در حال سجده باشد.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 21 بهمن 1393  ] [ 12:26 AM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
آیا معراج با علوم روز سازگار است؟
آیا معراج با علوم روز سازگار است؟


 






 
در گذشته بعضی ازفلاسفه که معتقد به افلاک نه گانه بطلمیوسی پوست پیازی بودند مانع مهم معراج را ازنظر علمی وجود همین افلاک و لزوم خرق و التیام (1) در آنها می پنداشتند.
ولی بافرو ریختن پایه های هیئت بطلمیوسی مسأله خرق و التیام بدست فراموشی سپرده شد، امابا پیشرفتی که در هیئت جدید به وجود آمد مسائل تازه ای در زمینه معراج مطرح شده وسؤالاتی از این قبیل:
1 ـ برای اقدام به یک سفر فضائی نخستین مانع نیرویجاذبه است که باید با وسائل فوق العاده بر آن پیروز شد، زیرا برای فرار از «حوزهجاذبه زمین» سرعتی لااقل معادل چهل هزار کیلومتر در ساعت لازم است!
2 ـ مانعدیگر، فقدان هوا در فضای بیرون جو زمین است که بدون آن انسان نمی تواند زندگی کند.
3 ـ مانع سوم گرمای سوزان آفتاب و سرمای کشنده ای است که در قسمتی که آفتابمستقیماً می تابد و قسمتی که نمی تابد وجود دارد.
4 ـ مانع چهارم اشعّه هایخطرناکی است که در ماوراء جوّ وجود دارد، مانند اشعه کیهانی و اشعّه ماوراء بنفش واشعه ایکس، این پرتوها هرگاه به مقدار کم به بدن انسان بتابد زیانی بر ارگانیسم بدناو ندارد، ولی در بیرون جوّ زمین این پرتوها فوق العاده زیاد است و کشنده و مرگبار،اما برای ما ساکنان زمین وجود قشر هوای جوّ مانع از تابش آنها است.
5 ـمشکل بی وزنی است، گرچه انسان تدریجاً می تواند به بی وزنی عادت کند ولی برای ماساکنان روی زمین اگر بی مقدمه به بیرون جو منتقل شویم و حالت بی وزنی دست دهد، تحملآن بسیار مشکل یا غیر ممکن است.
6 ـ و سرانجام مشکل زمان ششمین مشکل و ازمهمترین موانع است، چرا که علوم روز می گوید سرعتی بالاتر از سرعت سیر نور نیست واگر کسی بخواهد در سراسر آسمانها سیر کند باید سرعتی بیش از سرعت سیر نور داشتهباشد.
در برابر این سؤالات توجه به چند نکته لازم است:
1 ـ ما میدانیم که با آنهمه مشکلاتی که در سفر فضائی است بالاخره انسان توانسته است با نیرویعلم بر آن پیروز گردد، و غیر از مشکل زمان همه مشکلات حل شده و مشکل زمان هم مربوطبه سفر به مناطق دور دست است.
2 ـ بدون شک مسأله معراج، جنبه عادی نداشتهبلکه با استفاده از نیرو و قدرت بی پایان خداوند صورت گرفته است، و همه معجزاتانبیاء همین گونه است، به عبارت روشنتر معجزه باید عقلا محال نباشد، و همین اندازهکه عقلا امکان پذیر بود بقیه با استمداد از قدرت خداوند حل شدنی است.
هنگامی که بشر با پیشرفت علم توانائی پیدا کند که وسائلی بسازد سریع،آنچنان سریع که از حوزه جاذبه زمین بیرون رود، سفینه هائی بسازد که مسأله اشعه هایمرگبار بیرون جوّ را حل کند، لباسهائی بپوشد که او را در برابر سرما و گرمای فوقالعاده حفظ نماید، با تمرین به بی وزنی عادت نماید، خلاصه جائی که انسان بتواند بااستفاده از نیروی محدودش، این راه را طی کند آیا استمداد از نیروی نامحدود الهی حلشدنی نیست؟!
ما یقین داریم که خدا، مرکب سریع السیری که متناسب این سفرفضائی بوده باشد در اختیار پیامبرش گذارده است، و او را از نظر خطراتی که در اینسفر وجود داشته زیر پوشش حمایت خود گرفته، این مرکب چگونه بوده و چه نام داشته؟براق؟ رفرف؟ یا مرکب دیگر؟ در هرحال مرکب مرموز و ناشناخته ای است از نظر ما .
از همه اینها گذشته فرضیه حداکثر سرعت که در بالا گفته شد، امروز در میاندانشمندان متزلزل شده، هر چند «اینشتاین» در فرضیه معروف خودش به آن سخت معتقد بودهاست.
دانشمندان امروز می گویند امواج جاذبه بدون نیاز به زمان، در آن واحداز یکسوی جهان به سوی دیگر منتقل می شوند و اثر می گذارند، و حتی این احتمال وجوددارد که در حرکات مربوط به گستردگی جهان (می دانیم جهان در حال توسعه است و ستارهها و منظومه ها به سرعت از هم دور می شوند) منظومه هائی وجود دارند که با سرعتی بیشاز سرعت سیر نور از مرکز جهان دور می شوند (دقت کنید).
کوتاه سخن اینکهمشکلاتی که گفته شد هیچکدام به صورت یک مانع عقلی در این راه نیست، مانعی که معراجرا به صورت یک محال عقلی درآورد، بلکه مشکلاتی است که با استفاده از وسائل و نیرویلازم، قابل حل است.
به هرحال مسأله معراج نه از نظر استدلالات عقلی غیرممکن است و نه از نظر موازین علم روز، و خارق العاده بودن آن را نیز همه قبول دارندبنابراین هرگاه با دلیل قاطع نقلی ثابت شود باید آن راپذیرفت(2)

پي نوشت ها :
 

1 ـ «خرق» به معنی شکافتن و «التیام» به معنی به هم آمدن است. بعضی از فلاسفه قدیممعتقد بودند که این امر در افلاک امکان پذیر نیست.
2ـ برای توضیح بیشتربه کتاب «همه می خواهند بدانند» که در زمینه معراج و شق القمر و عبادت در قطبین بحثشده مراجعه فرمائید.
خدایا چشمان ما را بر روی حقایق بگشای تا آن ها راببینیم وسپس به ما انصاف و شهامتی عطا فرما تا آن ها رابپذیریم.

ارسال مقاله توسط کاربر محترم سايت :mahmoodkafi

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 21 بهمن 1393  ] [ 12:26 AM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
داستان معراج رسول خداصلی الله علیه و آله
داستان معراج رسول خدا (ص)

 

در داستان معراج رسول خداصلی الله علیه و آله نيز همانند داستان‏شق القمر موضوعات مختلفى مورد بحث قرار گرفته كه ما نيز به‏خواست‏خداى تعالى بايد در چند بخش آنرا مورد بحث قراردهيم:

1- اسراء و معراج

نخستين مطلبى كه بايد مورد توجه در اين داستان قرار گيردآن است كه داستان معراج رسول خدا صلی الله علیه و آله ده،قسمت نخست آن كه از مسجد الحرام در شهر مكه تا مسجد الاقصى در سرزمين فلسطين و بالعكس انجام شده ، ورسول خداصلی الله علیه و اله اين مسير را در يكى از شبها در سالهاى‏توقف خود در مكه از طريق اعجاز طى كرده،كه اين قسمت رااصطلاحا در كتابها و تواريخ‏«اسراء»مى‏نامند و قسمت دوم كه‏از مسجد الاقصى به آسمانها انجام شده و طبق روايات با انبياءالهى ديدار و گفتگو كرده و بهشت و جهنم و آيات بزرگ ديگرى‏از آيات الهى را مشاهده نموده است كه اين قسمت را اصطلاحا«معراج‏»مى‏نامند.
كه البته دليل هر يك از اين دو قسمت در قرآن و حديث ازيكديگر جدا است و اختلافى هم كه در گفتار اهل حديث وتاريخ ديده ميشود و همچنين اعتراضها و رد و ايرادهائى كه درداستان معراج شده و پاسخهائى كه داده يا ميدهند هر كدام‏مربوط به يكى از اين دو قسمت است كه متاسفانه در پاره‏اى ازكتابها و كلمات برخى از بزرگان بخاطر مخلوط شدن اين دوقسمت،بحثها نيز به يكديگر مخلوط شده و موجب ابهام و اشكال‏گرديده است.

2- معراج در چه سالى اتفاق افتاد

در اينكه اسراء و معراج رسول خداصلی الله علیه و اله درچه سالى ازسالهاى بعثت اتفاق افتاده اختلاف است،و اجمالا وقوع آن درمكه و قبل از هجرت ظاهرا قطعى است.بدليل اينكه آيه‏اى هم‏كه در سوره اسراء در اين باره آمده و آيات سوره نجم نيز همگى در مكه نازل شده،و اما در اينكه در چه سالى از سالهاى قبل ازهجرت بوده اختلاف است.
الف- از ابن عباس نقل شده كه گفته است در سال دوم‏ بعثت‏بوده،چنانچه برخى گفته‏اند: شانزده ماه بعد از بعثت‏آنحضرت انجام شده .(1)
ب- از كتاب خرائج راوندى از امير المؤمنين عليه السلام‏روايت‏شده كه در سال سوم اتفاق افتاده .(2)
ج- اقوال ديگرى هم وجود دارد ، مانند قول به وقوع آن درسال پنجم يا ششم يا دهم يا دوازدهم و يا اينكه گفته‏اند:يك‏سال و پنج ماه قبل از هجرت يا يك سال و ششماه و يا ششماه‏قبل از آن..(3)
ولى بنظر مى‏رسد كه از روي هم رفته روايات در اين باره‏استفاده مى‏شود كه معراج آنحضرت-برخلاف آنچه برخى‏پنداشته‏اند-قبل از وفات ابو طالب و خديجه بوده و بنابر اين ظاهرآن است كه معراج قبل از سال دهم انجام شده است.و الله اعلم.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 21 بهمن 1393  ] [ 12:26 AM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
معراج ؛ سفری اعجازآمیز
معراج ؛ سفری اعجازآمیز





 

یکی از رخدادهای شگرف و شگفت‏انگیز که در صدر اسلام و برای شخص پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) اتفاق افتاد، سفر اعجازآمیز «معراج» است که یکی از بزرگترین معجزه‏های رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بوده و عقول بشری از درک حقیقت آن عاجز است. این معجزه الهی در سایه عبودیت و بندگی خالص نبوی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) حاصل شده است و آیات و روایات بسیاری، از آن با عظمت و شکوه یاد کرده است.
در حقیقت معراج، سفر رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از زمین به سوی عرش بود. در این باره اختلافها زیاد است، بعضی معتقدند که این سفر جسمانی بود و عده‏ای بر این باورند که سفری روحانی بود.
در این نوشتار مختصر بر آنیم تا با مطالعه در آیات الهی و روایات اسلامی ضمن بیان عظمت این سفر اعجازآمیز، به برخی از ابهاماتی که درباره این موضوع مهم اسلامی وجود دارد، پاسخ دهیم.

● مفهوم معراج‏

عروج به معنای بالا رفتن است. به شبی که دعا بالا رود لیلة المعراج گویند؛( ۱) و نیز حرکت (با جسم) در زمین و بر روی زمین را گویند،( ۲) و «اسار و اسراء» به معنای راندن است، یا سیر در شب را گویند،( ۳) و معنای روح و جسم هم روشن است. راغب اصفهانی، روح را به معنای نفس گرفته است.( ۴) بنابراین، حقیقت معراج، سیر در زمین و جهان‏های بالا و دوردست است.
نکته درخور توجه در اینجا این است که داستان معراج پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مرکب از دو قسمت بوده، قسمت نخست آن سفر با مرکب فضاپیمایی به نام «براق»( ۵) از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی بود که آن حضرت در مدت کوتاهی در آن نقطه پایین آمد، و از نقاط مختلف مسجد، و «بیت اللحم» که زادگاه حضرت عیسی (ع) است و منازل انبیاء و آثار و جایگاه آنها دیدن کرد؛ و در برخی از منازل دو رکعت نماز گزارد. البته ناگفته نماند آن حضرت این مسیر را در یکی از شبها در دوران رسالت در مکه از طریق اعجاز طی کرده است، که این قسمت را اصطلاحاً در کتابها و تواریخ «إسراء» می‏نامند و قسمت دوم داستان معراج، سیر آن حضرت از مسجدالاقصی به آسمانها انجام شده و «ستارگان و نظام جهان بالا را مشاهده کرد؛ و با ارواح پیامبران و فرشتگان آسمانی سخن گفت، و از مراکز رحمت و عذاب (بهشت و دوزخ) بازدیدی به عمل آورد؛ درجات بهشتیان و اشباح دوزخیان را از نزدیک مشاهد فرمود.»( ۶) این قسمت سفر اعجازآمیز آسمانی را اصطلاحاً «معراج» می‏نامند.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 21 بهمن 1393  ] [ 12:26 AM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
پيامبر در معراج چه ديد؟
سیمای شهر قم در معراج پيامبر

نويسنده: غلامعلي عباسي

هجرت حضرت معصومه (عليهاالسلام) و رفتن ايشان به قم، نقطه عطفي در سير تكاملي تاريخ مذهبي، فرهنگي اين شهر است. طلوع آفتاب وجود او بر افق قم، خاك اين سرزمين را نورباران ساخت. از جاي جاي قدم‌هاي مباركش چشمه‌هاي خير و بركت جوشيد و رودي از نور بر اين گستره، روان ساخت.
هجرت آن حضرت به قم، رواياتي را كه درباره جايگاه اين سرزمين و مردمش از سوي پيامبر (صلي الله عليه و آله) و ائمه اطهار (عليهم السلام) صادر شده بود تفسير كرد؛ و چه زيبا تفسير كرد اين سخن پيامبر اكرم در وصف قم را:
«در آن شب كه مرا از اين كلبه غبري برگرفتند و بر گنبد خضرا بالا بردند، در آسمان چهارم، قبّه‌اي را تابان ديدم كه به سان استبرق سبز مي‌درخشيد. به جبرئيل گفتم: اين قبّه كه زيباتر از آن در آسمان چهارم مشاهده نكردم چيست؟!
جبرئيل گفت: دوست من! اين صورت و سيماي شهر قم است!»(1)
آن فروزندگي با حضور عرشي فاطمه معصومه عليهاالسلام، نمايان شد و سرزمين قم را آسماني ساخت و آبشار نوري از آسمان بر آن جاري شد.
حال جاي اين سؤال است كه آن هنگامه قدسي، كه فاطمه معصومه (عليهاالسلام) به خاك قم قدم نهاد، چه رستاخيزي برپا گرديد؟ مردمي كه دلباخته اهل بيت (عليهم السلام) بودند و به پاس اين دلدادگي، شاعري را كه قصيده‌اي در مدح اهل بيت عليهم السلام سروده بود مقدمش را گرامي داشتند و بر سر و روي او درهم و زعفران نثار كردند،(2) هنگام ورود حضرت فاطمه معصومه (عليها‌السلام) به شهر قم، چه غوغايي برپا كردند و چه فضاي مهروشي آفريدند!
بي گمان، همه فرياد بر آوردند: خوش آمدي، مقدمت مبارك. اي جلوه زهرا، گل موسي و خواهر رضا (عليهم السلام).

رواق منظر چشم من آشيانه توست
كرم نما و فرود آ كه خانه خانه توست

قمي‌ها، حضرت فاطمه معصومه را بسيار خوب مي‌شناختند. او بانوي موعود بود. حضرت امام صادق (عليه السلام) سال‌ها پيش از تولدش از او خبر داده بود و قمي‌ها سال‌ها منتظر زيارت او بودند.
از سوي ديگر، حضرت فاطمه معصومه (عليهاالسلام) مردم قم را خوب مي‌شناخت و بارها در خانه امام كاظم عليه السلام، مردم قم و سرزمين قم ياد و تكريم شده بود.
اينگونه است كه بايد گفت: موكب حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام) در دريايي از عشق و مهر و صفا در حالي كه زمام شتر آن مكرّمه بر دوش موسي بن خرزج، بزرگ قمي‌ها بود، وارد قم شد و به سوي سراي موسي بن خرزج رهسپار گرديد.
عطر حضور شفيعه روز جزا، فضاي قم را بهشتي ساخت و فروغ زهرايي او ديدگان را روشن نمود.
پاك‌سرشتان قم، گروه گروه به استقبال او شتافتند و قداست و جلالت فاطمه (عليهاالسلام) را ثنا گفتند و شكوه حضرت فاطمه زهرا (عليهاالسلام)، آن بانوي آسماني را در افق جمال و جلال اين بانو به نظاره نشستند.
جاي جاي قم، غرق شادي و سرور بود. فرياد شادباش، همه جا طنين افكنده بود؛ گويي كه كوثر ولايت در اين سرزمين جاري گشته و شاخسار طوباي بهشتي بر اين شهر سايه افكنده بود؛ ولي افسوس كه حضرت فاطمه معصومه (عليهاالسلام) بيمار بود. مردم قم و دانشوران صحابي در حالي كه حضور دخت آفتاب را به شهر، شادباش مي‌گفتند، از ديدگانشان، سرشك غم جاري بود. آنان در آتش اندوه و ماتم مي‌سوختند؛ زيرا مي‌دانستند به زودي اين كوكب درّي در سرزمين سبزپوشان شيعي غروب خواهد كرد و آنان را به فراق ابدي مبتلا خواهد نمود.
حضرت فاطمه معصومه (عليهاالسلام) 17 روز در قم،(3) در سراي موسي بن خرزج به عبادت مشغول بود. محل عبادت آن بانوي بهشتي، امروزه به «بيت النّور» معروف است و در مدرسه ستّيّه - ميدان مير قم - قرار دارد.
اگر وفات حضرت فاطمه معصومه (عليهاالسلام) 10 و يا 12 ربيع الثاني باشد، بديهي است كه سالروز ورودش به حرم اهل بيت عليهم السلام 23 و يا 25 ربيع الاول بوده است.

پي نوشت :

1- بحارالانوار، ج 60، ص 207/ تاريخ قم، ص 96/ اختصاص، مفيد، ص 101، به تصحيح علي اكبر غفاري.
2- اشاره به داستان «دعبل خزاعي» است.
3- مدت اقامت و حيات حضرت فاطمه معصومه (عليهاالسلام) در قم، شانزده روز ذكر شده است. (بحارالانوار، ج 60، ص 219).

منبع: قم در عصر حضور ائمه و غيبت صغري، با تصرف

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 21 بهمن 1393  ] [ 12:26 AM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50190 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب