:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103791

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    ◄ مصرف‌گرایی در رسانه ملی
    موضوع

    [Image]


     
     

    منبع: خبرگزاری - ایسنا  - تاريخ شمسی نشر 25/09/1387

     
     

    «مصرف‌گرایی در رسانه‌ی ملی» شامگاه‌ 24 آذر ماه در دانشگاه امام صادق (ع) با حضور دانشجویان و مدیرکل اداره بارگانی صداوسیما و یک کارشناس رسانه مورد بررسی قرار گرفت.


    ***


    مجید مشیری مدیر کل اداره بازرگانی سازمان صدا‌وسیما به توضیحی درباره‌ی ساختار اداری ـ مالی این اداره پرداخت و درادامه گفت: ما در اداره کل واحدهایی داریم که به کار بازبینی و بازشنوایی آگهی می‌پردازد که این بخش 20 عضو دارد و با حضور حداقل هفت تن جلسه تشکیل می‌شود و سالیانه بین 6 تا 7 هزار آگهی تلویزیونی و رادیویی مورد بررسی و تایید قرار می‌دهند.

    وی یاد‌آور شد: تا پیش از ما گردش امور مالی آگهی‌ها در صندوق بازنشستگی سازمان انجام می‌شده است. اما بعد از آن نظر سازمان این بود که فعالیت بدون واسطه انجام شود. از این‌رو ملزم شدیم همه دریافت‌ها را به حساب خزانه بریزیم و در چارچوب بودجه سازمان، اداری کل اعتباراتش را دریافت کند. از این‌رو ما نسبت به اصل درآمد امکان هیچ دخل و تصرفی را نداریم و بر مبنای ضوابط عمل می‌کنیم و فعالیت‌ها روشن و شفاف است.

    مشیری در ادامه متذکر شد: زمانی در شبکه‌های مختلف رادیو و ‌تلویزیونی بین 6 تا 8 درصد آگهی پخش می‌شد که الان این به یک تا حداکثر 3 درصد کاهش یافته است. در واقع حجم آگهی‌ها تلویزیون از 5 میلیون‌و خرده‌ای ثانیه در سال به یک میلیون و خرده‌ای رسیده است که این کاهش در یک فرآیند زمانی 4 ساله اتفاق افتاده است. سه‌سال پیش شاهد بودیم مخاطب نسبت به حجم آگهی‌ها دلخور است. از سوی اداره کل بازرگانی برکیفیت آگهی‌ها تاکید دارد و از آن جایی که ما باید حقوق تولید‌کنندگان و مصرف‌کنندگان در نظر بگیریم سعی داریم در چارچوب ضوابط فعالیت خود را دنبال کنیم. ما کالاهای مجازی را تبلیغ می‌کنیم که همه آنها بر اساس مصوبات مملکتی اجازه عرضه دارند.

    وی با یادآوری این موضوع که تبلیغات سرفصل جوانی در جامعه ما است که خیلی مورد توجه و پژوهش قرار نگرفته است خاطرنشان کرد: تاثیر آگهی‌های غیرمستقیمی که در فیلم‌ها و سریال‌ها پخش می‌شود را نمی‌توان از نظر دور داشت.

    به گزارش ایسنا، دراین مراسم همچنین حسین رضی به عنوان کارشناس رسانه با تقسیم‌بندی رسانه به مثابه پدیده‌ای تجاری، عمومی، سیاسی یا فرهنگی، اشاره‌ای کوتاه به کارکرد و تبعات هرکدام از این رویکردها در رسانه پرداخت و گفت: به مصرف گرایی در رسانه به‌دو شکل دامن زده می‌شود. یکی به شیوه مستقیم است و راهی دیگر به شکل غیرمستقیم به مصرف‌گرایی دامن زده می‌شود. جنبه مستقیم آگهی با حوزه بازرگانی بر می‌گردد که این جنبه‌اش خیلی خطرناک نیست. زیرا مخاطب آگاهانه با آن برخورد می‌کند. به اعتقاد من آن چه در حوزه‌ی مصرف‌گرایی و دامن‌زدن به آن خطرناک است در حوزه‌ی غیر پیام‌های بازرگانی است که کما بیش آن را در فیلم‌ها و سریال‌ها می‌بینید. درعین حال مصرف‌گرایی بخشی از واقعیت وجودی جامعه ما است و این موضوع مانند هرپدیده‌ی دیگر معلول عوامل متعدد است نه این‌که بخواهیم نقش رسانه را کم کنیم. بلکه باید از جنبه‌های گوناگون به موضوع مصرف‌گرایی بپردازیم.

    رضی با تاکید براین‌که رسانه تنها در حوزه مصرف‌گرایی مهم نشده است، بلکه در حوزه‌های دیگر از زندگی اجتماعی انسان نیز اهمیت دارد و از سویی رسانه آیینه تمام‌نمای جامعه است و نمی‌تواند از واقعیت‌هایی که در جامعه است چشم‌پوشی کرد و اگر این‌گونه باشد سبب می‌شود که رفته‌رفته مخاطب از رسانه دوری کند.


    ***


    در ادامه نشست مدیر کل اداره بازرگانی سازمان صدا‌وسیما با تاکید بر این‌که مصرف‌گرایی مذموم و نکوهیده است پرسید: مصرف درست چیست؟ ضرورت دارد که ما با پژوهش‌های میدانی و نظری مختصات مصرف جامعه خود را مورد بررسی قرار دهیم و نتیجه‌ی آن را به برنامه‌سازان، مجریان و تصمیم‌گیران اعلام کنیم. از این منظر ضرورت دارد که مصرف درست تعریف و تبیین شود.

    در ادامه حسین رضی بحث را دنبال کرد و خاطرنشان شد: در حوزه عمل رسانه‌ای،‌رسانه باید زمینه‌ساز فعالیت‌هایی باشد که ما در حوزه‌ی حکومتی با عنوان تکالیف حکومتی تعریف می‌کنیم. ما نقش آگهی را اگر نقش مثبتی فرض کنیم چه می‌شود؟ چنانچه نهادهای درگیری چون موسسه استاندارد، سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان، حوزه‌های نظارت بر سلامت، اگر این‌ها کارشان را خوب انجام دهند رسانه در انتشار آگهی‌ها نقش اطلاع‌رسانی را دارد و در واقع آن چه که در عرصه تبلیغات ظهور و بروز پیدا نمی‌کند به آن معنا است که از طرف دستگاه‌های نظارت جلو آن گرفته شده است. اما اگر آن دستگاه‌ها فعالیتشان را به خوبی انجام ندهند، محصولات می‌رسد به حوزه رسانه و اداره کل بازرگانی سازمان باید یک حوزه ممیزی از این زاویه، برای کالاها بگذارد.

    وی ادامه داد: ما از این منظر می‌توانیم نقشی مثبت برای آگهی در نظر بگیریم، اما نمی‌توانیم در حوزه‌ی مصرف‌گرایی نقش رسانه را در نظر نگیریم.


    ***


    این مقام مسوول در سازمان صدا‌وسیما متذکر شد: شروع تبلیغات در سازمان با یک نگاه درآمدی بود، نگاه درآمدی یعنی این‌که سازمان باید درآمد کسب کند. پرسش جدی این است که سازمان صدا‌وسیما یک نهاد درآمدی است یا یک نهاد هزینه‌ای؟

    اساسا باید نگاه به نهاد‌های فرهنگی درآمدی باشد یا هزینه‌ای؟ طبیعی است که نگاه باید هزینه‌ای باشد، اما در این جا می‌شود کاری کرد که رسانه در یک ابعادی بتواند خود گردانی کند. منتهی آن‌ها لزوما در حوزه آگهی بازرگانی نیستند. دو اشکال دراین رویکرد درآمدی به صدا‌وسیما ایجاد شده است. اکنون درآمدها به خزانه ریخته می‌شود. اگر تلقی ما این باشد که سیما دارد مصرف‌گرایی را به معنای منفی آن دامن می‌زند، ما چرا باید برویم سراغ درآمدی که با ما محاسبه می‌کنند. یعنی هیچ عامل تشویقی به‌ لحاظ درآمدزایی برای سازمان وجود ندارد، منتهی یک اتفاق دیگری افتاده است مقداری از این اتفاق پشت پرده است که می‌خواهم بگویم .

    مجید مشیری درباره‌ی این اتفاق پشت پرده تصریح کرد: ما در طول این سال‌ها برای درآمد تلفیقی از یک سیستم خصوصی، دولتی را ایجاد کردیم. ما آمده‌ایم صندوق بازنشستگی سازمان را واسطه کرده‌ایم و کنسرواسیونی متشکل از نهادهای خصوصی و صندوق بازنشستگی درست شده است و آثارش این شده است که از حوزه‌ی نظارتی به صدا‌وسیما می‌آیند صرفه نظر از بحث‌های سیاسی و خطی، اطلاعات به آن‌ها داده نمی‌شود. این اخلالی که از پیش ایجاد شده تا امروز ادامه پیدا می‌کند. یعنی این‌که رسانه خودش را از بدنه دولت جدا کرده است و هنوز آثار این جنبه سیاست‌گذاری‌ها در حوزه‌ی عملکرد رسانه‌ای مشهود است.

    او تاکید کرد: اگر ما به سازمان نگاه درآمدی نداشتیم، خیلی از آن جنبه‌ها برای ما مهم نبود؛ یک زمانی می‌بینید آگهی‌ها افت می‌کنند این را به‌عنوان یک ناظر بیان می‌کنم و مطلع از جریانات اجرایی نیستم، اما احتمالا مشتری نداشته که آگهی ما افت کرده است. نه این‌که خود ما بیاییم آگهی‌ها را کاهش دهیم. شاهد ادعایم این که شبکه‌هایی داریم که آگهی ندارند، نه این‌که نخواسته‌اند، نه، نتوانستند.

    وی که پیش از این مدیریت یکی از شبکه‌های سراسری را برعهده داشته است گفت: بنده به عنوان یک مدیر شبکه‌ای که در طول دوران مدیریت در شبکه‌ام آگهی نداشته‌ام می‌آیم سرم را بالا می‌گیرم و می‌گویم اصلا قائل به پخش آگهی در شبکه تلویزیونی نیستم. درحالی که این‌طور نیست.


    ***


    درادامه این نشست مجری با بیان این‌که ما هنوز قانون جامع ناظر بر تبلیغات تجاری در کشور نداریم در انتقاد از مدیر کل اداره‌ کل بازرگانی صدا‌وسیما گفت: اصلی‌ترین چالشی که اکنون بر سر تدوین قانون جامعه نظارت بر تبلیغات بازرگانی و هم‌چنین سیاست‌های کلان تبلیغات بازرگانی هست، مقاومت سازمان صدا‌وسیماست که می‌گوید ما با سه‌مدل دیگر تبلیغات متفاوت هستیم و هم‌چنین یک نهاد مستقلی هستیم که قوانین نظارتی و حقوقی حاکم بر تبلیغات بازرگانی را خود ما می‌نویسیم. همین‌که سازمان صدا‌وسیما تمایل دارد در قوانین نظارتی مستثنی شود خیلی مساله است.

    مجید مشیری در پاسخ به انتقاداتی که از سوی رضی و مجری مطرح شد گفت: اشاره شد، سابق شرایطی بوده که کنوانسیونی داخلی و خارجی از افراد حقیقی و حقوقی تشکیل می‌شده که کارهایی هم می‌کردند و اطلاعاتشان دریافت نمی‌شد و چه بهتر می‌بود که واحدهای نظارتی مملکتی برفعالیت آن‌ها در آن دوره نظارتی داشتند و می‌گفتند که چرا آن کارها را کرده‌اند. اما الان کاری که انجام می‌شود خیلی شفاف و بدون کنوانسیون است اکنون دیگر آن شرایط سابق را نداریم درآمدها معلوم است که کجا واریز می‌شود و دستگاه‌های نظارتی هم از این‌که شرایط جدید به‌وجود آمده است سازمان را تقدیر کرده است. البته با مشکلاتی که از آن دوران باقی مانده است کم‌وبیش روبه‌رویم و کسانی هم که می‌گویند ما طلبکاریم و عده‌ای هم می‌گویند بدهکاریم که این‌ها باید به یک جمع‌بندی قانونی برسد. ما الان در شرایط فعلی جوری دیگر عمل می‌کنیم.


    ***


    او تاکید کرد: کاهش آگهی‌ها از 5 میلیون و چند‌صد ثانیه به یک میلیون و اندی، ناشی از نبود آگهی نیست. متقاضی وجود دارد اما تاکید داریم که در مقایسه با مدل‌های دیگر تبلیغاتی آگهی‌های تلویزیونی نرخ واقعی خود را پیدا کند.

    مدیرکل اداره بازگانی صداوسیما افزود: در مورد قانون نظارت بر آگهی‌های تجاری هم که اشاره شد در آن بحث سازمان صدا‌وسیما جایگاه خودش را دارد. بالاخره همان مختصاتی که بر تولید و پخش برنامه‌های سازمان حاکم است بر آگهی‌ها هم حاکم است و نمی‌شود آنها را مستثنی کرد و براساس ضوابط دیگری برآنها نظارت شود.البته سازمان برای ‌وجود قانون مشارکت داشته است. ما شرایطمان را اعلام کردیم و خواستیم که شرایط سازمان در آن دیده شود که این ناشی از مقتضیات رسانه تلویزیون و انتشار آگهی در آن است.

    وی درادامه خواستار شد: مجلس شورای اسلامی قوانینی را از تصویب بگذراند که مباحث مربوط به بودجه سازمان تعیین تکلیف شود که چقدر سازمان از محل آگهی‌ها بودجه‌اش را تامین کند و چقدر آن از بودجه عمومی باشد. ما درانتشار آگهی‌ها معیارمان درآمد بیشتر نیست. چنان چه در سرفصل‌های ضوابط آگهی هم به چگونگی تولید و پخش آگهی‌ها و شرایط کمی‌وکیفی آنها اشاره می‌کند.

    به گزارش ایسنا،درادامه این نشست رضی، تاکید کرد: اداره کل آگهی‌های بازرگانی صدا‌وسیما سیاست‌های تشویقی برای تبلیغات کالاهای فرهنگی فاخر در نظر بگیرد.

    نشست مصرف‌گرایی در رسانه ملی که از سوی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شده بود با پرسش‌وپاسخ دانشجویان به پایان رسید.




     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ سهم ‌آگهی‌های تلویزیونی در مصرف‌گرایی
    موضوع

    [Image]


     
     
       ● نويسنده: نگار - پدرام

    منبع: سایت - مدیا نیوز  - تاريخ شمسی نشر 27/03/1388 - به نقل از همشهری

     
     

    سال‌هاست که دیگر نمی‌توان نقش تبلیغات را در خرید کالاها و استفاده از خدمات نادیده گرفت. اگرچه تبلیغات ابزاری برای اطلاع‌رسانی هستند اما همین ابزار گاه در خدمت سرمایه‌داری قرار گرفته و اهداف آنها را محقق می‌کنند. از سوی دیگر با فراگیر شدن شبکه‌های تلویزیونی داخلی و ماهواره‌ای، نوع دیگری از تبلیغ نیز در خدمت سرمایه‌داران قرار گرفته است؛ به این معنا که تبلیغات رسانه‌ای دیگر تنها یک مونولوگ برای معرفی کالا نیستند؛ بلکه چنان در لایه‌های مختلف فرهنگ و هنر نفوذ کرده‌اند که به سختی می‌توان تبلیغ و معرفی کالا را از اشاعه و رواج آن تفکیک کرد.

    به‌عنوان نمونه این روزها نمی‌توان گفت که مصرف‌گرایی حاصل تبلیغات تولید‌کنندگان است یا نتیجه استفاده از تولیداتی خاص در فیلم‌ها و سریال‌ها؟ به عبارت دیگر آیا تبلیغات، مردم را به مصرف بیشتر سوق می‌دهند یا کالاهای فرهنگی به‌عنوان پوشش روی کالاهای اقتصادی را گرفته‌اند؟در حقیقت چندی است رسانه‌ها به‌طور غیرمستقیم مروج نوع جدیدی از زندگی هستند که با نظام سرمایه‌داری هماهنگی بیشتری دارد و کمتر به عواقب سوء اجتماعی و فرهنگی تبلیغات پرداخته می‌شود.

    اگرچه نمی‌توان همه آگهی‌ها را به بهانه خدمت به سرمایه‌داری کنار گذاشت و صاحبان کالاها را از استفاده از ابزار قدرتمند تبلیغات منع کرد. اما با توجه به تاثیر مثبت و منفی تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم رسانه‌ها و به‌ویژه رسانه پرنفوذ تلویزیون بر نسل آینده، باید به فکر راه‌چاره بود.

    دکتر داوود صفایی درباره نقش آگهی‌های تجاری در ترویج مصرف‌گرایی معتقد است: در دهه دوم انقلاب، آگهی‌ها شروع شد و گسترش یافت. از آنجا که تلویزیون مهم‌ترین و پرمخاطب‌ترین وسیله برای تبلیغ بود؛ به‌شدت مورد توجه تولید‌کنندگان قرار گرفت. از سوی دیگر تبلیغ تجاری و مصرف‌گرایی چنان در جامعه رواج یافت که ارزش‌های جدیدی را برای مخاطب به‌وجود آورد.

    ایــن کــارشــناس علوم ارتباطات می‌افزاید: این روزهای اهمیت آدم‌ها با کالاهای مصرفی آنها تعیین می‌شود. البته نمی‌توان گفت که تجمل گرایی و ظاهر‌سازی‌ تنها به وسیله تلویزیون رواج می‌یابد. این روزها رونق بازارهای تجاری و مغازه‌های رنگارنگ نیز باعث شده که آنها به‌عنوان یک بیلبورد تبلیغاتی، در خدمت مصرف‌گرایی باشند.

    عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی معتقد است ما از منظر ارتباطات و از دیدگاه رسانه‌شناسی به پدیده مصرف می‌نگریم در حالی که عوامل دیگری نیز در مصرف‌گرایی مؤثرند و شاید بیشتر از رسانه‌ها در تربیت نسل جدید، بدون توجه به الگوهای مصرف تاثیر داشته باشند. گفت‌وگوهای شخصی، مهمانی‌ها و مراسم عروسی و عزا، سفرهای خارجی و تعامل با سایر کشورها نیز در شکل‌گیری مصرف‌گرایی نقش دارند و حتی ارتباطات غیرکلامی نیز مصرف‌گرایی را بین نسل جوان در مقایسه با نسل قبل تشدید کرده است.

    وی همچنین معتقد است برنامه‌های رسانه‌های خارجی، فیلم‌ها و سریال‌های مختلف، به شکل گسترده مصرف‌گرایی را ترویج کرده و تاثیر آنها بسیار بیشتر از رسانه‌های داخلی است. در حقیقت امروز تلویزیون همچون گذشته ارزش‌های خاص را در بین مخاطبان درونی نمی‌کند؛ بلکه شبکه‌های خارجی جنبه تجاری بیشتری داشته و مخاطب به شکل غیرمستقیم به مصرف‌گرایی گرایش یافته و برای به دست آوردن خواسته‌های خود ناچار است بیشتر از قبل کار کند.

    دکتر صفایی به مشکلات ناشی از مصرف‌گرایی اشاره می‌کند: مصرف‌گرایی یا مصرف‌زایی مشکلات اجتماعی و روانی را نیز به همراه دارد. چون مخاطب وقتی در مقابل کالا‌های رنگارنگ قرار می‌گیرد برای به دست آوردن آنها ناچار است تلاش کند به همین دلیل بعد از مدتی بخشی از زندگی مردم صرف کسب درآمد بیشتر برای خرید کالاها می‌شود.وی در ادامه به تبلیغات در کشورهای سرمایه‌داری اشاره کرده و می‌گوید: کشورهای صنعتی برای رسیدن به مرحله‌ای از رشد و به‌دست‌آوردن سود بیشتر ممکن است در برنامه‌های رسانه‌ای خود به موضوع مصرف‌گرایی توجه چندانی نداشته باشند چون آنها مصرف‌گرایی را نیز لازمه رشد صنعتی کشورشان می‌دانند.

    صفایی پیشنهاد می‌دهد: با توجه به وضع موجود و اوضاع جهانی که سرمایه‌داری بر آن حاکم است، این تصور شکل گرفته که مسیر توسعه تنها از طریق مصرف‌گرایی طی می‌شود؛ در چنین شرایطی باید با آموزش غیرمستقیم نسل جوان را نسبت به عواقب مصرف‌گرایی آگاه کرد. به‌نظر می‌رسد برای ایجاد این آگاهی مطبوعات مؤثرتر از تلویزیون باشند چون شرایط تلویزیون ایجاب می‌کند که برای حیات خود به آگهی‌ها اتکا داشته و نتواند نظارت درستی بر آنها اعمال کند.


    یکی از عواقب توسعه

    علی مقدسی، معاون روابط عمومی صدا‌و‌سیما نیز مصرف‌گرایی را یکی از عواقب و نتایج توسعه دانسته و می‌گوید: اگر توسعه و شرایط نظام‌های توسعه یافته را بپذیریم، مصرف‌گرایی هم جزیی از آن است و نمی‌توان آن را انکار کرد. البته انتظار می‌رود رسانه‌ها نسبت به عواقب مصرف‌گرایی آگاه باشند و برای جلوگیری از عواقب سوء آن تلاش کنند.

    وی می‌افزاید: نمی‌توان اهمیت تبلیغات را برای رسانه‌های داخلی نادیده گرفت. به هر حال آگهی‌های تجاری منبع درآمد خوبی برای رسانه‌ها هستند که با حذف آنها عملکرد و قدرت رسانه‌ها در سایر حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و...نیز کاهش می‌یابد. از سوی دیگر نباید فراموش کرد که آگهی‌های تجاری ممکن است به نوعی مروج مصرف‌گرایی باشند. بنابراین حذف آگهی‌ها برای رسانه نتایج خوبی در بر ندارد و فقط باید با راهکارهایی پخش آنها را نظارت کرد یا با برنامه‌های جداگانه و خاص دیگر اثرات منفی تبلیغات را خنثی کرد. به‌نظر می‌رسد مدتی است در برنامه‌های صدا و سیما تلاش‌هایی در زمینه کاهش اثرات منفی آگهی‌ها انجام می‌شود و سمت و سویی در جهت کاهش مصرف‌گرایی صورت گرفته که به‌زودی نتایج آن را خواهیم دید.


    ارزش‌هایی همخوان با مصرف گرایی

    دکتر عبدالله‌گیویان، استاد دانشکده صدا و سیما درباره ترویج مصرف‌گرایی در برنامه‌ها و آگهی‌های تلویزیونی معتقد است: نمی‌توان انکار کرد که رسانه تلویزیون در حال حاضر مصرف بیشتر را تبلیغ می‌کند. اما باید این موضوع را با توجه به شرایط اجتماعی در نظر گرفت. در حقیقت باید دید که چه عواملی در منظومه‌ای از ارزش‌های فرهنگی وجود دارد که باعث ترویج مصرف‌گرایی می‌شود؟

    وی معتقد است که تلویزیون آنچه در جامعه وجود دارد را بازنمایی می‌کند. وی می‌افزاید: رسانه‌های ملی و کارمندان آن از مریخ نیامده‌اند. آنها نیز همچون سایر افراد جامعه زندگی کرده و با ارزش‌های حاکم آشنا هستند. برنامه‌های این افراد بازتاب شرایط موجود در جامعه است. واقعیت این است که در جامعه ما مصرف‌گرایی رواج یافته و تلویزیون هم دانسته یا نادانسته آن را به مردم برمی‌گرداند.

    گیویان با بیان اینکه گاه رسانه‌ها برخی ارزش‌ها را به شکل خاص ترویج می‌دهند، درباره اصلاح این روش ترویج می‌گوید: ممکن است رسانه‌ها بدون برنامه‌ریزی و تنها آنچه را که در جامعه وجود دارد بازتاب دهند اما گاه می‌بینیم که رسانه‌ها و به‌ویژه تلویزیون ارزش یا ارزش‌های خاصی را بیش از بقیه مورد توجه قرار داده و برنامه‌هایی را براساس آنها می‌سازد که این ارزش‌ها در اغلب موارد با مصرف‌گرایی همخوانی دارند.

    وی پیشنهاد می‌دهد: باید ببینیم که آیا می‌توانیم از نظر فرهنگی به یک وفاق برسیم و الگوی صحیح مصرف را پیدا کنیم؟ این امر بدون حمایت رسانه‌ها و به‌ویژه رسانه پرمخاطب تلویزیون امکانپذیر نیست؛ چون در شکل آرمانی رسانه‌ها مشوق مصرف نیستند و صرفا اطلاع‌رسانی می‌کنند. اما واقعیت این است که از این شکل آرمانی فاصله گرفته‌ایم.

    گیویان درباره آگهی‌های بازرگانی نیز معتقد است: حضور تبلیغات بخشی از مصرف‌گرایی است. به این معنا که آگهی‌ها سعی دارند کالا یا خدمتی را برای مخاطب مهم جلوه دهند اما به روشنی نمی‌توان گفت که آیا باید این فضای تبلیغی صرف را نیز با توجه به الگوهای درست مصرف تلطیف کرد یا خیر؟ چون آگهی‌دهنده برای معرفی محصول خود ناچار است از ابزاری استفاده کند که مخاطب به خرید کالا یا استفاده از آن ترغیب شود و نمی‌توان او را از این کار منع کرد.

    وی در ادامه به مسئولیت رسانه‌ها اشاره کرده و می‌گوید: در شرایط موجود مسئولیت رسانه بیشتر است. رسانه باید در کنار پخش آگهی‌ها فعالیت‌های فرهنگی داشته باشد که با کمک آنها در مخاطب یک سری ارزش و فضیلت اخلاقی درونی شود؛ ارزش‌ها و فضایلی که در مقابل پیام‌ها بازرگانی باشد.



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ ضرورت بازگشت به الگوهاي مصرف اسلامي
    موضوع

    [Image]
    نقد مصرف گرايي در كشور با الگوهاي مصرف اسلامي


     
     
       ● نويسنده: محمد حسين - طارمى

    منبع: هفته نامه - پگاه حوزه - 1388 - شماره 257، خرداد  - تاريخ شمسی نشر 00/03/1388

     
     

    استفاده صحيح از نعمتهاي الاهي از بزرگترين دغدغه هاي پيشوايان دين بوده است. از اين رو ست كه سيره مصرفي اهل بيت(ع) مشاهده ميشود كه ايشان «دوري از اسراف» و «قناعت در مصرف» از اصول مورد تاكيد ايشان بوده است. اين در حالي است كه پيروان ايشان در كشوري اسلامي چون ايران امروزه گرفتار اسراف و تبذير و مصرف گرايي شده اند. ما را چه شده است كه امروزه ايران و ايرانيان را در شمار مصرف گرا ترين مردمان محسوب مي كنند؟!

    با نگاهي به آمار مقايسه اي مصرف ايران با ديگر كشورها؛ به ويژه كشورهاي پيرو مكاتب مادي گرا و دنيا طلبيچون فرانسه،چين، ژاپن و آمريكا و...؛ ضرورت بازگشت به اصول مصرفي اسلام و پيروي از الگوهاي مصرف اسلامي رخ مينمايد.

    بر اساس گزارش موسسه «ماركت اوراكل»، ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختيبه اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف گرديده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است، در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است. هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر ميشود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر ميشود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف ميكند. هم اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف ميشود. و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مييابد. در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران ميتواند يكي از صادر كنندگان بنزين باشد.

    سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني، حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است، بيش از 2 تا 3 برابر است. به اذعان رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي پنج سال اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جاري اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند طي 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.

    براساس گزارش صندوق بين المللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار ميباشد. مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي در ايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهره برداري انرژي هستيم.

    در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژي به ازاي هر مترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي از شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي رسد.

    تبريزي مديرعامل سابق شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران بعد از كشورهاي امريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش بيني ميشود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد. و با ادامه اين روند در سالهاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.اين در حالي است كه دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشتركان بخش خانگي تعلق داده است.

    الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف ميشود! از نظر مصرف برق هم، ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست، و دولت ساليانه يارانه 4 هزار ميليارد توماني براي برق در نظر ميگيرد. دكتر داوودي معاون اول رئيسجمهور در همايش ملي نگاه قدسي به آب گفته است كه سرانه مصرف آب ايرانيها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.

    سرانه مصرف شكر در ايران 29 كيلو گرم است در حالي كه ميانگين مصرف شكر در جهان 22 كيلو گرم ميباشد، و نيز تحقيقات كارشناسان نشان مي دهد ايرانيها 30 درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف ميكنند، و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.

    همانطور كه مشاهده ميكنيم مقايسه ميزان مصرف در بخشهاي مختلف با ساير كشورها، نشان دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه ها است. و جالب تر اينجاست كه ساليانه نزديك به 12/2 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت ميكنيم. كه در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است.

    گذشته از آمارهاي فوق، فقدان مديريت صحيح زمان و صرف بي رويه عمر در صفها، ترافيكها،مسافرتهاي غير ضروري، و گذراندن عمر در برنامه هاي غير مفيد براي دنيا و آخرت؛ از ديگر مواردي است كه در مقايسه با ديگر ملتها و كشورها، مصرفي بي رويه داريم. چنان كه مشهور است، كار مفيد كار گران و كارمندان ايراني نسبت به برخي كشورها بسيار كم تر است.

    در حقيقت صرفه جويي در استفاده از نعمتهاي خداوندي، امري است كه در مكتب اسلام بدان اهتمام بسيار است. اين در حالي است كه پيروان مكاتب ماديگرا و دنياپرستي چون مكاتب ليبراليسم و كمونيسم در كشورهاي چين و فرانسه و آمريكا و....؛ بيش از پيروان مكتب اسلام به الگوهاي مصرفي اسلام پايبند هستند. از اين رو ست كه بايد به الگوهاي مصرفي اسلامي بازگرديم و پرونده مصرف گرايي خود را مورد تجديدنظر قرار دهيم. تحقق واقعيفرمايشات مقام معظم رهبري (دام ظله العالي)، تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امكان پذير است و ورود به اين پيكار امروز يك تكليف شرعي و ملي محسوب ميگردد. لذا بايد گامهاي عملي در اصلاح الگوهاي مصرفي خود برداريم، تا خود را به الگوهاي مصرفي اسلامي نزديك تر كنيم. بدين سان نبايد خودمان را با برگزاري چند سمينار وكنگره در اين خصوص، سرگرم كرده؛ از اصل پيام مقام معظم رهبري غافل شويم.


    مصرف بي رويه چيست؟

    مصرف به معناي استفاده از آن چه در اختيار انسان است، بوده و مصرف بي رويه را ميتوان استفاده نا به جا و نامناسب تعريف كرد. تعبير مصرف بي رويه در برابر تعبير مصرف بهينه است. معيار مناسب و بهينه بودن مصرف را مي توان بر اساس اصول مصرفي اسلام و شرايط زماني و مكاني تبيين نمود. گفتني است، الگوي مصرف در كشورهايمختلف بسته به فرهنگها و سنتهاي مردمان آن زادبوم، متفاوت است. الگوي مصرف در جامعه ما از ديرباز مترادف با اصول مصرفي اسلامي چون قناعت، خودداري از اسراف بوده است. بدون ترديد اصلاح الگوي مصرف در كشور ما به معناي ترويج و جامعه پذيري الگوي مصرف ايراني-اسلامي است.

    از سوي ديگر، كشور ما امروز نيازمند توليد ثروت است و تحقق اين مهم در گام اول مستلزم اصلاح الگوي مصرف در كشور است. خط كش مدرج توسعه يافتگي واقعي، نشان مي دهد كه بين مصرف گرايي و توليد ثروت در يك جامعه رابطه عكس وجود دارد. اگر امروز بازارهاي جهاني در چنبره مصنوعات چيني و ژاپني قرار دارد، به خاطر مصرف گرا نبودن مردمان اين كشورهاست. پرهيز از مصرف گرايي در كشورهايي مثل چين، ژاپن و برخي از كشورهايبزرگ اروپايي كه اقتصادهاي بزرگي دارند كاملا مشهود است. انقلاب اسلامي به مردم ما ياد داد كه با فرهنگ صرفه جويي و قناعت ميتوان بر تمام مشكلات فائق آمد. اما مع الاسف، به واسطه سياستهاي غلط اقتصادي و فرهنگي سالهاي پس از جنگ تحميلي و به تبع آن تغيير ذائقه مردم؛ و همچنين رويكردهاي جديد دشمن در مقابله نرم افزاري با انقلاب اسلامي به يك باره تمام دستاوردهاي ده سال اول انقلاب فراموش شد و بار ديگر تجمل گرايي، مصرف گرايي و اسراف در كشور ترويج شد. اين در حالي است كه عمده پيشرفتهاي كشورهايي مثل ژاپن، كره جنوبي و... بر شالوده تجربيات جنگ و فرهنگ قناعت مردم جنگ ديده صورت گرفت. در واقع بايد اذعان كنيم ما پس از جنگ به دليل سياستهاي غلط يك فرصت تاريخي را از دست داديم. اما امروز به واسطه عزم جدي مسئولان كشور و يك صدايي دولتمردان در ضرورت تحول اقتصادي در تمام زمينه ها؛ بار ديگر اين فرصت احيا شده است كه، فرهنگ صرفه جويي و قناعت ترويج و ترميم گردد. رمز توليد ثروت در يك كشور پرهيز از مصرف گرايي است و كشورهايي به دام تجمل و اسراف مي افتند كه توليد در فرهنگ عمومي آنها جايگاهي ندارد. امروز به ضرس قاطع بايد تاكيد كرد راه پيشرفت كشور همان گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند، پرهيز از اسراف و ترويج الگوي مصرف بومي و اسلامي است.

    در حقيقت مصرف بي رويه خود مانع بزرگي در برابر رسيدن به اهداف چشم انداز جمهوري اسلامي است. دست يابي به پيشرفت، صرفا با ساخت صنايع بيشتر و امكانات، امكان پذير نيست. در حال حاضر وضع به گونه اي است كه، گويا قرار است ايران با رسيدن به درجات بالاي پيشرفت، به درجه اول مصرف گرايي نيز برسد. در واقع، به لحاظ فرهنگي نيز، نياز به توسعه آموزه هاي فرهنگ اسلامي در ميان نيروي انساني پيشرفت ساز است. در حقيقت بايست آموزه ها و اصول مصرفي اسلام را بازخواني كرده، بار ديگر مردم را بدان توجه داد. از اين رو به بررسي اصول مصرفي از ديدگاه اسلامي ميپردازيم.


    نگاهي به اصول مصرفي اسلام


    1. پرهيز از اسراف


    اسراف چيست؟

    اسراف در لغت به معناي ولخرجي، بي اعتدالي و تجاوز از حد است 1. و در اصطلاح عملي است خارج از حدود و موازين مشروع و معقول باشد. از اين رو مصرف زمان و عمر، مال و... در مسير نادرست اسراف ناميده ميشود. امام علي (ع) در روايتي بد ترين نوع مصرف را اسراف مي دانند 2 و در روايت ديگري ميفرمايند: «واي بر اسرافكار، كه( با اسراف) خود چقدر از صلاح خويش دور شد» 3 ميتوان مصاديق اسراف را چنين بر شمرد:


    1. استفاده نامناسب از اموال شخصي

    استفاده نامناسب از اموال را ميتوان در چندين صورت اسراف تلقي كرد.

    الف- ضايع كردن مال و بيهوده تلف كردن آن، اگر چه كم باشد از بارزترين مصاديق اسراف است مانند بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان، پوشيدن لباس قيمتي مخصوص مهماني در محيط كار، دور ريختن غذا و ميوه به بهانه استفاده از آن. نقل شده است كه امام صادق (ع) روزي نگاهش به ميوه اي كه بطور كامل خورده نشده، و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود، افتاد. ايشان با ديدن ميوه نيم خورده خشمگين شده و (با عتاب) فرمودند: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد، بسياري از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسي بدهيد كه نيازمند آن است. 4

    چرا غذا را بيش از نياز پخت ميكنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويي نمي كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ، لوازم التحرير، دستمال كاغذي زياده روي ميكنيم؟ چرا از ميوه ها درست استفاده نمي كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهداري آن اصول لازم را به كار نميبنديم؟ چرا عده اي مرفه و بي درد ثروت عمومي جامعه را ولو با درآمدهاي خود با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع ميكنند؟ چرا الگوهايي كه در برخي رسانه هاي جمعي و نيز عملكرد بعضي مديران مشهود است جامعه را به سوي يك زندگي تجملي و اسراف گرايانه ميكشد؟ و ده ها چراي ديگر كه همه روزه با آن برخورد داريم. امام صادق(ع) ميفرمايد: «ميانه روي در زندگي چيزي است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد، حتي اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايي باشد، چرا كه آن هسته به كار مي آيد. يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد». 5

    در روايتي امام موسي كاظم (ع) در پاسخ به اين سئوال كه» آيا اگر كسي ده پيراهن داشته باشد اسراف كرده است ؟»، پاسخ منفي داده ميفرمايند: «لا، و لكن ابقي لثيابه و لكن السرف ان تلبس ثوب صونك في المكان القذر» 6؛ اسراف آن است كه لباس فاخر خود را در مكان آلوده و كثيف بپوشي. آري ! استفاده نا بجا از امكانات زندگي مانند لباس، غذا و... نيز اسراف است.

    يكي از ويژگيهاي عالي فرهنگ اسلام اين است كه در مصرف و استفاده از بعضي امكانات «شان و موقعيت» افراد را مد نظر قرار داده؛ ملاك اسراف و عدم اسراف را با اوضاع و احوال زماني و موقعيت اقتصادي و اجتماعي فرد گره زده است. به عنوان مثال در مسئله نفقه همسر، منزل و لباس و زيور آلات را در شان و جايگاه همسر منوط كرده است. البته بايد توجه داشت كه وسعت و سادگي چيزي است، و تجمل پرستي چيز ديگر. از ديدگاه اسلام اولي ممدوح و دومي مذموم است. مسئله اي كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بهرهبرداري از نعمتهاي الهي، چنان چه از حد طبيعي فرد منزلت اجتماعي او بگذرد، اسراف است. استفاده از امكانات در حد اعتدال پسنديده است و چه بسا كمتر از اين حد در مورد بعضي افراد، مصداق بخل باشد. حضرت علي (عليه السلام) درباره نشانه مسرف مي فرمايد: «للمسرف ثلاث علامات: ياكل ماليس له و يلبس ماليس له و يشتري ماليس له»؛ اسرافكار سه ويژگي دارد: مافوق شان خود مي خورد، بيش از شان خود ميپوشد و بيش از منزلت خود خريدكند.

    در اين بحث نبايد غافل بود كه برخي براي توجيه ولخرجيها و چشم و هم چشميهاي خويش، شان و منزلتي ساختگي براي خويش ميسازند. لذا بايد از تقليد كور كورانه از ديگران پرهيز نمود. در تعابير اسلامي حدي را كه براي مسكن معين كرده اند اين است كه به اندازه «كفايت» و «كفاف» آدمي باشد و اين مقدار نسبت به افراد، خانواده ها، زمانها و مناطق متفاوت است. در عين حال اين امر بايد به گونه اي باشد كه از حد اعتدال زمان و منطقه آن فرد تجاوز نكند. حضرت علي(عليه السلام) در بيان حد لباس انسانهاي باتقوا ميفرمايد: «ملبسهم الاقتصاد» لباس پوشيدن متقين در حد اعتدال و ميانه روي است. نه لباسهاي قيمتي ميپوشند و نه لباسهاي ژوليده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولي، ظاهري آراسته، پاكيزه و متين دارند. 7

    ب- صرف مال در آنچه به بدن ضرر مي رساند. مثل خوردن پس از سيري، در صورتي كه مضر باشد.

    امام صادق (عليه السلام)مي فرمايد: «انما الاسراف فيما اتلف المال و اضر بالبدن» 8 اسراف در چيزي است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود. استفاده از اموال خود در جهت آسيب رساندن به بدن را ميتوان در مواردي چون استعمال دخانيات، نوشيدنيها و تنقلات مضر، جراحيهايي مانند جراحيهاي زيبايي و مانند آن صادق دانست.

    البته مواردي مانند جايي كه درمان بيماري و سلامتي آدمي به هزينه زياد نياز دارد، بايد هزينه كرد و به يقين اسراف نخواهد بود.

    ج- صرف مال در مصارفي كه شرعا حرام است. مانند خريد شراب و ابزار و ادوات حرام.

    استفاده اموال در مسير حرام ناسپاسي بزرگي است كه نعمت پرروده اي چون انسان به نعمت رساني چون رازق هستي، دارد. «لئن كفرتم ان عذابي لشديد» 9. بزرگترين اسراف نعمت استفاده از آن در حرام است.


    2. استفاده نا مناسب از زمان و عمر

    نوع ديگري از اسراف، اتلاف بيهوده عمر است. امروزه عمر بسياري از مردم به سبب دور شدن فاصله ها، به ويژه فاصله محل كار تا محل سكونت، موجب شده است كه عمر بسياري از مردم در طي اين فاصله ها به هدر رود. در اين ميان ترافيك، نيز عمر بسياري از مردم را به خود اختصاص مي دهد. برخي از شهروندان تهراني 3 الي 4 ساعت از وقت خود را در خيابانها ميگذرانند.


    3. استفاده نا مناسب از امكانات اجتماعي

    امكانات اجتماعي، اعم از آب،برق، گاز، بنزين، تلفن، نان ارزان و... از نعمتهاي بزرگي است كه در كشور اسلامي ما مورد استفاده همگان است. اما متاسفانه با استفاده نامناسب از آنها اغلب مردم گرفتار اسراف در اين زمينه ها هستند. چنان كه در آمار ذكر شد، بسياري از كشورهاي غير مسلمان در صرفه جويي و خودداري از اسراف در آنها، بيش از مردم مسلمان ما موفق بوده اند. در حديثي از رسول اكرم(ص) آمده است كه «لا خير في السرف» خيري در اسراف نيست. امام موسي كاظم(ع) ميفرمايند: «هر آن كس كه مال دارد، از نابود كردن آن برحذر باشد. به درستي كه مصرف مال در راه نا مناسب تبذير و اسراف است» 10 امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «ان مع الاسراف قله البركه» 11 بدرستي كه اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.

    در يك بررسي كوتاه ميتوان به كارهاي اسراف گونه بسياري از مردم در جامعه ايراني پي برد. گفته ميشود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران، حدود3 ميليون «دور ريز» ميشود. اگر وزن متوسط انواع نانهاي سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم، در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز، در حدود چهارصد وپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج ميگردد و به عنوان ضايعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مي رسد،(كه آن هم براي دام بدون اشكال بهداشتي نيست). با اين مبالغ هنگفت ميتوان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسياري را درمان كرد. و يا گرسنگان بسياري را در سطح جهان سير كرد.

    اين روند در مصرف آب، برق، گاز، بنزين و ديگر امكانات اجتماعي جاري است. آيا اين قدر استفاده بي رويه و مصرف نادرست امكانات اسراف نيست؟


    2. صرفه جويي و ميانه روي

    از ديگر اصول مصرفي در اسلام صرفه جويي و اعتدال در مصرف است. اين اصل در برابر اسراف و مصرف بي رويه قرار دارد. امام كاظم عليه السلام ميفرمايد:» من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمه و من بذر و اسرف زالت عنه النعمه» (هركس كه در زندگي اعتدال و قناعت را پيشه كند، نعمت بر او باقي ميماند و هر كس كه تبذير و اسراف كند، نعمت از او گرفته ميشود (و فقير ميگردد). آن گاه كه نعمتها كاهش يابند و روحيه خودكفايي و قناعت و صرفه جويي از جامعه رخت بر بندد، فقر به آدمي روي آورد. به ناچار براي رفع نيازمنديهاي خود به ديگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصيت خويش را از دست خواهد داد. در حديثي از پيامبر اكرم(ص) آمده است: «كسي كه اقتصاد و اعتدال داشته باشد فقير نميشود» 12 بايد برحذر بود از روزي كه اسراف و مصرف بي رويه امكانات زندگيموجب نيازمندي مردم مسلمان ايران به كفار گردد كه آن گاه به تعبير روايت دعاي ما مستجاب نخواهد شد. امام صادق (عليه السلام) ميفرمايند: «چهار گروه هستند كه دعاي آنها مستجاب نميشود... 3. كسي كه داراي ثروتي باشد و آن را تباه نمايد و بگويد خدايا بمن رزق و روزي بده كه خداوندمي فرمايد: مگر من به تو دستور ندادم كه در زندگي اقتصاد و اعتدال و شايستگي داشته باشي؟ سپس حضرت اين آيه 67 را قرائت فرمودند كه خداوند متعال در سوره فرقان فرمايد: «وَ الَذِينَ إِذا اَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً». بندگان خدا كساني هستند كه به هنگام انفاق نه اسراف ميكنند و نه كم روي و ميان اين دو حالتي متوسط و معتدل دارند» 13.

    بنابراين از مهمترين اصول مصرفي دين مبين اسلام ميانه روي در مصرف و رعايت اعتدال است. بر اين اساس لازم است كه مصرف معتدل و مناسب ترين الگوهاي مصرف در هر چيزي معرفي گردد و مردم به رعايت اين الگوهايترغيب و تشويق شوند. ضمن اين كه از اسراف كاران و كساني كه بيش از الگوي مصرف، مصرف ميكنند؛ نبايد حمايت نمود. از اين رو حذف يا كاهش يارانه اسراف كاران راه حلي منطقي به نظر مي رسد.


    3. قناعت محوري

    قناعت اصل ديگري است كه همواره در منابع اسلامي مورد تاكيد ويژه قرار گرفته است. قناعت به معناي قانع بودن به داشته ها و چشم طمع بستن به روي نداشته ها است. در ارشاد القلوب آمده است در تفسيرآيه «فَلَنُحْيِيَنَهُ حَياهً طَيِبَهً» (او را به زندگي خوش و گوارا زنده ميگردانيم) مراد از اين زندگي، قناعت است كه باو مي دهيم. قناعت چنان نعمت حيات بخشي است كه سليمان نبي آن گاه كه از خدواند ملك عالميان را خواست، و فرمود:» رَبِ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِاَحَدٍ مِنْ بَعْدِي «بنا به گفته تفاسير از خداوند قناعت خواست. سليمان با فقيران مينشست و ميگفت فقيري در جرگهي فقيران نشسته.آري ! قناعت قدرت و ملك آدمي را افزون ميكند. از اين روست كه در روايتي از امام صادق (ع) قناعت به گنجي تمام نشدني تشبيه شده است. در حقيقت قناعت مانع از مصرف بي رويه و بي حساب شده موجب استفاده بهينه از داراييهاي آدمي است.

    اگر مردم كشور اسلامي ما با قناعت خو گرفتند و از تجمل پرستي و زياده خواهي فاصله گرفتند، روند فزاينده مصرف اصلاح خواهد شد و به جاي استفاده بي رويه از امكانات و نعمتهاي خدا دادي، از آنها براي پيشرفت اقتصادي بيشتر مدد ميگيرد. براي درك ظرفيت بالاي اصل قناعت در ميان اصول مصرفي اسلام توجه به اين خبر جالب به جاست. بنا به گزارش واحد مركزي خبر، در چين به دليل قناعت بسيار مردم و به ويژه هفتصد ميليون روستايي، مصرف كالاهاي چيني در خود چين بسيار اندك است. از اين رو، دولت چين براي فروش كالاهاي خود به شهروندان خود، طرحي را در پيش گرفته است كه مصرف گرايي را در اين كشور افزايش دهد تا كالاهايش روي دست توليد كنندگان نماند. جالب اين است كه دولت با تخفيفهاي ويژه سعي دارد كه پس اندازهاي ده ها ميليون چيني را با وسوسه ايشان به خريد محصولات، به جيب سرمايه داران و توليد كنندگان بريزد. تا جايي كه متقاعد كردن اين جمعيت انبوه به خرج كردن پس اندازهايشان به عنوان طرحي سرنوشت ساز براي اقتصاد اين كشور شده است. 14

    نكته جالب توجه در اين خبر آن است كه در اين كشور بر خلاف ايران مردم آن قدر، قانع و كم مصرف هستند كه سرمايه داران سعي در تبليغ مصرف گرايي براي از بين بردن الگوهاي مصرف دارند. اين در حالي است كه در حقيقت يكي از عوامل پيشرفت كشوري پرجمعيت مانند چين پرهيز از مصرف گرايي و رعايت الگوي مصرف صحيح با تكيه بر قناعت است. سعدي به جا گفته است كه:

    قناعت توانگر كند مرد را

    خبر كن حريص جهانگرد را

    قناعت كن اي نفس بر اندكي

    كه سلطان و درويش بيني يكي

    چو سيراب خواهي شدن ز آب جوي

    چرا ريزي از بهر برف آبروي


    نمونه هايي از الگوهاي مصرفي در روايات

    در منابع روايي شيعه در مورد مصرف برخي امكانات توصيه هاي خاصي وارد شده است كه نشان از اهتمام اسلام به مصرف صحيح دارد. به نمونه هايي از اين موراد اشاره ميشود:


    1.مصرف صحيح آب

    در مورد سيره مصرفي رسول اكرم (ص) آمده است كه ايشان با يك «مد» آب (تقريبا ده سير) وضو ميگرفت و با يك «صاع» (تقريبا سه كيلوگرم) از آب غسل ميكرد. 15

    «راوي ميگويد: به ابو جعفر باقر(ع) و يا ابو عبد الله صادق(ع) گفتم: براي غسل جنابت چند پارچ آب كافي است، آن حضرت گفت: رسول خدا و همسرش با يك طشت آب، غسل ميكردند كه پنج پارچ آب ظرفيت داشت. شرح: رسول خدا صلوات الله و سلامه عليه پارچ آبي داشت كه بيش از يك كيلوگرم ظرفيت داشت. آن پارچ را پر آب ميكرد و وضو ميگرفت و مقدار كمي از باقيمانده آن را مينوشيد. طشت آبي داشت كه پنج پارچ ظرفيت آن بود، آن طشت را پر آب ميكردند و با همسرش دو نفري غسل ميكردند. موقعي كه رسول خدا به تنهائي غسل ميكرد، فقط چهار پارچ آب در طشت مي ريخت و با آن آب غسل مينمود». 16

    با توجه به اين كه وضو و غسل از مهم ترين اعمال عبادي مسلمانان است، محدوده مصرفي آب بسيار ناچيز توصيه شده است. اين در حالي است كه، متاسفانه، برخي مسلمانان براي مصرف آب بسيار غير مهم تر آب بسياري مصرف مي كنند.


    2. مصرف صحيح مواد غذايي ونان

    مواد غذايي، اعم از نان، غذا، ميوه و سبزيجات است كه اسلام نسبت به هر كدام توصيه هاي تغذيه اي دارد. اما آن چه در همه اين توصيه ها مشترك است، پرهيز از زياده روي در مصرف آنها ست. به عنوان مثال از دور ريختن نان، ميوه و غذا نهي شده است و توصيه به استفاده بهينه و حداكثري از آنها شده است. در سيره امام سجاد(ع) آمده است كه هر گاه ايشان مي ديدند ناني در خانه اش افتاده، گرچه باندازه دم كش مورچه اي بود، از وعده غذايي خانواده اش به اندازه آن ميكاست. 17 در روايات بر مصرف ريزه هاي نان و غذا توصيه بسياري شده است. از باقي گذاشتن ميوه و استفاده از نيم خورده آن توصيه شده است. از دعوات قطب راوندي نقل شده است كه، پيغمبر صلي اللَه عليه و آله فرمود: «هر كه يك لقمه افتاده يافت و آن را خوب پاك كرد و خوب شست و خورد، در درونش جا نگيرد تا خدايش از دوزخ آزاد كند» 18. در محاسن از امام صادق ( عليه السلام) نقل شده است: كه هر كه ميوه يا تيكه نان كه روي زمين افتاده برگيرد و پاك كند و بخورد در درونش جاگير نشود، جز اين كه، بهشت او را بايست گردد». 19

    از سوي ديگر، پر خوري و زياده روي در مصرف مواد غذايي نهي شده است. چنان كه امام باقر(ع) فرموده اند: «هيچ چيز نزد خداوند مبغوض تر از شكم پر نيست» 20. لذا از آداب غذا خوردن دست كشيدن از غذا پيش از سيري است: امام رضا(ع) در اين باره ميفرمايند: «و ارفع يديك من الطعام و يك اليه بعض القرم و عندك ميل فإنه اصلح لمعدتك و بدنك و اذكي لعقلك و اخف علي جسمك» 21. در حالي كه هنوز گرسنگي باقي و ميل و اشتها برقرار است دست از طعام بردار كه اين چنين غذا خوردن براي معده و بدن اصلح و براي عقل پاكيزهتر و بر جسم و تن باري سبكتر است.


    سخن آخر

    با توجه به شرايط فعلي ايران اسلامي، نياز جدي براي ترويج اصول مصرفي اسلامي احساس ميشود. چرا كه با فرهنگ عمومي مردم سازگار تر است. بنابراين بازخواني و بازگويي آموزه هاي مصرفي اسلام، نقش بسزايي در اصلاح الگوي مصرفي مردم دارد. براي رسيدن به اين هدف بايست نهادهاي فرهنگي و رسانه ها، با برنامه ريزي در اين زمينه، اقدام به توليد محصولات و بستههاي فرهنگي با زباني نو نمايند. اصلاح الگوي مصرف از طريق تكيه بر اصول مصرفي اسلام ؛چون قناعت، پرهيز از اسراف، ميانه روي و اعتدال در مصرف؛ يكي از بزرگ ترين گامهايي است كه در مسير توسعه و پيشرفت پايدار، برداشته خواهد شد.


    پي نوشتها:

    1. فرهنگ بزرگ جامع نوين، احمد سياح، ج 1 ص659.

    2. غررالحكم، اسراف.

    3. غررالحكم، همان.

    4. مستدرك الوسايل، كتاب الاطعمه و الاشربه، باب 61

    5. حر عاملي، وسايل الشيعه، ج 15، ص 257. بحار النوار ج71 ص.346

    6. بحار الانوار ج 79، ص 317.

    7. نهج البلاغه، خطبه متقين،خطبه 193، محمد دشتي.

    8. كليني، كافي، ج 4، ص 54.

    9. ابراهيم، 7.

    10. بحار ج 78،ص.377

    11. وسايل الشيعه، ج 15، ص.261

    12. بحار الانوار- ترجمه جلد 67 و 68، ج2، ص:.343

    13. بحار الانوار- ترجمه جلد 67 و 68، ج2، ص:.340

    14. واحد مركزي خبر، 1/2/.88

    15. سنن النبي صلي الله عليه و آله.

    16. گزيده كافي، محمد باقر بهبودي، ج2، ص 21، حديث.5

    17. آسمان و جهان،ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، ج10، باب بيستم خوردن تكه نان و ريزه خوان، ص:.209

    18. همان، ص.208

    19. همان، 207..

    20. همان، باب پنجم در نكوهش پرخوري، ص.133

    21. طب و بهداشت از امام رضا عليه السلام، نصرالدين امير صادقي، نشر معراجي، 106.





    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ روانشناسي مصرف گرايي
    موضوع

    [Image]


     
     
       ● نويسنده: رضا - طیاری آشتیانی

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 15/04/1388 - به نقل از http://www.fatehnet.net

     
     

    آيا انسان براي مصرف كردن به دنيا آمده است؟ آيا انسان براي استفاده از اين جهان پا به هستي گذاشته است؟ در ابتداي امر سوال ساده اي به نظر مي رسد، اما با كمي تأمل مي توان فهميد كه اين پرسش ما را بسوي حقايق عميق تري رهنمون مي كند پيش از اين زياد درباره آنها به تفكر و تعمق نپرداخته ايم و از تأثيراتشان بر هستيمان زياد آگاه نبوده ايم. در اين مجال سعي دارم به اجمال به ماهيت مصرف و انواع آن و تأثيراتش بر زندگي انسان بپردازم.


    تعريف «مصرف » و «مصرف گرايي»

    پيش از هر بحثي بايد مصرف كردن را تعريف كنيم. مصرف كردن در معناي عادي و هنجار آن يعني استفاده درست و به اندازه از منابع طبيعي براي زنده ماندن و زندگي كردن. اگر كمي خط سير تاريخي تمدن بشري را دنبال كنيم در مي يابيم كه قسمت عمده ستيز و جنگ هاي بشر نيز از زماني شروع شد كه انسان توانايي ذخيره منابع طبيعي و چيزهاي با ارزش را پيدا كرد. اين زمان بر دوران نوسنگي و انقلاب اقتصادي نخستين انسان منطبق است. پس با اين تعريف كمتر كسي فكر منفي درباره مصرف كردن به ذهن راه مي دهد و تقريبا همه موافق اين نوع مصرف هستند.

    اما زماني كه درباره واژه مصرف گرايي صحبت مي كنيم معناي كلمه از ظاهر آن به ما رخ مي نمايد. اين واژه بر رسم و آيين و راه و روشي در زندگي دلالت مي كند كه وجود انسان را فرا گرفته است و تأثير عميقي بر تفكرات و رفتار و در نهايت خوشبختي انسان مي گذارد. در اينجا مصرف كردن با آنچه در پاراگراف قبل مطرح كرديم تفاوتي ماهوي دارد و نماينده فرهنگي جديد و قدرتمند در زندگي انسان است كه نخستين رگه هاي آن را مي توان از انقلاب صنعتي در جهان غرب پيگيري كرد.

    پس تا اينجا بايد دريافته باشيد كه بنده دو نوع مصرف خوب و بد را در نظر دارم و وجه تمايزي بين معاني مختلف اين كلمه قايلم. اما ادعاي اين تفاوت را بنده از كجا آورده ام؟ بايد بگويم كه اين تمايز را مي توان با يررسي دو عامل مهم به صورت دو سوال اساسي استنباط كرد:

    1- چه چيزي مصرف مي كنيم؟

    2- در كل به چه علتي مصرف مي كنيم؟


    چه چيزي مصرف مي كنيم

    اين روزها همه شما با ورود به يك فروشگاه زنجيره اي بزرگ در يك رديف مواد شوينده يا بهداشتي در برابر خيل عظيمي از محصولاتي قرار مي گيريد كه شايد يك قرن پيش اثري ا آنها وجود نداشته است.

    مطلبي كه مي خواهم عنوان مي كنم با اشاره به تنوع محصولات آرايشي و بهداشتي رنگ و بوي بهتري مي گيرد. به عنوان مثال اينهمه لوازم آرايشي كه هر كدام براي هدف خاصي در صورت، طراحي شده اند ! يا به طور خاص تر اينهمه كرم هاي ضد آفتاب با عصاره هاي شير و عسل و بادام و گل رز و گل هميشه بهار و...! در حقيقت محصولاتي هستند كه بود و نبودشان در اين حجم و تنوع وسيع، خللي در زندگي وارد نمي كند.

    پس چرا اين محصولات با اينهمه تنوع وجود دارند و هر روز هم بر تنوعشان افزوده مي شود؟

    در اينجا نقل قول مي كنم از اريك فروم انديشمند بزرگ كه مساله را به گونه اي شفاف و تكان دهنده بيان مي كند. عقيده كلي وي در اين زمينه بر اين اساس قرار دارد كه جامعه صنعتي امروز و غول هاي اقتصادي و شركت هاي بزرگ براي رسيدن به مقاصد خود از انسان اين عصر يك مصرف كننده تمام عيار مي سازند و با قدرت عظيم تبليغات مسخ كننده خود در انسان نيازهاي غيرواقعي و زايد بوجود مي آورند و به موازات آن با عرضه محصولات به ظاهر متفاوت و در اصل يكسان كه قسمت اعظم آنها واقعا به درد انسان نمي خورد، مردم را به خريد اين محصولات وا مي دارند. در جامعه امروز اگر فلان يا بهمان محصول استفاده نكني و بدتر اينكه آنرا زايد بداني با انتقادات تندي مواجه مي شوي كه بي كلاس ! و متحجر و عقب افتاده خطابت مي كنند.

    نظام عظيم تبليغات امروزه بطور غير مستقيم آدم هاي شاد و موفق و خوشبخت را به عنوان يك مصرف كننده خوب و تمام عيار معرفي مي كند.اگر لبخندهاي پرمعني و لحظات شاد و فضاي دلنشين پوسترهاي تبليغاتي را بياد بياوريد به معناي آنچه من مد نظر دارم نزديك تر مي شويد.

    بدترين اتفاقي كه بوسيله تبليغات پرحجم و ممتد و همه جانبه توسط همه رسانه ها اتفاق مي افتد تغيير آرام و تدريجي نظام هاي ارزشي و باورهاي فردي و اجتماعي ما درباره شيوه هاي زيستن است. آنچه امروز در سراسر دنيا تبليغ مي شود اين است كه انسان بايد مصرف كند، چه چيز را؟ آنچه ما توليد مي كنيم صرف نظر از اينكه آيا واقعا انسان امروز به آن احتياج دارد يا خير. در حقيقت انسان در اين كارزار به مصرف كننده بي اراده اي تبديل شده كه به خيال خام خود در انتخاب آزاد است. البته آزاد است كه در انتخاب يك محصول بجاي فلان كارخانه از بهمان كارخانه خريد كند اما معمولا آگاه نيست كه در خريد آن محصول مختار نيست و صرف نظر از ماركي كه خريد مي كند آن محصول رل حتما بايد بخرد. اوج اين بايدها را در خريدهاي جهيزيه مي توانيد به عينه ببينيد.

    انسان امروز به درجات مختلف آلت دست قدرت طلبي و زياده خواهي شركت هاي بزرگ شده است كه با قدرت رسانه ها و مسخ تبليغاتي كم كم روي عادات و ارزش هاي دروني ما سوار شده اند و شيوه زندگي و آنچه مصرف مي كنيم را از راه دور كنترل مي كنند.

    پس مهم است كه چه مصرف مي كنيم. چون رابطه مستقيمي بين آن و زير سلطه و كنترل بودن رواني ما دارد.

    اگر واقعا به سراغ محصولاتي برويم كه نيازهاي حقيقي ما را جوابگو هستند هنوز انسانيم و به آلت دست تبديل نشده ايم. براي اين منظور نگاهي به زندگي بزرگان ديني و انديشمندان و فلاسفه انداختن بسيار سودمند است. كداميك از مردان خدا در زمانه خود اين طرز فكر امروزي ما را قبول داشتند و رواجش مي دادند؟ كدام انسان آزاده اي قبول مي كند كه به چنين كنش پذيري و انفعالي كشانده شود كه تمام زندگيش را با دست هايي نامريي كنترل كنند؟ مسلما تفكر عميق در اينباره مي تواند راهگشا باشد.


    چرا مصرف مي كنيم؟

    انساني كه در يك ماشين قوي اجتماعي -كه لازمه زندگي صنعتي امروز است- به يك مهره تبديل شده باشد هويت و اصالت فردي خود را از دست مي دهد.انسان امروز در درون احساس تنهايي شديدي مي كند و براي فرار از اين تنهايي به كل هاي بزرگ مي پيوندد و تكه اي مي شود از يك سازمان، باشگاه و...و خود را در آن حل مي كند تا آسوده شود. سورن كركگور فيلسوف ديني دانماركي در اين رابطه مي گويد: «... به واسطه بي همتي و بزدلي در برابر هست بودن است كه مردم امروز مي خواهند ذوب و منحل در جمع و توده بشوند و چون لياقت اين را ندارند كه خود كسي بشوند اميدوارند كه زير لواي كثرت و تعدد «چيزي» گردند.»

    اين احساس تنهايي وجودي همواره انسان را در طول تاريخ رنج داده است و عكس العمل هاي زيادي را در جوامع گوناگون برانگيخته است كه شرح و بسط آن خارج از حوصله اين مجال است.

    تاكيد ما بيشتر بر عكس العملي است كه انسان تنهاي امروز با پناه بردن به مصرف از خود نشان مي دهد. اين زياده خواهي در مصرف كه در واقع چراغ سبزي است به زياده خواهان و طماعان براي سوءاستفاده از انسان، ناشي از اين احساس در انسان است كه آن آزادي و هويت از دست رفته را مي تواند با مصرف كردن به دست بياورد و با مصرف كردن اطمينان بيابد كه هنوز به معناي روحي و رواني كلمه هست و مي زيد. انتخاب يك محصول در ميان محصولات مختلف وي را از داشتن آزادي دروني آسوده مي كند و نمي گذارد به كنه انفعال و بي ارادگي خود پي ببرد.


    نتيجه گيري

    آنچه امروز اتفاق مي افتد اين است كه قدرت هاي بزرگ صنعتي كه فرامليتي و جهاني شده اند براي انسان تصميم مي گيرند كه چه چيز خوب است و چه چيز بد و با قدرت عظيم رسانه اي و تبليغات مجهز به آخرين فنون روانشناختي آنرا به خورد مردم مي دهند. شايد مقصر عمده خود ما باشيم كه با پناه بردن به مصرف گرايي و مسخ خودخواسته براي فرار از رنج هاي وجودي و نگراني هاي ريشه دار در هستي مان، به اين غول هاي صنعتي و اقتصادي قدرت بخشيده ايم و هر روز نيز از محصولات متنوع و بي فايده شان استقبال مي كنيم و سعي داريم پوچي و يكنواختي زندگيمان را با مصرف اين محصولات متنوع جديد جبران كنيم. مثال ساده اش را در مدل هاي جديد تلفن همراه ببينيد كه در واقع هيچ فرق عمده اي با قبلي ها ندارند و فقط روزمرگي ما را جوابگو هستند.

    بازخورد ما در برابر اين توليد كنندگان طماع كه فقط به فروش محصولاتشان فكر مي كنند و البته در راه آن مي گويند كه ما خود را فداي شما و نيازهايتان كرده ايم !!، بسيار مهم است. شناخت انسان از آنچه مي تواند بيافريند، شكوفايي نيروهاي خلاقه انسان و احساس هويت و معنا در زندگي مي تواند ما را از اين تخدير و خماري مصرف بيرون بكشد و وادارمان كند به نيازهاي اساسي خود فكر كنيم و در راستاي تحقق آنها گام برداريم. اينگونه مي شود كه واژه مصرف گرايي براي بسياري از ما بي معنا خواهد شد.





    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ ضرورت مهار مصرف گرایی نوین
    موضوع

    [Image]


     
     
       ● نويسنده: مصطفی - توحیدی فر

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 28/04/1388 - به نقل از www.newdesign.ir

      ● صفحه اينترنتي مرتبط: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=352&rnd=8974

     
     

    مصرف گرایی یعنی استفاده از کالاها به منظور رفع نیازها و خواسته ها. این عمل نه تنها شامل خرید کالاهای مادی، بلکه دربرگیرنده خدمات نیز هست.

    در جوامع نوین، مصرف گرایی به یک فعالیت اجتماعی اصلی تبدیل شده است. برای مصرف گرایی مقدار زیادی وقت، انرژی، پول، خلاقیت و نوآوری تکنولوژیکی صرف می شود. مطالعه مصرف گرایی در جوامع جدید از اهمیت ویژه ای برخوردار است، زیرا تولید کنندگان و توزیع کنندگان کالاها و خدمات نیاز به درک خصوصیات و ویژگی های آن دارند. به همین لحاظ است که جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحلیل های همه جانبه آن می پردازند و هر اندیشمندی از یک زاویه خاص به آن توجه دارد.

    مصرف گرایی نوین به شکل بی رویه یک آسیب اجتماعی است که مستلزم شناخت علمی و سپس درمان اساسی، یا به عبارت دیگر برنامه ریزی است. مصرف گرایی بی رویه پدیده ای بین المللی است و چاره آن باید در دو بعد خرد و کلان صورت گیرد. باید مصرف گرایی در هر جامعه را در یک زمینه وسیع تر اجتماعی در نظر گرفت، زیرا امروزه تولید و توزیع از مرزهای یک کشور گذر کرده و دورافتاده ترین نقاط یک جامعه به مرکزی ترین مراکز تولید و سیستم توزیع جهانی متصل است.

    مصرف گرایی نوین در اثر گسترش سرمایه داری برای اولین بار در اروپا به وجود آمدو سپس به جوامع دیگر بسط داده شده و در شرایط کنونی به وفور و به سرعت شاهد رشد آن در کشور هستیم. یک دیدگاه در مورد توسعه سرمایه داری بر این باور است که فرهنگ مبنی بر سخت کارکردن، صرفه جویی، سرمایه گذاری و ایجاد موسسه های اقتصادی است که روحیه سرمایه داری به وجود می آورد و به تدریج یک نظام اجتماعی ایجاد می کند. از لحاظ نظری، در این جا یک تضاد بین تبیین پیدایش سرمایه داری و توسعه مصرف گرایی به وجود می آید. اما واقعیت امر این است که سرمایه داری از همان ابتدای پیدایش دارای یک هدف اصلی به نام سودسازی بوده است. برای چنین هدفی، تولید بیشتر، فروش بیشتر، سرمایه گذاری بیشتر و مجددا تولید بیشتر مد نظر است. به عبارت دیگر در یک چرخه، هدف فروش کالاهای بیشتر و در نتیجه سود بیشتر است. ابتدا فکر می کردند که طبقات بالا و اشراف خریداران اصلی کالاهای سرمایه داری باید باشند. اما به تدریج متوجه شدند که سرمایه داری با تولید انبوه نیاز به مصرف کنندگان انبوه دارد. از آنجا که طبقات بالا از کمیت کافی برخوردار نبودند، پس بنابراین نیاز به مصرف کنندگان انبوه به زودی نمایان شد. در تولیدهای اولیه، نخست رفع نیازهای بیولوژیک را مدنظر داشتند. اما از آنجا که نیازهای بیولوژیک انسان محدود است، لذا باید نیازهای غیربیولوژیک در جوامع برای مصرف کالاها به وجود آید. نیاز غیربیولوژیک هم در جایی محدود می شد. اما تولیدکنندگان نباید خصلت تولید انبوه خود را به عنوان یکی از اهداف، از دست نمی دادند. به همین منظور بود که در جوامع سرمایه داری نیازهای کاذب به وجود آمد تا کالاهای انبوه سریعا مصرف شوند. مصرف انبوه بر پایه کالاهای بی دوام امکان پذیر بود.

    در غرب، گسترش زندگی شهری و شهرنشینی با جنبه های روانی و اجتماعی خاص خود زمینه را برای مصرف گرایی به عنوان سبکی خاص از زندگی به وجود آورد. نخست در ابتدای قرن بیستم، این سبک خاص با الگوهای فرهنگی جدید در میان افراد طبقه بالا و متوسط شهری رواج پیدا کرد. در شهرها فروشگاه های بزرگ تأسیس شدند و فرهنگ مصرف گرایی را القاء کردند. در این فرهنگ ویژه یک شعار اصلی رواج پیدا کرد و آن اینکه تا می توانی بخر و هر چه بیشتر مصرف کن. بر پایه همین شعار بود که رقابت در خرید و مصرف به عنصر اصلی این فرهنگ تبدیل شد. افراد در خرید بیشتر و مصرف بیشتر از یکدیگر سبقت می گرفتند و تقریبا مصرف گرایی به نوعی وجهه اجتماعی تبدیل شد. الگوهای مصرف گرایی نوین و توسعه انواع فروشگاه های بزرگ (مواد غذایی، اسباب منزل، پوشاک، وسایل الکتریکی و غیره) در زیر یک سقف، مردم را به مصرف گرایی انبوه عادت داد. افراد در محیطی قرار می گرفتند که کالاهای متنوع را در یک جا مقابل چشمان خود می دیدند. هم زمان، مدگرایی به وجود آمد که بر اساس آن کالاها برای دوره های معینی (یا محدودی) تبلیغ و استفاده می شدند. مردم به این سمت هدایت می شدند که کالاها را در زمان محدودی استفاده کنند. مصرف گرایی می بایستی سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرایی باید مهیا می شد.

    در این جوامع وسایل ارتباط جمعی به مهم ترین ابزار مدگرایی و تبلیغ برای کالاها تبدیل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرایی در جوامع رواج پیدا کرد: نخست حراج های پی درپی کالاها و دیگری اشاعه کارت های اعتباری. در کشورهای توسعه یافته، در طول یک سال به بهانه های متعدد حراج کالاها وجود دارد. در حراج کالاها، از یک روان شناسی استفاده می شود و آن ایجاد احساس نیاز کاذب است. مشتری جنسی را که در حراج می بیند، فکر می کند که نیاز دارد، در حالی که اگر حراج نبود چنین احساسی به او دست نمی داد. از سوی دیگر، فرد در بازار باید احساس کند که همه وقت، پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق مکانیزم کارت های اعتباری حل می شود. به عبارت دیگر هرگاه احساس نیاز کردی، حتی اگر پول نقد هم نداشته باشی، با داشتن کارت اعتباری، در واقع پول به همراه خود داری. بنابراین نیاز هست (اما از نوع کاذب) توانایی خرید هم هست (به شکل مصنوعی).

    در جوامع توسعه یافته، همه کالاهای خریداری شده مصرف نمی شوند، زیرا نیاز واقعی نبوده اند. در نتیجه سه راه برای کالاها باقی می ماند: نخست فروش مجدد آنها با قیمت بسیار ارزان، دوم به دور ریختن آنها، و سوم بخشیدن آنها به افراد یا موسسه های خیریه. افراد نمی توانند اینگونه کالاها را نزد خود نگه دارند، زیرا تحرک جغرافیایی افراد بسیار بالاست.

    می دانیم که سرمایه داری به عنوان یک بسته با محتوای حداقل اقتصادی، فرهنگی، تکنولوژیکی، اجتماعی و روانی در یک فرایند تاریخی وارد کشورهای به اصطلاح غیر سرمایه داری شده است. هدف سرمایه داری در این کشورها نیز همان سودسازی مضاعف است. برای رسیدن به این منظور نیز باید فرهنگ مصرف گرایی را در این کشورها رواج دهد. برای رواج مصرف گرایی در این کشورها، سرمایه داری چند نوع عامل دارد. عوامل در زمینه های مختلفی فعالیت می کنند. مهم ترین عوامل عبارتند از:

    1- تجار بزرگ

    2- خرده فروشان

    3-صاحبان تبلیغات

    4- دست اندرکاران وسایل ارتباط جمعی

    5- تولید کنندگان کالاها و خدمات

    6- بانک ها و بسیاری از افراد و دیگر موسسات.

    در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف گرایی به شکل های زیر نمایان می شود:

    1- الگوهای مصرفی کشورهای توسعه یافته عینا به کشورهای در حال توسعه منتقل می شوند.

    2- وسایل ارتباط جمعی، مسافران و دیگر عوامل شدیدا به این انتقال کمک می کنند.

    3- افراد برای نشان دادن اینکه از وجهه بالایی برخوردارند، در مصرف گرایی، افراطی تر از خارجیان عمل می کنند.

    4- به تدریج مصرف گرایی افراطی جزئی از فرهنگ جهان سومی می شود.

    معمولا در کشورهای در حال توسعه، مصرف گرایی با عدم امنیت اقتصادی توام می شود. در نتیجه، عدم امنیت اقتصادی، مصرف گرایی را تشدید می کند. نگرانی از کمبودها باعث انبار کردن اجناس می گردد. انبار کردن اجناس به مصرف گرایی بی رویه تبدیل می شود. نهایتا همان رفع نیازهای غیرواقعی به وجود آمده است. البته یک مسئله در این کشورها به انبار کردن کالاها کمک می کند و آن تبدیل کالاهای مصرفی به کالاهای سرمایه ای است. همین امر باعث می گردد که افراد با زمینه های اجتماعی متفاوت به پنهان کردن برخی از کالاها بپردازند تا اینکه در آینده از طریق افزایش قیمت، منفعتی داشته باشند. به عبارت دیگر مصرف گرایی به نوعی فعالیت اقتصادی تبدیل می شود.

    معمولا جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پایه سه معیار ثروت، قدرت و وجهه (پرستیژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پایین تقسیم می کنند. این سه معیار، الگوهای متفاوتی از مصرف گرایی را برای سه طبقه به بار می آورند. هر سه طبقه، مصرف گرایی بی رویه دارند، اما به شکل های متفاوت. افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طریق مصرف کالاهای لوکس به دنبال پرستیژ بالا هستند. اینان خدماتی را که فکر می کنند قدرت و وجهه اجتماعی برایشان به ارمغان می آورند را هم به مقدار زیادی مصرف می کنند. طبقات اجتماعی بالا با پرستیژ و قدرت بالا، سعی می کنند با مصرف گرایی مفرط خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرایی مفرط در واقع یک وسیله خود نشان دادن می شود و اعضای یک طبقه در مصرف گرایی مفرط با یکدیگر رقابت شدید دارند. این رقابت از نوع رقابت های کاذب است. اعضای طبقه متوسط، همیشه سعی می کنند خود را از طبقات بالا عقب تر نبینند. اینان با درآمد کمتر به رقابت با طبقه بالا می پردازند. بازار برای خوشایند آنها، اجناس ظاهرا لوکس، اما ارزان به وفور در اختیار آنها قرار می دهد. پس از خرید چنین کالاهایی است که از لحاظ روانی یک رضایت مندی کاذب به آنها دست می دهد. اعضای این طبقه اجتماعی به لحاظ کمی بیشترین مصرف را در جامعه دارند. همچنین بازار به خرید آنها وابسته است، زیرا تعداد افراد این طبقه در جوامع بیش از اعضای طبقات دیگر است و لذا حجم خرید بالایی دارند. اعضای طبقه پایین با درآمد کم، با توجه به مصرف گرایی دیگر طبقات و با توجه به وفور کالا و خدمات در بازار را به خود اختصاص دهد. ترس از کمبودها و عدم امنیت اقتصادی برای خانواده او را به خریدی بی رویه و انبارگونه وامی دارد. خرید اعضای این طبقه عمدتا خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به این طبقه انتقال می دهد. در واقع الگوی مصرف گرایی طبقات پایین، یک نوع سودسازی سرمایه دار از سرمایه بالقوه تلف شده است، زیرا اگر طبقه پایین نبود، سرمایه دار مجبور به از دست دادن مازاد کالاهای مصرفی طبقات متوسط بود. چنین است که اعضای طبقه پایین به مصرف گرایی انبوه عادت می کنند. این عادت برای او درونی شده و بخشی از فرهنگ وی را تشکیل می دهد.

    لزوم برنامه ریزی برای الگوهای مصرف بهینه برنامه ریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین باید در چند بعد صورت گیرد:

    1- مصرف گرایی صحیح را باید از طریق آموزش های رسمی به کودکان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. این امر باید از طریق مدارس صورت گیرد

    2- مصرف گرایی غلط و صحیح را باید به شیوه های آموزش های غیررسمی از طریق رسانه های جمعی و به ویژه رادیو و تلویزیون به بزرگ سالان نشان داد.

    3- تولید در سطح جامعه با یک کنترل و نظارت فرهنگی توام شود. نباید گذاشت هر کالایی در جامعه تولید گردد.

    4- نظارت و کنترل فرهنگی به واردات عمده و خرد باید اعمال شود.

    5- عرضه کالا و خدمات در جامعه به گونه ای صورت گیرد که اعضای طبقات متفاوت دسترسی نسبتا مشابهی به آنها داشته باشند.

    6- تبلیغات باید به گونه ای باشند که مصرف گرایی افراطی را اشاعه ندهند، و صرفا به معرفی کالاها و خدمات بپردازند.

    7- مطالعات علمی ملی و منطقه ای پیرامون مصرف گرایی در سطح مملکت صورت گیرد و نظرسنجی از مردم شود.

    8- فرهنگ مصرف جمعی در زمینه های مختلف به جای فرهنگ مصرف گرایی فردی اشاعه شود.

    9- فرهنگ بازیافت در میان مردم رواج داده شود. برای این منظور ابزار جمع آوری مازادها در سراسر جامعه نصب و به کار گرفته شود.

    10- بازیافت به عنوان یک ارزش تلقی گردد و از جوامع دیگر چگونگی عمل بازیافت به نمایش گذارده شود.

    مصرف گرایی به عنوان یک فرآیند اجتماعی اصلی در غرب و سپس نقاط دیگر دنیا و اکنون در کشورهای جهان سوم ظاهر شد. اعضای طبقه بالای جامعه آنرا به عنوان یک الگوی نشان دادن هویت به کار می برند. طبقه متوسط برای نشان دادن وجهه بالای خود از مصرف گرایی استفاده می کنند. طبقه پایین بدون توجه به مساله نیازهای واقعی و غیرواقعی خود در دام مصرف گرایی کاذب افتاده و هرچه بیشتر می گذرد، بیشتر در این دام فرو می رود.

    اگر دولت مردان با همکاری کارشناسان اجتماعی چاره ای برای این معضل اجتماعی-اقتصادی-فرهنگی نیندیشند، جامعه ایران سریعا اسیر همان مسائل مصرف گرایی بی رویه غرب خواهد شد. کارهایی که باید صورت گیرد، نخست در زمینه فرهنگی است که اعمال آموزش های جدید در این زمینه می تواند کار ساز باشد. دوم در زمینه کنترل های اقتصادی است، به ویژه برای بخش تولیدی که باید کنترل های شدیدی اعمال گردد. سوم، استفاده از اهرم های سیاسی است که در توزیع کالا و خدمات باید به کار گرفته شود. در واقع برنامه ریزی در سه زاویه یک مثلث باید صورت گیرد: 1- برنامه ریزی در نهادهای آموزشی

    2- برنامه ریزی در بخش تولید به صورت نظارت شدید

    3- برنامه ریزی در کنترل بازار و قیمت ها.

    بدون شک برنامه ریزی در این زمینه با دشواری هایی روبرو است، اما جاذبه های آموزشی داخلی و کنترل های منطقی تولیدی و توزیعی می تواند افراد را به الگوهای مصرفی بهینه هدایت کند.



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :42
    •    
    •   
    • 10  
    • 11  
    • 12  
    • 13  
    • 14  
    • 15  
    • 16  
    • 17  
    • 18  
    • 19  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------