:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103758

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    ◄ مصرف گرايي و مصرف زدگي
    موضوع

    [Image]


     
     
       ● نويسنده: بهنام - ملكي

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 13/04/1388 - به نقل از برنانیوز

     
     

    با تاکيد بر اصلاح الگوي مصرف براي مقابله با افزايش مصرف گرايي و اسراف در کشور گفت: الگوي مصرف در کشور نيازمند اصلاح و ساماندهي در تئوري هاي دانشگاهي و اقتصاد کشور است، در غير اين صورت با مصرف لجام گسيخته مواجه خواهيم شد. به گفته وي، متاسفانه در شرايط فعلي بخش عمده اي از وابستگي کشور به واردات در نتيجه اسراف و مصرف گرايي است.

    ملکي افزود: متاسفانه در حال حاضر شرايطي در کشور به وجود آمده است که در بيشتر بخش ها به واردکننده تبديل شده ايم و همين امر موجب افزايش مصرف گرايي و درنتيجه کاهش توليدات و افزايش وابستگي به کشورهاي ديگر شده است.

    کارشناس مسايل اقتصادي با اشاره به سياست دولت در جهت آزادسازي واردات برخي از کالاها خاطرنشان کرد: آزادسازي واردات برخي از کالاها مانند ميوه آسيب جدي به توليدات بومي مانند توليد انگور و حتي انجير وارد کرده است.

    ملکي با بيان اين که الگوي مصرف در ايران بايد منطبق بر الگوي اقتصاد اسلامي و به اندازه نياز کشور باشد، خاطرنشان کرد: در حال حاضر الگوي مصرف در ايران منطبق با الگوي مصرف کشورهاي سرمايه داري و ليبرالي غرب است.

    وي با انتقاد از افزايش تبليغ کالاهاي لوکس و مصرفي تصريح کرد: در شرايطي که کشور با مشکل بيکاري مواجه است تبليغ کالاهاي لوکس که همگي وارداتي بوده و لطمات فراواني بر پيکره توليد کشور وارد مي کند مصداق بارز مصرف گرايي و اسراف است.

    کارشناس مسايل اقتصادي ادامه داد: از طرف ديگر کالاهاي وطني نيز در حدي که نياز کشور را برطرف کند بايد مصرف شود.

    به گفته وي بعضي ها در کشور از درآمد خوبي برخوردار هستند؛ اما نسبت به تامين مايحتاج خود امساک مي کنند که اين امر نيز قابل قبول نيست.

    ملکي تصريح کرد: در اقتصاد کشور بايد گردش کالا و خدمات وجود داشته باشد و اين به معناي ميانه وري در اقتصاد است.

    وي يکي از اشکالات وارده به برنامه چهارم را ناديده گرفتن الگوي مصرف ذکر کرد و افزود: در حالي که بايد الگوي مصرف در کشور کنترل شود، متاسفانه علي رغم وجود شوراي عالي الگوي مصرف در برنامه اول توسعه اين برنامه در برنامه هاي بعدي حذف شد.

    کارشناس اقتصادي تبليغ کالاهاي خارجي را در راستاي افزايش الگوي مصرف ذکر کرد.


    مصرف زدگي اقتصاد ما را وابسته تر مي کند

    دکتر ابراهيم رزاقي نيز در اين ارتباط معتقد است: بعد از جنگ رشد مصرف به صورت افسار گسيخته افزايش يافت و دراين گذار منابع نفتي به سمت خريد کالا هاي مصرفي سوق يافت. درصورتي که مصرف زياد تجارت کشور را به سمت واردات سوق داده و افزايش واردات هم وابستگي به اقتصاد کشورهاي ديگر را دو چندان مي کند.

    اين کارشناس اقتصادي خاطرنشان کرد: نياز به مصرف بيشتر و تغيير نوع زندگي مردم به سمت مصرف گرايي اقتصاد ما را بيش از پيش وابسته مي کند به طوري که سال گذشته 50 ميليارد دلار در آمد نفت صرف ورود کالاهاي مصرفي شد.

    وي با اشاره به تغيير فرهنگ مردم در استفاده از کالاهاي لوکس و تجملي خاطرنشان کرد: مصرف بعضي از کالا ها که به صورت اسراف بوده و خلاف موازين شرعي است يک پديده کاملا تجملي و بدون ضابطه است. مردم حاضر هستند براي به دست آوردن کالاهاي مصرفي اعم از خوراکي، تجملي و.... به سختي کار کنند.

    رزاقي افزود : در کشور هاي غربي و توسعه يافته اگر مصرف بالايي دارند به همان ميزان توليد مي کنند. ميزان اشتغال در آنجا بالا است. در کشور ما اگر 50 ميليارد دلار واردات را صرف توليد مي کرديم شايد نزديک به 5 ميليون شغل جديد ايجاد مي شد در حاليکه سال گذشته فقط يک ميليون شغل جديد ايجاد شد. در واقع افزايش توليد داخلي واردات را کاهش مي دهد.

    اين کارشناس اقتصادي با بيان اين که بخش عظيمي از درآمد نفت صرف واردات کالاهاي مصرفي شده است اين امر را منجر به رکود سرمايه گذاري در کشور دانست و اظهارداشت: با توجه به تهديد تحريم ها عليه ايران، اين امر ( واردات بي رويه کالا به داخل ) مي تواند ضربه پذيري اقتصاد ايران را دو چندان کند.

    به گفته وي، وقتي کالاهاي مصرفي به ما فروخته نشود، با وجودي که عادت به مصرف آن داريم اقتصاد را دچار از هم گسيختگي مي شود.در حالي که اگر واردات براساس پيش بيني ها انجام شود اين ضربه پذيري اتفاق نخواهد افتاد؛ موردي که مقام معظم رهبري هم به آن تاکيد کردند.

    وي تاکيد کرد: دولت بايد در برنامه ريزي خود در اين ارتباط تجديد نظر کند ضمن اين که درآمد نفت نبايد صرف واردات کالاهاي مصرفي شود.

    رزاقي خاطرنشان کرد: با توجه به تهديدات اقتصادي عليه کشورمان نيازمند برنامه ريزي در رابطه با مصرف و واردات هستيم. البته دولت مي تواند حدو مرز ي براي ورود کالاهاي تجملي تعيين کند و ماليات زيادي براي کالاهاي مصرفي اتخاذ کند تا بتواند مصرف را کنترل کند


    مصرف زدگي مهمترين عامل تهديد ايران به تحريم اقتصادي است

    مصطفي نوعي اقدم -نماينده مردم اردبيل - گفت: متاسفانه هرگاه از سوي مسوولين صحبت از اعتدال گرايي در مصرف به ميان مي آيد اين طور تصور مي شود که مخالفت با اصل مصرف صورت گرفته است در حالي که منظور ريخت و پاش ها يي است که انجام مي شود.

    وي افزود: اگر ما فرهنگ مصرف گرايي را بر طبق فرمايشات رهبري در جامعه اصلاح کنيم و مصرفمان را در حد نياز محدود کنيم جلوي بسياري از ريخت و پاش هايي که هم اکنون صورت مي گيرد گرفته مي شود.

    نوعي اقدم استراتژي دشمنان را در استفاده از حربه تحريم تکيه بر نحوه مصرف در کشور دانست و تصريح کرد: آن ها با مطالعه و بررسي بيشترين اقلام مصرفي سعي مي کنند ما را در بخش هايي که بيشتر مصرف مي کنيم در تنگنا قرار دهند.

    عضو کميسيون اقتصادي با اشاره به بالا بودن سرانه مصرف در ايران به برنامه ريزي دشمنان برر روي اين مساله تاکيد کرد و افزود: بايد با در پيش گرفتن رهنمودهاي رهبري الگوي مصرف را در جامعه تغيير دهيم.

    نوعي اقدم با بيان اين که با جلوگيري از مصرف بيهوده جلوي تاخت و تاز ابرقدرت ها را خواهيم گرفت اظهار داشت: چرا بايد در بخش هاي مخلتف طوري مصرف کنيم که بهانه به دست دشمن بدهيم.

    نماينده مردم اردبيل به برخي از اقدامات دولت در اين زمينه اشاره کرد و گفت: نظارت و کنترل در مصرف، بهينه سازي و گازسوز کردن وسايل حمل و نقل عمومي و تشويق مردم در استفاده از آن ها گام هاي بزرگي است که دولت در اين راستا برداشته است.

    نوعي اقدم شکل گرفتن فرهنگ ملي در مصرف گرايي را مستلزم تجديد نظرمردم در نحوه مصرف آن ها ذکر کرد و گفت: البته من نگراني از اين موضوع ندارم؛ زيرا مردم ما در همه مقاطع همکاري خوبي را با دولت هاي خود داشته اند که اميد است با اطلاع رساني رسانه هاي گروهي به خصوص صدا و سيما همکاري آنها در اين زمينه تشديد شود.


    حل مشکل مصرف زدگي نيازمند فرهنگ سازي است

    رمضانعلي صادق زاده- نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي- در اين ارتباط به خبرنگار اقتصادي شبکه اطلاع رساني برنا گفت: بحث مصرف گرايي مقوله اي کهن است که پس از انقلاب اسلامي تلاش هاي زيادي براي مهار آن شده است.

    وي افزود: با توجه به برقراري ارتباط افراد جامعه با فن آوري اطلاعات و تکنولوژي و ارتباطات ميان ملت ها مصرف گرايي در جوامع مختلف به چشم مي خورد و مختص به جامعه خاصي نيست.

    صادق زاده با بيان اين که جامعه نيازمند معرفي الگوهاي مصرفي مناسب است گفت: معرفي الگوهاي مصرف و تشويق آحاد مردم يکي از راه هاي مهم جهت دوري جامعه از مصرف گرايي و اسراف است.

    وي بااين توضيح که نمي توان مردم را از مصرف در بخش توليدات و خدمات منع کرد،بسته هاي تشويقي را يکي از راهکارهاي حل تبعات منفي اين معضل در کشور خواند.

    نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي، مصرف گرايي را مقوله اي اقتصادي خواند و بر اقدامات فرهنگي به منظور حل مشکل مصرف زدگي تاکيد کرد.

    وي تصريح کرد: مجلس از بعد قانون گذاري تواني کنترل مصرف گرايي در جامعه را نخواهد داشت.

    اين عضو کميسيون صنايع و معادن مجلس اظهارداشت: ارگان هاي فرهنگي که در راس آن آموزش و پرورش، صدا وسيما و رسانه ها قرار دارند تاثير بسزايي در تقويت فرهنگ صحيح مصرف جامعه خواهند داشت.


    کاهش اسراف، خدمت رساني را افزايش مي دهد

    عباس علي نورا کارشناس اقتصادي در گفت وگو با خبرنگار برنا پرداخت يارانه از سوي دولت را يکي از عوامل اسراف در کشور ذکر کرد و گفت: ميزان اسراف در کشور ما نسبت به کشورهاي توسعه يافته کمتر است اما چون ما کشوري اسلامي هستيم، کمترين ميزان اسراف هم براي ما پذيرفته نيست.

    وي افزود: بخش عمده اسراف در کشور ما به بخش هايي که يارانه تعلق مي گيرد اختصاص دارد، زيرا وقتي مردم مي بينند هزينه کالاهاي يارانه اي با قيمت واقعي تفاوت زيادي دارد در مصرف بي توجه عمل کرده و زياده روي مي کنند.





    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ رواج پديده مصرف گرايي در ايران
    موضوع

    [Image]


     
     
       ● نويسنده: صالح - اسكندري

    منبع: روزنامه - رسالت  - تاريخ شمسی نشر 03/10/1387

     
     

    “تا مي تواني بخر و هر چه بيشتر مصرف كن.”

    اين شعار نامتجانس و متضاد با فرهنگ ايراني و اسلامي اين روزها به شكل خزنده اي وارد زندگي روزمره ما شده است. تب مصرف گرايي در دو دهه اخير به شكل فزاينده اي گريبان خانواده هاي ايراني را گرفته و روز به روز سبد كالاهاي مصرفي آنها را جادارتر ميكند. رواج پديده مصرف گرايي در ايران به حدي است كه ديگر روا نيست به كشورهاي عربي همسايه خورده بگيريم كه غوطه ور در گرداب مصرف كالاهاي وارداتي هستند.

    اين فرايند پيش رونده اجتماعي در ايران به گونه اي است كه گويي قرار است در انتهاي سند چشم انداز 1404 در كنار پيشرفتهاي علمي، اقتصادي، فرهنگي و...رتبه اول را در مصرف گرايي نيز كسب كنيم.

    مصرف گرايي يكي از محصولات سرمايه داري در غرب است كه با گسترش طبقه متوسط جديد، بسط جغرافياي شهرنشيني، عدم امنيت اقتصادي شهروندان،... و در پيوند مستقيم با فلسفه اصالت سود در كاپيتاليسم شكل گرفته و به جهان پيرامون نيز سرايت يافته است.

    پيشينه پديده مصرف گرايي در ايران به دوران قاجار، شكست از روسها و گسترش نفوذ انگليسي ها باز مي گردد كه روابط جديدي را در معادلات تجاري ايران رقم زد. مثلابه موجب قرارداد تركمنچاي كالاهاي توليدي روسيه به دليل پرداخت حقوق گمركي كمتر، ارزان تر از كالاهاي توليد داخلي به دست مصرف كننده ايراني مي رسيد. در همين دوره كمپاني هند شرقي بريتانيا نيز پيمانهاي دوستي و تجارت با دولت قاجار امضا كرد.انگلستان با استفاده از قدرت نظامي برتري تجاري خود در ايران را تثبيت نمود.كمپاني هند شرقي در مبادلات تجاري با ايران به جاي پارچه هاي هندي كالاها و پارچه هاي انگليسي را به ايران صادر مي كرد. اين روند در دوره پهلوي اول و دوم به نحو چشمگيري تشديد شد و عملاايران به بازار بزرگ كالاهاي مصرفي غربي تبدبل گشت. آنتوني پارسونز آخرين سفير انگليس در رژيم شاه در اظهاراتي خطاب به بازرگانان و تجار انگليسي در سال 1352 ميگويد:”.... نخستين كاري كه اينجا مي كنيد اين است كه تا مي توانيد كالاهايتان را بفروشيد و فقط در صورتي سرمايه گذاري كنيد كه براي فروش كالايتان چاره اي جز اين كار نداشته باشيد. اما اگر مجبور باشيد در اينجا سرمايه گذاري كنيد به ميزان حداقل ممكن، سرمايه گذاري كنيد و صنايعي را انتخاب كنيد كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنايع مونتاژ كه در واقع سوار كردن قطعات صادراتي انگليسي در ايران است. در اين محدوده و با توجه به اين نكات، من معتقدم كه ايران، يكي از بهترين بازارهايي است كه شما مي توانيد براي مصرف كالاهاي خود در جهان سوم پيدا كنيد.”

    سياستهاي عمدتا سقيم و بي قواره پهلوي دوم اقتصاد ايران را به ورطه نابودي مي كشاند و بازار مونتاژ، كالاهاي لوكس و تزئيني را در كشوري كه عموم مردم آن در رنج، محنت و محروميت از ملزومات اوليه زندگي به سر مي برند، گرم مي كند.

    اما با پيروزي انقلاب اسلامي و بخصوص در سالهاي اوليه به نحو شگفت آوري اين تب داغ فروكش مي كند و فرهنگ صرفه جويي و قناعت در بين مردم ترويج مي گردد. سالهاي جنگ تحميلي نمونه ايدآلي از صرفه جويي و پرهيز از اسراف ملت ايران است كه در شرايطي سخت اما مقتدر و مستقل توانستند جنگ را اداره كنند و با هرگونه نشانه مصرف گرايي مقابله نمايند. در همين سالها بود كه حتي لوازمي مانند كلينكس و دستمال كاغذي نيز در فرهنگ عمومي جايگاهي غير ضروري و تشريفاتي داشت. اما به واسطه سياستهاي اقتصادي و فرهنگي سالهاي پس از جنگ تحميلي و به تبع آن تغيير ذائقه مردم و همچنين رويكردهاي جديد دشمن در مقابله نرم افزاري با انقلاب اسلامي به يكباره تمام دستاوردهاي ده سال گذشته فراموش شد و بار ديگر تجمل گرايي، مصرف گرايي و اسراف در كشور ترويج شد. اين در حالي است كه عمده پيشرفتهاي كشورهايي مثل ژاپن، كره جنوبي و... بر شالوده تجربيات جنگ و فرهنگ قناعت مردم جنگ ديده صورت گرفت. در واقع بايد اذعان كنيم ما پس از جنگ به دليل سياستهاي غلط يك فرصت تاريخي را از دست داديم. بر اساس آمارهاي رسمي واردات طلاو جواهرآلات در اين دوره چند برابر مي شود و بار ديگر بازار كالاهاي لوكس داغ و اشرافي گري در بين مسئولان و مردم شيوع مي يابد.

    بيست سال از اين دوره مي گذرد و روز به روز اين بيماري مزمن اجتماعي ملتهب تر مي شود. بازارهاي تهران و ساير شهرهاي بزرگ ايران مملو از كالاهاي وارداتي چيني، كره اي، ژاپني و... شده است. امروز در سبد جهيزيه براي يك ازدواج ساده اقلامي مانند تلويزيون ال سي دي، ماكروويو، مبلمان ترجيحا خارجي، ويدئو دي وي دي، يخچال سايد باي سايد و... يافت مي شود.اين در حالي است كه در آيات، روايات و فرهنگ اسلامي مصرف گرايي و اسراف به شدت مذموم است. خداوند منان در قرآن كريم به صراحت مي فرمايد: «ان المسرفين هم اصحاب النار» (سوره غافر، آيه 43) قطعا اسراف كنندگان اهل جهنم هستند . و يا در جاي ديگر قرآن مسلمانان را انذار مي دهد كه«ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين وكان الشيطان لربه كفورا» (سوره اسراء، آيه 27) مسلما اسراف كنندگان برادران شياطين هستند و شيطان بر خدا كافر است . مصرف گرايي در فرهنگ ايرانيان از قديم الايام مورد نكوهش بوده و اساسا ايراني ها مردماني مزين بهگوهر قناعت هستند. سعدي عليه الرحمه به زيبايي اين فرهنگ را به نقش سخن ترسيم كرده است كه:” كسي را گفتند هيچ خبر داري حرير در بازار گران شده؟ او در جواب گفت: ما ارزانش مي كنيم . گفتند: چگونه؟ در جواب گفت: نخريم و نپوشيم . و گفته اند سزاي گرانفروش نخريدن است .”

    از طرفي رمز توليد ثروت در يك كشور پرهيز از مصرف گرايي است و كشورهايي به دام تجمل و اسراف مي افتند كه توليد در فرهنگ عمومي آنها جايگاهي ندارد. پرهيز از مصرف گرايي در كشورهايي مثل چين، ژاپن و برخي از كشورهاي بزرگ اروپايي كه اقتصادهاي بزرگي دارند كاملامشهود است.كشور ما امروز نيازمند توليد ثروت است و تحقق اين مهم در گام اول مستلزم اصلاح الگوي مصرف در كشور است. رهبر فرزانه انقلاب چندي پيش در ديدار با مردم شيراز حساسيت دشمن به مسائل اقتصادي ايران را خاطرنشان كردند و فرمودند: «سال گذشته نيز دشمن درصدد ايجاد اختلال در اقتصاد كشور و بزرگنمايي مشكلات بود كه راه اساسي مقابله با مشكلات اقتصادي موجود، انضباط مالي، صرفه جويي، و پرهيز از اسراف است.»دهه چهارم انقلاب دهه پيشرفت و عدالت است. واقعيت اين است كه راه پيشرفت كشور همان گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند پرهيز از اسراف و ترويج الگوي مصرف بومي و اسلامي است. موضوعي كه امروز در رسانه هاي كشور بخصوص در رسانه ملي مغفول واقع شده است. رويكرد صدا و سيما در دو دهه گذشته نه تنها نتوانسته خدمتي به اصلاح الگوي مصرف در ايران بكند بلكه متاسفانه يكي از مهمترين عوامل اشاعه فرهنگ مصرف گرايي در كشور نحوه برنامه سازي و تبليغات در رسانه ملي است. مسئولين اين رسانه مسئوليت خطيري در اين زمينه دارند و بايد در افكار عمومي پاسخگو باشند.




     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ جستاری در علل «مصرف‌گرایی» ایرانیان
    موضوع

    [Image]


     
     
       ● نويسنده: امير - راغب

    منبع: سایت های خبری - الف  - تاريخ شمسی نشر 17/04/1388

     
     

    هدر رفتن شدید منابع ملی، اوج گیری پدیده خشکسالی ناشی از تغییرات جهانی در زمینه‌ی جغرافیایی (پدیده‌ای نظیر وارونگی دما)، نابسامانی در عرصه‌ی اقتصاد جهانی و... ضرورت صرفه جویی را تا جایی مهم و حیاتی ساخته است که رهبر معظم انقلاب را بر آن داشت تا «اصلاح الگوی مصرف» را شعار محوری سال جاری قرار دهند.

    امروزه با گسترش حجم جمعیت در سطح جهانی و محدودیت منابع در دسترس بشر از یک سو و عدم توزیع متوازن منابع محدود موجود که بخشی از آن بنابر عوامل طبیعی و جغرافیایی و تقسیمات کشورها در سطوح مختلف زمین بوده و بخشی دیگر منبعث از عدم توازن قدرت کشورها در تسلط و بهره برداری از این منابع می باشد از سوی دیگر، «صرفه جویی» و به عبارت دیگر«مدیریت مصرف منابع» مبتنی بر آینده نگری، به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است که کشور ما نیز علی رغم بهره مندی از منابع فراوان طبیعی از شمول این ضرورت جهانی مستثناء نیست.

    علاوه بر این، تاکیدات فراوان دین اسلام بر امر "صرفه جویی" به عنوان عاملی در راستای اعتدال فردی و اجتماعی زندگی بشر و دوری از پیامدهای مادی و اخلاقی مصرف زدگی نیز پیش روی ما قرار دارد که صرفه جویی را همچنین به رفتاری دینی بدل ساخته است.

    و اما علیرغم تمامی موارد فوق الذکر، مردم کشور ما که همواره از پیامدهای مخرب حاصل از آنچه عدم موازنه تولید و مصرف در اقتصاد (به ویژه عرصه های حیاتی آن) رنج می برند و از دیگر سو به عنوان کشوری مسلمان، مواجه با تاکیدات فراوان دینی مبنی بر صرفه جویی و اجتناب از اسراف منابع می باشند؛ در عین حال و در مجموع، در فرایند صرفه جویی و دوری از اسراف، جز در مواقعی خاص و بحرانی، نمره قابل قبولی نمی گیرند. تاکیدات مقام معظم رهبری بر صرفه جویی و اجتناب از اسراف منابع ملی که معظم له بارها و از جمله در سال گذشته، آن را یک «عیب ملی» خواندند و بر بهره گیری از الگوهای رفتار دینی (از جمله اعتدال در مصرف در ماه مبارک رمضان) تاکید نمودند؛ در همین راستا تفسیر می شود.

    و اما عوامل متعددی در عدم توفیق مردم ایران در صرفه جویی و آنچه از آن به عنوان اتلاف منابع در سطوح مختلف یاد می شود؛ وجود دارد که بررسی تفصیلی آن، نیازمند جامع نگری نسبت به کلیه‌ی ابعاد این پدیده‌ی مهم جمعی است. اما آنچه در این مجال در دست بررسی است، اشاره به مجموعه‌ای از مهمترین عوامل فرهنگی و اجتماعی است که به نظر می رسد مانع از شکل گیری و نهادینه شدن «فرهنگ صرفه جویی» در میان ایرانیان و در طول سالیان گذشته و علی رغم بحران های گاه به گاه و تاکیدات فراوان در این زمینه گشته است.

    مراد از «عوامل فرهنگی» عواملی است که در طول زمان (و یا در مقاطعی خاص و تحت تاثیر عوامل خاصی) در فرهنگ ایرانیان شکل گرفته و رشد یافته و امروزه به عاملی در راستای ترغیب مردم به اسراف در مصرف بدل گشته است. در این زمینه مشخصا 4 عامل عمده قابل شمارش است:


    1) به نظر می رسد امروزه و در نزد ایرانیان و در میان اقشار مختلف مردم، «مصرف» هرچه بیشتر، به یک امتیاز اجتماعی و ابزاری جهت نشان دادن منزلت بالای اجتماعی افراد بدل شده است. به طوری که امروزه در میان قشر عظیمی از خانواده های برخوردار و حتی نا برخوردار جامعه ما آنچه موسوم به «لوکس گرایی» و میزان مصرف یک خانواده از کالا و خدمات لوکس، میباشد عاملی مهم در نیل به منزلت اجتماعی بالاتر تصور می شود. از آنجا که در مفهوم منزلت اجتماعی با گونه ای از مفهوم «قدرت» به معنای عام آن مواجه هستیم؛ به طبع آن نوعی «مسابقه مصرف» و یا آنچه در میان عموم مردم به «چشم و هم چشمی» مشهور است شکل گرفته و رواج مییابد. تجربه مشاهده‌ی افراد و خانوارهایی که حتی حاضرند به قیمت استقراض، سالیانه چندین بار مهمانیهای گسترده - که بارزترین وجه آن مصرف افسار گسیخته در این دست مهمانی هاست - برگزار کنند؛ رفته رفته به یک امر عمومی تبدیل می شود که نشان از رواج این رفتار و در حقیقت، ذهنیت نابهنجار در جامعه ما دارد. بدیهی است که عواقب چنین ذهنیتی که چنان رفتاری را در پی می آورد منحصر به پیامدهای منفی اجتناب از صرفه جویی نمی گردد بلکه شکست در مسابقه مصرف، بیش از هر چیز می تواند عواقب مصیبت بار ناشی از فرو خردن یک میل سرشار اجتماعی و در دراز مدت، حتی طرد اجتماعی و یا دست کم چنین تلقی را در میان بخش هایی از جامعه به همراه داشته باشد.

    در این راستا همچنین باید اذعان کرد که برخی از سنت های حسنه ما ایرانیان (نظیر مناسک مربوط به ازدواج و...) که زمانی با کارکرد به هنجار و ثمربخش شکل گرفته و تداوم یافته است؛ امروزه به نوعی با فاصله گرفتن از اصالتشان، هرچه بیشتر تنور «مسابقه مصرف» در جامعه را داغ تر می سازد به طوری که در برخی از این موارد، کارویژهی دیگری برای این مناسک متصور نیست.

    به نظر می رسد تلاش در جهت اصلاح نگرش به این رسوم ریشه دار فرهنگی، نه تنها به خودی خود یک اقدام پر ثمر فرهنگی است بلکه در مسیر تحقق و نهادینه شدن رفتار صحیح مصرف در جامعه ما موثر خواهد بود.


    2) پدیده دیگری که در کنار شکل گیری «مسابقه مصرف» و تبدیل مصرف به شانیت اجتماعی و به طبع این پدیده در ذهن بسیاری از مردم جامعه ما شکل گرفته است؛ رواج تلقی «محرومیت اقتصادی و اجتماعی» از پدیده صرفه جویی است.

    طبیعی است در شرایطی که مصرف گرایی به نوعی از «برخورداری اجتماعی» بدل شود؛ در مقابل، صرفه جویی نه یک تلاش ثمر بخش جهت نسل های امروز و آینده، بلکه نوعی از «محرومیت» خواهد بود و به خودی خود عاملی در راستای دوری هرچه بیشتر جامعه از «اخلاق صرفه جویانه» بدل خواهد شد.

    در اینجا هرچه بیشتر به مفهوم «قدرت» و مولفه های آن نزدیک میشویم. در حقیقت، تاکید بر صرفه جویی به ویژه از سوی منابع قدرت رسمی در جامعه (دولت و نهادهای حکومتی) و در شرایطی که مصرف یک مولفه‌ی «قدرت زا» در تعاملات اجتماعی است؛ در واقع ضلع دیگری (که همان دولت است) را به مصاف مصرف گرایی می کشاند. مصافی که در سطح جامعه و از یک سو در میان افراد برخوردار در جریان است و از سوی دیگر، افراد متوسط و نابرخوردار جامعه را نیز در تلاش برای کسب آنچه منزلت آفرین تلقی شده و به مرور زمان و در سطح جامعه، رنگی از عینیت و واقعیت نیز به خود گرفته؛ مشغول می سازد. در چنین شرایطی است که دولت (در معنای حکومت و مجموعهی حاکم) که خود با بحران منابع و انرژی مواجه است با ورود ناخواسته به این رقابت جاری در چنین جامعه ای (نظیر ایران) به طور طبیعی شرایط ایجاد یک ائتلاف میان دو ظلع رقیب در مسابقه مصرف و بر علیه قدرت دولت را فراهم می سازد.

    چنین است که در شرایط طبیعی، اقشار برخوردار به دلیل تلاش هرچه بیشتر برای پیروزی در «رقابت مصرف» جاری در سطح جامعه و اقشار نابرخوردار و کم تر برخوردار به دلیل آنچه احساس «محرومیت» حاصل از صرفه جویی است (آنهم در شرایطی که صرفه جویی یا عمدتا فاقد اثرات مثبت کوتاه مدت است یا اثرات مثبت آن برای اقشار گوناگون جامعه محسوس نیست) عمدتا تن به این رفتار ثمر بخش نمی دهند. به این ترتیب است که دولت، در مواقع بحران، نا چار است با توسل به اهرم قدرت خود، رفتارهایی نظیر «خاموشی های برق» و یا «قطع آب مصرفی» را بروز دهد که در حقیقت نوعی «مجازات عمومی» است و نسبت چندانی با «منطق صرفه جویی» ندارد (نوعی صرفه جویی اجباری است).

    البته پدیده های فرهنگی عمدتا تک مولفه ای نیستند و همواره طرف دیگر پدیده «اسراف ملی» و دوری از صرفه جویی، دولت ها و سیاست های آنان است که به میزان فراوانی در این زمینه تاثیر گذار است. در واقع، بعضا دولت ها با اقدامات خود، ناخواسته به دوری جامعه از صرفه جویی دامن می زنند. هرچند این دست عوامل، عمدتا ساختاری و وابسته به برنامه ریزی های کلان اقتصادی است اما زمانی که منجر به «ترغیب» جامعه به مصرف هرچه بیشتر می گردد؛ در تعامل میان دولت (قدرت رسمی) و مردم به عاملی فرهنگی و ذهنیت ساز در راستای رواج فرهنگ مصرف گرایی در جامعه تبدیل می شود (سیاست هایی نظیر تخصیص نادرست یارانه ها، ضعف نظام مالیاتی، بهرهوری نامناسب اقتصادی که هزینه تولید را افزایش و فرایند آن را با اتلاف منابع همراه می سازد و...). در حقیقت در اینجا دولت، بیآنکه خود خواسته باشد با ایفای نقش فرهنگی، مردم و اذهان آنان را به «مصرف» عادت می دهد و با دوری هرچه بیشتر مردم از «صرفه جویی» در حقیقت نوعی «خود تحمیلی» در رفتار دولت (به ما هو دولت) مشاهده میشود.

    گفتنی است؛ مجموعه عوامل فوق، حاصل یک فرآیند طولانی مدت «انحراف فرهنگی» است که درمان این بیماری فرهنگی که به حق، از سوی رهبر معظم انقلاب، یک «عیب ملی» نامیده شد؛ جامع نگری، ظرافت فرهنگی و تلاش همه جانبه و عمومی را می طلبد. تلاشی که در مجموع، منجر به زدودن این ناهنجاری از دامن "فرهنگ ایرانیان" می گردد که حرکت در آن مسیر، به منظور رهایی از اِعمال سیاست های مقطعی (و عمدتا غیر فرهنگی) در مواجهه با بحران هایی نظیر خشکسالی – که هم اکنون با آن مواجه هستیم – ضروری است.





    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ حد مطلوب مصرف
    موضوع

    [Image]


     
     

    منبع: سایت - تبیان  - تاريخ شمسی نشر 07/05/1388

     
     

    مصرف گرایی یا مصرف زدگی شكل غالب رفتار در نظام هایی مبتنی بر ارزشهای سرمایه داری است. این الگوی رفتاری وقتی در جوامع در حال توسعه ای چون ما مورد تقلید قرار می گیرد و به عنوان یك ارزش اجتماعی پذیرفته می شود، پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زیانباری به بار می آورد.

    بخشی از آشكارترین آثار مضرات مصرف گرایی و مصرف زدگی در سطح فردی:

    - اسراف و هدر دادن منابع محدود

    - تشدید احساس محرومیت نسبی

    - شكاف و فاصله طبقاتی

    - بی توجهی به ارزش های فرهنگی و اجتماعی چون قناعت

    - از بین بردن روحیه سرمایه گذاری

    - كار و تلاش و تشویق راحت طلبی و تن پروری

    - دنباله روی و تقلید

    و...


    مضرات مصرف گرایی در سطح اجتماعی

    مصرف زدگی در سطح كلان اجتماعی نیز آثار مخرب بسیاری به دنبال دارد كه وابستگی و توسعه نیافتگی از مهمترین آنهاست.


    معنای دقیق تری از مصرف زدگی

    در واقع مصرف زدگی عبارتست از استفاده بیش از حد و مصرف نامعقول از کالاها و جایگزینی نیازهای غیر واقعی به جای نیازهای واقعی.


    عوامل مصرف گرایی

    آنچه که امروز بر مصرف گرایی دامن می زند:

    - زیاده خواهی و قانع نبودن بر دارایی های خود

    - رشد فرهنگ تجمل گرایی

    - روند چشم هم چشمی

    - نوعی احساس کمبود یا نیازهای ذهنی و غیر واقعی در مقابل نیاز واقعی و ملموس که از تبلیغات فراگیر ارزشهای سرمایه داری سر چشمه می گیرد.

    - الگو پذیری اشتباه و بدون تفکر در این زمینه از غرب نیز بسیار در این زمینه موثر بوده است.


    مروجان حقیقی مصرف گرایی

    غرب برای سود بیشتر خود در جهان نیاز آفرینی می کند و مصرف زدگی را رواج می دهد.

    مقام معظم رهبری در سخنان خود به این مطلب این گونه اشاره کردند که: «فرهنگ مصرف‏زدگی که روز به روز زندگی ملتهای ما را بیشتر در لجنزار خود فرو می‏برد تا کمپانیهای غربی که مغز و قلب اردوگاه استکبارند بیشتر سود ببرند.»


    نقش رسانه در تبلیغ مصرف گرایی

    رسانه ها نیز نقش بسیار پر رنگی در رونق و کاهش مصرف گرایی دارند. امروز صنعت تبلیغات به ویژه تبلیغات تلویزیونی به مثابه یكی از اساسی‌ترین گسترش‌دهندگان جریان مصرف‌زدگی محسوب می‌شود، مقام معظم رهبری در این زمینه نیز رهنمودهایی را داشته اند، ایشان اینگونه می فرمایند که: «تبلیغات رسانه‏یی و گاهی تبلیغ‏های خیلی پُررنگ كه مردم را به طرف مصرف‏گرایی سوق می‏دهد، با برنامه‏یی كه فرضاً شما ساخته‏اید تا مصرف‏گرایی را تقبیح كنید، عملاً در تناقض است؛ با هم هماهنگ نیست».


    پیامدهای خطرناك مصرف گرایی

    باید توجه داشت که از پیامدهای مصرف زدگی برای اقتصاد ما این است که آنرا وابسته تر می کند و طبق فرمایشات رهبری: «مصرف بى‌رویه و زیاد، قاعدتاً از سوى قشرهاى مرفه انجام مى‌گیرد؛ چون قشرهاى ضعیف قادر نیستند كه زیاد مصرف كنند. مصرفى كه از سوى یك قشر انجام مى‌گیرد، به زیان كشور است. یعنى هم زیان اقتصادى، هم زیان اجتماعى و هم زیان روانى و اخلاقى دارد. من مكرر عرض كرده‌ام، باز هم مى‌گویم و خواهش مى‌كنم كه مصرف‌گرایى را رها كنند. مصرف باید به اندازه باشد، نه به حداسراف و زیاده روى»


    حد مطلوب مصرف

    مصرف یك متغیر اقتصادی و پیش نیاز تولید در كشور است اما مصرف زدگی پدیده ای مضر و آسیب زا در اقتصاد ملی است. مصرف زدگی در اقتصاد مدرن نه تنها با فرهنگ اسلامی و تمدن ایرانی قرابت ندارد بلكه مخل و مضر اقتصاد ملی نیز محسوب می شود .

    در مقابل مصرف زدگی و اسراف، صرفه جویی و میانه روی چیز خوبی است مخصوصا درباره این مورد مقام معظم رهبری اسراف را یک عیب ملی خواندند و با انتقاد از مصرف گرایی در زمینه های مختلف تأکید کردند: «میانه رویِ برگرفته از ماه رمضان را به صورت فرهنگ ملی دربیاوریم که در این صورت تهدیدات مکرر دشمن درباره تحریم نیز حتی در صورت اجرا شدن بی اثر خواهد بود.»


    چند نکته اساسی

    - میانه روی در مصرف باید به صورت یک فرهنگ درآید.

    - حل مسئله مصرف زدگی در کشور ما نیازمند فرهنگ سازی است.

    - صدا و سیما در این فرهنگ سازی نقش مهمی را بر عهده دارد.



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ روند مصرف گرايي در جامعه چگونه است
    موضوع

    [Image]


     
     

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 28/04/1388 - به نقل از http://irnon.com

      ● صفحه اينترنتي مرتبط: http://irnon.com/post-3169.aspx

     
     

    سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند.

    در و ديوارهاي شهر را كه مي نگريد تبليغات همه رنگ از سر و كولش مي بارد، اگر تا ديروز قيافه و تركيب شهر به شيوه اي بود كه شما را به آرامش فرامي خواند و تمامي خيابان ها و ساختمان هايش تركيبي يكنواخت، متعادل و زيبا داشت، امروز اما در و ديوارهاي شهر را تبليغات فراگرفته و زيبايي خيابان ها و خانه ها در پشت پرده پلاكاردهاي تبليغاتي كاملاً محو شده است.

    تبليغات رنگارنگي كه هركدام با شيوه اي جديد شما را به دنيايي از مصرف زدگي و تجمل گرايي دعوت مي كند، حتي برخي از شركت هاي توليدي گوي سبقت را ازرقباي خود ربوده اند و با اعلام اينكه «خريد يك كالا متضمن خريد رايگان كالاهاي ديگر خواهد بود» هياهو و جارو جنجال به راه انداخته اند و هر روز به شگردهاي تازه اي براي جلب مشتري پناه مي برند.

    سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند. تبليغات تلويزيوني، راديويي، مطبوعات، نقاشي ديوارهاي كوتاه و بلند، پلاكارد در اندازه هاي مختلف، بروشور، كارت و... ازجمله ابزارهاي مهم تبليغات هستند، تبليغاتي كه اين روزها فرم و قيافه شهرها را باب ميل خود طراحي مي كنند و در آشفته بازاري رقابتي براي جلب مشتري به هر حيله و نيرنگي پناه مي برند. اما سؤال اساسي اينجاست كه چرا تمامي تبليغاتي كه وجود دارد به نوعي مردم را به سمت دنياي مصرف زدگي تشويق و هدايت مي كند و از آنها مي خواهد تابه مصرف فلان كالاي وارداتي يا توليدي داخل بپردازند، و به راستي حركت به سمت مصرف زدگي و رواج دامنه تجمل گرايي در جامعه روبه رشد كنوني چه زيان هايي را متوجه كشورمان خواهد كرد و تبعات اين مسئله در درازمدت چه خواهد بود؟


    كيفيت فداي كميت

    امروز با اين واقعيت انكارناپذير روبرو هستيم كه كيفيت كالاهاي مصرفي در قيل و قال تبليغات كاذب شركت ها فداي كميت شده است. از يك طرف بسياري از كالاهاي وارداتي به كشورمان- كه معمولاً توليدي از كشورهاي چين و كره هستند- با نازلترين كيفيت وارد كشور مي شوند، ازطرف ديگر هم همين تبليغات كاذب مردم را در انتخاب كالاي مرغوب موردپسندشان سردرگم مي كند. محمد فرامرزي، يكي از فروشندگان گوشي تلفن همراه در خيابان جمهوري به آشفته بازار گوشي هاي ساخت چين و كره اشاره مي كند و مي گويد: «تبليغات اين شركت ها بسيار وسيع است اما در مقايسه با هجم تبليغات، كالاهاي مذكور كيفيت لازم را ندارند، مثلا يك شركت معتبر توليد گوشي تلفن همراه كه تبليغات بسيار گسترده اي براي فروش بيشتر به راه انداخته، به همان اندازه كه تبليغاتش وسيع است، كالاي توليدي اش كيفيت ندارد.»

    وي مي گويد: «به عنوان مثال از يك مدل گوشي با يك نام و عنوان، چند كشور در آسياي شرقي مبادرت به توليد آن كرده اند و هر كدام به تبليغات خود مي پردازند، حال در هياهوي اين تبليغ، مشتري سرگردان است و نمي داند فلان گوشي مورد نظرش را با آرم ساخت كره بخرد يا فنلاند، و يا تشخيص اجناس ژاپني با چيني و كره اي بسيار مشكل است.»

    «اكبر رستگاري» از فروشندگان سيم كارت تلفن همراه در پاساژ علاءالدين خيابان جمهوري نيز در پاسخ به سؤالم به تبليغات كاذب اشاره مي كند و مي گويد: «متأسفانه هر روز شاهد تبليغات همه جوره اي هستيم كه مردم را به خريد بيشتر تشويق مي كند كه در بلند مدت چنين روندي به زيان جامعه تمام خواهد شد.»

    اين فروشنده مي گويد: «امروز تبليغات سيم كارت هاي تلفن همراه آنچنان گسترده شده كه يكي از همين شركت ها گفته است در عوض خريد يك سيم كارت، سيم كارت ديگري بدون قيد قرعه جايزه خواهد داد! اين در حالي است كه سيم كارت هاي توليدي همين شركت هيچگونه كيفيت آنتن دهي مناسب ندارد و اغلب مردم از محصولات آن ناراضي و گلايه مندند.»

    «ميرزاپور» يكي از كارمندان دولت كه براي خريد سيم كارت تلفن همراه به خيابان جمهوري آمده معتقد است بسياري از تبليغات موجود كاذب است و بايد دولت با اعمال كارهاي كارشناسي شده به كنترل و مهار آنها بپردازد.

    وي مي گويد: «در ميان شركت هاي توليدي سيم كارت تلفن همراه، يكي از شركت ها از تبليغات و هياهوي بيشتري برخوردار است و با بهره گيري از شگردهاي روانشناختي تأثير در مخاطب عام مي كوشد محصول بي كيفيت و نامرغوب خود را به مردم قالب كند، شركت مذكور به جاي اينكه به فكر بالابردن كيفيت خدمات دهي سيم كارت توليدي خود باشد متأسفانه هر روز در حال بالابردن سطح تبليغات در رسانه ها و در و ديوار شهر است.»


    هجوم تبليغات كالاهاي مصرفي در كشورمان

    به گونه اي است كه هدايت و كنترل نيازها و خواسته هاي افكار عمومي را در چنبره خود دارند، و اگر نظارتي بر شيوه هاي تبليغي برخي شركت هاي توليدي صورت نگيرد چه بسا سليقه هاي مردم را همين تبليغات كاذب به ناكجاآباد بكشانند!

    امروز بسياري از مردم كشورمان از اجناس خريداري شده مصرفي كه تبليغات گسترده اي را پشت سرخود دارند رضايت چنداني ندارند اما شركت هاي توليدي و واردكنندگان چنين كالاهاي نامرغوبي از محصول خود كاملا احساس رضايت مي كنند!

    «رضا ملكشاهي» كارشناس مسائل اجتماعي در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «بسياري از شركت هاي توليدي داخلي و شركت هايي كه به واردات كالاهاي خارجي مي پردازند به فكر سود بيشتر هستند تا كيفيت محصول، از همين رو مردم بايد به اين نكته توجه كنند كه هر كالايي بايد از مرغوبيت و استانداردهاي لازم برخوردار باشد و هيچگاه تبليغات بازگوكننده مرغوبيت واقعي اجناس نيست.»

    اين كارشناس مسائل اجتماعي رواج مصرف زدگي را به زيان جامعه مي داند و مي گويد: «مصرف زدگي به تجمل گرايي دامن مي زند و سبب گسترش زرق و برق هاي كاذب در زندگي مي شود، امروز اگر دقت كرده باشيد بسياري از خانواده ها تحت تاثير تبليغات كاذب خود را گرفتار تجمل گرايي هاي افراطي كرده اند و به خريد كالاهايي مي پردازند كه چندان به آنها نيازي ندارند، ادامه وگسترش اين روند جامعه اسلامي ما را به بيماري مصرف زدگي گرفتار خواهد كرد كه خود مصرف زدگي تبعات و زيرشاخه هاي وسيعتري از جمله تجمل گرايي، ايجاد شكاف طبقاتي و چشم و هم چشمي را شامل مي شود.»

    وي در ادامه مي گويد: «تجمل گرايي سبب مي گردد تا فرهنگ ماديت جايگزين معنويت شود، يعني در دنياي تجمل گرايي آن چنان كه انسان به وجود وسايلات غيرضروري و تجملي زندگي در اين جهان بها و اعتبار مي دهد، نيمي از آن را به فكر معنويت نيست و اصولا در چنين دنيايي همه چيز تجملي است و از عمق و معناي خاصي برخوردار نيست.»

    يك كارشناس امور فرهنگي نيز معتقد است كه بايد تبليغات كالاهاي مصرفي نظام مند شوند و به شيوه اي هدايت گردند تا به جامعه آسيبي وارد نسازد.

    وي خاطر نشان مي كند: «گويا در جامعه كنوني ما تبليغات كالاهاي موجود از هيچ قاعده و قانوني تبعيت نمي كند و هر شركتي با شگردهايي خاص به فريب مردم مي پردازند، اين در حالي است كه تبليغات نبايد آدرس غلطي براي مخاطب و وسيله اي براي فريب مشتري باشد.»


    زيرشاخه هاي مصرف زدگي

    از جمله پيامدهاي مصرف زدگي كه جامعه را به سمت فقررواني و آسيب هاي ديگر اجتماعي به پيش مي برد، تجمل گرايي است.

    حجت الاسلام رضاييان، كارشناس امور خانواده زندگي انسان را به سه بخش، زندگي ضروري، رفاهي و تجملي تقسيم مي كند و معتقد است كه در زندگي ضروري، انسان به دنبال تامين نيازهاي اوليه و ضروري است و تامين خوراك و پوشاك را سرلوحه فعاليت هاي اقتصادي روزانه خود قرار مي دهد.

    در اسلام نيز اين حد از تامين معيشت براي مردم در زندگي مشترك واجب است. در زندگي رفاهي، انسان درصدد تامين رفاه بيشتر براي خانواده است و تلاش مي كند امور روزمره خود را از حد ضرورت فراتر برده، خوراك و پوشاك و مسكن بهتر و بيشتري براي خانواده خود فراهم نمايد. اين قبيل تلاش ها نيز در دستورات اسلامي ستوده شده و از آنها به «جهاد» تعبير شده است، يعني در اسلام زندگي بهتر همراه با رفاه بيشتر منع نشده است.

    وي درباره زندگي تجملي مي گويد: «اما آنچه كه جامعه را به سمت هلاكت نزديك مي كند زندگي تجملي است. مصداق روشن زندگي تجملي اسراف در مصرف است، به عنوان مثال اگر شخصي كه در خانه خود داراي وسيله خوراك پزي مناسب است اما درصدد باشد كه چون در منزل اقوام و خويشاوندان نوع جديدي از اين وسيله وجود دارد، وي نيز بايد با فروش آن وسيله به سمساري، مدل جديد همان كالا را فراهم نمايد و به چشم و هم چشمي بپردازد، اين برخورد اولين گام به سمت ورطه تجمل پرستي است.»

    وي مي گويد:«دنياي مادي غرب با همين تفكر مصرف زدگي و تجمل گرايي به دنياي ماديت بيشتر براي كسب لذت گرفتار آمده و در اين دنيا هويت ارزشي و انساني خود را فراموش كرده و تمامي ارزش ها و كرامت هاي معنادار انساني را بي معنا و پوچ قلمداد مي كند، ما نيز بايد مواظب باشيم در اين ميدان هلاكت گرفتار نشويم.»


    صادرات كالاهاي مصرفي به ايران با هدف كم شدن ارز خارجي

    انستيتو سياست خاورميانه واشنگتن، نتيجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر كرده است و در آن تاكيد نموده كه صادرات كالاهاي مصرفي به ايران بايد از سرگرفته شود. چون اين كار باعث كم شدن ارز خارجي موجود در ايران خواهد شد.

    محمد حسن قديري ابياني، دكتراي مديريت استراتژيك و سفير جمهوري اسلامي در مكزيك درباره نتيجه همين مطالعات منتشر شده واشنگتن مي گويد: «ممكن است تصور شود كه سياست هاي فوق مربوط به دشمني غرب با ايران در نظام جمهوري اسلامي است اما اسناد و مدارك نشانگر آن است كه غرب اصولاً با ملل مسلمان خصومت داشته و سياست خويش عليه مسلمانان را حتي در زمان رژيم هاي دست نشانده نيز دنبال مي كرده، و براي اعمال همين سياست ها بوده كه با كودتا و هزار طرفند و توطئه ديگر، رژيم هاي مزدوري را بر كشورها حاكم كرده است.»


    تلاش غرب براي ترويج فرهنگ مصرف گرايي در ايران

    فرهنگ مصرف زدگي و تجمل گرايي در جامعه اي كه بسيار گسترده است در ادارات دولتي و غير دولتي نيز نمود مي يابد، مصرف هاي بي رويه در ادارات، تجمل گرايي ها و تغيير مكرر دكوراسيون ها، نشات گرفته از اين فرهنگ غلط است.

    آنتوني پارسونز، آخرين سفير انگليس در رژيم شاه كه پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از كشور، ايران را ترك كرد در كتاب خود تحت عنوان «غرور و سقوط» متن اظهاراتش را در سال 1974 ميلادي- 1352 شمسي- خطاب به بازرگانان انگليس و كساني كه دست اندركار تجارت و معامله با ايران بودند، چنين به رشته تحرير درآورده است: «نخستين كاري كه اينجا مي كنيد اين است كه تا مي توانيد كالاهايتان را بفروشيد و فقط در صورتي سرمايه گذاري كنيد كه براي فروش كالايتان چاره اي جز اين كار نداشته باشيد، اما اگر مجبور باشيد در اينجا سرمايه گذاري كنيد به ميزان حداقل ممكن سرمايه گذاري كنيد و صنايعي را انتخاب كنيد كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنايع مونتاژ، كه در واقع سوار كردن قطعات صادراتي انگليس در ايران است. در اين محدوده و با توجه به اين نكات، من معتقدم كه ايران يكي از بهترين بازارهايي است كه شما مي توانيد براي مصرف كالاهاي خود در جهان سوم پيدا كنيد...»

    دكتر قديري ابياني در تحليل خود در اين باره مي گويد: «اظهارات سفير سابق انگليس در كتاب خاطراتش كه در اوج روابط حسنه انگليس با رژيم شاه بيان شده نشان دهنده ماهيت سياست انگليس نسبت به ايران و ساير ملل جهان سوم است، مسلماً توصيه مقام هاي انگليسي به كساني كه مسئوليت طراحي و سازماندهي امور قانونگذاري، اقتصادي، گمركات، تبليغات و ... ايران را به عهده داشته اند نيز در راستاي همين سياست براي رشد مصرف گرايي در ايران بوده است.»



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :42
    •    
    •   
    • 10  
    • 11  
    • 12  
    • 13  
    • 14  
    • 15  
    • 16  
    • 17  
    • 18  
    • 19  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------