|
ضرورت اصلاح الگوی مصرف
به نظر می رسد که در انتخاب نامگذاری سال88 خورشیدی، توجه ویژه ای به بخش
مصرف حوزه اقتصادی شده است. اما این پرسش مطرح است که چرا از مسایل مهمی
که در حوزه مسائل و موضوعات اقتصادی از تولید تا توزیع تا مصرف وجود دارد،
تنها بر مسایل مربوط به حوزه مصرف، توجه و تأکید ویژه ای با انتخاب نام
سالی شده است؟
چه چیزی موجب شده تا رهبران کشور، مسأله اصلاح الگوی مصرف را مهم تلقی
کنند و بر بازسازی و اصلاح الگوی موجود مصرف در کشور تأکید نمایند و آن
رابه عنوان دغدغه دولت و ملت قرار دهند؟
آن چه توجه رهبران و دولتمردان را به خود مشغول کرده، وجود امکانات،
توانمندی ها و ظرفیت های بسیار است که کشور از آن برخوردار می باشد ولی به
سبب مصرف بی رویه و نادرست آن، به جای آن که در مسیر تمدن سازی و پیشرفت و
شکوفایی اقتصادی کشور و جامعه قرار گیرد، به هرز می رود و تباه می شود.
این مسأله اختصاص به حوزه خاصی چون انرژی ندارد بلکه همه حوزه ها را پوشش
می دهد.
نگاهی به آمارهای رسمی و غیر رسمی کشورنشان می دهد که چگونه بسیاری از
ظرفیت های کشوری به هدر می رود. از بخش انرژی گرفته تا بخش تغذیه تا بخش
آب تا بخش استعدادهای درخشان و علمی، تولیدات کشور چنان هدر می رود که می
تواند با آن تمدن عظیمی را پی ریخت. جالب این است که بخش عمده ای از مصرف
بی رویه را می بایست در بخش دولتی دید. اگر بخش های خصوصی و یا عمومی،
گرایش به مصرف بی رویه دارد، به سبب نادرستی الگوی مصرفی است که از طریق
بخش دولتی به طور مستقیم و غیرمستقیم به جامعه القا می شود؛ زیرا چنان که
در روایت درست و صحیح آمده است مردمان بر دین ملوک و رهبران خویش هستند و
این دولت ها هستند که رفتار مردم را می سازند و به آن جهت می دهند.
بنابراین بخش دولتی، از مهم ترین بخش هایی است که نیازمند انتخاب و تعیین
الگوی صحیح مصرف است تا بخش های دیگر با الگوبرداری و متأثر از آن در مسیر
درست مصرف قرار گیرند.
ارایه الگوی صحیح و اصلاح الگوی موجود مصرف، به معنای حفظ، تقویت، سامان
دهی ظرفیت ها و امکانات بی پایان کشوری است که می خواهد در دوره معاصر،
تمدن اسلامی را بازسازی و جامعه نمونه ای را برای ارایه به دیگر جوامع،
معرفی کند. از این رو از میان اصلاح الگوی تولید و توزیع و مصرف، به اصلاح
الگوی مصرف در بخش های دولتی و خصوصی و عمومی توجه داده شده است.
اما چرا سالی برای این مسأله اختصاص داده و نامگذاری شده است؟ به چه علت با چه روشی نیاز است که بر این مسأله تأکید شود؟
غرقه سازی و افکارسازی
می دانیم که یکی از روش های اهتمام و توجه بخشی به چیزی، ایجاد دغدغه
عمومی و متأثر ساختن افکار عمومی از راه غرقه سازی است. غرقه سازی جامعه
در چیزی می تواند فرصت ها و امکانات را در مسیر مشخص و برنامه ریزی شده
قرار دهد. اگر بتوان افکار عمومی را از طریق غرقه سازی درگیر کرد، می توان
امید داشت که دولت و ملت بتوانند براساس برنامه مشخص و تعیین شده ای چون
چشم انداز بیست ساله و یا تفکر تمدن سازی به اهداف خویش دست یابند. اما
این هدف زمانی ممکن و شدنی است که همه مولفه های غرقه سازی فراهم آید و
همانند دوران جنگ و سازندگی، هم و غم خرد و کلان جامعه از توده های مردمی
تا رهبران و مسئولان دولتی، شود.
بنابراین با غرقه سازی می توان افکار عمومی را ساخت و جهت بخشید. این همان
کاری است که پیامبرگرامی(ص) در طول مأموریت بیست وسه ساله خویش انجام داد
و همگان را با مسأله تمدن اسلامی درگیر ساخت، به گونه ای که هیچ حرکتی
بیرون از دایره تمدن سازی صورت نمی گرفت. از این رو در عصر نبوی، قوانین و
مقررات و دولت و نیز دولتمردسازی در راستای این هدف مشخص بوده است.
اصلاح در ساختار مصارف دولتی
چنان که گفته شد بخش دولتی، مهم ترین و اساسی ترین بخش در حوزه مصرف است؛
زیرا بی گمان مهم ترین مصرف کننده منابع متعدد و متنوع کشور، دولت می
باشد. چنان که دولت، با اصلاح الگوی مصرف خود می تواند فرصت الگوبرداری را
به دیگر بخش ها بدهد.
آن چه در وهله نخست بر دولت مردان است آن که رفتارهای اقتصادی خویش به
ویژه مسئولان کشوری را اصلاح کنند. زیرا مردم رفتارهای خویش را براساس
رفتارهای دولتمردان ساماندهی و تنظیم می کنند و آنان الگوهای واقعی مردم
هستند.
براین اساس در اسلام بر الگو سازی رهبران و دولتمردان تأکید شده است و
پیامبران و به ویژه پیامبراکرم(ص) و اهل بیت(ع) به عنوان رهبران نظام
ولایی اسلام، به عنوان الگوهای کامل در همه حوزه ها، معرفی و به جوامع
بشری شناسانده شده اند.
در این راستا حضرت یوسف(ع) برای مدیریت جامعه به ویژه برای مدیریت بحران و
گذر از عقب ماندگی و خشکسالی و تهدیدهای جدی که نظام سیاسی بلکه اجتماعی
جامعه مصر را تهدید می کرد، خود مسئولیت مدیریت اقتصادی را در دست گرفت و
با ارایه الگوهایی در تولید و توزیع و مصرف منابع کشوری و حتی حضور در بخش
مدیریت به شکل عملی به عنوان امین و خزانه دار دولت و ملت، کوشید تا جامعه
ای نمونه در مصر باستان معرفی کند.
نقش صاحبان قدرت در پیشرفت و یا آگاهی جامعه
از نظر اسلام و قرآن، بخش های دولتی چون اشراف (ملأ) که بزرگان و صاحبان
نفوذ از جهت قدرت و امکانات مادی هستند، با در اختیار داشتن بخش اعظم قدرت
و ثروت می توانند هم مفید و سازنده باشند و هم موجبات تباهی و نیستی جامعه
را فراهم آورند.
آنان به خود اجازه می دهند هرگونه که می خواهند سرمایه های جامعه را مصرف
کنند. مصرف بی رویه و بی برنامه آنان است که ظلم و ستم را گسترش می دهد؛
زیرا اصولا خود مصرف بی رویه، نوعی ظلم و ستم در حق جامعه ای است که مردم
بسیاری در آن به لقمه ای برای سد جوع و رفع گرسنگی بدان نیازمند هستند.
براساس این شیوه رفتاری نامتعادل و بیرون از دایره انسانیت است که خداوند
در آیات 11 تا 13 سوره انبیاء، اشراف و دولتمردانی را که رفتارهای ظالمانه
و زیاده خواهانه دارند، تمسخر و استهزا می کند؛ زیرا آنان مردمانی مترف و
انسان هایی مستکبر هستند. (مومنون آیات 64 و 66 و 67)
در عصر پیامبر(ص) اشراف مکه و مدینه، رفتاری بسیار زشت و زننده داشتند و
در مدینه که برخی از ایشان، اصحاب صفه را که مردمانی فقیر و نادار بودند
تمسخر می کردند. (کهف آیه 28 و انعام آیه 52) همین دسته از اشراف در عصر
حضرت شعیب(ع) با رفتارهای زیانبار اقتصادی، تباهی را به جامعه به ارمغان
آوردند. (اعراف آیات 85 تا 93) اشراف به سبب موقعیت قدرت و ثروت، گرایش
شدیدی به فساد و افساد دارند(اعراف آیه 103) و جاه طلبی و حکومت خواهی
آنان موجب می شود تا جنگ قدرت راه بیاندازند. (بقره آیات 246 و 247) غرور
و تفاخر (کهف آیات 32 تا 34) موجب می شود تا بینش دیگران را بی ارزش و پوچ
شمارند و گرایش به کفر پیدا کنند. (اعراف آیات 66 و 75 و 76 و 90 و یونس
آیه 75 و 78 و هود آیه 27 و سبا آیات 34 و 35 و 38) کوردلی و حق ناشنوایی
نسبت به اصلاحات و آموزه های اصلاحی (اعراف آیات 59 و 60 و 64) آنان را به
سوی فسق و فجور سوق می دهد که خود نوعی زیاده روی و افراط است. (اسراء آیه
16) به هر حال خصیصه اشرافگری، افراط و زیاده روی است که در آیه 28 سوره
کهف مورد تاکید قرار گرفته است. از این رو بر دولتمردان و رهبر واقعی است
تا گروه اجتماعی را که در نهادهای قدرت و ثروت قرارگرفته اند، کنترل و
مهار کنند تا بیش از اندازه، منابع ملی و مردمی را تباه نکنند و با سوء
استفاده، آن را به مصرف شخصی نرسانند؛ کاری که در بیش تر موارد از آنان
سرمی زند.
روحیه اشرافی گری، روحیه امتیازخواهی از دولت و دولتمردان است که در آیه
31 زخرف بدان اشاره شده است. بنابراین می بایست مواظب ایشان بود تا از
موقعیت خود برای چپاول سرمایه های ملی استفاده نکنند. این همان رانت خواری
است که در کشورهای مختلف به ویژه کشور های در حال توسعه و جهان سومی به
شدت رواج دارد و منابع ملی را به غارت می برد.
ارایه الگوی صحیح مصرف، به معنای ارایه الگوی مدیریت و نظارت در سرمایه ها
و منابع ملی و توزیع در عرضه آن نیز می باشد که در آیاتی از جمله در
داستان حضرت یوسف(ع) بدان اشاره شده است. بنابراین لازم است که با تهیه
قوانین و به کارگیری درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش
مدیریت دولتی جلوگیری شود که این خود یکی از منابع مهم افزایش ثروت و
سرمایه ملی برای دست یابی به شکوفایی و پیشرفت اقتصادی است.
اشراف و صاحبان قدرت که اهل تقوا نباشند و به معاد چنان که بایسته و
شایسته است ایمان و باور نداشته باشند. گرایش شدیدی به توطئه و فریب افکار
عمومی (مومنون آیات 23 و 33 و 34) و ایجاد جنگ روانی برای دست یابی به
قدرت و ثروت بیش تر دارند. بر این اساس می بایست قدرت ایشان مهار شود و
اجازه داده نشود تا با بهره گیری از رسانه ها (شعر واخبار به ظاهر تحلیلی
و دیگر ابزارهای قدرت نرم) افکارسازی کرده و مدیریت جامعه را در دست
گیرند. تبلیغاتی که رسانه ها انجام می دهند خود عاملی است تا مصرف به گونه
ای نادرست شکل گیرد و به جای آن که کالا و خدمات در راستای پیشرفت جامعه و
شکوفایی اقتصادی آن باشد در مسیر سقوط و مصرف گرایی افراطی و نابودی
سرمایه ها فردی و جمعی و یا ملی قرار گیرد.
بهینه سازی مصرف در جامعه
از دیگر شیوه هایی که می بایست در جامعه مورد تاکید قرار گیرد، بهینه سازی
مصرف منابع ملی و شخصی است. در آیات قرآنی بر این نکته توجه شده که با
سدسازی و بهره گیری درست از منابع آبی می توان به رشد و شکوفایی اقتصادی
دست یافت.
این مطلب را می توان در گزارش قرآن از قوم سبا به دست آورد که آنان با
ایجاد سد مارب و دیگر بندآب های کوچک و بزرگ و هدایت آن و نیز مدیریت آب و
مصرف آن توانستند بوستان های بسیار ایجاد کرده و آبادی های چندی را پدید
آورند.
تاکید بر مسایل زیست محیطی و دوری از اسراف و تبذیر به ویژه در مواد غذایی
در راستای تامین امنیت غذایی جامعه از دیگر مواردی است که در آیات سوره
یوسف به عنوان راهکاری عملی برای جوامع بشری گزارش شده است.
جامعه نمونه و آرمانی می بایست یاد بگیرد که از هر چیزی به درستی بهره
گیرد. استفاده درست از هرچیز در راستای کمالات فردی و جمعی بشر، همان
مفهوم شکر و سپاسی است که خداوند از بشر خواسته است؛ زیرا بهره گیری درست
و بهینه سازی مصرف موجب می شود تا انسان بتواند از همه امکانات و ظرفیت ها
برای دست یابی به خوشبختی و سعادت جمعی و تقرب الی الله و در نتیجه ربوبیت
و خلافت الهی استفاده کند.
این در حالی است که هرگونه زیاده روی و مصرف بی رویه و نادرست می تواند
شخص یا اشخاص بلکه جامعه ای را دچار کمبود و بحران های چندی نماید که
بحران اقتصادی و غذایی از جمله آنهاست و این به معنی جلوگیری از رشد و
کمال بشریت خواهد بود.
به عبارت دیگر اگر نجات جان کسی به معنای نجات بشریت است، ایجاد بحران از
طریق مصرف نادرست به معنای کشتن همه جامعه است. ولذا خداوند با انتقاد از
دستاوردهای نادرست بشری در محیط زیست دریایی و خشکی از بشر می خواهد که با
مصرف بهینه و درست چیزهایی که به عنوان نعمت الهی شمرده می شود، خود را در
مسیر محبوبیت و قرب الهی قرار دهد.
|