:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103801

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    ◄ تولید آفریقایی، مصرف امریکایی
    موضوع

    [Image]


     
     

    منبع: روزنامه - ایران  - تاريخ شمسی نشر 24/04/1388

     
     

    اینکه ما کشوری مصرف‌گرا هستیم و تولید ملی ما تناسبی با سطح مصرف ما ندارد، موضوعی روشن و آشکار است. البته مصرف گرا نه به این معنی که زیرساخت های صنعتی و اقتصادی ضعیفی برای تولید داریم و در برآوردن نیازها ناتوان هستیم و در نتیجه کشور را به جای کارگاهی برای تولید به بازاری برای مصرف تبدیل کرده ایم، بلکه مصرف گراییم چون اساساً به پرمصرفی و مصرف بیش از نیاز عادت داریم. این موضوع می‌تواند علل متعددی داشته باشد که در نهایت به بافت روحی ما ایرانیان بازمی‌گردد. یعنی آنچه که دین ما و فرهنگ ما در پرهیز از آن تأکید دارد عملاً در پروسه ای تاریخی تبدیل به عادتی ناهنجار شده است که نسل به نسل ناخواسته در انتقالش کوشش می کنیم؛ از یک سو ایمان داریم که دین اسلام و نیز فرهنگ ایرانی ما را از اسراف و زیاده خواهی پرهیز می دهد و حتی آن را مدام به اطرافیان تذکر می دهیم اما وقت عمل ما خود بدتر از همه‌ایم. این را می شود از تولید خارج از قاعده زباله‌های‌مان به ویژه در تهران فهمید، از نحوه حمام رفتن ما که از لحظه ورود تا نیم ساعت دیگری که خارج می شویم آب تصفیه شده شهری یکسره باز است، از شکل و شمایل میهمانی‌ها و سفره چیدن‌های ما، باور کنید ما گاه در غذا خوردن هم اسراف می کنیم: «بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید» و قاعدتاً معنای اسراف در این آیه تنها دور ریختن و ضایع کردن نیست بلکه بیش از حد نیاز خوردن هم هست.

    برخی از جامعه‌شناسان ریشه اسراف در غذا خوردن را به دوره‌هايی از تاریخ نسبت می‌دهند که ما ایرانیان در آن دوره‌ها قحطی‌های طولانی را تجربه کرده‌ایم، حتی قحطی‌هایی که ناشی از اشغال کشور توسط بیگانگان بوده و جان میلیون ها انسان را به کام مرگ کشیده است. شاید پدیده ذخیره سازی بیمارگونه و حتی احتکار را هم بتوان از این دریچه بررسی کرد. شما در این زمینه چگونه فکر می کنید و به اعتقاد شما چگونه می توان نه با عمل مصرف زده بلکه با ذهنیت مصرفی و اسراف گرا روبه رو شد و آن را معتدل کرد و ترس ها و وسواس‌های تاریخی را از آن بیرون کشید؟

    امرالله اماني عضو هیأت علمی دانشگاه این موضوع را در ارتباط با فرایند اجتماعی شدن کودکان تحلیل می‌کند و اعتقاد دارد: «در بستر اجتماعي كردن انسان‌ها به خصوص كودكان كه از سن 2 سالگي شروع شده و تا زمان مرگ ادامه دارد، با دو فرآيند جامعه‌پذيري و باز جامعه‌پذيري مواجه هستيم. فرآيند جامعه‌پذيري از 2 سالگي آغاز شده و تا 15 سالگي ادامه داشته و فرايند بازجامعه‌پذيري از 15‌سالگي آغاز شده و زمان مرگ به پايان مي‌رسد. جامعه‌پذيري به معني دروني كردن هنجارها، باورها و اعتقادات جامعه‌ است در حقيقت آنچه كودك را از يك حالت فيزيكي به يك فرد اجتماعي تبديل ‌كرده و با تشكيل هويت، او را براي پذيرفتن نقش‌ها و تعهدات جامعه آماده مي‌سازد. بازجامعه‌پذيري به معني تكوين و افزودن بر داشته‌ها، يافته‌ها و دانسته‌هايي است كه فرد از مجموعه‌ فرهنگ‌ها، ارزش‌ها، هنجارها و آداب‌ و رسوم دريافت كرده است.»

    این جامعه شناس همچنین اعتقاد دارد: «4 نهاد و يك گروه در اين مسئله نقش‌ اساسي دارند كه مي‌توان به خانواده، آموزش و پرورش، آموزش عالي، رسانه‌ها و گروه ‌دوستان اشاره كرد. يكي از نهادهاي اصلي كه وظيفه اجتماعي كردن، دروني كردن فرهنگ جامعه و پايه‌گذاري هويت و شخصيت فرد را بر عهده دارد، رسانه است. تلويزيون يكي از مهم‌ترين و اساسي‌ترين رسانه‌هاي گروهي است كه اين وظيفه خطير را به عهده دارد و در طول 24 ساعت با محتواي خود به صورت مثبت يا منفي بر افراد بخصوص نسل جوان تأثيرگذار است. متأسفانه‌ برخي سريال‌هاي تلويزيوني به صورت ريشه‌اي وارد عمق مسائل نشده و تنها به پيامد مسائل موجود در سطح جامعه مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پردازند. اكنون در برخي از سريال‌‌ها شاهد اشاعه برخي از مسائل نادرست همچون مصرف گرايي هستيم؛ در كم‌تر فيلمي ديده مي‌شود كه كاراكتر بايستد كنار خيابان و منتظر تاكسي باشد؛ تمام خانه‌ها بزرگ و مجلل و افراد با آرايش‌ و پوششي خاص كه شايسته فرهنگ ما نيست، نقش ايفا مي‌كنند.»

    شخصیت های سریال های تلویزیونی کنار خیابان منتظر تاکسی نمی ایستند، آنها سوار اتوبوس‌های شهری نمی‌شوند، مدام به آژانس زنگ می زنند و از آیفون های تصویری، اتومبیل و راننده را برانداز می کنند. آنها در خانه‌هایشان کتاب ندارند و هیچ وقت مطالعه نمی کنند، آنها مدام غذا می خورند و غذا می خورند و دوربین از زوایای مختلف حریصانه و با اشتهایی سیری ناپذیر طول و عرض میز را طی می کند و گاه به قاشق‌ها و چنگال‌ها و گاه به نوشیدنی های رنگارنگ زل می‌زند. شخصیت‌های سریال‌های تلویزیونی در اسراف وقت نیز استادی تمام عیارند چون مدام حرف می‌زنند و حرف می زنند و کمتر عملی مؤثر انجام می‌دهند. این تصویر غالب سریال‌های ماست: «عده ای دور هم نشسته‌اند، غذا می خورند، حرف می‌زنند و گاه برای پیشبرد داستان، تاکسی تلفنی خبر می‌کنند. چطور است؟ الگویی بی نقص برای غوطه ور شدن در دنیای مصرف تا حد مرگ.»

    زمانی رومی ها دست از خوردن نمی کشیدند تا لحظه‌ای که تهوع مانع شان می‌شد. این فرهنگ غالب دربارهای روم بود اما فرزندان آن امپراطوری امروزه می‌گویند هر شهروندی موظف است روزی یک بار استحمام کند اما حق ندارد میزان آب مصرفی اش - آب تصفیه نشده- بیش از 20 لیتر باشد.

    مسعود فزون بال کارشناس انرژی می گوید:

    «اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقای شاخص‌های زندگی و کاهش هزینه‌‌ها شده و زمینه‌ای برای گسترش عدالت است.

    از طرفی الزام مصرف بهینه باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فناوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد. از این رو ارتباط منطقی بین نامگذاری سال اول دهه پیشرفت و عدالت به «اصلاح الگوی مصرف» بیشتر نمایان می شود. اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگ‌‌سازی پایدار است و این خود نیازمند راهکارهایی است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهای اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدریج این اصلاح نهادینه شده و به یک رفتار پایدار و نهایتاً به یک فرهنگ در تمامی عرصه های مصرف تبدیل شود.» وی در ادامه عنوان می کند:

    «اصلاح الگوی مصرف در دو سطح «تولید کالا» و «مصرف کالا» قابل بررسی است. در سطح تولید کالا که از مرحله تبدیل مواد خام تا انتقال و توزیع به مصرف کننده را شامل می شود، نیاز است که سازندگان و تولیدکنندگان هر دو بخش دولتی و خصوصی علاوه بر رعایت ضوابط زیست محیطی، فناوری تولید کالاهای خود را با استانداردهای جهانی و حتی‌الامکان مناسب با اقلیم هر منطقه مطابق کنند. هم اکنون هدرروی در حوزه انرژی کشور نه صرفاً در بخش مصارف خانگی و مشاغل خدماتی و تجارتی، بلکه در پالایشگاه ها، نیروگاه‌ها، خطوط انتقال برق، لوله های آب، واحدهای تولیدی و خودروها نیز در مقایسه با استانداردهای جهانی قابل قبول نیست. در کشورما حدود یک پنجم برق تولیدی به مصرف روشنایی می‌رسد که 69 درصد آن در خانه ها است لذا با استفاده از لامپ های کم مصرف می توان تا حدود زیادی در این زمینه صرفه‌جویی کرد. تولید انرژی و حرارت از منابع تجزیه شونده و نو همچون باد، خورشید و زباله‌ها در مناطقی که قابل استفاده است باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.»

    وی همچنین اعتقاد دارد: «در سطح «مصرف کالا» باید برای فرهنگ سازی نحوه مصرف بهینه خصوصاً آب، برق و گاز که تهیه آنها برای مصرف کننده سهل‌الوصول تر است آموزش از طریق مدارس، رسانه‌ها، تولیدکنندگان، وزارت نیرو و شرکت گاز بسیار مؤثرتر باشد. همچنین مردم ایران به علت پیوند با دین و مظاهر مقدس دینی به خوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند و بدان آن ارج می نهند لذا می‌توان در بخش آموزش از تعالیم و آموزه‌های دینی که بر صرفه‌جویی تأکید دارند نیز بیشتر بهره برد.»

    و اما تأکید صاحبنظران بر نهادینه شدن اصلاح الگوی مصرف توسط دانشگاه است. این کارشناسان و صاحبنظران اعتقاد دارند با توجه به اين كه دانشگاه توانایی نظریه سازی و انسجام و تمرکز در تئوری دارد می تواند از نظریه‌سازی نهادهای غیر مرتبط که به تلون و پراکندگی منجر خواهد شد جلوگیری کرده و درعین حال به نهادینه شدن این برنامه ها کمک کند. البته پیش از این باید خود دانشگاه از صافی اصلاح الگوی مصرف گذشته باشد. یک مقام مسئول در این باره می گوید:

    «خود دانشجويان و دانشگاهيان در اين رابطه بايد تئوري‌پردازي و عيب‌يابي كنند كه در كجا اتلاف منابع و وقت داشته اند و براي بهره‌برداري صحيح بايد اين هم‌انديشي بين آنها ايجاد شود. يكي از بخش‌هايي كه مورد غفلت واقع شده، بخش سرفصل‌هاي دانشگاه است كه نيازمند بازنگري كلي در اين بخش هستيم، از طرفي بعد از اينكه باز نگري شد در بخش هايي كه اتلاف وقت و منابع مي‌شود راههاي گوناگون در فرهنگ مصرف شناخته مي شود.

    وي با تأكيد بر اهميت فرهنگ ساده زيستي دانشجويان می گوید: «متأسفانه از ساده زيستي در دانشگاه تعريف درستي نداشته‌ايم اما اگر بر اساس مستندات در شريعت و دين پيش برويم مي توانيم فرهنگ ساده زيستي را رايج كنيم.»

    اینکه ما کشوری مصرف‌گرا هستیم و تولید ملی ما تناسبی با سطح مصرف ما ندارد، موضوعی روشن و آشکار است. البته مصرف گرا نه به این معنی که زیرساخت های صنعتی و اقتصادی ضعیفی برای تولید داریم و در برآوردن نیازها ناتوان هستیم و در نتیجه کشور را به جای کارگاهی برای تولید به بازاری برای مصرف تبدیل کرده ایم، بلکه مصرف گراییم چون اساساً به پرمصرفی و مصرف بیش از نیاز عادت داریم. این موضوع می‌تواند علل متعددی داشته باشد که در نهایت به بافت روحی ما ایرانیان بازمی‌گردد. یعنی آنچه که دین ما و فرهنگ ما در پرهیز از آن تأکید دارد عملاً در پروسه ای تاریخی تبدیل به عادتی ناهنجار شده است که نسل به نسل ناخواسته در انتقالش کوشش می کنیم؛ از یک سو ایمان داریم که دین اسلام و نیز فرهنگ ایرانی ما را از اسراف و زیاده خواهی پرهیز می دهد و حتی آن را مدام به اطرافیان تذکر می دهیم اما وقت عمل ما خود بدتر از همه‌ایم. این را می شود از تولید خارج از قاعده زباله‌های‌مان به ویژه در تهران فهمید، از نحوه حمام رفتن ما که از لحظه ورود تا نیم ساعت دیگری که خارج می شویم آب تصفیه شده شهری یکسره باز است، از شکل و شمایل میهمانی‌ها و سفره چیدن‌های ما، باور کنید ما گاه در غذا خوردن هم اسراف می کنیم: «بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید» و قاعدتاً معنای اسراف در این آیه تنها دور ریختن و ضایع کردن نیست بلکه بیش از حد نیاز خوردن هم هست.

    برخی از جامعه‌شناسان ریشه اسراف در غذا خوردن را به دوره‌هايی از تاریخ نسبت می‌دهند که ما ایرانیان در آن دوره‌ها قحطی‌های طولانی را تجربه کرده‌ایم، حتی قحطی‌هایی که ناشی از اشغال کشور توسط بیگانگان بوده و جان میلیون ها انسان را به کام مرگ کشیده است. شاید پدیده ذخیره سازی بیمارگونه و حتی احتکار را هم بتوان از این دریچه بررسی کرد. شما در این زمینه چگونه فکر می کنید و به اعتقاد شما چگونه می توان نه با عمل مصرف زده بلکه با ذهنیت مصرفی و اسراف گرا روبه رو شد و آن را معتدل کرد و ترس ها و وسواس‌های تاریخی را از آن بیرون کشید؟

    امرالله اماني عضو هیأت علمی دانشگاه این موضوع را در ارتباط با فرایند اجتماعی شدن کودکان تحلیل می‌کند و اعتقاد دارد: «در بستر اجتماعي كردن انسان‌ها به خصوص كودكان كه از سن 2 سالگي شروع شده و تا زمان مرگ ادامه دارد، با دو فرآيند جامعه‌پذيري و باز جامعه‌پذيري مواجه هستيم. فرآيند جامعه‌پذيري از 2 سالگي آغاز شده و تا 15 سالگي ادامه داشته و فرايند بازجامعه‌پذيري از 15‌سالگي آغاز شده و زمان مرگ به پايان مي‌رسد. جامعه‌پذيري به معني دروني كردن هنجارها، باورها و اعتقادات جامعه‌ است در حقيقت آنچه كودك را از يك حالت فيزيكي به يك فرد اجتماعي تبديل ‌كرده و با تشكيل هويت، او را براي پذيرفتن نقش‌ها و تعهدات جامعه آماده مي‌سازد. بازجامعه‌پذيري به معني تكوين و افزودن بر داشته‌ها، يافته‌ها و دانسته‌هايي است كه فرد از مجموعه‌ فرهنگ‌ها، ارزش‌ها، هنجارها و آداب‌ و رسوم دريافت كرده است.»

    این جامعه شناس همچنین اعتقاد دارد: «4 نهاد و يك گروه در اين مسئله نقش‌ اساسي دارند كه مي‌توان به خانواده، آموزش و پرورش، آموزش عالي، رسانه‌ها و گروه ‌دوستان اشاره كرد. يكي از نهادهاي اصلي كه وظيفه اجتماعي كردن، دروني كردن فرهنگ جامعه و پايه‌گذاري هويت و شخصيت فرد را بر عهده دارد، رسانه است. تلويزيون يكي از مهم‌ترين و اساسي‌ترين رسانه‌هاي گروهي است كه اين وظيفه خطير را به عهده دارد و در طول 24 ساعت با محتواي خود به صورت مثبت يا منفي بر افراد بخصوص نسل جوان تأثيرگذار است. متأسفانه‌ برخي سريال‌هاي تلويزيوني به صورت ريشه‌اي وارد عمق مسائل نشده و تنها به پيامد مسائل موجود در سطح جامعه مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پردازند. اكنون در برخي از سريال‌‌ها شاهد اشاعه برخي از مسائل نادرست همچون مصرف گرايي هستيم؛ در كم‌تر فيلمي ديده مي‌شود كه كاراكتر بايستد كنار خيابان و منتظر تاكسي باشد؛ تمام خانه‌ها بزرگ و مجلل و افراد با آرايش‌ و پوششي خاص كه شايسته فرهنگ ما نيست، نقش ايفا مي‌كنند.»

    شخصیت های سریال های تلویزیونی کنار خیابان منتظر تاکسی نمی ایستند، آنها سوار اتوبوس‌های شهری نمی‌شوند، مدام به آژانس زنگ می زنند و از آیفون های تصویری، اتومبیل و راننده را برانداز می کنند. آنها در خانه‌هایشان کتاب ندارند و هیچ وقت مطالعه نمی کنند، آنها مدام غذا می خورند و غذا می خورند و دوربین از زوایای مختلف حریصانه و با اشتهایی سیری ناپذیر طول و عرض میز را طی می کند و گاه به قاشق‌ها و چنگال‌ها و گاه به نوشیدنی های رنگارنگ زل می‌زند. شخصیت‌های سریال‌های تلویزیونی در اسراف وقت نیز استادی تمام عیارند چون مدام حرف می‌زنند و حرف می زنند و کمتر عملی مؤثر انجام می‌دهند. این تصویر غالب سریال‌های ماست: «عده ای دور هم نشسته‌اند، غذا می خورند، حرف می‌زنند و گاه برای پیشبرد داستان، تاکسی تلفنی خبر می‌کنند. چطور است؟ الگویی بی نقص برای غوطه ور شدن در دنیای مصرف تا حد مرگ.»

    زمانی رومی ها دست از خوردن نمی کشیدند تا لحظه‌ای که تهوع مانع شان می‌شد. این فرهنگ غالب دربارهای روم بود اما فرزندان آن امپراطوری امروزه می‌گویند هر شهروندی موظف است روزی یک بار استحمام کند اما حق ندارد میزان آب مصرفی اش - آب تصفیه نشده- بیش از 20 لیتر باشد.

    مسعود فزون بال کارشناس انرژی می گوید:

    «اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقای شاخص‌های زندگی و کاهش هزینه‌‌ها شده و زمینه‌ای برای گسترش عدالت است.

    از طرفی الزام مصرف بهینه باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فناوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد. از این رو ارتباط منطقی بین نامگذاری سال اول دهه پیشرفت و عدالت به «اصلاح الگوی مصرف» بیشتر نمایان می شود. اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگ‌‌سازی پایدار است و این خود نیازمند راهکارهایی است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهای اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدریج این اصلاح نهادینه شده و به یک رفتار پایدار و نهایتاً به یک فرهنگ در تمامی عرصه های مصرف تبدیل شود.» وی در ادامه عنوان می کند:

    «اصلاح الگوی مصرف در دو سطح «تولید کالا» و «مصرف کالا» قابل بررسی است. در سطح تولید کالا که از مرحله تبدیل مواد خام تا انتقال و توزیع به مصرف کننده را شامل می شود، نیاز است که سازندگان و تولیدکنندگان هر دو بخش دولتی و خصوصی علاوه بر رعایت ضوابط زیست محیطی، فناوری تولید کالاهای خود را با استانداردهای جهانی و حتی‌الامکان مناسب با اقلیم هر منطقه مطابق کنند. هم اکنون هدرروی در حوزه انرژی کشور نه صرفاً در بخش مصارف خانگی و مشاغل خدماتی و تجارتی، بلکه در پالایشگاه ها، نیروگاه‌ها، خطوط انتقال برق، لوله های آب، واحدهای تولیدی و خودروها نیز در مقایسه با استانداردهای جهانی قابل قبول نیست. در کشورما حدود یک پنجم برق تولیدی به مصرف روشنایی می‌رسد که 69 درصد آن در خانه ها است لذا با استفاده از لامپ های کم مصرف می توان تا حدود زیادی در این زمینه صرفه‌جویی کرد. تولید انرژی و حرارت از منابع تجزیه شونده و نو همچون باد، خورشید و زباله‌ها در مناطقی که قابل استفاده است باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.»

    وی همچنین اعتقاد دارد: «در سطح «مصرف کالا» باید برای فرهنگ سازی نحوه مصرف بهینه خصوصاً آب، برق و گاز که تهیه آنها برای مصرف کننده سهل‌الوصول تر است آموزش از طریق مدارس، رسانه‌ها، تولیدکنندگان، وزارت نیرو و شرکت گاز بسیار مؤثرتر باشد. همچنین مردم ایران به علت پیوند با دین و مظاهر مقدس دینی به خوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند و بدان آن ارج می نهند لذا می‌توان در بخش آموزش از تعالیم و آموزه‌های دینی که بر صرفه‌جویی تأکید دارند نیز بیشتر بهره برد.»

    و اما تأکید صاحبنظران بر نهادینه شدن اصلاح الگوی مصرف توسط دانشگاه است. این کارشناسان و صاحبنظران اعتقاد دارند با توجه به اين كه دانشگاه توانایی نظریه سازی و انسجام و تمرکز در تئوری دارد می تواند از نظریه‌سازی نهادهای غیر مرتبط که به تلون و پراکندگی منجر خواهد شد جلوگیری کرده و درعین حال به نهادینه شدن این برنامه ها کمک کند. البته پیش از این باید خود دانشگاه از صافی اصلاح الگوی مصرف گذشته باشد. یک مقام مسئول در این باره می گوید:

    «خود دانشجويان و دانشگاهيان در اين رابطه بايد تئوري‌پردازي و عيب‌يابي كنند كه در كجا اتلاف منابع و وقت داشته اند و براي بهره‌برداري صحيح بايد اين هم‌انديشي بين آنها ايجاد شود. يكي از بخش‌هايي كه مورد غفلت واقع شده، بخش سرفصل‌هاي دانشگاه است كه نيازمند بازنگري كلي در اين بخش هستيم، از طرفي بعد از اينكه باز نگري شد در بخش هايي كه اتلاف وقت و منابع مي‌شود راههاي گوناگون در فرهنگ مصرف شناخته مي شود.

    وي با تأكيد بر اهميت فرهنگ ساده زيستي دانشجويان می گوید: «متأسفانه از ساده زيستي در دانشگاه تعريف درستي نداشته‌ايم اما اگر بر اساس مستندات در شريعت و دين پيش برويم مي توانيم فرهنگ ساده زيستي را رايج كنيم.»



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ مصرف گرايي از كالا تا انديشه
    موضوع

    [Image]
    مصرف گرايي و غرب زدگي از دربار صفويه


    گفت وگو با دكتر ابراهيم فياض، جامعه شناس و استاد دانشگاه امام صادق(ع) كه به تازگي كتاب «ايران آينده به سوي الگوي مردم شناختي براي ابرقدرتي ايران» از وي منتشر شده است به عنوان يكي از نظريه پردازان خلاق اجتماعي همواره جالب و شنيدني است. گفت وگوي زير حاصل يك نشست طولاني پيرامون علل مصرف گرايي در ايران است. گرچه ابتداي بحث ما از علل رشد مصرف گرايي در دو دهه اخير آغاز مي شود اما براي بررسي آن تا ورود مدرنيته به ايران و برپايي رنسانس در اروپا پيش مي رويم:

     

    منبع: روزنامه - ایران  - تاريخ شمسی نشر 10/02/1388

     
       ● نام گفت و گو شونده: ابراهيم - فياض

    خبرنگار: وحيد - شاكري

     
     

    * به نظر شما در پيشينه تاريخي نظام اجتماعي ايران ما با اين شكل و شيوه از مصرف گرايي مواجه بوده ايم؟

    براي بررسي هر پديده اجتماعي درك الگوي باستاني اش اجتناب ناپذير است. مصرف گرايي هم به عنوان يك كنش رفتاري و شاخص، مسبوق به معرفتي است كه ريشه در باستان شناسي ما دارد. مصرف گرايي از يك عقلانيتي برخوردار است كه به آن مشروعيت مي بخشد. يعني كسي كه مصرف مي كند نمي گويد كه من بي شعورم يا بي عقلم. اما يك نوع عقلانيتي در پس رفتار وي وجود دارد كه باعث اين رفتار مي شود. شناخت اين عقلانيت جز بررسي ريشه هاي تاريخي آن راه ديگري ندارد. بنابراين مي بايست آن عقلانيت كه آن را به وجود آورده مطالعه كنيم. به همين دليل من سه سال قبل در يادداشتي كه مجله پگاه حوزه آن را منتشر كرد، به عقلانيت مصرفي اشاره كردم. در آن يادداشت گفته بودم كه ما يك عقلانيت داريم كه به ما مي گويد مصرف كن و آن را توجيه كرده و براي آن چارچوب هاي عقلاني درست مي كند.

    اگر مي خواهيم اين را باستان شناسي كنيم بايد برگرديم به تاريخ گذشته مان و اشرافيتي كه در ايران بوده است؛ اشرافيتي كه همزمان با رنسانس در دوره صفويه شكل مي گيرد. اين اشرافيت داراي تفاوت ماهوي با اشرافيت قبل از صفويه است. در اين دوره از منظر فرهنگي، فكري و معرفتي خودكفايي خود را از دست داده و با يك اشرافيت غربگرا مواجه مي شويم كه ديگر چيز مهمي توليد نمي كند. نمونه اش خود پادشاه صفويه است. شاه عباس، يعني اشرافيت مصرف گرايي كه الگوي خود را در غرب مي بيند. برادران شرلي مي شوند برادران شاه عباس. از اينجا هست كه انگليسي ها نفوذ مي كنند و طي اين دوران ها تا امروز مشكلات زيادي را براي ما به وجود آورده و نمي گذارند هيچ ساختار صحيحي در ايران شكل بگيرد. مصرف گراترين و غربزده ترين شخص در اين دوران، شاه سلطان حسين صفوي است. اين شاه سلطان حسين در تاريخ به خاطر همين غربزدگي، اشرافيت و مصرف گرايي اش ننگ است.

    ما شاهديم كه در اثر همين رفتارها جامعه دچار فروپاشي شد تا جايي كه يك آدم بي سروپايي مانند محمود افغان توانست عربده كشان تا اصفهان بيايد و هيچكس هم جلودارش نبود. اين امپراتوري در حالي به همين سادگي فروريخت كه حتي خود شاه هم باورش نمي شد كه اين امپراتوري اينقدر از هم فروپاشيده باشد.

    متاسفانه نگاه ما به دوره صفويه و اصولاً كل تاريخ متاثر از نگاه مستشرقين مي باشد كه هنوز هم آن را ادامه مي دهيم. آنها صفويه را مانند يك كالاي زيباي لوكس مانند آنچه گوركانيان در هند بوده اند، معرفي كرده اند. از زماني كه مدرنيسم آمد از رنسانس به اين طرف كه برادران شرلي آمدند ما شديم واسطه نوكري جاده ابريشم. توليد را چه كسي مي كرد شرق و از ايران رد مي شد و ما ترانزيت مي گرفتيم. همين كاري كه امروز دبي انجام مي دهد كه من در يك مصاحبه گفتم كه تمدن دبي يك تمدن ويتريني است.


    * آيا اين روند در دوره هاي پس از آن مانند زنديه، افشار و قاجار ادامه پيدا مي كند؟

    بله، اين روند مصرف گرايي ادامه پيدا مي كند، اما چون دولتهاي پس از صفويه درگير جنگ بودند، خيلي ثبات پيدا نكردند. جناب نادرشاه و كريم خان زند و آغا محمد خان قاجار چون زياد درگير جنگ بودند، ساختار نتوانست خيلي بروز كند.


    * به عبارتي اينها جهانگير بودند تا جهاندار؟

    بله. از دوره اي كه ثبات پيدا مي كنيم يعني فتحعلي شاه، يكباره غربگرايي در ايران بشدت خودش را نشان داده و مصرف گرايي شدت مي يابد. ايجاد كاخها، حرمسراها و نگارستان ها اينها در تاريخ هست كه خيلي وحشتناك هم هست. كاخ شاه داريم و كاخ هاي اطرافيان كه الآن ما به عنوان آثار باستاني نگه داشته ايم. اولين كساني كه سوغات غرب را مي آورند و مشروطه را به وجود مي آورند خود اشراف هستند. اگر متفكري هم بوده از طبقه اعيان و اشراف بوده است نه بيشتر. اشراف هستند كه غرب را وارد ايران مي كنند همين شاهزاده ها و آقازاده ها يكباره غربگرايي را در ايران به راه مي اندازند. آنچه را هم كه مي آورند چون داراي عمق و انديشه نبودند يك ظاهري از غرب است. معماري درست مي كنند، ميدان درست مي كنند، خانه هايشان را مي سازند، دكوراسيون غربي درست مي كنند. اگر اينها را به تصوير بكشند فيلم هاي طنزي مي شود كه تاكنون اينقدر مردم را نخندانده است. يك غرب شناسي كاريكاتور وار.

    ما به مشروطه كه مي رسيم ديگر كاملاً غرب زده مي شويم. مشروطه چيزي نيست جز بازتوليد انگليسي ايران. حتي اگر آخوندي هم در اينها هست، آخوندي اشرافي _ انگليسي مانند محمدعلي يزدي پدر سيدضياءطباطبايي است كه فرزندش خط انگلستان را در ايران و خاورميانه تا اسرائيل پيگيري مي كرد.

    بنابراين در اين دوره يك ساختار سياسي وابسته داريم كه اقتصاد سياسي در آن شكل مي گيرد. داخل آن مي شود اقتصاد مصرفي. الگوي مصرف را هم از غرب مي گيرد. يعني تو اگر مي خواهي مدرن و به روز باشي، بايد مصرف كني. آن هم كالاي غربي. من مصرف مي كنم پس هستم. اين مصرف از كالاها و مصنوعاتي مانند پوشاك شروع مي شود و تا فكر و انديشه پيشروي مي كند.


    * نقش نفت و اقتصاد نفتي از اين دوره به بعد چه تاثيري در روند مصرف گرايي در كشور داشت؟

    از دوره ناصرالدين شاه اكتشاف نفت در ايران آغاز مي شود. با نفتي شدن اقتصاد كشور بر روند مصرفي گرايي افزوده مي شود. نفت را مي برند و پولش به ايران بازگشته و مصرف مي شود. چه كسي نفت را استخراج و توليد مي كند، خود غربي ها. يعني توليد نفت هم دست ما نيست. پولش را فقط به ما مي دهند تا ما خرج بكنيم. از عهد ناصرالدين شاه به اين طرف يك دولت كاملاً مصرفي در ايران درست مي شود كه همه سردمدارانش غربزده اند. همين اشرافيت، همين شاهزاده ها، سفارت انگليس و آدم هاي خودفروخته كه نمايندگي فكري و منبر غرب را در دست دارند وارد مي شوند و مشروطه را به وجود مي آورند تا آن نهضت اصيل و اصلي فقهي و فلسفه سياسي ما را از بين ببرند و آخرش هم مي شود رضاشاه.


    * تحليل شما از دوره نوسازي محمدرضا پهلوي و تاثير آن بر مصرف گرايي چيست؟

    هر چي به نام مدرنيسم، نوسازي و پيشرفت مطرح بوده يعني بازسازي فرهنگ مصرف گرايي در ايران. براي همين است كه ما هر چه جلوتر آمديم، مصرف گرايي تشديد شد. در پي انقلاب شاه و مردم همه مردم مصرفي شدند. روستايي ها ديگر گندم توليد نكردند. به همين علت است كه امام وقتي مي خواهد با اصلاحات ارضي مخالفت كند به شاه مي گويد تو مي خواهي فرهنگ استعماري و غيرتوليدي و مصرفي را تا عمق روستاها ببري. يعني اگر بازسازي و نوسازي توسط شما صورت مي گيرد نه براي اينكه توليد افزايش پيدا كند بلكه مي خواهي مصرف را بالاببري. از اين دوره است كه روستايي ما هم غربگرا مي شود. تمام افتخار هويدا اين بود كه ما به مردم پيكان داديم. و با شعار هر ايراني يك پيكان اين آقا، ترافيك تهران از همان زمان شاه نقل محافل و روزنامه ها مي شود.


    * انقلاب اسلامي چه تاثيري را در روند مصرف گرايي كشور داشت؟

    بلافاصله بعد از انقلاب مردم به توليد روي آوردند. مردم حتي رفتند در كنار روستائيان به درو پرداختند. اما مسئولان ما غربگرا بودند. غربگراي شرق گرا، ذهن همه آقايان از روحاني تا دكتر و مهندس را سوسياليسم پر كرده بود. غير از روحانيت سنتي قم و تهران كه فقيه بودند هر بحثي كه مطرح مي شود، اسلام نيست، سوسياليسم است. مدعيان هركس را به صرف پولداري اذيت مي كردند. تمام همت دولت اين بود كه سرمايه دارهاي سنتي بازار را له كند.


    * در صورتي كه نهاد بازار همراه و حامي انقلاب بود!

    بله. شما براي بررسي وضعيت آن دوران از آقاي ميرمحمد صادقي و عسگر اولادي بپرسيد. همين آقاي مير محمدصادقي بود كه آن سال 13ميليون تومان داد تا با اجاره هواپيما امام به ايران بيايد؛ براي فعاليتهاي اقتصادي اش تحت بيشترين فشارها قرار گرفت. كساني كه چرخ انقلاب را با پولهايشان مي چرخاندند،حالاگرفتار اين آقايان شده بودند. غربگراي شرق گرا يعني يك غربگرايي كه در بطنش سوسياليسم است ولي عملاً غربگرايي است. يك دفعه مي آيند يك سوسياليسم دهشتناك را به نام سوسياليسم اسلامي اجرا مي كنند و تا همين اواخر هم مي گفتند ما سوسيال دموكرات هستيم. اينها يك سري آدم بي سواد بودند كه اگر از آنها بپرسيد سوسياليسم چيست و مبدا آن در كجاست؟ در گذشته و حال چه مي گفته؟هيچ جوابي ندارند. پس انقلاب هم متاسفانه همينطوري مصادره شد و بازتوليد، توليد انجام نشد. مردم بدبخت اين وسط سرگردان ماندند و جريانات سياسي تا پايان جنگ به منازعات و زد و خوردهاي سياسي و ايدئولوژيك مشغول شدند.

    پس از جنگ با پيدايي شكست سياست هاي شرق گرايانه آقايان و از بين رفتن ساختارهاي توليد و بازار از يك سو و فروپاشي شوروي از سوي ديگر. نرخ بازار برگشت و آقايان يكباره ليبرال شدند، همان آقايان سوپرسوسياليست كه با همه درگير مي شدند و تمام حرفشان مالكيت دولتي و مالكيت عمومي بود، يكباره طرفدار مالكيت خصوصي و مكانيزم بازار آزاد شدند. يعني باز هم مصرف فكري جديد.

    يك نوع عقلانيت مصرفي در دولت پس از جنگ به وجود آمد كه فقط مصرف و مصرف را پيگيري مي كرد. مصرف فكري هم دوباره در دانشگاهها آغاز شد. با اين روش بازار سنتي ما را شكستند چون اينها تنها توانستند واردات را بگيرند. برويد ببينيد آن سالها چه چيزي وارد شده است، مواد لوكس و مصرفي از لوازم آرايش گرفته تا تنقلات. تمام كالاهاي مصرفي وارد كردند. اگر كارخانه اي هم بنا شد، در راستاي همين مصرف گرايي بود. توليد كالاهايي مانند پفك، چيپس و فرش ماشيني به يكباره افزايش يافت.



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    كيفيت فداي كميت
    موضوع


    امروز با اين واقعيت انكارناپذير روبرو هستيم كه كيفيت كالاهاي مصرفي در قيل و قال تبليغات كاذب شركت ها فداي كميت شده است. از يك طرف بسياري از كالاهاي وارداتي به كشورمان- كه معمولاً توليدي از كشورهاي چين و كره هستند- با نازلترين كيفيت وارد كشور مي شوند، ازطرف ديگر هم همين تبليغات كاذب مردم را در انتخاب كالاي مرغوب موردپسندشان سردرگم مي كند. محمد فرامرزي، يكي از فروشندگان گوشي تلفن همراه در خيابان جمهوري به آشفته بازار گوشي هاي ساخت چين و كره اشاره مي كند و مي گويد: «تبليغات اين شركت ها بسيار وسيع است اما در مقايسه با هجم تبليغات، كالاهاي مذكور كيفيت لازم را ندارند، مثلا يك شركت معتبر توليد گوشي تلفن همراه كه تبليغات بسيار گسترده اي براي فروش بيشتر به راه انداخته، به همان اندازه كه تبليغاتش وسيع است، كالاي توليدي اش كيفيت ندارد.»

    وي مي گويد: «به عنوان مثال از يك مدل گوشي با يك نام و عنوان، چند كشور در آسياي شرقي مبادرت به توليد آن كرده اند و هر كدام به تبليغات خود مي پردازند، حال در هياهوي اين تبليغ، مشتري سرگردان است و نمي داند فلان گوشي مورد نظرش را با آرم ساخت كره بخرد يا فنلاند، و يا تشخيص اجناس ژاپني با چيني و كره اي بسيار مشكل است.»

    «اكبر رستگاري» از فروشندگان سيم كارت تلفن همراه در پاساژ علاءالدين خيابان جمهوري نيز در پاسخ به سؤالم به تبليغات كاذب اشاره مي كند و مي گويد: «متأسفانه هر روز شاهد تبليغات همه جوره اي هستيم كه مردم را به خريد بيشتر تشويق مي كند كه در بلند مدت چنين روندي به زيان جامعه تمام خواهد شد.»

    اين فروشنده مي گويد: «امروز تبليغات سيم كارت هاي تلفن همراه آنچنان گسترده شده كه يكي از همين شركت ها گفته است در عوض خريد يك سيم كارت، سيم كارت ديگري بدون قيد قرعه جايزه خواهد داد! اين در حالي است كه سيم كارت هاي توليدي همين شركت هيچگونه كيفيت آنتن دهي مناسب ندارد و اغلب مردم از محصولات آن ناراضي و گلايه مندند.»

    «ميرزاپور» يكي از كارمندان دولت كه براي خريد سيم كارت تلفن همراه به خيابان جمهوري آمده معتقد است بسياري از تبليغات موجود كاذب است و بايد دولت با اعمال كارهاي كارشناسي شده به كنترل و مهار آنها بپردازد.

    وي مي گويد: «در ميان شركت هاي توليدي سيم كارت تلفن همراه، يكي از شركت ها از تبليغات و هياهوي بيشتري برخوردار است و با بهره گيري از شگردهاي روانشناختي تأثير در مخاطب عام مي كوشد محصول بي كيفيت و نامرغوب خود را به مردم قالب كند، شركت مذكور به جاي اينكه به فكر بالابردن كيفيت خدمات دهي سيم كارت توليدي خود باشد متأسفانه هر روز در حال بالابردن سطح تبليغات در رسانه ها و در و ديوار شهر است.»



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ روند مصرف گرايي در جامعه چگونه است
    موضوع

    هجوم تبليغات كالاهاي مصرفي در كشورمان

    به گونه اي است كه هدايت و كنترل نيازها و خواسته هاي افكار عمومي را در چنبره خود دارند، و اگر نظارتي بر شيوه هاي تبليغي برخي شركت هاي توليدي صورت نگيرد چه بسا سليقه هاي مردم را همين تبليغات كاذب به ناكجاآباد بكشانند!

    امروز بسياري از مردم كشورمان از اجناس خريداري شده مصرفي كه تبليغات گسترده اي را پشت سرخود دارند رضايت چنداني ندارند اما شركت هاي توليدي و واردكنندگان چنين كالاهاي نامرغوبي از محصول خود كاملا احساس رضايت مي كنند!

    «رضا ملكشاهي» كارشناس مسائل اجتماعي در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «بسياري از شركت هاي توليدي داخلي و شركت هايي كه به واردات كالاهاي خارجي مي پردازند به فكر سود بيشتر هستند تا كيفيت محصول، از همين رو مردم بايد به اين نكته توجه كنند كه هر كالايي بايد از مرغوبيت و استانداردهاي لازم برخوردار باشد و هيچگاه تبليغات بازگوكننده مرغوبيت واقعي اجناس نيست.»

    اين كارشناس مسائل اجتماعي رواج مصرف زدگي را به زيان جامعه مي داند و مي گويد: «مصرف زدگي به تجمل گرايي دامن مي زند و سبب گسترش زرق و برق هاي كاذب در زندگي مي شود، امروز اگر دقت كرده باشيد بسياري از خانواده ها تحت تاثير تبليغات كاذب خود را گرفتار تجمل گرايي هاي افراطي كرده اند و به خريد كالاهايي مي پردازند كه چندان به آنها نيازي ندارند، ادامه وگسترش اين روند جامعه اسلامي ما را به بيماري مصرف زدگي گرفتار خواهد كرد كه خود مصرف زدگي تبعات و زيرشاخه هاي وسيعتري از جمله تجمل گرايي، ايجاد شكاف طبقاتي و چشم و هم چشمي را شامل مي شود.»

    وي در ادامه مي گويد: «تجمل گرايي سبب مي گردد تا فرهنگ ماديت جايگزين معنويت شود، يعني در دنياي تجمل گرايي آن چنان كه انسان به وجود وسايلات غيرضروري و تجملي زندگي در اين جهان بها و اعتبار مي دهد، نيمي از آن را به فكر معنويت نيست و اصولا در چنين دنيايي همه چيز تجملي است و از عمق و معناي خاصي برخوردار نيست.»

    يك كارشناس امور فرهنگي نيز معتقد است كه بايد تبليغات كالاهاي مصرفي نظام مند شوند و به شيوه اي هدايت گردند تا به جامعه آسيبي وارد نسازد.

    وي خاطر نشان مي كند: «گويا در جامعه كنوني ما تبليغات كالاهاي موجود از هيچ قاعده و قانوني تبعيت نمي كند و هر شركتي با شگردهايي خاص به فريب مردم مي پردازند، اين در حالي است كه تبليغات نبايد آدرس غلطي براي مخاطب و وسيله اي براي فريب مشتري باشد.»

    [Image]


     
     

    منبع: خبرگزاری - فارس  - تاريخ شمسی نشر 16/04/1388

     
     

    سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند.

    در و ديوارهاي شهر را كه مي نگريد تبليغات همه رنگ از سر و كولش مي بارد، اگر تا ديروز قيافه و تركيب شهر به شيوه اي بود كه شما را به آرامش فرامي خواند و تمامي خيابان ها و ساختمان هايش تركيبي يكنواخت، متعادل و زيبا داشت، امروز اما در و ديوارهاي شهر را تبليغات فراگرفته و زيبايي خيابان ها و خانه ها در پشت پرده پلاكاردهاي تبليغاتي كاملاً محو شده است.

    تبليغات رنگارنگي كه هركدام با شيوه اي جديد شما را به دنيايي از مصرف زدگي و تجمل گرايي دعوت مي كند، حتي برخي از شركت هاي توليدي گوي سبقت را ازرقباي خود ربوده اند و با اعلام اينكه «خريد يك كالا متضمن خريد رايگان كالاهاي ديگر خواهد بود» هياهو و جارو جنجال به راه انداخته اند و هر روز به شگردهاي تازه اي براي جلب مشتري پناه مي برند.

    سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند. تبليغات تلويزيوني، راديويي، مطبوعات، نقاشي ديوارهاي كوتاه و بلند، پلاكارد در اندازه هاي مختلف، بروشور، كارت و... ازجمله ابزارهاي مهم تبليغات هستند، تبليغاتي كه اين روزها فرم و قيافه شهرها را باب ميل خود طراحي مي كنند و در آشفته بازاري رقابتي براي جلب مشتري به هر حيله و نيرنگي پناه مي برند. اما سؤال اساسي اينجاست كه چرا تمامي تبليغاتي كه وجود دارد به نوعي مردم را به سمت دنياي مصرف زدگي تشويق و هدايت مي كند و از آنها مي خواهد تابه مصرف فلان كالاي وارداتي يا توليدي داخل بپردازند، و به راستي حركت به سمت مصرف زدگي و رواج دامنه تجمل گرايي در جامعه روبه رشد كنوني چه زيان هايي را متوجه كشورمان خواهد كرد و تبعات اين مسئله در درازمدت چه خواهد بود؟


    كيفيت فداي كميت

    امروز با اين واقعيت انكارناپذير روبرو هستيم كه كيفيت كالاهاي مصرفي در قيل و قال تبليغات كاذب شركت ها فداي كميت شده است. از يك طرف بسياري از كالاهاي وارداتي به كشورمان- كه معمولاً توليدي از كشورهاي چين و كره هستند- با نازلترين كيفيت وارد كشور مي شوند، ازطرف ديگر هم همين تبليغات كاذب مردم را در انتخاب كالاي مرغوب موردپسندشان سردرگم مي كند. محمد فرامرزي، يكي از فروشندگان گوشي تلفن همراه در خيابان جمهوري به آشفته بازار گوشي هاي ساخت چين و كره اشاره مي كند و مي گويد: «تبليغات اين شركت ها بسيار وسيع است اما در مقايسه با هجم تبليغات، كالاهاي مذكور كيفيت لازم را ندارند، مثلا يك شركت معتبر توليد گوشي تلفن همراه كه تبليغات بسيار گسترده اي براي فروش بيشتر به راه انداخته، به همان اندازه كه تبليغاتش وسيع است، كالاي توليدي اش كيفيت ندارد.»

    وي مي گويد: «به عنوان مثال از يك مدل گوشي با يك نام و عنوان، چند كشور در آسياي شرقي مبادرت به توليد آن كرده اند و هر كدام به تبليغات خود مي پردازند، حال در هياهوي اين تبليغ، مشتري سرگردان است و نمي داند فلان گوشي مورد نظرش را با آرم ساخت كره بخرد يا فنلاند، و يا تشخيص اجناس ژاپني با چيني و كره اي بسيار مشكل است.»

    «اكبر رستگاري» از فروشندگان سيم كارت تلفن همراه در پاساژ علاءالدين خيابان جمهوري نيز در پاسخ به سؤالم به تبليغات كاذب اشاره مي كند و مي گويد: «متأسفانه هر روز شاهد تبليغات همه جوره اي هستيم كه مردم را به خريد بيشتر تشويق مي كند كه در بلند مدت چنين روندي به زيان جامعه تمام خواهد شد.»

    اين فروشنده مي گويد: «امروز تبليغات سيم كارت هاي تلفن همراه آنچنان گسترده شده كه يكي از همين شركت ها گفته است در عوض خريد يك سيم كارت، سيم كارت ديگري بدون قيد قرعه جايزه خواهد داد! اين در حالي است كه سيم كارت هاي توليدي همين شركت هيچگونه كيفيت آنتن دهي مناسب ندارد و اغلب مردم از محصولات آن ناراضي و گلايه مندند.»

    «ميرزاپور» يكي از كارمندان دولت كه براي خريد سيم كارت تلفن همراه به خيابان جمهوري آمده معتقد است بسياري از تبليغات موجود كاذب است و بايد دولت با اعمال كارهاي كارشناسي شده به كنترل و مهار آنها بپردازد.

    وي مي گويد: «در ميان شركت هاي توليدي سيم كارت تلفن همراه، يكي از شركت ها از تبليغات و هياهوي بيشتري برخوردار است و با بهره گيري از شگردهاي روانشناختي تأثير در مخاطب عام مي كوشد محصول بي كيفيت و نامرغوب خود را به مردم قالب كند، شركت مذكور به جاي اينكه به فكر بالابردن كيفيت خدمات دهي سيم كارت توليدي خود باشد متأسفانه هر روز در حال بالابردن سطح تبليغات در رسانه ها و در و ديوار شهر است.»


    هجوم تبليغات كالاهاي مصرفي در كشورمان

    به گونه اي است كه هدايت و كنترل نيازها و خواسته هاي افكار عمومي را در چنبره خود دارند، و اگر نظارتي بر شيوه هاي تبليغي برخي شركت هاي توليدي صورت نگيرد چه بسا سليقه هاي مردم را همين تبليغات كاذب به ناكجاآباد بكشانند!

    امروز بسياري از مردم كشورمان از اجناس خريداري شده مصرفي كه تبليغات گسترده اي را پشت سرخود دارند رضايت چنداني ندارند اما شركت هاي توليدي و واردكنندگان چنين كالاهاي نامرغوبي از محصول خود كاملا احساس رضايت مي كنند!

    «رضا ملكشاهي» كارشناس مسائل اجتماعي در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «بسياري از شركت هاي توليدي داخلي و شركت هايي كه به واردات كالاهاي خارجي مي پردازند به فكر سود بيشتر هستند تا كيفيت محصول، از همين رو مردم بايد به اين نكته توجه كنند كه هر كالايي بايد از مرغوبيت و استانداردهاي لازم برخوردار باشد و هيچگاه تبليغات بازگوكننده مرغوبيت واقعي اجناس نيست.»

    اين كارشناس مسائل اجتماعي رواج مصرف زدگي را به زيان جامعه مي داند و مي گويد: «مصرف زدگي به تجمل گرايي دامن مي زند و سبب گسترش زرق و برق هاي كاذب در زندگي مي شود، امروز اگر دقت كرده باشيد بسياري از خانواده ها تحت تاثير تبليغات كاذب خود را گرفتار تجمل گرايي هاي افراطي كرده اند و به خريد كالاهايي مي پردازند كه چندان به آنها نيازي ندارند، ادامه وگسترش اين روند جامعه اسلامي ما را به بيماري مصرف زدگي گرفتار خواهد كرد كه خود مصرف زدگي تبعات و زيرشاخه هاي وسيعتري از جمله تجمل گرايي، ايجاد شكاف طبقاتي و چشم و هم چشمي را شامل مي شود.»

    وي در ادامه مي گويد: «تجمل گرايي سبب مي گردد تا فرهنگ ماديت جايگزين معنويت شود، يعني در دنياي تجمل گرايي آن چنان كه انسان به وجود وسايلات غيرضروري و تجملي زندگي در اين جهان بها و اعتبار مي دهد، نيمي از آن را به فكر معنويت نيست و اصولا در چنين دنيايي همه چيز تجملي است و از عمق و معناي خاصي برخوردار نيست.»

    يك كارشناس امور فرهنگي نيز معتقد است كه بايد تبليغات كالاهاي مصرفي نظام مند شوند و به شيوه اي هدايت گردند تا به جامعه آسيبي وارد نسازد.

    وي خاطر نشان مي كند: «گويا در جامعه كنوني ما تبليغات كالاهاي موجود از هيچ قاعده و قانوني تبعيت نمي كند و هر شركتي با شگردهايي خاص به فريب مردم مي پردازند، اين در حالي است كه تبليغات نبايد آدرس غلطي براي مخاطب و وسيله اي براي فريب مشتري باشد.»


    زيرشاخه هاي مصرف زدگي

    از جمله پيامدهاي مصرف زدگي كه جامعه را به سمت فقررواني و آسيب هاي ديگر اجتماعي به پيش مي برد، تجمل گرايي است.

    حجت الاسلام رضاييان، كارشناس امور خانواده زندگي انسان را به سه بخش، زندگي ضروري، رفاهي و تجملي تقسيم مي كند و معتقد است كه در زندگي ضروري، انسان به دنبال تامين نيازهاي اوليه و ضروري است و تامين خوراك و پوشاك را سرلوحه فعاليت هاي اقتصادي روزانه خود قرار مي دهد.

    در اسلام نيز اين حد از تامين معيشت براي مردم در زندگي مشترك واجب است. در زندگي رفاهي، انسان درصدد تامين رفاه بيشتر براي خانواده است و تلاش مي كند امور روزمره خود را از حد ضرورت فراتر برده، خوراك و پوشاك و مسكن بهتر و بيشتري براي خانواده خود فراهم نمايد. اين قبيل تلاش ها نيز در دستورات اسلامي ستوده شده و از آنها به «جهاد» تعبير شده است، يعني در اسلام زندگي بهتر همراه با رفاه بيشتر منع نشده است.

    وي درباره زندگي تجملي مي گويد: «اما آنچه كه جامعه را به سمت هلاكت نزديك مي كند زندگي تجملي است. مصداق روشن زندگي تجملي اسراف در مصرف است، به عنوان مثال اگر شخصي كه در خانه خود داراي وسيله خوراك پزي مناسب است اما درصدد باشد كه چون در منزل اقوام و خويشاوندان نوع جديدي از اين وسيله وجود دارد، وي نيز بايد با فروش آن وسيله به سمساري، مدل جديد همان كالا را فراهم نمايد و به چشم و هم چشمي بپردازد، اين برخورد اولين گام به سمت ورطه تجمل پرستي است.»

    وي مي گويد:«دنياي مادي غرب با همين تفكر مصرف زدگي و تجمل گرايي به دنياي ماديت بيشتر براي كسب لذت گرفتار آمده و در اين دنيا هويت ارزشي و انساني خود را فراموش كرده و تمامي ارزش ها و كرامت هاي معنادار انساني را بي معنا و پوچ قلمداد مي كند، ما نيز بايد مواظب باشيم در اين ميدان هلاكت گرفتار نشويم.»


    صادرات كالاهاي مصرفي به ايران با هدف كم شدن ارز خارجي

    انستيتو سياست خاورميانه واشنگتن، نتيجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر كرده است و در آن تاكيد نموده كه صادرات كالاهاي مصرفي به ايران بايد از سرگرفته شود. چون اين كار باعث كم شدن ارز خارجي موجود در ايران خواهد شد.

    محمد حسن قديري ابياني، دكتراي مديريت استراتژيك و سفير جمهوري اسلامي در مكزيك درباره نتيجه همين مطالعات منتشر شده واشنگتن مي گويد: «ممكن است تصور شود كه سياست هاي فوق مربوط به دشمني غرب با ايران در نظام جمهوري اسلامي است اما اسناد و مدارك نشانگر آن است كه غرب اصولاً با ملل مسلمان خصومت داشته و سياست خويش عليه مسلمانان را حتي در زمان رژيم هاي دست نشانده نيز دنبال مي كرده، و براي اعمال همين سياست ها بوده كه با كودتا و هزار طرفند و توطئه ديگر، رژيم هاي مزدوري را بر كشورها حاكم كرده است.»


    تلاش غرب براي ترويج فرهنگ مصرف گرايي در ايران

    فرهنگ مصرف زدگي و تجمل گرايي در جامعه اي كه بسيار گسترده است در ادارات دولتي و غير دولتي نيز نمود مي يابد، مصرف هاي بي رويه در ادارات، تجمل گرايي ها و تغيير مكرر دكوراسيون ها، نشات گرفته از اين فرهنگ غلط است.

    آنتوني پارسونز، آخرين سفير انگليس در رژيم شاه كه پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از كشور، ايران را ترك كرد در كتاب خود تحت عنوان «غرور و سقوط» متن اظهاراتش را در سال 1974 ميلادي- 1352 شمسي- خطاب به بازرگانان انگليس و كساني كه دست اندركار تجارت و معامله با ايران بودند، چنين به رشته تحرير درآورده است: «نخستين كاري كه اينجا مي كنيد اين است كه تا مي توانيد كالاهايتان را بفروشيد و فقط در صورتي سرمايه گذاري كنيد كه براي فروش كالايتان چاره اي جز اين كار نداشته باشيد، اما اگر مجبور باشيد در اينجا سرمايه گذاري كنيد به ميزان حداقل ممكن سرمايه گذاري كنيد و صنايعي را انتخاب كنيد كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنايع مونتاژ، كه در واقع سوار كردن قطعات صادراتي انگليس در ايران است. در اين محدوده و با توجه به اين نكات، من معتقدم كه ايران يكي از بهترين بازارهايي است كه شما مي توانيد براي مصرف كالاهاي خود در جهان سوم پيدا كنيد...»

    دكتر قديري ابياني در تحليل خود در اين باره مي گويد: «اظهارات سفير سابق انگليس در كتاب خاطراتش كه در اوج روابط حسنه انگليس با رژيم شاه بيان شده نشان دهنده ماهيت سياست انگليس نسبت به ايران و ساير ملل جهان سوم است، مسلماً توصيه مقام هاي انگليسي به كساني كه مسئوليت طراحي و سازماندهي امور قانونگذاري، اقتصادي، گمركات، تبليغات و ... ايران را به عهده داشته اند نيز در راستاي همين سياست براي رشد مصرف گرايي در ايران بوده است.»



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ رويكرد انتقادى اريش فروم به ماده گرايى اخلاقى و مصرف زدگى
    موضوع

     

    داشتن يا بودن، مسئله اين است
    ارسال صفحه براي دوستاناظهار نظرامتياز به صفحه<!-- Inject Script Filtered --> چاپ
     
    رويكرد انتقادى اريش فروم به ماده گرايى اخلاقى و مصرف زدگى


     
     
       ● نويسنده: بهروز - نيكخواه

    منبع: روزنامه - ایران - تاريخ شمسی نشر 17/05/1387

     
     

    اريش فروم، روانكاو و فيلسوف اجتماعى آلمانى تبار امريكايى (۱۹۸۰ـ۱۹۰۰م)، يكى از شاخص ترين متفكران غربى است كه به تحليل و بررسى و آسيب شناسى دو بحران ماده گروى اخلاقى و مصرف زدگى پرداخته است. فروم، به ويژه در كتاب ارزشمند «داشتن يا بودن» ماهيت ويرانگر ماده گروى اخلاقى و بارزترين پيامد آن، يعنى مصرف گرايى، را آفتابى مى كند. البته وى از عنوان ماده گروى اخلاقى استفاده نمى كند، بلكه اصطلاح «داشتن» ـ در مقابل «بودن»ـ را براى اين بحران به كار مى برد.


    فروم در كتاب «داشتن يا بودن» خاطرنشان مى كند كه اساساً توليد نامحدود، مصرف نامحدود و «داشتن» هرچه بيشتر خصوصيت جامعه مدرن است كه در آن منفعت جويى و حرص مال اندوزى و ثروت و قدرت هدف اصلى زندگى شده است. در واقع جامعه اى كه اصول آن اكتساب، بهره جويى و مالكيت است نوعى منش اجتماعى به وجود مى آورد كه به سمت «داشتن» متوجه است. وى هدف اين جامعه را مطلقاً كسب ثروت و سودجويى مى داند كه در آن شكل و جهت گير ى بودن به ندرت به چشم مى خورد. بيشتر مردم در اين جامعه «داشتن» را طبيعى ترين شكل هستى تلقى مى كنند و حتى آن را تنها راه قابل قبول زندگى مى دانند. اين برداشت سبب شده كه درك و فهم ماهيت بودن براى مردم دشوار شود و حتى متوجه نشوند كه «داشتن» فقط يكى از جهت گيرى هاى ممكن است. اما مقصود فروم از «داشتن» و بديل آن، يعنى «بودن»، چيست از نظر فروم، «داشتن» و «بودن» دو شرط اساسى تجربى هستند كه نيروهاى آنها تفاوت ميان منش هاى افراد و انواع مختلف را تعيين مى كند. به ديگر سخن، وى با اين دو اصطلاح به دو شرط اساسى هستى، دو جهت گيرى مختلف نسبت به خود و جهان و منش هاى مختلف كه مشخص كننده ميزان جامعيت تفكر، احساس و عمل شخص است اشاره مى كند. «داشتن» به اشيا اشاره مى كند كه ثابت و توصيف كردنى هستند. ماهيت جهت گيرى «داشتن» ناشى از ماهيت دارايى شخص است؛ در اين شكل هستى آنچه مهم و مورد نظر است به دست آوردن ثروت و حق نامحدود نگهداشتن آن است و لاغير. در اين جهت گيرى آدمى پايبند و تخته بند چيزهايى است كه درگذشته اندوخته و به دست آورده است: پول، زمين، موقعيت اجتماعى و. /.؛ به طورى كه شخص ايمنى و هويت خود را با چنگ زدن و در آويختن به آنچه دارد، با پايبند شدن به نفس و مايملك خود به دست مى آورد؛ به تعبير ديگر در نگرش «داشتن» آدمى با آنچه دارد تعريف مى شود نه با آنچه هست؛ جهت گيرى «داشتن» و رويه متمركز بر دارايى وسود الزاماً ايجاد هوس مى كند، در واقع، نياز به قدرت /// آرزو و هوس داشتن و دارايى شخصى موجد تمايل به اعمال زور جهت ربودن ـ آشكار يا نهانى ـ اموال ديگران است. اما برخلاف جهت گيرى «داشتن»، جهت گيرى «بودن» به تجربه اشاره مى كند و تجربه انسان در اصل قابل توصيف نيست. «بودن» آن نوع موجوديتى است كه در آن حالت كسى نه چيزى «دارد» و نه «حرص و آز» داشتن بر او مسلط است، بلكه شادمان است، استعدادهاى خود را به طور بهره ور به كار مى گيرد، با جهان يكى است؛ «بودن» فقط در «اينجا و اكنون» وجود دارد؛ «بودن» يعنى فعاليت بارور و پرثمر داشتن (البته نه فعاليت امروزى كه فقط در اشتغال به كارى خلاصه مى شود)؛ فعاليتى كه در خروج از خويش و ترك خويشتن بينى و از ميان برداشتن ميل «داشتن» شكل مى گيرد (از ميان برداشتن ميل «داشتن» شرط هرنوع فعاليت و ميل بارور باطنى است و شرط اوليه آن پيروزى بر تمام اشكال خودپسندى و حرص و ولع است)؛ در جهت گيرى «بودن» آدمى با آنچه هست و مى كند تعريف مى شود نه با آنچه دارد؛ به گفته فروم فرمول هويت مصرف كنندگان امروز اين است: من هستم = آنچه دارم و آنچه مصرف مى كنم. ظهور «بودن» منوط به ميزان كاهش «داشتن» است؛ يعنى ترك به دست آوردن ايمنى و هويت با چنگ زدن و درآويختن به آنچه داريم و ترك پاى بندى به نفس و مايملك خود؛ «بودن» مستلزم ترك خودبينى و خودپسندى است، همان كه در اصطلاح صوفيه نفى خويشتن و تهى ساختن «خود» و «فقر» ناميده مى شود.


    همين جهت گيرى «داشتن» است كه سبب شده كه امروزه تأكيد بر مصرف باشد نه نگهدارى. بدين سان «دورانداختن» جاى «نگهداشتن» را گرفته است. كالاى خريدارى شده پس از آنكه مدتى مورد استفاده قرار گرفت، به اصطلاح دل صاحبش را مى زند و شخص مى خواهد به هر نوعى كه شده از دست آن خلاص شود و نوع تازه اى بخرد. به دست آوردن يا داشتن و به كاربردن زودگذر به دور انداختن و به دست آوردن مجدد فراگرد مدار خريد مصرف كننده امروزى است كه در حقيقت معتقد است «تازه زيبا است». كوتاه سخن آنكه مصرف نوعى از «داشتن» است و شايد مهمترين نوع آن. فروم مى نويسد: «ترديدى نيست كه صنعت نياز مى آفريند و سپس در پى برآوردن آن برمى آيد. در واقع اگر صنعت بخواهد در نظام امروزى زنده بماند بايد نيازها را تأمين كند، زيرا ايجاد و تحصيل سود شرط بقاى آن است. سيستم اقتصادى كنونى امروز بر حداكثر توليد و حداكثر مصرف استوار است. «همچنين وى اين نقد را به جامعه امريكا دارد كه اين جامعه نه تنها كالا بلكه نياز هم توليد مى كند». مى پرسيد چگونه مردم همواره نيازهايى داشته اند؛ بايد بخورند و بياشامند، مى خواهند در خانه هاى زيبا و راحت زندگى كنند. // اما اگر نگاهى به اطراف خود بيندازيد اهميت و تأثير تبليغات را خواهيد ديد. ديگر به ندرت خواست و آرزو از درون بر مى خيزد. بلكه آن را در بيرون به وجود آورده و پرورش مى دهند. حتى كسى هم كه ثروتى دارد و به اصطلاح دستش به دهنش مى رسد نيز در برابر تبليغات و آگهى هاى مربوط به كالاهاى گوناگون خود را بى چيز و فقير مى بيند». اين در حالى است كه انسان فقط بايد طالب «داشتن» براى «زيستن» باشد. «داشتن» براى زيستن با «بودن» تعارضى ندارد. اين نوع «داشتن» عاقلانه و عادلانه است. فـروم در به نام زندگى مى گويد: «من بر اين باورم كه انسان هنگامى خودش است كه نيروهاى درونى خود را به كار گيرد. و اگر زندگى اش به جاى «بودن» در «داشتن» و مصرف خلاصه شود به پستى خواهد گراييد، تبديل به شىء خواهد شد و روزگارى رنج آور و خالى از لطف و صفا خواهد داشت. شادى حقيقى با فعاليت حقيقى به دست مى آيد، و فعاليت حقيقى يعنى پرورش و به كار بردن نيروهاى انسانى.


    اگر زندگى در مسير مصرف بيفتد جوى آكنده از زيادت و بيزارى به وجود مى آورد. اين مسئله با بحرانى كه جهان غرب را در برگرفته است رابطه نزديكى دارد». به رأى وى افزايش بى حد مصرف، انسانى به بار مى آورد كه به يك آرمان دل مى بازد، كه در واقع دين تازه اى است. بهشت او نه مانند بهشت اديان آسمانى كه نويد برخوردارى از نعمت هاى آن جهانى در آنجا داده شده است، بلكه سوپر ماركت بزرگى است كه همه چيز در آن يافت مى شود و او با جيب پر پولش مى تواند بيشتر از همسايه اش خريد كند. ارزش چنان انسانى نزد خودش معادل دارايى است و اگر مى خواهد بهترين باشد بايد بيشترين ثروت را داشته باشد، فروم معتقد است با اين برداشت در چنان نظام اقتصادى گرچه مردم زيادى بيشتر از مصرف خود دارند اما بازهم احساس ندارى مى كنند زيرا نمى توانند با توليد انبوه همگام شوند. اين وضع انفعال، حسد و حرص و آز را افزايش مى دهد، و سرانجام نوعى حس ضعف باطنى و عدم قدرت و نفوذ و خود كم بينى توليد مى كند و انسان شخصيت خود را در آنچه دارد مى داند نه در آنچه هست.




    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 12 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :42
    •    
    •   
    • 10  
    • 11  
    • 12  
    • 13  
    • 14  
    • 15  
    • 16  
    • 17  
    • 18  
    • 19  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------