كسانى كه پول و امكانات دارند، فقط به فكر خودشان نباشند؛ چون آن پول هم
از همين كشور بهدست آمده، آن پول هم در سايهى همين ملت و از همين آب و
خاك بهدست آمده است. چه كسى مىتواند بگويد «من پول دارم و در پولدارشدن
خودم، مرهون خدمات و كمكهاى دولت و ملت نيستم»؟ مگر چنين چيزى مىشود؟ از
آسمان كه براى انسان پول نمىريزند! پول در همين زندگى و تلاش روزمره
بهدست مىآيد. هزاران نفر كار مىكنند؛ يكنفر تصادفا پولدار مىشود.
كسانىكه پول و امكان دارند، اين پول را فقط براى استفادهى خودشان مصرف
نكنند. شما اگر مىخواهى در جايى سرمايهگذارى كنى و به كارى بپردازى، فقط
به فكر اين نباش كه اين كار چقدر به من سود مىرساند؟ ما نمىگوييم هيچ
ملاحظهى شخص خودتان را نكنيد. مىگوييم ملاحظهى كشورتان را هم بكنيد.
سرمايهگذارى مضر نكنيد. سرمايهگذارى بىفايده نكنيد. در كارى كه توليد
آن، مملكت را به پيش نمىبرد سرمايهگذارى نكنيد. كسانىكه پول و امكانات
دارند، وجدان دينى و احساس مسؤوليت داشته باشند.(15/02/1372)
مصادیق غلط مصرف نفت
البته نفت ما كه مىگويم، منظور نفت كل اين منطقه و ديگر مناطق نفت خيز
دنياست. اين منطقه بخش عمدهاى از نفت جهان را داراست. يعنى همان دولتهايى
كه دستشان با دزدان غارتگر بينالمللى يكى است، متأسفانه بخش عمدهاى از
نفت را صاحبند. امروز جنس به اين ارزشمندى به منزلهى ابزارى در دست مصرف
كنندگانى است كه شديدا به آن احتياج دارند. آنها چنين سياستى را از دهها
سال پيش تا به امروز، طراحى و اجرا كردهاند و متأسفانه همواره عدهاى از
سياستمداران خائن كشورهاى وابسته نيز، با آنها همكارى مىكنند. در چنين
وضعيتى اگر ملت ايران - اعم از كارگر ايرانى، جوان ايرانى، توليد كنندهى
ايرانى و معلم ايرانى - با همهى تلاش و غيرت خود وارد عمل شود و اين كشور
را به گونهاى بسازد كه به خاطر صادرات و واردات و نيازهاى مصرفى، محتاج
فروش نفت خود، آن هم با اين قيمت پايين نباشد، ببينيد چه خدمت بزرگى به
امروز و آيندهى اين كشور خواهد بود!(13/02/1373)
مصادیق اسراف تبلیغات انتخاباتی
همچنين مسؤولان ذيربط موظفند به گزارشهايى كه حاكى از بىملاحظگى در برخى
از مخارج تبليغاتى است با دقت رسيدگى كنند و اگر كسانى خداى نخواسته در
مصرف پول براى تبليغ و معرفى نامزدها دچار بى بند و بارى و دست اندازى به
بيتالمال شده باشند، آنان را براى تعقيب قانونى به مراجع ذيربط معرفى
كنند و نتايج اقدام خود را به اينجانب گزارش دهند. (25/12/1374)
نقد مصرف گرایی علم غربی
نبايد صرفا مصرف كنندهى فرآوردههاى علمى ديگران بود. بايد علم را به
معناى حقيقى كلمه توليد كرد. البته اين كار، روشمندى و ضابطه لازم دارد.
مهم اين است كه روح نوآورى علمى در محيط دانشگاه زنده شود و زنده
بماند.(9/12/1379)
نقد مصرف درست بودجه در دانشگاهها
چرا بودجههايى كه به وزارت علوم اختصاص مىيابد، درست مصرف نمىشود؟ چرا
رابطهى اساتيد با دانشجويان اينقدر كم است؟ همچنين چرا توان و وقت علمى
دانشجويان صرف مسائل سياسى مىشود و فقط شصت درصد توانايى علمى آنها
بهكار گرفته مىشود؟(22/02/1382)
مصرف نفت
ياوهگوها و ياوهبافها بيخود سعى نكنند اينطور بپراكنند كه چه لزومى
دارد اين كار و چرا دنبالش مىكنند؛ نه، اين نياز ملت ايران است. امروز
كشورهاى پيشرفتهى دنيا بيشترين يا سهم مهمى از انرژى برق خودشان را از
نيروگاههاى هستهيى توليد مىكنند، نه از نفت كه هم سرمايهى دودزاست، و
هم تمام شدنى و هم قابل تبديل به چيزهاى بسيار ارزشمندتر از سوخت. آنها كه
مىخواهند ملتهاى داراى نفت را از اين موهبت محروم كنند، مىگويند شما كه
نفت داريد، ديگر به انرژى هستهيى چه نيازى داريد؟ مگر بايد نفت را تمام
كنيم، بعد دست به طرف شما حتما دراز كنيم! سرنوشت ملتها نياز به شماست؟
آنها مىگويند نفت را مصرف كنيد، بعد دستتان كه خالى شد، محتاج ما شويد؛
بياييد در خانهى ما. ملت ما نمىخواهد اين را قبول كند و ما بايد به سمت
انرژى هستهيى براى توليد برق برويم؛ اين نياز كشور ماست؛ بايد به اين راه
برويم، والا عقبماندگيهاى يكى دو قرن گذشته باز هم مضاعف خواهد شد و آن
وقت يك قرن ديگر اين ملت را عقب مىاندازند. بنابراين رفتن دنبال اين كار
وظيفهى ملى است. وقتى كه دنبال اين كار مىرويم، بايستى قضيه را بومى
كنيم و اگر بومى نكنيم، باز همان وابستگى و باز همان نياز است. وقتى
مىخواهيم وابسته نباشيم و كار بومى باشد، البته فشار هست. بايد در مقابل
فشارها مقاومت كرد. آنهايى كه نفهميده عليه اين فكر حرف مىزنند،
نمىفهمند و ملتفت نيستند كه دارند به اين ملت خيانت مىكنند و همان چيزى
را كه امريكا مىخواهد، بيان مىكنند و بر زبان مىآورند: چه لزومى دارد؟
چه احتياجى داريم؟ ولش كنيم! بله، معلوم است كه آنها دلشان مىخواهد ما
هيچ چيز توليد نكنيم و غذاى حاضرمان را هم از آنها بگيريم؛ به شرطى كه پول
داشته باشيم. وقتى هم نداشتيم، اگر ملت از گرسنگى بميرند، آنها كه ابايى
ندارند؛ چون هزارهزار مىكشند و از مردن هزارهزار و ميليون ميليون هم هيچ
باكى ندارند. وظيفهى ملى ما امروز اين است كه دنبال اين فناورى و
فناورىهاى مشابه، هر چه كه ما را به اوج قلهى علم نزديك كند، برويم و
امروز دنبال كردن آن براى ملت ما واجب است و براى كسانى كه مىتوانند،
وظيفهى آنهاست تا بتوانند ملت را به عزت برسانند و از وابستگى رها
كنند.(1/4/1383)
مصارف غلط در ادارات دولتي
من اعتقاد راسخ دارم كه مادامى كه ما مجموعهى دستگاه اجرايى خودمان را-
اعم از دستگاههاى قوهى مجريه و دستگاههاى قوهى قضاييه- از فساد مالى و
انحراف از روشهاى قانونى و صحيح خالى نكنيم، همهى كارهاى ما مثل همان
آبى- گزارش دادند كه ما از مصرف آب كشور درست استفاده نمىكنيم؛ مثل همين
آبيارىهاى غرقابى، يا مثل همين يارانههايى كه دولت مىدهد و بخش عمدهى
آن هدر مىرود و بخشى از آن به جايى كه بايد برسد، مىرسد - كه گزارش
دادند، هدر خواهد رفت. من بارها اين را گفتهام، مثال زدهام و تكرار
كردهام كه فساد در دستگاه اجرايى مثل اين است كه ما چندين لولهى قطور آب
به استخرى وارد مىكنيم؛ اما استخر پر نمىشود؛ اين همه تلاش انجام
مىگيرد، درعينحال انسان زواياى خالى را مشاهده مىكند، كه بخش عمدهيى
از اين، مربوط مىشود به فساد مالى و به رخنههاى اخلاقى كه در مجموعهى
دستگاه در سطوح مختلف وجود دارد. بايد با اينها مبارزه و مقابله كنيد. تا
يك عزم جدى و راسخ براى مقابلهى با اينها وجود نداشته باشد - كه حالا
بحمدالله اين عزم هست و انسان آن را مىبيند - و به دنبال آن عزم، عمل،
تحرك، دنبالگيرى و عدم اغماض نباشد، ريشهى فساد بيرون نخواهد آمد و
همينطور روى مجموعهى فعاليتهاى مخلصانهيى كه در مجموعهى دستگاه انجام
مىگيرد، تأثير مىگذارد.(4/6/1383)
مصادیق مصرف غلط
در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمىرسد. نه به
خاطر اينكه كم داريم. به خاطر اينكه بسيارى به خودشان حق مىدهند كه
نعمتهاى الهى را بىحساب و كتاب مصرف كنند؛ بىاندازه مصرف كنند؛ هيچ
ملاحظهاى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتى نعمتهاى الهى را ضايع كنند.
چقدر نان ضايع مىشود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مىشود! چقدر ميوهى مصرف
نشده ضايع مىشود و از خانهها بيرون ريخته مىشود! چقدر لباس زيادتر از
اندازهى لازم چند برابر اندازهى لازم خريدارى مىشود و در خانهها و
صندوقها مىماند، براى اينكه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف
است.(4/1/1372)
تفريحات خارج از كشور
حتى در مواقعى كه يك دولت و يك ملت، برخوردار از درآمد هم هستند، اسراف
مضر و مذموم و شرعا حرام است؛ چه برسد آن وقتى كه درآمد يك كشور به طور
موقت كم مىشود؛ مثل حالا كه درآمد كشور ما در همين سال جارى تقريبا نزديك
به نصف كم شده است. قبلا ما مىگفتيم كه يكسوم درآمد كم شده است، بعد
درست دقت كرديم، ديديم نه، نزديك به نصف درآمد كشور كم شده است؛ چون
متأسفانه بايد گفت كه درآمد كشور متكى به نفت است و نفت هم سرنوشتش دست
ديگران است! از جمله بدبختيهاى ملتهايى كه نفت را توليد مىكنند، همين است.
كسانى هستند كه حتى در كارهاى تفننى و تفريحى خودشان هم اسراف مىكنند.
مثلا به خارج از كشور مسافرت مىكنند. چرا؟! فرض كنيد خانوادهاى هستند كه
مايلند مسافرتى بكنند، تفريح و تفرجى بكنند؛ چرا به خارج از كشور مىروند
و تفرج مىكنند؟! در اين كشور به اين بزرگى، خيليها همين تفريح و تفرج را
هم نمىتوانند بكنند. بعضيها تا دستشان به دهانشان مىرسد، براى تفريح و
تفرج خودشان يا خانوادههايشان، به فلان كشور خارجى - كه حالا نمىخواهم
اسم بياوريم - مىروند. اينها اسراف قطعى است؛ اينها همان اسرافى است كه
حرام است. زيادهروى يعنى اين. زيادهروى، وقت به وقت و زمان به زمان
تفاوت مىكند؛ در امر لباس، در امر مسائل زندگى، در اتومبيلهاى گرانقيمت.
پس، خطاب اول ما به كسانى است كه متمكنند و امكاناتى دارند و مىتوانند
خرج كنند. به آنها عرض مىكنيم كه كمتر خرج كنيد؛ ملاحظه كنيد و اسراف
نكنيد.(4/10/1377)