:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103825

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    ◄ الگوي مصرف در وقت، آب و برق
    موضوع


     
     
       ● نويسنده: محمد حسين - دادرس

    منبع: روزنامه - جام جم  - تاريخ شمسی نشر 19/03/1388

     
     

    اين‌كه الگوي مصرف مردم ايران در بخش‌هاي مختلف، الگويي غيربهينه و سرشار از ناكارآمدي است، تقريبا مورد وفاق همه ما قرار دارد و كسي در اين مساله ترديد به خود راه نمي‌دهد؛ اما اين‌كه چنين الگوي غيربهينه را چگونه مي‌توان اصلاح كرد و اصولا الگوي مطلوب چيست، محل اختلاف نظر فراوان است.

    در اين ميان، آنچه از رسانه‌ها و مطبوعات برمي‌آيد ارائه الگوها و راهكارهاي صحيح و اصولي مصرف در بخش‌هاي مختلف است كه مي‌تواند در برخي حوزه‌ها راهگشا باشد. مقاله حاضر نيز در همين راستا به ارائه برخي راهكارها در زمينه اصلاح الگوي مصرف مي‌پردازد.

    صرفه‌جويي در لغت به معني اندازه نگه داشتن در خرج يا منابع است كه در مقابل آن اسراف به معني از حد ميانه خارج شدن و تبذير به معني بيهوده خرج كردن است.

    در حقيقت صرفه‌جويي مسير قرار داشتن در حد تعادل و نياز و استفاده بجا را از منابع دنبال مي‌كند، اگرچه ممكن است استنباط عدم استفاده از منابع در ذهن متبادر شود.

    نيازهاي نامحدود جامعه بشري و توجه به منابع محدود موجود، مديران را مكلف به ارائه تدبير و برنامه‌اي براي استفاده بهينه از منابع مي‌كند. روي آوردن مديران جوامع امروزي به علم ژنتيك و حضور در عرصه نانوتكنولوژي، شايد پاسخي به نيازهاي فراوان جوامع است كه در قالب زمان و مكان و منابع جغرافيايي آن مجموعه دست يافتني نيست. بهره‌گيري از خواص مناسب‌تر و تجميع آن در يك محصول به منظور بالا بردن كيفيت، حجم بيشتر، رشد سريع‌تر و آفت‌پذيري كمتر در علم ژنتيك بخشي از اقدامي است در حفظ و استفاده مناسب‌تر منابع كه نظر بسياري از مديران امروزي را به خود جلب كرده است. اگر وظيفه‌گردانندگان امور، دسترسي به كيفيت و كميت بيشتر براي پاسخگويي به نياز است، وظيفه مصرف‌كنندگان نيز سعي در مصرف بجا و اجتناب از هدر دادن منابع است. اين رابطه دوطرفه، نياز به مكانيسمي (ساز و كاري) دارد كه به طور ساختاري جامعه را در مسير تعادل هدايت كند. براي نيل به اين اهداف بايد مشكلات و موانع موجود آسيب‌شناسي شود تا بتوان راه‌حل‌هاي مناسبي براي رفع آنها ارائه كرد.

    امروزه در كشور ما نبود اين ارتباط و چرخه مناسب، منابع فراواني را با سرعت به هدر مي‌دهد. يكي از دلايل رشد كشورهاي جهان پيشرفته، برنامه‌ريزي صحيح براي حفظ منابع و برقراري ارتباط مناسب ميان منابع موجود و شيوه مصرف است كه در فرهنگ جامعه‌شان نهادينه شده و ما در ايران اسلامي بايد اين مهم را بدقت مورد ملاحظه قرار دهيم.

    توجه به برنامه‌هاي اساسي و بلندمدت در جامعه امروز ايران چقدر لازم به عنوان اولويت چگونه خودنمايي مي‌كند؟ آيا وجود ذخاير ارزي فراوان امروز كشور از يك طرف و خيل عظيم نيروي مستعد بيكار و وجود نرخ بيكاري بالا در جامعه از طرف ديگر، همچنين هدر رفتن منابع فراوان آبي رودخانه‌اي در جنوب و غرب كشور، منابع آبي سطح‌الارضي در فصول ابتدايي سال و زمستان و عدم تلاش در حفظ آن، مواجه بودن كشور با كمبود آب در بخش مصرف انساني و كشاورزي كمترين بهره از خطوط راه‌‌آهن شهري در شهرهاي بزرگ و اتلاف ميلياردها ساعت وقت ارزشمند شهروندان در طول روز و... چگونه قابل تجمع است و مديران امروز جامعه چه پاسخي براي آن دارند؟

    موضوعات ذيل بخشي از موضوعات اساسي از بين نيازهاي جامعه ايران است كه مي‌تواند مديران جامعه را در جهت تدبير آن كمك كند.


    تدبير وقت جامعه

    ساعت‌ها عمرها را به غارت مي‌برند و آنها را فاني مي‌گردانند. در عين حال كه زيباترين واژه‌ها و اصطلاحات را در فرهنگ غني خود داريم و وقت را طلا مي‌ناميم، ولي بيشترين اتلاف زمان را در زندگي روزانه مردم كشورمان شاهد هستيم.

    مديريت، اين امر مهم با برنامه‌ريزي و آموزش دولت ميسر است. بايد شيوه‌هاي صحيح استفاده از زمان در فرهنگ جامعه و زندگي مردم جايگزين شيوه‌هاي غلط شود و بخش مهم‌تر كه مورد فوق را در درازمدت تامين خواهد كرد، ايجاد زمينه‌هاي لازم توسط دولت براي قرار دادن مصرف وقت مردم در جهت صحيح و استفاده بهينه است.

    مصرف روزانه چندين ساعت از بهترين زمان‌هاي مردم در شهرهاي بزرگ مثل تهران و شهرهاي بزرگ ديگر كشور، در حقيقت سرمايه عظيم كشور را به هدر مي‌دهد. اين آفت با سرعت سرسام‌‌آوري در حال پيشرفت بوده با حضور خودروهاي بيشتر در خيابان‌ها و افزايش جمعيت به دليل مهاجرت‌ها به سوي شهرهاي بزرگ رو به گسترش است. گسترش خطوط قطارهاي زيرزميني با سرعت افزون مي‌تواند قدرت ظهور وسايل نقليه عمومي شهري و اطمينان عمومي جامعه بر تكيه بر وسايل خدمات شهري براي جابه‌جايي را افزايش دهد.

    وجود فيلم‌‌ها و كتابخانه‌هايي با تنوع موضوع براي آموزش و ارتقاي فرهنگ عمومي در وسايل نقليه عمومي و محل‌هاي انتظار آن، وقت اتلافي را به وقت مفيد تبديل مي‌كند كه نياز است در برنامه شهري مورد عنايت قرار گيرد.

    وقت مردم در ترمينال‌هاي عمومي، ايستگاه‌هاي قطار و هواپيما با وسايل جذاب ورزشي، كلاس‌هاي الكترونيكي كوتاه مدت و مفيد، فيلم و كتابخانه‌ها مي‌تواند مفيد مصرف شود.

    در روستاها پس از فصول كاشت و برداشت بقيه اوقات در صرف زمان غيرمفيد است كه هدايت منطقي آن به سوي كتابخانه‌هاي سيار (با ماشين) و پخش فيلم‌هاي آموزشي و آموزش مهارت‌هاي زندگي در محيطي متناسب با محل زندگي با برنامه‌ريزي صحيح، علاوه بر مديريت مناسب زمان، سطح دانش و تخصص حرفه‌اي روستاها را نيز بالا مي‌برد و منجر به افزايش بازدهي اقتصادي خواهد شد.

    گذران زمان بدون برنامه در قشري از مردم يا در بخش قابل توجه از مردم در زمان تعطيلات تابستان موجود است كه نياز است با جاذبه‌هاي متنوع اين اوقات به نحو شايسته‌اي مديريت شود.

    گسترش كلاس‌هاي آموزش فني و حرفه‌اي براي ايجاد اشتغال و كاهش بيكاران و زمان بيكاري جامعه جهت تربيت متخصص و ايجاد توان ورود به عرصه‌هاي نياز.


    آب

    بسياري از صاحبنظران بحران‌هاي اجتماعي آتي را مرتبط با آب مي‌دانند. كشور ما همواره در گذشته بخصوص در سال‌هاي جاري با افزايش جمعيت از كمبود آب رنج برده است. آمار گوياي اين مطلب است كه در كشور، استفاده ناصحيح آب در زندگي شهري و در بخش كشاورزي همچنين عدم بازيافت آن باعث به وجود آمدن بخشي از نارسايي‌ها بوده و تدبير 3 مورد ياد شده، مقدار قابل ملاحظه‌اي كشور را از كم‌آبي نجات خواهد داد.

    مصرف سرانه آب (ليتر در روز) در شيراز 155 ليتر، در قم 166 ليتر، در خوزستان 234 ليتر بوده در حالي‌كه در ظهرون عربستان 87 ليتر، در مكزيك 100 ليتر و در مالزي 90 ليتر است.

    در بخش آب كشاورزي مصرف جهاني صيفي‌جات 7000 تا 10500، چغندر قند 5500 تا 7500 و ذرت 5000 تا 8000 متر مكعب در هكتار است حال آن‌كه در كشور ما صيفي‌جات 17900، چغندر قند 10000 تا 14000 و ذرت 10000 تا 12000 متر مكعب در هكتار است.


    در بخش نظارت دولت

    الف - جمع‌آوري و هدايت و حفظ آب‌هاي سطح الارضي

    ب - كشور ما علاوه بر كم‌آبي به صورت دوره‌اي نيز از كم‌آبي مضاعف و در بعضي از مناطق بي‌آبي رنج مي‌برد، ولي منابع آبي از دامنه زاگرس، البرز و... در ماه‌هايي از سال جاري است، همچنين چشمه‌سارها يا آب‌روهاي فصلي در اقصا نقاط ايران پهناور موجود است كه آب كلا به هدر مي‌رود كه بايد در برنامه‌ريزي صحيح جمع‌آوري و حفظ شود.

    ج - انتقال آب از سرچشمه يا محل استحصال تا محل مصرف عمدتا در روستاها به جوي‌هاي معمولي كه بشدت قابليت جذب زمين شدن و تبخير دارد صورت مي‌گيرد كه با بسترسازي و انتقال صحيح و جلوگيري از پرت بين راهي در روستاها با آموزش و تصديگري دولت مي‌توان موجودي آب‌ را گاهي چند برابر كرد. اين انتقال ممكن است از فاصله زيادي صورت گيرد.

    بايد شيوه‌هاي صحيح استفاده از زمان در فرهنگ جامعه و زندگي مردم جايگزين شيوه‌هاي غلط شودد - مصرف آب كشاورزي با روش سنتي براي ايران اسلامي امري ناپسند و نامطلوب است. اين امر مهم بايد با سرعت با آبياري تحت فشار جايگزين شود. اين اقدام شايسته است بصورت اجباري و تشويق امكانات در برنامه آبياري مزارع و باغ‌هاي موجود در روستاها گذاشته شود. امروز مصرف بي‌رويه آب‌هاي زيرزميني عمق چاه‌هاي عميق را بشدت افزايش داده كه اين سرمايه هميشگي و ملي را در خطر نابودي كامل قرار داده است.

    ه - رودخانه‌هاي عظيمي از كشور به درياهاي حواشي كشور سرازير مي‌شود، همچنين آب‌هاي جاري رودخانه‌هاي كشور در مناطق مرزي به كشورهاي همسايه سرازير مي‌شود روند منطقي سدسازي در كشور قدمي شايسته بوده و در سال‌هاي گذشته نزديك صورت گرفته و نياز است تا حد امكان طراحي ممانعت از ورود آب به دريا و بهره‌گيري در مسير و انتقال به ديگر مناطق از سرچشمه در دستور كار قرار گيرد. براي مثال رودخانه اروند رود سالانه ميلياردها تن خاك و آب ايران را به حوزه آبي خليج فارس وارد مي‌سازد.


    در بخش تغيير در فرهنگ عمومي

    با عنايت به تعاليم عاليه شرع مقدس دين مبين اسلام، متاسفانه به علت ارزان بودن، استفاده بي‌رويه آب در زندگي روزانه به صورت عادت درآمده است.

    الف‌ - با توجه به دستورات شرع مقدس كه اسراف را نهي كرده، لازم است با تلاش وعاظ و علماي ديني، شيوه عملي وضو و غسل بامصرف در حد اعتدال آب در كشور آموزش داده شود.

    ب - عمده مردم در حمام گرفتن بيش از دو سوم آب مصرفي را هدر مي‌دهند. لازم است در سيستم شهرداري‌ها پايان كار به ساختمان‌هايي داده شود كه دوش حمام آن مجهز به چشم الكترونيكي با مدل‌‌هاي طراحي مناسب باشد و گرم‌كننده‌‌هاي حمام‌ها به گونه‌اي باشد كه مردم در فصل سرد با آب گرم حمام را گرم نكنند.

    ج - لازم است آب‌هاي مصرفي شستشوي ماشين، لوازم خانه، فرش، باغچه و حياط و... در سطح مجتمع‌هاي شهري بزرگ با بهره‌برداري از برگردان آب همان مجتمع و فيلتر كردن آب الزاما طراحي و اجرا شود.

    د - بهره‌گيري از پساب و فاضلاب تمام شهرها براي عرصه كشاورزي آن شهر مي‌تواند رونق بي‌مانندي در عرصه كشاورزي ايجاد و اين سرمايه عظيم را مديريت كند. اين مهم بايد توسط شهرداري‌ها با اولويت صورت گيرد.

    موارد فوق با وجود نيروي جوياي كار و ذخيره اقتصادي و ايجاد بهره‌ اقتصادي به عنوان موضوعي ارزشمند مي‌تواند مورد توجه دولت قرار گيرد.


    مصارف انرژي

    سوخت مصرف سالانه انرژي در ايران معادل 155 ميليون تن (420 ميليون ليتر) در روز است. مطالعات شركت بريتيش پتروليوم مصرف انرژي در ايران را بسيار بيشتر از كشورهايي مي‌داند كه از نظر توسعه يافتگي در سطح بالاتري نسبت به ايران قرار دارد. اين گزارش، مصرف ايران را در مرتبه سيزدهمين كشور جهان مي‌شمارد. صاحب‌نظران مصرف بالاي سوخت خودرو را به علت عدم بهره‌گيري از خدمات عمومي و ارزاني سوخت را از علل اين موضوع مي‌دانند. ميزان سرانه سوخت خودروهاي آلماني 2 الي2/5 ليتر است و در ايران 10 الي 11 ليتر است، در حالي‌كه بيش از نيمي از بنزين كشور وارداتي است.

    مصرف بي‌روبه به علت ارزاني و عادت به مصرف غير صحيح، باعث اتلاف انرژي كشور و طي رويه‌اي غيرديني در فرهنگ عمومي شده، به‌گونه‌اي كه ممكن است منازل مردم كه با صرف سوخت بيش از حد گرم شود، براي تعادل حرارت منزل پنجره‌ها نيز باز شده و سرمايه ملي به هدر برود. در اين جهت بايد دولت كنترل لازم را معمول دارد و اتلاف گرمايي در ساختمان‌ها با نظارت‌هاي فني به حداقل برسد و فرم‌ها و استانداردهاي وسايل گرمايي و سرمايي و نوع پنجره‌ها، در‌ها، منافذ بايد با نظارت فني تابع استاندارد قرار گيرد.

    -‌ برق مصرفي توسط آموزش رسانه‌اي نياز است تحت كنترل‌هاي غيرانساني هوشمند قرار گيرد و با زمان محدود كنترل گردد.

    - مصرف برق مصرفي خيابان‌ها با كنترل‌هاي فتوسل هوشمند بايد به صورت مضاعف تحت كنترل واقع شود. عمدتا در مناطق وسيعي از يك شهر به سبب خرابي حساسه موجود، انرژي با اندازه زياد و به مدت زياد تا زمان تعمير به هدر مي‌رود.

    - تبديل انرژي در كارخانه‌هاي قديمي و مناطق تجاري بايد تحت كنترل درآيد تا انرژي ارزان بي‌جهت مصرف نشود. به علت ارزاني گاز، مغازه‌هاي تجاري در زمستان ضمن روشن كردن گاز، در مغازه را باز نگه مي‌دارند و از لامپ‌هاي پرنور بي‌سبب در روز استفاده مي‌كنند.



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 5 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    اسراف‌های زیاد در همه چيز
    موضوع

    ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف مي‌كنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كننده‌ى نفت است، وارد كننده‌ى فرآورده‌ى نفت - بنزين - است! اين تعجب‌آور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟! ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم ميگويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط»؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانه‌روى؛ ميانه‌روى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: «و الذين اذا انفقوا»؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، «لم يسرفوا و لم يقتروا»؛ نه اسراف ميكنند - زياده‌روى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند. اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مى‌بينيد بعضى از فضول‌هاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دم‌به‌ساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كرده‌اند- به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست. ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زياده‌روى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و ان‌شاءالله عمل كنيم.(21/7/1386)

    مصرف غلط آب در كشاورزي

    مصرف‌گرائى به صورت اسراف يكى از بيماريهاى خطرناك هر ملتى است. ما يك خرده به اين مصرف‌گرائى افراطى دچار هستيم. يكى از نمونه‌هايش را به مناسبت مشكل كم آبى - كه چند استان كشور از جمله استان شما تا كنون مشكل كم‌آبى داشته‌اند كه اميدواريم خداى متعال تفضل كند و باران رحمتش را بر شما نازل بكند - عرض بكنم؛ يكى از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آبى كه مصرف شرب در خانه‌ها مى‌شود، نوع آبيارى كشاورزى ما هم يك نوع مسرفانه است و آب را هدر مى‌دهيم. وظيفه‌ى مسئولين و دست‌اندركاران اين بخش است كه به اين مسئله به‌طور ويژه توجه كنند! پس به مسئله‌ى اسراف- هم در مسئله‌ى آب و هم در مسائل ديگر - بايد با اهميت نگاه كنند.(11/02/1387)


    اسراف در وقت و عمر

    يكي از شرايط موفقيت انسان درك كردن قيمت و ارزش وقت است. اگر جواني ثروت هنگفتي از پدر به ارث برده باشد و ديوانه وار اسراف و تبذير كند همه متأسف و متعجب مي‏شوند، به حال جوان رقت مي‏كنند، عاقبت شومش را همه حدس مي‏زنند كه چه بدبختيها و پشيمانيهاست. همه‏ ماها كم و بيش با همچو كساني بر خورد كرده‏ايم و بسيار تأسف خورده‏ايم‏ ولي همين ما، خود ما نسبت به «سرمايه بزرگ تر و با ارزش تر يعني وقت و عمر همان معامله‏اي را مي‏كنيم‏ كه آن جوان نسبت به مال و ثروت خود مي‏كند و هيچ گونه متأثر نمي‏شويم. اين خود نشانه اين است كه ما ارزش پول را خوب درك مي‏كنيم ولي ارزش‏ وقت و زمان را درك نمي‏كنيم. معمولا اشخاص تربيت يافته كه به حقوق‏ ديگران تجاوز نمي‏كنند و از خدا مي‏ترسند ممكن نيست ده شاهي مال كسي را بخورند و تلف كنند و اگر احيانا مال ديگري را تلف كردند از مال خودشان‏ جبران مي‏كنند، ولي همين اشخاص كه اينقدر براي مال ديگران حرمت و حقوق‏ قائل اند، براي عمر ديگران حرمتي و حقي قائل نيستند، به خودشان حق‏ مي‏دهند به بهانه‏اي وقت ديگري را تلف كنند، مثلا خلف وعده مي‏كنند. همه‏ اينها دليل است كه ما به معناي كلام رسول اكرم توجه‏ نداريم و از حكمت آن حضرت پيروي نمي‏كنيم كه مي‏فرمايد: حرمت عمر و زمان بالاتر از حرمت مال است. اگر مال كسي را تلف كنيم مي‏توانيم ا ز مال خودمان جبران كنيم ولي آيا اگر وقت ديگران را تلف كنيم مي‏توانيم‏ مقداري از عمر خود به او بدهيم؟(حکمت‌ها و اندرزها، ص56-57)


    ادامه دارد ...



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 5 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    دشمن مارا مصرف کننده می‌خواهد
    موضوع

    اى كاش در مقابل چيزى مى‌گرفتند! نه، هيچ چيز هم نگرفتند. يعنى ايرانيها در طول سالهاى متمادى - بيش از شصت، هفتاد سال- كه در اختيار انگليسي‌ها و غربي‌ها بودند، اين قدرت را پيدا نكردند كه مثلا يك مركز تحقيقات علمى در كشور به وجود آورند كه ظرف پنجاه سال دو تا اختراع درست كند؛ دانشمندانى را تربيت كنند كه دو، سه تا كشف جديد علمى بكنند؛ يعنى اينها اين اندازه از غرب استفاده نكردند. آنها چه مى‌خواستند؟ مصرف كننده مى‌خواستند. مصرف كننده‌ى اقتصادى‌اى كه به طور طبيعى با خودش مصرف فرهنگى و تسليم سياسى را هم همراه دارد. آنها اين را مى‌خواستند؛ اينها هم راحت تسليم شدند و دادند.

    اين اسراف همان كارى را با كشور مى‌كند كه دشمن مى‌خواهد! او از آن طرف به وسيله‌ى نفت، به‌وسيله‌ى تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربه‌ها بر ملت ايران ضربه وارد مى‌كند؛ از اين طرف هم خود ما با اسراف و صرفه‌جويى نكردن، ضربه‌ى او را تكميل مى‌كنيم! حرف من اين است.(1/1/1377)

    ادامه دارد ...



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 5 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ اصلاح الگوي مصرف(3)
    موضوع

    [Image]


     
     

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 24/04/1388 - به نقل از اداره كل پژوهش و آموزش سيما

     
     

    ش) اسراف و گروه‌ها


    1. زنان و تجمل‌گرايي در ايران

    بانوان در نظام جمهورى اسلامى بايد قدر عظمتى را كه اسلام به آنان داده است، بدانند. دام مصرف‌زدگى را كه سرمايه‌داران چپاولگر جهانى بر گرد زن امروز دنيا تنيده‌اند، كاملا بدرند و ضد ارزشهاى فرهنگ غربى، مانند برهنگى و معاشرت بى‌بندوبار با مردان و آلودگى به انواع فسادها را كه در كشورهاى پيشرفته و غالب كشورهاى عقب افتاده برزندگى زنان حاكم است، به چشم تحقير و نفرت بنگرند و بدانند كه امروز زن ايرانى كه در صحنه‌هاى سياست و كار و در ميدانهاى انقلاب با تقوا و پاكدامنى حضور دارد، برترين زنان دنياست، و اين را مردان و زنان منصف و حق‌بين در همه جاى جهان تصديق مى‌كنند.(23/04/1368)


    تجمل‌گريي در زنان مسئولين

    من به خانمهاى مسلمان، به خانم‌هاى جوان و به خانم‌هاى خانه‌دار عرض مى‌كنم: سراغ اين مصرف‌گرايى كه غرب مثل خوره به جان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى در حال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشور ما انداخته است، نرويد. مصرف بايد در حد لازم باشد، نه در حد اسراف. خانم‌هاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأن زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود. نمى‌خواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مى‌خواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه‌ى ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينت‌آلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.(25/9/1371)


    2. تجمل‌گرايي در مسئولين كشور

    اگر دلهاى حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداريهاى زياد و خودرأيى و تكبر و استكبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى‌شود.(23/04/1368)

    نه، مسؤولان درجه‌ى يك، مسؤولان درجه‌ى دو، تا آن مسؤولان درجات بعد هم بايد در حد خود زهد داشته باشند؛ بعد هم به عامه‌ى مردم مى‌رسد. عامه‌ى مردم هم نبايد اسراف و تجمل‌گرايى بكنند. اين‌طور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. اين مهريه‌هاى گران‌قيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مى‌گذارند، خطاست. نمى‌گويم حرام است، اما پديده‌ى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحت‌الشعاع ارزش طلا و پول قرار مى‌دهد. در محيط و جامعه‌ى اسلامى، قضيه اين نيست. همين كار حلال را پيامبر نكرد. بعضى مى‌گويند پيامبر حلال كرده، اما شما حرام مى‌كنيد؟! نه، ما هم حرام نمى‌كنيم. پيامبر نخواسته كه محدود كند؛ محدود هم نكرده است. شما برو، هرچه مى‌خواهى بكن. اصلا همه‌ى زندگيت را روى هم بگذار و جهيزيه‌ى دخترت بكن، يا مهر عروست بكن. بحث سر اين است كه اين كار، صحيح و عاقلانه و منطبق بر خواست و مصلحت اسلامى نيست. (26/01/1370)


    مسئولین و تجمل

    اشتباه بعضى اين است كه خيال مى‌كنند ظاهر مرتب بايد با اشرافيگرى و با اسراف توأم باشد؛ نه. با لباس وصله‌زده و كهنه هم مى‌شود منظم و تميز بود. لباس پيامبر وصله زده و كهنه بود؛ اما لباس و سر و رويش تميز بود

    ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمل در سطح زمامداران است. البته تجمل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‌كرد كه نسبت به اين قضيه حساسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجملانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‌خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‌وجود آمد كه چنين چيزى نباشد.(23/2/1379)

    از جمله چيزهايى كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كند مى‌كند، نمود اشرافيگرى در مسؤولان بالاى كشور است؛ از اين اجتناب كنيد. اشرافيگرى دو عيب دارد؛ عيب دومش از عيب اولش بزرگتر است. عيب اول اشرافيگرى، اسراف است - اشرافيگرى حلال را مى‌گوييم؛ يعنى آن چيزى كه پولش از راه حلال و بحق به دست آمده - اما عيب دوم بدتر است و آن اين است كه فرهنگ‌سازى مى‌كند؛ يعنى چيزى براى مسابقه دادن همه درست مى‌كند. البته در اين زمينه مسؤولان درجه‌ى يك بسيار نقش دارند؛ تلويزيون بسيار نقش دارد؛ منش من و شما هم بسيار نقش دارد.(5/6/1380)

    بايد اسراف نشود. هزينه كردن اعتبارات و پولهاى كشور در جاهاى غيرلازم و تشريفاتى و زيادى، حرام است. امروز پرداختن به كارهايى كه به جنبه‌هاى عملى زندگى مردم ارتباطى ندارد، يك كار مسرفانه است.(11/02/1381)


    مسئولین و ساده زیستی

    پيوند حقيقى با مردم، مستلزم حضور در ميان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگى آنان است. ساده زيستى و پرهيز از اسراف و پرهيز از هزينه كردن بيت‌المال در امور شخصى و غير ضرورى، شرط لازم براى حفظ اين پيوند است. ترويج فرهنگ اشرافيگرى و تجمل و سفرهاى پرهزينه و بيهوده‌ى خارجى از كيسه‌ى مردم، دور از شأن نمايندگى و عامل گسيخته شدن پيوند نماينده با مردم است.(6/3/1383)


    3. روحانيت و خروج از ساده‌زيستي

    اگر بخواهيد بى‏خوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابرقدرتان و سلاحهاى پيشرفته آنان و شياطين و توطئه‏هاى آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نكند، خود را به ساده زيستن عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد. مردان بزرگ كه خدمتهاى بزرگ براى ملتهاى خود كرده‏اند اكثر ساده زيست و بى‏علاقه به زخارف دنيا بوده‏اند. آنها كه اسير هواهاى پست نفسانى و حيوانى بوده و هستند براى حفظ يا رسيدن به آن تن به هر ذلت و خوارى مى‏دهند؛ و در مقابل زور و قدرتهاى شيطانى خاضع، و نسبت به توده‏هاى ضعيف ستمكار و زورگو هستند. ولى وارستگان به خلاف آنانند. چرا كه با زندگانى اشرافى و مصرفى نمى‏توان ارزشهاى انسانى- اسلامى را حفظ كرد.(صحيفه، ج20، ص342)


    روحانیت و ساده زیستی

    به عنوان یک پدر پیر از همه فرزندان و عزیزان روحانی خود می خواهم که در زمانی که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره کشور بزرگ و تبلیغ رسالت انبیا را به آنان محول فرموده است، از زی روحانی خود خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون شان روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران است، پرهیز کنند و بر حذر باشند که هیچ آفت و خطری برای روحانیت و برای دنیا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست. (صحیفه امام، ج20، ص342)

    من خوف اين را دارم كه در اين انقلاب كه بايد روحانيت تقويت بشود و آنچه كه شده است به هدايت آقايان بوده است مبادا خداي ناخواسته به واسطه بعضي از اعمالي كه از بعضي از اين روحانيون و معممين صادر مي‌شود اين موجب اين بشود كه يك وقت سستي در روحانيت پيدا بشود. يك قضيه اينكه از آن زي روحانيت كه زيّ‌ طلبگي بوده است، اگر ما خارج بشويم، اگر روحانيون از آن زي كه مشايخ ما در طول تاريخ داشته‌اند و ائمه هدي(ع) داشته‌اند، ما اگر خارج بشويم خوف اين است كه يك شكستي به روحانيت بخورد و شكست به روحانيت شكست به اسلام است. اسلام با استثنا روحانيت محال است كه به حركت خودش ادامه بدهد. اينهايند كه اسلام را معرفي مي‌كنند و به پيش مي‌برند و از اول هم همين‌طور بوده است. اگر چنانچه ما از زيّ متعارف روحانيت خارج بشويم و خداي نخواسته توجه به ماديات بكنيم، در صورتي كه خودمان را با اسم روحاني معرفي مي‌كنيم، اين منتهي ممكن است بشود به اينكه روحانيت شكست بخورد. من اين نگراني كه هميشه هي در دلم هست اين است كه من خوف اين را دارم كه مردم به واسطه امثال من به بهشت بروند. آنها براي خدا توجه به آقايان دارند و ما هم و شما هم دعوت مي‌كنيد مردم را به خير و صلاح. من خوف اين را دارم كه آنها براي خاطر ما و شنيدن حرف ما به بهشت بروند و ما براي خاطر اينكه خودمان مهذب نبوديم به جهنم. و آن خوف زيادي كه من دارم اين است كه ما روبه‌رو بشويم با آنها، ما در جهنم باشيم، آنها در بهشت باشند.(صحيفه، ج18، ص 44)

    امروز وارد مسائل سياسي شدن ديگر عيبي ندارد ولي بايد توجه كنيد كه همه متوجه شما هستند، لذا زيّ اهل علم خودتان را حفظ كنيد. درست مانند علماي گذشته ساده زندگي كنيد. در گذشته چه طلبه و چه عالم بزرگ شهر زندگي شان از زيّ آخوندي تغيير نمي‌كرد. اگر روزي از نظر زندگي از مردم عادي بالاتر رفتيد بالاتر كه دير يا زود مطرود مي‌شويد. براي اينكه، مردم مي‌گويند ببينيد آن وقت نداشتند كه مثل مردم زندگي مي‌كردند، امروز كه دارند و دست‌شان مي‌رسد از مردم فاصله گرفتند. بايد وضع مثل سابق باشد. بايد طوري زندگي كنيم كه نگويند طاغوتي هستيم.(صحيفه، ج17، ص262)

    و يكي از امور مهم اين است كه روحانيون بايد ساده زندگي كنند. آن چيزي كه روحانيت را پيش برده تا حالا و حفظ كرده است، اين است كه ساده زندگي كرده‌اند، آنهايي كه منشأ آثار بزرگ بودند، در زندگي ساده زندگي كردند. شايد آقايان كمي‌شان يادشان باشد، در آن وقتي كه ما اوايلي كه آمديم قم، كه در آنجا چه اشخاصي بودند، شخص اول قم در جهت زهد و تقوا و اينها مرحوم آشيخ ابوالقاسم قمي، مرحوم آشيخ مهدي و عده ديگري، و شخص نافذ آنجا و متقي، مرحوم آميرزا سيد محمد برقعي و مرحوم آميرزا محمد ارباب. همة اينها را من منزل‌هاي‌شان رفتم. اين كه رياست صوري مردم را داشت و رياست معنوي هم داشت، با آنكه زاهد بود، در زندگي مشابه بودند. مرحوم آشيخ ابوالقاسم؛ من گمان ندارم هيچ طلبه‌اي مثل او بود، زندگي‌اش يك زندگي‌اي بود كه مثل ساير طلبه‌ها، اگر كمتر نبود بهتر نبود، كمتر هم بود. مرحوم آميرزا محمد ارباب كه من رفتم مكرر منزل‌شان، يك منزلي داشت دو سه تا اتاق داشت خيلي ساده، بسيار ساده. مرحوم آشيخ مهدي همين‌طور، سايرين هم همين‌طور، عده هم زياد بودند آن‌وقت. وقتي انسان در آن محيط واقع مي‌شد كه اينها را مي‌ديد، همين‌طور، عده هم زياد بودند آن وقت. وقتي انسان در آن محيط واقع مي‌شد كه اينها را مي‌ديد، همين ديدن اينها براي انسان يك درسي بود، وضع زندگي آنها براي انسان يك، وضعي بود، درس بود براي انسان، عبرت بود. هر چه برويد سراغ اين كه يك قدم برداريد براي انكه خانه‌تان بهتر باشد، از معنويت‌تان به همين مقدار، از ارزش‌‌تان به همين مقدار كاسته مي‌شود. ارزش انسان به خانه نيست، به باغ نيست، به اتومبيل نيست. اگر ارزش انسان به اينها بود، انبياء بايد همين‌ كار را بكنند. انبيا سيره‌شان را ديديد چه جور بوده. ارزش انسان به اين نيست. انسان يك هياهو داشته باشد، يك اتومبيل كذا داشته باشد، يك رفت و آمد زياد داشته باشد. ارزش روحانيت به اين نيست كه يك بساطي داشته باشد و يك دفتري و يك دستكي داشته باشد. فكر كنيد ارزش انسان را به دست بياوريد، ارزش روحانيت را از دست ندهيد، در كيفيت تحصيل آن علوم هم هر چه برويد سراغ تجملات- و انشاءالله نمي‌رويد- از علوم‌تان كاسته مي‌شود. آنهايي كه اين كتاب‌هاي قطور را نوشتند و پر ارزش را، زندگي‌شان يك زندگي طلبگي بوده مثل شيخ انصاري و مثل اينها. يك زندگي طلبگي بوده. آنها توانستند اسلام را در همة جهات حفظ كنند و فقه را به پيش ببرند و مسائل ديني را افزايش بدهند (يعني فروع را) و آن كتاب‌هاي ارزشمند را عرضه كنند به مردم. براي اينكه آنها ارزش را به اين نمي‌دانستند كه من خانه‌ام بايد يك جور باشد، حالا سه تا اتاق داريم كم است، چهارتا! شما خيال مي‌كنيد كه اگر ده تا اتاق هم باشد كافي براي شما هست؟ خير! اگر همه اين دنيا را به يك كسي بدهند، كافي نيست، مي‌گويد: بايد بروم جاي ديگر. اين فطرت انسان است، فطرت خداخواهي است، اين يكي از فطرت‌هاي است كه هر كس هر چه بيابد، آن گم شده خودش را نيافته، آن گم شده يك چيز ديگري است و لهذا آن كه دنبال قدرت مي‌رود، قدرت مطلق مي‌خواهد، «قدرت مطلق خداست» آنكه دنبال علم مي‌رود، علم مطلق مي‌خواهد، «علم مطلق علم خداست» هر كه دنبال هر كمالي برود يا هر چيزي برود، او كمال مطلقش را مي‌خواهد و همه خدا را مي‌خواهند خودشان نمي‌دانند، عذاب‌هايي كه به ما مي‌شود براي حجاب‌هايي كه در ما هست. آنكه حجاب‌ها را پاره كرده است، ارزش‌ها را مي‌فهمد و رسيده به آنجايي كه بايد بفهمد.(صحيفه، ج19، ص157)


    ص) موارد الگوي مصرف صحيح


    مصرف درست نیروی انسانی

    براى يك كشور، نيروى انسانى همه چيز است. ما اگر نيروى انسانى نداشته باشيم، هيچ چيزى نداريم. چند سال قبل از اين، روى بعضى از كشورهايى كه سالها پيش از ما انقلاب كردند و توفيقهايى هم در عرصه‌هاى اقتصادى و صنعتى و فنى و امثال اينها به دست آوردند، مطالعه‌يى مى‌كردم. ديدم اينها در اوايل انقلاب، بيشترين تكيه و برنامه‌ريزى را روى تربيت نيروى انسانى گذاشته‌اند؛ به طورى كه بعضى از اين كشورها، همين الان نيروى انسانى كارآمد و ماهر صادر مى‌كنند. يعنى نه اين‌كه كشور خودشان از وجود چنين نيروى انسانى‌يى سرريز شده و بى‌نياز گرديده است؛ نه، كشور آنها از جهات ديگر آماده‌ى قبول اين همه متخصص نيست و وضع اقتصاديشان طورى نيست كه بتواند اين همه متخصص را مصرف كند؛ اين است كه به كشورها صادر مى‌كنند. همين نيروى انسانى است كه آنها را على‌رغم نداشتن درآمدهاى كلانى مثل نفت و مانند آن - كه بحمدالله ما از آن برخوردار هستيم - به سطوح خوب رسانده است.(21/9/1368)


    الگوي مصرف نيازمند كارشناسي و برنامه‌ريزي

    رعايت اولويت در سرمايه گذاريهاى زيربنايى و غير زيربنايى با هدف تكميل زنجيره‌ى توليد براى مصرف داخلى و صادرات و بى‌نياز كردن كشور از خارج در مصارف عمده و نيازهاى اساسى و همچنين در تكميل طرحهاى نيمه تمام و تأمين حداقل نيازهاى دفاعى كشور، و جلوگيرى از سرمايه‌گذارى در امورى كه با اين هدفها ناسازگار است و موجب هدر دادن سرمايه‌ها و يا تضييع منابع مى‌گردد.(18/08/1372)


    بازيافت كاغذ و صرفه‌جويي در كاغذ داخلي

    بايد روى بازيافت، صرفه‌جويى و توليد كاغذ داخلى كار شود؛ يعنى كارى كنند كه در كاغذ، صرفه‌جويى شود. امروز با اين‌كه آدمى گاهى فكر مى‌كند كه ديگر حالا دوران «ادقوا اقلامكم، قارعوا بين سطوركم» نيست، مى‌بينيم نه! اتفاقا، باز هم دوران همينهاست. باز هم بايد قلمها را ريز تراشيد، تا كاغذ كمتر مصرف شود و باز هم بايد در باب كاغذ، صرفه‌جويى كرد تا به نياز جامعه برسد. علاوه بر اين، مسأله‌ى بازيافت كاغذ و همچنين توليد كاغذ داخلى، بايد ان‌شاءالله مورد توجه قرار گيرد. بعضى از اين كارها به عهده‌ى دولت و بعضى به عهده‌ى مردم است.(26/02/1374)


    مصرف تولیدات داخلی

    در باب توليد عرض كنم كه بايد به طرف مصرف توليدات داخلى رفت. وقتى مى‌خواستند ساختمان اجلاس بين‌المللى را بسازند- ساختمانى كه امروز ما پزش را مى‌دهيم - مهندسان آن اين‌جا آمدند. من به آنها گفتم تصميم قطعى بگيريد كه در اين ساختمان هيچ مصالح خارجى به كار نرود. فقط در آخر كار در بخشى از كارهاى صوتى و الكترونيكى و استفاده از موكت نسوزى كه در داخل نمى‌توانيم توليد كنيم، از توليدات خارجى استفاده كردند. اين ساختمان به آن عظمت، نودوچند درصد مصالحش از توليدات داخلى است. بنده در قضيه ساخت آن ساختمان چند بار قاطع اين موضوع را گفتم و ابلاغ كردم كه رفتند و دنبال كردند و شد. ما مى‌توانيم؛ اين همه توليد داخلى داريم: چينى، بلور و كارهاى چوبى به اين خوبى داريم، كه باز آقايان و بخصوص اين شركتها از خارج مى‌آورند!(5/06/1382)


    مصرف درست آب

    همان‌گونه كه مى‌دانيد آب در كشور ما به قدر زمين نيست. معروف است كه ايران كشور كم آبى است؛ اما اگر با عقل و تدبير و روحيه‌ى خستگى‌ناپذير پيش برويم، مى‌شود از همين آب موجود استفاده كرد. آبها را كه هرز مى‌رود، مهار كنيم. آبها را درست مصرف كنيم. در مصرف آب اسراف نكنيم. با كار علمى و مدبرانه مى‌شود استفاده‌ى بهينه كرد. خيليها قبل از انقلاب به دشتهاى حاصلخيز ما چشم داشتند. كسانى كه از همه چيز اين كشور بيگانه بودند، براى دشت قزوين و دشت مغان ما برنامه‌ريزى كرده بودند؛ ما چرا نتوانيم برنامه‌ريزى كنيم تا از اين خاكهاى حاصلخيز و از اين زمينهاى واقعا بالاتر از قيمت مادى استفاده كنيم؟ مى‌شود اين كارها را كرد و بايد بكنيم؛ با روح جهادى ممكن است.(14/10/1382)


    مصرف منابع مالی

    ما منابع مالى كشور را كجا بيشتر مصرف مى‌كنيم؟ البته اين يكى از نقاط درست است؛ اين‌كه دوستان تكيه كرديد كه ما اين مقدار را به بخش خصوصى از حساب ذخيره‌ى ارزى يا از منابع دولتى تزريق كرديم؛ اين فلسفه‌ى درست و سياست درستى است؛ منتها در كنار اين، توجه كنيد كه ما با اين كار عقب‌افتادگى‌هايمان را جبران كنيم و نبايد به سمت افراط در اين زمينه برويم. بخش تعاونى را تقويت كنيم، اموال دولت و دارايى‌ها و موجودى‌هاى دولت را براى رعايت مصلحت عموم حفظ كنيم و مواظب باشيم كه اموال دولت و دارايى‌هاى دولت در زير اين قالب و چهارچوب از بين نرود و نابود نشود.(04/6/1383)



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 5 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    زيان انعكاس تجمل در زندگي
    موضوع

    سالهاست كه بنده درباره‌ى زندگى تشريفاتى مكرر تذكر مى‌دهم. اين دو جنبه دارد: يك جنبه از لحاظ اصل پايبندى به تجملات و تشريفات است كه اين بد و دون شأن انسان والاست؛ يعنى يك وقت انسان به يك چيز غير لازم پايبند مى‌شود كه دون شأن انسان است؛ بعلاوه، مسرفانه است؛ تضييع سرمايه‌ها، تضييع اموال و تضييع موجوديها در آن هست. اين يك بعد قضيه است كه اصل اسراف بد است؛ اصل تجمل همراه با اسراف و همراه با زياده روى است و بد است؛ ليكن جنبه‌ى دومى دارد كه اهميتش كمتر از جنبه‌ى اول نيست و آن انعكاس تجمل شما در زندگى مردم است. بعضيها از اين غفلت مى‌كنند. وقتى شما جلو چشم مردم، وضع اتاق و دفتر و محيط كار و محيط زندگى را آن‌چنانى مى‌كنيد، اين يك درس عملى است و هركسى اين را مى‌بيند، بر او اثر مى‌گذارد. حداقل اين را بايد رعايت كرد. فضا را، فضاى تجملاتى و تجمل‌گرايى و عادت كردن به تجمل قرار ندهيم؛ چون امروز اگر اين روحيه‌ى تجمل‌گرايى در جامعه‌ى ما رواج پيدا كند - كه متأسفانه تا ميزان زيادى هم رواج پيدا كرده است - بسيارى از مشكلات اقتصادى و اجتماعى و اخلاقى كشور اصلا حل نخواهد شد. تجمل‌گرايى و گرايش به اشرافيگرى در زندگى، ضررها و خطرهاى زيادى دارد: هيچ وقت عدالت اجتماعى تأمين نخواهد شد؛ هيچ‌وقت روحيه‌ى برادرى و الفت و انس و همدلى - كه براى همه‌ى كشورها و همه‌ى جوامع، بخصوص جامعه‌ى ما، مثل آب و هوا لازم است - پيش نخواهد آمد.(4/10/1378)

    1. شكاف طبقاتي

    مصرف‌گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‌روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‌كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاه‌هاى مسؤول بخش‌هاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاه‌هاى تبليغاتى و فرهنگى- به‌ويژه صدا و سيما- بايد وظيفه‌ى خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‌گرايى و تجمل‌گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‌ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‌روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‌گرايى، جامعه را از پاى درمى‌آورد. جامعه‌اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.(15/09/1381)


    2. اسراف ریشه مصیبت های کشور

    يكى از مهمترين فضايل اخلاقى براى يك كشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينه‌ها دچار مصيبت هستيم، به‌خاطر اين است كه اين اخلاق حسنه‌ى مهم اسلامى را فراموش كرده‌ايم.(11/09/1383)


    2-1 قناعت، راه پيروزي بر دشمنان

    پيروزي رزمندگان در صدر اسلام و ساقة آن، مرهون عللي بود كه يكي از آنها قناعت در معيشت است، چنان كه «اصحاب صفّه» از مهاجرين و ايثارگران از انصار، نمونة بارز آنند و تحليل نهايي نبرد مسلمانان با كافران به صورت ظفر كوثر بر تكاثر و پيروزي ايثار بر استئثار و غلبة زهد بر زرمداري و چيره‌گي زندگي بسيط بر حيات پيچيده و خلاصه، اعتلاي كلمه‌اي بر كلمات ديگر است.

    خطوط كلي اقتصاد اسلامي را، تسلط و عدالت ترسيم مي‌كند كه راسم همة خطوط ديني است. از اين رو، از افراد مبتلايان به انبوه مال مي‌كاهد تا به دام كظه و شكمبارگي و اسراف و اتراف و طغيان و شحّ و ولع و آز نيفتند.(قرآن در كلام علي، ص138)


    2-2 ملت‌هاي موفق، ملت‌هاي صرفه‌‌جو

    وعده‌ى ديگر اين است: «من كان يريد العاجله عجلنا له فيها ما نشاء لمن نريد»(303)؛ هر كس كه خير نزديك- يعنى دنيا- را هدف گيرد و به آخرت كارى نداشته باشد، «عجلنا له»؛ ما كمك مى‌كنيم آنچه را كه او هدف گرفته است؛ يعنى او را به آن هدف مى‌رسانيم: «ما نشاء لمن نريد». البته قيد و شرطهايى هم دارد: اگر تلاش كند، اگر زحمت بكشد و اگر بكوشد به آن هدف‌ها مى‌رسد. مثل اين‌كه مى‌بينيد بعضى از ملتها تلاش كردند، كوشش كردند، زحمت كشيدند، قناعت كردند، آن جايى كه بايد صرفه‌جويى كرد، صرفه‌جويى كردند و توانستند به جاهاى بزرگى برسند. نمى‌شود وقتى درآمد كم است، كسانى كه زياد خرج مى‌كردند، مثل وقتى كه درآمد زياد است خرج كنند؛ اين را بايد بفهمند. لذا خطاب من در درجه‌ى اول متوجه كسانى است كه متمكنين به كشورند؛ دستشان به دهانشان مى‌رسد و مى‌توانند خرج كنند؛ مى‌توانند گوشت، مواد غذايى، امكانات زندگى، محصولات مدرن، انواع و اقسام وسايل برقى و ماشينهاى گرانقيمت تهيه كنند. «چو دخلت نيست، خرج آهسته‌تر كن». نگو من دخل دارم؛ اين‌جا دخل شخصى ملاك نيست؛ دخل كشور ملاك است. وقتى كه يك ملت مقدارى درآمدش كم مى‌شود، بايد ملاحظه كنند. ما هر وقت به مردم گفتيم اسراف نكنيد، اكثريت مردم - كه طبقات متوسط هستند - گوش مى‌كنند و اسراف هم نمى‌كنند؛ ليكن آن كسانى كه بايد گوش كنند - يعنى متمكنين و ثروتمندان كه بسيارى از موارد، اسراف هم در بين آنهاست - كمتر گوششان بدهكار است. من حالا خطابم به آنهاست. لازم است كه به مسأله‌ى قناعت - به معناى اسراف نكردن - اهميت دهند. اسراف نكردن در مواد غذايى؛ چقدر مواد غذايى زايد دور ريخته مى‌شود! حتى اسراف نكردن در مواد دارويى؛ چقدر مواد دارويى غير لازم خريده مى‌شود و به خانه‌ها برده مى‌شود و بدون مصرف باقى مى‌ماند! مواد اوليه و يا خود دارو را بايد از خارج بخرند و بياورند، يا در داخل بايد با زحمت درست كنند. اينها ثروت و سرمايه‌ى مملكت است و از دست مى‌رود.(4/10/1377)


    2-3 الگوي صحيح مصرف راه مبارزه با فقر

    مبارزه با فقر، يعنى تلاش براى اين‌كه ثروت ممكنى كه مى‌شود از منابع ملى استخراج گردد و به دست آيد، اولا به شكل بهينه استخراج شود، و بعد به شكل بهينه مصرف شود و اسراف نگردد.(3/5/1379)


    3. تحريك خوي‌هاي حيواني در انسان

    اسراف و ترف و تنعم زدگي را نيز از آن جهت مانع تلقي مي‏كند كه خويهاي حيواني را تقويت و آدمي را تبديل به يك بهيمه و يا يك درنده مي‏نمايد. اين امور از نظر قرآن مانع‏ حركت و جنبش در جهت خير و صلاح و تكامل جامعه است.(جامعه و تاریخ، ص233)


    4. به‌زبوني كشيدن انسان

    انسان اين ويژگي را دارد كه برداشت و برخورداري زياد از ماده و طبيعت‏ و تنعم و اسراف در لذات، او را در آنچه هنر و كمال انساني ناميده‏ مي‏شود ضعيف‏تر و زبونتر و بي‏بارتر و عقيم‌تر مي‏سازد، و برعكس پرهيز از برداشت و برخورداري البته در حدود معيني گوهر او را صفا و جلا مي‏بخشد، فكر و اراده دو نيروي عالي انساني را نيرومندتر مي‏كند. اين حيوان است كه برداشت و برخورداري بيشتر او را در كمال حيواني به‏ جلو مي‏برد، در حيوان نيز آنچه به منزله «هنر» ناميده مي‏شود اينطور نيست، يعني يك حيوان براي اينكه چاقتر بشود و گوشتش بهتر مورد استفاده قرار بگيرد، و يا براي اينكه شير و پشم بيشتري بدهد بايد هر چه‏ بيشتر تيمار شود، اما يك اسب مسابقه چنين نيست، اسب سر طويله محال‏ است كه از عهده مسابقه بيرون آيد، اسبي مي‏بايد كه روزها بلكه ماهها تمرين كم خوراكي ديده باشد.(سیری در نهج البلاغه، ص248)



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 5 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :42
    •    
    •   
    • 30  
    • 31  
    • 32  
    • 33  
    • 34  
    • 35  
    • 36  
    • 37  
    • 38  
    • 39  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------