|
اهمیت وجود غرایز
بی شک، در وجود همه انسانها غریزه هایی وجود دارد که تمام حرکت ها و
فعالیت های درونی و برونی وی از آن برخاسته و متاثر می گردد. مهم ترین این
غرایز عبارتند از: حس کنجکاوی- حس حق جویی- حس عرفان و خداخواهی، حس
ماورایی و کمال طلبی، حس زیبایی، حس عدالت خواهی، حس فداکاری و ایثار، حس
سودجویی، حس خودخواهی، حب نفس، حب بقا، حب شخصیت، حب مال و ثروت، حب جاه و
مقام و شهوت و غضب و... به عنوان مثال، یکی از غرایز انسان که مطرح شد حب
نفس است، این غریزه منشا بسیاری از فعالیت های انسانی است که چون علاقه به
زندگی دارد و می خواهد بماند، برای رسیدن به این هدف هرچه می تواند کوشش
می کند. غریزه حب نفس است که هنگام مواجه شدن با خطری از ناحیه دشمن،
انسان را وامی دارد که با تمام نیرو و توان به دفاع از خود برخیزد.
بنابراین وجود غرایز در انسان منشا عمل و محرک او است.
کارکرد مثبت یا منفی غرایز
این غرایز دارای دو بعد مثبت و منفی هستند که در جهت ایجاد انگیزه ها و
تنوع آن به خوبی و بدی نقش اساسی دارد. شناخت این غرایز و گستره اثرگذاری
و اثرپذیری آن در جهت هدایت و کنترل، ضروری و لازم است. تمیز انگیزه های
بد از خوب و شناخت هدف های عالی از پست، بستگی به خودشناسی دارد. چگونه
ممکن است انسان در مسیر تکامل گام بردارد در حالی که ابزار کار را نشناخته
و آن را در مسیر صحیح راهنمایی نکرده است؟
علم اخلاق در این زمینه راهنمای خوبی برای سالکان و طالبان راه حق است و
ارزش ها و وسایل تحصیل آن را معرفی می کند و موانع و عوامل بازدارنده را
باز می نماید.
باید دانست که کیفیت عمل و ارزش حقیقی آن در اخلاق اسلامی بستگی به نوع
انگیزه و اهداف عمل کننده دارد و شکل ظاهری کار و رفتار به تنهایی معیار
ارزشها (خوبیها و بدیها) به حساب نمی آید. نیت و رفتار اخلاقی انسان به
اندازه ای مهم است که سرنوشت انسان را با آن می توان پیش بینی کرد. اصولا
قرآن کریم سرنوشت افراد و اقوام و ملل را به تغییر در نیات و مقاصد آنها
مرتبط می داند (رعد -11)
تاثیرگذاری غرایز درونی
هر چند عوامل بیرونی در ساختار انگیزه های انسان بی تاثیر نیست ولی باید
دانست که عوامل اصلی در شکل گیری اهداف انسان همانا عوامل درونی است و
چنانکه معلوم است عوامل درونی بر دو گونه است: 1- طبیعی 2- اکتسابی
عوامل طبیعی عبارت است از غرایز و احساسات خداداده که به طور طبیعی در
وجود انسان آفریده شده است. عوامل اکتسابی صفات و ملکات نفسانی انسان است
که به مرور زمان در اثر اعمال و رفتار اختیاری در انسان بوجود می آید.
فعالیتهای انسان در تمام حالات از این عوامل متاثر است و این عوامل زمینه
ساز تصمیم گیری ها و حرکات انسان است و استعدادهای انسان در این چارچوب به
فعلیت می رسد.
این همه اصرار بر شناخت نفس و کنترل و هدایت غرایز و نیز تاکید بر تهذیب و
تزکیه نفس به خاطر نقشی است که این عوامل در اعمال و رفتار و کیفیت آن
دارد. چنانکه اعمال و رفتار انسان نیز متقابلا در شاکله و ساختار روحی وی
اثر می گذارد. انسان شکمباره و شهوت پرست، انسان خود ساخته و خداپرست،
انسان ترسو و بزدل و انسان شجاع و دلیر هر کدام رفتارهای متضادی را از خود
بروز می دهند و این نیست جز به خاطر عوامل نفسانی و غرایز طبیعی انسان تا
کدام چیره گردد و زمام امور را به دست گیرد. پس باید انسان را ساخت یعنی
او را مالک خویشتن خویش قرار داد تا او بر جهان حاکم باشد نه جهان حاکم بر
او.
|