:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103847

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    تجمل‌گرایی زنان سوغات فرهنگ غرب
    موضوع

    آنها با چه چيز زن مسلمان بيشتر دشمنند؟ با حجاب او. آنها با چادر و حجاب صحيح و متقن شما از همه چيز بيشتر دشمنند. چرا؟ چون فرهنگ آنها اين را قبول ندارد. اروپاييها اين‌طورند؛ آنها مى‌گويند هرچه را كه ما فهميده‌ايم، دنيا بايد از ما تقليد كند! مايلند كه جاهليت خودشان را بر معرفت عالم غلبه بدهند. آنها مى‌خواهند زن به سبك اروپايى را در جامعه رواج بدهند؛ كه عبارت است از سبك مد و مصرف و آرايش در انظار عموم و ملعبه قرار دادن مسائل جنسى بين دو جنس؛ مى‌خواهند اين چيزها را به وسيله‌ى زنان رواج بدهند. هرجا با اين هدفگيرى غربيها مخالفت بشود، فريادشان بلند مى‌شود! اينها كم‌طاقت هم هستند! همين مدعيان غربى، كمترين مخالفتى را با مبانى پذيرفته‌ى خودشان تحمل نمى‌كنند. (22/08/1370)

    همه جاى دنيا را هم توانسته‌اند تحت تأثير قرار بدهند؛ مگر محيطهاى اسلامى واقعى را. شما اگر به دنياى فقير آفريقا و امريكاى لاتين و شرق آسيا و هرجا كه جوامعى هستند، مراجعه كنيد، خواهيد ديد كه آن‌جا هم توانسته‌اند همان الگوهاى خودشان - همان‌طور آرايش كردن، همان‌طور مصرف كردن و همان‌طور ملعبه شدن زن- را رواج بدهند.(22/08/1370)

    از روزى كه اروپايي‌ها، صنايع جديد را به‌وجود آوردند - در اوايل قرن نوزدهم كه سرمايه‌داران غربى كارخانه‌هاى بزرگ را اختراع كرده بودند - و احتياج به نيروى كار ارزان و بى‌توقع و كم‌دردسر داشتند، زمزمه‌ى «آزادى زن» را بلند كردند؛ براى اين‌كه زن را از داخل خانواده‌ها به درون كارخانه‌ها بكشانند؛ به عنوان يك كارگزار ارزان از او استفاده كنند، جيبهاى خودشان را پر كنند و زن را از كرامت و منزلت خود بيندازند. امروز آنچه كه به عنوان «آزادى زن» در غرب مطرح است، دنباله‌ى همان داستان و همان ماجراست. لذا ظلمى كه در فرهنگ غربى به زن شده است و برداشت غلطى كه از زن در آثار فرهنگ و ادبيات غرب وجود دارد، در تمام دوران تاريخ بى‌سابقه است. در گذشته هم در همه جا به زن ظلم شده است، اما اين ظلم عمومى و فراگير و همه‌جانبه، مخصوص دوران اخير و ناشى از تمدن غرب است. زن را به عنوان وسيله‌ى التذاذ مردان معرفى كردند و اسمش را «آزادى زن» گذاشتند! در حالى كه به واقع آزادى مردان هرزه براى تمتع از زن و نه آزادى زن بود. نه فقط در عرصه‌ى كار و فعاليت صنعتى و امثال آن، بلكه در عرصه‌ى هنر و ادبيات هم به زن ظلم كردند. شما امروز، در داستانها، در رمانها، در نقاشيها، در انواع كارهاى هنرى نگاه كنيد، ببينيد با چه ديدى به زن نگريسته مى‌شود؟ آيا جنبه‌هاى مثبت و ارزشهاى والايى كه در زن هست، مورد توجه قرار مى‌گيرد؟ آيا آن عواطف رقيق، آن مهربانى و خوى مهرآميزى كه خداى متعال در زن به وديعه گذاشته است - خوى مادرى، روحيه‌ى نگهدارى از فرزند و تربيت فرزند - مورد توجه است يا جنبه‌هاى شهوانى و به تعبير آنها عشقى؟ (كه اين تعبير غلط و نادرستى است. اين شهوت است نه عشق!) زن را اين‌گونه خواستند پرورش و عادت دهند: به‌عنوان يك موجود مصرف‌كننده. مصرف كننده‌ى دست و دل باز و كارگر كم‌توقع و كم‌طلب و ارزان. (25/09/1371)

    3. تبعيض‌ها


    اسراف نتیجه تبعیض ها

    تبعيض‌ها، تفاوت گذاشتن‌ها روح يك عده را كه محروم شده‏اند فشرده و آزرده و كينه جو و انتقام كش مي‏كند و روح يك عده ديگر را كه به صورت عزيز بلاجهت در آمده‏اند لوس و ننر و كم حوصله و بيكاره و اسراف كن و تبذير كن مي‏كند. در ميان يك طبقه حسد و كينه انتقام و نفرت و دشمني، و در طبقه ديگر كم حوصلگي نسبت به كار، استقامت نداشتن، اسراف و تبذير پيدا مي‏شود.(بیست گفتار «آثار اخلاقي تبعيض‌ها»، ص165)


    4. وجود ثروت‌هاي كلان در دست عده‌اي خاص

    غالباً وجود ثروت‌هاي كلان در دست عده‌اي خاص بدون در نظر گرفتن شايستگي و لياقت لازم در آنان، موجب مي‌شود، ثروت‌ها بر طبق نياز افراد و نعمت‌هاي خداوند و سرمايه‌هاي ملي كشور در راه درست و بهينه استفاده نشود و جامعه به جاي پيشرفت به سوي اهداف بلند اقتصادي، به سمت مصرف‌گرايي، تجمل‌گرايي و سرگرمي‌هاي جاهلانه كشيده شود.

    اسلام از اين پيامد كه موجب ضايع شدن امر دنيا و آخرت افراد جامعه مي‌شود، با نام اسراف ياد كرده، آن را نهي مي‌كند. (ولا تسرفوا انه لايحب المسرفين) «اسراف نكنيد كه خداوند، اسرافكاران را دوست ندارد».(نسبت دين و دنيا، ص 247)


    س) آثار زيانبار اسراف


    زیان‌های اجتماعي و رواني

    مصرف بى‌رويه و زياد، قاعدتا از سوى قشرهاى مرفه انجام مى‌گيرد؛ چون قشرهاى ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند. مصرفى كه از سوى يك قشر انجام مى‌گيرد، به زيان كشور است. يعنى هم زيان اقتصادى، هم زيان اجتماعى و هم زيان روانى و اخلاقى دارد.(01/01/1371)



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 5 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ اصلاح الگوي مصرف(2)
    موضوع

    [Image]


     
     

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 22/04/1388 - به نقل از اداره كل پژوهش و آموزش سيما

     
     

    ج) حرمت شرعي و عقلي اسراف


    1. قرآن و الگوي مصرف صحيح

    قرآن كريم مي‌فرمايد: «متقين كساني هستند كه در مقام انفاق و بخشش نه تند روي مي‏كنند و نه‏ كند روي، راه اعتدال و ميانه را پيش مي‏گيرند.» در آيات زيادي از قرآن نهي مي‏كند از اسراف و تند روي در بذل و بخشش‏، همان طور كه از بخل و خست نهي مي‏كند، قرآن براي اين كار حد وسط و ميانه روي را تعيين كرده است، نه اينكه انسان هر چه دارد به ديگران‏ بخشد، و خودش تهي دست بماند، آنگاه دست به دعا بردارد كه خدايا به‏ من روزي بده. خداوند اين چنين دعايي را هرگز مستجاب نمي‏كند.(داستان راستان، جلد اول، ص44)


    2. نهي پيامبر از اسراف

    پيغمبر از سه چيز نهي كرده است:

    قيل و قال و حرف بيهوده، ديگر تضييع و اسراف و افساد مال، سوم كثرت سؤال.(بيست گفتار، ص273)


    3. اسراف شرعاً حرام و عقلاً ممنوع است

    كشور ما، كشور ثروتمندى است و مى‌تواند خود را به‌خوبى اداره كند و بسازد. حتى مى‌تواند به غير از زمان حال، زمان آينده را هم پايه‌ريزى كند و تضمين و تأمين نمايد؛ اما مشروط بر اين‌كه موارد ثروت، به شكل صحيحى مورد ملاحظه قرار گيرد و در آن، اسراف و زياده‌روى نشود. اسراف بد است و از نظر شرعى، گناه و حرام محسوب مى‌شود. از نظر منطق عقلانى و اداره‌ى كشور هم، يك كار ممنوع و زشت است و مخصوص كسان خاصى نيست. همه موظفند اسراف نكنند- هم مسؤولان و كارگزاران و كسانى كه مأمور انجام كارهايى در دولت هستند و هم آحاد مردم- بنابراين، اگر ما توصيه مى‌كنيم از اسراف جلوگيرى شود و به تعبير بهتر، با اسراف مبارزه شود؛ مخاطب ما همه- هم مسؤولان و هم آحاد مردم- هستند.

    اسراف در ثروت عمومى و موجوديهاى اين كشور و منابع طبيعى و نيز در آنچه كه با زحمت زياد به دست مى‌آيد و اسراف در نان و آب و انرژى و نيروى انسانى، همه‌ى اينها بد است. اسراف، نقطه‌ى مقابل آن توصيه‌اى است كه ما در سال گذشته و سالهاى قبل از آن عرض كرديم كه عبارت از «انضباط» است. اگر بخواهيم با اسراف مبارزه كنيم، بايد براى اين كار برنامه‌ريزى انجام گيرد و آن را مسؤولان دولتى انجام دهند. بنابراين، توصيه‌ى اول من، مبارزه با اسراف و زياده‌روى و نابود كردن اموال عمومى و اموال شخصى است؛ چون اموال شخصى هم، به نحوى به اموال عمومى برمى‌گردد.(1/1/1375)


    دور انداختن ثروت(اسراف) حرام است

    ممكن است كسي بپندارد كه‏ اسلام اساسا ثروت را مطرود و به عنوان يك امر پليد و دور انداختني‏ مي‏شناسد، چيزي كه پليد و مطرود و دورانداختني است ديگر مقرراتي‏ نمي‏تواند داشته باشد، به عبارت ديگر مكتبي كه نظرش درباره يك شي‏ء معين اين است كه آن چيز دورافكندني است آن مكتب نمي‏تواند مقرراتي‏ درباره آن چيز داشته باشد، همه مقرراتش اين خواهد بود كه آن چيز را به‏ وجود نياوريد، دست به آن نزنيد، دست به دست نكنيد، مصرف نكنيد، همچنانكه درباره مشروب چنين مقرراتي آمده است: « لعن الله بايعها و مشتريها و آكل ثمنها و ساقيها و شاربها »... جواب اين است كه اشتباه بزرگي است اين اشتباه، در اسلام مال و ثروت‏ هيچوقت تحقير نشده است، نه توليدش، نه مبادله‏اش، نه مصرف كردنش‏، بلكه همه اينها تأكيد و توصيه شده است و براي آنها شرايط و موازين‏ مقرر شده است و هرگز ثروت از نظر اسلام دور افكندني نيست بلكه دور افكندنش (اسراف، تبذير، تضييع‏ مال) حرام قطعي است.(مسئله ریا، ص69-17)

    اسلام كه پول پرستي را محكوم كرده است پول و ثروت را محكوم نكرده است‏، زيرا:

    الف. توليد ثروت: كشاورزي، دامداري، صنعت و غيره توصيه شده است‏

    ب. مبادله ثروت يعني تجارت و داد و ستد توصيه شده است.

    ج. مصرف رساندن از نظر شخصي در حدود احتياجات فردي خالي از هر نوع‏ تجمل و اسراف كه مفسد انسان است توصيه شده است.

    د. تبذير و اسراف و تضييع آن ممنوع است.

    ه. مقررات سخت قضائي و جزائي در مورد حيف و ميل‏ها و سرقتها و خيانت‌ها وضع شده است.(مسئله ربا، ص18-19)


    مفهوم تسلط بر اموال به معناي حق اسراف نيست

    مردم بر اموال خود تسلط دارند، ولي اين‏ تسلط به معني اين است كه در چهار چوبي كه اسلام اجازه داده آزادي تصرف‏ دارند و نه بيشتر تضييع مال به هر شكل و به هر صورت، به صورت دور ريختن، به صورت بيش از حد نياز مصرف كردن، به صورت صرف در اشياء لوكس و تجملهاي فاسد كننده كه در زبان اسلام از آنها به «اسراف» و «تبذير» تعبير شده حرام و ممنوع است.(وحی ونبوت، ص120)


    4. دلايل حرمت اسراف

    يا اينكه انسان حق تملك دارد ولى اين حق تملك حدى دارد و غير محدود نيست، يا از راه اينكه قانون محدوديت آن را اعلام مى‏كند يا از راه اينكه راه تملك شرعى طورى است كه يك نفر نمى‏تواند از حدود معينى تجاوز كند. انسان حق فكر كردن دارد، دستگاه مفكره براى انديشيدن آفريده شده، ولى حدى دارد كه انسان درباره چه چيزى بينديشد، مثلًا درباره نقشه كشى براى بدبخت كردن ديگران نينديشد. دستگاه استعمارى همواره نقشه‏ها به كار مى‏برد ولى حق ندارد درباره اين امور بينديشد. همچنين انسان حق تصرف و تسلط بر اموال خود را دارد (الناس مسلطون على اموالهم) اما محدود است به اينكه اكل مال به باطل نباشد، بيع امورى كه منافع محلله شرعيه مقصوده ندارد نباشد، بيع چيزى كه مضر به جامعه اسلامى است نباشد، حق اسراف و تبذير ندارد. همچنين گوش حق دارد كه بشنود ولى محدود است، دست حق دارد كه بطش كند و پا حق دارد كه راه برود ولى محدود است، بطن و فرج هركدام حقوقى دارند ولى محدودند به حدودى. جسم حق استراحت و حق تغذى دارد. انسان نمى‏تواند به خودش زجر بدهد و يا عضوى را ناقص كند ولى حق او حدى دارد، نبايد به صورت تنبلى و تن پرورى درآيد. اتلاف و اسراف مال حرام است، شغل و حرفه جنبه تقدس دارد.(استاد مطهری، يادداشت‏ها، ج‏3، صص 231 - 230)

    قرآن كريم مي‌فرمايد: «و لا تؤتوا السفهاء أموالكم التي جعل الله لكم قياما » يعني اموال را كه مايه زندگي شماست در اختيار افراد كم عقل نگذاريد.افرادي كه سفيه‏اند و كم عقل‏اند هر چند مال از خود آنهاست بازهم آن را در اختيار آنها نگذاريد زيرا آن را ضايع مي‏كنند. در اين آيه با اين كه موضوع بحث، مال شخص سفيه است، با كلمه «اموالكم» تعبير مي‏كنداشاره به اينكه مال هر شخصي در عين اينكه مال شخصي خود اوست يك نوع‏تعلقي هم به جامعه دارد. حقي هم اجتماع نسبت به آن مال دارد و به واسطة حق اجتماع است كه مالك شخصي حق تضييع و اسراف ندارد از تضييع مال نهي شده.(بیست گفتار، ص274)


    اسراف تصرف در ثروت عمومي است

    انسان حق دارد استفاده مشروع از ثروت ببرد، يعني‏ استفاده‏اي كه با هدفهاي طبيعت و فطرت هماهنگي دارد، اما حق ندارد كه‏ آن را معدوم كند و از بين ببرد و يا آن را به مصرف نامشروعي برساند، چون در عين حال اين مال به جامعه تعلق دارد. از اين رو اسراف و تبذير و هرگونه استفاده نامشروع از مال ممنوع است، نه تنها از آن جهت كه نوع‏ عملي كه روي آن مال صورت مي‏گيرد حرام است بلكه «و از آن جهت كه تصرف در ثروت عمومي است بدون مجوز. آري، اگر به فرض محال، انسان قادر بود تنها با نيروي كار، بدون‏ دخالت طبيعت محصولي را توليد كند جاي اين بود كه گفته شود صاحب آن‏ محصول كه تنها خالق و آفريننده آن محصول است از نظر تصرف در مال، فعال‏ ما يشاء است، اما اينچنين نيست، او نه تنها خالق و آفريننده آن محصول‏ نيست بلكه اگر تنها خالق و آفريننده محصول نيز مي‏بود مي‏توان گفت حق‏ تضييع و اسراف نداشت، زيرا او واجب الوجود بالذات نيست، قائم به‏ ذات نيست، خودش هم خودش را به وجود نياورده است، او مخلوقي است‏ اجتماعي، اجتماع در نيروي علمي و دماغي و بدني او كه آن محصول را به‏ وجود آورده است سهيم است، او در قواي جسمي و روحي خود مديون اجتماع‏ است، آن قوا و نيروها تنها مال خود او نيست، اجتماع در خود آنها ذيحق‏ است، عليهذا اجتماع در محصول اين نيروها نيز ذيحق است. پس به فرض‏ محال اگر شخصي مي‏توانست محصولي را بدون دخالت طبيعت به وجود آورد باز هم حق تضييع و اسراف آن را نداشت، تا چه رسد كه چنين چيزي محال است.

    به همين دليل است كه انتحار و خودكشي نيز جنبه حقوقي دارد، يعني از جنبه حقوق اجتماعي نيز جايز نيست. هيچكس نمي‏تواند از جنبه حقوقي ادعا كند كه اختيار خودم را دارم، مي‏خواهم خودم را معدوم كنم، اجتماع به او مي‏گويد من در اين ساختمان مجهز سهيم و شريكم، سرمايه‏هاي مادي و معنوي‏ صرف كرده‏ام تا اين ساختمان كامل و مجهز را به وجود آورده‏ام، اكنون وقت‏ آن است كه دين خود را استرداد كنم و از تو خدمت بخواهم، تو حق نداري‏ پيش از آنكه دين اجتماع خود را بپردازي خود را معدوم كني، اما بعد از آنكه حق اجتماع را به قدر كافي پرداختي از اين نظر منعي نيست. (مسئله ربا، ص20 ،55،56)


    حق مالكيت نامحدود نيست

    مال از نظر اسلام همان طوري كه به فرد تعلق دارد به اجتماع نيز تعلق‏ دارد. حق مالكيت نامحدود نيست، شامل اسراف و تبذير نيست، لهذا اسلام اجازه نمي‏دهد كه انسان براي بعد از مردن خود به هر چه دلش مي‏خواهد وصيت كند. در آمريكا يك ثروتمند احيانا وصيت مي‏كند كه همه يا نيمي از ثروتش مال سگ عزيزش (سي سي مثلا) باشد. اين كار، احمقانه است و اسلام چنين حقي براي مالك قائل نيست.(همان)

    مردم بر اموال خود تسلط دارند، ولي اين‏ تسلط به معني اين است كه در چهار چوبي كه اسلام اجازه داده آزادي تصرف‏ دارند و نه بيشتر. تضييع مال به هر شكل و به هر صورت، به صورت دور ريختن، به صورت بيش از حد نياز مصرف كردن، به صورت صرف در اشياء لوكس و تجملهاي فاسد كننده كه در زبان اسلام از آنها به «اسراف» و «تبذير» تعبير شده حرام و ممنوع است. توسعه در زندگي يعني گسترش دادن به زندگي براي رفاه عائله (همسر و فرزندان) مادام كه به تضييع حقي و يا به اسراف و تبذير و يا به ترك‏ يك تكليف و وظيفه منتهي نشود، مجاز بلكه ممدوح و مورد ترغيب است.(وحی و نبوت، ص120)


    د) ريشه‌هاي اسراف


    1. نداشتن آرمان


    اشرافی گری نتيجه نداشتن آرمان

    حقيقت قضيه اين است كه زندگى انسان، وقتى معنى پيدا مى‌كند كه اين زندگى در راه يك هدف مقدس مصرف شود. زندگى‌اى كه هدفى مقدس و الهى را دنبال نمى‌كند و اين حيات و سرمايه، در همين مدت كوتاه كه در دست ماست صرف اين مى‌شود كه به ما خوش بگذرد، زندگى ضايع شده‌اى است. بنده يك وقت مثال مى‌زدم كه در اين‌گونه حياتها و تلاشها، انسان زندگى مى‌كند تا بخورد، تا با آن خوردن، باز زندگى كند كه آن زندگى هم هدفش چيزى جز خوردن نيست! البته خوردن به عنوان يك رمز و به عنوان يك سمبل گفته مى‌شود. چيزهاى ديگرى هم از اهداف مادى هست كه مثل خوردن است. خوشگذرانى كردن، آقايى كردن، فرمانروايى كردن، كبر ورزيدن و ناز فروختن، امر و نهى كردن و در جاى بالاتر نشستن؛ كه بايد به خدا پناه ببريم از اين‌كه دل ما بسته به اينها شود. در مثلى ديگر به آن مى‌ماند كه اتومبيلى را به پمپ بنزين ببريم؛ باك آن را از بنزين پر كنيم و اتومبيل را به راه بيندازيم و هدفمان اين باشد كه به پمپ بنزين بعدى برسيم، كه در آن پمپ بنزين باز مخزن را پر كنيم تا حركت و طى طريق كند و به پمپ بنزين بعدى برسد! خلاصه، همه‌ى دوران اين اتومبيل به اين بگذرد كه از اين محل پمپ، به آن محل پمپ برود، براى راه افتادن و براى رسيدن به يك پمپ بنزين ديگر؛ بدون اين‌كه با آن طى طريقى كنيم؛ بدون اين‌كه با آن، هدفى را وجهه‌ى همت سازيم؛ بدون اين‌كه با آن بخواهيم از بيابان خطرناكى عبور كنيم و بدون اين‌كه با آن بخواهيم به كسى خدمتى كنيم!(20/3/1371)


    2. مدل‌هاي مصرفي غلط

    وضع مصرف؛ يعنى قبل از آنكه نيازهاى اساسى جامعه ارضا شود، اشاعه الگوها و مدلهاى مصرفى تجملى غير ضرورى سبب بهم‏خوردن تعادل مصرف و احتياج و موجب تبذير و اسراف است و در نتيجه با دخالت وسايل ارتباط جمعى كه انسان را تبديل به انسان مصرفى مى‏كند، موجب از خود بيگانگى انسان است.(استاد مطهری، يادداشت‏ها ج‏4،235)



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 5 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ اصلاح الگوي مصرف(1)
    موضوع

    [Image]


     
     

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 20/04/1388 - به نقل از اداره كل پژوهش و آموزش سيما

     
     

    «اصلاح الگوي مصرف» شعاري است كه در طليعة سال 1388 از جانب مقام معظم رهبري به عنوان شعار سال انتخاب گرديده است. انتخاب اين شعار حكايت از آن دارد كه به دلايل بسياري ريشه بسياري از مصيبت‌هاي كشور در حال حاضر در مصرف‌گرايي بي‌حد و حصر اقشاري از جامعه به‌ويژه مديران و متمكنين و ثروتمدان جامعه است.

    مصرف‌گرايي نابجا و گرايش به اشرافيت و تجمل عملي است شيطاني و اعتقاد اسلامي ملت و فرهنگ انقلاب اسلامي را همچون موريانه از درون مي‌خورد و نابود مي‌سازد. ملتي كه عادت به مصرف زياد دارد و اهل توليد نيست، ناخواسته جاده‌ صاف‌كن دشمنان كشور خواهد شد. چرا كه مصرف‌گرايي با خود فرهنگي را حمل مي‌كند كه اين فرهنگ ضد عزت و شرافت و مقاومت و كرامت انساني است. مصرف‌گرايي بي‌حد و حصر انسان را زبون و پست مي‌كند.

    غربي‌ها و در رأس آن آمريكا از روحيه رفاه‌طلبي و اشرافيت كه در ايران در حال نضج گرفتن است عميقاً شادمانند، چون بر ملتي كه روحيه مصرف‌گرايي دارد به آساني مي‌توان تسلط يافت. تحريم‌ها ملت‌هاي مصرف‌گرا را مي‌ترساند نه ملت‌هايي را كه داراي انضباط مالي و اقتصادي هستند و قناعت را نه به عنوان يك شعار اخلاقي بلكه به عنوان يك شعار انقلابي سرلوحه رفتار خويش قرارداده‌اند.

    طرح «اصلاح الگوي مصرف» بسيار هوشمندانه انتخاب شده است و اميد است تمام دستگاه‌هاي فكري و اجرايي كشور و نخبگان و همه مردم هم در تعيين راهكارها و هم در ايجاد فرهنگ قناعت بكوشند. در ميان دستگاه‌هاي فرهنگي، صدا و سيما به دليل مخاطب چند ميليوني خود مي‌تواند با روش‌هاي علمي افكار عمومي را از طريق قالب‌هاي گوناگون هنري و ساختاري خويش تحت تعليم جدي قرار دهد. برنامه‌هايي نظير برنامه خانواده كه مخاطب آن خانم‌هاي كشور هستند از طريق آموزش اقتصاد خانواده كه غالباً‌ در اختيار زنان كشور است مي‌تواند نقشي مهم ايفا نمايد. برنامه‌هاي كودك مي‌تواند از طريق كودكان، بزرگسالان را تحت فشار و كنترل قرار دهد كه همه چيز به اندازه مصرف شود. شعار اصلاح الگوي مصرف نه معناي رياضت دارد و نه گدا صفتي، بلكه به معناي مصرف بجا و عاقلانه است.

    به طور قطع همان طور كه در مقاله حاضر هم ملاحظه خواهيد كرد ريشه اسراف و روح فرهنگ اسراف را ابتدا در رفتار زمامداران و مديران كشور بايد اصلاح كرد چنانچه مسئولين از انضباط اقتصادي و مالي برخوردار نشوند، صدها برنامه صداو سيما آب در هاون كوبيدن است. مقاله حاضر برمبناي آثار مقام معظم رهبري در بيست سال گذشته و كليه آثار بزرگاني همچون امام، علامه طباطبايي، استاد مطهري و آيت الله جوادي آملي تلاش كرده تا اندازه‌اي اهميت «اصلاح الگوي مصرف» را به عنوان يك فريضه ديني و انقلابي توضيح دهد.


    پيام نوروزي مقام معظم رهبري(مدظله‌العالي) در سال 1388

    ما در زمينه‏ى مصرف، در زمينه‏ى هزينه كردن منابع مالى كشور كه به وسيله‏ى خود ما و به وسيله‏ى همه‏ى برادران هم‏ميهن ما و به وسيله‏ى مسئولين كشور با زحمت زياد به وجود مى‏آيد، دچار نوعى بى‏توجهى هستيم، كه بايستى اين را تبديل كنيم به يك توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستيم، ما دچار ولخرجى و ولنگارى در مصرف هستيم؛ بسيارى از منابع كشور، شايد بشود گفت بخش مهمى از منابع كشور در همه‏ى زمينه‏ها- چه در زمينه‏ى مسائل شخصى، و چه تا حدودى در زمينه‏هاى عمومى- صرف اسراف‌ها و زياده‏روى‏هاى ما در مصرف مي‌شود. ما بايستى مصرف كردن را مدبرانه و عاقلانه مديريت كنيم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلكه از نظر همه‏ى عقلاى عالم، چيزى است كه بايد تحت كنترل عقل قرار بگيرد. با هوى‏ و هوس، با خواهش دل و آنچه كه نفس انسان از انسان مطالبه مي‌كند، نمي‌شود مصرف را مديريت كرد. كار به جائى مي‌رسد كه منابع كشور به هدر مي‌رود، شكاف بين فقرا و اغنياء زياد مي‌شود، عده‏اى در حسرت اوّليات زندگى مي‌مانند و عده‏اى با ولخرجى و ولنگارى در مصرف، منابع را هرز و به هدر ميدهند.ما بايستى الگوى مصرف را اصلاح كنيم. ما بايستى به سمت اصلاح الگوى مصرف حركت كنيم. مسئولين كشور در درجه‏ى اول- چه قوه‏ى مقننه، چه قوه‏ى مجريه، و چه ساير مسئولين كشور؛ قوه‏ى قضائيه و غير آنها- و اشخاص و شخصيت‌ها در رتبه‏هاى مختلف اجتماعى، و آحاد مردم ما از فقير و غنى، بايستى به اين اصل توجه كنند كه بايد الگوى مصرف را اصلاح كنند. اينجور مصرف كردن در همه‏ى زمينه‏ها- در امور ضرورى زندگى، در زيادى‏هاى زندگى- مصرف كردن بى‏رويّه و بدون منطق و بدون تدبير عقلانى، به ضرر كشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. من از عموم مردم و بخصوص از مسئولين درخواست مي‌كنم، خواهش مي‌كنم كه در اين زمينه فعاليت خودشان را در اين سال زياد كنند، افزايش بدهند و براى اصلاح الگوى مصرف برنامه‏ريزى كنند. لذا من اين سال را، سال «حركت مردم و مسئولين به سوى اصلاح الگوى مصرف» ميدانم و اميدوارم كه اين عنوان- كه «اصلاح الگوى مصرف» است- براى همه‏ى ما دستورالعمل باشد و همه‏ى ما بتوانيم برطبق اين شعار مهم و حياتى و اساسى براى كشور عمل كنيم و از منابع كشورمان به بهترين وجهى استفاده نمائيم.


    الف) مفاهيم


    1. مفهوم تبذير

    تضيع مال به هر شكل و به هر صورت، به صورت دورريختن، به صورت بيش از حد نياز مصرف كردن، به صورت صرف در اشياء لوكس و تجمل‌‌هاي فاسد كننده در زبان اسلام به «اسراف» و «تبذير» تعبير شده است.(مجموعه آثار، ج2، ص 245)

    علامه طباطبايي در الميزان جلد13، صفحه 111 از قول صاحب مجمع‌البيان آورده: «تبذير به معناي پاشيدن با اسراف است و در واقع از بذرافشاني گرفته شده است، منتهي فرقي كه با آن دارد اين است كه افشاندن در آنها به منظور افساد و به همين جهت در هر جا كه به منظور اصلاح باشد «تبذير» گفته نمي‌شود، هرچند كه زياد باشد.»


    2. مفهوم شكر نعمت

    شكر نعمت يعنى چه؟ معناى شكر نعمت اين است كه شما آن نعمتى را كه خدا داده، اول بشناسيد؛ بعد آن را در جاى شايسته‌ى خود- كه خدا برحسب حكمت خود معين كرده- مصرف كنيد. (27/6/1370)


    شکر همان مفهوم الگوی صحیح مصرف

    خداى متعال نعمت‌هايي به ملت و كشور ما بخشيده است. كسى كه بايد اين نعمت را در جاى خود مصرف كند- كه معناى شكر نعمت هم اين است- كيست؟ مديران و برنامه‌ريزان- از بالا تا پايين- هستند. (12/2/1380)


    3. مفهوم قناعت


    مفهوم قناعت

    منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهره‌مند نشويد. مقصود اين است كه حد و اندازه نگه داريد؛ زياده‌روى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‌كنند.(4/1/1372)


    4. مفهوم صرفه‌جويي

    صرفه‌جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‌گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‌روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه‌ى اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه‌ى تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‌جويى صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‌گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‌روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‌اى بخواهد قناعت و صرفه‌جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجه باشد كه در شكل كلى به عدالت اجتماعى و مسأله‌ى عدالت پرداخته شود.(1/1/1376)


    5. الگوي مصرف يعني انضباط اقتصادي و مالي

    انضباط اقتصادى و مالى يعنى مقابله با ريخت و پاش، زياده روى و اسراف. ريخت و پاش مالى و زياده روى در خرج كردن و زياده روى در مصرف، به هيچ وجه صفت خوبى نيست. نه اسمش جود و سخاست و نه كرم و بزرگ منشى است. فقط اسمش «بى‌انضباطى اقتصادى و مالى» است. كسانى كه بى‌خود خرج مى‌كنند؛ زيادى خرج مى‌كنند و زيادى براى خودشان مصرف مى‌كنند و رعايت موجودى جامعه را از لحاظ امكانات اقتصادى نمى‌كنند، انسانهايى هستند كه از نظر من بى‌انضباط از لحاظ امكانات اقتصادى و مالى هستند. اگر چنين وضعيتى ادامه پيدا كند، اين ملت كارش مشكل خواهد شد. به كسانى كه بى‌خود خرج مى‌كنند، اگر بگوييم شما چرا اين قدر خرج كرديد و چرا اين ميهمانى بى‌خود و بى‌جهت را با اين همه ريخت و پاش ترتيب داديد؟ مى‌گويند داريم و مى‌كنيم! آيا اين دليل كافى است كه دارم و مى‌توانم خرج كنم؟ نه؛ اين دليل به هيچ وجه دليل قانع كننده‌اى نيست. بايد به قدر نياز و حاجت، خرج و مصرف كرد. بخصوص كسانى كه اموال عمومى را مصرف مى‌كنند. آنها هم مانند كسانى كه اموال خودشان را بى‌حساب و كتاب خرج مى‌كنند، مخاطب اين مطلبند و نبايد زيادى مصرف كنند.بعضى افراد، پولدارند و درآمدى ان‌شاءالله از راه حلال دارند - آنها كه از راه حرام كسب درآمد كنند كه وضعشان بدتر است - اينها هم اگر در خرج كردن و وضع زندگى و تجملات بيهوده و بى‌جا و اعيان منشى، ريخت و پاش و اسراف كنند، بى‌انضباطى مالى و اقتصادى انجام داده‌اند. اين كارها اسمش ريخت‌وپاش است و ريخت‌وپاش امرى نكوهيده و ناپسند است. اين كارها زندگى ديگران را از لحاظ روانى مختل مى‌كند. شما مثلا مبالغ زيادى مواد خوراكى در فلان مهمانى معمولى مصرف مى‌كنيد؛ در حالى كه لازم نيست و در كنار شما و در همسايگى شما در يك محل دورتر، ولو در اقصى نقاط كشور، كسانى به اين مواد غذايى براى ادامه‌ى زندگى خود و فرزندان و عزيزانشان نياز مبرم دارند. آيا اين كار در چنين شرايط كار درستى است؟ پس در اموال شخصى و مالى كه از راه حلال هم به دست آمده باشد، ريخت‌وپاش غلط و خلاف انضباط است. كسانى كه اموال دولتى را مصرف مى‌كنند، ديگر بيشتر. من از مسؤولين امور مى‌خواهم جدا در زمينه‌ى مصرف اموال عمومى، در جاهايى كه اولويت ندارد - ولو ممكن است مورد نياز هم باشد، اما نياز درجه‌ى يك نيست - خوددارى كنند. آن جايى كه امر داير است بين نياز با اولويت و نياز بى‌اولويت، خوددارى كنيد. آن جايى كه نياز نيست و حاجت نيست، حتما مصرف نشود. آن جايى كه حاجت هست، اما حاجت بالاترى نيز هست آن‌جا هم مصرف نشود و اين امكان مالى در حاجت برتر و بالاتر مصرف گردد.( 1/1/1374)


    6. تجمل‌گرايي نقطه مقابل سازندگي

    زهد، يعنى بى‌اعتنايى به دنيا. بى‌اعتنايى به دنيا به معنى بى‌اعتنايى به تلاش دنيا نيست. چه كسى از اميرالمؤمنين عليه‌السلام در دنيا پر تلاش‌تر بود؟ چه كسى بيشتر از اميرالمؤمنين عليه‌السلام، از قدرت بازو، قدم، مغز، جسم، روح، مال و همه‌ى نيروهاى خود براى ساختن يك دنياى خوب استفاده كرده است؟ اشتباه نكنيم! بى‌رغبتى به دنيا، به معناى پشت كردن به تلاش، سازندگى، مبارزه و ساختن جهان به شكل مطلوب نيست. آن زحمتها را بايد كشيد. كسى كه بى‌رغبت به دنياست، زاهد است؛ يعنى همه‌ى آن زحمتها را مى‌كشد، مجاهده مى‌كند، مبارزه مى‌كند، خود را در ميدانهاى مبارزه حتى به خطر هم مى‌اندازد، تا پاى جان هم پيش مى‌رود، بازوى او، پاى او، مغز او، جسم او، روح او و دارايى او هم - اگر دارد - در راه ساختن دنياى خوب مصرف مى‌شود؛ منتها وقتى نوبت برداشت شخصى از خزانه‌ى دنيا مى‌رسد، كم برمى‌دارد. اين، معناى زهد است. پاى شخص او وقتى به ميان آمد و زندگى شخصى او وقتى مطرح شد، حظ خود را از لذايذ مادى كم مى‌كند. اين هم كه كم مى‌كند نه از اين بابت كه مى‌خواهد غرايز مادى را سركوب كند؛ نه. در همان حدى كه طبيعت انسان است، به‌طور معمول لذات و زيباييهاى زندگى را هم مورد استفاده قرار مى‌دهد؛ اما نه با ولع و نه مثل يك انسان حريص. از باب مثال، دو نفر بر سر سفره‌اى مى‌نشينند. يكى مى‌خواهد خود را سير كند و بلند شود. لذا هر چه دم دستش باشد مى‌خورد. نان بود يا خورش، فرقى نمى‌كند. مقصود اين است كه سد جوع كند؛ چون سد جوع لازم است. اما هدف نفر دوم، سد جوع نيست. نه اين‌كه نمى‌خواهد سد جوع كند. مى‌خواهد سد جوع كند؛ اما خواهان تنوع و تلذذ هم هست. دست مى‌اندازد به آن طرف سفره، دست مى‌اندازد جلو ديگران و ظروف غذا را جلو خودش مى‌كشد تا از همه نوع غذا به بهترين كيفيت و بيشتر از همه، استفاده كند. اين، همان است كه مذموم است. و اما، برداشت كم از دنيا و در مقابل، تلاش زياد، نقطه‌ مهم در زندگى اميرالمؤمنين عليه‌السلام است. خود او زاهد بود. به ديگران زهد را مى‌آموخت و امر مى‌كرد و خود از همه زاهدتر بود.(17/10/1371)


    7. رفاه مستلزم اسراف نيست

    رفاه مادى، به معناى ترويج روحيه‌ى مصرف‌گرايى نيست - كه خود، يكى از سوغاتهاى شوم فرهنگ غرب است - بلكه بدين معنى است كه كشور از نظر آبادى و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبيعى، تأمين سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادى و رواج توليد و تجارت، با تكيه بر استعدادهاى ذاتى نيروهاى انسانى خودى، به حد قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقيق و تجربه همگانى شود و نشانه‌هاى فقر و عقب‌افتادگى رخت بربندد. (23/4/1368)


    8. مصرف به اندازه

    من بخصوص توصيه مى‌كنم كه مردم از اسراف، چه در ايام عيد و چه در طول سال آينده و به ويژه در مراسمى كه معمولا در آنها دچار اسراف مى‌شوند، خوددارى كنند. مصرف بى‌رويه و زياد، قاعدتا از سوى قشرهاى مرفه انجام مى‌گيرد؛ چون قشرهاى ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند. مصرفى كه از سوى يك قشر انجام مى‌گيرد، به زيان كشور است. يعنى هم زيان اقتصادى، هم زيان اجتماعى و هم زيان روانى و اخلاقى دارد. من مكرر عرض كرده‌ام، باز هم مى‌گويم و خواهش مى‌كنم كه مصرف‌گرايى را رها كنند. مصرف بايد به اندازه باشد، نه به حداسراف و زياده روى. اين اندازه در هر زمانى متفاوت است. امروز بسيارى از قشرهاى مردم و خانواده‌ها دچار مشكل و زحمتند و هنوز اثرات و ثمرات بازسازى كشور، خودش را به‌طور كامل نشان نداده و خيرات و بركاتش به همه نرسيده است. اندازه عبارت است از اين‌كه انسان خودش را هر چه مى‌تواند به اين قشرها نزديك كند. مسؤولين عزيز كشور، اعم از دولتى و قضايى و سايرين، بخصوص بايد اين اصل را بيش از ديگران رعايت كنند.(1/1/1371)


    9. نقد مفهوم توسعه

    اگر كسي، توسعه مطلوب را به رفاه‌طلبي و اسراف و اتراف تفسير كند، سرمايه‌داري غرب را اسوة توسعه اقتصادي قرار مي‌دهد، حال آن كه اين تفسير، باطل و ناصواب است و آنچه كه اسوه و الگوست، نظام عقلاني است كه اسلام آن را ترويج كرده است كه انسان در توليد بر محور عقل فعاليت كند و در محور مصرف نيز بر محور عقل مصرف كند.(انتظار بشر از دين، ص221)


    ب) فضيلت قناعت و رذيلت اسراف


    1. قناعت فضيلتي مهم

    يكى از مهمترين فضايل اخلاقى براى يك كشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينه‌ها دچار مصيبت هستيم، به‌خاطر اين است كه اين اخلاق حسنه‌ى مهم اسلامى را فراموش كرده‌ايم.(11/09/1383)


    2. فرهنگ انقلاب اسلامي فرهنگ قناعت

    در دوران اول انقلاب، شما ناگهان ديديد كه مردم ما در ظرف مدت كوتاهى، تغييرات اساسى در خلقيات خودشان احساس كردند: گذشت در بين مردم زياد شد؛ آز و طمع كم شد؛ همكارى زياد شد؛ گرايش به دين زياد شد؛ اسراف كم شد؛ قناعت زياد شد -فرهنگ اينهاست؛ فرهنگ اسلامى اينهاست.(21/05/1371)


    3. قناعت سرافرازانه

    بنده ملت ايران را به «رياضت» دعوت نمى‌كنم. بحمدالله ما احتياجى به اين نداريم كه ملت خودمان را به رياضت، دعوت كنيم. فضاى غم‌آلود رياضت، از زندگى اين مردم دور باد! من مردم را به «قناعت» دعوت مى‌كنم؛ قناعت سرافرازانه، قناعت انسان عاقل و خردمندى كه مى‌داند آينده‌ى خود را با قناعت تأمين مى‌كند و زندگى و روال اقتصادى كشور را تسهيل و به مسؤولين كمك مى‌كند كه بتوانند تدابير صحيح را در كار اداره‌ى مملكت اعمال كنند.(1/01/1377)


    4. قناعت فريضه اجتماعي

    اگر واقعا وضع اقتصادى ملتى آشفته است، بايد چه كار كند؟ بايستى به خودش سختى بدهد. آنها براى اين‌كه مبادا تبليغاتشان موجب شود كسانى به فكر بيفتند كه به خودشان سختى دهند و اگر مشكلى هم در كار اقتصادى هست، از بين برود، تبليغات مى‌كنند كه «در ايران، فلان كسان مى‌خواهند مردم را به رياضت اقتصادى دعوت كنند!» به قول معروف، پيش مى‌افتند كه پس نيفتند! يعنى حرفى مى‌زنند كه كسى در اين مملكت جرأت نداشته باشد مردم را به قناعت دعوت كند كه مبادا بگويند «رياضت اقتصادى»!(1/1/1377)


    5. اسراف لجنزار است

    اسراف، يك لجنزار است. ريخت‌وپاش مالى، يك وسوسه‌ى شيطانى است. وقتى كه شما به بركت هدايت الهى، على‌رغم سنگ‌اندازيهاى دشمنان، مثل يك موجود فعال، بانشاط و جوان، سرپا قرار گرفته‌ايد تا بتوانيد زندگى را نو كنيد و از منابع عظيم ثروت در اين كشور استفاده كنيد، آن‌جا شما بايد ببينيد چه چيزى اندك ضررى مى‌زند؛ ديگر آن را انجام ندهيد. اسراف، پرداختن به مصارف زيادى و طمعكارى بعضى از قشرها در به دست آوردن درآمدهاى نادرست و ناسالم، از اين قبيل است. اينها نبايد باشد.(3/1/1374)


    6. مسرفين، برادران شيطانند

    جملة «ان المبذرين كانوا اخوان الشيطان» تعليلي است بر نهي از تبذير، و معنايش اين است كه اسراف مكن زيرا كه اگر اسراف كني از مبذرين- كه برادران شيطانند- خواهي شد. و گويا وجه برادري مبذرين و اسراف كنندگان با شيطان‌ها اين باشد كه اسراف‌كاران و شيطان از نظر سنخيت و ملازمت مانند دو برادر مهربان هستند كه هميشه باهمند، و ريشه و اصلشان هم يك پدر و مادر است همچنان كه آية شريفة «و قيصنا لهم قرناء»، و آية «احضروا الذين ظلموا و ازواجهم» (كه مقصود از ازواج در اينجا همان قرناء در آيه قبلي است) و آية «و اخوانهم يمدونهم في الغي ثم لايقصرون» همين معنا را مي‌رساند. و از همينجا معلوم مي‌شود كه تفسير آن مفسر كه آيه را به قرين و دوستان شيطان‌ها، تفسير كرده بهتر است از تفسيري كه ديگري به معناي اتباع و پيروان شيطان گرفته است.

    و مراد از كلمة شيطان در جملة «و كان الشيطان لربه كفوراً» همان ابليس است كه پدر شيطان‌ها است، و شيطان‌ها ذريه و قوم و قبيلة او هستند، بنابراين، لام «شيطان» لام عهد ذهني است و همچنين مي‌شود لام را لام جنس بگيريم كه مراد از شيطان، جنس شيطان باشد و به هر حال كفر ورزيدن شيطان نسبت به پرودگار خود از اين جهت است كه او نعمت‌هاي خدا را كفران نموده و آنچه از قوه و قدرت و ابزار بندگي از جانب خدا به او داده شده، همه را در راه اغواء و فريب بندگان خدا و وادار كردن آنان به نافرماني و دعوتشان به خطاكاري و كفران نعمت مصرف مي‌كند.

    و از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه چرا اول شيطان را به صيغه جمع (شياطين) و بعداً به صيغه مفرد (شيطان) آورد، آية كريمه ابتدا خواسته بفهماند كه هر اسراف كننده‌اي برادر شيطان خويش است، پس همة اسراف‌كاران برادران شيطانهايند.(الميزان، ج13، ص112)


    7. اسراف بيماري اجتماعي

    اسراف يك بيماري اجتماعي است.(18/8/1385)


    ادامه دارد ...





    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 5 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ تحقق اصلاح الگوی مصرف، موانع و راهکارها
    موضوع


     
     
       ● نويسنده: موسي - كاظم زاده

    ارسال كننده: موسي كاظم زاده

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 19/04/1388

     
     

    سال 1388 به ياري خدا وند متعال ازسوی رهبر انديشمندمان حضرت آيت الله خامنه‌اي بعنوان اصلاح الگوي مصرف نامگذاری شد و همه مسئولان کشورما ن راموظف کرد با بهره گيري از امکانات مادي و معنوي موجود درکشورمان، کارهاي نو و ابتکاري و راههاي ميان بررابراي تحقق این راه با انجام حرکت های اصولی،کاربردی و گسترش فرهنگ مطلوب نحوه درست مصرف کردن را در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهاي محروم جامعه و برای رشد و شکوفايي هر چه بيشتر کشورمان در بخشهاي مختلف بکارگیرند.

    نامگذاري سال جديد از سوي مقام معظم رهبري بعنوان سال اصلاح الگوی مصرف شايد در ظاهر بعضي ها بعنوان کليشه شدن نامگذاري سالها به نظر برسد ولي نکته مهم اين است که همين عناوين نشان از اهميتي دارد که عمل کردن به آنها مي تواند عاملي مهمی درترقی و شکوفايي هر چه بيشتر کشورمان گردد.

    تعيين نام اصلاح الگوی مصرف براي سال جديد، توأم با تعيين شفاف دو هدف راهبردي نظام در دهه چهارم؛ يعني ميل به پيشرفت و عدالت، مستلزم تحول در روش‌ها و الگوهاي برنامه‌ريزي، مديريت و نظام اجرايي است.

    اساسا اصلاح الگوي مصرف را بايد از ابعادي چندجانبه نگريست. مفهوم اصلاح الگوي مصرف، مصاديق مصرف نادرست و ريشه‌هاي مصرف‌گرايي از جمله اين ابعاد هستند.

    پديده مصرف گرايي و اسراف در نقطه مقابل مصرف بهينه قرار گرفته است. «مصرف گرايي» يا به عبارت ساده تري اسراف كه يكي از بزرگترين آفت ها و آسيب هاي فردي و اجتماعي و از گناهاني است كه مورد نهي شديد خداوند متعال واقع شده است و در مقابل اعتدال و ميانه روي در مصرف قرار گرفته است؛ به طور كلي هرگونه زياده روي در كميت و اتلاف را شامل مي شود.

    در حقيقت مصرف گرايي عامل تخريب رشد، توسعه و از بين رفتن منابع ملي است. مصرف گرايي از يك نگاه در معناي مصرف نامتعارف است كه نياز فيزيكي فرد را برطرف نمي سازد، بلكه نياز كاذب فرد يا افراد را كه گاه به تقليد از ديگران، تبليغات، شرايط مادي يا تغييرات ساختار جامعه ايجاد شده برطرف مي سازد. مصرف گرايي در نگاه عالمان دين نيز در همان معناي لغوي اسراف استعمال شده است و هرگونه بيهوده گرايي، زياده روي و اتلاف و مانند آنها را اسراف مي دانند.

    نامگذاري مقام معظم رهبري امسال را به عنوان اصلاح الگوي مصرف بحث تازه ای درکشورمان نیست چراکه با كمي بررسي متوجه خواهيم شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه نزدیک دودهه مقام معظم رهبري است که بارها در بين مسئولان، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.

    اينك در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي كه به شعار پيشرفت و عدالت مزين گشته است، بيش از پيش به اصلاح الگوي مصرف براي ايجاد عدالت و پيشرفت نيازمنديم. اصلاحي كه اگر صورت گيرد مي تواند نقش اساسي در ايجاد عدالت در بين طبقات جامعه و پيشرفت براي كشور داشته باشد.



    مفهومي اصلاح الگوي مصرف

    با توجه به شکل پذيري رفتار فردي و اجتماعي مردم از دين و تاثيرملموس و انکار ناپذير آموزه‌هاي ديني بر کم و کيف مصرف بررسي و کاويدن آن از اين نگاه نيز داراي اهميت فراوان است.پيش از هر بحثي بايد مصرف كردن را تعريف كنيم. مصرف كردن در معناي عادي و هنجار آن يعني استفاده درست و به اندازه از منابع طبيعي براي زنده ماندن و زندگي كردن.

    اصلاح الگوي مصرف نیزعبارت است از نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور به قسمي كه سبب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي مردم و كاهش هزينه‌ها شده و از اين منظر زمينه‌اي براي گسترش عدالت عمومي است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث شده تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و پيشرفت در بخش‌هايي كه كمتر مورد توجه قرار داشته نيز فراهم شود.

    نكته قابل تامل آن است كه اصلاح مصرف با اصلاح الگوي مصرف تفاوت داشته و نبايد آن دو را با هم خلط كرد. در ابتدا سخن از كاهش مصرف مردم نيست، چرا كه اصلاح مصرف، يك مبحث مديريتي است و لذا اصلاح، لزوما به معناي كاهش نيست. حتي در ارتباط با واژه الگو نيز منشأ بسياري از رفتارها به مردم برنمي‌گردد و نظام مديريتي آنها را ايجاد كرده است.

    ارائه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ، تقويت، ساماندهي ظرفيت‌ها و امكانات بي‌پايان كشوري است كه مي‌خواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه نمونه‌اي را براي ارائه به ديگر جوامع معرفي كند.

    ارائه الگوي صحيح مصرف به معناي ارائه الگوي مديريت و نظارت در سرمايه‌ها و منابع ملي و توزيع در عرضه آن نيز هست كه در آياتي از جمله در داستان حضرت يوسفع، بدان اشاره شده است؛ بنابراين لازم است با تهيه قوانين و به‌كارگيري درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش مديريت (بخصوص مديريت دولتي) جلوگيري شود كه اين خود يكي از منابع مهم افزايش ثروت و سرمايه ملي براي دستيابي به شكوفايي و پيشرفت اقتصادي است.

    خداوند بصراحت در آيه دهم سوره اعراف از تسلط و مالكيت و حكومت انسان بر زمين و بهره‌مندي وي ازانواع مواهب سخن گفته و از وي خواسته تا با بهره‌گيري درست و مناسب از اين نعمات و قدرت در مسير كمال و تعالي گام بردارد و سپاس و شكر عملي و حقيقي را به اين شكل ابراز و اظهار كند. در ضمن از آنجا كه هرگونه فعاليت و تصرفي در هر يك از بخش‌هاي مربوط به توليد، مبادله و مصرف در رشد و شكوفايي اقتصادي بسيار موثر است، مساله تبيين بهترين و كامل‌ترين روش در بخش‌هاي مذكور مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده است.


    اصلاح الگوي مصرف از دیدگاه قرآن

    دين مقدس اسلام بهره‏بردارى مشروع از نعمتهاى الهى و زيباييهاى زندگى را مباح و روا و اسراف و زياده‏روى را حرام و ناروا مى‏داند و اين بدان جهت است كه مسلمان به تناسب امكانات و توانايى و كارآيى خود، در برابر جامعه مسؤوليت دارد. در اين صورت فرد اسرافكار قهرا از اجراى مسؤوليت و تعهدات اجتماعى خود بازمى‏ماند و از اين رهگذر بر پيكر جامعه ضربه مى‏زند.

    قرآن مجيد اين حقيقت را در ضمن مباحث اجتماعى در قالبهايى زيبا بيان مى‏كند و با هشدار به پيروان خود مى‏فرمايد: (و انفقوا فى سبيل الله ولاتلقوا بايديكم الى التهلكة) يعنى در راه خدا انفاق كنيد و با دستهاى خود، خود را به هلاكت و نابودى نيفكنيد. در جامعه اسلامى براساس نگرش خاص اسلام بايد تمام حركتها و روشها در كليه شؤون و ابعاد حياتى در مسيرى ويژه قرار گيرد كه در اصطلاح خاص مكتبى از آن صراط مستقيم و طريقه وسطى، سواءالسبيل يا راه ميانه و خط عدالت تعبير مى‏شود، صراط مستقيم راهى است كه خداوند متعال براى انسان در نظر گرفته و از اين راه است كه انسان مى‏تواند به كمال لايق خود برسد و گذشتن از آن توام با سلامت و عافيت از پل صراط در جهان ديگر است، و آن خط و مسيرى است كه در دو لبه پرتگاه سقوط در دره هولناك بدبختى هلاك و عذاب واقع شده است. در قرآن كريم واژه «اسراف‏» و مشتقات آن مكرر به كار رفته است ولى در بيست و سه مورد لفظ «اسراف‏» استعمال شده كه در هر مورد، مفهومى ويژه دارد. درغالب موارد، مقصود از اسراف جنبه‏هاى اخلاقى، عقيدتى و تجاوز از حدود الهى است، و تنها در چهار مورد جنبه مالى را شامل مى‏شود كه با دو آيه «تبذير» شش آيه مى‏شود. به آيات زير توجه كنيد: كذلك زين للمسرفين ماكانوا يعملون. يونس /۱۲. (اين‏گونه براى اسرافكاران اعمالشان زينت داده شده است). ولا تطيعوا امر المسرفين. شعراء /۱۵.(اطاعت فرمان مسرفان نكنيد). ان الله لايهدى من هو مسرف كذاب. غافر /۲۸.(خداوند اسرافكار دروغگو را هدايت نمى‏كند). و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفين. يونس /۸۳.(و به راستى فرعون برترى‏جويى (و طغيان) در زمين روا داشت و او از اسراف‏كاران بود).

    دين اسلام، دين اعتدال، ميانه روي و دوري از افراط و تفريط است. در آيه ۱۳۷ سوره طه، خداوند متعال فرموده اند: وكذلك نجزى من اسرف ولم يومن بايات ربه و لعذاب الاخرة اشد وابقى: و اين چنين جزا مى دهيم به هر كس اسراف كند و به آيت هاى خداوند نگرود و براى او عذاب سخت و پاينده است.

    يا در آيه ۶۷ سوره فرقان درباره صفات عبادالرحمن فرموده اند: والذين اذا انفقوالم يسرفوا ولم يفترواوكان بين ذلك قواماً: آنان كه در هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه تنگ مى گيرند، بلكه بين اين دو راه اعتدال را انتخاب مى كنند. در آيه ۱۴۴ سوره انعام هم خداوند متعال فرموده اند: ان الله لايهدى القوم الظالمين به درستى كه خداوند ستمكاران را هدايت نخواهد كرد. همچنين در آيه ۳۰ سوره اعراف فرموده اند: انه لايحب المسرفين... خداوند مسرفان را دوست ندارد. در آيه ۲۸ سوره غافر آمده است:... ان الله لايهدى من هو مسرف كذاب... خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدايت نخواهد كرد. در آيه ۱۵۱ سوره شعرا هم مى فرمايد: ولا تطيعوا امرالمسرفين: از رفتار روساى مسرف ستمگر پيروى نكنيد.

    و نيز در آيه ۳۴ سوره ذاريات مى فرمايد: كه آن سنگ ها نزد پروردگار معين و نشاندار براى نابود كردن ستمكاران است. و همين طور در آيه ۸۳ سوره يونس مى فرمايد: فما امن لموسى الا ذرية من قومه على خوف من فرعون وملائهم ان ينتنهم و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفين(پس از آن همه ظهور معجزات و ابطال سحر ساحران) باز آن مردم باطل پرست به درستى ايمان نياوردند جز فرزندان قبيله او آن هم با حال ترس از فرعون و اتباعش كه مبادا در صدد فتنه و قتلشان برآيند كه فرعون آن روز در زمين بسيار علو و سركشى داشت و البته او از ستمكاران و سخت متعدى و مسرف بود.

    و نيز در آيه ۹ سوره انبيا مى فرمايد: پس (از آن كه اشرار امت گفتار رسولان حق را انكار و در مقام آزارشان برآمدند) ما به وعده اى كه به آن ها داديم وفا كرديم و هر كه را خواستيم از شّر دشمنان نجات داديم و مفسدان و مسرفان ظالم را هلاك گردانيديم.

    از آيات قرآن كريم به خوبى فهميده مى شود كه، اسراف و تبذير نقطه مقابل بخل و خست و هر دو بد و نامناسب و زشت هستند.

    والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يفتروا و كان بين ذالك قواماً: كسانى كه به هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه سختگيرى و بخل مى ورزند، بلكه در ميان اين دو (كار زشت) حد اعتدال و ميانه(كه سخاوت و بخشش) است را مى گيرند.

    اسلام سعي مي كند با برنامه هاي متعدد پيروان خويش را در راه راست و خط اعتدال نگهدارد و با افراط و تفريط در هر امري مخالف است و آنرا براي زندگي دنيوي و اخروي و فردي و اجتماعي مسلمانان مضر مي داند.وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً»( فرقان/ 67)« آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

    این آیه،بیانگر یكى از مهمترین مسایل زندگى است كه رعایت آن ‏موجب آسایش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گره‏هاى مشكلات ‏و برطرف شدن بسیارى از نابسامانى‏هاى اجتماعى و اقتصادى ‏مى‏گردد. و مى‏توانازآن به عنوان معجزه زندگى یاد كرد، و آن مساله اعتدال در انفاق و مصرف است.در قرآن،در آیات متعدد از اسراف در مصرف و انفاق نهى شده است‏.به عنوان نمونه نظر شما را به چند آیه جلب مى‏كنیم :

    1.« کُلوُا وَ اشرَبوا وَ لا تُسرفُوا». بخورید و بیاشامید ولى‏اسراف نكنید.( اعراف/31)

    2.«وَ آتوا حَقَهُ یوم حَصادِه و لا تُسرفوا»( انعام/ 141)هنگام درو، حق‏ زكات(غلات و...)را بپردازید، ولى (در انفاق)اسراف نكنید.

    از ديدگاه قرآن يكي از آثار پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي، فساد در زمين است؛ زيرا هرگونه تجاوز از حد، موجب فساد و از هم گسيختگي مي شود و به تعبير ديگر سرچشمه فساد، اسراف است.

    قرآن كريم در آيه هاي 150-153 سوره شعراء مي فرمايد:

    «فاتقواالله وأطيعون¤ ولا تطيعوا امرالمسرفين¤ الذين يفسدون في الارض ولايصلحون»

    «پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد، همان ها كه در زمين فساد مي كنند و اصلاح نمي كنند»


    اصلاح الگوي مصرف ازدیدگاه امام (ره)، مقام معظم رهبری و بزرگان

    گزیده بخشی از دیدگاه امام درخصوص اصلاح الگوی مصرف؛ زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است. عدالت عبارت است از: حد وسط بين افراط و تفريط و آن از امهات فضايل اخلاقيه است. اسلام تعديل مي‌خواهد، نه جلو سرمايه را مي‌گيرد و نه مي‌گذارد سرمايه آن طور بشود که يکي صدها ميليارد دلار داشته باشد و اين يکي شب که برود پيش بچه‌هايش نان نداشته باشد اين عملي نيست، نه اسلام با اين موافق است نه هيچ انساني با اين موافق است.

    گزیده سخنان مقام معظم رهبری درمورد اصلاح الگوي مصرف می توان به این مطالب اشاره کرد: (اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود. همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار \\"مهم، حياتي و اساسي\\" يعني\\"اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه‌ها\\"، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد. مقابله با اسراف و صرفه جویی صحیح، با حرف امکان پذیر نیست و قوای مقننه و مجریه موظفند با قانونگذاری صحیح و اجرا و پیگیری قاطعانه، الگوی مصرف را از \\" تولید تا مصرف و باز یافت \\" اصلاح کنند. این حرکت، گامی اساسی در روند پیشرفت و عدالت است چرا که بیماری اسراف، از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، آسیبها و مشکلات گوناگونی بوجود آورده و آینده کشور را تهدید می کند. مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است. جامعه‏ى ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگى در مقابل داشته باشد._هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بايستى نگاه عيب‏جويانه‏ى به اسراف وجود داشته باشد.)

    بخشی ازسخنان مقام معظم رهبری درمورد اصلاح الگوي مصرف درمناسبتهای مختلف... برادران! اميرالمؤمنين مى‏گويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مى‏رود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجمل‏گرايى بكنند. اين‏طور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. اين مهريه‏هاى گران‏قيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مى‏گذارند، خطاست. نمى‏گويم حرام است، اما پديده‏ى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحت‏الشعاع ارزش طلا و پول قرار مى‏دهد. (ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست‏ونهم ماه مبارك رمضان) 26/1/1370)

    بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مى‏شود، مهار گردد. (خطبه‏ هاى نماز جمعه سوم رمضان 1415 -14/11/1373)

    من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كردم كه صرفه‏جويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفه‏جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‏گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‏روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند...( اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى‏ -1/1/1376)

    ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‏كرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‏خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‏وجود آمد كه چنين چيزى نباشد. (خطبه ‏هاى نمازجمعه تهران‏ -23/2/1379)

    منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است.( در خطبه‏ هاى نماز جمعه تهران‏ -25/9/1379)

    مصرف‏گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‏كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‏ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرايى و تجمّل‏گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‏گرايى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم. (در خطبه ‏هاى نماز عيد فطر 15/9/1381)

    توصيه من به وزيران محترمى كه اين‏جا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينه‏هاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسراف‏گونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند.( ديدار معلّمان و كارگران‏ -10/2/1382)

    «اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش» جزو برنامه‏هاى بسيار خوب شماهاست.( ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت -6/6/1385)

    آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همه‏ى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحله‏ى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنه‏ى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............درباره‏ى مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مى‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏هاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجه‏ى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانه‏ها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگ‏سازى شود. اين، مى‏شود پيشرفت. (ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاههاى استان سمنان -18/8/1385)

    اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مى‏كرد، نبايد ديگر اين كارها در دوره‏ى بعد از جنگ، در دهه‏ى دوم و سوم، انجام مى‏گرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مى‏شد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مى‏شد؛ بايد مى‏داديم. بايد مالكيت دولت را روزبه‏روز كمتر مى‏كرديم. اين‏طور نشد، بلكه بيشتر و گسترده‏تر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مى‏گرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسراف‏آميز، ساختمان‏سازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد. (ديدار مسئولان اقتصادى و دست‏اندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى‏‏ 30/11/1385)

    من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، مي‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئله‎ي اسراف است...( ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني -15/2/1387)

    ساده‏زيستى بخصوص در خود آقاى رئيس‏جمهورخوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر بحمداللَّه هست. ساده‏زيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زياده‏روى راكه واقعاً بلاى بزرگى است از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعيف كم كرده‏ايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.( ديدار رئيس‏ جمهوري و اعضاى هيئت دولت -2/6/1387)

    و همچنین ازبزرگان دراین خصوص داریم که ازجمله می توان به كتاب بوستان سعدي از بدي اسراف و تشويق به صرفه جويي چنين آورده است.

    چو كم خوردن طبيعت شد كسي را

    چو سختي پيش آيد سهل گيرد

    وگر تن پرورست اندر فراخي

    چو تنگي بيند از سختي بميرد

    يا اينكه مي گويد:

    اي قناعت، توانگرم گردان

    كه وراي تو هيچ نعمت نيست

    يك زندگي مطالعه نشده،ارزش زيستن ندارد...( سقراط)،اگر مي خواهي بنده كسي نشوي،بنده هيچ چيز مشو...( ژاك دوال)،با ولخرجی تنها مال نمی رود، زمان ارزشش فراتر است، و آن هم نابود می شود.( اُرد بزرگ)،هیچ پیر جهان دیده ای منکر برآیند زهرآلود، دارایی حرام در زندگی آدمی نیست.( اُرد بزرگ)، كسي شايسته آزادي است كه هرروز بتواند به هوسهاي خود چيره شود. (گوته) و ويكتورهوگو هم دراین موردتاکید دارد که بديهاي اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جاي ناله جاي آن دارد كه درصدد رفع آن برآئيم.


    نتیجه گیری وارایه راهكار

    آنچه امروز اتفاق مي افتد اين است كه قدرت هاي بزرگ صنعتي كه فرامليتي و جهاني شده اند براي انسان تصميم مي گيرند كه چه چيز خوب است و چه چيز بد و با قدرت عظيم رسانه اي و تبليغات مجهز به آخرين فنون روانشناختي آنرا به خورد مردم مي دهند. شايد مقصر عمده خود ما باشيم كه با پناه بردن به مصرف گرايي و مسخ خودخواسته براي فرار از رنج هاي وجودي و نگراني هاي ريشه دار در هستي مان، به اين غول هاي صنعتي و اقتصادي قدرت بخشيده ايم و هر روز نيز از محصولات متنوع و بي فايده شان استقبال مي كنيم و سعي داريم پوچي و يكنواختي زندگيمان را با مصرف اين محصولات متنوع جديد جبران كنيم. مثال ساده اش را در مدل هاي جديد تلفن همراه وسایرلوازم اولیه زندگی است که ببينيد در واقع هيچ فرق عمده اي با قبلي ها ندارند و فقط روزمرگي ما را جوابگو هستند.

    و این درحالی است که شناخت انسان از آنچه مي تواند بيافريند، شكوفايي نيروهاي خلاقه انسان و احساس هويت و معنا در زندگي مي تواند ما را از اين تخدير و خماري مصرف بيرون بكشد و وادارمان كند به نيازهاي اساسي خود فكر كنيم و در راستاي تحقق آنها گام برداريم. اينگونه مي شود كه واژه مصرف گرايي براي بسياري از ما بي معنا خواهد شد. امام علي(ع) در اين باره مي فرمايند: «الاوان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف» «آگاه باشيد خرج كردن به ناحق، حيف و ميل و اسراف است»

    كتاب آسماني قرآن نيز در آيه 141 سوره انعام در مورد اصلاح الگوي مصرف و بهينه مصرف كردن مي فرمايد: «كلوامن ثمره اذا اثمر و اتوا حقه يوم حصاده ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» «و از آن ميوه هنگامي كه به ثمر مي نشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»

    با توجه به این نکات می توان نتیجه گیری کرد که اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع درهرکشوری است، سبب ارتقای شاخص‌های زندگی و کاهش هزینه‌‌ها شده و زمینه ای برای گسترش عدالت درآن جامعه را مهیا خواهد کرد.

    از طرفی الزام مصرف بهینه باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فن آوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد.

    آنچه بر اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در كشور داراي اهميت مي باشد اين است كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است كه طي آن، اين اصل به يك شعار تغيير ماهيت ندهد؛ در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در كشور، خيزش و حركتي عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي باشد؛ لذا مي بايست همگي اين اصل را يك ضرورت دانسته و فعاليت هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند و براي دستيابي به اين امر فرهنگ سازاقدام نمايند. آنچه كه رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاكيد مي ورزند اين است كه «همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ها، ظهور و بروز يابد.». بنابراين تاكيد رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوي مصرف نشان دهنده اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شكوفايي و دستيابي به اقتدار ملي است. لذا پرهيز از شعارزدگي وحفظ صيانت اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير اصلاح الگوهاي مصرفي و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه اصلي همه مردم و مسئولين به شمار مي رود. از این رو ارتباط منطقی بین نامگذاری سال اول دهه پیشرفت و عدالت به \\"اصلاح الگوی مصرف\\" بیشتر نمایان می شود.

    حال با نامگذاري سال جديد بعنوان اصلاح الگوي مصرف اهميت دارد از تجربه همه ا قشارجامعه براي شکوفايي وسربلندي کشورمان استفاده کافي راداشته باشيم.وهمچنين ازتجربه برخي کشورهاي توسعه يافته که برنامه انها مبتني برمدل بومي و ديني بوده وهمچنین با بکارگیری فرهنگ سازي، مديريت قوي، طراحي ساز وكارو جلب مشاركت مردم سود جست و با اتکا به دانشمندان جوان و فرهيخته‌ي کشور،همانند کشورهاي پيشرفته‌ي دنيا درراه توسعه و آباداني کشورمان نقش کليدي داشته باشيم.

    واین نکته هم نباید فراموش شود که سياستگذاري نادرست وبه عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح مديريتي كشوردراین زمینه، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف را در جامعه دامن مي‌زند و پارادايم اصلاح الگوي مصرف كه مبتني بر يك انديشه توسعه‌گراست را در نهايت به ضد خود تبديل مي‌كند. حضرت امیر (ع) می فرمایند :زیاده روی و اسراف مکن زیرا بخشش اسراف کار مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم مورد ترحم واقع نمی شود.

    دراین راستا باید همه اقشارمختف جامعه وبخصوص مسوولان نظام، بايد با الگو قراردادن موارد مطرح شده درآموزه های دینی واسلامی و با توجه به فرمايشات حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي وبا بکارگیری شیوه های مدیریتی جدید و نوآوري در بخشهاي مختلف و دستگاههاي گوناگون واستفاده درست وبهینه ازمنابع عظیم ثروت کشورمان برای اقتدار میهن عزیزمان تلاش کنند.

    برهمین اساس کشورمان ايران در حال حاضر در مقطعي از تاريخ انقلاب‌مان قرار گرفته‌است که پس از 30 سال تجربه و فراز و نشيب‌هاي گوناگون در عرصه‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي در حال گذر از مرحله تجربه و ورود به مرحله رشد و شکوفايي است.که دراین راستا مسوولان و مديران نظام بابرنامه ریزی های درست وبه موقع، هم مي توانند از عوامل اصلي تحول به شمار روند و هم مي توانند از مهم ترين موانع اساسي تحول محسوب شوند. هيچ تحول بدون حمايت و پشتيباني مديران ارشد در سازمان ها بوجود نمي آيند. اگر مديران نسبت به برنامه هاي تحول تعهد داشته باشند، تلاش زيادي بايد انجام گيرد ولي اگر مديران اعتقاد و پشتيباني نکنند هيچ تحولي ايجاد نخواهد شد. براي همين منظور در هر برنامه بهبود و تحول، اطمينان از حمايت و پشتيباني مديران ارشد لازم و ضروري است، اگر مديران به تحول اعتقادي نداشته باشند بايد توجيه لازم صورت گيرد. بدون حمايت مديران آغاز هيچ برنامه تحولي توصيه نمي شود.

    سخن آخر اینکه براي رسيدن به اين هدف عالي و ورود به مرحله رشد و شکوفايي حرکت‌هاي عادي و تکرار حرکت‌هاي گذشته پاسخگو نيست و هر ملتي که مي‌خواهد در عرصه رشد و شکوفايي وارد شود و وظيفه‌ خود را به عنوان بخشي از جامعه‌ بشري انجام دهد و راه‌هاي بهره‌مندي خود را از زندگي مطلوب‌ترفراهم کند، چاره‌اي جز تلاش و توليد انديشه و فکر ندارد.


    منابع و پی نوشت ها:

    1- قرآن

    2- یاداشتی ازمطالب رضا طياري آشتياني در فارس

    3- الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي

    4- یاداشتی از مطالب حسين علي فارابي درفارس

    5- یاداشتی از مقاله محمدرضا باقري در فارس

    6- یاداشتی از مقاله موسی کاظم زاده در سایت باشگاه اندیشه و خبرگزاری آریا

    7 - یاداشتی از مقاله دكتر فريبرز درجزي در جام جم آنلاين



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 5 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    نمونه هايي از الگوهاي مصرفي در روايات
    موضوع

    در منابع روايي شيعه در مورد مصرف برخي امكانات توصيه هاي خاصي وارد شده است كه نشان از اهتمام اسلام به مصرف صحيح دارد. به نمونه هايي از اين موراد اشاره ميشود:

    1.مصرف صحيح آب

    در مورد سيره مصرفي رسول اكرم (ص) آمده است كه ايشان با يك «مد» آب (تقريبا ده سير) وضو ميگرفت و با يك «صاع» (تقريبا سه كيلوگرم) از آب غسل ميكرد. 15

    «راوي ميگويد: به ابو جعفر باقر(ع) و يا ابو عبد الله صادق(ع) گفتم: براي غسل جنابت چند پارچ آب كافي است، آن حضرت گفت: رسول خدا و همسرش با يك طشت آب، غسل ميكردند كه پنج پارچ آب ظرفيت داشت. شرح: رسول خدا صلوات الله و سلامه عليه پارچ آبي داشت كه بيش از يك كيلوگرم ظرفيت داشت. آن پارچ را پر آب ميكرد و وضو ميگرفت و مقدار كمي از باقيمانده آن را مينوشيد. طشت آبي داشت كه پنج پارچ ظرفيت آن بود، آن طشت را پر آب ميكردند و با همسرش دو نفري غسل ميكردند. موقعي كه رسول خدا به تنهائي غسل ميكرد، فقط چهار پارچ آب در طشت مي ريخت و با آن آب غسل مينمود». 16

    با توجه به اين كه وضو و غسل از مهم ترين اعمال عبادي مسلمانان است، محدوده مصرفي آب بسيار ناچيز توصيه شده است. اين در حالي است كه، متاسفانه، برخي مسلمانان براي مصرف آب بسيار غير مهم تر آب بسياري مصرف مي كنند.


    2. مصرف صحيح مواد غذايي ونان

    مواد غذايي، اعم از نان، غذا، ميوه و سبزيجات است كه اسلام نسبت به هر كدام توصيه هاي تغذيه اي دارد. اما آن چه در همه اين توصيه ها مشترك است، پرهيز از زياده روي در مصرف آنها ست. به عنوان مثال از دور ريختن نان، ميوه و غذا نهي شده است و توصيه به استفاده بهينه و حداكثري از آنها شده است. در سيره امام سجاد(ع) آمده است كه هر گاه ايشان مي ديدند ناني در خانه اش افتاده، گرچه باندازه دم كش مورچه اي بود، از وعده غذايي خانواده اش به اندازه آن ميكاست. 17 در روايات بر مصرف ريزه هاي نان و غذا توصيه بسياري شده است. از باقي گذاشتن ميوه و استفاده از نيم خورده آن توصيه شده است. از دعوات قطب راوندي نقل شده است كه، پيغمبر صلي اللَه عليه و آله فرمود: «هر كه يك لقمه افتاده يافت و آن را خوب پاك كرد و خوب شست و خورد، در درونش جا نگيرد تا خدايش از دوزخ آزاد كند» 18. در محاسن از امام صادق ( عليه السلام) نقل شده است: كه هر كه ميوه يا تيكه نان كه روي زمين افتاده برگيرد و پاك كند و بخورد در درونش جاگير نشود، جز اين كه، بهشت او را بايست گردد». 19

    از سوي ديگر، پر خوري و زياده روي در مصرف مواد غذايي نهي شده است. چنان كه امام باقر(ع) فرموده اند: «هيچ چيز نزد خداوند مبغوض تر از شكم پر نيست» 20. لذا از آداب غذا خوردن دست كشيدن از غذا پيش از سيري است: امام رضا(ع) در اين باره ميفرمايند: «و ارفع يديك من الطعام و يك اليه بعض القرم و عندك ميل فإنه اصلح لمعدتك و بدنك و اذكي لعقلك و اخف علي جسمك» 21. در حالي كه هنوز گرسنگي باقي و ميل و اشتها برقرار است دست از طعام بردار كه اين چنين غذا خوردن براي معده و بدن اصلح و براي عقل پاكيزهتر و بر جسم و تن باري سبكتر است.



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 5 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :42
    •    
    •   
    • 30  
    • 31  
    • 32  
    • 33  
    • 34  
    • 35  
    • 36  
    • 37  
    • 38  
    • 39  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------