به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

تا ترا چون دگران دیدن ظاهر کارست

چشم بر روی تو چون آینه بر دیوارست

از فضولی است ترا دیده بینش پر خار

ورنه عالم همه یک دسته گل بی خارست

عالم از سنگدلان قلزم پر کهساری است

کشتی نوح درین ورطه دل هشیارست

نفس آهسته برآور که نمی ریزد گل

در ریاضی که نسیم سحرش بیمارست

چه غم از زیر و زبر گشتن ما دارد عشق؟

نقطه آسوده ز سرگشتگی پرگارست

ای کز اسلام به گفتار تسلی شده ای

کمر خدمت مردم چه کم از زنارست؟

رگ سنگ است ترا هر سر مو از غفلت

با چنین بار، گذشتن ز جهان دشوارست

خوان آراسته را نیست به سرپوش نیاز

سر بی مغز گرفتار غم دستارست

پای بیرون منه از گوشه عزلت زنهار

که بلاهای سیه سایه پس دیوارست

بار عالم همه بر خاطر بینایان است

سوزن از کار فتد رشته چو ناهموارست

دل افگار سیه می شود از سرمه خواب

چشم بیمار چراغ سر این بیمارست

آسمان را غمی از مردن بیکاران نیست

نخل بی بار به دوش چمن آرا بارست

از دو سر کار کسی بسته نگردد هرگز

خنده غنچه پیکان ز لب سوفارست

طاعتی نیست که در پرده خاموشی نیست

ترک گفتار درین بزم، سر کردارست

هنر آن است که در پرده نمایان باشد

جوهر از آینه بیرون چو فتد زنگارست

هوس گنج ترا در دل ویران تا هست

خار این وادی خونخوار زبان مارست

آنچه شیرازه جمعیت دل می دانی

به سراپرده وحدت چو رسی زنارست

غم عالم ز دلم کوه غم او برداشت

این چه فیض است که در دامن این کهسارست

سپری نیست به از مهر خموشی صائب

هر که را جان و دل از تیغ زبان افگارست

ادامه مطلب
جمعه 21 خرداد 1395  - 6:52 PM

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 4517805
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث