اشعار اوحدی مراغه ای -رباعی شمارهٔ ۲۳ آتش تپش از جان به تابم بردست دود از دل خستهٔ خرابم بر دست با این همه دود و آتش اندر دل و جان پیش تو چنانست که آبم بردست ادامه مطلب مهدی گلشنی دوشنبه 16 اسفند 1395 - 7:46 PM نظرات (0)
آتش تپش از جان به تابم بردست دود از دل خستهٔ خرابم بر دست با این همه دود و آتش اندر دل و جان پیش تو چنانست که آبم بردست