مختارنامه عطار-باب چهلم و هفتم شمارهٔ ۱۹ آن دل که چو موم نرمم آمدبی تو از بس که بسوخت شرمم آمد بی تو تادیدهام از دور تُرا شمع توام زان در دهن آب گرمم آمد بی تو ادامه مطلب مهدی گلشنی سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 - 11:01 PM نظرات (0)
آن دل که چو موم نرمم آمدبی تو از بس که بسوخت شرمم آمد بی تو تادیدهام از دور تُرا شمع توام زان در دهن آب گرمم آمد بی تو