مختارنامه عطار-باب چهلم و هشتم شمارهٔ ۸۲ شمع آمد و گفت: کشتهٔ هر روزم شب میسوزم که انجمن افروزم گفتم: هوس سوز در افتد به سرم اکنون باری ز سر درآمد سوزم ادامه مطلب مهدی گلشنی جمعه 15 اردیبهشت 1396 - 11:58 AM نظرات (0)
شمع آمد و گفت: کشتهٔ هر روزم شب میسوزم که انجمن افروزم گفتم: هوس سوز در افتد به سرم اکنون باری ز سر درآمد سوزم