یاد و خاطره 8 سال دفاع مقدس گرامی باد ...

بچه ها اگر شهر سقوط کرد دوباره آن را پس می گیریم
مواظب باشید ایمانتان سقوط نکند
( شهید محمد جهان آرا)
ایمان
خیلی حال میده...

خیلی حال میده یه بچه خوشگل دنیا بیاری
خیلی حال میده تو کودکی همه جا از ادبش و تو بزرگی از اخلاق و صفا و صمیمیتش حرف بزنند
خیلی حال میده به سنین جوانی که رسید وقتی نگاش کنی دلت بره
خوشگل،خوشتیپ،آقا
ولی از همه اینا باحال تر می دونی چیه؟
اینه که وقتی بعد چندین سال چشم انتظاری استخونای پسر خوشتیپتُ
بیارن، کفن ُبگیری سمت آسمون و آروم بگی :
اللهم تقبل منا هذا القلیل ..
پسرم
جملات کوتاه و بسیار زیبا از شهدا

وقتی حسین در صحنه است،
اگر در صحنه نیستی هر جا خواهی باش!
چه ایستاده به نماز چه نشسته بر سفره شراب!
شهید گلستانی
گلستانی
جملات کوتاه و بسیار زیبا از شهدا
جملات کوتاه و بسیار زیبا از شهدا

دیروز از هر چه بود گذشتیم و امروز از هر چه بودیم!!!
آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز!!!
دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود!!!
جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بو میدهد!!!
الهی:
نصیرمان باش تا بصیر گردیم!!!
بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم!!!
و آزادمان کن تا اسیر نگردیم.!!!
شهید شوشتری
شهید شوشتری
جملات کوتاه و بسیار زیبا از شهدا

حقیقت این است که هرچه بگوییم خسته شده ایم و بریده ایم. اسلام دست از سر ما بر نمی دارد. ماباید بمانیم و کاری را که می خواهیم. انجام بدهیم. همیشه باید مشغول یک کلمه باشیم.و آن (( عشق)) است. اگر عاشقانه با کار پیش بیایی به طور قطع بریدن و عمل زدگی و خستگی برایت مفهومی پیدا نمی کند...
شهیدمحمد ابراهیم همت
ماه
كسی كه سر نماز حواسش جمع نباشد
به نماز سید كه نگاه میكردم،
ملائك را میدیدم كه در صفوف زیبای خویش او را به نظاره نشستهاند.
رو به قبله ایستادم. اما دلم هنوز در پی تعلقات بود.
گفتم: «نمیدانم, چرا من همیشه هنگام اقامه نماز حواسم پرت است.»
به چشمانم خیره شد.
«مواظب باش! كسی كه سرنماز حواسش جمع نباشد، در زندگی نیز حواسش اصلاً جمع نخواهد شد.»
گفت و رفت.
اما من مدتها در فكر ارتباط میان نماز و زندگی بودم
سید اهل قلم شهید مرتضی آوینی.
حواس جمع
شیرینی خوری در قنادی "لشکر امام حسین(ع)"
عکسی که می بینید، در اواسط دهه ۶۰ در مقر ستاد لشگر ۱۴ امام حسین(ع) گرفته شده است. توضیح این که لشگر امام حسین(ع) در میان یگانهای سپاه، به داشتن آشپزخانه ای مجهز و پر و پیمان معروف بود. از جمله این که یک "قنادی" کامل در آن تاسیس شده بود. این آشپزخانه و قنادی به صورت کامل توسط مردم و بسیجی های لشگر با تکیه بر کمک های جمع آوری شده از اهالی اصفهان تاسیس شده بود و محصولات آن تنها به نیروهای لشگر ارائه می شد.
عکس زیر در همان قنادی گرفته شده است. جمعی از فرماندهان لشگر امام حسین(ع) به دیدن قنادی آمده اند و یکی از بسیجیانی که در قنادی فعال بوده، مقداری از شیرینی های پخته شده در قنادی را به سرداران لشگر تعارف کرده است. در عکس، شهید حسین خرازی (فرمانده وقت لشگر، نفر اول از راست با پیراهن خاکستری) ، علیرضا صادقی (نفر وسط با عینک) و حاج حسن آقایی (نفر دوم از چپ) دیده می شوند.

شیرینی
شهدا از بزرگترین حسرتشان میگویند
بدون شک اگر به فرازهایی از و وصایای شهدا پیرامون واقعه کربلا، عاشورا و امام حسین(ع) نگاهی بیاندازیم درخواهیم یافت که بزرگترین حسرت شهدا این بوده است که چرا در عصر سالار شهیدان توفیق زندگی نداشتهاند تا با بذل جان در رکاب سرور جوانان اهل بهشت به احیای اسلام و دفاع از کرامت انسان بپردازند.
در همین راستا شهید «محمدرضا چلویان» در وصیتنامهاش یادآور شده است:هدفم از آمدن به این مکان مقدس(جبهه) و هدیه کردن خون ناقابل خود به اسلام این بود که اسلامی را که هزاران سال آن را در بین ما گم کرده بودند و همۀ ما آن را به فراموشی سپرده بودیم،دوباره زنده شود و یاد واقعی امام حسین (ع) یا هدف نهایی عاشورا در ما زنده شود. پیش از این به ما آموخته بودند؛ که عاشورا یعنی گریه کردن و بر سر و سینه زدن.
شهید «منصور جلالی» هم در وصیتنامه خود مینویسد:ای کسانی که تعهد اسلامی دارید و خویش را مسلمان و پیرو خط امام میدانید، آگاه باشید که امروز روز آزمایش است همانند صحنه و روز عاشورا، آنها که ماندند و یکایک تا آخرین نفس در این ادعاها صادق بودند در روز عاشورا کنار حسین (ع) جنگیدند و تا آخرین نفر به شهادت رسیدند و این شهادت نه اینکه برای آنان تلخ باشد بلکه از عسل شیرینتر بود.
شهید یوسف پریمی نیز درباره آنچه از امام حسین(ع) آموخته است در وصیت نامه خود اشاره میکند:از سرو ر شهیدان حسین ابن علی (ع) و خواهرش، کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را آموختیم که در روز عاشورا فرمودند.اگر در سال ۶۱ هجری یزیدیان و پیروان شیطان،فرزند پیامبر ر ا در سر دو راهی تسلیم که همان ذلت باشد و کشته شدن قرار داده بودند، امروز هم استکبار جهانی و پیروان یزیدیان، ما را در سر دو راه قرار دادهاند که یا تسلیم یا مرگ سرخ. اما ای برادران و خواهران، توجه داشته باشید که ملت ما با استقامت و ایثارگری خود توانست اسلام را دوباره در جهان احیا کند و امروز مسئولیت ما بسیار سنگین است که باید اسلام، این امانت الهی، را حفظ کنیم.
علاوه بر این،شهید حمیدرضا جمعه خطاب به مادرش نوشته است:مبادا مروارید چشمایت صورتت را خراش دهد مادر، زیرا که منافقین خوشحال میشوند. اگر بر سر قبر من اشک ریختی، به یاد امام حسین (ع) ، علیاکبرش و قاسم او نیز باش که پیکرهایشان در زیر سم اسبان لگدمال و پاره پاره شد . پس تو را به صبر و شکیبایی زینب وار توصیه میکنم، آن چنان که زینب (س) داشت و مقاوم و بردبار بود .
سیدمهدی تقوی در وصیت نامه خود درباره اینکه چرا سعادت زندگی در عصر امام حسین(ع) را نداشته است،میگوید:ای عزیزان، در حقیقت به فکر این بودم که چرا سعادت نداشتم که در عصر امام حسین زندگی کنم تا آن سرور شهیدان و رهبر آزادگان را یاری میکردم.ولی پس از پیروزی انقلاب، خوشحال شدم از اینکه اگر آن زمانها نبودم، لیکن در این زمان امام زمان خود و راهنمای الهی خود را یعنی امام امت را درک کردهام و زیارت کردم.
شهید «رجب پریمی» هم در وصیتنامه خود نوشته است:تعالی برای اینکه ما را امتحان کند اینکه میگوییم: «ای کاش ما هم در کربلا میشدیم، یاری امام حسین (ع)» شعار است یا عمل، واقعۀ کربلا را زنده کرد.
حسرت
از مبارزه در فیلیپین تا شهادت در عملیات مسلم بن عقیل
ادامه مطلب
خاطره رزمنده ای از اسارت سرتيپ عراقی
وقتی اسیرِ عراقی بهت زده ماند

ادامه مطلب
پیکر شهیدی که اسکلت شده بود ولی انگشتش سالم مانده بود
به گزارش خادم الشهداء ، سید احسان حسینی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی گوگل پلاس نوشت:
خواستیم بدنش را جمع کنیم و داخل کیسه بگذاریم، با کمال حیرت دیدیم که در انگشت دست راست او یک انگشتر عقیق است.ولی چیزی که عجیبتر بود، تمام بدنش اسکلت شده بود ولی انگشتی که انگشتر در آن بود کاملا سالم و گوشتی باقی مانده بود.همه بچه ها دورش جمع شدند، خاک ها رو که از انگشتر پاک کردیم، اشک همه در اومد.
روی انگشتر نوشته بود: "جانم حسین "

جانم حسین

