ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

 
 
 
   
 
 
امام حسین(ع) و دینداری در غبار فتنه ها

فتنه، آزمون همیشگی برای همگان است. این سنت الهی حتی نسبت بهاولیای الهی سخت تر و برای مومنان سخت است. از این رو گفته اند: البلاء للولاء، بلاو آزمون برای دوستان است. بسیاری از مدعیان دینداری در آزمون ها چهره حقیقی خویش ازایمان و کفر را روشن می کنند. بر همین اساس خداوند آزمون را به عنوان سنت و قانونقرارداده تا این گونه حجت بر همگان تمام شود تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.
نگاه امام حسین (ع) درتحلیل روان شناسی اجتماعی رفتار مردم ازچنین خاستگاهی برخوردار است و او با آن که می دانست که مردم این گونه هستند، ولیبرای اتمام حجت، به میان ایشان رفت و در فتنه بزرگ، ملتی را آزمود تا نگویند اگرپیشوایی بود ما به راه راست می رفتیم و عدالت را برپا داشته و علیه ظلم و ستم قیاممی کردیم.
نویسنده دراین مطلب کوتاه بر آن است تا سنت و سیره امام حسین(ع) را دربرخورد با مدعیان دینداری ارائه دهد و نقش آزمون را درحقیقت شناسی و تمایزحق از باطل تبیین کند.
فتنه ها وآزمون ها
آزمون های الهی در اشکال و قالب های گوناگون صورت می گیرد. خداوند به علل گوناگون بر آن است تا انسانها در دام بلا و فتنه گرفتار آیند. خداونددرآیه ۲سوره عنکبوت می فرماید:أحسب الناس أن یترکوا أن یقولوا امنا وهم لایفتنون؛آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟
از این آیه چنین بر می آید که آزمون فتنه ها برای آن است کهمدعیان ایمان از مومنان واقعی بازشناخته شوند. از این رو درباره بادیه نشیناناعرابی می فرماید:قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا أسلمنا ولما یدخلالایمان فی قلوبکم و ان تطیعوا الله و رسوله لایلتکم من أعمالکم شیئا ان الله غفوررحیم؛ برخی از بادیه نشینان گفتند:«ایمان آوردیم» بگو: ایمان نیاورده اید، لیکنبگویید: اسلام آوردیم و تسلیم شده ایم.» و هنوز در دلهای شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید، از ارزش و پاداش کرده هایتان چیزی کم نمیکند. خدا آمرزنده مهربان است.» (حجرات، آیه ۱۴)


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
   
 
 
عباس، امام ادب و اخلاق

نگاهی به زندگی زیبای حضرت قمر بنی هاشم (س) پر از درس های پرمغز و ادب است.
بارقه آشنایی
علی به طرف مسجد به راه افتاد. درب شبستان مسجد که رسید برادرشعقیل را دید که طبق معمول در سجاده اش نشسته بود.
عقیل در نسب شناسی مهارت خاصی داشت، و افراد برای حل مسائل خودبه او مراجعه می کردند. علی(ع) منتظر ماند تا مردم رفتند، آنگاه نزد برادر رفت.
ـ سلام برادر. می خواهم همسری انتخاب کنم تا برایم فرزند شجاعیبیاورد. اگر بتوانی قبیله ای را به من معرفی کنی تا از میان آن همسری برگزینم. عقیلگفت: برادرجان تو که خود دانای عربی چرا از من می پرسی؟ علی(ع) فرمود: آمده ام باتو مشورت کنم.
عقیل اندکی تأمل کرد سپس گفت: قبیله کلاب مردان شجاعی دارد همهآنها از دلاوران روزگارند. بین آنها زنی را می شناسم به نام فاطمه دختر حزام بنخالد، زن خوبی است.
علی کسی را برای خواستگاری فاطمه فرستاد مراسم خواستگاری وازدواج برگزار شد. فاطمه به خانه علی آمد. در این زمان حسن و حسین مریض بودند. ویبه خوبی از آنها پرستاری کرد و سعی نمود جای خالی مادر را برای فرزندان علی پر کند.
خانه علی روشن می شود
دیری نپائید که دیگربار خانه علی با تولد نوزادی روشن شد. همانطور که علی می خواست فرزندش آثار دلاوری و شجاعت در وجود او نمایان بود.کودک علیبسیار خوش اندام و زیبا بود. بعدها به خاطر این زیبایی وخوش اندامی به او لقب ماهبنی هاشم دادند. علی کودک را به دست گرفت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامهگفت. آداب ولادت را به جای آورد. نگاه معناداری به کودکش کرد؛ اشک چشمان او را فراگرفت.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

رویدادها در تاریخ، هرچه از زمان وقوع و ولادت خویش فاصله می گیرند، کم رنگ‎تر و بی فروغتر می شوند و سرانجام به سایه روشنی از یک خاطره یا حادثه در ذهنها بدل می گردند، امّا تنها، یک حادثه را می شناسیم که در روزی داغ، در سرزمینی کوچک و گمنام به نام «کربلا» رخ داد و امروز پس از قرنها و روزگاران دراز، دامنگستر و تأثیر گذار و حرکت آفرین، به سمت فردایی درخشانتر راه می سپارد. شور و شکوه و شرارهای که عاشورا آفرید، هنوز و هماره قلمرو قلب و ذهن انسانها را فتح می کند و خون خیزش و حرکت در رگها می دواند. این ویژگی، این سخن پیامبر را به یاد می آورد:
ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا[1]
از شهادت حسین، آتشی در قلب مؤمنان افروخته شود که هرگز سردی و خاموشی نمی پذیرد.
کربلا، زنده، زاینده و فزاینده است؛ کوثری است که می جوشد و هر عصر و نسلی به نسبت توان و تکاپو و ظرفیت خویش از آن بهره میگیرد. کربلا به روحها طراوت، زیبایی، سرزندگی و شیوه خوب زیستن می آموزد که حسین (علیه السلام) یعنی خوب، یعنی زیبا.

کربلا، اساسنامه ایمان، فهرست همه خوبی‎ها و فرهنگنامه قبیله معرفت و عشق است. هیچ کس نیست که با کربلا انس و الفت بیابد و شکفتن و بالیدن و جوشش و حیات را در خود احساس نکند. جامعهای نیز که با فرهنگ عاشورا پیوند و آشنایی بیابد، سرشار پویایی، زایایی و توانایی خواهد شد. به همین دلیل است که کربلا، بهترین پایگاه الهام برای حرکت و خیزش و قیام است و آنان که معرفت عاشورایی یافته اند، انسان هاییاند که حرّیت، عزّت، جوانمردی، پاکبازی، اخوّت، صمیمیّت، عرفان، ایمان وشهادت، درون مایه زیستن و قانون زندگی و جهت گیریهاشان خواهد شد.
انقلاب اسلامی ایران و درون مایه آن نیز مُلهَم و متأثَّر از فرهنگ عاشورا است. خون شهیدان انقلاب اسلامی در زلال کربلا ریشه دارد و انقلاب ما بارقه و شعاعی از آتش ستم سوزی است که در سال 61 هجری در ساحل فرات شعله کشید. امام خمینی(قدس سره) در یکی از سخنرانی های خویش فرموده است:
اگر سید الشهدا نبود، این نهضت (انقلاب اسلامی) هم پیش نمی برد، سید الشهدا همه جا هست «کل ارض کربلا» همه جا محضر سید الشهدا است، همه منبرها محضر سیدالشهدا است، همه محرابها از سید الشهدا است... . امام حسین نجات داد اسلام را، ما برای یک آدمی که نجات داده اسلام را و رفته کشته شده هی سکوت کنیم؟ ما هر روز باید گریه کنیم، ما هر روز باید منبر برویم برای حفظ این مکتب، برای حفظ این نهضتها؛ این نهضت ها مرهون امام حسین (علیه السلام) است. [2]
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه‎ای نیز می فرماید:
شما ببینید این نصف روز حادثه(کربلا)، چه قدر در تاریخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است... . این در انقلاب و جنگ و گذشته تاریخ ما محسوس بوده است... . ما اگر نخواهیم هشت سال جنگ خودمان را با آن هشتـ نه ساعت عاشورای امام حسین مقایسه کنیم یا آن را خیلی درخشانتر بدانیمـ که واقعاً هم همین است، یعنی من حادثهای را در تاریخ نمیشناسم که با فداکاری آن نصف روز قابل مقایسه باشد؛ همه چیز کوچکتر از آن استـ لیکن بالاخره طرحی از آن یا نمی از آن یم است[3].



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
نذورات نوظهور بسته پیشنهادی عوام

                                         ضرورت بازنگری در پدیده نذورات مردمی

برای خدا هم که شده به من کمک کنید و مقداری پول بدهید .
تو که ظاهر خوبی داری با این لباس و عینک آفتابی و ... چراگدایی می کنی؟ !
نذر کرده بودم هنگامی که پسرم شفا یافت سه روز گدایی کنم و پولآن را به حرم امام رضا(ع) تقدیم کنم ! !
مطابق با آیات قرآنی دین، حیات انسانها است و آنها را زنده میکند. همانطور که آب حیات بخش است اما کوچکترین آفت و میکروبی که متوجه آب شود میتواند آلودگی آن و هم سلامت مصرف کنندگان را تهدید کند.
دین نیز اگر دچار آفات شود نه تنها مایه زندگی نخواهد بود بلکهزندگی دنیا و زندگی آخرت را به فساد و تباهی می کشاند.
به اعتقاد کارشناسان دینی تمامی عواملی که منجر به شهادتمظلومانه امام حسین(ع)
شدند ناشی از انحرافاتی بود که در دین بوجود آمد و حسین بن علی(ع) را تنها به این بهانه که علیه حکومت وقت قیام کرده است به قتل می رسانند و ازخداوند طلب أجر و ثواب می کنند .
نذورات نیز می تواند در راستای تقویت دین همچنین تضعیف آن گامبردارد.
نذر در حقیقت پیمانی است که با خداوند بسته می شود تا در نتیجهانجام عمل نیکی که آدمی بر خویش واجب می کند، خداوند نیز حاجت او را برآورده سازد.
گفته می شود این عمل دارای پیشینه قوی در تاریخ زندگی آدمی است.
انسان نیز همواره در طول تاریخ برای رسیدن به خواسته هایش ازاین ابزار سود برده و سعی کرده است با نذر کردن رضایت خداوند را کسب کند و از اوخواسته هایش را بطلبد وهمچنین برآسودگی خیال خود بیفزاید .
مطابق با روایات اسلامی نذر را می توان نوعی عبادت، دعا ودرخواست از خداوند دانست که اتفاقا دارای تأثیر فراوان است و با هدف قرب الهی انجاممی شود .
به لحاظ شرعی هم وفا کردن به نذر چنانچه مشروع باشد دارای شرایطو ضوابطی است که می بایست مراعات شود همانطور که نذر کردن دارای شرایط منحصر به خوداست.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
قرآن کریم و گریه و عزاداری برای سیدالشهداء(ع)

آری مومنان از جن و انس نیز که پیرو راستین انبیاء و ائمه(ع) هستند، علاوه بر دهه عاشورا در هر مجلسی که ذکر مصایب آن حضرت می شود ...

درمقاله حاضر نویسنده به تشریح گریه های با فضیلت از جمله گریهبر امام حسین(ع) پرداخته و موضوع گریه از نگاه قرآن را بررسی کرده است که اینک آنرا با هم از نظر می گذرانیم:
عزای جن و انس بر حسین(ع)
داستان ذبح شدن سالار شهیدان در صحرای کربلا از چنان عظمتیبرخوردار است که تمام پیامبران پیشین را به سوگ خود نشانده است. خاتم الانبیاءپیامبراعظم(ص) نیز از لحظه ای که قنداقه حسین(ع) را به دستان مبارکش دادند تا پایانعمر شریفش بارها و بارها بر پاره تنش گریست. فاطمه زهرا سیده زنان عالمیان نیز اززمانی که نوید داشتن فرزندی به نام حسین را از پدرگرامیش و نیز صدای «اناالمظلوم» حسینش را در رحم شنید، بر مظلومی او اشک بارید. ملائکه مقرب و امامان معصوم نیز برآن حضرت اشک ریخته اند. امام سجاد(ع) تا آخر عمر شریفش چشم از گریه برای مظلومی پدرو خاندانش برنداشت، هر آب و غذایی که درپیش رو می نهادند، اشک می ریخت. هر گوسفندیرا که ذبح می کردند می گریست و می فرمود: آبش دهید. امام صادق(ع) با ورود ماه محرمخنده و تبسم بر لبان مبارکش نمی نشست. امام زمان مهدی موعود (عج) نیز بر جدش اشک میریزد و می فرماید: «یا جداه در مصیبت تو صبح و شام ندبه می کنم و به جای اشک خون میگریم؛ «فلاندبنک صباحا و مساء ولابکین علیک بدل الدموع دما» (بحارالانوار/ ۹۸/۲۳۷ و۳۲۰)
آری مومنان از جن و انس نیز که پیرو راستین انبیاء و ائمه(ع) هستند، علاوه بر دهه عاشورا در هر مجلسی که ذکر مصایب آن حضرت می شود، به نوحهسرایی و روضه خوانی پرداخته و چشمان خود را با درهای بهشتی گریه بر سالار شهیدان(ع) زینت می بخشند و یاد مصیبت های آن کوه صبر و استقامت را همیشه زنده نگه می دارند وبا گلاب اشک، زنگار از دل می زدایند و از منظری دیگر درخت اسلام را با آب دیدگانآبیاری و مزرعه دین را از گزند خشکسالی و قحط معنویت، پاسداری می کنند. از زاویه ایدیگر می توان گفت این عزاداران حسینی بر محرومیت خود از فیض فوز در رکاب دوست با آهو ناله و به زبان حال و قال می گویند: «یا لیتنی کنت معک فافوز فوزا عظیما» (بحارالانوار/ ۹۸/ ۱۸۴)
البته آسمان و زمین، کوه و صحرا، خشکی و دریا و جماد و نبات نیزبه شهادت تأویل کتاب و تصریح سنت، از این قافله سعادت، عقب نمانده و چهل شبانه روزبر شهید بی کفن کربلا گریستند، چنان که بر سر بریده در تشت یحیای زکریا اشک ریختند. (همان/ ۱۳/۱۰۴)
نگهبان اشک خود باشیم


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
خدامحوری در سایه امر به معروف

                                    پیامهای تربیتی نهضت حسینی (ع)

نهضت پرافتخار حسینی، منبع لایزال معارف الهی و معنوی است که درپرتو مصباح هدایت وجود مقدس سید الشهداء علیه السلام و در سایة سفینة نجات حضرت،تشنگان حقیقت و پویندگان طریقت را به ساحل سعادت رهنمون است. نهضت امام حسین علیهالسلام قضیه ای شخصی نیست و هیچ گاه در محدودة زمان و مکان خاصی محصور نمانده است،بلکه همانند سایر اولیای بزرگ الهی، جریانی تاریخی است که سنت الهی محسوب می شود،از این رو یقیناً دارای پیام است؛ زیرا سنت های الهی بر همگان و در همه عصر ها ونسل ها جاری است و محدود به زمان و مکان مخصوص و افرادی خاص، نیست. کلام خود آنحضرت به صراحت بیانگر "فراگیر بودن پیام نهضت عاشورا" است؛ آنجا که می فرماید: "مثلی لا یبایع مثله؛ کسی که مانند من فکر می کند با کسی که مانند یزید فکر می کند،بیعت نمی کند". این سخن حضرت نشان می دهد که نهضت عاشورا، یک سنت الهی بوده است نهجریان شخصی؛ چراکه آن حضرت سخن از "مثل خود" و "مثل یزید" دارد نه از "شخص خود" و"شخص یزید". بنابراین پیام نهضت حسینی فراگیر بوده، محدود به زمان خاصی نیست، بلکهنسبت به گذشته، حال و آینده جریان دارد.
با توجه به فراگیر بودن پیام نهضت حسینی، برآنیم تا در ایننوشتار به برخی از آموزه ها و پیام های اخلاقی_ تربیتی نهضت امام حسین (ع) اشارهکرده، از این رهگذر طالبان حقیقت را بیش از پیش با مکتب حیات بخش و الهی آن حضرت،آشنا سازیم.
دعوت به خدامحوری
جهان بینی الهی بر پایة خدامحوری بنا شده که بر اساس آن، جهان وهر آنچه در آن است، پرتویی از آن ذات بی همتاست و هیچ کس و هیچ چیز از دایرة قدرتمطلق الهی بیرون نبوده و نیست. هدف غایی تعلیم و تربیت الهی نیز ایمان و تقرب بهخدا، جلب رضایت الهی و حرکت در راه نیل به آن سرچشمه کمالات و خوبیها و نزدیک شدنبه آن مصدر فیض و در یک کلام "خداگونه" شدن است. بر همین مبنا، سرلوحة رسالت تمامپیامبران الهی فراخوانی مردم به توحید و پرستش خدای یگانه و دوری از طاغوت و مظاهرآن است، چراکه با پذیرش توحید واقعی و نفی شرک، راه دستیابی به کلیة فضایل و مکارماخلاقی بر روی انسانها گشوده می شود. در مکتب انبیای الهی اوج کمال و سعادت انسان،رسیدن به مقام عبودیت و بندگی خداست. خداوند در قرآن کریم، در خصوص هدف زیربنایی وبنیادین بعثت انبیا، چنین بیان فرموده است: "و لَقَد بَعَثْنا فی کلِّ أمَةٍرَسولاً أنْ إعبدُوا اللهَ و اجْتَنِبوا الطاغوتَ؛همانا ما در میان هر امتی پیامبریرا برانگیختیم (تا مردم را پیام دهد) که فقط خدا را پرستش کنید و از طاغوت دوریگزینید"(نحل: ۳۶). امیرالمؤمنین (ع) نیز درباره بعثت پیامبر اکرم (ص) چنین میفرماید: "خدا پیامبر را برانگیخت تا بندگان او آنچه از خداشناسی نمی دانند فراگیرندو به پروردگاری او، پس از انکار و عناد، ایمان بیاورند".


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
سرنوشت قاتلان کربلا

یکی از کسانی که نزد مختار دارای موقعیت خاصی بود و مختار او رابه خاطر قرابت و نزدیکی او با امیرالمؤمنین(ع) گرامی می داشت «عبدالله بن جعده بنهبیره» بود.
عمربن سعد نزد عبدالله بن جعده آمد و به او گفت: «برای من ازمختار امان بگیر!» عبدالله وساطت کرد! و مختار این امان نامه را برای او نوشت: «اینامان نامه ای است از مختار بن ابی عبید برای عمربن سعد بن ابی وقاص، تو در امانهستی به امان خدا، خودت و مالت و اهل و فرزندانت و تو به خاطر آنچه کرده ای، تازمانی که اطاعت کنی و در خانه و شهر و نزد اهلت بمانی و حادثه ای به وجود نیاوری درامان خواهی بود
پس از آن، مأموران مختار و پیروان آل محمد(ص) و دیگران، او رامی دیدند و مزاحم او نمی شدند و گروهی بر این امان نامه شهادت دادند و مختار هم عهدو پیمان بسته بود که به این امان نامه وفادار باشد، مگر این که عمر بن سعد حادثه ایبیافریند و خدا را بر این امر گواه گرفت.
مختار روزی به یارانش گفت: «فردا مردی را خواهم کشت که دارایاین نشانه هاست: قدم هایی بزرگ، چشمان او در گودی فرورفته و ابروانش به هم چسبیده وکشته شدن او، مومنان و فرشتگان مقرب را شاد و خوشحال می کند
«هیثم بن اسود نخعی» نزد مختار بود، از آن نشانه ها دانست کهمقصود او، عمر بن سعد است، به منزل آمد و فرزندش «عریان» را طلب کرد و او را نزدعمربن سعد فرستاد تا وی را از تصمیم مختار آگاه کند و به او بگوید که: «از خودتمواظبت کن
عمربن سعد گفت: «خدا پدرت را جزای خیر دهد! که شرط برادری را بهجای آوردی، ولی مختار بعد از امان نامه ای که به من داده است چگونه می تواند که بامن چنین کند؟
از این رو هنگامی که شب شد از منزلش بیرون رفت و غلامش را ازتصمیمی که مختار درباره او گرفته و همچنین از امان نامه مختار آگاه کرد.
غلامش به او گفت: «مختار با تو شرط کرده است که تو کاری انجامندهی چه حادثه ای بالاتر از این که تو، خانه و اهل خود را رها کرده و به اینجا آمدهای! هم اکنون بازگرد و بهانه ای برای نقض آن امان نامه به دست مختار نده


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
قیام امام حسین (ع)؛ مبانی و بنیادهای نظری

مطالعه و بررسی تاریخی واقعه کربلا و قیام امام حسین (ع) اگر چهریشه ها و ماهیت این نهضت را نمایان می سازد، اما وقوف بر تمام ابعاد و نیز اهدافقیام امام حسین (ع) نیازمند واکاوی بنیاد های نظری و اعتقادی این حماسه عظیم تاریخیاست. بنابراین ضرورت دارد اهداف و مبانی تئوریک قیام امام حسین (ع) مورد مداقه قرارگرفته تا علل، انگیزه ها و از همه مهم تر اهداف قیام امام تبیین شود.
در مورد اهداف قیام امام حسین (ع) قلم فرسایی های بسیاری شده،از دیرباز تا کنون مورخان، پژوهشگران و صاحب نظران با الهام و استناد به سخنان امامحسین (ع) عمده ترین هدف قیام امام را امر به معروف و نهی از منکر عنوان کرده اند واذعان داشته اند که امام برای اعادة حق و احیای دین جدش رسول خدا (ص) علیه دستگاهاموی به پا خاسته و در این راه تمام هستی خود را نهاده است.
واقعیت این است که امر به معروف و نهی از منکر و تلاش برایاحیای حق و دفع باطل اهداف انکار ناپذیر قیام امام حسین (ع) بوده و این مفاهیم،مفاهیمی راهگشا و کلیدی در فهم علل قیام امام به شمار می روند. اما برای درک بهترعلل، اهداف و انگیزه های قیام امام حسین (ع)
می بایست به واکاوی این مفاهیم پرداخت تا در مورد قیام امامحسین (ع) از سطح مفاهیم کلی به سوی رهیافت های عینی و ملموس رهنمون شد. اگر در موردمهم ترین هدف قیام امام حسین (ع) یعنی امر به معروف و نهی از منکر به کلیت اینمفاهیم بسنده کنیم در تحلیل قیام امام ناتوان شده و از ارائه تفسیر و تحلیلی صحیحاز قیام باز خواهیم ماند.
با نگاهی به جامعه اسلامی زمان امام حسین (ع)
در دوران حکومت یزید به این نتیجه می رسیم که مردم به ظواهر دینپایبند بوده وواجبات و مستحبات دین را اکثریت آنان انجام می دادند. هر چند عصر امویدر تاریخ اسلام عصر کم رنگ شدن تقیدات دینی و اعتقادی مردم بود اما تقریبا اکثرقریب به اتفاق مسلمانان فرایض دینی از قبیل نماز، روزه، حج، زکات و ... را ادا مینمودند. حتی عنصری چون یزید که در حلقه خواص و نزدیکان خود به انکار آسمانی بودندین اسلام می پرداخت اما در ظاهر به انجام فرایض و اقامه نماز با مسلمانان تظاهر میکرد. از این جهت شاید معروف بدان معنا که در شریعت اسلام ذکر شده وجود نداشت کهامام در صدد امر به آن برآید. یا اینکه از نظر دستورات اسلامی منکری به آن معنا کهدر اسلام توصیه به نهی از آن شده باشد در سطح جامعه انجام نمی گرفت.
شاید برخی بر این باور باشند که اعمال و رفتار یزید و فسق وفجور وی که اینک ردای خلافت را بر تن کرده و ادعای جانشینی پیامبر را می نمود


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

شهدای جنگ با تأسی از واقعه کربلا جان خود را نثار اسلام کردند
سپاه نیوز: مراسم گرامیداشت یاد و خاطره شهدای کوی شهید عباسزاده با حضور گسترده مردم شیهد پرور و عزاداران حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) در مسجد حجت ابن الحسن (عج) برگزار شد.
به گزارش سپاه نیوز؛ رحیم صارمی مسئول تفحص شهدای سپاه عاشورا که سال های سال به دنبال شهدای مفقود الاثر در مناطق عملیاتی بوده با بیان خاطرات آن گروه محفل را عاشورایی نمود.
وی با اشاره به رشادت های شهداء، گفت: وقتی دشمنان حملات خود را به ایران اسلامی آغاز کردند شهداء و رزمندگان بدون هیچ گونه چشم داشتی در جبهه ها حضور یافتند، آن ها برای پول و مقام در جنگ و جبهه حضور نیافته بودند بلکه برای سربلندی و منزلت اسلام از جان خود گذشتند همان گونه که یاران امام حسین(ع) در روز تاسوعا و عاشورا برای مجد و عظمت اسلام و قرآن از جان خود گذشتند.
وی وظیفه ما را در این زمان بسیار مهم عنوان کرد و افزود: ما وظیفه داریم که از اهداف و آرمان های آن ها محافظت کنیم و رشادت ها و از جان گذشتگی و دلاوری های آن ها را به نسل های بعدی انتقال دهیم و دنباله رو راه آن ها باشیم تا در قیامت شرمنده آن ها نباشیم و وقتی آن ها از ما سوال کردند که بعد از شلمچه چه کردید، بتوانیم جوابی قانع کننده و مورد قبول داشته باشیم.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
علی اکبر الگوی نسل جوان

اخلاق و صفات انسانی در زندگی فردی و اجتماعی انسان نقش اساسیدارد. در حیات فردی او باعث رسیدن به مکارم اخلاق و کمال و در حیات اجتماعی نیز سببآرامش، آسایش، امنیت می شود. تجاوز از رفتارهای اخلاقی و تمسک به رفتارهای غیراخلاقی سبب آشوب ها، شرارت ها و درگیری های اجتماعی و در نتیجه از هم گسیخته شدنجامعه خواهد شد. این نکته مورد اتفاق تمام صاحب نظرا است که پیشرفت جامعه بسته بهاخلاق اجتماعی است، تا جایی که در برپایی تمدن و مدینه فاضله مکارم اخلاق و صفاتانسانی حرف اول را می زند.
جامعه جاهلیت در دوران پیش از ظهور اسلام چنین اوضاعی را تجربهمی کرد. جنگ های خانمان برانداز مردان را از بین می برد و رسوم خرافی دختران را بهگور می فرستاد و تاریکی نشأت گرفته از جهل ها، عقل ها را به تعطیلی می کشاند.
با طلوع اسلام در سرزمین تاریک حجاز نور توحید توسط پیامبرمهربانی ها بر سرتاسر این سرزمین تابید و مردم را به اوج کمال و جامعه را بهآراستگی رساند.
پیامبر اسلام یکی از مهمترین دلایل بعثت خویش را اتمام مکارماخلاق بیان کرد؛ «انما بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق۱؛ همانا علت بعثت من به رسالت آناست که مکارم اخلاق را کامل سازم».
بدون شک آدمی برای پیمودن این راه دشوار و آراسته شدن به تمامصفات حمیده نیازمند به الگویی کامل است تا در طی این مسیر طولانی چراغ هدایت اوباشد. اصلا به همین علت است که انسانها برای به ظهور رساندن صفات باطنی و تمامیرفتار خود به دنبال اسوه اند. هر شخص در تعیین اهداف زندگی خویش، نام موفقی را درفتح کننده قلة آرزوهای خویش یافته و از آن به عنوان سرمشق زندگی خود یاد می کند.
اسلام نیز برای این غریزه انسانها چاره ای اندیشده و الگوییکامل از هر جهت را معرفی می کند.
لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌلِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً۲.
« همانا برای شما در (سیره ی) رسول خدا الگو و سرمشقی نیکوست،(البتّه) برای کسانی که به خدا و روز قیامت امید دارند و خدا را بسیار یاد میکنند».


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
عزای حسین(ع) از دیروز تا امروز

جای بس خوش وقتی که این روزها بسیاری از ناسره ها را از ایامعاشورای حسینی زدوده اند و دیگر خبری از – صدالبته به علن و آشکار – قمه زنی، سنگزنی، تیغ زنی، شمایل کشی، و... نیست، هر چند هنوز هم علامت کشی باقی و بقایایی داردو امید آنکه این کار نیز از عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) دورگردد و با خود بیندیشیم، آنکه بر ما درس آزادگی داد، شش دهه پس از آنکه از عمرمبارکش گذشت، قیام در راه دین خدا کرد و فقط ما، ده روز از سال را با او کار داریمو از این ده روز، فقط نیم روز را درمی یابیم، آن هم با برخی از آداب و رسوم نکوهیدهو کمتر اندیشیده ایم: چرا حسین(ع) در ایام ذی الحجه، حج ابراهیمی را کامل نکرد و روبه سرزمین کوفه نهاد و حتی تا آخرین لحظات حاضر به جنگ و خون ریزی نبود و آن گاه کهقصد به ذلت کشیدنش را داشتند، به آن ها «هیهات» گفت و از شمشیرها خواست تا او رادریابند، تا دین جدش، پایدار بماند و ماند و خواهد ماند.
شکی نیست که قریب به هشت قرن است، در دیاری که تعلق به علی(ع) واولاد او دارد، بر سیدالشهدا(ع) می گریند و مظلومیتش را بازگو می کنند، تا درسیباشد برای زندگان رهرو او، تا راه و رسم زندگی با عزت را بیاموزند. اما طی هشت قرنگذشته، آن قدر حواشی بر مراسم بزرگداشت او افزودند، که اصل ماجرا می رفت تا به گونهای دیگر جلوه گر شود.
می گویند، دل سوخته ای، در روز عاشورا، در اعتراض به این گونهمراسم زائد و به دور از شئون دین، در حالتی که پیامبر(ص) را مخاطب قرار داده بود،سرود:
دین تو را از پی آرایشند در پی آرایش و پیرایشند
بس که ببستند بر او برگ و ساز گر تو بیایی، نشناسیش باز
با این مقدمه نگاهی کوتاه به چگونگی برپایی مراسم محرم در گذشتهمی اندازم و چند تکیه و حسینیه معروف تهران را – که هنوز هم به گونه ای باقی ماندهاند – یادآور می شوم.
تهران در نوروز سال ۱۲۰۰ هجری قمری به عنوان مرکز ایران انتخابشد. تا آن موقع، چند امام زاده – امام زاده زید(ع) در بازار و امامزاده یحیی(ع) درمحله عودلاجان – و مسجد جامع مرکز تجمع مردم برای عزاداری بود. از نحوه و چگونگیعزاداری در آن زمان اطلاعات چندانی در دست نیست، اما پس از آن که فتحعلی شاه قاجاربر تخت نشست، برای سرپوش نهادن به شکست های خفت بار در برابر روس و تحمیل شدنعهدنامه های گلستان و ترکمانچای، تظاهر به دین داری، از مهم ترین کارهای این پادشاهغافل، عیاش و ایران برباد ده بود.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

تحریف ها و بدعت های عزاداری ها

حوادث گذشته هر جامعه ای می تواند در سرنوشت و آینده آن جامعهتأثیر به سزایی داشته باشد . تجدید آن خاطره ها در واقع نوعی بازنگری و بازسازی آنحادثه است تا مردم بتوانند به نحو صحیحی از آن استفاده کنند. زیرا ممکن است اینبزرگداشت، منافع و مصالح بیشماری را برای جامعه تأمین کند. (۱)
در میان حوادث و وقایع تاریخ اسلام،حادثه عاشوراء ، حادثه عظیمیبوده است که نقش تعیین کننده ای در سعادت مسلمانان و روشن شدن راه هدایت مردم داشتهاست .
از این روی بزرگداشت این حادثه موجب می شود تا بتوانیم از برکاتآن در جامعه نیز استفاده کنیم؛اما متاسفانه چند صباحی است که رسوخ فرهنگ عوام درعزاداری ها و مخدوش گردیدن پاره ای از نوحه ها و نمایش های مذهبی ، و آمیخته شدنخرافات و اموری موهن با سوگواری های محرم موجب رواج بدعت ها و تحریف های در اینحادثه ی عظیم شده است .
از این روی ضروری است بانگاهی جدید و همه جانبه بدعت ها رابشناسیم و با زدودن تحریف ها و بدعت ها، حادثه عزداری را خالصانه وصحیح در بطنجامعه بگسترانیم.براین اساس درحد بضاعت،در این مقاله تنها به برخی بدعت ها و تحریفها در حادثه عاشوراء می پردازیم ؛به امیداینکه بتوانیم گامی در مسیر اصلاح عزداریحسینی برداریم.هم چنان که مقام معظم رهبری در آستانه ماه محرم فرمودند:« همهعزاداران از جمله گویندگان، وعاظ و مداحان باید مراقب باشند که شأن و جایگاه اینحقیقت عزیز را حفظ کنند و مبادا با برخی خرافه ها یا کارهای غیرمعقول موجب ضایع شدنعزاداری امام حسین(ع) شوند.»(۲)
تحریف
تحریف در لغت به معنای کج کردن ، گردانیدن ، بگردانیدن سخن ،تغییر هرچیز عموما و تغییر کتاب خصوصا ، چیزی را از حالت و وضع خود برگردانیدن ،تغییر ، تبدیل ، انقلاب ، سرنگونی ، واژگونی و تقلب می باشد.(۳)
و در اصطلاح ، تحریف کلام آن است که آن را در گوشه ای از احتمالقرار دهی که بتوان به دو وجه حمل کرد.
« تحریفُ الکلامِ أَن تجعلَهُ علی حرفٍ مِنَ الإحتمالِ یمکُنُحملُه علی الوجهینِ» (۴) و در کلامی دیگر می توان گفت: «گردانیدن کلام کسی از وضع وحالت اصلی خود ، بعضی از حروف کلمه را عوض کردن . تغییر دادن معنی آن و انحراف سخن.» (۵)
انواع تحریف
تحریف گاهی لفظی است و گاهی معنوی ، گاه صرفا به معنای تغییرلفظ «تغییر اللفظ دون المعنی»(۶) و گاه صرفا به معنای تغییر معنا و سوء تأویل میباشد(۷)


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
آسیب شناسی مراسم عزاداری های حسینی در اندیشه های امام (ره) و مقام معظم رهبری

در این مقاله سعی بر این شده است که در ابتدا مفاهیم عزاداری بهطور کلی برای خواننده روشن شود و سپس با آسیب شناسی های عزاداری امام حسین به خصوصاز دیدگاه مقام معظم رهبری آشنا شود، که بیشتر تأکید بر توضیح موارد از نظر احکامشرعی آنها از منظر مقام معظم رهبری دارد.که آن موضوعات شامل موارد ذیل است:
۱ ) استفاده از اشعار نامناسب.
۲) بی سند خواندن روضه خوانان
۳) به کار بردن الفاظ خلاف شأن اهل بیت (ع)
۴) حلال یا حرام بودن قمه زنی. و در پایان مقاله توصیه هایبسیار مفید و ارزشمندی از امام خمینی به مداحان آورده شده است.
چیستی عزاداری
عزاداری در عرف عام به دو معنا اطلاق می شود:
الف ) داغ دیدگی و عزاداری شخصی و بالفعل ؛

ب ) مراسم عزاداری که به صورت سنتی برای بزرگان دینی و دیگران برگزار می شود. این دو، از دیدگاه روان شناسی کاملا متفاوت هستند. داغ دیدگی واقعی امری است غیر اختیاری و افراد داغ دار از مدار زندگی عادی خارج می شوند و باید به تدریج به زندگی عادی برگردند. اما مراسم عزاداری ، کاملاً اختیاری و برنامه ریزی شده است و بخشی از برنامه های زندگی عادی افراد محسوب می شود. داغ داری حالتی روانی ودرونی است ، ولی مراسم عزاداری معمولاً به صورت اجتماعی صورت می گیرد. برای عادی شدن زندگی فرد داغ دار، عواملی به کمک می آیند، که از جملة آن ها مراسم عزاداری است . داغ دیدگی ممکن است به صورت ناگهانی و بدون آمادگی باشد؛ مثل این که عزیزی را در تصادف اتومبیل از دست بدهند و ممکن است با پیش بینی و آمادگی قبلی باشد، مثل این که عزیزی پس از یک دورة سخت بیماری لاعلاج ، از دنیا برود. درهر دو صورت ، داغ دیدگی صدق می کند، اما ناگهانی بودن سخت تر است



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
نگاهی به مفهوم گریستن

اشک، زمانی معرف سایر اهداف عالی قیام امام حسین (ع ) است کهبرخاسته از تفکری عمیق و حقیقی بوده، همراه و ملازم آن باشد و ازآنجاکه این اشکمسلح به یک تأثیر فرازبانی است، خواهد توانست اثر نافذی را به امر به معروف و نهیاز منکر و نجات مردم از جهالت، اعطا کند.
همه ما گریستن را در شرایط متفاوت زندگی تجربه کرده ایم؛ درترس، نومیدی، در اوج خوشحالی، گاهی ابزاری برای رسیدن سریع به هدف بوده است، گاهیاز شدت غم و اندوه و برای مطامع دنیوی و گاهی نیز در سوگواری اهل بیت گریسته ایم. در این پژوهش می خواهیم، جایگاه صحیح گریه را شناسایی و آنجا که بایسته و شایستهاست، از این ابزار استفاده کنیم وبه این مقصود نتوان رسید؛ مگر از راه جست وجو وبررسی جایگاه «بُکاء» در آیات قرآن و سپس در سیره امامان معصوم (ع). از آنجایی کهقرآن بهترین برنامه عملیاتی زندگی است که آخرین فرستاده پروردگار برای بشر معرفیکرده است، تعمّق در آیات آن، ما را در نیل به مقصود یاری می رساند. با استناد براینکه قرآن و عترت از هم جدایی ناپذیرند و قرآن در معیت عترت معنا می یابد، جایگاهگریه از نگاه امامان معصوم (ع) را بررسی می کنیم؛ چراکه ایشان نمونه های انسان کاملاند و سیره ایشان برای ما الگویی بی بدیل است؛ به همین منظور تدقیق در جایگاهگریستن این بزرگواران، روایتی از درک عمیق باور عقلانی جایگاه گریه و باید ها ونبایدهای آن است.
گریستن عامل ارتباطی معنادار و به تعبیر شهید مطهری مظهرشدیدترین حالات احساسی انسان و یکی از اعراض خاصه اوست. گاهی گریه را زبان نمادینیمی دانند که از ویژگی های بارز آن ابهام، ایهام و رمزآلود بودن آن است.۱ آنچه میانانواع گریستن ها مشترک است، مشابهت ظاهری آنهاست؛ اما به وضوح پیداست که میان انواعگریه ها در مبادی، علت، انگیزه و حتی در ساختار بیولوژیکی تفاوت چشمگیری وجود دارد.
در کتاب زبان اشک ها نیز آمده است: «اشک هایی که از روی احساساتجاری می شود، برخلاف اشک هایی که بر اثر خرد شدن پیاز از چشم سرازیر می شود، ازلحاظ ترکیب با یکدیگر متفاوت هستند؛ به طوری که ما تصور می کنیم، اشک هاییخودانگیخته، منشعب از یک بخش از مغز هستند؛ درحالی که لازمه سرازیر شدن اشک هاییتصنعی تصورات ذهنی در ناحیه کورتکس مغز است. هنرپیشه ها هم برای گریستن از اینناحیه مغز استفاده می کنند.»۲
هرچند پیامی که این ابزار منتقل می کند، می توانست، از راه کلامنیز منتقل شود؛ ولی نمی توان از تأثیر فرازبانی آن عدول کرد.
«اشک ها الگوهای منحصربه فردی از ارتباط را دارا هستند. زبانشناسان فرهنگی، گریستن را نوعی سیستم فرازبانی می دانند که آگاهانه و یا به طورناخودآگاه، در حمایت از انفعال کلامی بروز می کنند.»۳


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
سیاست، بی سیاست ، فقط عزاداری

روزگاری بود که پیش از ایام تبلیغ سخنرانان را به شهربانی احضارکرده و تعهد می گرفتند که در سخنرانی خود از سیاست سخن نگویند و چه بسا از روسایدسته جات و هیات ها توسط شهربانی یا ساواک تعهد می گرفتند که دست از پا خطا نکنند. می گفتند: مجالسی برگزار کنید از اخلاق و آداب بگویید، روضه بخوانید ولی بااعلیحضرت ،آمریکا و اسرائیل کاری نداشته باشید و گرنه حسابتان با بند و زنجیر است.
در آن روزگار مبارزان روشن ضمیر به هر نحوی بود زیر بار چنینتعهدی نمی رفتند و در حد توان خود مباحث سیاسی را مطرح کرده و قیام عاشورا را بر ضدستمگر می دانستند و کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را فریاد می زدند.
در آن هنگام متحجرانی هم بودند که دخالت را حرام و دیانت را غیراز سیاست تلقی کرده و اجر و ثواب را تنها در گریه بر نامه شهید نه در پی گیری اهدافآن بزرگوار جستجو می نمودند.
اما جای تردید نیست که انقلاب سترگ اسلامی در اثر پی گیری اهدافسید الشهداء و زنده نگه داشتن محرم و عاشورا به وجود آمد و تداوم این انقلاب نیز درپیوستگی به قیام عاشورا بوده و هست.
بنیان گذار جمهوری اسلامی می فرماید: « انقلاب اسلامی ایرانپرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است»۱.
« اگر عاشورا و گرمی و شور انفجاری آن نبود معلوم نبود چنینقیامی بدون سابقه و سازماندهی واقع می شد»۲.
امام راحل ضمن سفارش های موکد و مکرر برای برگزاری مجالس روضه وعزاداری بر سیاسی بودن این مجالس تاکید کرد: « اهل منبر ایدهم الله تعالی کوشش کننددر این که مردم را سوق دهند به مسائل اسلامی و مسائل سیاسی اسلامی»۳.
«مجلس عزا نه برای این است که گریه بکنند برای سید الشهداء اجرببرند، البته برای این هم هست...بلکه مهم آن جنبه سیاسی است که ائمه ما در صدراسلام نقشه اش را کشیده اند که تا آخر باشد»۴.
« مساله ، مساله گریه نیست، مساله ، مساله تباکی نیست، مساله ،مساله سیاسی است که ائمه ما با همان دید الهی که داشتند می خواستند که این ملت هارا با هم بسیج کنند»۵.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:11)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.