ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

استاد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد با اشاره به اینکه امام حسین(ع) آزادیخواه بوده است، گفت: آن حضرت مخالف استبداد و بدنبال رهایی از جهل و زور بود‌، از نظر امام حسین(ع) انسانهای شریف نباید زیر بار پستی و ذلت بروند.
دکتر سید محمد ثقفی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به اینکه واقعه عاشورا حادثه مهمی است که در صدر اسلام اتفاق افتاده و در واقع حادثه‌ای درون گروهی میان مسلمانان بوده است، گفت: مسلمانان را می‌توان به دو گروه اکثریت و اقلیت آگاه تقسیم کرد که از نظر شیعیان سه نماد غدیر، عاشورا و مهدویت برای این اقلیت آگاه وجود دارد، نمادهایی که همگی موضوعاتی اجتماعی هستند .
وی با تأکید دوباره بر اینکه عاشورا پدیده‌ای اجتماعی است، افزود: حماسه عاشورا یک فاجعه و خسارت در عالم اسلام بوده و در روایات هم آمده که مصیبت آن بر اهل آسمان و زمین گران تمام شده است. البته این واقعه محتوایی نیز داشته که می توان آن را در خطبه‌های امام حسین(ع) مشاهده کرد. اولین نکته در این واقعه امتناع سیدالشهدا از بیعت با خلیفه است، امتناعی که بدلیل آسیب اجتماعی ناشی از عدم مشارکت مسلمانان در انتخاب خلیفه و عدم جامعیت فرد انتخاب شده که فردی فاسق نیز بوده، انجام گرفته است.
استاد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی یادآور شد: سیدالشهدا از همان ابتدا حالتی اصلاحی داشته و به امر به معروف و نهی از منکر مبادرت ورزیده است، چرا که با ظهور معاویه، نظام اسلامی به حالتی استبدادی سوق پیدا می کند و وی حتی پسر خود را که دارای معروفهای اسلامی نیست به جانشینی انتخاب می‌کند، معروفهایی مانند عقلانیت، تقوا، عدالت اجتماعی،‌ حاکمیت صالحان و شایستگان، الفت و دلسوزی رهبر و خیرخواهی برای امت که شرط بقای یک جامعه‌ هستند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

رئیس مرکز پاسخگویی به شبهات دینی با تأکید بر اینکه عاشورا واقعه بی نظیر و منحصر به فرد تاریخ بشری است، یادآور شد: رمز ماندگاری عاشورا اخلاص بسیار حماسه‌سازان این واقعه عظیم است .
حجت الاسلام سید محمد سادات منصوری رئیس مرکز پاسخگویی به شبهات دینی و مشاور دینی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به اینکه واقعه عاشورا از هر جهت در تاریخ بشریت منحصر به فرد است، گفت: از یک سو شخصیتی که در این واقعه به شهادت رسید، شخصیتی منحصر به فرد است یعنی انسان کاملی که امام و حجت خدا بر روی زمین است و از سوی دیگر عمق فاجعه‌ای که در عاشورا به وجود آمد منحصر به فرد بوده است.
سادات منصوری افزود: با این وجود مهمترین دلیلی که واقعه عاشورا را ماندگار کرده اخلاص فراوانی است که شکل‌دهندگان این واقعه از خود نشان داده‌اند. شما مشاهده می‌کنید که حضرت سیدالشهدا همه‌ چیز خود را در راه رضای خداوند فدا کردند و در واقع در مسئله عاشورا کیفیت بالایی از ایثار در راه رضای پروردگار متعال وجود داشته است، این است رمز ماندگاری عاشورا چرا که این واقعه عمق و ریشه داشته است.
وی ادامه داد: احساسات همه کسانی که با اصل این واقعه آشنا می‌شوند تحت تأثیر قرار می‌گیرد، احساساتی که سالهای سال ماندگار بوده، چرا که جنبه‌های دینی و الهی دارند. امام حسین(ع) برای ماندگاری دین قیام کرد و افراد احساس می‌کنند نسبت به ایشان مدیون هستند و باید کاری کنند تا آنچه امام حسین (ع) در پی آن بودند، اتفاق افتاد و دین به شایستگی حفظ شود.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب قم با اشاره به نقش هنر در ترویج فرهنگ عاشورا گفت: شیعیان برای ماندگاری عاشورا این حادثه بزرگ را با هنر گره زدند.
حجت الاسلام عبدالحسن نواب در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: فرهنگ مقاومت مهمترین پیام عاشورا است که می تواند برای جهان حیات بخش باشد. چون امروز از ظلم ستمکاران سرنوشت بیش از 6 میلیارد انسان در جهان در دست یک گروه ستمکار است، گروهی که با نوع عملکرد خود سرنوشت تاریخ و انسان را تغییر دادند و اگر انسانها بتوانند در برابر این گروه مقاومت کنند به حقوق خود خواهند رسید.
وی یکی از بزرگترین مشکلات جهان امروز را عدالت اجتماعی خواند و افزود: فرهنگ مقاومت در عاشورا پیام زنده ای است که تمام رهبران آزادیبخش از جمله گاندی از آن در مبارزات خود بهره بردند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

مشاور امور بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به اینکه پس از وفات پیامبر (ص) جامعه اسلامی به سمت سقوط و افول رفت، گفت: امام حسین(ع) برای احیای جامعه اسلامی قیام کرد بنابراین مسئله عزت در قیام عاشورا به عنوان عنصری اساسی باید مورد تأکید بسیار قرار گیرد.
دکتر محمدعلی آذرشب مشاور امور بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به اینکه حادثه عاشورا را می‌توان از وجوه مختلف به جهانیان عرضه کرد، اظهار داشت: گفتمان انسانی بین‌المللی، گفتمان اسلامی عام و فرامذهبی و گفتمان شیعه با ذهن باز یا تشیع محمدی (ص) از جمله وجوهی هستند که می‌توان در بررسی واقعه عاشورا مورد توجه قرار داد.
وی افزود: اما گاهی این واقعه در چارچوب خرافه و مسائل خلاف شرع مورد توجه قرار می‌گیرد که متأسفانه هم‌اکنون بسیاری از رسانه‌های دنیا بطور عملی بر این بخش تأکید می‌کنند و گاهی نیز پیروان و دوستداران اهل‌بیت از روی جهالت، لجبازی یا تعصب با مسائلی مثل قمه‌زنی و یا داستانهای غیرواقعی به این امر کمک می‌کنند، در حالیکه جنبه‌های انسانی این موضوع به فراموشی سپرده می‌شوند.
آذرشب ادامه داد: بسیار مهم است که رسانه‌ها، اندیشمندان، منبریها و مداحان ما به این مسئله توجه کنند که جنبه‌های انسانی، اسلامی و تمدنی قیام حضرت اباعبدالله را بیان کنند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: حضور حضرت ابوالفضل العباس در میان یاران امام حسین(ع) که خاص و عام شجاعت، دلاوری، وفا و غیرت وی را باور داشتند از نظر دشمنان حقیقت سنگین و نگران کننده‌ای بود.

به همین دلیل دشمنان به فکر افتادند که وی و برادرانش را از جبهه توحیدی امام حسین(ع) جدا کرده و به خود ملحق کنند .
پس شمر بن ذی الجوشن که از قبیله ام البنین(مادر حضرت عباس(ع)) بود مأموریت یافت که به حضرت عباس(ع) و سه برادراش امان نامه دهد.
عصر روز تاسوعا (نهم محرم) به نزدیکی خیمه گاه امام حسین(ع) رفت و فریاد زد: خواهر زادگانم کجایند؟ امام که منظور شمر را متوجه بود به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهید، اگرچه او فاسق است ولی با شما قرابت و رابطه خویشاوندی دارد.
حضرت عباس(ع) به همراه برادرانش عبدالله، جعفر و عثمان نزد شمر حضور یافته و از او پرسیدند: چی می خواهی؟ شمر گفت: شما خواهر زادگان من هستید. بدانید تا ساعاتی دیگر شعله های جنگ برافروخته می شود و از یاران حسین بن علی کسی زنده نمی ماند. من برای شما امان نامه ای از عمر بن سعد آوردم. شما از این ساعت در امان ما هستید مشروط بر این که از یاری برادرتان حسین(ع) دست برداشته و سپاهش را ترک کنید.
حضرت عباس که اسوه بی همتای غیرت، حمیت و وفاداری بود بر او بانگ زد و فرمود: بریده باد دستان تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه تو. ای دشمن خدا! ما را فرمان می دهی که از یاری برادر و مولایمان حسین(ع) دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و ناپاکان در آوریم. آیا ما را امان می دهی ولی برای فرزند رسول خدا(ص) امانی نیست؟
شمر از پاسخ دندان شکن فرزندان ام البنین(س) ناامید و خشمگین شد و با سرافکندگی به خیمه گاه خویش برگشت.
 برخی روایات، به جای شمر بن ذی الجوشن، شخصی به نام "عبدالله بن أبی محل بن حزام" برادرزاده ام البنین را نام برده اند که برای حضرت عباس(ع) و برادرانش امان نامه برد، ولی با پاسخ منفی آنان روبرو شد.
به هر  حال سپاه عمر بن سعد در این ترفند نابخردانه ناکام ماند و نتوانست خللی در سپاه یکپارچه امام حسین(ع) به وجود آورد.
...............................................................
1- الارشاد (شیخ مفید)، ص 342 2- همان، ص 440؛ بحارالانوار (علامه مجلسی)، ج 44، ص 391 3- معالم المدرستین (سید مرتضی عسکری)، ج3، ص 105؛ الفتوح (ابن اعثم کوفی)، ص 895
 
 

 





نوشته شده در تاريخ جمعه 17 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
از عرفه تا عاشورا ۱ کلید یک راز

چه نسبتی بین سخن انسان و رفتار اوست؟ چه نسبتی بین اندیشه و سخن وجود دارد؟ این هماهنگی چگونه میسر می شود؟ در گذران زندگی، در بررسی زندگی دیگران، هنگامی که تاریخ می خوانیم. تاریخ سیاست یا فرهنگ، با انسان هایی روبه رو می شویم که برخلا ف آنچه می اندیشیدند سخن می گفتند و نیز رفتار و منش آنان چیز دیگری بود. جلوه یک نما بود و خلوت نمایی دیگر... سعدی مطابق فرهنگ زمانه خویش اندرز می دهد که هنگامی که با سلطان مواجه می شوید: اگر هم روز را گوید شب است این
بباید گفت اینک ماه و پروین!
اندیشه در مداری دیگر می گردد و سخن متناسب با میل سلطان رقم می خورد. انسان هویتی آشفته و پریشان پیدا می کند... مثل کشتی بی لنگر کج میشد و مج می شد...
انسان هایی هم هستند که مثل چشمه زلا ل و مصفا. ذره ای غبار بر سیمایشان ننشسته، تیرگی به اندرون شان راه نیافته. همانند که می نمایند. حتی نمود آنان از بودشان کم رونق تر است. در نبرد سرشار از افتخار مجاهدان حزب الله با ارتش اسرائیل، سرودی خوانده شد با عنوان: <احبایی...> سراینده این سرود و نیز خواننده هر دو از مسیحیان لبنان بودند. متن سرود بر اساس متن نامه ای که سیدحسن نصرالله رهبر حزب الله برای مجاهدان نوشته بود، سروده شده است. یک بند سرود این است:
<استمعت الی رسالتکم
و فیها العز و الا یمان
و انتم مثل ما قلتم
رجال الله فی المیدان>
شما همان بودید که می گفتید! مردان خدا در میدان نبرد.
عاشورا را هم از همین زاویه می توان بررسی کرد. امام حسین(ع) چه گفت که تحقق سخنش در کربلا و عاشورا جلوه کرد؟ کدام سخن است که وقتی تحقق خارجی پیدا می کند، می شود عاشورا؟
به عبارت دیگر عاشورا یک جلوه است و یک صورت؛ معنای عاشورا و حقیقت عاشورا چیست؟
تا به امروز تفسیر های مختلفی از نهضت عاشورا صورت گرفته است. پژوهشگران هرکدام از زاویه ای به نهضت امام حسین(ع) و یاران او نگریسته اند. محمدمهدی شمس الدین در کتاب <ثوره الحسین> و نیز صالحی نجف آبادی در <شهید جاوید> از زاویه فلسفه سیاسی به نهضت عاشورا نگریسته اند. آیا سخن امام حسین(ع) که عاشورا تحقق آن سخن بود، همین بود



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 16 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
علی اصغر(ع) طفل شهید

حسین (ع) به خیمه آمد و به زینب فرمود: «فرزند كوچك مرا بده تا با او وداع كنمطفل را روی دست گرفت و خواست او را ببوسد كه ناگاه حرمله بن كاهل اسدی (لعنه ا...علیه) او را هدف تیر قرار داد. آن تیر در حلق كودك جا گرفت و از دنیا رفت. حسین (ع) فرمود: «این طفل را بگیر.» و دست خود را زیر خون گلوی او می گرفت و چون دستش از خون لبریز می شود و به سوی آسمان می پاشید و می فرمود: «این مصیبتها بر من سهل است، زیرا در راه خداست و خدای من می بیند
حضرت باقر (ع) فرمود: «از آن خونهایی كه حسین (ع) به سوی آسمان پاشید قطره ای به زمین باز نگشت.»و حادثه كشته شدن عبداله بن حسین (ع) به گونه دیگری نقل شده است كه به عقل نزدیك تر است، زیرا زمان، زمان خداحافظی امام با كودكش نبود، چون در آن هنگام با لشگریان كوفه در حال جنگ و خونریزی بودند.زینب (س) خواهر حسین (ع) كودك را بیرون آورد و گفت: «برادر جان! این كودك تو، سه روز است آب ننوشیده است. برای او جرعه ای آب بخواه».
پس حضرت او را بالای دست گرفت و فرمود: «ای مردم! شما پیروان و خانواده ام را كشتید و تنها همین كودك باقی مانده است كه از تشنگی بی تاب



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 16 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

حر بن یزید ریاحی ۳۰ هزار نیروی نظامی را ترك گفته و به اردویی پیوست كه كمتر از یكصد نفر رزمنده داشت! وی به خود گفت: <به خدا قسم به دوراهی بهشت و دوزخ رسیده ام اما به خدا قسم هرگز چیزی را بر بهشت ترجیح نخواهم داد، هرچند كه در این راه تنم پاره پاره شده و سوزانده شوم>!این وضعیت <حر ریاحی> بود كه هیچ گونه سابقه آشنایی و یا نسبت خانوادگی با امام حسین(ع) نداشت.
در مقابل او سپهسالا ر دیگری به نام <عمر بن سعد> قرار داشت كه فرزند <سعد وقاص> جنگجوی نامدار صدر اسلا م و فاتح بسیاری از سرزمین ها و از قبیله قریش و هم نسب با امام حسین(ع) بود. وی در آستانه عزیمت امام حسین به سوی كوفه و كربلا به تازگی فرمان والی گری سرزمین <ری> و فرماندهی نیروهای آن سامان را از عبیدا... بن زیاد در كوفه گرفته و در تدارك عزیمت به ری بود كه پیامی از عبیدا... دریافت نمود مبنی بر اینكه شرط حكمرانی ری جنگ با حسین بن علی است، ابتدا باید كار او را خاتمه بدهی و سپس عازم سرزمین ری شوی! عمر بن سعد نیز مانند حر از وقتی كه این پیام را دریافت كرد دچار یك جدال درونی جانكاه و فرساینده با خود گردید، كه چه كار كنم! به جنگ حسین بن علی(ع) رفته و با كشتن او حكومت <ری> را به دست بیاورم و یا اینكه از خیر این منصب گذشته و با پرهیز از این جنایت عظیم عاقبت و آخرت خود را محفوظ دارم؟ چنانكه مورخان به نقل از وی نوشته اند او فرصتی برای تفكر و تامل در این موضوع طلبید و در آن شب آخر در جدال جانفرسایی با خود درگیر بود و تا صبح نخوابید. اما به هنگام پگاه، پلیدی به همه وجود او غلبه كرد و جانش را شیطان تسخیر نمود و برای رهایی از عذاب وجدان خود را چنین تسكین خاطر می داد كه من به كربلا می روم و قضیه را به گونه مسالمت آمیز با صلح پایان می دهم!گویا او نمی دانست كه ویژگی باتلا ق و لجنزار این است كه به تدریج آدمی را در درون خود فرو كشیده و می بلعد، گذاشتن نخستین قدم در باتلا ق، مساوی با هلا كت حتمی و غرق شدن همه تن آدمی است



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 16 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
یك كاروان دل

این همه بانگ جرس كاروان از چیست؟ از چه رو جای سم اسبان ترك می خورد، می شكند؟ مگر نه این است كه زمین كربلا همیشه داغ بوده است، پس چرا امروز این چنین تب كرده است و عرق كرده...
خورشید را چه می شود كه این چنین بر سینه می كوبد كه رخ بپوشد، آسمان را چه می شود كه كودك یتیمی را می ماند كه بغض هایش را فرو می خورد و سر بر گریبان كشیده است... این كدامین كاروان است كه غریبانه می نوازد، غافله سالارش را بگوئید كه این نوای حزین كه از قلب كاروان می آید، از چیست؟ چه شده است كه زمین سكوت اش را شكسته و فریاد می زند تا كاروان نیاید...
نه... نه... نه... نگویید كه حسین (ع) آمده است و زینب (س) به همراه او تا گل هایش را به باغبان بفروشد و برود، نگویند كه عباس آمده است كه فرات را یارای چشم دوختن بر چشمانش نیست. همان بس كه داغ لب های تشنه برای همیشه بر دل فرات مانده است و حسرت قطره ای تا گوارایی اش را به لب های عباس ثابت كند؛ كاش آب بر آب نمی ریختی عملدار!
از آن هنگام كه ستون خیمه ها بر دل زمین كوبیده شد، نام كربلا را بر این سرزمین نهادند، نه آن هنگام كه فریاد وا محمدای (ص)، زینب (س) فاجعه عظیم تاریخ را بر عالمیان فریاد كرد. و قدسیان از آن هنگام كه كاروان دل برزمین رسید سر بر دیوار ماتم سائیدند. كاش عاشورا می دانست كه حسین (ع) كیست؟ آن وقت راضی به ظهر عاشورا نمی شد. كاش تاسوعا می دانست كه عباس (ع) یعنی چه آن وقت دل به رفتن عباس (ع) نمی داد. حسین (ع) ابراهیم شده بود با
۷۲ قربانی، بی آن كه چشم داشتی به دست های خدا داشته باشد، می دانست كه همه را می سپارد به سینه آسمان و خود نیز...

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 16 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
ثبت خاطره های محرم

ماه محرم است. از سال گذشته چیزی یادتان هست؟ چه کار کردید؟ چه چیزی یاد گرفتید؟ چیز جدیدی درباره محرم، عاشورا، کربلا، امام حسین علیه السلام و یارانش یاد گرفتید؟
حافظه ما طوری ساخته شده که وقایع و رخدادهای زندگی رو قبل از ذخیره کردن، طبقه بندی می کنه و این کار رو بر اساس یک سری اولویت ها، انجام می دهد. رو این حساب، بعضی چیزها رو هیچ وقت فراموش نمی کنیم و بعضی چیزا رو اصلا به یاد نمیاریم. بعضی چیزها هست که در خاطرمون کمرنگه و بعضی چیزا همیشه جلوی چشممونه. یک دلیلش می تونه همون اولویت و امتیازی باشه که ذهن ما به اون شی یا شخص داده.
ما سالیان زیادی رو به مدرسه رفتیم. هر روزمون پر از حرکت و رخداد بوده؛ اما الان که فکر می کنیم، چندتا از اون ها رو خوب به خاطر داریم؟ چقدرشون پررنگه و چقدرشون کمرنگ؟ اصلا به یادمون مونده معلم چه درس هایی به ما داده؟ احتمال خیلی کمی داره کسی ریز مطالب رو به خاطر داشته باشه. ولی اولین روزی رو که به مدرسه رفتیم اکثرا یادمون مونده. آره، کم و بیش اون روز رو به خاطر میاریم. روزی رو که معلم شما رو بدجوری تنبیه کرده هیچ وقت فراموش نمی کنید. اون روزی که معلم بچه کوچیکش رو به مدرسه آورده بود. از میون اون همه همکلاسی فقط چندتاشون یادمون مونده.
زمان دانشگاه هم همین طوره. از درس دادن اساتید چیزی یادمون نمونده؛ اما فلان روز رو که حواسش نبود موهاشو شونه کنه و موهاش سیخ شده بود،



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 16 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
عاشوراییان

مسلم بن عقیل
«مسلم بن عقیل» سرباز فداکار راه حق، یادآور همه خوبی ها، رشادتها و جوانمردی هاست؛ و خواندن زندگی نامه این سردار رشید اسلام، درس آموز و الهام بخش و سازنده است. حماسه مسلم بن عقیل در کوفه، پیش درآمدی بر نهضت عظیم عاشورا بودو خود مسلم، پیشاهنگ نهضت سیدالشهدا (ع) و سفیر انقلاب کربلا به شمار می رود.درباره مسلم، چه می توان گفت، جز بیان صداقت و رشادت و ایمانش؟ و چه می توان نوشت، جزفداکاری و حماسه و آزادگی اش، و چه می توان شنید جز عمل به وظیفه و اطاعت از امام وجهاد در راه حق تا مرز شهادت و مسلم بن عقیل کیست؟ تجسمی از ارزش های والای مکتب؛الگو و اسوه ای از یک جوانمرد سلحشور و انقلابی پاک باخته و دل به راه خدا داده وسر به راه دوست سپرده و قدم در راه حق نهاده و با شهادت به معراج قرب پروردگاررسیده. پس، با هم با چهره این شخصیت بزرگ، آشنا شویم.در میان جوانان برومند «بنی هاشم» مسلم، فرزند عقیل یکی از چهره های تابناک و شخصیت های بارز، به شمار می رفت.
«عقیل» برادر حضرت علی (ع) و دومین فرزند ابوطالب بود و مسلم بن عقیل، برادرزاده امیرالمومنین و پسرعموی حسین بن علی بود. دودمانی که مسلم در آن رشد یافت، دودمان علم و فضیلت و شرف بود و خاندانی که شخصیت انسانی و اسلامی مسلم در آن شکل گرفت، بهترین زمینه را برای تربیت و تکامل معنوی و حماسی مسلم فراهم کرد. از آغاز کودکی، در میان جوانان بنی هاشم به خصوص در کنار امام حسن و امام حسین علیهم ا السلام بزرگ شد و کمالات اخلاقی و بنیان ولایت و درس های حماسه و ایثار وشجاعت را به خوبی فرا گرفت. اجداد مسلم کسانی، چون «ابوطالب» و «فاطمه بنت اسد» بودند که در فرزندان خویش، شجاعت و ایمان و دلاوری را به ارث می گذاشتند و مسلم،شاخه ای پربار از این اصل و تبار بود و بنابه اصل وراثت، خصلت های برجسته را ازنیاکان خود به ارث برده بود.مسلم در زمان حضرت امیر(ع) نوجوانی رشید و پاک بود که به افتخار دامادی آن حضرت نائل شد و با یکی از دختران امام به نام «رقیه» ازدواج کرد. این وصلت بر میزان فضیلت های مسلم افزود و او را بیشتر در محور «حق» و در خدمت نظام الهی آن حضرت در دوران خلافتش قرار داد.به نقل از مورخان، در زمان حکومت آن حضرت (بین سال های ٣٦ تا ٤٠ هجری) از جانب آن امام، متصدی برخی از منصب های نظامی در لشکر بوده است، از جمله در جنگ صفین، وقتی که امیرالمومنین (ع) لشکر خود را صف آرایی می کرد، امام حسن و امام حسین (ع) و عبدالله بن جعفر و مسلم بن عقیل را برجناح راست سپاه، مامور کرد و بر جناح چپ لشکر، محمد بن حنفیه و محمد بن ابی بکر وهاشم بن عتبه (مرقال) را گماشت و مسئولیت قلب لشکر را به عبدالله بن عباس و عباس بنربیعه و مالک اشتر سپرد.در دوران امامت ده ساله امام حسن مجتبی (ع) که از سخت ترین دوره های تاریخ اسلام نسبت به پیروان اهل بیت و طرفداران حق بود، مسلم با خلوص هرچه تمام در مسیر حق بود و از باوفاترین یاران و از خواص اصحاب امام حسن محسوب میشد. پس از شهادت امام مجتبی (ع) که امامت به حسین بن علی (ع) رسید تا مرگ معاویه که یک دوره ده ساله بود؛ باز مسلم را در کنار امام حسین (ع) می بینیم. در این دوره ٢٠ساله یعنی از شهادت علی (ع) تا حادثه کربلا بسیاری از کسان یا مرعوب تهدیدها شدندیا مجذوب زر و سیم و فریفته دنیا و صحنه حق را رها کردند و یا به معاویه پیوستند ویا انزوای بی دردسر را برگزیدند، ولی آنان که قلبی سرشار از ایمان و دلی سوخته درراه حق داشتند و مسلمانی را در صبر و مقاومت و مبارزه در شرایط دشوار می دانستند،امامان حق را تنها نگذاشتند و با زبان و مال و جان و فرزند، به فداکاری در راه خداو جهاد فی سبیل الله پرداختند.

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
فلسفه زیارت

زیارت، جذبه است و جذبه از مقوله عشق. آنجا که انسان از پای می‏افتد و می‏رود که در گرداب سکون و یاس و فسردگی نابودشود، براق زیارت او را به فضای عطرآگین امید و ایمان رهنمون می‏شود. زیارت نشستن بر براق اشتیاق است و مظهری از اعجاز عشق; و بالاخره زیارت مکتب است.

طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری
زیارت، به سوی دیار یار رفتن و حدیث آشنایی به حضور دوست بردناست.
زیارت، جذبه است و جذبه از مقوله عشق. آنجا که انسان از پای میافتد و می رود که در گرداب سکون و یاس و فسردگی نابودشود، براق زیارت او را به فضایعطرآگین امید و ایمان رهنمون می شود. زیارت نشستن بر براق اشتیاق است و مظهری ازاعجاز عشق; و بالاخره زیارت مکتب است; مکتبی دارای متعالی ترین اندیشه ها و اصولعملی که اگر با آداب و شرایط آن انجام شود می تواند یکی از زیباترین حرکت های معنویرا ترسیم کند. این نوشتار کوششی در جهت پرداختن به بخشی از فلسفه و اصول این پروازروح است.
الف) الهام از اسوه ها
تقلید یکی از اصول روان شناسی است. این اصل بیان می کند کهچگونه رفتار انسانها با هم رابطه نزدیک و از یکدیگر تاثیر می پذیرد. اصولا یکی ازعوامل گرایش انسان به اسطوره ها همین موضوع است. او می خواهد با الگو قراردادن آنهابه زندگی و حیات خویش جهت بخشیده، در پرتو الهام از ایشان حرکتی بانشاط را آغازکند. اگر امروزه در بعضی از کشورها مرقد سربازان گمنام، به عنوان پایگاه حماسه و بهنشانه بزرگداشتن روحیه مقاومت ملی، مورد تجلیل قرار می گیرد و گلباران می شود، ریشهدر این حقیقت دارد.
قرآن کریم و اسوه ها
در پاسخ به همین نیاز فطری قرآن کریم، برای انسانهای برخورداراز جهان بینی الهی، حضرت ابراهیم و رسول مکرم اسلام را به عنوان مقتدایی نیکو والگویی شایسته معرفی می کند و می فرماید: «قدکانت لکم اسوة حسنة فی ابراهیم والذینمعه » (۱) ; برای شما مؤمنان بسیار پسندیده و نیکوست که به ابراهیم و اصحابش اقتداکنید. و درباره رسول گرامی اسلام می فرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنةلمن کان یرجوا الله والیوم الآخر» (۲) ; بیقین رسول مکرم اسلام، برای کسانی که بهخدا و روز قیامت امیدوارند، مقتدایی نیکوست.
بخشی از آیات الهی با ارائه نمونه هایی مثل آسیه و مریم الگویزنان مسلمان را مشخص می کند; چنانکه می خوانیم:
«وضرب الله مثلا للذین آمنوا امرات فرعون و مریم ابنة عمرانالتی (۴ و ۳) ; خداوند برای مؤمنان «آسیه » زن فرعون و مریم دخت عمران را مثل آوردهاست.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
نگاهی به جامعه شناسی زیارت

«زیارت» اگر چه در اصل، به معنای قصد کردن و ملاقات نمودن است،۲ ولی در معنای اصطلاحی متداول آن، به هرگونه دیدار و ملاقاتی زیارت اطلاق نمی شود. زیارت ملاقات با اشخاص و دیدار از اماکنی است که از نظر زیارت کنندگان دارای احترام، شرافت، برتری و خارق العاده گی می باشند.

پیش از آن که مقصودمان از اصطلاح "جامعه شناسی زیارت" را توضیحدهیم، ابتدا هر یک از دو واژه «جامعه شناسی» و «زیارت» را تعریف می کنیم تا مدخلبحث فراهم آید و از ابهامات احتمالی آن بکاهد.
«جامعه شناسی» را می توان علم شناخت زندگی اجتماعی، گروه ها وجوامع انسانی تلقی نمود;۱ یعنی هنگامی که گروه ها، دسته جات، قشرها و طبقات بزرگ وکوچک یک جامعه را به طور نظام مند مطالعه می کنیم، در واقع، به جامعه شناسی آنجامعه پرداخته ایم. در این زمینه، ما نیازهای اساسی آن ها و راه های جمعی را که آنها به برآورده ساختن نیازهای خود می پردازند، مورد توجه قرار می دهیم و اعمال ورفتار و کنش های جمعی الگودار آن ها را مطالعه می کنیم. حال فرقی نمی کند که کلواقعیت اجتماعی و یا جامعه کل را مورد بررسی قرار دهیم (جامعه شناسی کلان) و یاتنها یک گروه، یک فرقه، یک اقلیّت قومی و مذهبی را تحقیق نماییم (جامعه شناسیخُرد).
اما «زیارت» اگر چه در اصل، به معنای قصد کردن و ملاقات نمودناست،۲ ولی در معنای اصطلاحی متداول آن، به هرگونه دیدار و ملاقاتی زیارت اطلاق نمیشود. زیارت ملاقات با اشخاص و دیدار از اماکنی است که از نظر زیارت کنندگان دارایاحترام، شرافت، برتری و خارق العاده گی می باشند. همین مفهوم را نیز می توان درمتون دینی مشاهده نمود; مثلاً، در متون دینی به ما تأکید می شود که به زیارت عالماندین برویم۳ و یا خانه خدا و قبر شریف پیغمبر(ص) و قبور شریف امامان شیعه(ع) رازیارت کنیم.۴ بدین روی، افراد به زیارت چهره های علمی و معنوی می روند و یا زائراماکن عالیه و مشاهد مشرفه می شوند تا از اعتبار، قدسیت، فضیلت، معنا و روحانیتی کهبه نظر آن ها در شخص و یا مکان مزبور وجود دارد، بهره مند گردند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
نقش الگویی زیارت در تربیت اسلامی

«زیارت» آنچنان که در کتب لغت آمده به معنای «دیدار کردن و قصدو آهنگ چیزی کردن» است. (۱) زیارت در لغت از ریشه «زار یزور زیاره مزارا زوارا» بهمعنی «ملا قات کردن و به دیدار کسی رفتن» آمده است.(۲)
زائر کسی است که آهنگ و قصد دیدار با مزور را دارد و به سویمحبوب تمایل دارد.(۳)
پس زیارت در اصطلا ح به معنی دیدار کردن از شخص بزرگ و حضور درنزد آن به قصد ملاقات و تحیت گفتن است و این امر میان انسانها موضوعی روزمره و عادیاست، ولی در مورد انبیا و ائمه هدی «علیه السلا م» جایگاه خاصی دارد که حاکی ازظهور عشق و محبت و مرز فرمانبرداری و اطاعت است. (۴)
کسانی که واله و شیدای محبوبی هستند، هر آن مترصدند که در محضردوستدار خود حضور به هم رسانند و محبت و عشق خود را همراه با عرض ادب ابراز نمایند.
به طور کلی، دیدار از شئون محبت و دوستی است و در عین حال برمحبت نیز می افزاید.
انسان برای ابراز محبت خود به خداوند دعا می خواند و برای بیانمحبت نسبت به پیشوایان دینی و علما و رجال سیاسی و اجتماعی، به زیارت آنان می رود وآنچه که روح اسلا م و مکتب تشیع را تشکیل می دهد، همین عشق به خداوند و محبت به اهلبیت عصمت و طهارت است. در حدیث داریم که:
«هل الدین الا الحب و البغض»
آیا دین چیزی غیر از حب و بغض است؟
اصل دیدار و دیدن از خاصیت اجتماعی بودن انسان سرچشمه می گیرد. یعنی انسان به طور ذاتی و فطری موجودی اجتماعی است و لذا یکی از ارکان جوامع بشریهمین دیدارهاست، چون در اثر دیدار، تفاهم ایجاد می شود. دیدار باعث علا قه درونی میشود و علا قه درونی هم عامل مهم دیدار است و در حقیقت یک رابطه متقابل وجود دارد،به خصوص اگر دو انسان سنخیت روحی داشته باشند، در موقع دیدار یکدیگر را جذب میکنند، ا ما اگر سنخیت نداشته باشند، یکدیگر را دفع می کنند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
نیم نگاهی به حوزه نجف در سفر به عتبات عالیات

در روزهای گذشته با تنی چند از فضلا و محققان حوزه علمیه قمتوفیق تشرف به عتبات عالیات را پیدا کردم و از نزدیک با مراجع عظام تقلید شخصیت هایعلمی و فرهنگی مدارس علمیه نجف اشرف و برخی از موسسات و کتابخانه های عراق آشنا شدهو بهره های فراوان بردم . آن چه پیش روی شماست نیم نگاهی است به حوزه نجف ظرفیت هازمینه ها و مشکلات آن . امیدوارم در فرصت و مجالی دیگر گزارش تفصیلی این سفر علمی وفرهنگی را تقدیم علاقمندان نمایم . ان شاالله
در سفر پیشین که در زمان حاکمیت رژیم استبدادی بعثی به عتباتمشرف شدم هیچ اثر و نشانه ای از وجود حوزه علمی و درسی را در شهرهای مقدس نجف کربلاکاظمین و سامرا مشاهده نکردم وقتی به صورتی محتاطانه و به دور از چشم مامور بعثی درکاروان های ایرانی به مسجد شیخ طوسی رفتم جز غربت و سکوت و گرد و خاک غلیظ مشاهدهنکردم و بر حوزه هزارساله نجف اشرف گریستم . نه درسی نه بحثی نه تحرکی و نه فعالیتیتو گویی در این شهر هیچ سابقه ای از فعالیت و نشاط علمی نبوده و نیست . جز دعا واستغاثه به درگاه الهی برای ریشه کن کردن رژیم دیکتاتوری و احیای شعائر دینی و حوزههای علمیه چاره ای نبود ...
اما این بار که به اماکن مقدس و عتبات عالیات مشرف شدم اوضاع رابه رغم مشکلات فراوان از جهات مختلف از آن جمله حوزه های علمیه متفاوت یافتم که سعیمی کنم به اختصار نکاتی را از این زاویه مطرح نمایم .
نشاط و تحرک علمی
۱ ) بارزترین چیزی که در شهرهای مقدس عراق به ویژه نجف اشرفمشاهده می شد و آن را از گذشته متمایز می ساخت نشاط تحرک و فعالیت علمی طلاب فضلااساتید و مراجع عظام تقلید بود. امروزه حوزه نجف به برکت سقوط نظام دیکتاتوری وحاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و هدایت و تدبیر مراجع عظام تقلید به ویژه آیت اللهالعظمی سیستانی حیاتی دوباره یافته و فعالیت و نشاط علمی در آن جاری است . حوزه کهننجف با صبر و استقامت علمای بزرگ بار دیگر فعالیت علمی و فرهنگی اش را آغاز کرده والبته تا رسیدن به جایگاه واقعی اش راه درازی در پیش دارد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:11)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.