ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

 

سفارشهای سیدالشهدا به حضرت زینب(س)/ اتمام حجت امام حسین(ع) با یاران

 

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: امام حسین(ع) پس از اطمینان از عدم حمله دشمن در عصر روز نهم محرم و در شب عاشورا، فرصتی یافت تا با یاران خود به گفتگو پرداخته، امور سپاه را تنظیم، به عبادت و تهجد پرداخته و برای روز بعد خود را از هر جهت آماده کند.

 

خطبه امام حسین(ع) و اتمام حجت با یاران

یکی از وقایع شب عاشورا خطبه امام حسین(ع) است. امام حسین(ع) در شامگاه روز تاسوعا، یاران را در خیمه ای بزرگ گرد آورد و برای آنان خطبه ای خواند و در بخشی از آن فرمود: "... من یارانی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود سراغ ندارم و خویشاوندانی نیکوکارتر و به حقیقت نزدیکتر از خویشاوندان خود نمی شناسم، خدا شما را از جهت من، پاداش نیک عطا فرماید.

یاران من! بدانید یک امشب، بیشتر در این جهان به سر نخواهیم کرد و فردا از این مردم، جان به سلامت نخواهیم برد. من به شما اجازه می دهم که همگی از این سرزمین بیرون روید ، من بیعت خود را از شما برداشتم و اینک تاریک است و شما می توانید با کمال آسودگی خود را از چنگال دشمن برهانید."

پس از سخنان آن حضرت، حاضران در مجلس از جمله برادران، فرزندان، برادرزادگان و عموزادگان آن حضرت، یکی پس از دیگری داد سخن داده و عرض کردند که ما هرگز چنین نخواهیم کرد و تا زنده ایم تو را تا آخرین قطره خونمان یاری خواهیم کرد.

پیش از همه، برادرش حضرت عباس(ع) سخن گفت و وفاداری و پایداری خویش را ابراز داشت. سپس سایر یاران امام حسین(ع) به وی اقتدا کرده و هر کدام به نوعی وفاداری خویش را اعلام و از تنها گذاشتن آن حضرت و رفتن از سرزمین کربلا امتناع کردند.

سفارشهایی به خواهر

یکی دیگر از اقدامات امام حسین در شب عاشورا سفارشهایی به خواهرش زینب کبری (س) بود .

حضرت زینب(س) هنگامی که متوجه حالات امام حسین(ع) شد و یقین کرد که وی از دنیا قطع امید کرده و آماده لقای الهی شده است، بسیار نگران و سراسیمه شد و به نزد آن حضرت رفت و عرض کرد: ای کاش مرگ مرا در می یافت و به زندگی ام پایان می داد و من شاهد چنین روزی نبودم. امروز گویا مادرم فاطمه زهرا(س)، پدرم حضرت علی(ع) و برادرم حسن مجتبی(ع) از دنیا رفته اند. ای یادگار گذشتگان و سرپرست بازماندگان! تو چرا؟



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

یکی از سوالات نسبتاً مهمی که در رابطه با شخصیت مختار ثقفی،مطرح است این است که چرا مختار سقفی در زمان قیام امام حسین(ع) به یاری ایشان نرفته ولی بعداً از قاتلان آن حضرت انتقام گرفته است؟

با مراجعه به منابع تاریخی پاسخ این سوال روشن خواهد شد:

بر اساس گواهی تـاریـخ و تـصـریـح شـیـخ مـفـیـد و طـبـری، پـس از آن کـه مـسـلم بـن عـقیل وارد کوفه شد، مستقیما به خانه مختار وارد شد، مختار او را گرامی داشت و رسما از او اعلام حمایت و پشتیبانی کرد.(1)

بلاذری می‌نویسد: خانـه مختـار محل ورود مسلم بود.(2) اما با ورود مزوّرانه و غـیـرمـنتظره ابن زیاد به کوفه، ناگهان اوضاع به هم ریخت و مسلم صلاح دید از خانه مختار بـه خـانـه هـانـی بـن عـروه، کـه مرد مقتدر و با نفوذ شیـعـه در کوفه بـود، نقل مکان کند.

مختار پس از ورود مسلم، آرام ننشست و پس از بیعت با مسلم، به منطقه خطرنیّه و اطراف کوفه برای جمع آوری افراد و گرفتن بیعت برای مسلم حرکت کرد. اما با دگرگونی اوضاع کوفه و تسلیم مردم در مقابل ابن زیاد، دوباره به کوفه بازگشت.

ابن زیـاد دسـتور داد که دعوت کنندگان امام حسین(علیه السلام) و حامیان مختار با او بیعت کنند، وگرنه دستگیـر و اعدام می‌شوند. ابن اثیر نوشته است: هنگام دستگیری مسلم و هانی، مختار در کوفه نبود و او برای جذب نیرو به اطراف شهر رفته بود و وقتی خبر ناگوار دستگیری مسلم را شـنـیـد، بـا جمعی از افراد و یارانش به کوفه آمد. هنگام ورود به شهر، با نیروهای مسلح ابن زیاد بـرخـورد کـرد و در پـی یـک گـفت و گوی لفظی شدید، بین آنان و مختار و افرادش، درگیری پـیـش آمـد و فـرمـانـده آن گـروه مـسـلح کـشته شد و افراد مختار متفرق شدند؛ زیرا مقاومت را به صـلاح نـدیـدنـد؛ مـخـتـار از آنـان خـواست محل را ترک گویند تا ببینند چه پیش خواهد آمد.(3)

ابن زیاد پس از مسلط شدن بر اوضاع و شهادت مسلم و هانی، به شدت در جست و جوی مختار بـود و برای دستگیری او جایزه‌ای معیّن کرد.(4)

دستگیری مختار توسط ابن زیاد



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

امام جمعه موقت اردبيل گفت: عاشورا و مهدويت هويت شيعه و شعار اصالت آنها است.

 

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ حجت‌الاسلام والمسلمین « محمدعلي فروغي » عاشورا را حاصل عمر بابركت حضرت سيدالشهدا (ع) عنوان كرد و اظهار داشت: شيعه هميشه به اين حماسه تاريخي بي‌مثال به عنوان هويت و اصالت خود افتخار مي‌كند و مسير عاشورا را مسير عزت و افتخار خود مي‌داند.

 

وي با بيان اين‌كه امام حسين (ع) وارث و چكيده تمام انبيا و اولياي الهي است، تصريح كرد: تمام صفات انبيا از آدم گرفته تا خاتم در وجود امام حسين (ع) باقي بوده و آن حضرت وارث زحمات تمام انبياي الهي اعم از آدم، نوح، عيسي، ابراهيم و موسي (ع) است.

 

فروغي افزود: اگر سر مبارك آن حضرت در بالاي نيزه‌ها قرآن مي‌خواند در حقيقت طور در عينيت تجلي يافته و نور توحيد بار ديگر تلألو مي‌كند.

 

وي با يادآوري اين‌كه حضرت سيدالشهدا مولا و مقتداي كساني است كه شرافت و حيثيت خود را به ماديات نمي‌فروشند، خاطر نشان كرد: امام حسين (ع) شرف، آبرو و وجاهت شيعيان و مسلمانان واقعي است و بايد شيعه واقعي او فدايي آن حضرت در احياي احكام اسلامي و ارزش‌هاي دين مبين اسلام باشد.

 

امام جمعه موقت اردبيل اضافه كرد: رمز و كليد با حسين (ع) بودن و حسيني زيستن در توجه به احكام اسلامي به ويژه نماز، امر به معروف و نهي از منكر است و اگر انسان وجه‌الله باشد، باقي مي‌ماند چرا كه امام حسين (ع) با بصيرت و دانايي خود وجه‌الله بود.

 

وي در ادامه سخنان خود به ممنوعيت حجاب در كشور جمهوري آذربايجان از سوي سران اين كشور اشاره كرد و ادامه داد: سران اين كشور مطمئن باشند كه انقلاب معنوي در آذربايجان در حال رخ دادن است چرا كه آذربايجان در آينده‌اي نزديك مركز ديني مسلمانان مي‌شود.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

با کاهش مصرف ظروف یکبار مصرف پلاستیکی (قاتلان خاموش) در ایام عزاداری حسینی سلامتی مردم و سلامتی محیط زیست زندگی خود را تضمین نمائیم.

با توجه شروع ماه‌های محرم و صفر همه ساله بسیاری از هموطنان عزیز جهت برآوردن حاجات خود در این ایام و بعضی از مراسم‌های خاص به دادن نذورات در میان مردم از قبیل غذا، آش، چای، شربت، شیر و غیره در ظروف یکبار مصرف پلاستیکی اقدام می‌نمایند. محل توزیع این نذورات غالبا منازل، تکایا، حسینیه‌ها، مساجد و بعضی نیز در کنار خیابان و معابر است که بعضی از مردم با ریختن این زباله‌ها در سطح معابر و نهر‌ها باعث مشکلاتی در محیط زیست و نظافت شهر می‌شوند.

تا چند سال پیش که استفاده از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی هنوز در میان مردم متداول نشده بود و مردم نذورات خود را در کاسه‌های فلزی و بشقاب‌های ملامینی و استیل توزیع می‌کردند، مشکلی برای نظافت و محیط زیست شهر وجود نداشت. اما متاسفانه در چند سال اخیر بنا به عللی چون افزایش تولید ظروف یکبار مصرف پلاستیکی، پایین بودن قیمت این ظروف و همچنین راحتی استفاده از این ظروف، نذورات بیشتر در ظروف یکبار مصرف که از جنس پلاستیک است توزیع می‌شوند که معضلات زیادی برای نظافت و محیط زیست شهری به همراه داشته است و این معضلات از نظر بهداشتی، اقتصادی و مالی بسیار مهم هستند.

در این چند سالی که استفاده از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی در میان مردم مخصوصا در ایام عزاداری ماه‌های محرم و صفر زیاد است، صبح روز ۱۱ محرم تمامی سطح محلات شهر تهران پوشیده از ظروف یکبار مصرف است!

دلیل عمده مشکلات ناشی از این ظروف عبارتند از:

۱– سلامتی: ظروف یکبار مصرف از جنس پلاستیک هستند و در دمای بالا ۵۰ درجه با آزاد کردن مولکول‌های خود در مواد غذایی، باعث به خطر افتادن سلامتی استفاده‌کنندگان می‌شوند؛ چرا که بر اساس تحقیقات، مواد تولیدی سرطانزا هستند.

۲ – زیست محیطی: از طرفی برخی از افراد با رها کردن زباله‌های این ظروف در سطح شهر، باعث ایجاد منظره زشت و درعین حال غیربهداشتی می‌شوند؛ چرا که با ورود این زباله‌ها در جوی آب و نهرها و هدایت آنان به فاضلاب شهری، ظروف مصرفی همراه با فاضلاب حرکت خود را به سمت جنوب شهر ادامه داده و در نهرهای جنوب شهر تجمع این ظروف، باعث گرفتگی آب در زیر پل‌ها و طغیان آب نهرها به خیابان و سطح شهر می‌شود.
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
   
 
 
سخنان دانشمندان درباره ی قیام ارزشمند امام حسین

چارلز دیکنز (نویسنده معروف انگلیسی) می گوید: اگر منظور امام حسین(ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی بود، من نمی فهمیدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام، فداکاری خویش را انجام داد.

متن سخنرانی حضرت زینب (س)
مردم کوفه! مردم مکار خیانت کار! هرگز دیده هاتان از اشک تهیمباد! هرگز ناله هاتان از سینه بریده نگردد! شما همانند آن زن می مانید که چون داشتمی رشت ، بیکبار رشته های خود را پاره کرد نه پیمان شما را ارجی است و نه سوگند شمارا اعتباری ! جز لاف ، جز خود ستایی ، جز در عیان مانند کنیزکان تملق گفتن ، و درنهان با دشمنان ساختن چه دارید ؟ شما گیاه سبز و تر و تازه ای را می مانید که برتودۀ سر گینی درسته باشد و مانند گنجی هستید که گوری را بدان اندوده باشند . چه بدتوشه ای برای آنان جهان آماده کردید :خشم خدا و عذاب دوزخ! گریه می کنید آری به خداگریه کیند که سزاوار گریستنید! بیش بگریید و کم بخندید!
با چنین ننگی که برای خود خریدید چرا نگریید؟ ننگی که با هیچ آبشسته نخواهد شد . چه ننگی بدتر از کشتن پسر پیغمبر و سید جوانان بهشت !؟ مردی کهچراغ راه شما و یاور روز تیرۀ شما بود . بمیرید! سر خجالت را فرو بیفکنید! بیکبارگذشتۀ خود را بر باد دادید و برای آینده هیچ چیز به دست نیاوردید! از این پس بایدبا خواری و سر شکستگی زندگی کنید. چه ، شما خشم خدا را برای خود خریدید ! کاریکردید که نزدیک است آسمان بر زمین افتد و زمین بشکافد و کوهها در هم بریزد.
می دانید چه خونی ریختید ؟ می دانید این زنان و دختران که بیپرده در کوچه و بازار آوردید جه کسانی هستند؟ می دانید جگر پیغمبر خدا را پارهکردید؟! چه کار زشت و احمقانه ای؟! کاری که زشتی آن سراسر جهان را پر کرده است تعجبمی کنید که از آسمان قطره های خون بر زمین می چکد؟ اما بدانید که خواری و عذابرستاخیز سخت تر خواهد بود .اگر خدا ، هم اکنون شما را به گناهی که کردید نمی گیرد،آسوده نباشید، خدا کیفر گناه را فوری نمی دهد ، اما خون مظلومان را بی کیفر نمیگذارند، خدا حساب همه چیز را دارد.

خدا و رسولش راست گفته اند که : پایان کار آنان که کردار بد کردند، این بود که آیا ت خدا را دروغ می خواندند و آنها را مسخره می کردند



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
هنر سرخ هدایت

قرآن برای هدایت انسان با زبان های مختلف سخن می گوید. در برخیآیات مباحث عمیق عقلی را طرح می کند و می فرماید این حقایق را فقط تیزهوشان درک میکنند: «ان فی ذلک لایات للمتوسمین» (حجر: ۷۵) در بعضی آیات مطالبی را تبیین میفرماید که درک آن نیازمند اندیشیدن است و لذا دعوت به تعقل و اندیشه می کند و درآیات دیگر مسائل تاریخی را نقل می کند و گاهی با تمثیلات متعارف و در برخی آیات ازمثال های خاص مردم را هدایت می کند.
این تعلیم قرآن حقیقتی است که در رفتار و گفتار همه معلمانهدایت یعنی انبیای الهی ظهور داشته و همین معنا در فضای نورانی حیات اوصیای آنان هممشاهده می شود.
مکتب عاشورای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) که بزرگترین مکتب هدایتانسان است برای ارشاد آدمیان، مالامال از همه ظرفیت های تعلیم و تربیت است.
امام حسین(ع) در جریان قیام و انقلاب نورانی خود، گاهی با طرحمباحث عمیق عقلی و گاهی با بیان مطالب فکری و در بعضی مباحث با تبیین تاریخ گذشتگانو بیان تمثیلات و مثل ها کار تعلیم و هدایت را انجام دادند.
اما امام حسین(ع) که چراغ هدایت و کشتی نجات انسان است برایهدایت و نجات بشر از وسیله ای به نام هنر هم استفاده فرموده و گاهی با تمسک بهاشعار نامدار عرب و گاهی با سرایش اشعار آئینی و حکمی توجه گمراهان غافل را بهحقیقت حیات معطوف فرموده است.
حتی حضرت اباعبدالله الحسین(ع) برای بیان عمق مصیبت و ظلمی کهبه آل الله شده است استناد به شعر نموده اند. انتخاب هنر شعرخوانی و شعرسرایی برایهدایت انسان امری لطیف است زیرا گاهی انسان با شنیدن یک شعر زیبا و متین به تفکر وتحول می افتد و از آنجا که فطرت انسان با هنر قرابت دارد، لذا انتخاب این وسیلهتوسط چراغ هدایت امت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) امری متین و پسندیده است.
در روز دوم محرم آنگاه که حر راه را بر حضرت و همراهان ایشانبست؛ سخنانی میان امام حسین (ع) و جناب حر طرح شد و در پایان امام حسین(ع) برایتبیین هدف خود و هدایت جناب حر به اشعار جناب اوس که از شاعران نامدار عرب استاستناد کرد و ابیات ذیل را برای حر خواند:


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

«حسین» (ع) از مستضعفان می گوید

قیام عاشورا به عنوان بزرگترین نقطه «حیات انقلابی» تشیع ازجهات مختلف همواره مورد توجه قرار گرفته است ابعاد نظری این فرازمندترین نقطه تاریخحماسه یکی از مسائلی است که نقطه شروع تحلیل ها درباره آن محسوب می شود تبیین هدف ومخاطب گیری عاشورا در طول تاریخ در منظر تشخص حسین بن علی(ع) نیز طوری پررنگ است کهدر بسیاری از سخنان آن حضرت از آغاز حرکت کاروان عاشورا تا شب دهم متجلی است. نوشتار حاضر برداشتی از کتاب «حسین عقل سرخ» از آثار حسن رحیم پور است که بخشی ازآن با عنوان حسین از مستضعفان می گوید به تحلیل بخش هایی از خطبه حضرت امام حسین(ع) در منا پرداخته است. اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.
سلام بر حسین بن علی(ع) که امروز به ظاهر از میان بشریت رفتنداما درواقع، سکان فرماندهی همه انقلاب های عدالت خواهانه تاریخ بشر را در دستگرفتند. بسیاری، در طول این هزار و چند صد سال خواسته اند خون حسین بن علی(ع) واصحابش را شست وشو کنند؛ انگار که اتفاقی نیفتاده یا اتفاقی عادی بوده است مثل همهاتفاقاتی که می افتد؛ اما نتوانسته اند. و سلام می گوییم بر ساحت قدسیه، زینبکبری(س) که از امروز بعدازظهر، فرمانده تاریخی انقلاب است و این جهاد بزرگ به ایشانمحول می شود و خود در حضور یزید فرمودند که من در کربلا، چیزی جز زیبایی و شکوهندیدم. به راستی باید گفت که بخشی از این زیبایی هم شاهکار خود زینب(س) و مدیونمقاومت زیبای ایشان بود. زینب(س) زیبا عمل کرد و عاشورا و ماجرای عاشورا را تمیز ازآب درآورد و نگذاشت قضیه در کربلا و دشت بین نواویس و کربلا محدود و محصور بماند وهمان جا دفن بشود. درواقع، زینب کبری(س) عاشورا را از یک ظرف محدود زمانی و مکانیبیرون کشید و وارد کل تاریخ کرد و از آن حفاظت و حراست فرمود.
خطبه امام حسین(ع) در منی در چند منبع شیعی آمده و در تحفالعقول هم ثبت شده و کاملا نشان می دهد که سیدالشهدا(ع) از مدت ها قبل می دیدند کهشیب سیاسی و اجتماعی به سمت کربلاست و عطر عاشورا در فضا هست و از این رو افکارعمومی را از مدت ها قبل آماده می کردند و اخطارهای قبلی می دادند و زمینه را میساختند برای اتفاقی که قرار است چند ماه بعد بیفتد. در آن خطبه، چنان چه دیروز عرضشد، ایشان به صراحت خطاب به علما و نخبگان، روشنفکران و مفسران قرآن، اصحابپیامبر(ص)، تابعین موثر و معتبر و در جمعی نزدیک به نهصد تن از بزرگان، سخنرانیتاریخی و بسیار مهمی کردند که نوعی محاکمه و استیضاح بزرگان جهان اسلام و اصحاب وعلما و قراء قرآن و مفسران اسلام بود و نه فقط یک سند سیاسی تاریخی بلکه یک سندشرعی و عقیدتی است و به آن ها فرمودند اتفاقاتی که دارد می افتد، چیزهایی نیست کهاز چشم شما پنهان مانده باشد؛ چرا سکوت می کنید؟ شما حق ندارید بی تفاوت باشید؛زیرا اکنون، یا من کلمه حق را می گویم که باید به من ملحق شوید و یا شعار باطل میدهم که باید مرا متقاعد کنید. در هر صورت، سخنان مرا باید بشنوید و اگر ما راسزاوار حق حاکمیت و حق مقاومت و حق انقلاب و شورش در برابر اینان می دانید، بروید ومردم شهرهایتان را برای مبارزه، بسیج و به سمت ما فراخوان کنید تا به ما ملحق شوند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 5 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
همچون زینب (ع) در مبارزه با خرافات بکوشیم

پیرمردی آفتاب سوخته و ژولیده با لباسی مندرس در گوشه خیاباننشسته و رمل و اسطرلاب خود را روی زمین چیده است تا شاید فردی بیاید و او از بازشدن گره کارش بگوید و در گوشه ای از خیابان دختری کولی دست زنی را گرفته و از خیانتشوهرش برای او می گوید و در نقطه ای در بالای شهر هم زنی روی مبل لمیده و نگاهی بهانتهای فنجان قهوه می اندازد تا هم از گذشته بگوید و هم از آینده، اما آیا براستیآینده آدمی در فنجان قهوه و رمل و اسطرلاب رقم می خورد.
خرافات و خرافه پرستی، دیرزمانی است که در فرهنگ همه جوامع درسرتاسر جهان رسوخ کرده و بمانند پوستینی وارونه واقعیت ها را تحریف نموده است.
بطور کلی هر نوع عقیده نامعقول و بی اساس را خرافات گویند و اینپدیده منحصر به یک جامعه انسانی خاص نبوده و در پنج قاره این کره خاکی در بین ملل واقوام مختلف از گذشته تا هم امروز حضور ونمودی آشکار و پنهان داشته است. خرافات وخرافه پرستی ارتباط مستقیم با بی سوادی و کم سوادی دارد، البته این سخن حاکی از ایننیست که افراد تحصیل کرده از این معضل دور هستند بلکه در مجموع شخصی که آگاه بهمسائل اجتماعی و مذهبی و آشنا به فرهنگ بومی خود باشد با توجه به دانستنیهای خودهیچگاه در دام خرافه نمی افتد و از همین جهت است که شیادان و مروجان خرافه پرستی درجامعه بیشترین سرمایه گذاری خود را روی افراد بی سواد می کنند.
گاهی خرافه چنان در زندگی ما رسوخ کرده که بصورت قانون آن رالازم الاجرا می دانیم و شاید هرگز به خرافه بودن آن فکر نکرده باشیم و این عمل بهتدریج به صورت یک اعتقاد، حتی در بین افراد تحصیل کرده و روشنفکر جامعه شکل گرفتهاست و همگی ما هر روز و شب بلکه سالها با آن زندگی کرده ایم.

در کشورهای اروپائی و آمریکائی و حتی آسیائی که مسئله اعتقادی و ایمان به خدا در هاله ای از ابهام بوده و مردم آن دیار در یک سردرگمی و بی هویتی به سر می برند، خرافه پرستی و اوهام، رواج بیشتری دارد تا جائی که اخیرا توسط رسانه ها اعلام گردیده که فقط در اروپا ۶۰۰ هزار شیطان پرست زندگی می کنند و این به جز مکاتب خرافی و پرستش های غیرمنطقی و غیراصولی در سراسر دنیاست. شاید تصور شود پیشرفت علم و فناوری و آشنائی جوامع با علوم جدید، سدی است بر اشاعه و رواج خرافه پرستی، در صورتی که اشتباه می کنیم چون با گسترش علم و تکنولوژی، چهره های جدیدی از خرافات و اوهام در گوشه و کنار جهان خودنمائی می کند



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 5 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

گروه فضای مجازی: موضوع «فرهنگ عاشورا، آسيب‏ها و تحريف‏ها» عنوان مقاله‌ای است كه مورد بررسی قرار گرفته است.

 

به‌گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه مركزی، در اين مقاله آمده است: تحريف و آسيب‏ها متوجه هر پديده اجتماعی و به‌ويژه تحريف مربوط به قيام حسينی و عزاداری، اساسآ از بعد جامعه شناختی، معلول علت‌هايی در درون آن جامعه‏اند كه شناخت درست آن‏ها، نخستين و شايد مهم‏ترين گام برای برخورد مناسب با آن باشد.

دگرگونی فضای اجتماعی و تغيير در گفتمان عاشورا يكی از آسيب‏هايی كه به شدت متوجه فرهنگ عاشوراست، آسيبی است كه از راه تغييرات زمانه به‌وجود می‏آيد. از آنجا كه فرهنگ عاشورا و عزاداری، سنتی اجتماعی در درون جامعه شيعی است، به ناچار ممكن است با تحول زمان، تغيير پذيرد. همين موضوع است كه وظيفه انديشوران و دل‌بستگان فرهنگ ناب عاشورايی را دوچندان می‏كند. می‏توان آن را يكی از عمده‏ترين و نه تمامی عوامل تحريف‏زا دانست؛ چراكه در هر يك از اين دوره‏ها، كه فرهنگ عاشورا به تبع جامعه، سياسی و يا غيرسياسی می‏شود، ابعاد ديگر آن مورد غفلت قرار می‏گيرد و نيز تحريف‏های لفظی و معنوی بر اساس گفتمان رايج زمان در آن صورت می‏گيرد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 5 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
نسیمی از آموزه های حسینی

آنچه در پی می آید گلچینی از آموزه های سیره اخلاقی امامحسین(ع) است که در قالب ده نکته بیان شده است .
اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.
۱) تواضع
امام حسین(ع) روزی از محلی عبور می کرد. عده ای از فقرا بر رویعباهای پهن شده خود نشسته بودند و نان پاره های خشکی می خوردند. امام(ع) وقتی ازکنار آنها گذشت تعارفش کردند و او هم پذیرفت. نشست و تناول کرد و آنگاه به آنانگفت: «ان الله لایحب المتکبرین»(نحل/۲۲) یعنی خداوند متکبران و مردم مغرور و از خودراضی را دوست نمی دارد. سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت کردم، شما هم دعوت مرابپذیرید. آنان هم دعوت حضرت را قبول کردند و همراه امام(ع) به منزل رفتند. سیدالشهداء(ع) دستور دادند هرچه در خانه موجود است به ضیافتشان بیاورند و بدینترتیب پذیرایی گرمی از آنان به عمل آورد و نیز درس تواضع و انسان دوستی را با عملخویش به جامعه آموخت.(جلاءالعیون ص۵۰۱)
۲) بی ادعایی
از امام حسین(ع) پرسیدند: چگونه صبح کردید. (حالتان چطور است) فرمودند: صبح کرده ام در حالی که پروردگاری دارم که ناظر اعمال من است و آتش جهنمدر مقابل من است و مرگ، مرا تعقیب می کند تا جان مرا بگیرد و حساب و محاسبه (دردنیا و قیامت) مرا احاطه نموده است و من در گرو اعمال خود هستم.
اینگونه نیست که هرچه را بخواهم و دوست داشته باشم همان برایمپیش آید و بتوانم به آن برسم و نیز اینگونه نیست که هرچه را که دوست نداشته باشمبتوانم از خودم دور کنم. زیرا تمام امور، دست دیگری (خدا) است. اگر بخواهد مرا عذابمی کند و اگر بخواهد مورد عفو قرار می دهد. بنابراین کدام فقیر از من فقیرتر است. (پیشوای سوم ص ۳۰)
۳) خود را از دیگران پایین تر دیدن
از امام حسین(ع) درباره ادب پرسش کردند که ایشان در پاسخفرمودند: ادب آن است که از خانه خود بیرون آیی و با هیچ کس برخورد نکنی مگر آن کهاو را برتر از خود ببینی. (فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع) ص ۸۱۲)


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 4 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
سرنوشت قاتلان کربلا

یکی از کسانی که نزد مختار دارای موقعیت خاصی بود و مختار او رابه خاطر قرابت و نزدیکی او با امیرالمؤمنین(ع) گرامی می داشت «عبدالله بن جعده بنهبیره» بود.
عمربن سعد نزد عبدالله بن جعده آمد و به او گفت: «برای من ازمختار امان بگیر!» عبدالله وساطت کرد! و مختار این امان نامه را برای او نوشت: «اینامان نامه ای است از مختار بن ابی عبید برای عمربن سعد بن ابی وقاص، تو در امانهستی به امان خدا، خودت و مالت و اهل و فرزندانت و تو به خاطر آنچه کرده ای، تازمانی که اطاعت کنی و در خانه و شهر و نزد اهلت بمانی و حادثه ای به وجود نیاوری درامان خواهی بود
پس از آن، مأموران مختار و پیروان آل محمد(ص) و دیگران، او رامی دیدند و مزاحم او نمی شدند و گروهی بر این امان نامه شهادت دادند و مختار هم عهدو پیمان بسته بود که به این امان نامه وفادار باشد، مگر این که عمر بن سعد حادثه ایبیافریند و خدا را بر این امر گواه گرفت.
مختار روزی به یارانش گفت: «فردا مردی را خواهم کشت که دارایاین نشانه هاست: قدم هایی بزرگ، چشمان او در گودی فرورفته و ابروانش به هم چسبیده وکشته شدن او، مومنان و فرشتگان مقرب را شاد و خوشحال می کند
«هیثم بن اسود نخعی» نزد مختار بود، از آن نشانه ها دانست کهمقصود او، عمر بن سعد است، به منزل آمد و فرزندش «عریان» را طلب کرد و او را نزدعمربن سعد فرستاد تا وی را از تصمیم مختار آگاه کند و به او بگوید که: «از خودتمواظبت کن
عمربن سعد گفت: «خدا پدرت را جزای خیر دهد! که شرط برادری را بهجای آوردی، ولی مختار بعد از امان نامه ای که به من داده است چگونه می تواند که بامن چنین کند؟
از این رو هنگامی که شب شد از منزلش بیرون رفت و غلامش را ازتصمیمی که مختار درباره او گرفته و همچنین از امان نامه مختار آگاه کرد.
غلامش به او گفت: «مختار با تو شرط کرده است که تو کاری انجامندهی چه حادثه ای بالاتر از این که تو، خانه و اهل خود را رها کرده و به اینجا آمدهای! هم اکنون بازگرد و بهانه ای برای نقض آن امان نامه به دست مختار نده


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 4 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

کربلای حسین (ع) باغ بهشت
 
 پیامبر اکرم به جابر فرمود: ای جابر قبر فرزندم حسین را زیارت کن چون پاداش زیارت قبر فرزندم معادل یک صد حج مقبول می باشد . و دیگر اینکه : قطعه قبر فرزتدم حسین (ع ) گل زاری است از گل زار های بهشت... و سرزمین کربلا سرزمین بهشت است . (1)
اسحاق بن عمار می گوید : شنیدم که امام صادق می فرمود : از آن روزی که امام حسین (ع) را در آن سرزمین دفن کردند ، آن سرزمین باغی از باغستانهای بهشت شده است ، چون مرقد حسین (ع) کانالی از کانالهای بهشت است . (2)
1-     سوگنامه آل محمد (ص) داشته ماردی ص 509
2-     شیخ صدوق ثوب الاعمال ص 213 حدیث 43

ttp://khademkhalgollah.persianblog.ir





نوشته شده در تاريخ شنبه 4 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

اواخر ماه محرم بود. سید جواد واعظ، در حاشیه رود فرات حرکت می کرد. اگر قایقی پیدا می شد، می توانست قبل از تاریکی هوا خود را به کربلا برساند. او هر سال برای روضه خوانی به روستاهای اطراف کربلا می رفت.

برای پیدا کردن قایق خود را به ساحل رود رساند. در آن نزدیکی، میان نخلستان های انبوه، دهکده ای کوچک قرار داشت. از معماری مسجد و مناره های آن فهمید مردم دهکده، سنّی مذهب هستند. کنار رود ایستاد. کمی دورتر مردی زیر سایه بان، تور می بافت. آن سوی فرات تا چشم کار می کرد، نخلستان بود. رفته رفته از گرمای هوا کاسته و خورشید به افق نزدیک تر می شد. در این موقع قایقی کوچک به ساحل نزدیک گردید. پیرمردی محاسن سفید، تور ماهیگیری در دست، پیاده شد. به دنبال او جوانی با یک سبد بزرگ پر از ماهی به خشکی پا گذاشت.

مرد تورباف با دیدن پیرمرد و جوان، فریاد زد:

ـ ابوخالد! صید امروز چطور بود؟

ـ خوب بود! سبدمان پر از ماهی شد. خدا روزی رسان است.

سید جواد به پیرمرد نزدیک شد و گفت:

ـ سلام!

ـ علیکم السلام!

ـ پدر جان! ماهیگیری، این اطراف به کربلا نمی رود؟

ـ این وقت روز نه، اگر کسی بخواهد به کربلا برود، صبح زود حرکت می کند تا غروب برگردد. اهل کربلایی؟

ـ بله.

ـ نامت چیست؟

ـ سیّد جواد!

ـ ساعتی دیگر خورشید غروب می کند. من فردا صبح خرما به شهر می برم. تو را هم با خود خواهم برد. امشب مهمان ما باش.

سید جواد مردّد بود. پیرمرد به جوان اشاره کرد:

ـ خالد! قایق را به ساحل بیاور. ماهی ها را ببر. به مادرت بگو در تدارک شام باشد. مهمان داریم. سید جواد! برویم.

ـ مزاحم نمی شوم!

ـ چه مزاحمتی اگر به خانه ما بیایی؛ خیر و برکت هم پشت سرت وارد می شود. شاید هم چون شیعه ای، می ترسی مهمان اهل سنّت شوی!؟

ـ نمی خواهم باعث زحمت خانواده شما شوم!

جوان قایق را به ساحل کشید و با سبد ماهی به سمت دهکده رفت. پیرمرد دست سید جواد را گرفت و او را به دنبال خود کشید و گفت:

ـ مردم کربلا که اهل تعارف نیستند. بیا برویم.

آن دو از میان نخلستان عبور کردند و وارد دهکده شدند. خانه ابوخالد کنار مسجد بود، وارد خانه شدند. در حیاط نخل کهنسالی بود که شاخه هایش را به اطراف گسترده بود. خانه، دو اتاق داشت. مقابل اتاق ها ایوانی بود با سایبانی از شاخه های درخت خرما، کف ایوان زیلویی پهن کرده بودند. پیرمرد اشاره کرد:

ـ همین جا استراحت کن. نمازت را هم بخوان. قبله از آن طرف است.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 4 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
درنگی بر اقیانوس اشک عاشورایی

محرم برای مسلمان شیعه یادآور مصیبت بزرگی است که نسل ها را ازهمان کودکی با نام و یاد حسین بن علی (ع) و یاران با وفایش مانوس ساخته و اشک ها رابرگونه جاری می کند.
به واقع محرم درگذر عمر آدمی با سوالی مهم روبه روست و آن اینکه چه شد فرجام امت نبوی از مدینه توحیدی به نینوای حسینی رسید و برجامعه اسلا میپس از پیامبر(ص) چه گذشت که نیم قرن پس از رحلتش، فرزند او را در نینوا به قصد قربالهی و رسیدن به بهشت مورد هجمه سنگین تبلیغاتی ورزمی قرار داد; به گونه ای که اورا به عنوان یک خارجی و برگرفته از فتوای شریح قاضی و به نام حفظ وحدت در امتمحمد(ص) به شهادت رساندند و تمامی اقداماتشان در قیامت دنیای فانی و محشر کبریاییکربلا را با ماهیتی دینی و برای همراه سازی تفکر سطحی اندیش مردم زودباور و رنگپذیر آن برهه زمانی به سرانجام رساندند; در این مقیاس تحلیلی آنچه در کربلا صورتپذیرفت از بعد بینش آزاد اندیش بشر روشنفکر کنونی، جنایتی نابخشودنی است که تمامیابعاد رفتاری وگفتاری سپاه کوفه را در قالبی از پستی ها و رذایل متجلی کرده است; بهواقع آب بستن بر سپاه امام حسین(ع)، توحش تمام در مثله سازی بدن شهدای کربلا ،بریدن سرو برنیزه کردن آن، لگدکوب کردن اجساد شهیدان به وسیله اسب ها و حتی رهاسازیتیر به سمت طفل شیرخوار امام حسین(ع) به عنوان تابعی از ددمنشی و دیوسیرتی کوفیانبی وفا ذهن آدمی را متوجه گذرگاه ها، پرتگاه ها و چاه های بر سر راه حرکتش می کند ودر این باب تمامی سوالا ت دوران کودکی که جزو رموز و ابهامات ذهنی فرد به شمار میرود; با افزایش سن و پاگذاشتن به بلوغ تاحدودی مرتفع شده و پرده های رمز آلود اینحقیقت مطلق برای اندیشه جست وجوگر بشر به کناری رفته و ابعاد عظیم این حماسه بشریبیشتر در نظر هر فرد جلوه حقیقی خود را عرضه می کند.
از این زاویه عاشورای دوران کودکی با کلمه حسین مظلوم برای مامعنا گرفته بود اما در نگاه امروزی، کربلا کهکشانی بزرگ از معنای عمیق وژرف است کهآدمی را نسبت به سبک زندگیش هوشیارتر می سازد و در این منظر آنچه عاشورا را در مقامدانشگاهی اجتماعی و عقیدتی جلوه گر می سازد، پندآموزی از فرآیند لغزش و غفلتی استکه کوفه منادی حق را به معارضی پرده در بدل می سازد و تاثیرات مال حرام و ناپاکزندگی کردن را در وجهی بارز از رفتارهای حیوانی سپاه کوفه در تقابل با اجساد شهیدانو نحوه برخورد با بازماندگان عاشورایی نمایانگر می کند.
از منظری دیگر به این موضوع پی می بریم که روند شکل گیری عاشوراثمره بی توجهی به قرآن است و به طور کل هر آنچه باعث دوری از دین شود در تبلورمفهومی عاشورا و کربلا روشنایی ویژه ای می یابد.
از این وجه آنگونه که معلم شهید علی شریعتی گفت نمی توان منادیزیستن باحسین بود اما کربلایی نبود، بدون صبر عاشورایی به زینب وار زیستن نمی رسیمو ایثار را بدون شناخت عباس نخواهیم شناخت.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 3 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

ـ عمر بن سعد با انداختن نخستين تير، رسما جنگ را آغاز كرد و گفت‌: نزد عبيدالله شهادت دهيد كه من نخستين تير را رها كردم‌. عمر بن سعد خطاب به كوفيان گفت‌: منتظر چه هستيد! اينان يك لقمه براي شما هستند.
زماني كه عمربن سعد تير انداخت‌، ديگر سپاه ابن زياد نيز شروع به تير اندازي كردند. (فلمّا رمي عمر، ارتمي الناس‌) به گزارش ابن اعثم‌: باران تير (و أقبلت السهام كأنّها المطر) از سوي كوفيان به سوي اصحاب امام حسين ـ عليه السلام ـ شدت‌گرفت و امام فرمود: اينها قاصد اين قوم به سوي شماست‌؛ براي مرگي كه ‌چاره‌اي از پذيرش آن نيست‌، آماده باشيد. پس از آن دو گروه بر يكديگر حمله ‌كردند و ساعتي از روز را به طور دسته جمعي با يكديگر جنگيدند، به طوري‌كه بنا به برخي اخبار پنجاه و اندي از اصحاب امام حسين ـ عليه السلام ـ به‌شهادت رسيدند. در اين وقت‌، امام دستي به محاسنش كشيد و فرمود: غضب‌خدا... بر كساني كه متحد بر كشتن فرزند دختر پيامبرشان شدند، شديد خواهد بود. به خدا سوگند كه تسليم آنان نخواهم شد تا با محاسني خونين خدا را ملاقات كنم (و اللّه ما أجبتهم الي شي‌ء ممّا يريدونه أبدا حتي ألقي الله و أنا مخضّب بدمي‌.) بلاذري مي‌گويد كه امام سوار بر اسبش‌، قرآني پيش روي خود نهاده بود و همين خشم دشمن را بيشتر بر مي‌انگيخت‌. در اين وقت‌، عمر بن سعد، حصين بن نمير تميمي را همراه پانصد نفر تيرانداز به سوي امام‌حسين ـ عليه السلام ـ فرستاد. تيراندازي اينان سبب شد كه همه اسبان سپاه امام كشته شدند و نيروهاي امام پياده گشتند.
در اين حمله‌، بسياري از اصحاب با تيرهايي كه بر بدنشان فرود آمد، به شهادت ‌رسيده يا زخمي شدند. (فما بقي واحد من أصحاب الحسين الاّ أصاب من‌ رميهم سهم‌). ابن شهرآشوب اسامي شهدايي را كه در حمله نخست دشمن به ‌شهادت رسيدند، فهرست‌وار آورده است‌. اين افراد جمعا 28 نفر از اصحاب و ده نفر از موالي امام حسين و پدرشان امام علي ـ عليهما السلام ـ بودند كه در مجموع 38 نفر مي‌شدند. اينها افرادي هستند كه اساسا فرصت نبرد تن به تن پيدا نكرده و در تيراندازي نخست كوفيان به شهادت رسيدند. ديديم‌كه ابن اعثم شمار آنان را بيش از پنجاه نفر ياد كرده است‌.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 3 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:11)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.