ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

سوم شعبان سال ۴ هجری دومین سبط وریحانه ی رسول اكرم (ص) و سومین پیشوا و امام معصوم و پنجمین چهره ی درخشان آل عبا حضرت ابا عبدالله الحسین در خانه علی و فاطمه (س) متولد شد و جهان از ولادت آن حضرت روشن و منور گشت.
حضرت امام حسین(ع) در آغوش پیامبر بزرگ اسلام (ص) به مدت ۷ سال تربیت یافت و درباره امام حسین(ع) پیامبر مكرر فرموده است: خدایا من حسین را دوست می دارم پس دوست بدار كسی كه او را دوست می دارد و در جای دیگر مقام آن حضرت را به قدری بالا برده است كه می فرماید:
حسین منی و انا من حسین، حسین از من است و من از حسینم، و پیامبر امام حسین را احیاء كننده شریعت خود و نگه دارنده ی قرآن و مكتب خود می داند و این مقام را بدست نیاورد جزء با پاسداری خالصانه ی حضرتش از اسلام و قرآن و نثار خون پاك و مقدسش در احیای دین جدش رسول الله (ص)، درود خدا بر او و اهل بیتش باد.
امام حسین (ع) جلوه اوصاف پیامبران است وجود مبارك امام حسین (ع) كه در آیینه ی قرآن و در عرصه گاه وجود پیامبر اسلام و در صفحه ی روشن بصیرت و بینش خود همه پیامبران را با ارزش های وجودی آنان می دید سرا پا عاشق آنان شد و در دنیای باطنش همراه و همراز آنان گشت و از ارزشهای وجود آنان به شدت رنگ گرفت تا جایی كه وارث آنان شد.
هنگامی كه می گوییم حسین وارث پیامبران است به این معنا نیست كه آن حضرت از آن بزرگواران ارث مادی برده است بلكه به این معنا است كه آن جلوه گاه حقیقت همه ی ارزشهای الهی و معنوی آنان را به ارث برده است.
پربارترین و سنگین ترین ارثی كه از پیامبران برای پس از خودشان باقی ماند ارزش های الهی و انسانی و فرهنگ ثمر بخش و پاكشان بود كه هر انسانی با نشان دادن لیاقت و شایستگی و از طریق حسب و نسب معنوی می توانست از آن بزرگواران ارث ببرد و در میان همه سهم ارث بری امام



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 12 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

عاشورا زمان نیست، ابدیت است؛ چرا كه در ابدیت روی داده است و در ابدیت جریان دارد.
و كربلا نیز ورای هر كرانه ای، قطعه ای در ابدیت است.
هر جا كه انسان است، كربلا نیز هست و هر جا كه زندگی هست، عاشورا حضور دارد؛ چه آن كه كربلا بستر زندگی و عاشورا صحنه رویارویی همیشگی انسان با شیطان است.
سنت یاد كرد حماسه عاشورا، همه ساله شور و ولوله ای خاص در كشورمان برپا می كند. امسال نیز همچون سال های گذشته، چند روز پیش از فرا رسیدن ماه محرم، تكاپوی محسوسی همه جا به چشم می خورد. تكاپویی كه یك بار دیگر این سؤال را مطرح می كند كه حقیقتاً این حسین(ع) كیست كه جان ها همه شیفته، بلكه دیوانه اوست؟
ابا عبدالله الحسین(ع) در یك نیمروز داغ بر ساحل تشنگی قد برافراشت و حماسه ای آفرید كه توفنده و دامن گستر در آوندهای تاریخ جریان دارد و امروز و هر روز چراغ راه انسان هاست.
عاشورا كامل ترین و مناسب ترین الگو برای تمامی عصرهاست. امام حسین(ع) خود نیز فرموده است: «انا لكم فی اسوه» من برای شما الگو و



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 12 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
رجعت امام حسین (ع)

اعتقاد به رجعت، یكی از ویژگیهای مكتب اهل بیت و تشیع است كهبرخاسته از آیه های نورانی قرآن مجید و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام می باشد . طبق این اعتقاد، خداوند متعال انبیا و جانشینان آنان و پیامبر اكرم و ائمه اطهارعلیهم السلام را با گروهی از مومنان و پاكان و برخی از ستمگران و جنایتكاران مخصوصاظلم كنندگان به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و سید الشهدا علیه السلام را پس ازمرگ دوباره قبل از روز قیامت زنده می كند و به این دنیا بر می گرداند تا بندگانشایسته خداوند و مومنین از این ستمگران كه دشمنان خداوند می باشند پیش از عذابی كهدر آخرت بر ایاشان مهیا شده در همین دنیا انتقام بگیرند.
زمان این رجعت با ظهور سرور آفرین حضرت بقیت الله الاعظم حجت بنالحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شروع می شود و اول كسی كه به دنیا بر میگردد امام حسین علیه السلام می باشد التبه مناسب است پیش از آنكه رجعت حسینی علیهالسلام كه موضوع این فصل است را مطرح كنیم در رابطه با اصل رجعت و بعضی از زوایایآن نكاتی را متذكر شویم .
۱) مراد از رجعت آن است كه قبل از معاد و پیش از روز قیامت، بدنهایی كه روح از آنها جدا شده است، دو مرتبه روح به همان بدنها بر گردد و آن فردمرده با همان بدنی كه قبلا در او روحش بوده زنده شود لذا اعتقاد به رجعت با مسالهحلول و تناسخ فرق دارد زیرا تناسخ و حلول عبارت است از وارد شدن روح در بدن انساندیگر یا حیوانی و ما این را رجعت نمی گوئیم .
۲) رجعت یك امر ممكن بوده و كسی كه امكان او را انكار كند، قدرتبی پایان خداوند را محدود كرده، و منكر توانایی پروردگار است، لذا می گوئیم خداوندیكه قدرت دارد كه در روز قیامت همه ما را زنده كند می تواند در همین دنیااشخاص مردهرا دو مرتبه زنده كند و به آن حیات ببخشد (أَلَیْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَی أَنیُحْیِیَ الْمَوْتَی) آیا او (خداوند) توانایی زنده كردن مرده را ندارد؟
۳) علاوه بر ممكن بودن برگشت روح به بدن، این مطلب در امتهایگذشته به شهادت قرآن مجید واقع شده است، قرآن در چندین آیه مباركه جریاناتی را بیانفرموده كه حاكی بر وقوع رجعت بوده است . و اساسا مگر مهمترین معجزه حضرت عیسی علیهالسلام زنده كردن مردگان نبوده است؟ !! پس برگشت روح به بدن قبلی خود، هم ممكن بودهو هم به وقوع پیوسته است.
۴) علاوه بر احادیثی كه رجعت را بیان فرموده در قرآن مجید نیزراجع به زنده شدن بعضی از انسانها پیش از روز قیامت نیز مطلب آمده كه به عنواننمونه در آیه مباركه ۸۳ سوره نمل چنین می خوانیم (وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّأُمَّهٍٔ فَوْجًا مِّمَّن یُكَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ) یعنی روزی كهاز هر امتی گروهی را محشور می كنیم.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 12 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
   
 
 
وصیتنامه امام حسین (ع )

از اهداف قیام امام حسین (ع ) احیای امر به معروف ونهی از منكر است كه متاسفانه در جامعه ما كـم رنـگ شده وچه بسا ارزش خودرا هم از دست داده وتبدیل به ضد ارزش شده است , چون اگر می بینیم كسی با فساد وبدعت وظلمی مبارزه می كند,اورا توبیخ هم می كنیم .  

بسم اللّه الرحمن الرحیم :
هذا ما اوصی به الحسین بن علی الی اخیه محمد بن الحنفیهٔ . یـشـهـد ان لا اله الا اللّه وحده لا شریك له وان محمدا عبده ورسوله , جا بالحق منعن د الحق وان الـجـنهٔ والنار حق وان الساعهٔ اتیهٔ لا ریب فیها وان اللّه یبعث منفی القبور, وانی لم اخرج اشرا ولا بـطـرا ولا مفسدا ولا ظالما وانما خرجت لطلبالاصلا ح فی امهٔ جدی (ص ) ارید ان امر بالمعروف وانـهـی عـن المنكر واسیر بسیرهٔجدی وابی علی ابن ا بی طالب (ع ) فمن قبلنی بقبول الحق فاللّه اولـی بـالـحـق ومنرد علی هذا اصبرحتی یقضی اللّه بینی وبین القوم بالحق وهو خیر الحاكمین وهذه وصیتییا اخی الیك وما توفیقی الا باللّه علیه توكلت والیه انیب )) [۱] .
بعد از آنكه ((محمدبن حنفیه )) خدمت برادر بزرگوارش سیدالشهدا(ع)شرفیاب شد وحضرت را از رفـتن به سمت عراق بر حذر داشت ))وحضرت امتناع كرد, آنگاهكاغذ وقلم طلب كرد ووصیتنامه فوق را مرقوم فرمود وبه دست برادر سپرد: ((بـعـد ازحـمد وثنای الهی , این چیزی است كه حسین بر برادرش محمد حنفیه وصیت می كند: شهادتمی دهم به توحید ویگانگی خداوند واینكه محمد بنده وفرستاده بحق اوست واینكه بهشتوجـهـنـم حـق است وقیامت بدون هیچ شكی واقع می شود وخداوند انسانهارا زنده می كندخروج وقـیـام من از روی سركشی وخوشگذرانی وفساد وظلم در روی زمین نیست , بلكه قیاممن برای اصـلاح در امـت پـیـامـبـر(ص ) وامـر بـه مـعـروف ونـهـی از مـنـكـراست , ومی خواهم به سیره پـیـامـبـر(ص )وپـدرم عـلـی بـن ابـیـطـالـب عـمـل كـنـم پـس هـركـس قبول كند, در واقع خـداونـدراپـذیـرفـته است (چون راه من از راه خدا جدا نیست ) وهر كه تخلف كند, صبر می كنم تـاخداوند بین من ومردم ستمكار, حكم كند برادرم ! اینوصیت وسفارش من به تواست وتوفیق از خداونداست وتوكل به او می كنم وبازگشت هم به سویاوست )). هـمـچنان كه از متن وصیتنامه آشكاراست , این از قبیل وصیتنامه های معمولیوعرفی نیست كه اشخاص درباره اموال ودارایی خود می نویسند, بلكه اهداف وخطمشیوانگیزه امام حسین (ع )را در حـركـت خـود بـازگـو مـی كـند هر چند دروصیتنامه هایشرعی گفته شده كه سزاوار نیست مسلمانی شب بخوابد مگر آنكه وصیتنامه اش در زیر سرشباشد [۲].
امر به معروف ونهی از منكر


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 12 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

اهداف امام حسین (ع)

                      در کلام اندیشمند معاصر مرحوم علی صفایی حائری

در اینجا می خواهیم از مجموع بیانات امام حسین به اهداف او توجهکنیم ،که شهادت است، که اصلاح است ،که امر به معروف و نهی ازمنکر است که تشکیلحکومت است و... و باز می خواهم به خودمان و اهداف مان “ این مقطع و به نیازهای ایناهداف و به تبعات وگرفتاری های این اهداف بپردازم وسپس به مطالبی در مورد قائد ورهبر و طریق و راه سنت و فقه حرکت اشاره نماییم.”
پس آنچه در این مطلب موردنظر است بررسی دو مطلب است، یکی اهدافحسین (ع) و دیگر اهداف خود ما درامروز. “ کلمات امام حسین آمادگی برای شهادت و حفظحرمت حرم و امر به معروف و نهی ازمنکر واصلاح امت و جلوگیری از بدعت ها واقامه سنتو امامت و تشکیل حکومت هست. بعضی خیال می کنند که باید بر یکی از این اهداف رویآورد و از میان اینها با تعارض و ترجیح انتخاب کرد. همان طور که یک دسته گذشته ازاینها معتقد هستند که حسین برای کاری نیامده بود وهرگاه اجازه می دادند بازمی گشت. با آنچه بیان شده است می توانیم تمامی این احتمالات راجمع کنیم که اعتقاد به حقناچار اهداف حکومت و برنامه ریزی و تشکل و سازمان و تربیت نیروهای مناسب و جایگزینکردن آنها را به دنبال می آورد .” یعنی آنچه به عنوان مبنای همه اهداف و حرکت هااست همان اعتقاد به حق و احیای آ ن است که لاجرم بقیه اهداف در طول آن تعریف نمیشوند و اینها همگی برای امام از باب امام بودنش مطرح می شود . “ وضع امامت واعتقادبه امامت از این همه جدانیست ودرهنگامی که عده و عده فراهم نشده باشد وتلقی آدم هااز خود عوض نشده باشد و مهره ها فراهم نشده باشد و در جایگاه خود ننشسته باشد،طبیعی است که دیگر مبارزه و درگیری ادامه نیابد و حتی پس از شهادت کسانی که خبری درعیش بعد از آنان نیست دوباره بازگردد و زمینه ها را فراهم نماید.
امر به معروف و نهی ازمنکر ،اصلاح امر امت، محو بدعت ،اقامه سنتو امامت و تشکیل حکومت، اینها با یکدیگر تعارضی ندارند که تمامی اینها موضوع وزمینه دارند و در یکدیگر نهفته هستند.”
حال در بررسی این اهداف از آنجا که قیام امام حسین قیامی الهی ودر راستای احیای سنت های الهی و معنوی است باید به جهان شناسی و انسان شناسی دینومعارف الهی رجوع کرد و در همین راستا نیز امام به امامت تعریف می گردد .” کسانی کهطالب حکومت اسلامی یا رهبری معصوم و ولایت انسان کامل هستند و کسانی که با توجه بهحق و به ساخت جهان وانسان، هدف هایی در سطح آزادی وعدالت و آگاهی و تکامل و رفاهوامن و رهایی را کافی نمی دانند و با واقعیت انسان وجهان هماهنگ نمی بینندومعتقدهستند که هدف ها بالاتر و حوزه حکومت گسترده تر از هفتاد سال است و دراینحوزه و با این اهداف چاره ای جز حکومت خدا و محمد(ص) و معصوم نیست و دیگران بایددراین جریان دعوت کنندوبرای این هدف زمینه ساز باشند کسانی که این هدف و این روشواین راه و رهبری را انتخاب کرده اند ناچار باید برای دو چیز آماده شوند :


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 12 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
مهتاب کربلا

پنجم جمادی الاولی سال پنجم و یا ششم هجری سالروز ولادت باسعادت بانوی قهرمان کربلا ، حضرت زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ است.
دختری که در خانه ای آسمانی دیده گشود و نام زیبایش را خداوندبر زبان رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ جاری ساخت؛ زینب ...
از همان لحظة ولادت توسط پیامبر مهرابانی ها ستوده شد تا جایگاهرفیع این بانو شناخته شود، زیراکه دختر فاطمه ـ سلام الله علیهما ـ در زمانی نهچندان دور پرچمدار نهضتی عظیم و مدافع دین و ولایت خواهد شد.
تاریخ فضائل و کمالات او را بارها و بارها از زبان معصومان،بزرگان، عالمان و فرهیختگان شنیده و در سینة خود ثبت نموده است. به راستی که بیان وبنان هر گوینده و نویسنده ای ذکر فضائل بانوی کربلا الکن است، و تنها می تواند برگیاز صفحات کمالات و فضائلش را بخواند. در این مجال برخی از توصیفات عقیلة بنی هاشماز دیدگاه بزرگان و دانشمندان مرور می شود. البته ذکر پیشوایان و معصومان ما سخناننورانی بسیاری در توصیف شخصیت صدیقة صغری دارند که ذکر آنها خود کلامی جدا می طلبد،و ما فقط به ذکر گوشه ای از توصیفات مورخین و دانشمندان بسنده می کنیم:
۱) یحیی مازنی می گوید: «من در مدینه مدت زیادی در همسایگی حضرتعلی ـ علیه السلام ـ به سر می بردم، اما در این مدت به خدا قسم هرگز زینب را ندیدمو حتی صدای او را هم نشنیدم». (۱)
۲) از شیخ صدوق روایت شده است که زینب به جهت علم و دانش زیادیکه داشت، از سوی امام حسین ـ علیه السلام ـ نیابت خاص داشت و مردم در مسائل شرعی(حلال و حرام) به ایشان رجوع می کردند. در یک مورد نقل شده است روزی امام حسن وامام حسین ـ علیهما السلام ـ درباره بعضی از سخنان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیهوآله ـ با هم گفت وگو می کردند، حضرت زینب ـ علیها السلام ـ وارد شدند و در بحثایشان شرکت کردند و مساله را با تمام صوری که داشت با تفصیل تمام تبیین فرمودند. حضرت امام حسن ـ علیه السلام ـ وقتی این توانایی فوق العاده خواهر را دیدند، خطاببه او فرمودند: «انک حقا من شجرة النبوة و من معدن الرسالة...» به راستی که تو ازدرخت نبوت و معدن رسالت هستی. (۲)
۳) جاهز که خود ادیبی در عرب است و در این رشته کم نظیر می باشداز خزیمه روایت می کند که پس از شهادت امام حسین وارد کوفه شدند که با ورود اسیراناهل بیت در کوفه و زمان ایراد خطبه توسط زینب بود من هیچ زن اسیری را گویا تر از اوندیدم، چنان سخن می گفت که گویی سخنان از زبان علی علیه السلام خارج می شدند. (۳)


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

جغرافیای کربلا

سخن از کربلاست، کربلا یک محدوده جغرافیای تاریخی صرف نیست،کربلا قطعه ای از زمین و فرش است که تا به عرش امتداد یافته، از خاک تا افلاک و ازناسوت تا لاهوت، کربلا تنها یک قطعه از خاک و بیابانی خشک و برهوت نیست، کربلا قطعهای از زمین ترک خورده از بی آبی و رفیق و آشنای همیشگی تشنگی نیست، کربلا محصور ومحدود به زمین و زمان نیست، کربلا همه ی زمین و تمام زمان است، از آغاز خلقت بشر،از آدم تا خاتم و از خاتم تا قرن بی بصیرت بیست و یکم میلادی، کربلا محصور در عرض وطول جغرافیایی نیست؛ بلکه تمام اضلاع و زوایا و مدارات طول و عرض جغرافیایی است کهدر زمینی کوچک خلاصه شده .
کربلا گرچه قطعه ای کوچک است، اما بهشت با تمام وسعتش در آنمعنا شده ، کربلا با تمام تشنگی اش همسایه و هم جوار با رودخانه ای همیشه محزون استکه تا ابد شرمنده لبهای خشک کودکان و طفلان معصوم حسین(ع) که ترکهای لبهای خشکشاننشان از قحطی عاطفه ها و ترک وجدان های خوابیده در بستر عافیت طلبی انسان هایی آدمنما دارد می باشد، انسانهایی که تنها شعار مسلمانی را به غارت برده اند و این ترکها نماد شقاوت و سنگدلی و بی رحمی آنهایی است که حسرت بوسه آب زلال را بر لبهای ترکخورده و تشنه کربلاییان نهاده و نوشیدنش را حرام کرده اند.
کربلا جغرافیای شهادت است. مرکز ثقل حریت و آزادگی زمین. کربلانصف النهار مبدأ و مقسم زمینیان است، خط جدایی دو نیم کره شرقی و غربی . این نصفالنهار پیوسته حایل و تمییز دهنده دو دنیای نیم کره هاست. نیم کره ای غربی سیاه وتاریک، با ساکنانی سفیانی، عباسی، اموی و ... و نیم کره ای شرقی روشن و شفاف باقبیله های هاشمی، علوی، حسینی و مهدوی و خمینی. در این نیم کره، خورشید غروبی نداردو همواره بر آسمان کربلا می درخشد و نور افشانی می کند.
خورشید اینجا لیل و نهاری و شبانه روزی است. شب واژه ای غریب ونامفهوم است، چون خورشید آن دائم النور و روشن و منورالنور و نورالنور است. درکربلا پاک ترین واژه عشق است و وفاداری و استقامت معنا و مفهوم واقعی می یابد کربلاترجمان حصین استواری و استقامت در قول و فعل است که زبانها در آن دچار هرزگویی ولقاقه نمی شوند.
محور اصلی جغرافیای شهادت از میان کربلا می گذرد. درست از میانقتلگاه حسین و یارانش. آنهایی که جرمشان تنها اصلاح و راست کردن نارسائی ها و کژیهای کژ اندیشان بود و به چرخش آوردن محورهای انحراف حول محور یگانگی و اسلام ناب . کربلا ماندگارترین کتاب و صف آسمانی است که قلم سرخ و رنگین آن از خون های پاک وزلال بر برگ های زرین نگاشته شده. و این خونها رنگ نیست که با کوچکترین نوری خود راببازد، بلکه خون کربلا، از صبغه اللهی است که نورانی تر از دیگر انوار است و رنگهاهمه از آن شرمنده اند و محو در آن.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
پیامبران و کربلا

               برخی از پیش گویی های پیامبران و اولیا درباره حادثه کربلا

ابراهیم علیه السلام به سرزمین کربلا رسید. آرام آرام با مرکبشمی گذشت که ناگهان به گودال قتل گاه رسید و اسب، او را به زمین زد. ابراهیم علیهالسلام زبان به استغفار گشود و عرض کرد: خدایا! از من، چه خطایی سر زده است که بهاین بلا دچار شدم؟
جبرئیل نازل شد و عرض کرد: «ای ابراهیم! از تو گناهی سر نزدهاست. در این سرزمین، فرزند آخرین فرستاده خدا، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل میرسانند.
حضرت آدم در کربلا
هنگامی که حضرت آدم علیه السلام به زمین فرستاده شد، میان او وهمسرش «حوا» جدایی افتاد. آدم برای یافتن همسرش، به جست وجو پرداخت. در میانهٔ راه،گذارش به کربلا افتاد. پس بی اختیار، اشک از چشمانش جاری شد و ابری از غم، دلش راتسخیر کرد. سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! آیا دیگربار، دچار معصیتی شده ام کهاین حال به من دست داده است؟
خطاب رسید : «ای آدم! گناهی از تو سر نزده است، بلکه در اینسرزمین، فرزند تو ـ حسین علیه السلام ـ را با ستم، به قتل می رسانند»
عرض کرد: خدایا حسین کیست؟ آیا از پیامبران است؟
ندا آمد: «نه، پیامبر نیست، ولی فرزند پیامبر آخرالزمان ـ محمدبن عبدالله ـ است
عرض کرد: خدایا! قاتل او کیست؟
خطاب آمد: «نامش یزید است که ملعون آسمان ها و زمین است
در این هنگام، به جبرئیل رو کرد و گفت: دربارهٔ قاتل حسین علیهالسلام چه باید کرد؟
جبرئیل گفت: «باید او را لعن کرد».
آدم علیه السلام چهار بار یزید را لعن کرد و راه خود را در پیشگرفت و از سرزمین کربلا خارج شد.۱
کشتی نوح در کربلا
عجله کنید: «همه سوار بر کشتی شوید. کودکان را فراموش نکنید. عذاب خداوند نازل شده است» این کلامی بود که حضرت نوح علیه السلام به قوم خود میگفت: از آسمان و زمین آب فوران می کرد. وزش باد شدید نیز وحشت و اضطراب مردم را دوچندان کرده است. همه بر کشتی سوار شدند و کشتی بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد. مدتی در راه بود که ناگهان از حرکت ایستاد. نوح علیه السلام، مضطرب و نگران با خودمی گفت: خدایا! چه شده است؛ چرا کشتی حرکت نمی کند؟


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
قاصد کربلا

امام علی بن الحسین(ع)، مشهور به زین العابدین و سجاد بنا بهنقل مشهور در سال ۳۸ هجری در مدینه به دنیا آمد. در هنگام حادثه کربلا ۲۲ یا ۲۳ سالسن داشته و بنا به نظریه بیشتر دانشمندان اسلامی از برادر شهیدش حضرت علی اکبر،کوچک تر بوده است. حیات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و علمی امام سجاد(ع) از زوایایگوناگون قابل بررسی است. یکی از ابعاد زندگی امام سجاد(ع) همراهی او در قیام کربلاو پیام رسانی آن نهضت بزرگ است. قیام بزرگ عاشورا ماندگارترین نهضت اسلامی است کهدر محرم سال ۶۱ قمری روی داده است. این نهضت دارای دو مرحله بود؛
نخست، آفرینش و شکل گیری و جهاد و جانبازی و دفاع از اسلام و... بوده که به رهبری امام حسین(ع) از نیمه ماه رجب سال ۶۰ هجری آغاز و در دهم محرمسال ۶۱ هجری به فرجام رسید. دوم، دوره پیام رسانی و تثبیت ارزش های نهضت و عرصهجهاد فرهنگی و تبیین آرمان های آن قیام مقدس بود که به رهبری امام علی بن الحسین(ع) تداوم یافت.
شاهد واقعه
در زمینه حضور امام سجاد(ع) در نهضت حسینی جای تردیدی نیست. امااز صحنه های اجتماعی و سیاسی امام سجاد(ع) در برهه آغازین نهضت، آگاهی های زیادی ازتاریخ به دست نمی آید، یعنی از نیمه رجب، نقطه آغاز نهضت کربلا تا شب دهم محرم،آخرین شب حیات امام حسین(ع) هیچ گونه گزارشی در منابع تاریخی به چشم نمی خورد؛ آنچهکه هست از این تاریخ به بعد است. صحنه گزارش شده حیات اجتماعی و سیاسی امام زینالعابدین(ع) در قیام حسینی، مربوط به شب عاشوراست. امام علی بن الحسین(ع) در آن شبکه بیمار نیز بود، شب غریبی را سپری می کرد و با چشمان خویش عظمت روح حسین بنعلی(ع) و شهامت و وفاداری اصحاب را می دید و خود را برای روزهای واپسین آماده میساخت. تقریبا همه مورخان بر این باورند که امام سجاد(ع) در صحنه کربلا بیمار بود واین بیماری نیز حکمت و مصلحت الهی برای امت اسلام بوده تا در سایه آن وجود حجتخداوند در زمین حفظ شود و امر خلافت و وصایت رسول خدا(ص) تداوم یابد و به همین دلیلدر میدان رزم کربلا حضور نیافت. او تنها بازمانده مرد از خاندان حسین(ع) بود که ازکربلا زنده باز گشت تا پرچمدار هدایت امت باشد.
پس از واقعه
حادثه خونین کربلا، عصر روز عاشورا با شهادت امام حسین(ع) واصحابش پایان پذیرفت و بخش دوم نهضت حسینی به رهبری امام علی بن الحسین(ع) آغاز شد. مسئولیت پیام رسانی عاشوراییان بر شانه های امام ساجدان و عارفان سنگینی می کرد. اومی بایست در عصر نومیدی از پیروزی حرکت مسلحانه به روش دیگر به تبیین مسئله رهبری وامامت، لزوم شناخت امام عادل و نشانه های امام عدل و نشانه های رهبران فاسد و ستمپیشه بپردازد و مردم غافل و به جهل واداشته را به وظایف شان در برابر رهبر عادل وهمت برای اصلاح جامعه بیدار سازد.
نقش سیاسی امام سجاد(ع) در عصر اسارت


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
حقانیت،رمز بقای کاروان عاشورا

                                   کربلا تجلی گاه عشق الهی

تاسوعا و عاشورا نزدیک است. هر کس به قدر وسعش بیرق ماتم حسین(ع) را برافراشته است. هر کس هر آنقدر که می تواند در ماتم حسین(ع) شرکت می کند . گویا غم و ماتم پسر ام ابیها از خیلی پیش تر ها در دل ما گنجانده شده است. انگارکربلا، علقمه ، فرات و لب های تشنه بخشی از وجود ماست که با آغاز محرم در عطش عشقحسین (ع) زبانه می کشند .
نمی دانیم چرا ولی همواره وقتی نام مبارک دخت مکرم امیرالمومنینحضرت زینب کبری سلام الله علیها بر لبانمان جاری می شود اندوهی بزرگ قلب های ما رااحاطه می کند و اشک بر گونه ها جاری می گردد . نمی دانیم چرا ولی عالم درون مانقیام می کند وقتی از ابالفضل العباس (ع) ذکری به میان می آید. گویا حسین (ع) وکاروانش جزئی از وجود مایند که با درون مان پیوندی جاودان بر قرار کرده اند و ازاین روست که غم و اندوهشان نیز جزئی از غم اندوه ماست . غم کربلا اندوهی است بزرگدر درونمان که شاید سینه زنی ها و عزاداری های محرم اندکی از این غم بکاهد و آلامما را تسکین دهد.
اما به راستی محرم چه چیز با خود به همراه می آورد که این گونهعالم و آدم را به سوگ می نشاند. در عزاداری حسین (ع) مگر چه چیز گفته می شود کهآتشی تمام وجود مان را در بر می گیرد و جانمان را شعله ور می سازد؟آیا تنها مظلومیتاین کاروان عالم را نوحه گر و بیرق دار عزا و ماتمش کرده؟ آیا تنها دلاوری های این۷۲تن ماندگاری کاروان حسین ( ع ) را بر جریده عالم ثبت کرده است؟ آیا غریبی غریبانماتمکده های شام این کاروان را این چنین بر تارک مظلومیت نشانده است و یا نامردی هاکوفیان و غربت حسین (ع) این چنین شوری در عالم به پا کرده است؟!هر چند تمام اینهاجزئی از مصیبتی بزرگ به نام کربلاست با این حال تنها این سختی ها و ددمنشی هایدشمنان آل پیامبر (ص) ، واقعه عاشورا را بی همتا نکرده است. هر چند جدال لشکری ۳۰هزار نفری با هفتاد و دوتن اوج ددمنشی و سفاکی قلوب نامردان اموی را به تصویر میکشد اما تمام اینها تنها پیرایه های واقعه عظیم کربلاست که بر محور کانون حق مداریو حق پرستی کاروان عاشورا شکل گرفته است .
آخرین شب کربلا شب عجیب و دردناکی است . لشکری ۳۰ هزار نفری درپیشاپیش کاروان عاشورا با شمشیرهایی آخته صف کشیده است. عطش، کاروان را در بر گرفتهاست. دو لشکر با هم اتمام حجت کرده اند و برپایی جنگ در سپیده دم حتمی است.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

                                                 
 
حضرت ابوالفضل (ع)؛ پرچمدار عشق و ایثار

حضرت ابوالفضل(ع) در اخلاص، استقامت و پایمردی نمونه است و درهر خصلت نیک و صفت ارزشمندی که کرامت یک انسان به آن بسته است، سرمشق است.
تاریخ روشن از کرامتهای عباس بن علی است و نام او با وفا، ادب،ایثار و جانبازی همراه است و گذشت این سالها، کمترین غباری بر سیمای فتوتی، که دررفتار آن حضرت جلوه گر شد، ننشانده است.
میلاد فرزند شجاعت
ولادت نخستین فرزند ام البنین، در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجریدر مدینه بود. تولد عباس، خانه علی و دل مولا را روشن و سرشار از امید ساخت، چونحضرت می دید در کربلایی که در پیش است، این فرزند، پرچمدار و جان نثار آن فرزندشخواهد بود وعباس علی، فدای حسین فاطمه خواهد گشت.
با تولد عباس، خانه علی آمیخته از غم و شادی شد ، شادی برای اینمولود خجسته و غم و اشک برای آینده این فرزند و دستان او در کربلا .
عباس در خانه علی و در دامان مادر با ایمان و وفادار خود و درکنار حسن و حسین رشد کرد و از این دودمان پاک و عترت رسول، درسهای بزرگ انسانیت ،صداقت و اخلاق را فرا گرفت.
تربیت خاص امام علی(ع) بی شک، در شکل دادن به شخصیت فکری و روحیبارز و برجسته این نوجوان، سهم عمده ای داشت .
استعداد ذاتی و تربیت خانوادگی او سبب شد در کمالات اخلاقی ومعنوی، پا به پای رشد جسمی و نیرومندی عضلانی، پیش برود و جوانی کامل، ممتاز وشایسته گردد. نه تنها در قامت رشید بود، بلکه در خرد، برتر و در جلوه های انسانی همرشید بود. او می دانست که برای چه روز عظیمی ذخیره شده است تا در یاری حجت خدا جاننثاری کند، او برای عاشورا به دنیا آمده بود.
عباس، نجابت و شرافت خانوادگی داشت و از نفسهای پاک و عنایتهایویژه علی(ع) و مادرش ام البنین برخوردار بود. ام البنین هم نجابت و معرفت و محبت بهخاندان پیامبر را یکجا داشت و در ولا و دوستی آنان، مخلص و شیفته بود. از آن سو نزداهل بیت هم وجهه و موقعیت ممتاز و مورد احترامی داشت. اینکه زینب کبری پس از عاشوراو بازگشت به مدینه به خانه او رفت و شهادت عباس و برادرانش را به این مادر داغدارتسلیت گفت و پیوسته به خانه او رفت و آمد می کرد و شریک غمهایش بود .
فصل جوانی


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 10 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

                                        
ابوالفضل العباس(ع) العطش
 
 
ابوالفضل العباس(ع) العطش  
 
 
 
 
   
 
 
    برای دلاور غیوری همچون عباس، دشوارترین مسوولیت، ماندن برای نوبت آخراست.
   
   
 

برای او كه جانی لبریز از ایمان و قلبی سرشار از شور و شهادتطلبی داشت، ماندن تا آخرین لحظات عاشورا و تحمل آن همه داغ برادران و یاران و غربتو مظلومیت سیدالشهدا بسیار سنگین بود اما تكلیفی بودكه برعهده داشت.نیروهای تحتفرمان عباس به شهادت رسیدند.
سردار تنها و بی لشكر به حضور امام رسید و رخصت نبرد نهایی راخواست.اما امام اجازه نداد و فرمود: «انت صاحب لوائی؛ تو پرچمدار منی». اوبه تنهاییبرای امام حسین، مثل یك سپاه بود و حامی امام و مدافع خیمه ها و بازدارنده دشمناناز هجوم به زنان و كودكان.اما بی تابی عباس برای جهاد و شهادت، بیش از آن بود كهبتوان او را به درنگ واداشت، با اصرار از امام رخصت میدان طلبید.امام از عباس خواستكه حال كه می خواهی بروی، پس آبی برای این كودكان تشنه فراهم كن.
عباس سوار بر اسب شد، مشكی به دوش انداخت و شمشیر برگرفت و بهسمت فرات تاخت و چنان حمله كرد كه حلقه محاصره را از هم درید و خود را به آب رساند. مشك را پر از آب كرد تا این مایه حیات و طراوت را به خیمه های بی آب وافسرده ولبهای خشكیده برساند.سینه اش از عطش می سوخت. آب سرد و گوارای فرات هم پیش چشمانشموج زنان می گذشت.
دست عباس رفت تا كفی از آب بردارد و بنوشد اما به یاد وصیت علی(ع) در شب شهادتش و به یاد لبهای تشنه امام حسین و كودكان عطشان افتاد.آب را برفرات ریخت. به یاد عطش حسین، آب ننوشید تا خودش نیز همچون برادرش لب تشنه شهادت رااستقبال كند و به این صورت، آموزگار راستین وفا باشد.آب را بر فرات ریخت. مشك را بردوش افكند و راه خیمه ها را در پیش گرفت. اما نگهبانان شط فرات، راه را بر اوبستند. جنگی سخت میان سقای كربلا و آن فرومایگان درگرفت.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 10 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

ماه محرم

فضیلت سیاه پوشی در ایام سوگواری اهلبیت (ع)
موضوع پوشیدن جامه سیاه كه با فرا رسیدن ایام محرم الحرام حال وهوای خاصی به خود می گیرد، از گذشته تا به امروز مطرح بوده و همیشه با دو دیدگاه باآن برخورد شده است.
دیدگاه اول، نظر كسانی است كه با عشق و علاقه وصف ناپذیری درایام محرم سوگواری اهلبیت(ع) خصوصاً در دو ماه محرم و صفر، لباس سیاه به تن كرده وبرقه های مشكی بِیرقهای مشكی بر سردر منازل خود نصب می كنند و معتقدند كه این لباسِاظهار حزن و همدردی با عترت پاك پیامبر اكرم(ص) است. دیدگاه دوم، نظر كسانی است كهمی گویند پوشیدن لباس سیاه، مفهوم چندانی ندارد و بی خاصیت است، و به نوعی تحتتأثیر القائات و تفكرات روشنفكر مأبانه قرار گرفته و با ژستهای به اصطلاح علمی وتجددگرایانه به دیدگاه اول حمله می كنند و آنان را بدور از قافله تمدن معرفی میكنند. متأسفانه عده ای نیز به خاطر عدم آگاهی از حقیقت امر، دچار تحیر شده و دربلاتكلیفی اند كه واقعیت كدام است؟!
الف) از نظر فقهی، آنچه از روایات استفاده می شود، مكروه بودنپوشیدن لباس سیاه در نماز و غیر نماز است و از حد كراهت تجاوز ننموده است. نكته ایكه قابل توجه می باشد اینكه، عده ای از فقها قائلند كه پوشیدن لباس سیاه در عزاداریامام حسین (ع) از این حكم كراهت مستثنی است و پوشیدن آن در عزاداری امام حسین (ع) كراهت ندارد، علت كراهت را اینگونه بیان كرده اند كه پوشیدن لباس سیاه در ایام وفاتائمه (ع) خصوصاً در ایام محرم و صفر، در حقیقت اظهار مودت و محبت به ساحت مقدساهلبیت (ع) است. شیعیان و محبان آن بزرگواران با به تن كردن جامه سیاه، حزن و اندوهخود را ابراز كرده و به سفارش ائمه (ع) كه فرموده اند: شیعیان در حزن ما محزونند،عمل می كنند.
بعلاوه این سیاه پوشی، خاصیت سازنده دیگری بنام احیاء امراهلبیت (ع) دارد كه مطلوب و محبوب آن ذوات مقدس است كه فرمودند: «رحم الله من احیاامرنا» یعنی مشمول رحمت حق باد، كسی كه امر ما را احیا كند.
بدون تردید وقتی پیر و جوان، بزرگ و خردسال، در این ایام لباسسیاه می پوشند، یادآور حزن و مصیبت جانكاهی است كه وجود مقدس حضرت سید الشهداء (ع)،رسیده است و حقیقت این است كه بقاء اسلام مرهون دو ماه محرم و صفر است.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 10 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

موسیقی محرم

هنر ظهوراحوال درون آدمی است و دراین میان موسیقی نزدیكترینهنربه بروزاحساسات وعواطف انسان.احساسات وعواطفی كه فرهنگ شیعه سالها با آن آشناستچنانكه در دوران خفقان عامل مهمی درجهت ادامه یافتن مكتب آن شده است.در فرهنگ شیعهمراسم ها وعزاداری های مختلفی دیده می شود اما محرم بیش از مراسم دیگر نمایشگرشاهكارهای هنری شیعیان است.
پس از استیلای عرب ، ایران استقلال خود را از دست داد، اماایرانیان به میل خود اسلام را پذیرفتند و ایمان آوردند. در ۲۰۶ ه ، آل طاهر درخراسان قیام كردند و به این ترتیب اولین حكومت مستقل اسلامی در ایران پدید آمد. امااین حكومت تنها بر خراسان مستولی بود. امیران آل بویه اولین كسانی بودند كه حكومتمستقل اسلامی را در كل كشور ایران برقرار كردند. احمد معزالدوله از امیران طایفه یآل بویه كه ازسال ۳۳۴ تا ۳۵۶ ه . ق حكم می راند، دستور داد كه همه ساله در ده روزاول ماه محرم ، مراسم روضه خوانی و سینه زنی در كل كشور ایران اجرا شود.
این روند به نحوی هرچند ناپیوسته ، ادامه یافت ؛ ولی از قرنهفتم ه . ق ، مراسم سینه زنی و روضه خوانی به گونه ی پیوسته ای برقرار شد و بدوناین كه هیچ گونه وقفه ای در آن حاصل شود، تا امروز دوام آورد.در این میان موسیقیمحرم و عزاداری های آن از ویژگی های خاصی برخوردار بوده است.
اساساٌ موسیقی در اسلام به دو صورت به ایفای نقش می پردازد.یكیبه صورت خفی و غیر مستقیم ودیگری جلی ومستقیم .نوع اول به آن دسته ازموسیقی گفته میشودكه درمراسم صوفیان ونوع خاصی ازعرفارایج است كه موضوع بحث ما نیست ونوع دیگرهمان است كه ازآن به موسیقی مذهبی یاد می شودواساتید موسیقی – ازجمله مجید كیانیآن را یكی از انواع موسیقی امروز ایران می دانند.
در این شیوه موسیقی كاملاٌ در خدمت مذهب قرار می گیرد.از اینمنظر می توان موسیقی مذهبی را به چهار گروه تقسیم كرد.
۱) روضه :
در فرهنگ موسیقایی و مكتوب ایران ، درباره ی روضه خوانی چنینآمده است :

"ذكر مصائب وارده بر امام حسین (ع ) موجب پیدایش آثاری از نظم و نثر فارسی شده است كه صرف نظر از مراثی عامیانه ، برخی از آن ها مانند تركیب بند محتشم كاشانی از لحاظ ادبی خالی از اهمیت نیست ... همچنین موضوع روضه خوانی ، یعنی ذكر وقایع حزن انگیز كربلا هم خالی از اهمیت نمی باشد، زیرا در این قسمت نیز موسیقی نفش مهمی داشته است ."



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 10 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

حافظ و محرم

صدای اذان بلند می شود. پیر عشق، به سجاده بی نیازی از خلق و نیازمندی حق می نشیند. یاران و اصحاب از لابه لای خیمه ها، خود را به امام می رسانند؛ نماز جماعت مثل هر شب اقامه می شود. هرکس به تعقیبی و دعائی، ذکری و وردی اشتغال داشته پس از انجام سنتی که سیره اش گردیده بود، هرکدام به طور جداگانه به خیمه ها باز می گردند؛
حدیث دوست را که جز به حضرت دوست نمی
توان گفتن، بر یکدیگر روایت می کنند. گرم گفتن و شنیدن بودند که ناگهان صلای حضور زدند. بار عام امام چون غیرمنتظره بود، با نگاه از هم می پرسیدند، چه ضرورت فوری موجب چنین شرفیابی گردیده ولی در خود نمی گنجیدند زیرا معتقد بودند و می گفتند:
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
خیل محرمان همدل، که در حرم یار مانده بودند، یعنی دست غیب بر سینه ایشان برده بود، جمع آمدند، دیده بر جمال حضرت عشق باز کردند، از سر تا پا گوش بودند.
علی بن الحسین که در آن شب به فرموده امام باقر علیه السلام به درد دل مبتلا بودند، متوجه آمدن اصحاب و یاران شده، می فرمایند «با این که مریض بودم، خود را به جمع آنان نزدیک کردم تا گوش دارم، پدرم چه می فرماید. شنیدم با یاران خود چنین سخن آغاز کرد: «خدا را به نیکووجهی سپاسگزارم و در عافیت و گرفتاری او را ستایش می کنم. خدایا تو را سپاس می گذارم که ما را به پیامبری سرفراز کردی و قرآن را به ما آموختی و ما را در دین و احکام آن فقیه و دانا ساختی و برای ما گوش ها و دیده ها و دلها قرار دادی و ما را از آلودگی شرک برکنار داشتی؛ پس ما را شکرگزار نعمت هایت قرار بده» حوصله ها به دنبال اصل موضوع می دویدند.
بی تابانه ماجرایی را که موجب این گردهمایی شده بود، می جستند. می خواستند، اما بدون مقدمه ولو حمد و ثنای خدای تعالی، همان هایی را بیان دارند که به همان جهت سعادت شرفیابی نصیبشان شده است.
در چنین حال و هوایی شنیدند که فرمود: «راستی که من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود و خویشانی نکوکارتر و مهربانتر از خویشان خود نمی شناسم، خدا همه شما را جزای خیر دهد. گمان می کنم که روز نبرد ما با این سپاه رسید، من همه را اجازه رفتن دادم و آزاد گذاشتم، همگی بدون منع و مزاحمتی راه خود را در پیش گیرید و از این تاریکی شب استفاده کنید». علی بن الحسین نظاره می کرد، منتظر تصمیم حاضرین بود.
که عباس بن ابیطالب عموی عزیز و بزرگوارش فرمود: «نخواهیم رفت، چرا برویم؟ برای اینکه بعد از تو زنده بمانیم؟ خدا چنان روزی را پیش



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 10 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:11)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.