|
ادامه مطلب
|
ادامه مطلب
|
ادامه مطلب
|
بررسی جایگاه عقل و عمل از منظر امام کاظم(ع) به مناسبت هفتم صفر
ادامه مطلب
|
بسیاری معتقدند قیام حسین بن علی علیه السلام قیام علیه بدعت ها بوده است و سومین امام شیعیان در حقیقت یک مصلح بزرگ اجتماعی است که برای بازگرداندن اصول بر مدار حقیقیشان قیام کرده و در این راه تا آخرین قطره خون ایستادگی کرده است.
اساسا یکی ازآفات و آسیبهای مهمی که جریانهای فکری و فرهنگی بویژه ادیان و شریعت های الهی را در طول تاریخ با مشکلات روبه رو ساخته بدعت و جریانهای بدعت گذاربوده است با این حال بی شک بدعت های بنی امیه یکی از بزرگترین بدعت گذاری ها در اسلام محسوب می شود که در صورت عدم قیام امام حسین (ع) یقینا تنها با گذشت یک سده از فوت پیامبر اسلام (ص) دیگر نامی از دین باقی نمی ماند و اعراب به همان جاهلیت پیشین باز می گشتند.البته امویان به خاطر طینت نژاد پرستانه و منش اشرافی و طاغوتی خود ازابتدا با دعوت اسلامی به مخالفت و دشمنی برخاستند و تاآنجا که قدرت داشتند بااسلام مبارزه کردند.
آن گاه که مطمئن شدند دیگر مبارزه با اسلام بی فایده است به ظاهراسلام اختیار نمودند تا در لوای آن خود را حفظ کرده به منافع سودجویانه خود دست یابند. بارحلت پیامبراسلام در اثر تحولاتی که در جامعه اسلامی پدید آمد بنی امیه از غفلت خلفای اسلامی و جهالت مردم سوء استفاده کرده بر جامعه اسلامی مسلط شدند و با استفاده از امکانات وسیع جامعه نو پا و پیروزاسلامی اصول وارزشهای نبوی و مکتب علوی را هدف قرار داده در صدد محو آن بر آمدند .
در دوران خلافت بیست ساله معاویـه بن ابی سفیان ، مهمترین علل زمینه ساز واقعه کربلا تحقق یافت ، بدعت هایی که در دین پدید آمد زمینه انتقام امویان را از اسلام فراهم ساخت ودراثر جنایات و مفاسد زمامداران اموی و عمال ستمگر آنان ریشه های فساد به تدریج بارور شد تا بالاخره در حادثه کربلا میوه تلخ و زهر آگین خود را در کام جهان اسلام فرو ریخت .
رئوس مهمترین بدعت هایی که معاویه و پس از آن یزید در دین بر جای گذاشت شاید تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت استبدادی و موروثی ، سپردن پست های حساس به افراد نالایق ،ترویج فرهنگ جبر و سکوت وتسلیم، تجدید عصبیت های جاهلی و تفاخر قبیله ای و نژادی ، اسلام زدایی و تحریف معارف دین و... بود
ادامه مطلب
|
شهادت مظلومانه سید الشهداء (ع) و یارانش در کربلا، تأثیر بیدارگر و حرکت آفرینی داشت و خونی تازه در رگهای جامعه اسلامی دواند و جو نامطلوب را شکست و امتدادهای آن حماسه، در طول تاریخ، جاودانه ماند. حتی در همان سفر اسارت اهل بیت نیز تأثیرات سیاسی این حادثه در اندیشه های مردم آشکار شد. گروهی از اسرا را که به شام می بردند، چون به تکریت رسیدند، مسیحیان آنجا در کلیساها جمع شدند و به نشان اندوه بر کشته شدن حسین (ع)، ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند. به شهر «لینا» نیز رسیدند، مردم آنجا همگی گرد آمدند و بر حسین و دودمانش سلام و درود فرستادند و امویان را لعن کردند و سربازان را از آنجا بیرون کردند. چون خبر یافتند که مردم «جهینه» هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند، وارد آن شهر نشدند. به قلعه «کفر طاب» رفتند، به آنجا نیز راهشان ندادند. به «حمس» که وارد شدند، مردم تظاهرات کردند و شعار دادند؛ «اکفرا بعد ایمان و ضلالا بعد هدی؟» و با آنان درگیر شدند و تعدادی را کشتند. (۱) برخی از تأثیرات حماسه عاشورا از این قرار است؛
۱) قطع نفوذ دینی بنی امیه بر افکار مردم
۲) احساس گناه و شرمساری در جامعه به خاطر یاری نکردن حق و کوتاهی در ادای تکلیف
۳) فرو ریختن ترسها و رعبها از اقدام و قیام بر ضد ستم
۴) رسوایی یزیدیان و حزب حاکم اموی
۵) بیداری روح مبارزه در مردم
۶) تقویت و رشد انگیزه های مبارزاتی انقلابیون
۷) پدید آمدن مکتب جدید اخلاقی و انسانی (ارزشهای نوین عاشورایی و حسینی)
۸) پدید آمدن انقلابهای متعدد با الهام از حماسه کربلا
۹) الهام بخشی عاشورا به همه نهضتهای رهایی بخش و حرکتهای انقلابی تاریخ
۱۰) تبدیل شدن «کربلا» به دانشگاه عشق و ایمان و جهاد و شهادت برای نسلهای انقلابی شیعه
۱۱) به وجود آمدن پایگاه نیرومند و عمیق و گسترده تبلیغی و سازندگی در طول تاریخ بر محور شخصیت و شهادت سید الشهداء (ع).
از نهضتهای شیعی پس از عاشورا می توان «انقلاب توابین»، «انقلاب مدینه»، «قیام مختار»، «قیام زید»، و حرکتهای دیگر را نام برد. تأثیر حماسه عاشورا را در انقلابهای بزرگی که در طول تاریخ بر ضد ستم انجام گرفته، چه در عراق و ایران و چه در کشورهای دیگر، نباید از یاد برد. «فرهنگ شهادت» و انگیزه جهاد و جانبازی که در انقلاب اسلامی ایران و هشت سال دفاع مقدس در جبهه ها جلوه گر بود، گوشه ای از این تأثیر پذیری است. شعار«نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه» که در مبارزات ملت مسلمان ایران بر ضد طاغوت طنین افکن بود و نیز شور حسینی جبهه
ادامه مطلب
|
||||||||
|
بسیاری معتقدند قیام حسین بن علی علیه السلام قیام علیه بدعت ها بوده است و سومین امام شیعیان در حقیقت یک مصلح بزرگ اجتماعی است که برای بازگرداندن اصول بر مدار حقیقیشان قیام کرده و در این راه تا آخرین قطره خون ایستادگی کرده است.
اساسا یکی ازآفات و آسیبهای مهمی که جریانهای فکری و فرهنگی بویژه ادیان و شریعت های الهی را در طول تاریخ با مشکلات روبه رو ساخته بدعت و جریانهای بدعت گذاربوده است با این حال بی شک بدعت های بنی امیه یکی از بزرگترین بدعت گذاری ها در اسلام محسوب می شود که در صورت عدم قیام امام حسین (ع) یقینا تنها با گذشت یک سده از فوت پیامبر اسلام (ص) دیگر نامی از دین باقی نمی ماند و اعراب به همان جاهلیت پیشین باز می گشتند.البته امویان به خاطر طینت نژاد پرستانه و منش اشرافی و طاغوتی خود ازابتدا با دعوت اسلامی به مخالفت و دشمنی برخاستند و تاآنجا که قدرت داشتند بااسلام مبارزه کردند.
آن گاه که مطمئن شدند دیگر مبارزه با اسلام بی فایده است به ظاهراسلام اختیار نمودند تا در لوای آن خود را حفظ کرده به منافع سودجویانه خود دست یابند. بارحلت پیامبراسلام در اثر تحولاتی که در جامعه اسلامی پدید آمد بنی امیه از غفلت خلفای اسلامی و جهالت مردم سوء استفاده کرده بر جامعه اسلامی مسلط شدند و با استفاده از امکانات وسیع جامعه نو پا و پیروزاسلامی اصول وارزشهای نبوی و مکتب علوی را هدف قرار داده در صدد محو آن بر آمدند .
در دوران خلافت بیست ساله معاویـه بن ابی سفیان ، مهمترین علل زمینه ساز واقعه کربلا تحقق یافت ، بدعت هایی که در دین پدید آمد زمینه انتقام امویان را از اسلام فراهم ساخت ودراثر جنایات و مفاسد زمامداران اموی و عمال ستمگر آنان ریشه های فساد به تدریج بارور شد تا بالاخره در حادثه کربلا میوه تلخ و زهر آگین خود را در کام جهان اسلام فرو ریخت .
ادامه مطلب
|
||||||||
|
عاشورا زمانه ای است که در گوشه ای از تاریخ نشست و جاودانه گشت. برخی از امور هر چند که در لحظه تاریخی اتفاق می افتد و در بند تاریخ، اسیر است، ولی خود فرا لحظه و فرا تاریخی است. از آن جمله عاشوراست که با معنای دهم است ولی از چنان کلیتی برخوردار است که همه زمانه را بلکه همه هستی را با خود همرنگ و هماهنگ ساخته است. دیگر عاشورا به معنای روز دهم از هر ماه و یا حتی روز دهم از ماه محرم سال ۶۱ هجری نیست بلکه روزی همانند آن روزهایی است که در قرآن بیان شده و گفته است که ایام الله است. ایام الله تنها به سبب انتساب آن به خداوند معنای خاصی نیافته، بلکه این انتساب نوعی فرا لحظه و فرا زمان را برای آن تثبیت می کند.
● ایام الله، تجلی حق و حقیقت
اگر بخواهیم برای ایام الله معنا و مفهوم واقعی و درستی ارائه دهیم، باید آن را ظهور و تجلی حق و حقیقت بدانیم.
ایام الله روزی است که خداوند بحق، ظهور و جلوه می کند. از این رو هر تجلی او یوم خوانده می شود. بنابراین این یوم القیامه و روز رستاخیز به معنای روز تجلی یک حقیقت کامل است. همه قیامت و رستاخیز روزی از روزهای خداست. زمانی که خداوند تجلی به واحد قهار می کند نیز روزی از روزهای خداست: لمن الملک الیوم؟ لله الواحد القهار؛ امروز از آن کیست؟ و چون در آن حالت کسی جز خدای یگانه قهار نیست و همه را به حکم الموت مت؛ ای مرگ تو نیز بمیر، همگان میرا شده اند و تنها خدای قهار مانده است، خود در پاسخ خود می گوید: لله الواحد القهار یعنی از آن خدایی است
ادامه مطلب
|
|
||||||||
|
ادامه مطلب
|
|
||||||||
|
ادامه مطلب
|
|
||||||||
|
ادامه مطلب
|
ادامه مطلب
|
ادامه مطلب

ادامه مطلب

| خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: امام حسین(ع) پس از اطمینان از عدم حمله دشمن در عصر روز نهم محرم و در شب عاشورا، فرصتی یافت تا با یاران خود به گفتگو پرداخته، امور سپاه را تنظیم، به عبادت و تهجد پرداخته و برای روز بعد خود را از هر جهت آماده کند. | |
|
خطبه امام حسین(ع) و اتمام حجت با یاران
یکی از وقایع شب عاشورا خطبه امام حسین(ع) است. امام حسین(ع) در شامگاه روز تاسوعا، یاران را در خیمه ای بزرگ گرد آورد و برای آنان خطبه ای خواند و در بخشی از آن فرمود: "... من یارانی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود سراغ ندارم و خویشاوندانی نیکوکارتر و به حقیقت نزدیکتر از خویشاوندان خود نمی شناسم، خدا شما را از جهت من، پاداش نیک عطا فرماید.
یاران من! بدانید یک امشب، بیشتر در این جهان به سر نخواهیم کرد و فردا از این مردم، جان به سلامت نخواهیم برد. من به شما اجازه می دهم که همگی از این سرزمین بیرون روید ، من بیعت خود را از شما برداشتم و اینک تاریک است و شما می توانید با کمال آسودگی خود را از چنگال دشمن برهانید."
|
ادامه مطلب













