هر چند منصفین اهل سنت درکتب حدیثی و تفسیری و تاریخی به قضیه غدیر پرداختهاند، ولی شیعه و دوستان اهل بیت (ع) لازم نمیبینند که برای تقویت مبانی خود از کتب اهل سنت استفاده کنند و اگر مطالبی از کتب ایشان میآوریم از باب اتمام حجت بر خود آنها است و این به معنی این نیست که ما عقایدمان را از منابع اهل سنت میگیریم.
حجتالاسلام والمسلمین نجمالدین طبسی از اساتید سطح عالی و خارج حوزه علمیه قم در گفتوگو با مرکز خبر حوزه واقعه غدیرخم در منابع اهلسنت و اقرار علمای معروف سنی مذهب پیرامون این حقیقت همیشه جاویدرا به بحث نشسته است.
ادیان نیوز به نقل از حوزه نیوز :
ضمن تبریک دهه ولایت توجه همه پژوهشگران و محققان شیعه و سنی را به این گفتوگو جلب میکند.
پروژ ه الهی و پروژه سقیفه
امت اسلامی خودش را در مقابل دو پروژه میبیند، یکی «پروژه الهی» که مسئله غدیر و تعیین جانشینی بعد از پیامبر اکرم (ص) است که از طرف خداوند تبیین شد و پروژه دیگر، «پروژه سقیفه» است یعنی ؛ خدا و پیامبر (ص) برای بعد از رسالت برنامهای ندارند و چند نفر از اصحاب دور هم مینشینند «البته نه همه امت اسلام و نه همه افراد در مدینه، بلکه یک عده خاص» دور هم می نشینند و تصمیم میگیرند و میگویند امت اسلامی تا قیام قیامت باید از تصمیمات سقیفه و رأی آنها تبعیت کنند و فضا را به گونهای ایجاد کردند که اگر کسی از ایشان تبعیت نکند به هزاران بر چسب متهم میشود و به رافضی و خارجی و امثال آن متهم میشوند.
غنای مبانی شیعه و استحکام آن
هر چند منصفین اهل سنت درکتب حدیثی و تفسیری و تاریخی به قضیه غدیر پرداختهاند، ولی شیعه و دوستان اهل بیت (ع) لازم نمیبینند که برای تقویت مبانی خود از کتب اهل سنت استفاده کنند و اگر مطالبی از کتب ایشان میآوریم از باب اتمام حجت بر خود آنها است و این به معنی این نیست که ما عقایدمان را از منابع اهل سنت میگیریم.
آیات غدیر
در کتابهای اهل سنت شاهد این مطلب هستیم که نویسندگان اهل سنت و مفسرین آنها از قدیم الایام و از قرن دوم یا سوم به قضیه غدیر پرداختهاند، منصفین اهل سنت در تفاسیر خود به سه آیه که میرسند به قضیه غدیر اشاره میکنند.
آیه : سَأَلَ سائِلٌ بعذاب واقِعٍ ؛ معارج آیه 1
من از باب نمونه عرض میکنم این آیه را حافظ ابو عبید هروی، متوفی 223 ه ق صاحب کتاب تفسیر الغریب قرآن و ابوبکر نقاش موصلی بغدادی متوفی 351 و ابواسحاق ثعلبی نیشابوری متوفی 427 ه ق و همینطور در قرنهای بعدی تا قرن ششم و هفتم کسانی بودهاند که اهل انصاف بوده ضمن بیان آیه، شان نزول آن را هم بیان میکنند و در تفاسیر خود آوردهاند که جریان چه بوده است و این سائل چه کسی میباشد و عذابی که درخواست کرده چه بوده و برای چه موردی عذاب را درخواست نموده است و برای نمونه به کتاب "الکشف و البیان ثعلبی" م 427 ه ق استشهاد میکنم، وی در ذیل آیه اول سوره معارج روایتی را از سفیان بن عیینه نقل میکند: افرادی از سفیان بن عیینه پرسیدند این آیه درباره کیست و بعد وی این ماجرا را نقل میکند.
هنگامی که رسول خدا (ص) علی (ع) را در روز" غدیر خم" به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت: من کنت مولاه فعلی مولاه" هر کس من مولی و ولی او هستم، علی مولی و ولی او است" چیزی نگذشت که این مساله در بلاد و شهرها منتشر شد" حرث بن نعمان فهری" خدمت پیامبر (ص) آمد و عرض کرد تو به ما دستور دادی تا به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی دهیم، ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی ما همه اینها را پذیرفتیم، اما با اینها راضی نشدی، تا اینکه این جوان (اشاره به علی ع است) را به جانشینی خود منصوب کردی، و گفتی: من کنت مولاه فعلی مولاه، آیا این سخنی است از ناحیه خودت یا از سوی خدا؟! پیامبر ص فرمود:" قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این از ناحیه خدا است".
" نعمان" روی بر گرداند در حالی که میگفت اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ:" خداوندا! اگر این سخن حق است، از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر ما به باران"! اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همین جا آیه «سَأَلَ سائِلٌ بعذاب واقِعٍ لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ» نازل گشت". [2]
این قضیه را آقای ثعلبی در کتابش از سفیان بن عیینه نقل میکند، سفیان بن عیینه یک فرد معمولی نیست اگر مراجعه کنید.
به سیر اعلام النبلاء با شخصیت والای او در نزد اهل سنت بیشتر آشنا میشوید و میبینید او را با القابی مانند الامام، الکبیر و مانند آن مخاطب قرار دادهاند و " امام" در نزد اهل سنت کسی است که عدالت بالایی دارد و شخصیت هایی مثل ابن جریح و این شعبه از او مطلب نقل میکنند و گفتهاند، گاهی طلبهها به مکه و حج میرفتند فقط برای اینکه در درس او شرکت کنند، این شخصیت در مسائل حدیثی و تفسیری به قول خود اهل سنت یکه تاز است و از "شافعی" نقل شده است که من در حدیث و تفسیر از او بهتر ندیدهام و "ابن مهدی" عالم دیگر اهل بیت (ع) گفته است: ابن عیینه در معرفت قرآن و تفسیر حدیث از دیگران بالاتر است و او تفسیر آیه سئل سائل را در رابطه با جریان غدیر میداند [3] و این بیان درکتاب های دیگر هم آمده است، مثلا ابوالقاسم حسکانی متوفی 490 ه ق، در کتاب «شواهد التنزیل ج 2 ص 383 این مطلب را نقل میکند ، قرطبی متوفی 567 در تفسیر الجامع این مطلب را نقل میکند ؛ علامه امینی در ج 1 ص 465 الغدیر بیش از سی مدرک از منابع اهل سنت میآورد که شأن نزول این آیه درباره فرد منکر غدیر است و تا قرن هشتم و زمان ابن تیمیه، احدی منکر ارتباط این آیه با جریان غدیر نشده است
آیه تبلیغ
این آیه هم مدارک زیادی دارد، جناب طبری کتابی به نام "الولایة فی طرق حدیث الغدیر" دارد و در آنجا از "زید بن ارقم" قصه را نقل میکند و میگوید: نزدیک ظهر در غدیر خم بودیم و هوا بسیار گرم بود، پیامبر (ص) دستور دادند همه جمع شوند و به همه اعلام کنیم علی وصی و جانشین من است و بدانید خداوند عز و جل او را به عنوان امام ، ولی و جانشین معرفی کرده است. [4]
مدارکی دیگر :
ذهبی در تذکرة الحفاظ ج 3 ص 231 میگوید: حدیث «من کنت مولاه، له طرق جیده» و من برای آن یک جلد مستقل نوشتهام ، باز ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلا ج 14 ص 277 میگوید : « جمع الطبری طرق حدیث الغدیر فی اربعة اجزاء» طبری طرق حدیث غدیر را در 4 جلد جمع کرده و من بخشی از آن را دیدهام و کثرت روایات غدیر من را مبهوت کرد، پس جزم کردم بر صحت وقوع این قصه ؛ ذهبی همچنین در جلد 8 ص 335 حدیث غدیر را میآورد و میگوید : «هذا حدیثٌ حسنٌ عال جداً، ومتنه فمُتواتِر». قصه غدیر متن آن متواتر است ، باز همین حرف را اسنی المطالب میگوید : تواتر عن امیر المومنین ایضا عن النبی جریان غدیر از پیامبر اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) رسیده است و خیلیها این حدیث را نقل کردهاند و کسی که میخواهد آن را تضعیف کند فرد بی اطلاعی است ، آقای یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر متوفی463 در کتاب "الاستیعاب فی معرفة الأصحاب" ج 2 ص 372 میگوید : حدیث مواخاة و روایت خیبر و حدیث غدیر همه صحیح هستند ، ابن حجر هیتمی میگوید : حدیث غدیر صحیح است و جای انکار نیست و عدهای این حدیث را نقل کردهاند، مانند ترمذی ، نسائی ،احمد و طرق این حدیث به پیامبر (ص) زیاد است و شانزده صحابی آن را نقل کردهاند [5] پس در ارتباط این آیه با غدیر جای هیچ شبههای نیست
آیه اکمال
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإسْلامَ دِينًا مائده آیه 3
این آیه هم مدارک زیادی دارد ، مثلا طبری در کتاب "الولایة فی طرق حدیث الغدیر" این مطلب را نقل میکند ، ابن مردویه م 410 به نقل از ابن کثیر و سیوطی در کتاب تفسیرش این مطلب را نقل میکند ، ابونعیم اصفهانی م 430 در کتابش میگوید : پیامبر اکرم (ص) مردم را دعوت به ولایت امیر المومنین (ع) نمود و جریان غدیر را نقل میکند ، خطیب بغدادی م 463 ، ابوسعید سجستانی م 477 و بسیاری دیگر از علمای اهل سنت این جریان را نقل میکنند پس قصه غدیر و اینکه پیامبر اکرم در جمع مردم فرمودند: « من کنت مولاه فعلی مولاه » جای هیچ شبههای ندارد.
برخی اشکال کردهاند و گفتهاند : "مولی" در "من کنت مولاه" به معنی دوستی است و ما در جواب میگوییم : اگر همین جمله به زبان خلیفه دوم بیاید، آیا همین حرف را میزنند ؟! مثلا در کتاب صحیح مسلم ص 204 باب جهاد قسمت "فیء" آمده است : خلیفه دوم به امیر المومنین و عباس عرض میکند : فَلَمَّا تُوُفِّیَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَبُو بَکْرٍ أَنَا وَلِیُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، ابوبکر که فوت کرد خلیفه دوم گفت ابوبکر گفته است : من ولی رسول الله و ابوبکر هستم، این ولی به چه معناست ؟ آیا به معنی دوستی است یا خلافت و جانشینی ؟ قطعا به معنی جانشینی است لذا میبینیم اهل سنت برخورد دوگانهای دارند، به طوری که اگر خلیفه کلمه «ولیّ» را به کار ببرد، معنی جانشینی از آن برداشت میکنند و اگر پیامبر (ص) بگوید، به معنی «دوستی» میگیرند! و باید از ایشان پرسید چرا اینگونه نظر میدهید وتناقضگویی میکنید.
آیا خود امیر المومنین و اصحاب به غدیر استناد کردهاند ؟ [6]
امیرالمؤمنین در روز شوری به جریان غدیر استناد کردند ( خوارزمی در مناقب ص 313 ) ؛ و نیز در ایام عثمان، حضرت علی (ع) به جریان غدیر استناد کردند و همچنین در همان روزهای اول خلافت ابوبکر با او محاجه و احتجاج کردند و به قضیه غدیر اشاره نمودند؛ این جریان مفصلا در "احتجاج" آمده است ، در سال 35 هنگامی که آقا امیر المومنین در رحبه عراق بودند به جریان غدیر استناد کردند ، به مناسبتی 25 سال بعد از جریان غدیر، حضرت در کوفه فرمودند: کسی که در قضیه غدیر بوده شهادت بدهد با اینکه 25 سال از آن جریان میگذشت ، در عین حال 12 نفر شهادت دادند [7] ، آن حضرت همچنین در روز جمل به قضیه غدیر احتجاج کردند ، در جریانی چند نفر از صحابه که در غدیر بودند و حاضر به شهادت نشدند امثال انس و براء و... مولا امیرالمؤمنین (ع) ایشان را نفرین کرد و گرفتار نفرین شدند.
در روز صفین حضرت احتجاج به غدیر کردند ، زهرای اطهر به غدیر احتجاج کردند :انستم یوم غدیر خم [8] ، امام حسن مجتبی و امام حسین (ع) به جریان غدیر استناد کردند ، عبد الله بن جعفر در مقابل معاویه احتجاج به جریان غدیر نمود.
اصبغ بن نباته میگوید : امیر المؤمنین صلوات اللّه علیه در ایّام جنگ صفّین نامهای به معاویة بن ابی سفیان نوشت و بدست من داد که به او برسانم، نامبرده گوید : بر معاویه داخل شدم در حالیکه بر قطعه چرمی نشسته بود و بر دو بالشت سبزی تکیه داده بود، در طرف راست او عمرو بن عاص، و حوشب، و ذو الکلاع و در طرف چپ او برادرش عتبة ابن ابی سفیان و عبد اللّه بن عامر بن کریز و ولید بن عقبة، و عبد الرحمن بن خالد و شرحبیل بن سمط و در برابرش، ابو هریره و ابو الدرداء و نعمان بن بشیر و ابو امامه با اهلی قرار داشتند، پس از آنکه معاویه نامه آنجناب را قرائت کرد، گفت: همانا علی کشندگان عثمان را به ما تسلیم نمیکند، اصبغ گوید: به او گفتم ای معاویه خون عثمان را بهانه مگیر، تو جویای پادشاهی و سلطنت هستی، و اگر در زمان زندگی عثمان، میخواستی او را یاری کنی میکردی، ولی در کمین فرصت و در انتظار کشته شدن او بودی تا این امر را دستاویز رسیدن به مقصود (پادشاهی) قرار دهی، اصبغ گوید: معاویه از سخنان من در خشم شد و من خواستم خشم او بیشتر شود، لذا رو به ابی هریره کردم و به او گفتم، ای یار رسول خدا صلی اللّه علیه و آله من تو را سوگند میدهم به آن خداوندی که معبودی جز او نیست و دانای آشکار و نهان است و به حق حبیبش مصطفیعلیه و آله السلام که مرا خبر دهی، آیا روز غدیر خم را درک نمودی و حضور داشتی؟ گفت: بلی حاضر بودم، گفتم چه درباره علی علیه السّلام از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله شنیدی؟گفت: شنیدم میفرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره، و اخذل من خذله.به او گفتم: بنابر این ای ابا هریره، تو با دوست او دشمن شدی و با دشمن او دوست در اینموقع ابو هریره نفس بلندی که حاکی از تاسّف او بود کشید، و گفت:انا لله و انا الیه راجعون [9]
چرا امیر المومنین با وجود حقانیت شمشیر نکشید ؟
این دلیل بر عدم حقانیت نیست، خود پیامبر 13 سال در مکه بود و دست به سلاح نبرد و در آخر هم هجرت کرد هجرت یعنی عقب نشینی تاکتیکی و نمیتوان گفت پیامبر (ص) هم بر حق نبود بلکه مصلحت جامعه مسلمین قیام مسلحانه را ایجاب نمیکرد.
آیا ائمه اربعه اهل سنت به واقعه غدیر پرداختهاند ؟
نقل شده است ابو حنیفه میگفت :" لَا تُقِرُّوا لَهُمْ به حدیث غَدِیرِ خُمٍّ فَیَخْصِمُوکُم " در مناظراتتان با شیعه زیر بار حدیث غدیر نروید؛ چون اگر اعتراف کردید، مغلوب میشوید [10] و اصل غدیر را نمیتواند کسی منکر شود و حتی سرسختترین نواصب هم مانند ابن تیمیه نتوانستند آن را انکار کنند.
وظیفه حوزه و رسانهها در بزرگداشت روز غدیر چیست ؟؟
قضیه غدیر اساس دین است و روشنگر جریان امامت و ولایتمداری جامعه مسلمین بعد از رسول اکرم میباشد و جریان غدیر، خود بیانگر مقام رفیع علی علیه السلام است و دنیای اسلام باید شخصیتهای رفیع و عالی مقام خود را بشناسد. در بین آن همه صحابه پیامبر (ص) دست علی (ع) را میگیرند و وظیفه ماست که مردم و نسل جدید را با این شخصیت بزرگ آشنا کنیم، تا دیگران را به عنوان الگو به امت اسلامی معرفی نکنند، شناخت علی، خط علی، یعنی شناخت علم و اخلاق و سیاست، بخاری میگوید روش علی مورد رضایت رسول خداست و این جمله را بخاری از خلیفه دوم نقل میکند که « مات رسول الله و هو راض عن علی » [11] پیامبر دربست کارهای علی را قبول داشت، شناخت علی یعنی، شناخت یک الگو و کسی که همه کارهای او مورد رضایت رسول الله بود، سانسور کردن چنین شخصیتی ظلم به جامعه و انسانیت است و معرفی او معرفی اسلام مجسم و قرآن ناطق است و جامعهای که میخواهد اسلامی باشد، باید اسلامی را دنبال کند که رسول الله از آن راضی باشد و آن اسلام، اسلام علی بن ابی طالب (ع) است و علی قرآن ناطق است و باید علی را به جهانیان معرفی کنیم؛ تا در واقع بالاترین خدمت را به جامعه کرده باشیم.
حال به مناسبت غدیر آیا از علامه امینی خاطرهای دارید ؟
ما در نجف در همسایگی ایشان بودیم و به کتابخانه ایشان هم رفت و آمد داشتم و علامه امینی با اثری که نوشته است زنده است. من هرگاه نجف میروم بعد از زیارت مولایم به پاس خدمت و خدماتی که به ساحت قدس امام نمودند به زیارت قبر ایشان میروم و خم میشوم و قبر شریف ایشان را میبوسم
ادامه مطلب
جبران اضافه می کند که:" علی (ع) مانند پیغمبران درگذشت، مقام و شأن او در بصیرت و بینایی چون پیغمبران، مختص شهر،
"جبران معتقد بود که:" دو طایفه شیفته روش علی بودند یکی خردمندان پاکدل و دیگری نیکو سرشتان با ذوق، علی بن ابیطالب شهید عظمت خویش گشت او از دنیا رفت در حالی که نماز بر زبانش جاری و دلش از شوق خدا لبریز بود. مردم عرب، حقیقت مقام او را درک نکردند تا گروهی از مردم کشور همسایه آنها( ایران) برخاسته، این گوهر گرانبها را از سنگ تشخیص داده و او را شناختند."بلد، قوم، زمان و مکان نبوده و شخصیتی بین المللی داشت."
جبران همیشه نام علی (ع) را در مجالس خاص و عام به زبان می آورد، تعظیم می کرد و می گفت علی از جهان رفت درحالی که هنوز رسالتش را به کمال، تبلیغ نکرده بود.
"شبلی شمیل"
دانشمندی است که در سال 1335 هجری درگذشت، وی شاگرد برجسته مکتب داروین بود و نخستین کسی است که نظریه" قوه" را در شرق منتشر کرد سپس برخلاف مکتب استاد خود که فردی الهی بود، به انکار مقدسات و جهان ماوراء طبیعت برخاست وتا لحظه مرگ از مکتب مادیگری پیروی نمود.وی با اصراری که در انکار توحید داشت، در برابر شخصیت علی ( ع) سرتعظیم فرود آورده و در مورد او چنین می گوید:" امام و پیشوای انسان ها علی بن ابیطالب بزرگ بزرگان و یگانه نسخه ای است که با اصل خود «پیامبر( ص)» مطابق است هرگز اهل شرق و غرب، سخنرانی نظیر او در گذشته و حال ندیده است."
- " میخائیل نعیمه"
که از دانشمندان مسیحی است در مقدمه ای که بر کتاب " صوت العدالة الانسانیة" نوشته درباره حضرت علی (ع) چنین می گوید:" پهلوانی امام( ع) تنها در میدان جنگ نبود بلکه او در روشن بینی، پاکدلی، بلاغت، سحر بیان، اخلاق فاضله، شور ایمان، بلندی همت، یاری ستمدیدگان و ناامیدان، متابعت حق و راستی و بالجمله در همه صفات پهلوان بود. اگر چه مدت زیادی از حضور او گذشته، اما هر گاه بخواهیم بنیاد زندگی نیکو و سعادتمندی را بگذاریم باید به روش او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگیریم."- " جرج جرداق"مسیحی، نویسنده معروف لبنانی در کتاب " صوت العدالة الانسانیة " درباره علی ( ع) چنین می نویسد: ای دنیا چه می شد اگر همه نیروهایت را در هم می فشردی و دوباره شخصیتی مانند علی با آن عقل، قلب ، زبان و شمشیر نمودار می کردی؟"
- " کارلایل"
فیلسوف انگلیسی، هر گاه به نام علی (ع) می رسید بزرگی علی چنان او را به وجد می آورد و نیروی عظمت آن حضرت چنان تحریکش می کرد که از بحث علمی بیرون می شد و بی اختیار شروع به مدیحه سرایی او می کرد، او درباره علی چنین می گوید: " ما نمی توانیم علی را دوست نداشته باشیم و به وی عشق نورزیم زیرا هر چه خوبی هست که ما آن را دوست داریم همه در علی جمع است. او جوانمرد شریف و بزرگواری بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دلیری بود، از بشر شجاع تر، اما شجاعتش آمیخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود.پیش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند، فرمود: اگر زنده ماندم خود می دانم چه کنم و اگر درگذشتم اختیار با شماست، اگر می خواهید او را قصاص کنید یک ضربت بیشتر به او نزنید و اگر عفو کنید به تقوا نزدیک تر است."
- "لامنس"
یک کشیش بلژیکی است که در زبان عربی و تاریخ عرب مهارت داشت. او درباره علی (ع) می گوید:" برای عظمت علی این بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی از او سرچشمه می گیرد. او حافظه و قوه شگفت انگیزی داشت. علمای اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علی مستند دارند چرا که گفتار او حجیت قطعی داشت، او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت."- "مادام دیالافوا"، در مقام تعریف حضرت علی (ع) چنین می نویسد:" احترام علی (ع) در نزد شیعه به منتها درجه است و حقاً هم باید این طور باشد زیرا این مرد بزرگ علاوه بر جنگ ها و فداکاری هایی که برای پیشرفت اسلام کرد، در دانش، فضائل ، عدالت و صفات نیک بی نظیر بود و نسلی پاک و مقدس نیزاز خود باقی گذارد. فرزندانش نیز از او پیروی کردند و برای پیشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علی(ع) کسی است که در قضاوت به منتها درجه عدالت رفتار می کرد و در اجرای قوانین الهی اصرار و پافشاری داشت. علی کسی است که اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او کسی است که تهدید و نویدش قطعی بود. "
- "مادام دیالافوا "
در ادامه این بحث می گوید:" چشمان من گریه کنید، اشک های خود را با آه و ناله من مخلوط نمایید و برای اولاد پیامبر که مظلومانه شهید شدند، عزاداری کنید."- " پطروشفسکی" استاد دانشگاه لنینگراد می گوید:" علی (ع) تا سرحد شور و عشق پای بند دین، صادق و راستگو بود... و مقام صفات اولیاءالله در وجودش جمع بود."
ادامه مطلب
| امام علي (ع) از ديدگاه انديشمندان غيرمسلمان | ||
|
حضرت علي (عليه السلام) شخصيتي بزرگ و بي بديل است که در طول تاريخ همواره مورد مدح و ستايش بزرگان قرار گرفته و حتي کساني که به امامت علي (عليه السلام) باور ندارند نيز ، او را در نوع خود يگانه و بي نظير مي دانند؛ مطلبي که پيش رو داريد نمونهاي است از گفتار انديشمندان غير مسلمان درباره علي (عليه السلام) ... : "جبران خليل جبران" که از علماي بزرگ مسيحيت، مرد هنر و صاحب ذوق بديعي است لب به ستايش علي گشوده و چنين مي گويد: "به عقيده من علي بن ابيطالب (پس از پيامبر) نخستين مرد از قوم عرب است که وجودش، همه فضائل کامل بودن را در قوم خويش دميد و آهنگ آن را به گوش مردمي رسانيد که پيش از آن مانند آن را نشنيده بودند و در بين تاريکيهاي جاهليت از روش روشن او متحير ماندند؛ پس کسي که طريق علي را پسنديد به فطرت سليم بازگشت و آن که از باب خصومت وارد شد جاهيلت را ترجيح داد."جبران معتقد بود که: "دو طايفه شيفته روش علي بودند يکي خردمندان پاکدل و ديگري نيکو سرشتان با ذوق، علي بن ابيطالب شهيد عظمت خويش گشت او از دنيا رفت در حالي که نماز بر زبانش جاري و دلش از شوق خدا لبريز بود. مردم عرب، حقيقت مقام او را درک نکردند تا گروهي از مردم کشور همسايه آنها (ايران) برخاسته، اين گوهر گرانبها را از سنگ تشخيص داده و او را شناختند." جبران اضافه مي کند که : "علي (عليه السلام) مانند پيغمبران درگذشت، مقام و شأن او در بصيرت و بينايي چون پيغمبران، مختص شهر ، بلد ، قوم ، زمان و مکان نبوده و شخصيتي بين المللي داشت." جبران هميشه نام علي (عليه السلام) را در مجالس خاص و عام به زبان مي آورد ، تعظيم ميکرد و مي گفت علي از جهان رفت در حالي که هنوز رسالتش را به کمال، تبليغ نکرده بود. "شبلي شميل" دانشمندي است که در سال 1335 هجري درگذشت ، وي شاگرد برجسته مکتب داروين بود و نخستين کسي است که نظريه "قوه" را در شرق منتشر کرد سپس برخلاف مکتب استاد خود که فردي الهي بود، به انکار مقدسات و جهان ماوراء طبيعت برخاست و تا لحظه مرگ از مکتب ماديگري پيروي نمود. وي با اصراري که در انکار توحيد داشت، در برابر شخصيت علي (عليه السلام) سر تعظيم فرود آورده و در مورد او چنين ميگويد: "امام و پيشواي انسانها علي بن ابيطالب بزرگ بزرگان و يگانه نسخهاي است که با اصل خود «پيامبر(صلي الله عليه و آله)» مطابق است هرگز اهل شرق و غرب، سخنراني نظير او در گذشته و حال نديده است." "ميخائيل نعيمه" که از دانشمندان مسيحي است در مقدمهاي که بر کتاب "صوت العدالة الانسانية" نوشته درباره حضرت علي (عليه السلام) چنين ميگويد: "پهلواني امام (عليه السلام) تنها در ميدان جنگ نبود بلکه او در روشنبيني، پاکدلي، بلاغت، سحر بيان ، اخلاق فاضله ، شور ايمان، بلندي همت ، ياري ستمديدگان و نااميدان، متابعت حق و راستي و بالجمله در همه صفات پهلوان بود. اگرچه مدت زيادي از حضور او گذشته، اما هرگاه بخواهيم بنياد زندگي نيکو و سعادتمندي را بگذاريم بايد به روش او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگيريم.""جرج جرداق" مسيحي، نويسنده معروف لبناني در کتاب "صوت العدالة الانسانية " درباره علي (عليه السلام) چنين مينويسد: اي دنيا چه ميشد اگر همه نيروهايت را در هم ميفشردي و دوباره شخصيتي مانند علي با آن عقل، قلب، زبان و شمشير نمودار ميکردي؟""کارلايل" فيلسوف انگليسي ، هر گاه به نام علي (عليه السلام) مي رسيد بزرگي علي چنان او را به وجد مي آورد و نيروي عظمت آن حضرت چنان تحريکش ميکرد که از بحث علمي بيرون ميشد و بي اختيار شروع به مديحه سرايي او ميکرد ، او درباره علي چنين ميگويد: "ما نميتوانيم علي را دوست نداشته باشيم و به وي عشق نورزيم زيرا هر چه خوبي هست که ما آن را دوست داريم همه در علي جمع است. او جوانمرد شريف و بزرگواري بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دليري بود، از بشر شجاعتر، اما شجاعتش آميخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود. پيش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند ، فرمود: اگر زنده ماندم خود ميدانم چه کنم و اگر درگذشتم اختيار با شماست، اگر ميخواهيد او را قصاص کنيد يک ضربه بيشتر به او نزنيد و اگر عفو کنيد به تقوا نزديکتر است." "لامنس" يک کشيش بلژيکي است که در زبان عربي و تاريخ عرب مهارت داشت. او درباره علي (عليه السلام) ميگويد: "براي عظمت علي اين بس که تمام اخبار و تواريخ علمي اسلامي از او سرچشمه ميگيرد. او حافظه و قوه شگفت انگيزي داشت. علماي اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علي مستند دارند چه گفتار او حجيت قطعي داشت، او باب مدينه علم بود و با روح کلي پيوستگي تام داشت.""مادام ديالافوا" ، در مقام تعريف حضرت علي (عليه السلام) چنين مينويسد: "احترام علي (عليه السلام) در نزد شيعه به منتهي درجه است و حقاً هم بايد اين طور باشد زيرا اين مرد بزرگ علاوه بر جنگها و فداکاريهايي که براي پيشرفت اسلام کرد، در دانش ، فضائل ، عدالت و صفات نيک بي نظير بود و نسلي پاک و مقدس نيز از خود باقي گذارد. فرزندانش نيز از او پيروي کردند و براي پيشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علي (عليه السلام) کسي است که در قضاوت به منتها درجه عدالت رفتار ميکرد و در اجراي قوانين الهي اصرار و پافشاري داشت. علي کسي است که اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او کسي است که تهديد و نويدش قطعي بود. " "مادام ديالافوا " در ادامه اين بحث مي گويد:" چشمان من گريه کنيد، اشکهاي خود را با آه و ناله من مخلوط نماييد و براي اولاد پيامبر که مظلومانه شهيد شدند، عزاداري کنيد." "پطروشفسکي" استاد دانشگاه لنينگراد ميگويد: "علي (عليه السلام) تا سرحد شور و عشق پاي بند دين، صادق و راستگو بود... و مقام صفات اولياءالله در وجودش جمع بود." |
||
ادامه مطلب
بخش اول :ناتوانى بشر از شناخت على (عليه السلام ) آيا على (عليه السلام ) يكى از بزرگان دنياست تا بزرگان را رسد كه از او دم زنند؟ يا فرشته وحى است كه فرشتگان ملكوت ، منزلت او را بشناسند؟ عارفان از چه ديدگاهى جز ديدگاه مرتبه عرفانى خويش مى خواهند به معرفى او پردازد؟ و فلاسفه با كدام مايه اى جز دانش هاى محدود خود مى خواهند به قله عظمت او دست يابند؟ شناختى كه بزرگان و عارفان و فيلسوفان - با همه فضايل و دانش هاى برينشان - از او دارند به قدر ظرفيت وجودى و آينه نفوس محدود آنهاست و على (عليه السلام ) غير آن است (3) O امام خمينى قدس سره كتاب فضل تو
| كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست | كه تركنند سرانگشت و صفحه بشمارند |
سخن از آن شخصيت عظيمى است كه بعد از رسول خدا، اشرف كلمات الهيه ، اكبر آيات ربانيه ، ادل دلايل جامعه ، اتم براهين ساطعه و وسايل كافيه و مظهر العجائب و معدن الغرائب است و مالك كل عظمت هاى انسان ما فوق برتر و خليفه الله بر حق است ، و دوستى او عنوان صحيفه مومن و علامت طهارت مولد است . اگر انسان همه زبان هاى گويا را در دهان داشته باشد و با هر كدام جاودانه مدح و ثنا بگويد، از حرف نخستين مدح او، بيشتر نخواهد گفت ، و زبان حالش اين شعر خواهد بود:
| اين شرح بى نهايت كز وصف يار گفتند | حرفى است از هزاران كاندر عبارت آمد |
در آن ميدانى كه پيامبر اعظم ، عقل كل ، خاتم رسل و هادى سبل ، بر حسب احاديث معتبر و مشهور بين مسلمين ، از آن حضرت آن همه تمجيد و تعريف رسا و پر معنا فرموده و او را با حق و قرآن ، و حق را با او لازم الاتصال و غير قابل افتراق دانسته و گاه فرموده است : لو لا اءن تقول فيك طوائف من اءمتى ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم لقت اليوم فيك مقالا لا تمر بملا من المسلمين الا و قد اءخذوا التراب من تحت قدمك للبركه (4) و گاهى با زبان معجز بيان و حقيقت ترجمان فرموده : لو اءن البحر مداد و الرياض اءقلام و الانس كتاب و الجن حساب ما اءحصوا فضائلك يا اءبا الحسن (5) يا ارزش يكى از ميادين جهاد آن مجاهد فى سبيل الله را در راه اعتلاى كلمه الله و دفاع از حق ، افضل از عبادت جن و انس ، يا همه امت معرفى كرده ، ديگران در مدح و ثناى آن حضرت چه مى توانند بگويند؟ همه در برابر آفتاب جهان تاب محمدى و درياى بى كران علم احمدى - صلوات الله عليه - چون ذره و قطره ، بلكه از آن هم كم ترند. حقيقت اين است كه با جمله ها و كلماتى كه حروف آن ها 29 حرف بيشتر نيست ، نمى توان از بزرگ بنده خاص و مخلص خدا كه در آيات بسيارى از قرآن ، خداوند متعال ، خود او را وصف و مدح فرموده است ، توصيف و ستايش كرد:
| و ان قميصا خيط من نسج تسعه | و عشرين حرفا عن معاليه قاصر |
آنچه از آن امام عظيم و رهبر موحدان و پيشواى مجاهدان ، سرور زهاد و دادگران و اميرمومنان مدح و ستايش شده - هر چه رسا و شيوا بوده - تنها به ناحيه اى از نواحى عظمت آن حضرت اشاره شده است . آن كه در مجلس معاويه و به درخواست و اصرار او، امام را به اين سخنان توصيف كرد: كان و الله بعيد المدى ، شديد القوى ، تنفجر الحكمه من جوانبه و العلم من نواحيه ، يستوحش من الدنيا و زهرتها و ياءنس بالليل و وحشته و كان و الله غزير الدمعه و طويل الفكره ، يحاسب نفسه اذا خلى و يقلب كفيه على ما مضى ء، يعجبه من اللباس القصير و من المعاش الخشن و كان فينا كاءحدنا... (6) و آن كه با اين جمله كوتاه احتياج الكل اليه و استغناؤ ه عن الكل دليل على اءنه امام الكل (7) او را ستود، و آن كه در وصف كلام ايشان مى گفت : كلامه فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق . (8) و آن كه مى گفت : لو لا على لهلك عمر (9) و لولا سيفه لما قام للاسلام عمود (10) و آن كه گفت : قتل فى محراب عبادته لشده عدله و آن بانوى شجاع و با معرفتى كه او را در حضور معاويه به اين دو شعر، مدح نمود:
| صلى الاله على جسم تضمنه | قبل فاءصبح فيه العدل مدفونا | |
| قد حالف العدل لا يبغى به بدلا | وصار بالعدل و الايمان مقرونا (11) |
و آن مرد مسيحى ، كه آن شخصيت بزرگ آفرينش و آن يگانه نمايش كمال وجود محمدى را به اين جمله ستايش كرده است : فى عقيدتى اءن على بن اءبى طالب اول عربى لازم الروح الكليه فجاورها و سامرها (12) و آن كه اين شرف و عزت را به اين بيان شرح داد:
| النبى المصطفى قال لنا | ليله المعراج لما صعده | |
| وضع الله على ظهرى يدا | فاءرانى القلب اءن قد برده | |
| و على واضع رجليه لى | بمكان وضع الله يده |
هر يك به منقبتى از مناقب آن حضرت اشارتى كرده اند. چهارده قرن است كه علما و حكما از فضايل او گفته اند و تا علم ، فضيلت ، زهد، عدل و كمالات انسانى مورد ستايش است ، آيندگان نيز او را ستايش خواهد كرد. با وجود اين قصايد و اشعار بى شمار و هزاران كتاب و مقاله كه جهت شرح شخصيت اين انسان اكمل و والا نوشته و همه داد سخن داده اند، باز همانند روزهاى نخست براى گويندگان و انديشمندان ، مجال سخن باز است و بلكه زمينه آن بيش از پيش مهياست . همان گونه كه در احاديث شريفه بيان شده ، على (عليه السلام ) معجره اى است كه خدا به رسول گرامى اش خاتم الانبيا صلى الله عليه و آله عطا فرمود. معجزه اى كه از همه معجزات انبياى گذشته ، بزرگ تر و حيرت انگيزتر است و شايسته است كه بگوييم : اين سخن حضرت صادق (عليه السلام ) كه فرمودند الصوره الانسانيه هى اءكبر حجج الله على خلقه و هى الكتاب الذى كتبه بيده و هى الهيكل الذى بناه بحكمته و هى مجموع صور العالمين و هى المختصر من العلوم فى اللوح المحفوظ به واسطه شخصيتى چون على (عليه السلام ) بيان واقع و حقيقت مى شود. با عالم بزرگ معتزله (ابن ابى الحديد) هم نوا شده و بگوييم :
| هو النباء المكنون و الجوهر الذى | تجسد من نور من القدس زاهر | |
| و ذو المعجزات الواضحات اءقلها | الظهور على مستودعات السرائر | |
| و وارث علم المصطفى و شقيقه | اءخا و نظير فى العلى و الاواصر | |
| اءلا انما التوحيد لو لا علومه | لعرضه ضليل و نهبه كافر |
منبع:غدير دات او آر جي
ادامه مطلب
- غدیر در قرآن
- عید سعید قربان ، آیات و احادیث ، اسناد و ...
- غدیر در روایات
- مقالات مرتبط با غدیر خم
- اشعار غدیرانه
- خطبه های غدیر خم
- نهج البلاغه
- میراث مكتوب غدیر
- غدیر واهل سنت
- غدیر در كلام حضرت زهراعلیهاالسلام
- وقایع غدیر
- کتاب های دانلودی غدیرانه
- غدیر وولایت فقیه وبصیرت
- غدیر واحادیث آن
- داستان های غدیر
- پیامک های غدیرانه
- غدیر در کتب اهل سنت
- علی (ع) در کلام امام خمینی (ره)
- غدیر در سیره معصومین
- عید غدیر خم وحضرت علی (ع) در کلام رهبر
- عید غدیر خم در فضای مجازی
- سبک زندگی در نگاه علی (ع)
- دستنوشته ی های غدیرانه ی من
- علی (ع)در کلام بزرگان وشخصیت ها
- کل بازديد : 359917
- تاريخ ايجاد وبلاگ: دوشنبه 22 مهر 1392
- تعداد کل نظرات : 9
- تعداد کل پست ها : 517
- آخرين بروز رساني : سه شنبه 23 شهریور 1395

















