خبرگزاري فارس:ناكارآمدي در پرداخت يارانهها جداي از اينكه بار هزينهاي سنگين
بر دوش دولتها گذاشته، عامل بيعدالتي در كشور نيز شده است. از اين رو، طبيعي
است كه هر دولتي اصلاح چنين وضعيتي را جزو وظايف اصلي خود بگذارد. دولت نهم نيز بر
همين مبنا تصميم دارد هدفمندسازي يارانهها را از طريق نقديسازي آن اجرا كند.
هدفمندسازي يارانهها مهمترين ركن طرح تحول اقتصادي است كه تقريبا آرزوي همه دولتهاي قبلي نيز بوده است. دولت نهم در طرح تحول اقتصادي، اصلاح پرداخت يارانه را هدفگذاري كرده است. ناكارآمدي در پرداخت يارانهها جداي از اينكه بار هزينهاي سنگين بر دوش دولتها گذاشته، عامل بيعدالتي در كشور نيز شده است. از اين رو، طبيعي است كه هر دولتي اصلاح چنين وضعيتي را جزو وظايف اصلي خود بگذارد. دولت نهم نيز بر همين مبنا تصميم دارد هدفمندسازي يارانهها را از طريق نقديسازي آن اجرا كند.
خارج از آثار اقتصادي مثبت و منفي اجراي اين طرح، نيمنگاهي نيز بايستي به آثار اجتماعي نقديسازي يارانهها داشت. چرا كه به نظر ميرسد نگاه به پيامدهاي اجتماعي طرح، انتظارات دولت را واقع بينانهتر كند.
1- هدفگذاري اساسي در پرداخت يارانه به كالاهاي اساسي، بالابردن سطح رفاه و حفظ سلامت جامعه است. استفاده از شير، نان، گوشت، ماست و حتي دارو براي بالابردن شاخصهاي سلامت جامعه يكي از اهداف مهم دولت در پرداخت يارانه جنسي است.
انتظار ميرود دولت با نقديسازي يارانهها همچنان با راهكارهايي نسبت به هدف گذشته حساسيت داشته باشد. بايد توجه داشت كه گرچه دهكهاي مختلف درآمدي بهطور يكسان از يارانه كالاهاي اساسي استفاده نميكنند، اما نفس بهرهوري دهكهاي پاييندرآمدي از اين كالاها براي دولت با اهميت است. مطابق گزارش وزارت بازرگاني در حال حاضر در اغلب دهكهاي درآمدي، مصرف كالاهاي اساسي زير حد استاندارد است كه اين وضعيت در طبقات مستضعف جامعه بهمراتب حادتر است.با اين توضيح، سئوال اين است كه پرداخت نقدي يارانهها چه آثاري بر مصرف اين قبيل كالاها دارد.در شرايط يك اقتصاد مصرفزده، پرداخت نقدي يارانه صرف كالاهاي غيرضرور يا پركردن خلاهاي هزينهاي خانوار ميشود و بهطور قطع، مصرف كالاهاي اساسي كاهش مييابد و اين موضوع ميتواند از منظر به خطر انداختن سلامت جامعه قابل توجه باشد.
2- يكي از آسيبهاي جدي اقتصادهاي متكي به ثروت و سرمايه منابع طبيعي، بيماري هلندي است. در توضيح اين بيماري گفته ميشود كشوري كه زيرساختها و نهادهاي لازم براي جذب منابع جديدتر را ندارد با تزريق نقدينگي دچار شوك اقتصادي و اجتماعي ميشود.بيماري هلندي تنها براي اقتصاد كلان نيست. هر خانواده يا فردي ميتواند دچار اين بيماري شود. اساسا گفته ميشود كه افزايش ثروت يك خانوار در شرايطي كه براي كسب اين درآمد كاري صورت نگرفته است و از قبل نيز برنامهاي براي هزينه كردن آن وجود ندارد، ميتواند منشا بيماري هلندي در خانواده باشد.
پرداخت نقدي يارانهها در جامعهاي كه دچار فشار تقاضاست، ميتواند سازوكار هزينه خانوار را به هم بريزد. افزايش درآمد بدون كار صورت گرفته، ميتواند منشا يك نابساماني در هزينههاي اين خانواده باشد. از اين بابت، تأكيد ميشود كه رشد درآمدي هر خانواري بايستي بهصورت تدريجي و متناسب با كار انجام شده و همراه با سطح برخورداريهاي فرد يا خانوار صورت گيرد. در غير اين صورت، نحوه هزينه كردن درآمد اضافه، هم براي خانواده و هم جامعه مضر است. بايد توجه شود كه با تزريق درآمد اضافه، بيماري هلندي به خانوارها منتقل نشود.
3- الگوي مصرف بايستي بر مبناي الگوي درآمدي يك خانوار تعريف شود. همواره تغييرات در الگوي مصرفي پس از تغييرات الگوي درآمدي و با يك اختلاف فاز منطقي صورت ميگيرد. با اين مختصر اگر الگوي مصرفي يك خانوار بيش از الگوي درآمدي تغيير كند، ميتواند يك تهديد به حساب آيد.ذكر اين نكته ضروري است كه الگوي درآمدي در يك بستر بلندمدت تعريف ميشود. از اين رو، ديده ميشود كه كار و تلاش و سختي در بهدست آوردن درآمد، نحوه هزينه آن را منطقي ميسازد. عكس آن نيز درآمدهاي يكشبه و بادآورده است كه مصرف را به اسراف و اتلاف و زيادهروي و بريز و بپاشها تبديل ميكند. اما اتفاقي كه در نقدي كردن يارانهها ميافتد، تغيير الگوي مصرف پيش از تغيير و اصلاح الگوي درآمدي است.
از اين بابت، پول به درب خانه مردم بردن، يكباره هزينهها و نحوه مصرف را چنان تغيير ميدهد كه درآمد مضاعف نيز جبران آن نخواهد بود. به سخن ديگر، مصرف جديد تنها در سطح درآمد ايجاد شده نميماند و در مراحل بعدي بهصورت زنجيروار هزينههاي ديگري را نيز ايجاد ميكند و كمكم الگوي مصرف خانوار را تغيير ميدهد.تأكيد ميشود كه اين تغيير الگوي مصرف بيش از اصلاح الگوي درآمدي اجازه تطبيق مصرف با درآمد را ميدهد و از اين بابت خانوار را دچار يك تلاطم جديد اجتماعي ميكند.
بايد توجه كرد كه اين افزايش درآمد از طريق پرداخت نقدي يارانه، بلافاصله با تورم جبران ميشود و عملا تنها الگوي مصرف تغيير ميكند.
4- يكي از آثار اجتماعي نقديسازي يارانهها تغيير فرهنگ كار است. حسب آنچه بهطور پراكنده در اخبار منتشر شده است، يك خانواده چهار نفره ممكن است با اجراي اين طرح حدودا 300 هزار تومان اضافه درآمد داشته باشد. اين درآمد در تعدادي از دهكها از درآمد طبيعي و ماهانه يك خانوار بيشتر است. از اينرو، ممكن است با پرداخت مستقيم يارانه به نوعي تنپروري و فرار از كار در اين خانوارها ايجاد شود كه ميتواند از حيث اجتماعي و اقتصادي بسيار نگرانكننده باشد.
5- براي پرداخت يارانه روشهاي مختلفي وجود دارد كه روش جنسي و نقدي نيز از جمله اين روشهاست.
نكتهاي كه در اين ميان اهميت دارد، اين است كه دولت تلاش كند از روشي براي پرداخت يارانه استفاده كند كه حفظ كرامت انساني و نداشتن نگاه اعانهاي را در بالاترين سطح حفظ كند.
گرچه نفس هدفمندسازي يارانهها به جهت حفظ كرامت انساني و عدالت اجتماعي انجام ميشود، اما بايد توجه كرد كه اين هدفمندي با چه روشي محقق شود. در پرداخت يارانه به شكل جنسي اساسا فرد احساس نميكند كه در حال دريافت يارانه است. اگرچه يارانه حق طبيعي طبقهاي از جامعه است. اما نبايد اين احساس ايجاد شود كه بخشي از جامعه با صدقه و حمايت دولت زندگي ميكنند و خداي نكرده اين مسئله موجب فخر يك گروه و تحقير گروه ديگري شود. يارانه جنسي وجود چنين نگاه يا تبعيضي را از جامعه ميگيرد، اما يارانه نقدي از اين منظر قابل تأمل است.واقعيسازي قيمتها با هدف نقدي كردن يارانه داراي يك اثر اجتماعي است و آن اينكه اصل واقعيسازي يارانهها به حاشيه ميرود و تنها نقديسازي مورد توجه جامعه قرار ميگيرد.با اين توضيح، طبقات بالادرآمدي تصور ميكنند كه واقعيسازي قيمتها نوعي ماليات غيرمستقيم به دولت است، براي اينكه دولت اين درآمد را به ديگر طبقات جامعه برساند. اين تصور نادرست به خودي خود يك تفاخر ايجاد ميكند. از طرفي بخشي ديگر از جامعه يارانه نقدي را از صدقه سر پولدارها ميبيند كه ممكن است اين تلقي يك سرخوردگي اجتماعي ايجاد كند. در نهايت اينكه نبايد اين تصور ايجاد شود كه نقدي كردن يارانه، دريافت ماليات از پولدارها و صدقه به ديگران است. فارغ از اين مطلب، جامعه در كسب يارانه جنسي احساس نميكند كه حمايت ميشود اما در يارانه نقدي اين حس وجود دارد كه زير دين دولت قرار دارد. چه آنكه روشهاي خوداظهاري مثل پركردن فرم و در صف ايستادن در مراكز پست و مسجد محله اين حس را تقويت ميكند.
6- در پرداخت يارانه جنسي، افراد ميتوانند شخصا براي خود تصميم بگيرند كه از اين يارانه استفاده كنند يا نه. زياد مصرف كنند يا كم. فرزند يك خانواده ميتواند شير بخورد و از يارانه دولتي استفاده كند و يا با مصرف نكردن شير از يارانه دولت بگذرد. از طرفي انتظار اين فرزند نيز از رييس خانواده مشخص است او از درآمد پدرش باخبر است. در نتيجه سطح توقعات خود را در بلندمدت با درآمد پدر تطبيق ميدهد. اما با پرداخت يارانه نقدي اتفاق جديدي ميافتد. درآمد رييس خانواده افزايش مييابد و اين به خودي خود، سطح توقع اعضاي خانواده را بالا ميبرد. اين در حالي است كه در ميان مدت، اين افزايش درآمد با تورم از بين ميرود و هنوز مزه اين افزايش درآمد زير زبان نمانده كه تورم كام رييس خانواده را تلخ ميكند. لذا انتظار ميرود ميان رييس خانواده و اعضاي خانه بر سر توقعات جديد تنش ايجاد شود. اما اين يك سوي ماجراست. سوي ديگر نحوه مديريت يارانهها توسط رييس خانواده است. تا ديروز پسر خانواده ميتوانست از يارانه دولتي استفاده كند و يا از كنار آن بگذرد اما امروز همه چيز به تدبير رييس خانواده وابسته است. استفاده از كالاهايي كه تا ديروز به سبب ارزان بودن در اختيار اعضاي خانواده قرار داشت، امروز نياز به اجازه مدير خانه دارد و از اين منظر هم انتظار تنش ميرود. اين موضوع زماني حادتر ميشود كه رييس خانواده درايت و مديريت لازم براي هزينه و تشخيص اولويتهاي زندگي را نداشته باشد. بهطور مشخص خانوادههاي اعتياد از اين منظر بيشترين آسيب را خواهند ديد.
7- سياستهاي همراه با شوك داراي چند ويژگي است كه يكي از آنها واكنشهاي اجتماعي است. اما واكنش اجتماعي نيز داراي مراتبي است كه خارج از ميزان آسيبزا بودن اصل سياست، به بستر اجتماعي كه شوك به آن وارد ميشود نيز مرتبط است. زمان نحوه اجراي طرح همراه با اطلاعرساني كارا و هدفمند ميتواند شدت دفعي و واكنش اجتماعي را كاهش دهد. اين واكنش، متفاوت از ديگر بازتابهاي اجتماعي طرح است. بدين معنا كه طرح دفعتا يك بازخور تند اجتماعي خواهد داشت كه بيتوجهي به مديريت آن ميتواند سطح اعتماد عمومي را كاهش دهد.از اينرو اجتماعشناسان معتقدند كه شوكهاي اقتصادي و سياسي بايد در بستري از آرامش و سكون در جامعه وارد شود. در اين صورت است كه انتظار ميرود اثر دفعي اجراي طرح قابل كنترل باشد.بنابراين هشدار داده ميشود در شرايطي كه پيامدهاي شوكهاي قبلي از يك طرف و يك نوع ترس و دلهره و واهمه به هر دليل در پس زمينه اجتماع وجود دارد، اثر شوك جديد با برهمافزايي شوكهاي قبلي چندين برابر ميشود كه ميتواند از حيث سياسي نگران كننده باشد. بنابراين پرهيز از شتابزدگي و اطلاع رساني كارا و اجراي تدريجي در اجراي طرح، توصيه ميشود.
نويسنده:محسن مهديان
منبع: سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما
هدفمندسازي يارانهها مهمترين ركن طرح تحول اقتصادي است كه تقريبا آرزوي همه دولتهاي قبلي نيز بوده است. دولت نهم در طرح تحول اقتصادي، اصلاح پرداخت يارانه را هدفگذاري كرده است. ناكارآمدي در پرداخت يارانهها جداي از اينكه بار هزينهاي سنگين بر دوش دولتها گذاشته، عامل بيعدالتي در كشور نيز شده است. از اين رو، طبيعي است كه هر دولتي اصلاح چنين وضعيتي را جزو وظايف اصلي خود بگذارد. دولت نهم نيز بر همين مبنا تصميم دارد هدفمندسازي يارانهها را از طريق نقديسازي آن اجرا كند.
خارج از آثار اقتصادي مثبت و منفي اجراي اين طرح، نيمنگاهي نيز بايستي به آثار اجتماعي نقديسازي يارانهها داشت. چرا كه به نظر ميرسد نگاه به پيامدهاي اجتماعي طرح، انتظارات دولت را واقع بينانهتر كند.
1- هدفگذاري اساسي در پرداخت يارانه به كالاهاي اساسي، بالابردن سطح رفاه و حفظ سلامت جامعه است. استفاده از شير، نان، گوشت، ماست و حتي دارو براي بالابردن شاخصهاي سلامت جامعه يكي از اهداف مهم دولت در پرداخت يارانه جنسي است.
انتظار ميرود دولت با نقديسازي يارانهها همچنان با راهكارهايي نسبت به هدف گذشته حساسيت داشته باشد. بايد توجه داشت كه گرچه دهكهاي مختلف درآمدي بهطور يكسان از يارانه كالاهاي اساسي استفاده نميكنند، اما نفس بهرهوري دهكهاي پاييندرآمدي از اين كالاها براي دولت با اهميت است. مطابق گزارش وزارت بازرگاني در حال حاضر در اغلب دهكهاي درآمدي، مصرف كالاهاي اساسي زير حد استاندارد است كه اين وضعيت در طبقات مستضعف جامعه بهمراتب حادتر است.با اين توضيح، سئوال اين است كه پرداخت نقدي يارانهها چه آثاري بر مصرف اين قبيل كالاها دارد.در شرايط يك اقتصاد مصرفزده، پرداخت نقدي يارانه صرف كالاهاي غيرضرور يا پركردن خلاهاي هزينهاي خانوار ميشود و بهطور قطع، مصرف كالاهاي اساسي كاهش مييابد و اين موضوع ميتواند از منظر به خطر انداختن سلامت جامعه قابل توجه باشد.
2- يكي از آسيبهاي جدي اقتصادهاي متكي به ثروت و سرمايه منابع طبيعي، بيماري هلندي است. در توضيح اين بيماري گفته ميشود كشوري كه زيرساختها و نهادهاي لازم براي جذب منابع جديدتر را ندارد با تزريق نقدينگي دچار شوك اقتصادي و اجتماعي ميشود.بيماري هلندي تنها براي اقتصاد كلان نيست. هر خانواده يا فردي ميتواند دچار اين بيماري شود. اساسا گفته ميشود كه افزايش ثروت يك خانوار در شرايطي كه براي كسب اين درآمد كاري صورت نگرفته است و از قبل نيز برنامهاي براي هزينه كردن آن وجود ندارد، ميتواند منشا بيماري هلندي در خانواده باشد.
پرداخت نقدي يارانهها در جامعهاي كه دچار فشار تقاضاست، ميتواند سازوكار هزينه خانوار را به هم بريزد. افزايش درآمد بدون كار صورت گرفته، ميتواند منشا يك نابساماني در هزينههاي اين خانواده باشد. از اين بابت، تأكيد ميشود كه رشد درآمدي هر خانواري بايستي بهصورت تدريجي و متناسب با كار انجام شده و همراه با سطح برخورداريهاي فرد يا خانوار صورت گيرد. در غير اين صورت، نحوه هزينه كردن درآمد اضافه، هم براي خانواده و هم جامعه مضر است. بايد توجه شود كه با تزريق درآمد اضافه، بيماري هلندي به خانوارها منتقل نشود.
3- الگوي مصرف بايستي بر مبناي الگوي درآمدي يك خانوار تعريف شود. همواره تغييرات در الگوي مصرفي پس از تغييرات الگوي درآمدي و با يك اختلاف فاز منطقي صورت ميگيرد. با اين مختصر اگر الگوي مصرفي يك خانوار بيش از الگوي درآمدي تغيير كند، ميتواند يك تهديد به حساب آيد.ذكر اين نكته ضروري است كه الگوي درآمدي در يك بستر بلندمدت تعريف ميشود. از اين رو، ديده ميشود كه كار و تلاش و سختي در بهدست آوردن درآمد، نحوه هزينه آن را منطقي ميسازد. عكس آن نيز درآمدهاي يكشبه و بادآورده است كه مصرف را به اسراف و اتلاف و زيادهروي و بريز و بپاشها تبديل ميكند. اما اتفاقي كه در نقدي كردن يارانهها ميافتد، تغيير الگوي مصرف پيش از تغيير و اصلاح الگوي درآمدي است.
از اين بابت، پول به درب خانه مردم بردن، يكباره هزينهها و نحوه مصرف را چنان تغيير ميدهد كه درآمد مضاعف نيز جبران آن نخواهد بود. به سخن ديگر، مصرف جديد تنها در سطح درآمد ايجاد شده نميماند و در مراحل بعدي بهصورت زنجيروار هزينههاي ديگري را نيز ايجاد ميكند و كمكم الگوي مصرف خانوار را تغيير ميدهد.تأكيد ميشود كه اين تغيير الگوي مصرف بيش از اصلاح الگوي درآمدي اجازه تطبيق مصرف با درآمد را ميدهد و از اين بابت خانوار را دچار يك تلاطم جديد اجتماعي ميكند.
بايد توجه كرد كه اين افزايش درآمد از طريق پرداخت نقدي يارانه، بلافاصله با تورم جبران ميشود و عملا تنها الگوي مصرف تغيير ميكند.
4- يكي از آثار اجتماعي نقديسازي يارانهها تغيير فرهنگ كار است. حسب آنچه بهطور پراكنده در اخبار منتشر شده است، يك خانواده چهار نفره ممكن است با اجراي اين طرح حدودا 300 هزار تومان اضافه درآمد داشته باشد. اين درآمد در تعدادي از دهكها از درآمد طبيعي و ماهانه يك خانوار بيشتر است. از اينرو، ممكن است با پرداخت مستقيم يارانه به نوعي تنپروري و فرار از كار در اين خانوارها ايجاد شود كه ميتواند از حيث اجتماعي و اقتصادي بسيار نگرانكننده باشد.
5- براي پرداخت يارانه روشهاي مختلفي وجود دارد كه روش جنسي و نقدي نيز از جمله اين روشهاست.
نكتهاي كه در اين ميان اهميت دارد، اين است كه دولت تلاش كند از روشي براي پرداخت يارانه استفاده كند كه حفظ كرامت انساني و نداشتن نگاه اعانهاي را در بالاترين سطح حفظ كند.
گرچه نفس هدفمندسازي يارانهها به جهت حفظ كرامت انساني و عدالت اجتماعي انجام ميشود، اما بايد توجه كرد كه اين هدفمندي با چه روشي محقق شود. در پرداخت يارانه به شكل جنسي اساسا فرد احساس نميكند كه در حال دريافت يارانه است. اگرچه يارانه حق طبيعي طبقهاي از جامعه است. اما نبايد اين احساس ايجاد شود كه بخشي از جامعه با صدقه و حمايت دولت زندگي ميكنند و خداي نكرده اين مسئله موجب فخر يك گروه و تحقير گروه ديگري شود. يارانه جنسي وجود چنين نگاه يا تبعيضي را از جامعه ميگيرد، اما يارانه نقدي از اين منظر قابل تأمل است.واقعيسازي قيمتها با هدف نقدي كردن يارانه داراي يك اثر اجتماعي است و آن اينكه اصل واقعيسازي يارانهها به حاشيه ميرود و تنها نقديسازي مورد توجه جامعه قرار ميگيرد.با اين توضيح، طبقات بالادرآمدي تصور ميكنند كه واقعيسازي قيمتها نوعي ماليات غيرمستقيم به دولت است، براي اينكه دولت اين درآمد را به ديگر طبقات جامعه برساند. اين تصور نادرست به خودي خود يك تفاخر ايجاد ميكند. از طرفي بخشي ديگر از جامعه يارانه نقدي را از صدقه سر پولدارها ميبيند كه ممكن است اين تلقي يك سرخوردگي اجتماعي ايجاد كند. در نهايت اينكه نبايد اين تصور ايجاد شود كه نقدي كردن يارانه، دريافت ماليات از پولدارها و صدقه به ديگران است. فارغ از اين مطلب، جامعه در كسب يارانه جنسي احساس نميكند كه حمايت ميشود اما در يارانه نقدي اين حس وجود دارد كه زير دين دولت قرار دارد. چه آنكه روشهاي خوداظهاري مثل پركردن فرم و در صف ايستادن در مراكز پست و مسجد محله اين حس را تقويت ميكند.
6- در پرداخت يارانه جنسي، افراد ميتوانند شخصا براي خود تصميم بگيرند كه از اين يارانه استفاده كنند يا نه. زياد مصرف كنند يا كم. فرزند يك خانواده ميتواند شير بخورد و از يارانه دولتي استفاده كند و يا با مصرف نكردن شير از يارانه دولت بگذرد. از طرفي انتظار اين فرزند نيز از رييس خانواده مشخص است او از درآمد پدرش باخبر است. در نتيجه سطح توقعات خود را در بلندمدت با درآمد پدر تطبيق ميدهد. اما با پرداخت يارانه نقدي اتفاق جديدي ميافتد. درآمد رييس خانواده افزايش مييابد و اين به خودي خود، سطح توقع اعضاي خانواده را بالا ميبرد. اين در حالي است كه در ميان مدت، اين افزايش درآمد با تورم از بين ميرود و هنوز مزه اين افزايش درآمد زير زبان نمانده كه تورم كام رييس خانواده را تلخ ميكند. لذا انتظار ميرود ميان رييس خانواده و اعضاي خانه بر سر توقعات جديد تنش ايجاد شود. اما اين يك سوي ماجراست. سوي ديگر نحوه مديريت يارانهها توسط رييس خانواده است. تا ديروز پسر خانواده ميتوانست از يارانه دولتي استفاده كند و يا از كنار آن بگذرد اما امروز همه چيز به تدبير رييس خانواده وابسته است. استفاده از كالاهايي كه تا ديروز به سبب ارزان بودن در اختيار اعضاي خانواده قرار داشت، امروز نياز به اجازه مدير خانه دارد و از اين منظر هم انتظار تنش ميرود. اين موضوع زماني حادتر ميشود كه رييس خانواده درايت و مديريت لازم براي هزينه و تشخيص اولويتهاي زندگي را نداشته باشد. بهطور مشخص خانوادههاي اعتياد از اين منظر بيشترين آسيب را خواهند ديد.
7- سياستهاي همراه با شوك داراي چند ويژگي است كه يكي از آنها واكنشهاي اجتماعي است. اما واكنش اجتماعي نيز داراي مراتبي است كه خارج از ميزان آسيبزا بودن اصل سياست، به بستر اجتماعي كه شوك به آن وارد ميشود نيز مرتبط است. زمان نحوه اجراي طرح همراه با اطلاعرساني كارا و هدفمند ميتواند شدت دفعي و واكنش اجتماعي را كاهش دهد. اين واكنش، متفاوت از ديگر بازتابهاي اجتماعي طرح است. بدين معنا كه طرح دفعتا يك بازخور تند اجتماعي خواهد داشت كه بيتوجهي به مديريت آن ميتواند سطح اعتماد عمومي را كاهش دهد.از اينرو اجتماعشناسان معتقدند كه شوكهاي اقتصادي و سياسي بايد در بستري از آرامش و سكون در جامعه وارد شود. در اين صورت است كه انتظار ميرود اثر دفعي اجراي طرح قابل كنترل باشد.بنابراين هشدار داده ميشود در شرايطي كه پيامدهاي شوكهاي قبلي از يك طرف و يك نوع ترس و دلهره و واهمه به هر دليل در پس زمينه اجتماع وجود دارد، اثر شوك جديد با برهمافزايي شوكهاي قبلي چندين برابر ميشود كه ميتواند از حيث سياسي نگران كننده باشد. بنابراين پرهيز از شتابزدگي و اطلاع رساني كارا و اجراي تدريجي در اجراي طرح، توصيه ميشود.
نويسنده:محسن مهديان
منبع: سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما
ادامه مطلب
[ شنبه 15 اسفند 1388 ] [ 10:45 PM ]
[ نظرات 0 ]