بهینه
اصلاح الگوی مصرف 
قالب وبلاگ
 خبرگزاري فارس:جمع بندي و ارزيابي بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه الگوي مصرف مواد غذايي و تغذيه در ايران از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست . روند تغييرات ايجاد شده در الگوي غذاي مصرفي براي افزايش مصرف قند ، شكر ، روغن و چربي و مصرف ناكافي سبزي و ميوه ، شير ، لبنيات و گوشت است .

جمع بندي و ارزيابي بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه الگوي مصرف مواد غذايي و تغذيه در ايران از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست . روند تغييرات ايجاد شده در الگوي غذاي مصرفي براي افزايش مصرف قند ، شكر ، روغن و چربي و مصرف ناكافي سبزي و ميوه ، شير ، لبنيات و گوشت است .از طرف ديگر روند افزايش شيوع چاقي و بيماري هاي مرتبط با رژيم غذايي همزمان با مشكلات ناشي از كمبود انرژي و پروتئين ، آهن و ساير ريزمغذي هاي دريافتي ، حاكي از آن است كه عدم تعادل در الگوي غذاي مصرفي به عنوان يك عامل خطر براي سلامت تغذيه اي افراد جامعه ايراني حائز اهميت است و مستلزم تدوين سياست ها و برنامه ريزي هاي اصولي در زمينه غذا و تغذيه مي باشد .
از طرفي همسو با مطالعه ي انستيتو تحقيقات تغذيه اي ايران بررسي ديگري توسط دفتر سلامت رواني اجتماعي و مدارس وزارت بهداشت و درمان انجام شده است كه نتايج تغذيه اي آن نيز نشان مي دهد در الگوي مصرفي مواد غذايي دانش آموزان اين عدم تعادل وجود دارد .
درصد بالايي از سبد غذايي مصرفي آنان را ميان وعده هاي شور و چرب و شيريني ها تشكيل مي دهد كه مطمئناً در روند رشد جسمي و ذهني آنان بي تاثير نمي باشد .
نتايج اين بررسي راهنمايي براي آحاد جامعه در جهت برنامه ريزي بهتر غذايي خانوار و اصلاح سبد غذايي مصرفي و بر اساس نياز دائمي جامعه مي باشد .
در يك مطالعه بررسي الگوي مصرف مواد غذايي كه در يكي از استان هاي بزرگ كشور انجام شد ، با روش مشاهده اي ـ مقطعي و از طريق مصاحبه و مشاهده جامعه شهري و روستايي مورد مطالعه قرار گرفتند .
داده ها تن سنجي شامل وزن ، قد و پرسشنامه 24 ساعت ياد آمد خوراك در 3 روز متوالي انجام شد . بيشترين شغل در مردان مورد بررسي ، كارگر و كمترين آنها كارفرما و در زنان بيشترين شغل خانه داري بوده است .
در اين بررسي مشاهده مي شود ، دريافت مردم در خصوص انرژي و پروتئين ، بيشتر از حد نياز و در خصوص كلسيم و آهن ، كمتر از حد مورد نياز مي باشد كه نشانگر آن است كه مردم از نظر دريافت درشت مغذي ها و گروه هاي غذايي چون نان و غلات ، گوشت و جايگزين هاي آن كمتر مشكل داشته اند و
ازنظر مصرف ريز مغذي ها و گروه هاي غذايي مثل سبزي ، شير و لبنيات به علت استفاده كمتر ، دچار مشكل بيشتري مي باشند .
همچنين مصرف نان و غلات بيش از حد استاندارد ( تقريباً معادل 15/5 واحد ) مي باشد .در محاسبه استاندارد مصرف 6 تا 11 واحد بر اساس هرم غذايي توصيه مي شود . مصرف زياد اين گروه مي تواند باعث دريافت زياد كالري و ايجاد چاقي شود . ميانگين نياز به سبزي ها 3 تا 5 واحد مي باشد ، در حالي كه مردم اين استان نمونه كشوري كمتر از حد استاندارد سبزي مصرف كرده اند . سبزي ها تامين كننده انواع املاح ، ويتامين ها و فيبر مي باشند . بنابراين مردم به دليل كمبود مصرف سبزي ها در دريافت ريز مغذي هايي مانند آهن و كلسيم دچار مشكل مي باشند .
مصرف ميوه هم بسيار كمتر از حد استاندارد مي باشد ، در حالي كه دسترسي مردم به ميوه كم نيست ، اما به دليل بي توجهي به فوائد مصرف ميوه از جمله تامين ويتامين ها ، املاح و فيبر شاهد مصرف كم آن هستيم .
مصرف گروه گوشت نيز بر اساس استاندارد كمتر است . اين گروه تامين كننده پروتئين براي رشد مي باشد . همچنين داراي آهن ( از نوع هم ) بوده كه جذب بهتر و بيشتري نسبت به آهن غير هم دارد ، بنابراين مصرف كم اين گروه مطمئناً در تامين رشد ، ترميم و دريافت ريز مغذي هايي مثل آهن خلل ايجاد مي كند و به همين دليل شاهد مشكلات رشد و كم خوني هاي ناشي از كمبود آهن درحد بالايي مي باشيم .
رژيم مردم نياز به گروه لبنيات را در حد استاندارد تامين نمي كند و تقريباً مقدار مصرف مردم ، نصف مقدار مورد نياز مي باشد . اين گروه از مواد غذايي در تامين كلسيم مورد نياز بدن اهميت ويژه اي دارد و در بررسي ها نيز كمبود كلسيم مشهود است كه در واقع يكي از دلايل آن مي تواند به علت كمبود مصرف گروه لبنيات باشد .
مصرف گروه چربي ها نيز بسيار بيشتر از حد استاندارد است و تقريباً 2 برابر نياز مصرف مي باشد كه يكي از دلايل مهم ايجاد بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، فشارخون و انسداد عروق ، مصرف اين گروه از مواد غذايي مي باشد .
مصرف مواد قندي ، تقريباً 2 برابر مصرف استاندارد مي باشد و مي دانيم از مضرات مصرف زياد اين گروه ايجاد بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، چاقي ، معضلات دنداني و ... مي باشد . بايد در رژيم غذايي از اين مواد به ميزان حداقل استفاده شود .
اگر سهم گروه هاي مختلف غذايي در تامين مواد مغذي مورد نياز را مورد بررسي قرار دهيم ، ملاحظه مي كنيم كه بيشترين انرژي كسب شده از طريق نان و غلات مي باشد ، به طوري كه 51/5 درصد انرژي از اين گروه كسب شده است . بيشترين پروتئين كسب شده نيز از طريق نان و غلات مي باشد ( 52/7 درصد ) و سهم گوشت در تامين پروتئين كمتر است ( 10/5 درصد ) و اين ارقام بيانگر آن است كه بيشتر پروتئين دريافتي مردم از نوع گياهي مي باشد ، در حالي كه طبق استاندارد ، درصد مصرف پروتئين بر مبناي 55 درصد پروتئين حيواني و 45 درصد پروتئين گياهي مي باشد .
حدود 41/7 درصد كلسيم از طريق نان و غلات تامين مي شود و لبنيات تامين كننده 31/6 درصد كلسيم مي باشند . با توجه به وجود فيتات ها و فيبر غذايي بالا در محصولات نان و غلات ، جذب كلسيم از اين گروه كمتر بوده و بنابراين مقدار دسترسي كلسيم از اين قبيل مواد غذايي پايين است . علت كمبود كلسيم و به دنبال آن عوارض پوكي استخوان علاوه بر كاهش دريافت ، به نوع ماده غذايي دريافتي نيز بر مي گردد .
در مورد آهن دريافتي ، حدود 60/2 درصد آن از طريق نان و غلات و 22/1 درصد از حبوبات ، سبزي ها و ميوه ها تامين مي گردد ، يعني 82/3 درصد آهن دريافتي از منابع گياهي است كه به شكل غير هم مي باشد . با توجه به اينكه آهن غيرهم جذب كمتري نسبت به آهن هم موجود در منابع حيواني دارد ، بنابراين جذب آهن دريافتي پايين است ، از طرفي ميوه ها ، سبزي ها ، حبوبات و غلات غني از فيتات ها ، اگزالات ها و فيبرهاي غذايي مي باشند كه جذب آهن را كاهش مي دهند . آهن دريافتي از طريق گوشت ، تخم مرغ و لبنيات (آهن از منابع حيواني )حدود 8/6 درصد مي باشد .
در گروه نان و غلات ، در مناطق شهري برنج بيشتر مصرف مي شود ، حال آنكه در مناطق روستايي سهم نان بيشتر است .
از گروه گوشت در شهر به ترتيب گوشت گوسفند ، گاو و مرغ و در نهايت ماهي مصرف مي شود ، درحالي كه در روستا مصرف گوشت ماهي بسيار ناچيز مي باشد .
در گروه لبنيات ، مصرف شير ، ماست و پنير در شهر بيشتر از روستا مي باشد . در گروه چربي ها و روغن ها ، مصرف روغن نباتي جامد بسيار بيشتر از روغن نباتي مايع مي باشد و حتي افزايش مصرف روغن نباتي مايع مي باشد و حتي افزايش مصرف روغن نباتي جامد در روستا بيشتر از شهر است ، مصرف بي رويه چربي باعث بروز بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، ديابت ، چاقي و برخي سرطان ها مي شود . بنابراين بايد در حد متعارف و متعادل مصرف و در تهيه غذا از كمترين ميزان روغن استفاده شود و ظرف حاوي آن زياد حرارت نبينند .
هر چه روغن در حرارت اتاق حالت مايع داشته باشد يا نرم تر باشد ، بيشتر غير اشباع است و هر چه كيفيت روغن مناسب تر باشد ، ميزان اسيد چرب غير اشباع آن نيز بيشتر است .
در واقع روغن هاي نباتي جامد براي جلوگيري از فساد تحت فرايند هيدروژناسيون قرار مي گيرند كه اين عمل موجب مي شود چربي با كيفيت تبديل به نوع بي كيفيت شود و بيشتر روغن هاي مصرفي خانوار مخلوطي از چربي هاي با كيفيت مناسب و غير اشباع و روغن هاي باكيفيت نامناسب اشباع مي باشد .
براي اينكه ميزان و نسبت آن را حدس بزنيم مي توانيم مقداري از آن را در يك شيشه بريزيم ، در يخچال قرار دهيم و صبركنيم تا سرد شود . قسمت هايي كه حالت سفت پيدا مي كنند ، از نوع نامناسب يعني اشباع و قسمتي كه مايع مي ماند از نوع مناسب يا غير اشباع مي باشد .
همچنين در بررسي عملكرد تغذيه اي دانش آموزان مشخص گرديده كه نسبت مصرف گوشت و لبنيات به سهم استاندارد اين گروه ها بيشتر مي باشد ، در حالي كه نسبت مصرف گروه هاي سبزي ها و ميوه ها بسيار پايين تر از سهم استاندارد بر اساس هرم غذايي بوده است .
ميان وعده هاي شور و چرب و شيريني ها سهم چشمگيري از مصرف را در بين دانش آموزان به خود اختصاص داده اند ، در حالي كه آنچه بيشتر در اين دوران سني اهميت دارد ، مصرف گروه هاي اصلي غذايي است كه تامين كننده نيازهاي واقعي دانش آموزان باشد . در اين گروه فرد نياز به يادگيري دارد ، گرچه هوش و استعداد به طور عمده زمينه وراثتي دارد ، ولي عوامل محيطي نيز مي توانند بر آن تاثير داشته باشند . يكي از اين عوامل محيطي موثر بر قدرت و فعاليت مغز ، عوامل تغذيه اي است . از منابع مفيد براي فعاليت مغز و اعصاب مي توان به تخم مرغ ، بادام زميني ، انواع سبزي ، غلات كامل ، ماهي ، گردو، ماست ، خرما و ... اشاره كرد كه مي تواند به شكل هاي مختلف در ميان وعده دانش آموزان جاي گيرد .
برنامه ريزي اصولي در زمينه ي غذا و تغذيه ، راه حل اصلي دستيابي به امنيت غذايي ، اصلاح و بهبود وضعيت تغذيه و رهايي از گرسنگي و سوء تغذيه در سطح ملي است . توجه به ابعاد گوناگون مساله غذا و تغذيه و تعيين وضعيت دريافت غذا و ارزش تغذيه اي الگوهاي غذايي معمول و ارزيابي روند تغييرات ، شناخت عوامل موثر در آسيب پذيري تغذيه اي افراد جامعه ، اعمال سياست هاي متفاوت در بخش كشاورزي ، صنايع ، شيلات ، بازرگاني و ساير نهادها و سازمان هاي مرتبط با غذا بر تقاضا و الگوي مصرف ، نقطه شروع تدوين ، تحليل و ارزيابي سياست هاي غذايي در سطح كلان و شالوده ي برنامه هاي آموزش و تغذيه و ارائه توصيه هاي تغذيه اي درسطح جامعه است . در اين راستا دسترسي به اطلاعات جامع و به روز در ابعاد گوناگون مساله ي غذا و تغذيه حائز اهميت است و مطالعات الگوي مصرف مواد غذايي نقش مهمي در تحقيقات تغذيه ، سلامت و برنامه ريزي توسعه ملي دارد .
انجام مطالعات الگوي مصرف مواد غذايي در ايران توسط انستيتو تحقيقات تغذيه ، مركز آمار ، وزارت كشاورزي ، بانك مركزي ، وزارت اقتصاد و دارايي ، وساير نهادهاي مرتبط با مساله ي غذا و تغذيه ، بيش از 30 سال سابقه داشته و از سال 1350 حركت هايي در جهت برنامه ريزي تغذيه آغاز شده و تاكنون نيزادامه يافته است .
مطالعات جامع در سطح ملي در زمينه الگوي مصرف مواد غذايي در ايران ، به روش غيرمستقيم شامل ارزيابي وضعيت تغذيه اي كشور طي سال هاي 80 ـ 1368 با استفاده از ترازنامه غذايي توسط مركز مطالعات برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي و برآورد الگوي غذاي مصرفي بر اساس اطلاعات هزينه خوراك خانوار توسط مركز آمار ايران است .
بررسي الگوي غذاي مصرفي خانوارها به روش مستقيم ، براي نخستين بار در سال 1342 توسط انستيتو خواربار و تغذيه ايران به روش ثبت و توزين پنج روزه و طرح جامع مطالعات مصرف مواد غذايي و تغذيه در كشور ( سال هاي 74 ـ 1369 ) بر روي 5543 خانوار شهري و روستايي با استفاده از روش توأمان 24 ساعت ياد آمد خوراك و توزيني سه روزه انجام شد . جمع بندي و ارزيابي بررسي هاي انجام شده نشان داد كه الگوي مصرف مواد غذايي و تغذيه در ايران از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست . روند تغييرات ايجاد شده در الگوي غذاي مصرفي در جهت افزايش مصرف قند و شكر ، روغن و چربي و مصرف ناكافي سبزي و ميوه ، شير و لبنيات و گوشت است .
از طرف ديگر ، روند افزايشي شيوع چاقي و بيماري هاي مزمن مرتبط با رژيم غذايي ، همزمان با مشكلات ناشي از كمبود انرژي و پروتئين ، آهن و ساير ريزمغذي هاي دريافتي ، حاكي از آن است كه عدم تعادل در الگوي غذاي مصرفي به عنوان يك عامل خطر سلامت تغذيه اي افراد جامعه ايراني حائز اهميت بوده و مستلزم تدوين سياست ها و برنامه ريزي اصولي در زمينه غذا و تغذيه است .
تدوين برنامه الگوهاي مصرف ، به ويژه الگوي مصرف مواد غذايي در برنامه هاي توسعه جمهوري اسلامي ايران ، جزء اولويت هاي كشور بوده و دولت به انجام اين مهم موظف شده است . همچنين برنامه ريزي غذا و تغذيه از جمله محورهاي اصلي و كليدي مطرح شده بوده است . تدوين و تحليل سياست ها و برنامه ريزي اصولي غذا و تغذيه ، مستلزم دسترسي به اطلاعات به روز در زمينه الگوي غذاي مصرفي است .
در پايان متذكر مي شود كه سيستم كارآمد و علمي جمع آوري داده ها ، به عنوان ابزار كليدي توليد اطلاعات مورد نياز براي تصميم گيري ، سياستگذاري و شناسايي چالش هاي تحقق اهداف توسعه ملي محسوب مي شوند . مجموع داده هاي الگوي مصرف مواد غذايي از جمله مهمترين ابزار سيستم اطلاعات چند بخشي است كه به عنوان راهنماي عملي حركت در راستاي امنيت غذايي و تامين رفاه و سلامت جامعه در سطح ملي و محلي مطرح است . توليد و عرضه غذا و امكان دسترسي تمام آحاد جامعه ايران به غذاي كافي ، مطلوب و سالم و برخورداري از سلامت تغذيه اي از برنامه هاي توسعه ملي جمهوري اسلامي ايران است . در اين راستا دولت موظف به تدوين برنامه الگوهاي مصرف به ويژه الگوي مصرف مواد غذايي با هدف ايجاد هماهنگي ميان الگوي توليد ، عرضه و مصرف در راستاي تامين نيازهاي تغذيه اي و سلامت جامعه مي باشد .
طبيعتاً تمامي بخش هاي توسعه كه هريك به نوعي در الگوي مصرف مواد غذايي داراي نفوذ هستند نيز به عنوان زير مجموعه هاي دولت نقش اساسي در برنامه هاي غذا و تغذيه دارند و اين امر نشان دهنده ي ضرورت توجه به نتايج مطالعات مختلف از جمله مطالعات الگوي مصرف مواد غذايي براي دسترسي به اطلاعات جامع در ابعاد مختلف غذا و تغذيه است . مسلماً استناد و توجه به اطلاعات الگوي مصرف مواد غذايي مي تواند كمك شايان و كاربردهاي متعددي در برنامه ريزي هاي كوتاه مدت و دراز مدت داشته باشد از جمله :
1 ـ در سطح استاني ، شوراي امنيت غذا و تغذيه استان ها با استناد به نتايج تحقيقات مختلف و داده هاي موجود در ديگر بخش هاي توسعه مي تواند وضعيت الگوي مصرف مواد غذايي را تعيين كند و در تدوين سياست هاي استاني ، توليد و عرضه مواد غذايي و دستيابي به امنيت غذايي و ارزيابي سياست ها و برنامه هاي اجرايي در زمينه غذا و تغذيه به عنوان بالاترين سطح اجرايي استان از اين اطلاعات كمك بگيرد .
2 ـ توانمند سازي خانواده ها و جامعه به منظور ارتقاي وضعيت تغذيه افراد خانواده براساس تجزيه و تحليل صحيح اطلاعات و ارائه راهكارهاي مناسب و كاربردي براي آموزش خانواده ها در سازمان هايي همچون صدا و سيما ، آموزش و پرورش ، كميته امداد امام خميني ، بهزيستي ، نهضت سوادآموزي و حوزه هاي علميه .
3 ـ ارتقاي رشد كمي و كيفي توليدات كشاورزي به منظور تامين سبد مطلوب غذايي ، توجه به نتايج بررسي و كمبودهاي مشاهده شده در ريزمغذي ها و پروتئين هاي حيواني در هدفمند كردن توليدها و سوق دادن امكانات توليد در بخش كشاورزي و دامپروري به سمت توليد مواد غذايي با ارزش تر ( مثل سبزي ها ، ميوه ها و حبوبات براي جبران ريزمغذي ها و تخم مرغ ، مرغ و ماهي براي جبران كمبود پروتئين حيواني ).
4 ـ در بخش بازرگاني توجه به توليد ، توزيع و واردات مواد غذايي مفيد و مناسب نظير روغن مايع كلزا ، خشكبار ، ميوه خشك و ... و نيز بهبود كيفيت صنايع غذايي تكميلي و تسهيل دسترسي به مواد غذايي مناسب در همه سطوح جامعه .
5 ـ استفاده از نتايج بررسي در سيستم آموزش رسمي كشور (اعم از دانش آموزان ، دانشجويان ، طلاب ، معلمين ، مربيان ، والدين و ... )
6 ـ حمايت از صنايع و توليدات غذايي نظير شيلات و سويا در راستاي بهبود وضعيت سبد غذايي با هزينه كمتر .
7 ـ تعيين روند تغييرات الگوي غذاي مصرفي و شناخت عوامل خطر رژيمي مرتبط با بيماري ها و توجه به نتايج بررسي در ارتقاي سلامت و ايمني مواد غذايي در كليه مراحل از توليد تا مصرف توسط نهادهايي همچون دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور .
8 ـ توجه به امر پژوهش به خصوص پژوهش هاي كاربردي در راستاي اصلاح سبد غذايي استان ها و علل و عوامل موثر در مصرف مواد غذايي توسط معاونت پژوهشي دانشگاه ها و ديگر نهادهاي پژوهشي جامعه .
9 ـ ساماندهي خيريه ها ، N.G.O ها و سازمان هاي مرتبط با توليد و توزيع مواد غذايي در بخش خصوصي از طريق استانداردها و نظارت بر آنها به شكلي كه مواد غذايي بهتري در اختيار اقشار كم درآمد جامعه قرار گيرد .

نويسنده:دكتر سيد مرتضي صفوي
منبع:مجله دنياي تغذيه شماره 86
منبع: سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما

ادامه مطلب
[ شنبه 15 اسفند 1388  ] [ 10:40 PM ] [ نظرات 0 ]
 خبرگزاري فارس: حضور و مشاركت فراوان امامان معصوم(ع) در مراسم نماز جمعه به عنوان خطيب و نيز در جماعات و مراسم حجّ و اجراي خطابه هاي محرك و مورد نياز، جهت آگاهي و هدايت مردم و براندازي حكومت‌هاي طاغوتى، گواه حركت زيباي فرهنگي آنان در راستاي حاكميت اخلاق و ايمان بر رسانه هاي جمعي و تبلور آن بوده است.

طليعه
ترويج جهان بيني الهى، فضائل اخلاقي و كرامات انساني در هر اجتماع، از جمله نيازهاي فطري است كه هر كس آن را مي پسندد و دنبال تحقق عمومي آن مي باشد. اين رسالت اساسى، همان هدف والايي است كه همه انبيا و اوصيا آن را دنبال مي كردند و در تحقق آن تلاش وصف ناپذيري از خود نشان مي‌دادند. رسول گرامي اسلام(ص) فرمود:

«إنّما بُعِثتُ لاُتَمِّم مَكارِمَ الأخلاقِ؛ همانا مبعوث شدم تا اخلاق انساني را كامل كنم».[1]

«إنّما بُعِثتُ لاُتَمِّم محاسن الأخلاق؛ به رسالت برانگيخته شدم تا زيباييهاي اخلاقي را به اتمام برسانم».[2]

شايد بتوان ادّعا كرد چنانچه انبياي عظام و اولياي الهي به رسانه‌هاي جمعي دسترسي پيدا مي‌كردند، يك لحظه از آن غافل نمي‌شدند؛ حضور و مشاركت فراوان امامان معصوم(ع) در مراسم نماز جمعه به عنوان خطيب و نيز در جماعات و مراسم حجّ و اجراي خطابه هاي محرك و مورد نياز، جهت آگاهي و هدايت مردم و براندازي حكومت‌هاي طاغوتى، گواه حركت زيباي فرهنگي آنان در راستاي حاكميت اخلاق و ايمان بر رسانه هاي جمعي و تبلور آن بوده است.

پيامبر رحمت، خطاب به جانشين خود اميرمؤمنان(ع) فرمود:

«لأن يهدي الله بك رجلاً واحداً خيرٌ من أن يكون لك حُمر النعم؛[3] چنانچه خداوند با دست تو انساني را هدايت كند، بهتر است از اين كه مالك شتران سرخ موي شوي» كنايه از سرمايه ناب و فوق العاده است.

از اين رو، آناني كه مي توانستند با خطابه‌هاي زيبا و شيواي خويش و يا اشعار و قصيده هاي تكان دهنده در ميان مردم حركت شايسته و بزرگي را به وجود آورند و يا تأييد كنند، مورد محبت اهل بيت(ع) بوده اند.

تكريم شاعراني همچون: كميت بن زيد اسدى، ابوفراس (فرزدق) و دعبل خزاعي از سوي معصومان(ع) گواه توجه به اخلاق رسانه‌اي و نقش رسانه گردانان جمعي آن روز است.

نقش رسانه ها در شناساندن شايستگي ها
تأسيس و اصلاح مراكز اطلاع رسانى، گماشتن انسانهاي متعهد و دلسوز و طرح و اشاعه «محاسن اخلاقي» سبب مي شود فرهنگ شايسته سالاري حاكم شود و حاكمان جامعه و مردم، خود را با آن تطبيق دهند و بالاترين الگوي عملي اجتماعي شوند؛ زيرا رسانه‌هاي حكومتي و جمعى، زبان گوياي ملت و حكومت هستند و همان گونه كه در احاديث وارد شده است: «النّاسُ عَلي دينِ مُلُوكِهِم» مردم، دين و راه خود را بر اساس مشي حاكمان خويش انتخاب خواهند نمود و خود را با آن الگو تطبيق مي نمايند.

القاء مسائل درست سياسى و روشن نمودن جريان‌هاي انحرافى، مي‌تواند به جامعه قدرت انتخاب بدهد؛ جامعه و آحاد آن با آگاهي همه توان خود را جهت مصالح عمومي به كار مي‌گيرند و چنانچه هزينه‌اي دربر داشته باشد، آن را پذيرفته و در برابر دشمنان خويش ايستادگي و مقاومت مي‌نمايند.

هدف گرائي
فعاليت رسانه‌هاي جمعي با توجه به مخاطبان گوناگون از جهت سنى، سطح دانش و بنيادهاي اعتقادي و باور دينى، برنامه ريزي مي‌شود و در هر مقطعي با معيارهاي مربوطه، آنها را بررسي مي‌كنند كه آيا اهداف از پيش تعيين شده، تحقق پيدا كرده؟ در افكار و اعمال اجتماعى، اثري ديده مي شود ؟ و تغيير و تكاملي پيدا شده است يا نه ؟

رسول خدا(ص) در تشكيل جامعه اسلامي در مكه مكرمه و مدينه منوره، اهداف الهي را دنبال مي‌كرد. در مكه، توحيد و يكتاپرستي را يك اصل قرار داد و همگان را به دور كعبه مشرفه طواف داد و دلها را در رسيدن به خداوند متعال، يك سو و يك جهت نمود. پيامبر(ص) اصول فطري و اخلاقي را ابتدا مطرح نمود و سپس به مرحله باور رساند. درضمن، اعتقاد به معاد (روز واپسين) و تجسم اعمال نيك و بد را مورد باور حتمي مردم قرار داد؛ آنگاه امامت و جانشيني و حركت به سوي جامعه سعادت‌مند را در مدينه دنبال كرد؛ به طوري كه طي 23 سال نبوت «اهداف الهي» خود را در جمع معيني از جامعه بشرى، تحقق بخشيد.

توجه به منافع عمومي
بهترين رسانه، آن است كه منافع عمومي و ملي مردم را در نظر بگيرد؛ به طوري كه آحاد مردم، خود را در بيانيه‌ها، برنامه‌ها و محصولات مختلف آن شريك بدانند و مردم، مشتري همه جانبه آن رسانه باشند و نظريات خود را در ادامه كار منعكس نمايند و به توصيه‌هاي به موقع آن گوش فرا دهند. رسانه بايد در بحرانهاي مختلف، مردم را دلگرمي دهد و به آنها راهكارهايي ارائه كند و در يك كلام، ميان مردم و از مردم باشد گرچه افرادي خاص آن را اداره نمايند.

حق مداري و حقيقت گرايي
از ويژگي‌هاي برجسته رسانه، توجه به حقيقت و واقعيت هايي است كه در زندگي جوامع و افراد مي‌گذرد. رسانه‌ها بايد در جهت بهبود و ساماندهي آن، حركت مثبت انجام دهند و از دروغگويى، غلو، اغراق و دگرگوني حقايق بپرهيزند و جانب داري به ناحق از فرد و يا گروه خاص ننمايند. گرچه بسيار سخت است، لكن مي‌توان در درازمدت حركتي را دنبال كرد كه سبب گرايش اساسي به حقايق و واقعيات عيني باشد.

مالكيت رسانه ها
در يك نگاه مي‌توان گفت: رسانه‌ها (روزنامه، مجله، راديو، تلويزيون، اينترنت، سايت‌هاي گوناگون و ...) اعم از اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى، سياسى و اخلاقى، بر سه نوع تقسيم مي گردد:

1. مالكيت دولتى؛ كه در انحصار حكومت و قواي سه گانه بوده و به صورت دستورالعمل خاص خود اداره مي‌گردد. اين گونه رسانه ها را دولت‌ها اداره مي‌كنند و تمام بودجه و مصارف و هزينه هاي آن را پرداخت مي‌نمايند.

2. مالكيت عمومي و ملّى؛ كه ضمن دريافت كمك هاي حكومتي و دولتى، هزينه‌هاي خود را از محلّ اشتراك مردمي و پرداخت‌هاي عمومى، تأمين مي‌كند و دولت در حدّ نظارت بر آن، ارتباط دارد.

3. مالكيت خصوصى؛ كه همه هزينه‌ها را فرد و يا گروه خاص پرداخت مي‌كند و آنان در برابر آنچه انجام مي‌شود، پاسخ گو هستند. اين رسانه‌ها كارهاي تجاري و يا فرهنگى انجام مي‌دهند كه در برخي كشورها با اشتراك كابل‌ها و كارت‌ها و پخش آگهي هاي بازرگاني و حمايت هاي خاص اداره مي شوند.

آنچه در عناوين پيش مطرح گرديد، همه آنها بايد در هر سه نوع رسانه‌ها مراعات شود تا «اخلاق رسانه‌اي» تحقق يابد و رسانه‌اي كه مورد خوشنودي خداوند و خلق باشد، به وجود آيد و از آنچه در كشورهاي غربي تحقق پيدا مي‌كند كه سبب انحراف خانواده‌ها، افراد و جامعه مي‌گردد و منافع احزاب و اميال افراد، حاكم بر معنويات مردم مي شود جلوگيري به عمل آيد.

مالكان رسانه‌ها، حق ندارند به دليل مالكيت خويش عامل اشاعه گناه و منكر باشند؛ چون نقش منفي رسانه‌ها به حدي است كه حيات اجتماعي را تهديد مي‌كند، چنان كه در صورت سلامت، سلامتي جامعه را تضمين مي‌كند.

رسول خدا(ص) در تشبيهي فرمود:

«گروهي بر يك كشتي سوار شدند و هر كس در جاي خويش قرار گرفت. به ناگاه فردي از ميان اثاثيه خود تيشه‌اي را بيرون آورد و گفت: مي‌خواهم جايي را كه اجاره كرده‌ام و از آنِ خود من است، سوراخ كنم».

پيامبر(ص) در ادامه فرمود:

«اگر افراد سوار شده بر كشتى، اين ابزار خطرناك را از او بگيرند، او و اهل كشتي را نجات داده‌اند و چنانچه سهل انگاري كنند و او به تخريب خويش ادامه دهد، هم خود و هم اهل كشتي را به هلاكت رسانده است».[4]

بهره‌گيري از رسانه در سيره عترت
رسول خدا(ص) جهت اجتماع و گردهمايي كوچك و بزرگ مردم، به صورت شبانه روزي ، هفتگي ، ماهانه و سالانه، سنت هايي را به راه انداخت. تشكيل نماز جماعت و جمعه ، مراسم زيباي عيد فطر و قربان و يا مراسم حج و اجتماع جهان اسلام در سرزمين وحى، در راستاي رساندن حقايق به مردم و تصميم‌گيري‌هاي اساسي آن مي باشد.

رسول خدا(ص) خود از منبر و خطبه ها و خطابه هاي مناسب استفاده مي‌كرد، كه همين سيره در ميان مسلمانان و مديران اجتماعي و سياسي جوامع اسلامي ادامه پيدا كرده است. منبر رسول خدا(ص) در «مسجد النبي» گواه اين حقيقت است. رسول خدا(ص) فرمود :

«قَوائمُ مِنبَري رَواتِبٌ في الجنّة؛ پايه‌هاي ثابت و استوار منبر من در بهشت الهي استوار است».[5]

«منبري علي تُرعَةٍ مِن تُرَعِ الجنّة؛ منبر من بر كانال و رودخانه اي كه شعبه اي از رحمت الهي در بهشت است، استوار مي باشد».[6]

پيامبر(ص) در بالاي منبر، مطالب مورد نياز زندگي مردم اعمّ از عبادى، سياسى، اقتصادى و اخلاقي را به آنان گوشزد مي‌كرد. و بعدها كه منبر به عنوان «رسانه‌اي عام» مطرح شد و در مكه، مدينه و مساجد شهرها مورد بهره برداري قرار گرفت، سعي مي‌شد افرادي كه داراي اخلاق و ادب شايسته‌اي هستند، در آن جا قرار گيرند و مسلمانان چنانچه فرد نالايق و بداخلاقي را بالاي منبر مي‌ديدند، با او برخورد مي‌كردند و تلاش مي‌نمودند تا او را از آن جايگاه رفيع پايين كشند. آنها در حقيقت اخلاق ويژه‌اي را براي «سخنران» قائل بودند و اعتقاد داشتند اين «رسانه عمومي» را به هر كس نبايد بدهند؛ همانند برخورد زيباي امام حسين(ع) در خردسالى، آنگاه كه به خطيب نا أهل فرمود:

«انزل أيّها الكذّاب عن منبر أبي رسول الله(ص)؛ فرود آي از منبر جدّم پيامبر خدا(ص) اي دروغ گو!»[7]

احاديث و روايات، نشانگر آن است كه اهل بيت(ع) در بهره برداري از «رسانه هاي عمومي» اموري را مراعات و سفارش مي‌نمودند كه به صورت فهرست وار ذكر مي شود :

الف) بايدهاي رسانه‌اى
1. توجه به تطهير نفس و طهارت روح مخاطبان.

2. بيان حقايق و واقعيت ها در حدّ مقدور.

3. تواضع و خشوع در گفتار و كردار.

4. تشويق و بيان نوآوري‌هاي نسل جوان و يا مجرّبان خردمند.

5. ايجاد اميد و نويد.

6. ايجاد و تقويت شهامت و شجاعت.

7. رعايت عفت عمومى.

8. تربيت و رشد مخاطبان.

9. افشاي توطئه‌هاي دشمنان داخلي و خارجى.

10. رعايت بيت المال و حق‌الناس.

11. ايجاد آرامش و اطمينان.

12. احياي امور فطرى.

13. مداواي امراض روحي و رواني فرد و جامعه.

14. كم گويى، مفيد بودن و زيبا بيان داشتن.

15. معرفي الگوها و اسوه هاي اخلاقي ، اجتماعي و سياسى.

ب) نبايدهاي رسانه‌اى
رسانه‌ها در كنار وظايف اثباتى، وظايف سلبي ديگري هم بر دوش دارند كه به چند مورد اشاره مي‌شود:

1. دوري از دروغ و تحريف حقايق.

2. پرهيز از افشاي اسرار مردم و حاكميت، كه گاه مصالح ملي را به خطر مي اندازد.

3. دوري از اشاعه و پخش منكرات.

4. جلوگيري از ترويج باطل به هر شكل.

5. دوري از استهزا و تمسخر افراد و يا گروه‌ها، كه حيثيت فردي و جمعي را به خطر مي اندازد.

6. اجتناب از جنگ‌هاي رواني داخلى، كه سبب دلهره و ترس مردم گردد.

7. پرهيز از تفرقه و جدايي بين افراد و گروه‌ها.

8. خودداري از طرح مسائل نژادي و ملي‌گرايى.

9. پرهيز از تعرض به آبروي مسلمانان.

10. پرهيز از تبليغ و چهره‌سازي اشخاص و گروه‌هاي منحرف.

11. دوري از تخريب اسوه‌هاي ايمانى، اخلاقي و علمى.

12. پرهيز از آموزش قصه‌ها و داستان‌هاي زيان‌بخش.

13. دوري از ترويج لغو و مسابقات غفلت‌آفرين.

14. اجتناب از تشويق و تحريك غرائز جنسي و حيوانى.

نتيجه گيري
هم اكنون رسانه‌ها بيشتر از ميليون‌ها مخاطب را در اختيار دارند، كه گاه يك حركت غيراخلاقي آنها سبب مي‌شود ميليون‌ها نفر، گرفتار مسائل رواني و روحي شوند.

تأليف، ترجمه و تدوين جزوه، كتاب و نمايشنامه‌هاي گوناگون نيز رسانه‌اي ديگر هست كه افراد و مخاطب ويژه خود را دارد.

پخش دروغ ، تهمت و اشاعه فحشا و زشتي‌ها، گناهي نابخشودني است كه ممكن است نسل هاي مختلف گرفتار آن شود.

امروزه ابزارهاي رسانه‌اى، در دست حكومت‌ها، گروه‌ها و افراد مي‌باشد؛ اگر نكات اخلاقي مراعات نشود، هم خود آسيب مي بينند و هم اجتماع را به انحراف مي‌كشند.

پي‌نوشت‌ها
1. مستدرك الوسائل، علامه نورى، ج 11، ص187، باب 6.

2. مجموعه ورام ، ج 1 ، ص 89.

3. بحارالأنوار ، ج 1 ، ص 184 ، ح 98.

4. مجموعه ورام ، ج 2 ، ص 294

5. مدينه شناسي ، سيدمحمد نجفي ،ص 89 92؛ الطبقات الكبري ، ج 1 ، ص 249.

6. موطأ ، ابن مالك ، كتاب 14 ، ح 10.

7. الإحتجاج ، طبرسي ، ج 2 ، ص 292.

منبع: فصلنامه كوثر - شماره 76
منبع: سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=992091 

ادامه مطلب
[ شنبه 15 اسفند 1388  ] [ 10:38 PM ] [ نظرات 0 ]
 خبرگزاري فارس: از نظر اسلام، زهدورزي به عدم مصرف نعمت ها نيست بلكه به استفاده درست و مناسب هر چيزي است بي آن كه دنيا در دل وي جاي گيرد و او را اسيركند. زهدورزي به عدم دوست داشتن و حب به دنياست ولي استفاده درست و كامل هر نعمتي عين زهدورزي است.

از زماني كه سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شد، اين پرسش مطرح شد كه آيا اصلاح الگوي مصرف، يك حركت زودگذر است يا آن كه يك فرهنگ است كه نيازمند همه مؤلفه ها و اسباب فرهنگي است تا چنين هدفي تحقق يابد؟ اگر بپذيريم كه اصلاح الگوي مصرف، يك مسئله فرهنگي است، پيش از آن يك دغدغه زودگذر باشد، چنان كه تصريحات مقام معظم رهبري نيز بر فرهنگي بودن مسئله اصلاح الگوي مصرف تأكيد داشتند، مي بايست بپذيريم كه در طرح مباحث و مسايل آن و نيز دست يابي به اين هدف و آرمان بايد ابعاد فرهنگي آن مورد توجه قرار گرفته و عناصر و اسباب فرهنگي آن نيز تحليل و تبيين شده و از سوي همگان از امت و امام و مسئولان به كار گرفته شود.
از اين رو، نويسنده باتوجه به صبغأ فرهنگي مسئله اصلاح الگوي مصرف، بر آن است تا سازوكارهاي فرهنگي آن را براساس آموزه هاي وحياني اسلام تبيين و تحليل نمايد. با هم مطلب را از نظر مي گذرانيم.

اصلاح الگوي مصرف، مسئله فرهنگي
باتوجه به عنواني كه براي سال 1388 خورشيدي از سوي مقام معظم رهبري انتخاب شده مي توان گفت كه نگاه رهبري به مسئله، همانند سال هاي گذشته، نگاهي عميق و فرهنگ ساز بوده است. در تمامي عناوين و نامگذاري هايي كه براي سال هاي پيش انتخاب شده است، رهبري، دغدغه فرهنگي خويش را نشان داده است؛ زيرا دست يابي به تمدن اسلامي در جهان معاصر و بسترسازي براي جهاني سازي اسلام و برپايي دولت جهاني عدالت محور با حضور و ظهور حضرت مهدي(عج) در ميان مردم به عنوان رهبر دولت اسلامي، تنها زماني ممكن است كه همه عناصر و مؤلفه هاي چنين دولتي به شكل كوچك در جامعه و امت نمونه و شاهد گرد آيد و ديگران را متوجه اين نظريه سياسي قابل اجرا نمايد كه جدا از انديشه هاي سياسي و نظريه هاي غربي برخاسته از اومانيسم، نظريه ها و انديشه هاي كامل و سالم قابل اجرايي وجود دارد كه جامعه بشري مي تواند با الگوبرداري از آن نه تنها به سعادت دنيوي سرشار از آرامش و آسايش برسد، بلكه مي تواند آخرت خويش را نيز تضمين كرده و در مسير تقرب الهي و بهشت رضوان گام بردارد.
از اين جاست كه همه دغدغه فكري و عملي رهبري، توجه دادن دولت و ملت به مؤلفه ها و ايجاد بستري مناسب براي اهتمام ورزي به اين عناصر و مؤلفه هاي دست يابي به تمدن معاصر اسلامي است. بر اين پايه مي توان گفت كه دغدغه فرهنگي مسايل بيش از هر چيز ديگري براي رهبري مهم و اساسي است. بنابراين در تحليل و تبيين عناوين و نام هايي كه ايشان براي سال ها برمي گزينند بايد به مسئله فرهنگي بودن آن، بيش از پيش توجه و اهتمام كرد. به عنوان نمونه سال نوآوري و شكوفايي به اين معنا نيست كه تنها در اين سال مي بايست دولت و ملت به سوي نوآوري و شكوفايي برود بلكه به اين معناست كه نوآوري و شكوفايي دغدغه اصلي دولت و ملت شود و فرهنگ نوآوري و شكوفايي مورد توجه قرار گيرد؛ زيرا دست يابي به تمدن اسلامي معاصر تنها در سايه مؤلفه هائي چون نوآوري، شكوفايي، انسجام و اتحاد، جنبش نرم افزاري، اصلاح الگوها در حوزه هاي مختلف اقتصادي به ويژه در حوزه مصرف و حتي حوزه هاي ديگر غيراقتصادي شدني و تحقق يافتني است. بنابراين نمي توان گفت كه اگر سال انسجام و اتحاد گذشت و يا سال نوآوري و شكوفايي به پايان رسيد، مسئله اي به نام انسجام و اتحاد و يا نوآوري به پايان رسيده است.چنين تفكري مي تواند بسيار خطرناك باشد.
به نظر مي رسد كه رفتار دولت و ملت درسال هاي گذشته چنين بوده است و پس از پايان سال مساله اي به نام اتحاد و انسجام و يا نوآوري جاي خود را با وسايل ديگري چون اصلاح و الگوي مصرف داده است؛درحالي كه هدف مقام معظم رهبري آن است كه با غرقه سازي جامعه و ملت و دولت به حوزه هاي خاص، آنان را نسبت به عناصر اصلي وكليدي تمدن سازي توجه دهد.
براين اساس درسال هاي ديگر نيز دركنار توجه به مساله اصلاح و الگوي مصرف به عنوان نمونه، به ديگر مولفه ها و عناصري كه براي تمدن سازي نياز است توجه واهتمام بيش از پيشي صورت گيرد.
به سخن ديگر، نياز دولت و ملت به عناصر و مولفه هاي پيش گفته، درهر دوره اي بيش ازپيش خواهد بود، زيرا با عنصر غرقه سازي و اهتمامي كه نسبت به اين عناصر درگذشته شده، مطالبات و خواسته ملت نسبت به آن عناصر بيش از پيش افزايش يافته است از اين رو دولت نمي تواند نسبت به عناصر و مولفه هاي تمدن سازي كه پيش تر مورد تاكيد و توجه رهبري قرارگرفته است، بي اعتنا باشد ونسبت به اتحاد و انسجام، نوآوري و شكوفايي، الگوي برداري از شيوه اميرمومنان (ع) و حسين (ع) و اصلاح ساختار تحقيق و توجه به جنبش نرم افزاري، كارهاي درخور توجه و مهمي را انجام ندهد.
اصلاح الگوي مصرف با توجه به ويژگي هاي اين عنوان، به سادگي نشان مي دهد كه امري فرهنگي است؛ زيرا سخن از اصلاح الگوهاست كه نيازمند اهتمام به حوزه هاي بينشي و نگرشي مردم وتغيير و اصلاح آن در مسير سازنده و
تمدن سازي مي باشد. بر اين اساس بايد همه عناصر و مولفه هاي فرهنگي اصلاح و تغيير، مورد توجه قرارگيرد و از سوي اولياي امور و مردم به تبليغ و تربيتي اهتمام شود كه اين مهم را برآورده سازد.
از آن جايي كه اصلاح الگوي مصرف كه مساله فرهنگي است، بايد به مسايلي چون بينش ها و نگرش هاو تغيير و اصلاح آن توجه ويژه اي مبذول شود و روان شناسان اجتماعي و جامعه شناسان درحوزه مردم شناسي به بررسي ميداني و تحقيقات و پژوهش هاي عيني و ملموس دركنار تحقيقات كتابخانه اي توجه كنند و راه كارها و نيز ساز وكارهاي تغيير و اصلاح الگوها را يافته و با ابزارهاي تربيتي و آموزشي وپـرورشي، دست كم نسل هاي آينده را به سوي تغيير الگوهاي مصرف درست و مناسب سوق دهند. اينجاست كه نقش آموزش و پرورش براي اصلاح الگوي مصرف و تصحيح و تغيير مناسب و درست آن در راستاي تمدن سازي، پررنگ و مهم مي شود.
آموزش و پرورش مي تواند با تحقيق و پژوهش براساس معيارها و اصول اسلامي، ملاك ها و عناصر الگوي درست را يافته و با بهره گيري از مربيان واولياي تربيتي، دانش آموزان را به سوي الگوهاي مناسب مصرف سوق دهد و آنان را درمحيط درستي پرورش دهد.
با اين همه نمي توان از عنصر جامعه پذيري فارغ بود، زيرا دانش آموزان در محيط آزمايشگاهي رشد ونمو پيدا نمي كنند و عناصر بسياري به عنوان متغيرات مي تواند نقش مثبت و منفي در شكل گيري شخصيت نوجوانان و جوانان ما داشته باشد كه از جمله آن ها مي توان به جامعه اشاره كرد.
اصولا شكل گيري شخصيت درجامعه انجام مي شود. بنابر اين اگر بخواهيم الگوهاي درست مصرف كه ارايه مي شود.در شخص و شخصيت افراد جامعه نهادينه شود، بايد جامعه را به سمت و سويي هدايت كرد كه بتواند شرايط مناسب را براي جامعه پذيري درست فراهم آورد.
اين مسائل نشان مي دهد كه براي دستيابي به الگوي صحيح مصرف بايد تحقيقات جامع و كاملي انجام پذيرد و راه اعتدالي و ميانه شناسايي و به مردم معرفي شود و سپس با بهره گيري از ابزارها و سازوكارهاي مناسب نسبت به الگوسازي و نيز جامعه پذيري مسئله اقدام شود. اين بدان معناست كه توجه و اهتمام همگاني، لازمه دستيابي به اصلاح الگوي مصرف به عنوان يك فرهنگ است و بي غرقه سازي و فرهنگ سازي نمي توان اميد به تغيير رفتارهاي دولت و ملت داشت.

پيش نيازهاي اصلاح الگوي مصرف
براي اين كه به اصلاح الگوي مصرف دست يابيم، افزون بر آن چه گفته شد، مي بايست به اين مهم نيز توجه شود كه فلسفه و اهداف درست مصرف كردن چيست و چه آثار و پيامدهاي مادي ومعنوي و دنيوي و اخروي بر اين شيوه مصرف بار مي شود؟ پاسخگويي به اين پرسش ها خود يكي از پيش نيازهاي اصلاح فرهنگي الگوي مصرف مي باشد.
از ديگر پيش نيازهاي فرهنگي اصلاح الگوي مصرف مي توان به لزوم معرفي شيوه هاي درست مصرف و شيوه هاي نادرست آن اشاره كرد. به عنوان نمونه در حوزه شيوه هاي درست بايد به ارزش هايي چون زهدگرايي و قناعت ورزي و اقتصاد و اعتدال و ميانه روي در حوزه اقتصادي اشاره كرد و ضمن برشمردن فوايد و ارزش ها و آثار دنيوي و اخروي آن، مردم را به سمت اين ارزش ها سوق داد.
همچنين لازم است شيوه هاي نادرست نيز معرفي شود و آثار سوء و پيامدهاي نابهنجار آن نيز تبيين گردد. بنابراين ضروري است در راستاي فرهنگ سازي، مسائلي چون اسراف و تبذير و اتراف، واكاوي شده و آثار و پيامدهاي دنيوي و اخروي و مادي و معنوي آن نيز گوشزد شود تا مردم به انگيزه هاي مختلف از شيوه هاي مصرف نادرست و نامناسب پرهيز كنند.

ارائه سازوكارها
پس از آن كه الگوهاي مصرف شناسايي و معرفي شد، لازم است سازوكارهايي براي تبليغ و فرهنگ سازي و نيز اجرا و نظارت آن نيز يافت شود، زيرا در بخش هاي دولتي به سبب آن كه حجم عظيم درآمدهاي ملي و ثروت عمومي، هزينه مي شود، نياز است تا دراين باره نظارتي كامل اعمال شود.
به سخن ديگر، مسئله فرهنگ سازي هرچند بخش مهمي از نيازها را برآورده مي سازد، ولي در حوزه عمل، آنچه مهم و اساسي است نظارت دايم و كامل است تا هزينه ها در مسير اهداف و به شكل مطلوب انجام شود و از مصرف درغير مورد برنامه اي خودداري گردد.
در بسياري از نهادهاي دولتي ديده مي شود كه بودجه در غيرمحل برنامه اي هزينه مي شود و به شكلي اسراف وتبذير صورت مي گيرد؛ زيرا عدم هزينه كردن بودجه در غيرمحل موردنظر مي تواند به معناي اسراف و زياده روي باشد.
به عبارت ديگر كم مصرف كردن، به معناي صرفه جويي نيست، بلكه درست مصرف كردن و مصرف به جا و مناسب است كه عين صرفه جويي است؛ بنابر اين هرگونه هزينه كردن بودجه در غير مسير برنامه اي و سياست هاي مصوب، عين اسراف و ضد صرفه جويي است؛ زيرا اگر نيازي نباشد كه براي فلان بخش بودجه اي تعيين شود، از همان آغاز اين كار انجام نشود و تصويب بودجه براي بخشي با توجه به مطالعات و سياست ها و راهبردهاي كلان، خودگواه بر آن است كه بودجه مي بايست در همان مسير برنامه اي هزينه شود و هزينه كردن بودجه در جايي ديگر، عين اسراف و تبذير است.
از اين رو لازم است دستگاه هاي نظارتي بر نحوه هزينه كرد بودجه و اعتبارات، نظارت كامل و سخت گيرانه اي اعمال كنند تا مصرف درست تحقق يابد.

ضرورت تبيين مفهوم زهدورزي
مردم مي بايست بياموزند كه فرهنگ درست مصرف چيست؟ از نظر اسلام همه نعمت هاي الهي به عنوان طيبات و حلال در اختيار بشر قرار گرفته است تا به عنوان خليفه الهي با توجه به تسخيري كه بر آن ها دارد، از آن ها به درستي براي تكامل خويش و موجودات ديگر بهره گيرد و به افزايش توانمندي ها و يا فعليت بخشي آن ها ياري رساند. از اين رو هرگونه عدم مصرف درست و مناسب نعمت هاي الهي و يا مصرف نادرست و بي جا و بي رويه آن ها از نظر اسلام، كفران نعمت قلمداد مي شود.
به سخن ديگر، همان گونه كه مصرف نادرست آن به شكل اسراف و تبذير، كفران نعمت شمرده مي شود، عدم مصرف آن و يا تحريم حلال نيز به عنوان كفران نعمت محسوب شده و مجازات و كيفر را به دنبال خواهد داشت.
از نظر اسلام، زهدورزي به عدم مصرف نعمت ها نيست بلكه به استفاده درست و مناسب هر چيزي است بي آن كه دنيا در دل وي جاي گيرد و او را اسيركند. زهدورزي به عدم دوست داشتن و حب به دنياست ولي استفاده درست و كامل هر نعمتي عين زهدورزي است. از اين رو خداوند در قرآن مي فرمايد كه زاهد كسي است كه اگر چيزي از نعمت ها از دستش برود اندوهگين نمي شود و اگر نعمتي سرشار به دست آورد خوشحال و مغرور نمي شود. زيرا انسان مومن مي داند كه همه اين ها در جهت ابتلا و يا بلا است و شخص از راه هر يك از دو شيوه، امتحان مي شود تا معلوم گردد به دنيا وابسته و دلبسته است و يا آن كه مردي خدايي است و خداوند را در سرنوشت و تقدير خويش حاكم مي بيند. (حديد آيه 23)
براساس فرهنگ اسلامي هر چيزي مي بايست به درستي مصرف شود و چيزي ناديده گرفته نشود و حلال خداوند حرام اعلام نشود؛ چنان كه نبايد حرام خداوند حلال شود.
اگر سخن از قناعت است به اين معناست كه شخص نسبت به امور دنيوي و ماديات، حرص و طمع نورزد و به آن چه در اختيار دارد بسنده كند.
از اين رو يكي از پيش نيازهاي مصرف درست، تبيين زهد ورزي و قناعت طلبي است؛ زيرا انسان زاهد مي داند كه چگونه و درچه اندازه از يك چيز استفاده كند و اگر چيزي را از دست داد ناراحت و اندوهگين نشود و به سهم خويش قناعت كند وبداند كه همان را اگر به درستي استفاده كند نيازش را بر طرف مي سازد.
بسيار ديده شده است كه شخصي گوشت، پسته و بادام را به مقدار زياد مصرف مي كند. مصرف زياد آن نمي تواند مفيد باشد، زيرا بدن تنها به مقدار مورد نياز خود را جذب مي كند و مابقي دفع مي شود و يا آن كه به صورت چربي و يا مانند آن ذخيره شده و نظام بدن را در هم مي ريزد. بنابراين مصرف درست و مناسب آن است كه به مقدار نيازها موادي كه بدن بدان نياز دارد به آن رسانده شود.
بسياري از مردم به سبب طمع و آز و حرصي كه دارند، به آن چه دارند بسنده نمي كنند. اين گونه است كه هم خود و هم ديگران را به زحمت مي افكنند. (مدثر آيه 11 تا 15)
در ساختار نظام سياسي نيز اگر قناعت مورد توجه و اهتمام قرار گيرد، اقتصاد از حالت بيمارگونه خود خارج مي شوند و دولت به گونه اي توانمند مي شود كه بتواند طرح هاي عظيم و بزرگ خويش را عملياتي سازد.
تغيير نگرش
يكي از مهم ترين كارهاي فرهنگي كه مي بايست به عنوان پيش نياز هر كاري هم چون اصلاح مصرف انجام شود، توجه به مسئله تغيير نگرش هاست. البته پيش از آن كه به تغيير نگرش به عنوان اصلاح مصرف توجه شود بايد به تغيير بينش و نگرش براي شناخت الگوهاي صحيح مصرف اقدام شود
به سخن ديگر، كساني كه مي كوشند تا بينش و نگرش مردم و جامعه را نسبت به مصرف، اصلاح كنند خود نيازمند آن هستند كه بينش و نگرش درستي نسبت به هستي داشته باشند و نقش خود را در هستي بشناسند و ماموريت و مسئوليت خود را به عنوان خليفه الهي بدانند. در اين صورت است كه مي توانند الگوهاي درست و مناسب مصرف را شناسايي و معرفي كنند و آن گاه براي اصلاح مصرف مردم و جامعه طرح ارايه دهند.
به نظر مي رسد پيش از آن كه اصلاحي در مصرف مردم و جامعه انجام پذيرد، بايد اصلاح در الگوهاي مصرف صورت گيرد و اصلاح اين حوزه نيازمند اصلاح در بينش و نگرش كساني است كه مي خواهند الگوهاي مصرف صحيح را بشناسند و براي اصلاح آن الگوها طرح و برنامه ارايه دهند.
براين اساس يكي از پيش نيازهاي مهم در اصلاح الگوي مصرف آن است كه بينش و نگرش مسئولان و طراحان اصلاح الگوي مصرف تغيير كند.
بنابراين اصلاح الگوي مصرف افزون بر آن كه كاري فرهنگي است، كاري در حوزه كلان و بنيادي جامعه است. بنابراين نمي توان اميد داشت كه با كارهاي جزيي و سطحي به مقصد و مطلوب رسيد و الگوهاي مصرف جامعه را اصلاح و به سوي كمال سوق داد.

نويسنده:علي جواهردهي
منبع: كيهان
منبع: سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما

ادامه مطلب
[ شنبه 15 اسفند 1388  ] [ 10:38 PM ] [ نظرات 0 ]
 سال 1388 از طرف رهبر معظم انقلاب، به نام سال اصلاح الگوي مصرف مزين شده است؛ خوشبختانه صداي شبکه استان خراسان رضوي با احساس مسئوليت نسبت به اين رسالت فرهنگي به توليد و بخش برنامه‌اي در رابطه با مهمترين هدف سال نظام (اصلاح الگوي مصرف)، تحت عنوان برنامه (پيمانه) همت گماشته است.
مساله اساسي اين پژوهش، بررسي محتوايي برنامه راديويي اصلاح الگوي مصرف و بررسي ميزان تطابق اين برنامه با محورها، شاخص‌ها و ابعاد اصلاح الگوي مصرف و بررسي ميزان توفيق آن در اهداف مي‌باشد.
بررسي و تحليل محتواي اين برنامه، ضمن مشخص نمودن ميزان همخواني اين برنامه با راهبردهاي توليدات برنامه‌اي ويژه سال اصلاح الگوي مصرف، راهگشاي تهيه و پخش برنامه بهتر خواهد بود.
در اين تحقيق برنامه راديوي پيمانه، به دو روش "اسنادي" و "تحليل محتوا" مورد پژوهش قرار گرفت؛ تا نقاط قوت و ضعف برنامه شناسائي وراهکارهاي لازم براي گروه برنامه‌سازي ارائه شود.
نتايج تحقيق نشان مي‌دهد که:
ـ از مجموع تحليل محتواي کليه گفتارهاي مرتبط با موضوع اصلاح الگوي مصرف در برنامه راديويي پيمانه (شامل 359 گفتار)، 37.9 درصد از گفتارهاي برنامه پيمانه، مصاحبه و گفتگو، 25.1 درصد از گفتارها، گفتار مجري، 11.1درصد از اين گفتارها، گزارش، 10درصد از اين گفتارها، خبر 8.6درصد، گفتار (کلام) مقام معظم رهبري، 5.3درصد، نمايش راديويي و 1.9درصد از گفتارها، مربوط به ساير موارد مي‌شود.
ـ در ميان شاخص‌هاي مربوط به توليدات برنامه براساس دستورالعمل اصلاح الگوي مصرف، شاخص ترويج فرهنگ صرفه‌جويي بيشتر از ساير شاخص‌ها و شاخص الگوسازي از ساده زيستي مفاخر و بزرگان دين در زمينه اصلاح الگوي مصرف، کمتر از ديگر شاخص‌ها در برنامه راديويي پيمانه انعکاس يافته است.
ـ از مجموع 64048 ثانيه برنامه توليدي پيمانه از فروردين ماه سال جاري تا ابتداي مهرماه سال جاري، بيشترين حجم برنامه به لحاظ ساختاري مربوط به مقوله مصاحبه و گفتگو، سپس گفتار مجري (گوينده)، سپس موسيقي، سپس گزارش، سپس نمايش راديويي و سپس خبر مي‌باشد.
ـ به لحاظ فراواني موضوعات مطرح شده در گفتارهاي برنامه پيمانه، بيشترين فراواني مطلب مربوط به مقوله موضوعي "معرفي استانداردهاي ملي و بين‌المللي کالاها و خدمات با هدف ترويج مصرف کالاي با کيفيت و بادوام حذف کالاهاي بي‌کيفيت"، و کمترين فراواني، مربوط به مقوله موضوعي
" بررسي و مقايسه الگوي مصرف در جامعه ما و برخي کشورهاي توسعه يافته با هدف معرفي شيوه‌هاي موثر مديريت مصرف و تغيير نگرش‌هاي غلط"، مي‌باشد.
ـ کلمات کليدي: برنامه راديويي پيمانه، اصلاح الگوي مصرف، راهبردهاي رسانه، صداي خراسان رضوي، تحليل محتوي.

مقاله آقاي مهدي رشکياني
منبع: سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما

ادامه مطلب
[ شنبه 15 اسفند 1388  ] [ 10:37 PM ] [ نظرات 0 ]

آگهي‌هاي تجاري متوني ارتباطي هستند که معنا از خلال آن جريان مي‌يابد. اين مقاله درصدد واکاوي نسبت ميان مفهوم مصرف و آگهي‌هاي تجاري است و براي نيل به اين هدف، ابزارهاي نشانه شناختي را بکار مي‌گيرد. نشانه‌شناسي نمونه‌هاي انتخاب شده مبين اين امر است که آگهي‌هاي تجاري با استفاده از تمهيداتي مانند واقع‌نمايي، استفاده از ابزارهاي علمي، بکارگيري مؤلفه‌هاي مرتبط با طبيعت، تأکيد بر نام تجاري و جان‌بخشي به کالاها سعي در ارائه تصويري از مصرف‌کننده ايده آل دارد که در آن، جهاني کالايي، کامل، بي‌نقص، آرماني و رويايي به تصوير کشيده مي‌شود: اين جهان، جهان متن آگهي‌هاي تجاري است.
واژگان کليدي: آگهي‌هاي تجاري، مصرف، نشانه‌شناسي، اقتصاد نشانه‌اي، دلالت صريح، دلالت ضمني.

نوشته: محمد سروي زرگر
منبع: سایت مرکز تحقیقات صدا و سیما

ادامه مطلب
[ شنبه 15 اسفند 1388  ] [ 10:35 PM ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

هدف ما از ایجاد این وبلاگ ارائه بهترین راهکارها برای اصلاح الگوی مصرف شما بازدیدکننده گرامی می باشد.