سال 91( سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی) مبارک

تولید ملی حمایت ایرانی

تولید ملی حمایت ایرانی
 
نويسندگان

کسب وکارهاي خانوادگي نقش مهمي را در اقتصاد کشورها ايفا مي کند. بخش قابل توجهي از کسب وکارهاي موجود بر پايه مديريت يا مالکيت خانوادگي استوار است، به طوري که حدود نيمي از توليد ناخالص ملي از طريق اين کسب وکارها تامين مي شود. اما تصور و باور اکثر ما از کسب وکار خانوادگي چيست؟ بسياري از کسب وکارهاي خانوادگي، بخش عمده اي از هويت خانواده ها را تشکيل مي دهد. رونق و شکوفايي چنين کسب وکارهايي، رشد و ترقي خانواده را در پي خواهد داشت. از طرفي برخي از اين کسب وکارها زماني شکوفا خواهند شد که توسط اعضاي يک خانواده اداره شود. آنچه باعث حفظ و رونق کسب وکار خانوادگي مي شود، آموختن اين مطلب است که چگونه با کساني که به آنها علاقه و ارتباط عاطفي داريم، فعاليت شغلي سالمي داشته باشيم. شايد اين کار ساده به نظر برسد، چه چيز بهتر از اينکه شما با کساني کار کنيد که آنها را به خوبي مي شناسيد و به آنها علاقه قلبي داريد، اما در واقع اين کار چندان هم ساده نيست. 


1

) درک و پذيرش ارتباطات دروني بين نقش هاي خانوادگي و نقش هاي شغلي: آنچه به راستي کسب وکار خانوادگي را منحصر به فرد مي کند وجود اين ارتباطات دروني بين نقش هاي شغلي و خانوادگي است، يعني رابطه اي که به طور معمول و در کسب وکارهاي غيرخانوادگي يافت نمي شود. درک اين ارتباطات دروني را مي توان شاه کليد سالم سازي کسب وکار خانوادگي دانست. «نقش» بخشي از فرآيند کسب وکار خانوادگي است که انجام آن بر عهده فرد خاصي قرار مي گيرد. در کسب وکارهاي خانوادگي با سه نقش اصلي مواجه هستيم; نقش خانوادگي (پدر، مادر، پسر، برادرزاده، دايي يا خويشاوند سببي)، نقش مالکيت (شريک و سهامدار) و نقش شغلي (مدير، کارمند يا کارگر). اين امکان وجود دارد که نقش ها با گذشت زمان تغيير يابند و افراد از نقش هاي متضادي برخوردار شوند که اين مورد باعث بروز اختلالاتي در روند کار مي شود. براي مثال، «پدر» در يک کسب وکار خانوادگي ممکن است مالک، رئيس، پدر و همسر باشد. فرزندان نيز ممکن است از نقش هاي متعدد و متضادي برخوردار باشند; دختر، کارگر، دختر رئيس و مالک بالقوه کسب وکار. وقتي رئيس در محل کار دستوري صادر کند، گاهي براي کارگران آسان نيست که به وي به عنوان رئيس نگاه کنند نه يک «پدر بهانه گير.» و از طرفي براي رئيس دشوار خواهد بود که به راحتي کارگر را به عنوان کارگر مدنظر قرار دهد نه به عنوان فرزندي چموش که از خواسته هاي والدين سرپيچي مي کند. روش ساده اي که با استفاده از آن مي توان اين رفتارهاي متقابل را مجسم کرد، به کارگيري رويکرد سيستمي است. نگرش سيستمي درک روشني از تاثير متقابل سه سيستم فرعي خانواده، مالکيت و کسب وکار را بريکديگر و برمحيط، ارائه مي دهد. توجه به اين نکات بسيار مهم است که تغييرات در هر جز» از سيستم، کل سيستم را تحت تاثير قرار مي دهد و همچنين افراد حاضر در هر سيستم از اهداف و انتظارات متفاوتي برخوردار هستند. براي مثال، زماني که افراد در نقش «عضوي از خانواده» به کسب وکار مي نگرند، کسب وکار را به عنوان بخش مهمي از هويت خانوادگي، ميراث آينده و منبع تامين نياز هاي مالي براي رفع احتياجات معمول زندگي در نظر دارند. از سوي ديگر، اگر ايشان حرفه شان را دليل پيوند خود با کسب وکار دانسته و در نقش «عضوي شاغل» به کسب وکار بنگرند، تمايل خواهند داشت تا کسب وکار را وسيله اي براي توسعه شغلي و موفقيت هاي اقتصادي مد نظر قرار دهند. و سرانجام، سهامداران يعني افراد در نقش «مالک»، عمدتا به کسب وکار به عنوان ابزاري براي سرمايه گذاري و کسب منفعتي رضايت بخش توجه نشان مي دهند. هر چند پي بردن به عملکرد نقش هاي متضاد در کسب وکار خانوادگي، به تنهايي قادر به رفع تضادها نيست اما مي تواند ما را در درک و فهم چگونگي رخ دادن آنها ياري رساند. درک چنين موضوعي، ما را قادر مي سازد تا به اين تضادها توجه کافي کرده و آنها را به نفع خانواده و کسب وکار حل و فصل کنيم.


2

) پرداختن به کسب وکار خانوادگي به عنوان يک کسب وکار جدي و رسمي: بايد باور داشت که کسب وکار خانوادگي يک فعاليت جدي و رسمي است نه تفنن و سرگرمي. اين بدين معنا نيست که شما نمي توانيد يا نبايد ارتباطي عاطفي با کسب وکار و فعاليت هاي مربوط به آن برقرار کنيد، بلکه موضوع اصلي اين است که براي تامين هزينه ها و حفظ فعاليت، به کسب وکاري سودآور و موفقيت آميز نياز است. آنچه واضح است، شما براي کسب درآمد به تاسيس يک کسب وکار مي پردازيد نه براي سرگرمي، اما اگر چنين نيست، اطمينان داشته باشيد که کسب وکارتان هرگز بيش از يک سال دوام نخواهد آورد. 


3

) بهره مندي و استخدام کارمندان غيرخويشاوند و خارج از خانواده: از ديگر نکاتي که براي ثمربخشي و سلامت هر چه بيشتر کسب وکار بايد به ياد داشت، بهره مندي و استخدام کارمندان غيرخويشاوند و خارج از خانواده است. ايشان جز» حياتي اکثر کسب وکارهاي خانوادگي هستند. بسيار مهم است که ايشان را به صورت شايسته در تصميمات دخالت دهيد. درباره فرصت هايي که ايشان در کسب وکار شما ايجاد مي کنند، صادق باشيد، از آنها به نحوي شايسته قدرداني کنيد و به ايشان پاداشي که انجامش برايتان ميسر نيست، وعده ندهيد. فرصت هاي يادگيري و کارآموزي را براي تمامي کارمندان و سهامداران فراهم کنيد تا بتوانيد توان علمي و عملي منابع انساني سازمان را در حداکثر کارايي حفظ کنيد. به عنوان يک راهکار عالي براي ارتقاي افق ديد افراد شاغل در کسب وکار خانوادگي، مي توان امکاني فراهم آورد تا ايشان در دوره هاي آموزشي و کارآموزي مفيد شرکت کنند. اين جلسات حرفه اي فرصت هاي کارآموزي و آموزشي وسيعي را فراهم مي آورد، برنامه اي که اغلب در سازمان هاي بازرگاني و صنعتي مورد استقبال واقع مي شود. لازم است شما همسر خود را نيز به درک و فهم بهتر کسب وکار ترغيب کنيد. نياز است که امکان شرکت در کارگاه هاي آموزشي و جلسات حرفه اي براي وي نيز فراهم شود. همسر شما حتي اگر در کسب وکار حضور فعالي نداشته باشد، باز هم نقشي حياتي در کسب وکار خانوادگي تان ايفا مي کند. درصورتي که وي به درک بهتري از کسب وکار دست يابد، مي تواند به عنوان همراهي دلسوز و شايسته براي شما در مسير موفقيت شغلي و خانوادگي ايفاي نقش کند. و چه بسا در آينده اي نه چندان دور، همسر شما قادر خواهد بود به واسطه اشتغال يا سرمايه گذاري و مالکيت در کسب وکار، به طور فعال در کسب وکار مشارکت کند. براي تمامي افراد وابسته به کسب وکار خانوادگي، شرح شغل واضحي تهيه کنيد. هرگز مپنداريد که فرزندتان قادر است ذهن شما را بخواند و پي به انتظارات شما ببرد، حتي اگر شما زمان زيادي را صرف کار مشترک کرده باشيد. لازم است شما و افراد شاغل در کسب وکار در جلساتي درباره وظايف شغلي، انتظاراتتان و اهدافتان بحث کرده و براي پيگيري بهتر آنها را مکتوب کنيد. به طور مداوم درباره اين موضوعات بحث و گفت وگو کنيد و در مواقع لازم، انتظارات و اهداف خود را تعديل و اصلاح کنيد. 


4

) برنامه ريزي براي آينده کسب وکار خانوادگي: بسيار واضح و قابل درک است که در بطن يک مدل سيستمي کسب وکار خانوادگي، خانواده و کسب وکار را نمي توان از هم مجزا کرد. بنابراين زماني که براي هر يک از آنها برنامه ريزي کنيد، ناگزير براي ديگري نيز برنامه ريزي کرده ايد، بدون توجه به اينکه قصد چنين کاري را داشته ايد يا نه. به منظور دستيابي به شيوه هاي مفيد برنامه ريزي، از دو مهارت زير استفاده کنيد; 


الف) اهداف و مقاصد عملکرد کسب  و کارتان را مشخص کرده و توسعه دهيد.


ب) مهارت گفت وگوي موثر را برقرار کرده و پرورش دهيد. توجه داشته باشيد که گفت وگوي موثر شامل حرف هاي قابل بيان و حرف هاي غيرقابل بيان است. 


اولين گام در برنامه ريزي توجه و دقت به چشم انداز و ماموريت عنوان شده در بيانيه تان است. دانستن اين موضوع که قصد داريد در آينده در چه جايگاهي قرار گيريد، مستلزم تعيين اهداف و مقاصد قابل اندازه گيري و تهيه برنامه اي عملي است. اين کار براي تمام اعضاي خانواده مفيد خواهد بود. مي توانيد جلسات خانوادگي خود را روي اين موارد متمرکز کنيد. اگر شما يک خانواده پرجمعيت داريد، اعضاي خانواده را به گروه هاي کوچک تقسيم کرده و هر گروه را به بررسي و فعاليت بخش خاصي از برنامه تشويق کرده و نتايج حاصله از هر گروه را براي دستيابي به برنامه اي کامل، با هم تلفيق کنيد.


5

) بهره مندي از نصايح و مشاوره هاي حرفه اي: آنچنان که تصور مي کنيد، شما در دنيا يکه و تنها نيستيد; امروزه منابع و مراجع بسياري با موضوع کسب وکار وجود دارد. برگ برنده، شناخت مرجع شايسته و مراجعه به آن است. از مطالعه غافل نشويد، چرا که ابتدايي ترين مراجع براي افزايش آگاهي و به روزماندن، کتاب ها و نشريات است. از ديگر منابع بالقوه اطلاعات و مشاوره مي توان به موارد زير اشاره کرد:


-  دوستان و آشنايان، اقوام، اعضاي خانواده و همکاران شغلي 


-  مراجع خدماتي حرفه اي همچون حسابداران، بانکداران، وکلا، مشاورين مالي، نمايندگي هاي بيمه و مشاورين کسب وکار


-  آژانس هاي توسعه، اساتيد دانشگاه ها، اعضاي سازمان هاي دولتي مختلف و اتحاديه هاي صنفي 


اين موارد تنها بخشي از منابع متنوع و گسترده اطلاعاتي است که مي تواند شما را در رشد و موفقيت کسب وکار ياري کند. همچنين براي انتخاب مشاوري مناسب موارد زير را مد نظر قرار دهيد:


الف) به مشاورين مختلف مراجعه کنيد 


ب) قبل از استخدام مشاور، با وي مصاحبه کنيد. 


ج) از مشاورين درخواست کنيد تا فهرستي از منابع اطلاعاتي مناسب را در اختيار شما قرار دهند. 


د) مطمئن شويد که مشاور مورد نظر از مهارت هاي فني لازم برخوردار است. 


ه) از دستمزدها و حق مشاوره ها اطلاع کسب کنيد. 


اصلي ترين معيار در انتخاب مشاور مناسب، ميزان توانايي وي در درک کامل وضعيت ويژه کسب وکار خانوادگي است. برخي مشاورين بر اين باورند که درمورد حفظ کسب وکار خانوادگي، «بهترين راه حل» را مي دانند. آنها چنين مي انديشند که بهترين راه براي حفظ و رونق کسب وکار خانوادگي، خروج خانواده از فضاي کسب وکار است. هرچند اين راهکار در برخي شرايط صحيح به نظر مي رسد، اما همواره بهترين راه حل نيست. شما به مشاوري نياز داريد که نه تنها بر موضوعات فني کار تخصصي اش مسلط باشد، بلکه نقش هاي دروني کسب وکار خانوادگي را نيز به خوبي درک کند. شما به مشاوري نياز داريد که شما و خانواده تان را درمورد روش هاي صحيح روبه رو شدن و تصميم گيري درباره موارد مهم کسب وکار، راهنمايي کنيد، نه مشاوري که تنها براي فعاليت هاي شما و به جاي شما تصميم گيري مي کند.




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 6:57 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

خانه سبز

کسب‌وکار خانگی نوعی از کسب وکار است که مالک آن، منزل خود را به دفتر کار تبدیل می‌کند و در آنجا به فعالیت‌های شغلی‌اش مشغول می‌شود.
علاوه بر محل اقامت كسب‌وكار خانگی، معمولا شاخص‌های زیر هم در تعریف کسب‌وکار خانگی اهمیت دارند:
1- تعداد بسیار کمی کارمند دارد و معمولاً شامل همه اعضای خانواده صاحب كسب‌وكار می‌شود؛
2- فاقد فضای نمایشگاهی، فروشگاه، پارکینگ مشتری و تابلوهای تبلیغاتی مجاور با خیابان است.
به عبارت دیگر، نوعی فعالیت اقتصادی است که در محل سكونت شخص و با استفاده از امكانات و وسایل منزل راه‌اندازی می‌شود.
امروزه، كسب‌وكار خانگی از بخش‌های حیاتی فعالیت‌های اقتصادی كشورهای پیشرفته محسوب می‌شود. كسب‌وكار خانگی از نظر ایجاد شغل و نوآوری در عرضه محصول یا خدمات موجب تنوع زیادی در اجتماع و اقتصاد هر كشور می‌شود. كسب‌وكار خانگی نقطه شروع مناسبی برای راه‌اندازی كسب‌وكار شخصی برای زنان و جوانان است، زیرا راه‌اندازی آن در مقایسه با دیگر انواعش ساده‌تر است. كسب‌وكار خانگی در جوامع سابقه دیرینه دارد. بسیاری از صنایع دستی كه امروزه هم وجود دارند، در منازل و محل سكونت افراد تولید می‌شدند. به‌طور كلی، كسب‌وكار خانگی پدیده جدیدی نیست، اما در نتیجه تغییرات و تحولاتی كه در فعالیت‌های اقتصادی - اجتماعی به وجود آمد به مرور کمرنگ شده است. با این حال، تحولات جدید و شرایط متغیر جامعه، بار دیگر، توجهات را به سمت این نوع کسب وکار و ضرورت توجه به توسعه آن جلب كرده است و سبب شده كه این نوع كسب‌وكار روزبه‌روز گسترش یابد.
شروع كسب‌وكار در خانه فرصت بازرگانی موفقیت‌آمیزی است که افراد با بهره‌برداری از آن می‌توانند سریع‌تر پله‌های ترقی را طی كنند.
یکی از مهم‌ترین مزایای کسب‌وکار خانگی افزایش کیفیت زندگی صاحبان این نوع کسب وکار است. نتایج پژوهشگران نشان داده است كه امروزه، اكثر صاحبان كسب‌وكار‌های خانگی بر این باورند كه كار كردن در خانه كیفیت زندگی آنان را بهبود می‌بخشد. كاركردن در خانه باعث می‌شود كه وقت بیشتری به خانواده و خانه اختصاص یابد و به دیگر مسائل خانواده، از قبیل پرورش فرزندان، توجه بیشتری شود. به طور كلی امروزه كار و زندگی بیش از پیش در هم ادغام شده‌اند.
از دیگر مزیت‌های كسب‌وكار خانگی می‌توان به برخورداری از آزادی و استقلال عمل بیشتر، ساعات كاری انعطاف‌پذیر، ایجاد موازنه بیشتر بین كار و زندگی، و پایین بودن هزینه راه‌اندازی اشاره کرد. این نوع کسب‌وکار این امکان را به افراد می‌دهد تا به صورت پاره وقت فعالیت خود و زمان کاری‌شان را مدیریت كنند. نتیجه این آزادی عمل این است که تربیت بچه‌ها راحت‌تر خواهد شد.
از دیگر مزایای این نوع كسب‌وكار می‌توان به تناسب آن با ویژگی‌های جسمی ‌افراد معلول و كم‌توان اشاره کرد، که احتمال موفقیت آنها را دوچندان می‌کند. در اینجا رهنمودهایی در مورد شروع کسب‌وکار خانگی ارائه می‌دهیم.

مشارکت

رهنمودهایی در مورد شروع كسب‌وكار خانگی

• یک ایده كسب‌وكار خانگی را انتخاب کنید که به آن علاقه‌مند هستید. در آن استعداد و یا مهارت دارید. مطمئن شوید که برای ایده شما نیازی وجود دارد و شما بر پایه شناخت فرصتی این ایده را مطرح كرده اید.
• درباره ایده كسب‌وكارتان تحقیق كنید. ببینید چه رقبایی دارید و چگونه باید به آنها برتری پیدا کنید.
• مشاركت دیگر اعضای خانواده را جلب كنید و در مراحل بعدی، از آنها کمک بگیرید.
• محصول یا خدمتتان را مشخص و اطلاعات کافی درباره محصولات و خدمات جانشین یا مکمل خود پیدا کنید.
• محصول یا خدمت خود را از لحاظ ویژگی‌ها، بسته‌بندی، طراحی رنگ، خدمات، ضمانت‌نامه، قیمت و دیگر عناصر مهم طراحی و مدیریت كنید.
• استطاعت مالی خود را برای اجرای ایده بسنجید.
• پژوهش بازاریابی را خودتان انجام دهید. در یک كسب‌وكار خانگی، همانند هر نوع كسب‌وكار دیگری، کسب حداکثر اطلاعات ممکن در مورد مشتریان، رقبا، تأمین‌کننده‌ها، و زمینه بازاریابی قبل از شروع اساسی است.
• قبل از تأسیس کسب وکارتان، طرح کسب وکار (Business plan) خود را آماده کنید. این برنامه شامل برنامه‌ریزی مالی، برنامه منابع انسانی، برنامه بازاریابی، و برنامه عملیاتی شما خواهد بود.
• همه پروانه‌ها و قوانین لازم را برای راه‌اندازی کسب وکار خود کنترل و کسب کنید. این موضوع شامل تماس با مقامات شهر، شهرک یا بخش روستایی محل زندگی شما می‌شود. مطمئن شوید که مدیریت كسب‌وكارتان از خانه قانونی است.
• اسم مناسبی برای كسب‌وكارتان انتخاب كنید. یک نام خوب باید ساده باشد، دارای آهنگ خوب و دل‌نشین باشد، تلفظی روان و معنای مناسب داشته باشد، به‌راحتی به‌خاطر سپرده شود، از نظر گرافیک بتوان به آن فرم مناسب داد، در تبلیغات بتوان از آن کمک گرفت، و با فرهنگ و معیارهای ارزشی جامعه هماهنگی داشته باشد.
چاپ کارت‌های ویزیت، نوشت‌افزار و بروشورها را به اشخاص حرفه‌ای بسپارید. یک ظاهر آراسته و حرفه‌ای مخصوصاً برای كسب‌وكارهایی که از خانه اداره می شوند اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.
• اطلاع‌رسانی کنید و تبلیغات را از یاد نبرید. روزنامه‌ها، مجلات و خبرنامه‌هایی را که با بازار شما هماهنگی دارد بررسی كنید و هدف قرار دهید.
• خودتان بازاریابی را شروع کنید. به فروشگاه‌‌ها، شرکت‌ها و دیگر مکان‌هایی که امکان ارائه محصولات یا خدماتتان وجود دارد بروید تا خدمات و محصول خود را شخصاً به بازار عرضه کنید.
• بخشی از منزلتان را به عنوان محیط کاری جدا و آن را مناسب با ملزومات فعالیتتان طراحی کنید .
• برای تلفن کاری، نمابر و اینترنت اتصالات مجزا نصب کنید. یك صندوق پستی به كسب‌وكارتان اختصاص دهید.
• هرگونه نیازهای اضافی را از لحاظ بیمه بررسی کنید. بیمه‌نامه مناسبی بیابید و مطمئن شوید که به اندازه کافی در کسب وکار خانگی شما مخاطرات وجود دارد.
• حساب بانكی برای كسب‌وكارتان باز كنید.
• روابط عمومی خود را قوی کنید تا از تبلیغات رایگان بهره‌مند شوید. آخرین اخبار در مورد محصول و خدماتتان را منتشر کنید.
• در مدیریت و مهارت‌های دفترداری حرفه‌ای شوید. در کلاس‌های آموزشی اصول مدیریت شرکت و کارمندان ماهر استخدام کنید.
• با صاحبان كسب‌وكارهای مشابه در خارج از زمینه بازاری‌تان صحبت کنید تا در مورد امکانات و وضعیت آن کسب وکار ایده بگیرید.
• به انجمن‌های بازرگانی، اتاق بازرگانی، اتحادیه‌ها و انجمن‌های صنفی بپیوندید تا در برقراری تماس به شما کمک شود.

سپیده دانایی
تبیان




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 3:36 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
محسن صمدی/ نقدی بر دخل و خرج یک سال کشور؛
آیا بودجه‏ی 90منویات رهبری را اجرا می‏کند؟
برخی معتقدند بودجه‏ی 90، خواست‏های مقام معظم رهبری را دنبال می‏کند و برخی دیگر نیز می‏گویند: «وجود برخی شاخص‏ها و هدف‏گذاری‏ها این شائبه را به وجود آورده که بودجه‏ی سال 90،خیلی به دنبال خواست رهبری نیست.» دکتر «محسن صمدی»، استاد دانشگاه در تحلیلی به این موضوع پرداخته است.

گروه اقتصادی برهان/محسن صمدی؛ بودجه‌ی سال 1390 از جهاتی مهم‏ترین سند مالی دولت در چند سال اخیر است:

 

اول: به دلیل آن که اولین بودجه‏ای است که در چارچوب برنامه‌ی پنج ساله‌ی پنجم تهیه شده است. برنامه‏ای که توسط دولت فعلی تنظیم شده و همین دولت در تهیه و تدوین آن نقش اساسی داشته است. بنابراین انتظار می‏رود هماهنگی کاملی بین اهداف برنامه‌ی پنجم و بودجه‌ی سال 90 برقرار گردد.
 
دوم: این‌که بودجه‌ی 90 اولین بودجه‌ی پیشنهادی است که در اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها تقدیم می‏گردد، قانون به عنوان گام اول در طرح تحول اقتصادی، تعیین کننده و تأثیرگذار بوده و در سرنوشت اقتصادی کشور به مثابه نقطه‌ی عطفی محسوب می‏گردد.
 
از جهت سیاسی نیز این بودجه در زمانی تقدیم می‏گردد که اردوگاه غرب دچار رکود اقتصادی و نابسمانی‏های متعددی در مواجهه با مسایل داخلی و نیز ناآرامی‏های سیاسی در سطح منطقه می‏باشد. بنابراین بودجه‌ی 90 باید با دقتی بیش از پیش مورد بحث و تبادل نظر قرار گیرد به طوری که نه تنها اهداف و برنامه‏های بالادستی، به‌خصوص اهداف مندرج در افق چشم انداز و سیاست‏های کلی نظام در بخش‌های مختلف را پوشش دهد، بلکه متناسب با شرایط خاص زمانی و مکانی منطقه، منعکس کننده‌ی انتظارات و خواسته‏های دولت و ملت باشد.
 
در این راستا دولت محترم با زمان محدودی که پس از تصویب و ابلاغ برنامه‌ی پنج ساله‌ی پنجم در اختیار داشته است، حداکثر سعی خود را در تهیه و تنظیم بودجه، معمول نموده که از این نظر شایان تقدیر است، اما با توجه به ملاحظات فوق باید دید بودجه‌ی پیشنهادی تا چه اندازه با اهداف بالادستی و معیارهای مورد انتظار در تهیه و تدوین بودجه‌ی سال آینده، منطبق می‏باشد؟ این مسأله را با مروری بر چند نکته‌ی زیر مورد بررسی قرار می‏دهیم:
 
1.الگو یا مدل مفهومی بودجه؛ اولین نکته‏ای که در بررسی بودجه باید مدنظر قرار گیرد، روش‏شناسی بودجه و گونه‏شناسی حاکم بر تهیه و تدوین بودجه‌ی پیشنهادی است. این اولین پیش فرضی است که باید بر روی آن به توافق برسیم. در غیر این صورت، دیدگاه‏ها و زاویه‌ی آن از هم فاصله می‌گیرد که قابل جمع‌بندی و اتفاق نظر نبوده و به همان نسبت راهگشا و قابل استفاده نیز نخواهد بود. علی‏رغم این اصل بدیهی، باید گفت شاکله‌ی کلی بودجه‌ی 90 فاقد الگو و مدل مفهومی خاصی می‌باشد. این در حالی است که بنابر الزامات قبلی مقرر بود بودجه‌ی 90 به تبعیت از برنامه در شکل و محتوی، مطابق با الگوی اسلامی – ایرانی تدوین گردد.[1] طرف نظر از ضرورت حضور مبانی اررشی در بودجه از نظر مبانی بودجه نویسی نیز، بودجه‌ی 90 را علی‌رغم تأکیدات قوانین قبلی نمی‌توان یک بودجه‌ی عملیاتی دانست. زیرا بر مبنای خروجی هدفمند و به عبارت دیگر تأمین نیاز مالی برای عملیات مشخصی تنظیم نشده بلکه نگاه آن بیش‌تر بخشی و دستگاهی است.
 
اگر نمی‏توان در کوتاه مدت الگوهای کامل و ایده‌آلی از ارزش‌های اسلامی- ایرانی در بودجه ریزی ارایه داد، تا حد امکان تلاش کنیم به شاخص‏ها و معیارهای تعریف شده و در دسترس نزدیک‌تر شویم.
 
2. نکته‌ی دیگر این که بودجه‌ی سالانه در واقع سیاهه‌ی اقدام‌های اجرایی دولت در طول یک سال مالی می‏باشد و بنابراین اول؛ باید از خوانایی و شفافیت لازم برخوردار باشد و دوم؛ ابزار لازم برای سنجش موفقیت‏ها و ناکامی‏ها در اجرا را به دست آورد. از این منظر بودجه‌ی 90 باید سهم و نسبت خود را با شاخص‏های کلیدی مندرج در برنامه‌ی پنجم و سیاست‏های ابلاغی مقام معظم رهبری به وضوح مشخص کند. به نحوی که این سهم به عنوان جزیی یک‌ساله از یک برنامه‌ی پنج‌ساله و یا جزءِ یک‌ساله‌ای از برنامه‌ی چشم انداز 20 ساله، در متن بودجه و یا در پیوست‏های آن، خود را نشان داده و قابل سنجش باشد. بعضی از شاخص‏های کلیدی که در اسناد بالادستی دارای مقادیر کمی مشخص بوده و لذا در اسناد فرودست از جمله بودجه‌ی سالیانه[2] لازم الاجراست، به شرح زیر قابل بررسی است.[3]
 
·  تحقق رشد مستمر و پرشتاب اقتصادی به میزان حداقل 8 درصد نرخ رشد سالیانه‌ی تولید خالص داخلی با:
 
· توسعه‌ی سرمایه‌گذاری از راه کاهش شکاف پس‏انداز- سرمایه‌گذاری با حفظ نسبت پس‏انداز به تولید ناخالص داخلی حداقل در سطح 40 درصد و جذب منابع و سرمایه‌های خارجی.
 
· ارتقای سهم بهره‏وری در رشد اقتصادی به یک سوم در پایان برنامه.
 
· واریز سالانه حداقل 20 درصد از منابع حاصل از صادرات نفت، گاز و فرآورده‏های نفتی به صندوق توسعه‌ی ملی.
 
· کاهش فاصله‌ی دو دهک بالا و پایین درآمدی جامعه به طوری که ضریب جینی به حداکثر 35 درصد در پایان برنامه برسد. انجام اقدام‌های ضروری برای رساندن نرخ بی‌کاری در کشور به 7درصد.
 
· توسعه‌ی بخش تعاون با هدف توانمندسازی اقشار متوسط و کم درآمد جامعه به نحوی که تا پایان برنامه‌ی پنجم، سهم تعاون به 25درصد برسد.
 
· توسعه‌ی کمی و کیفی بیمه‌های سلامت و کاهش سهم مردم از هزینه‌های سلامت به 30 درصد تا پایان برنامه‌ی پنجم.
 
· افزایش بودجه‌ی تحقیق و پژوهش به 3 درصد تولید ناخالص داخلی تا پایان برنامه‌ی پنجم و افزایش ورود دانش آموختگان دوره‌ی کارشناسی به دوره‌های تحصیلات تکمیلی به 20درصد.
 
· دست‌یابی به جایگاه دوم علمی و فن‌آوری در منطقه و تثبیت آن در برنامه‌ی پنجم.
 
همان‌گونه که ملاحظه می‏گردد، رد پای شاخص‏های کلیدی فوق در بودجه‌ی سال 90 به وضوح قابل پی‌گیری و سنجش نیست. به عنوان مثال، مشخص نیست رشد مستمر و پرشتاب اقتصادی، به میزان حداقل سالیانه 8 درصد چگونه و از چه راهی قابل تحقق است؟ هم‌چنین نیل به اهداف کیفی برنامه که در قالب شاخصه‏هایی مانند؛ «ضرورت برقراری توازن منطقه‏ای»، «رفع محرومیت»، «کاهش فاصله بین شهر و روستا»، که جملگی حاکی از ضرورت توجه به اصل «عدالت» در مقابل «پیشرفت»، در رهنمودهای مقام معظم رهبری است، باید در بودجه‌ی سالانه به نحو مطلوب و قابل سنجشی منعکس گردد.
 
در پایان بدون این‌که قصد ورود به جزییات و ارقام ریز بودجه را داشته باشیم، توجه به این نکته را لازم می‏دانیم که از آن‌جا که بودجه برنامه‌ی اجرایی و مالی حکومت اسلامی است، در شکل و محتوای خود باید انعکاس دهنده‌ی ارزش‏ها و آرمان‌های جامعه بوده و اگر نمی‏توان در کوتاه مدت الگوهای کامل و ایده‌آلی از ارزش‌های اسلامی- ایرانی در بودجه ریزی ارایه داد، تا حد امکان تلاش کنیم به شاخص‏ها و معیارهای تعریف شده و در دسترس نزدیک‌تر شویم.(*)



[1] ـ در نامه‌ی ابلاغیه‌ی سیاست‌های کلان برنامه‌ی پنجم توسط مقام معظم رهبری آمده است: «انظار دارم در دروه‌ی پنج‌ساله‌ی آینده اقدام‌های اساسی برای تدوین الگوی توسعه‌ی ایرانی- اسلامی که رشد و بالندگی انسان‌ها بر مدار حق، عدالت و دست‌یابی به جامعه‌ای متکی بر ارزش‌های اسلامی، انقلابی و تحقق شاخص‌های عدالت اجتماعی و اقتصادی در گرو آن است، توسط قوای سه گانه‌ی کشور صورت گیرد.»
 
[2] ـ در سند چشم انداز، در آخرین بند مقدمه آمده است: «لازم است جهت‌گیری‌های مندرج در سند چشم انداز و سیاست‌های کلی نظام در تدوین تمامی لوایح برنامه‌ای، بودجه‌ای و عملیات اجرایی مورد عمل قرار گیرد.» هم‌چنین در بند 33 سیاست‌های کلان برنامه‌ی پنجم توسعه آمده است: «برقراری ارتباط کمی و کیفی میان برنامه‌ی پنج ساله و بودجه‌های سالیانه با سند چشم انداز با رعایت شفافیت و قابلیت نظارت. «که این تعابیر همگی حاکی از اهمیت ارتباط منطقی بین اهداف سالانه با برنامه‌های بلند ملت است.»
 
[3]ـ مآخذ: سیاست‌های کلان برنامه‌ی پنجم توسعه – ابلاغی مقام معظم رهبری- در این گزارش ضمن پای‌بندی به متن اصلی، شماره ردیف‌ها، بر اساس اهمیت موضوع مرتب شده است.
 

آیا بودجه‏ی 90منویات رهبری را اجرا می‏کند؟




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 1:12 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

بسیاری از والدین فکر می‏کنند که وظیفه تربیتی آنان صرفا در زمان‏هایی است که آنان با فرزندان‏شان به بحث و گفتگو می‏نشینند یا بازی‏ها و مناسبات‏شان را با اطرافیان جهت‏دار می‏نمایند. اما فرزندان نه تنها باید افرادی شرافتمند باشند بلکه لازم است مدیرانی خوب و شرافتمند نیز باشند. به همین دلیل توجه به اقتصاد در خانواده زمینه بسیار مناسبی برای پرورش خصوصیات مهم اخلاقی در مدیران آینده جامعه است.

با رهبری صحیح و بجا در اقتصاد خانواده، خصوصیات جمع‏گرایی، صداقت، دلسوزی، صرفه‏جویی، مسئولیت‏پذیری، استعداد سمت‏گیری و دیگر خصوصیات مثبت رشد و پرورش می‏یابد.

هر گاه بچه‏ها از محل عایدی خانواده خود اطلاعی نداشته باشند و عادت کنند صرفا نیازمندی‏های خود را مرتفع سازند و به نیازمندی‏های سایر اعضای خانواده بی‏اعتنا باشند، صرفا مصرف‏کنندگان حریصی خواهند بود که بعدها می‏توانند هم برای خود و هم برای جامعه زیان‏های جبران‏ناپذیری به بار بیاورند. از طرف دیگر، اگر پدر و مادرها فقط در این اندیشه باشند که فرزندشان خوب بخورد، خوب بپوشد و در یک کلام همه چیز داشته باشد، در عین حال خود را از ضروری‏ترین چیزها محروم سازند، ناآگاهانه توقعات فرزندان را بالا برده‏اند. آنان از نیازهای والدین‏شان بی‏اطلاع مانده و تنها راه ارضای امیال خود را خواهند شناخت. این شیوه تربیتی بسیار نادرست و زیان‏آور بوده و پدر و مادر قبل از هر فرد دیگری از این تربیت ناصحیح در رنج و عذاب خواهند بود.

به همین دلیل:

1ـ بچه‏ها باید از محل کار والدین، حرفه آنان و دشواری‏های شغل‏شان آگاهی داشته باشند.

2ـ بهتر است والدین فرزندان خود را با برخی از همکاران‏شان آشنا کنند.

3ـ اگر مادر، خانه‏دار است بچه‏ها باید اهمیت وظایف، کار و زحمات خانه‏داری را بدانند و به آن احترام بگذارند. بچه‏ها باید بدانند که کارهای خانه به زحمت و تلاش فراوان نیاز دارد.

4ـ بچه‏ها باید احتیاجات عمومی و مشترک خانواده مانند فرش، رادیو، تلویزیون، کتاب و ... را تشخیص داده و یاد بگیرند از بعضی نیازهای خود جهت رفع نیازهای دیگر اعضای خانواده صرف نظر نمایند.

5ـ بهتر است بچه‏ها با بودجه خانواده آشنا باشند و از مقدار حقوق و یا دستمزد والدین خود آگاهی یابند.

6ـ نباید به بچه‏ها اجازه داد که اگر وضع مالی خانواده رضایت‏بخش است او به خود ببالد و به اصطلاح لاف ثروت‏شان را بزند. در چنین خانواده‏هایی که از رفاه نسبی بیشتر و بهتری برخوردارند، بهتر است پول‏ها صرف نیازهای عمومی خانواده بشود. به عنوان مثال خرید کتاب بهتر از خریدن لباس اضافی است.

7ـ اگر خانواده‏ای به دلایل مختلف نیازهای خود را به زحمت برآورده می‏کنند، بچه‏ها باید بدانند که انسان‏ها در تلاش و کوشش بیشتر برای معاش حلال و بهبود زندگی، بیشتر احساس غرور می‏کنند تا در پول اضافی و ثروتی که بدون دردسر به دست آمده است. در چنین خانواده‏هایی باید بردباری، تلاش در راه آینده‏ای بهتر، گذشت و مساعدت را تبلیغ و پرورش داد. والدین هرگز نباید در مقابل بچه‏ها از وضع زندگی خود بنالند و یا شکایت کنند. بر عکس آنها باید خود را خوشبخت نشان بدهند و برای بهبود معیشت خانواده تلاش و روزهای بهتری را برای خود و خانواده آرزو نمایند.

8ـ وسایلی که مورد نیاز زندگی خانواده هستند به تدریج فرسوده و کهنه می‏شوند که باید وسایل جدید و نو جانشین آنها شوند. از طرف دیگر وسایل جدید را باید خرید. بنابراین لازم است از درآمد خانواده مبلغی پس‏انداز شود. همچنین لازم است بچه‏ها بیاموزند که از وسایل زندگی به طور عاقلانه‏ای استفاده نمایند و نسبت به وسایل مشترک و عمومی خانواده دلسوزی لازم را از خود نشان بدهند.

9ـ ملاحظه‏کاری را باید در بچه‏ها تقویت نمود. ملاحظه‏کاری جنبه خاص دلسوزی است. دلسوزی بیشتر در افکار و تصورات انسان‏ها تجلی می‏یابد اما ملاحظه‏کاری در عادات ظاهر می‏شود. بچه‏ها باید قادر باشند و یاد بگیرند بدون اینکه لوازم و وسایل خانه را کثیف کنند یا بشکنند، از آنها استفاده نمایند.

10ـ حس مسئولیت‏پذیری در بچه‏ها را باید بالا برده و تقویت نمود. حس مسئولیت‏پذیری یعنی اینکه هر گاه چیزی در اثر قصور یا اشتباهی خراب یا از بین رفت، انسان بی‏آنکه مجازات شود، احساس خجالت و شرمساری نماید. بنابراین نباید بچه‏ها را برای خراب کردن یا از بین بردن سهوی وسایل خود و خانواده، مجازات یا تهدید نمود. بچه‏ها باید از بی‏احتیاطی‏شان، خودشان قلبا احساس تأسف کنند. این مهم نیز با صحبت کردن و توضیح دادن به بچه‏ها میسر خواهد شد.

منبع:

گفتارهایی در باره تربیت فرزندان، نوشته: آنتوان ماکارنکو، ترجمه: ابوتراب باقرزاده.




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 6:22 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0


ضرورت آموزش مهارت های اقتصادی توسط مادر به فرزندان



از آنجا که زنان سهم عمده ای در خانواده دارند در جهت همراهی همه اعضای خانواده و مدیریت اقتصادی شان نیز تاثیر بسزایی دارند بنابراین ضروری در سال «جهاد اقتصادی» در آموزش مهارت های اقتصادی به فرزندان کوشاتر باشند.


پول


بخش مهمی از مسائل اقتصادی خانواده آموزش و تربیت رفتار صحیح اقتصادی به فرزندان است. آموزش اقتصاد به فرزندان به دو گونه مستقیم و غیرمستقیم صورت می گیرد.


بخش غیرمستقیم که مهمتر هم هست، روش و نوع عملکرد والدین است که خواه و ناخواه حتماً به فرزندان منتقل می شود. مادران مدیر، قانع و صرفه جو، فرزندانی به همین گونه تربیت می کنند و مادران اسرافکار، تجمل پیشه و مصرف گرا نیز فرزندانی تنوع طلب و مصرف زده به جامعه تحویل می دهند.


بنابراین اولین گام در آموزش مهارت های اقتصادی به فرزندان تصحیح عملکرد والدین است.در شیوه دوم، والدین یا مربیان به گونه ای مستقیم عمل می کنند.مثلاً درباره مسائل اقتصادی با فرزندان گفتگو می نمایند یا در هنگام خرید تذکرات لازم و آموزشهای ضروری را به آنها می دهند یا در خانه در مورد مصرف آب، برق، مواد غذایی، نگهداری وسایل و...امر و نهی می کنند.

 


مادران مدیر، قانع و صرفه جو، فرزندانی به همین گونه تربیت می کنند و مادران اسرافکار، تجمل پیشه و مصرف گرا نیز فرزندانی تنوع طلب و مصرف زده به جامعه تحویل می دهند.

 

اولین چیزی که در اقتصاد خانواده مورد توجه و بحث است نحوه مصرف از جزئی ترین اقلام مصرفی در داخل منزل گرفته مثل آب، برق، انرژی، فرآورده های سوختی، وسایل الکتریکی و ... تا تمام کالاهای مصرف خوراکی، آشامیدنی و ملزومات مورد نیاز است.


پول


در واقع در حوزه خانواده زنان قادرند برای استفاده بهینه از امکانات موجود و بویژه مصرف درست انرژی با مدیریت صحیح خود وضعیت مصرف را تعدیل و سامان بخشند.


 


همچنین زنان قادرند برای استفاده بهینه از امکانات موجود و بویژه مصرف درست انرژی با مدیریت صحیح خود وضعیت مصرف را تعدیل و سامان بخشند و در نتیجه در ایجاد تحولات اساسی و حتی در کارکردهای اقتصادی در کل کشور نقش آفرینی کنند.


گفتنی است تداوم آموزش در خانواده ها و جدیت نهادهای متولی در حوزه اجتماعی در راستای تحقق اهداف قانون هدفمندکردن یارانه ها موثر خواهد بود و علاوه بر نقش خانواده نمی توان از اثر گذاری صدا و سیما، رسانه ها و مطبوعات در انتقال واقعیت ها و آموزش چگونگی رفتار اقتصادی به خانواده ها غافل بود.




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 6:20 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ


بنام خدا. سلام و رحمت الهی بر مردم شریف ایران. به حمد الهی و با درایت مقام معظم رهبری امسال ،سال تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده شده است لذا بر همه ی ما عاشقان سینه چاک این رهبر فرزانه ملزوم است که تمامی همت خویش را در راستای تحقق این امر ولایی صرف نماییم. امید که مورد رضایت حضرت حق و وجود نازنین امام غایبمان(عج) قرار بگیرد. ان شاء الله

آمار سایت
كل بازديدها : 170324 نفر
كل مطالب : 1049 عدد
تعداد کل نظرات: 56 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 5 تیر 1391 
امکانات وب

.

ابزار پرش به بالا
Online User تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

.

.

IS
تولید ملی حمایت ایرانی تک راه . حامی تولید کننده داخلی

قالب های وبلاگ اسکین

چاپ این صفحه تولید ملی حمایت ایرانی "هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز كنيد"