رابطه فرهنگ کار و کار شایسته از دیدگاه اسلام قسمت دوم
امام علی (ع) در وصیّت پیش از شهادت خود چنین می نویسد : درباره یتیمان از خدا بترسید و مبادا یک روز سیرشان کنید و یک روز گرسنه بمانند و مبادا که با حضور شما آنان از بین بروند؛ زیرا از رسول خدا شنیدم که می فرماید: هر کس یتیمی را سرپرستی کند، تا آنکه بی نیاز شود، خداوند با این کار بهشت را بر او واجب گرداند، همچنانکه آتش دوزخ را برخورنده مال یتیم واجب ساخته است.[1] همچنین در رابطه بااهمیّت چنین عمل صالح و شایسته
می فرمایند: " هیچ تجارتی چون عمل صالح نیست و هیچ سودی همچون ثواب نباشد."[2] " بیشترین سود را کسی برده است که آخرت را به دنیا بخرد.[3]
مبانی و معیارهای قابل توجّه جامعه کاری به جهت فراهم شدن زمینه خلق کار شایسته:
تحقق کار شایسته بر اثر فراهم شدن یک سری زمینه ها صورت می پذیرد، اگر فرد و یا جامعه کاری بدون فراهم بودن زمینه های فوق بخواهد انتظار داشته باشد که کار شایسته خلق شود، این موضوع یک امر غیر ممکن می باشد واساسا انجام و تحقق هر فعل و کاری بر اثر عناصر و عوامل درونی و بیرونی شکل می گیرد. خصوصیات و توانائی ها و مهارتها، دانش ، آگاهی و مسائل مربوط به آن و همچنین بستر و ابزار و عوامل دیگر تحقق کار شایسته از جمله این عوامل می باشند. برای انجام کار شایسته نیز، توجّه به مسائل و عوامل مؤثر در ایجاد کار شایسته اجتناب ناپذیر است، از این رو در اینجا به پاره ای از عوامل و مسائل و ویژگیهای مبنائی مؤثر در خلق کار شایسته اشاره می گردد. از جمله این عوامل و مسائل مربوط به انجام کار شایسته عبارت است از:
1- توجّه به تفاوتهای فردی و سلیقه افراد در انتخاب نوع کار مؤثر است. در اين باره امام علی (ع) می فرماید: " مردم مانند درختان هستند که همگی از یک آب آبیاری می شوند امّا میوه هایش گوناگون است."[4]
:" خداوند سبحان ... با حکمت خود، خواسته ها و همتّها و دیگر احوال ایشان را (مردم را) متفاوت و دیگرگون قرار داد و این امر را مایه قوام و معیشت خلق ساخت، چون یک مرد مرد دیگری را اجیر می کند... اگر مردی از ما ناچار شود کار بنّائی یا نجّاری و یا صنعتگری، و دیگر پیشه ها را برای خویش، انجام دهد با این وضعیت کارهای دنیا روبراه نمی شود و آنها نیز فرصتش را ندارند و به یقین از انجام آن ناتوانند. امّا خداوند به این صورت تدبیری دقیق کرد که خواسته هایشان را گونه گون سازد و خواسته های هرکس که به چیزی تعلق گرفت هر یک برای دیگری آن را انجام دهد؛ و هر کدام با کمک دیگری آنطور که مصلحت حالش اقتضا دارد، امور زندگیش را پیش ببرد. [5]
2- توجّه به تفاوتهای توانائی های فردی و اجتماعی نیز از جمله عوامل دیگر تحقق کار شایسته هستند. خداوند به اندازه توانائی افراد از آنها انتظار کار دارد، لحاظ نمودن و رعایت این معیار به عنوان یک اصل توقع از توانائی کاری افراد را منطقی می نماید. حضرت علی (ع) در این باره می فرمایند: "... روشی را انتخاب كن كه در حدود توان و طاقت تو باشد و بتوانی هميشه آن را انجام دهی.[6]" ساختمان طبيعی و سرشت مردم از يكديگر دور و با هم متفاوت است و از همه بهتر طبيعتی است كه از شرو بدكاری بر كنار تر باشد.[7]
پرهیز از انجام کارهائی که بیش از توانائی افراد می باشد، ضروری است زیرا نتیجه چنین کاری موجب خواری و ذلّت و عدم کسب موفقیّت لازم در انجام شایسته و نیکوی کار می شود. در این رابطه حضرت امام جعفر صادق ( ع ) می فرماید:" سزاور نيست مرد با ايمان موجبات خواری و ذلت خود را فراهم نمايد. عرض شد چگونه آدمی باعث خوار خود می شود؟ فرمود به كاری دست می زند كه قدرت و طاقت انجام آن را ندارد."[8] " بندگان جز به کمتر از توانشان فرمان داده نشده اند. پس هر چیزی که مردم به انجام آن مأمور شده اند، توانائی آن را دارند و آنچه که در توانشان نیست، از عهده آنها برداشته شده است.[9] امام موسی کاظم(ع) نیزمی فرماید: "ای هشام خردمند اندیشمند کسی است که کاری را از عهده آن بر نمی آید، رها می کند."[10]
و در قرآن نیز چنین آمده است: "آیا آنان رحمت پروردگارت را قسمت می کنند؟ روزی آنان در زندگی دنیا را ما میان ایشان قسمت می کنیم. و درجات و مراتب برخی را بر برخی دیگر برتری دادیم تا یکدیگر را به خدمت گیرند. و رحمت پروردگارت از آنچه آنها گرد می آورند، بهتر است."[11] "خدا هيچكس را تكليف نكند مگر به قدر توانائی او و روز جزا نيكی های هر شخص به سود خود او و بديهايش نيز به زيان خود او است بار پروردگارا ما را بر آن چه به فراموشی يا به خطا كرده ايم مؤاخذه مكن بار پروردگارا تكليف گران و طاقت فرسا چنان كه بر پيشينيان نهادی بر ما مگذار بار پروردگارا بار تكليفی فوق طاقت ما را به دوش منه و بيامرز و ببخش گناه ما را و بر ما رحمت فرما تنها سلطان ما و يار و ياور ما توئي ما را بر( مغلوب كردن ) گروه كافران ياری فرما."[12]"
3- نیّت انسان نیز از جمله عوامل دیگریست که در انجام هر کاری تأثیر گذار است ، در این باره حضرت محمد (ص) می فرمايد: "جز اين نيست كه اعمال به نيّات است".[13] " در هر چیز باید نیّت نیک داشته باشی، حتّی در خوردن و خواب."[14] " نجات تنها در اين است كه با خداوند از در خدعه و فريب وارد نشويد كه خداوند با شما خدعه نمايد. زيرا هر كس با خدا خدعه كند خدا با او خدعه خواهد كرد و ايمانش را از وی سلب ميكند. كسيكه با خدا خدعه مي كند اگر درست بفهمد در واقع خود را فريب داده است. ((از حضرت پرسيدند: يا رسول الله چگونه با خدا خدعه می كند؟)) حضرت فرمود: فريضه ای را كه خداوند بدان امر فرموده انجام می دهد ولی در نيت غير خدا را اراده می نمايد. سپس فرمود: راه تقوا درپيش گيريد و از ريا بپرهيزيد كه ريا شرك به خداوند است و ريا كار در قيامت به چهار اسم خوانده می شود: ای كافر، ای فاجر، ای مكار، ای زيانكار اعمالت بر باد رفت و اَجرت باطل شد."[15]
4- برخورداری افراد از اخلاص از عوامل مؤثر درانجام کار شایسته می باشد، اساسا خداوند عمل و عبادتی را خداوند قبول می نماید که از روی اخلاص باشد. افراد در وارد شدن به بازار کار باید به رتبه ای از رشد تربیت نفس رسیده باشند که موجب حفظ سلامت مسائل مربوط به کار شود. در این باره حضرت علی ( ع ) می فرماید: "هيچ عملی از تو در پيشگاه خداوند مورد قبول واقع نمی شود مگر آن را كه با خلوص انجام داده باشی.[16] "اخلاص ملاک و معیار عبادت است."[17]
و همچنین حضرت محمّد (ع) می فرماید: " دلت را خالص گردان، تا عمل اندک تو را بسنده باشد."[18] این احادیث نشان می دهد که تأثیر عملی که از اخلاص فرد بدست می آید بیشتر از عملی است که انسان بدون خلوص نیّت و خلوص رفتار انجام می دهد و معیار قبولی عمل و عبادت همانا اخلاص افراد می باشد و این نشان دهنده تأثیرات اخلاص بر خلق اثر است. و حضرت علی (ع) نیز در تعریف عبادات خالص و ناب یکی از عناصر مؤثر در خلوص در عبادت امید به خداوند برشمرده و می فرمایند : "عبادات خالص و ناب، آن است كه انسان تنها به خدايش اميد داشته باشد و فقط از گناهانش بهراسد."[19]
5- امید واعتماد و توکل به خداوند نیز از عوامل دیگر تحقق کارشایسته است، امیدواری و حسن ظن به خداوند را از جمله عبادت برشمرده و در این باره حضرت محمّد( ص) می فرماید: "اميدواری و حسن ظن به خداوند تعالی از عبادات است."[20]" هر که به خدا توکّل کند، خداوند
کفایتش کند و هر که از خدا بخواهد، خداوند به او عطا کند و هر که به خدا وام دهد، خداوند آن را باز پس دهد و هر که خدا را سپاس گوید، خداوند به او پاداش دهد."[21]
امام جعفرصادق (ع) نیز می فرماید: "هر که به خدا اعتماد کند، خداوند کارهای دنیا و آخرتش را، که او را بی قرار کرده اند کفایت می کند."[22]
امید و اعتماد و توکل به خدا موجب می گردد که افراد از روحیه قوی تری درانجام کارهایشان داشته باشند و از عزّت نفس بیشتر و موفقیّت بیشتری برخوردار شوند.
6- معیارهای دین از دیگر عوامل انجام کار شایسته بهره مندی می باشد. با بهره گیری از دین است که انسان دنیایش را حفظ می نماید و دینشناسی از هر متاعی ارزشمندتر و قیمتی تر است و نردبان ترقی هست که به وسیله آن رسیدن به هر مقام بلندی میسّر می گردد، که البته کمال دین در طلب دانش و به کار بستن آن است. در رابطه با رابطه دین و امور و کارهای دنیوی چنین آمده است: امام علی (ع) می فرماید:" دینت را با بهره گیری از دنیایت حفظ کن تا نجات یابی و مبادا دین خود را وسیله حفظ دنیایت قرار دهی که خوار شوی."[23] "اگر دين خويش را تابع و پيرو دنيايت قرار دهی، دين و دنيايت را تباه كرده ای و در آخرت هم در شمار زيانكاران خواهی بود و اگر دنيايت را تابع دينت قرار دهی هم به دين خود و هم به دنيايت دست يافته ای و در آخرت نيز از رستگاران خواهی بود."[24] "بدانید که کمال دین در طلب دانش و به کار بستن آن است." [25] و همچنین حضرت امام جواد ( ع ) می فرماید: " دين شناسی، قيمت هرمتاع گران قدر و نردبان ترقی برای وصول به هر مقام بلندی است."
[26]
7- از جمله عوامل مؤثر در انجام کار شایسته و نیکو عبارت است، از برخورداری انسان از: الف) آگاهی و دانائی. ب) تعقل، تفکّر و خردمندی. پ) بصیرت و معرفت. ت ) دقّت و تدبیر. ث) مورد اعتماد بودن.
اساسا عدم برخورداری کارها از آگاهی و دانائی، تعقل و خردمندی، بصیرت ، معرفت وتدبیر و دقّت؛ موجب انحراف و ضایع شدن و به هدر رفتن کارها می گردد. ضرورت علم و معرفت برای انجام فعالیتها به قدری دیده شده است که اطاعت و عبادت خداوند و توحیدی بودن انسان و تشخیص کارهای جایز ( حلال) و کارهایی که خداوند از انجام آنها بندگانش را باز داشته است
( حرام ) و سعادت و بدختی جامعه انسانی و افراد و انجام کارهای نیکو حتّی انجام هر فعالیت و حرکت فردی و اجتماعی تحت شعاع برخورداری یا عدم برخورداری از میزان دانائی می باشد و راه صواب و درست و تحقق کار شایسته با استفاده از علم و معرفت و خردمندی میسّر است. حضرت محمّد (ص) در این باره می فرماید: " اطاعت از فرمان الهی و پرستش ذات اقدس او بر اثر علم است، خير دنيا و آخرت در پرتو علم بدست می آيد، و شرّ دنيا و آخرت از جهل و نادانی دامنگير انسان می شود.[27] " " كسی كه كارش بر پايه علم و معرفت استوار نباشد، زيان و فساد عملش بيشتر از خير و مصلحت است.[28]" پسر مسعود! هر گاه خواستی كاری را انجام دهی،آن را با آگاهی و خردمندی انجام بده. و بپرهيز از اينكه كاری را بدون دقت و آگاهی انجام دهی زيرا خداوند بزرگ می فرمايد:" مباشيد همانند آن زن كه رشته تابيده خود را پنبه كرد."[29] "هر کس به آنچه که می داند عمل کند خداوند دانش آنچه را نمی داند را به وی می بخشد.[30] هر گاه ( پزشکی) به درمان بيماری پردازد، در حالی كه از دانش پزشكی شناخت كافی ندارد، آن گاه ( او را درمان كند) و موجب تلف يا آسيبی به وی گردد، ( پزشک ) ضامن ( کار خود ) خواهد بود.[31] " كسی كه كارش بر پايه علم و معرفت استوار نباشد، زيان و فساد عملش بيشتر از خير و مصلحت است.[32]" نظام زندگی و تكيه گاه بشر عقل اوست. نظم و تربيت و نقطه اتكاء زندگی در عالم حيوانات غرائز است، ولی بشر با اتكاء و مدد عقل به زندگی خود نظم و انضباط می دهد. [33] " همه خوبيها و نيكيها بوسيله عقل نصيب بشر می شود.
[34]
حضرت امام علی (ع) در زمینه تأثیرات علم، آگاهی، دانائی، فهم، عقل، اندیشه، تفکّر و بصیرت می فرماید: " عبادتی كه از روی فهم و آگاهی ( نسبت به آنكه و آنچه انجام ميدهد) صورت نگيرد، فايده ای ندارد."[35] "به وسيله علم است كه خداوند اطاعت و عبادت می شود. با علم، معرفت خداوند و توحيد او حاصل می شود، به وسيله علم صله رحم، انجام، و حلال و حرام باز شناخته می شود و علم پيشوای عقل، و عقل تابع آن است و سعادتمندان بدان الهام می يابند و تيره بختان، محروم می شوند.[36] " علمی كه با آن هدايت خود را فاسد و تباه سازی بدترين علم است.[37] " علم ميراث گرانبهائی است و ادب و تربيت درست زينت و آرايش روح آدمی است و فكر و تفكر صحيح آئينه ای صاف و روشن است، كه بدی ها و خوبی ها را به انسان نشان می دهد.[38] "عقل حفظ تجربيات زندگی است.[39] "در ارزش و عظمت عقل تو را بس است كه راه ظلالت و بدبختی تو از صراط نجات وخوشبختيت تميزمی دهد.[40]" عقل بر دو قسم است، اول عقلی كه به طور طبيعی و بر اساس سنّت آفرينش، نصيب بشر می شود و ديگری عقلی كه از راه شنيدن سخنان ديگران و فرا گرفتن معلومات اين و آن، عايد آدمی می گردد، ولی برای كسی كه عقل طبيعی و سالم ندارد شنيدن مقالات علمی، سود بخش نيست، مانند كسی كه چشمش نابينا است نمی تواند از پرتو نور آفتاب استفاده كند و موجودات را ببيند. [41] دیدن با نگاه کردن نیست، زیرا گاه چشمها به صاحبان خود دروغ می گوید، امّا عقل کسی را که از او خیر خواهی کند فریب نمی دهد.[42] كسی كه عقل خودرا برهوای نفس خويش مقدم بدارد اعمال و كوششهای او همواره نيكو و پسنديده خواهد بود.[43] " برای آدمی دو فضيلت و برتری است: يكی عقل است و ديگری منطق. با عقل خود استفاده علمی می كند و به درك حقائق نائل می گردد و با منطق معلومات خويش را برای ديگران باز گو می كند و آنان را بهره مند می سازد." [44] " بد بخت و زيانكار كسی است كه از سرمايه های عقل و تجربه سودی نبرد و از ذخائری كه به وی عطا شده است بهره ای نگيرد.[45]
"عاقل كسی است كه هر چيزی را در جای خود قرار می دهد."[46] " عاقل آن كسی نيست كه تنها نيكی را از بدی تشخيص دهد، بلكه عاقل كسی است كه وقتی در مقابل دو بدی قرار می گيرد، آن را كه خطرش كمتر و شرش خفيفتر است بشناسد، و با تن دادن به شر كوچكتر خود را از شر بزرگتر مصون نگاه دارد."[47] "افكار عاقلانه ات تو را به راه صواب و هدايت واقعی راهنمائی می كند."[48] "شايسته است انسان عاقل، خويشتن را از مستی ثروت، از مستی قدرت، از مستی علم و دانش، از مستی تمجيد و تملّق، از مستی جوانی مصون نگاه دارد. زيرا هر يك از مستی ها بادهای مسموم و پليدی دارد كه عقل را زائل می كند و آدمی را خفيف و بی شخصيت می نمايد."[49] "شايسته مرد عاقل آن است كه نظر صائب خردمند را ، بر انديشه خود بيفزايد و دانش خويش را به علم دانشمندان پيوند دهد.
[50]
" خردمند خواهان کمال است، ونادان جویای مال."[51] " كسی كه در پيروی مكتب من يكی از صفات پسنديده را در وجود خود پايدار و محكم سازد او را با آن يك خصلت خوب می پذيرم و از اين كه فاقد ساير صفات خوب است چشم می پوشم. ولی بی خردی و بی دينی برای من قابل گذشت نيست و از آن چشم پوشی نخواهم كرد چه آنكه بی دينی مايه نا امنی است و زندگی بدون امنيت، تلخ وناگوار است و بی خردی از دست دادن حيات انسانی است و انسان بی خرد، جز با مردگان قابل مقايسه و سنجش نيست.[52]
"سعادت و تدبير در پرتو تدبير و احتياط است، و تدبير و احتياط به تفكر صحيح بستگی دارد. و تفكر صحيح به حفظ ارزشها و اسرار مربوط است.[53] " "انديشه كردن، انسان را به نيكی می خواند و به عمل به آن و می دارد.[54]
حضرت همچنین در رابطه با بصیرت، تجربه، اندیشه و خرد می فرمایند:" با بصیرت کسی است که بشنود و بیندیشد، نگاه کند و ببیند، از عبرتها بهره بگیرد، آنگاه راههای روشنی را بپیماید و بدین ترتیب از افتادن در پرتگاهها دوری کند."[55] هر کس بدرستی تجربه آموزد، از هلاکتها جان سالم به در برد و هر کس از تجارب بی نیازی جوید، عواقب امور را نبیند.
[56]
[2] - بحارالانوار، ج69، ص409،ح122.
[5] - وسائل الشیعه، ج13، ص244، ح3.
[6] -سفينه البحار ، جلد 2 ، « قصد » ، ص 431
[8]- محجه البيضاء، جلد 4، ص 108.
- قرآن، سوره زخرف، آیه32. [11]
[13] - مصباح الشريعه، باب چهارم، ص37
[14] - مکارم الاخلاق، ج2،ص270
[15] - سفينه 1 ، « رأی » ، ص 499
[16] - فهرست غرر ، ص 91 و 92.
[18] - بحارالانوار،ج70،ص175
- غررالحكم، ج1،فصل1،ص116[19]
- بحارالانوار، ج77،ص166[20]
[21]- نهج البلاغه، خطبه90.
[23] - مستدرک الوسائل،ج12،ص6
- شرح غرر الحكم 5 / 421[24]
[28]- تحف العقول، ص 47 و 171
- بحارالانوار، ج40، ص128[30]
[31] - كنز العمال، ج 10 ، ص 32
[32] - حف العقول، ص 47 و 171
[33] - بحار ، جلد 1 ، ص 32
[35] - بحارالانوار،ج78،ص75
[36] - البحار، ج 1 ، ص 166.
[38] - قصار الحكم، 5 نهج البلاغه، المفهرس
- نهج البلاغه، فيض، ص 922[39]
[40] - نهج البلاغه، ملا فتح الله، ص 606 و 565
- عين اليقين، فيض، ص 243[41]
[42] - شرح نهج البلاغه، ج19، ص173.
[45] - نهج البلاغه ، فيض، ص 10
- نهج البلاغه ، ملافتح الله، ص 606 و 565[46]
[51] - غررالحکم،ودرالکلام،ح579
[53] - حكمت 48 نهج البلاغه المفهرس.
- شرح نهج البلاغه،ج9،ص158. [55]
[56]- غررالحکم، ح8040 و 8680.