«چشمانداز تورم» عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم حسين راغفر است كه در آن ميخوانيد:
پس از اجراي قانون هدفمندي يارانهها تورم روند صعودي به خود گرفته است بهطوريكه تورم واقعي با آمار اعلام شده اختلاف دارد. تداوم اين روند ميتواند آثار جبرانناپذيري بر اقتصاد بگذارد، چراكه وقتي تورم خيلي بالا باشد به صورت مارپيچي افزايش مييابد. به اين معنا كه افزايش بيشتر دستمزدها منجر به افزايش بيشتر قيمتها ميشود و اين يكي باز هم منجر به افزايش بيشتر دستمزدها خواهد شد. مارپيچ تورمي كه مارپيچ دستمزد قيمت است، ويژگي كنوني تورم در ايران است كه همراه با ركود موجود پديده ركودتورمي در حال گسترش را پديد آورده است.
تورم فزاينده با تزريقهاي پولي يا مالي ناشي از سياستهاي مختلف، از جمله برنامه آزادسازي قيمتها موسوم به هدفمندي يارانهها، كماكان ادامه خواهد يافت. پديده موسوم به تعديل دستمزدها مطابق با نرخ تورم يك حق انساني است كه به سادگي در سالهاي گذشته ناديده گرفته شده است. سركوب دستمزد واقعي يكي از دلايل رشد اقتصاد غيررسمي و نيز زيرزميني است، چراكه يك تعامل دايمي در همه جا بين ساختار قدرت، ساختار توليد، فقر و نابرابري و بيكاري وجود دارد.
حاصل اين سياستها فقيرتر شدن گروههاي متوسط و كم درآمد و عميقتر شدن شكاف درآمدي و گسترش اشكال مختلف نابرابريهاست. نبايد فراموش كرد تورم موجود حاصل مجموعه اقدامات و سياستهاي دولت طي سالهاي گذشته بوده و در صورتي كه طرحهايي از جمله حذف چهار صفر نيز به اجرا گذاشته شود، معلوم نيست چه رشدي در انتظار تورم خواهد بود. به نظر ميرسد حذف چهار صفر از پول ملي تورم را در ايران سه رقمي خواهد كرد.
صرفنظر از مباني نظري كه حذف صفرها را بيتاثير بر تورم ميداند اما به دلايل اجرايي و نيز نيازهاي مالي دولت، اتفاقي كاملا متفاوت با پيشبينيهاي نظري را ميتوان انتظار داشت. دلايلي موجب ميشوند اين شايبه بروز كند كه بين اهداف اعلامنشده دولت با اهداف اعلامشده در مورد حذف صفرها از پول ملي فاصله بعيدي وجود دارد. در اين صورت ترديد كافي براي نگراني نسبت به آينده تورم وجود خواهد داشت. بعضي از اين ترديدها را ميتوان به اختصار به صورت زير بيان داشت. اولين ترديد نسبت به اهداف اعلامنشده دولت در حذف صفرها از نفس اجراي برنامهاي حاصل ميشود كه به تعبير مشاوران اقتصادي خود دولت در خوشبينانهترين وضعيت، اجراي اين برنامه در شرايط كنوني امري زايد و غيرضروري است.
حداقل آنچه در مورد اين برنامه ميتوان به عنوان نوعي اجماع در ميان كارشناسان بيان داشت، اين است كه اجراي اين برنامه موجب بروز نوعي سردرگمي در بين اكثريت جامعه براي تطبيق با شرايط پس از حذف صفرها خواهد شد. ضمنا اينكه، اين سردرگمي سالها به طول خواهد كشيد چون بنابر اظهارات رييس بانك مركزي جايگزيني كامل پولها نيازمند يك دوره چند ساله است.
ترديد نخست از اين سوال برميخيزد كه دولتي كه مدتها در اجراي تغيير ساعات شبانهروزي به منظور صرفهجويي انرژي با اين استدلال امتناع ميورزيد كه اين تغيير ساعات موجب سردرگمي گروه زيادي از مردم حتي در تشخيص ساعات شرعي نمازهاي پنجگانه ميشود چگونه نسبت به سردرگمي گستردهاي كه وقوع آن حتمي است، بيتفاوت است؟ علت ترديد دوم نسبت به نتايج پيشبيني شده توسط مقامات اقتصادي پس از اجراي برنامه حذف صفرها از پول ملي، تغيير ناگهاني برنامه مكرر اعلام شده قبلي مبني بر حذف سه صفر به حذف چهار صفر است.
اينكه چرا ناگهان تصميم به حذف چهار صفر گرفته شد و با اين تعجيل قرار شد انجام بگيرد را بايد در وضعيت بدهيهاي دولت، كسريهاي بودجه و فرصت به وجود آمده از پرداختهاي نقدي به مردم جستوجو كرد.
منبع: http://www.edub.ir





