گروه سیاسی برهان؛ بعد از گذشت مدت زمان تقریبأ طولانی از قطع مذاکرات ایران و 1+5 و تشدید خصومت میان طرفین مذاکره که با تشدید فشار غربیها در قالب تحریمها از یک سو و پافشاری و مقاومت ایران بر تداوم فعالیتهای هستهای از سوی دیگر همراه بود، بار دیگر دو طرف چند روز آینده بر پای میز مذاکره خواهند نشست. تحلیل فضای حاکم براین نشست را با «فرهاد کلینی»، کارشناس ارشد مسایل استراتژیک در میان گذاشته ایم؛
با توجه به فضای حاکم بر جامعهی جهانی و در نظر گرفتن موضوعاتی چون مسألهی تحریمها، مشکلات اقتصادی که امروزه گریبان گیر جامعهی بینالمللی شده، مسایل منطقه، اوضاع سوریه، احیای تدریجی موقعیت عراق در عرصهی بینالملل و... ارزیابی شما از هدفگذاری اصلی و دستور کار (1+5) در مذاکرههای آینده با ایران چیست؟
مذاکرههای بین ایران و (1+5) از یک ماهیت صرفاً دوجانبه پیروی نمیکند، بلکه بین ایران و کشورهای گوناگون، از جمله اعضای شورای امنیت و همچنین کشورهای مهم اروپایی، برگزار میشود. از این جنبه میتوان گفت طبیعتاً هر دستور کاری که بخواهد صورت بپذیرد صرفاً در نگاه کشورهای غربی خلاصه نمیشود، بلکه باید نقطه نظرات کشورهای روسیه و چین هم در نظر گرفته شود و بر اساس یک جمع جبری از محتوای مواضع اعضای (1+5) یک دستور کار تعریف شود.
آنچه امروز مشاهده میشود به صورت خاص در چارچوب موضوع هستهای خلاصه میگردد، ولی با توجه به پیوستگی موضوعات وتحولات منطقه ای ، طبیعتاً طرفین در این چارچوب فرصتهایی برای تبادل نظر و اعمال مواضع خود در رابطه با موضوعات حساس و مرتبط با موضوع هستهای را هم در دستور کار خود خواهند داشت. بنابراین به نظر میرسد تمرکز کشورهای غربی بیشتر بر موضوع هستهای خواهد بود و تلاش خواهند کرد تا با توجه به تغییر مختصات جدید کیفی و کمّی ایران در موضوع هستهای، مواضع و اهداف خودشان را سامان دهند.
در طی این مدت ایران موفق شده است که میلهگذاری سوخت راکتور هستهای تهران را انجام داده و از دیگر سو توانمندی خود را برای حرکت به سمت ساخت راکتورهای هستهای مورد بررسی قرار دهد. طبق نظر مقامهای فنی این موضوع میتواند طی سالیان آینده میسر شود. از این جهت با توجه به پیشرفتهای فنی ایران و همچنین تواناییهایی که جمهوری اسلامی در تولید (H.E.U) یا تولید سوخت با غنای بالا از خود نشان داده و نیز با توجه به مذاکرههایی که در گذشته در «استانبول» و «ژنو» برگزار شده است، دستور مذاکرهها تغییر خواهد کرد زیرا روند تحولات فنی ایران چشمگیر بوده و او را بصورت جهشی در جایگاه دیگری قرار داده است و همزمان کشورهای غربی در طی این مدت، با وجود سیاست حداکثری در جهت تحریم، متوجه شدند که سیاستی که در چارچوب مهار رفتار هستهای ایران در حوزهی صلح آمیز اتخاذ کرده بودند، نا کارآمد بوده است. از این رو در شرایط فعلی یک موقعیت استاندارد جدید قرار گرفتهاست و طرفین می توانند وضعیت موجود را مورد ارزیابی قرار دهند و با توجه به ابتکارهای نوینی که ممکن است مطرح شود، مسیرها و رویکردها به سمت یک نقطهی تعادلی جدید رهنمون گردد.
لطفاً مختصات این موقعیت جدید و مطالبات طرفین را شفافتر تشریح فرمایید.
در طی این مدت و با توجه به گزارشهایی که کارشناسان آژانس تهیه کردهاند، ایران نزدیک به 110 کیلوگرم (H.E.U) تولید کرده است. از طرف دیگر، افزایش توانمندی ایران در ساخت سانتریفیوژها و همچنین آرایش جدیدی که در حوزهی صنعت هستهای از خود بروز داده، عملاً بیانگر این است که یکی از عوامل تغییر مختصات، همین تغییر کمّی از بعد شدت تولید و میزان قدرت سانتریفیوژها در شرایط است. به طور طبیعی جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان حاضر نیست راجع به کیفیت سیاستهای هستهای خود در چارچوب حق تولید، بهرهبرداری و بهرهوری صلحآمیز از موضوع هستهای خود عقبنشینی کند، ولی در چارچوب برخی از تعریفها و تعاملهایی که طرفین میتوانند دربارهی آنها توافق کنند، ممکن است مسیرهای جدیدی در چارچوب همکاریهای تکنولوژیک و بانک سوخت در حوزهی هستهای دنبال نماید. به همین دلیل، تقریباً میتوان گفت که ما به تدریج وارد یک شرایط پلکانی خواهیم شد و در صورتی که این شرایط با تضمین همراه باشد، میتواند نوید بخش برخی شرایط مثبت در تعاملهای بین ایران و کشورهای غربی (1+5) باشد.
از طرف دیگر شاهد هستیم که خود سیاستمداران غربی و بعضاً کارشناسان و متخصصین هستهای به این نتیجهی بدیهی رسیدهاند که قرار دادن ایران در گوشهی رینگ، هیچ نتیجهی مثبتی برای آنها ندارد، بلکه باعث افزایش شکافهای سیاسی در نظام بینالملل میگردد. بنابراین میتوان گفت موضوع هستهای ایران به جای این که باعث ایجاد شکاف در حوزهی تعاملهای بینالمللی شود، میتواند فرصتی باشد تا برخی تفاهمهای منطقی و استاندارد شده و همراه با تضمین، شکل بگیرد. این موضوع منوط به آن است که مدیریت انعطاف در حوزهی تصمیم گیرندگان چگونه تعریف شود.
از این منظر مشاهده میکنیم سیاستهایی که بعضاً کشورهای (1+5) دنبال کردهاند از یک نسبت مساوی برخوردار نیست. ما شاهد آن هستیم که، کشورهای اروپایی از قبیل انگلستان و فرانسه شدت بیشتری به مواضع خود داده اند، در حالی که آلمان با وجود این که هم عضو (1+5) است و هم یک کشور مهم و اساسی در چارچوب حیات و انسجام اتحادیهی اروپا به شمار میآید، چندان با مواضع تبلیغاتی و رسانهای انگلستان و فرانسه همراه نبوده است؛ هر چند در این خصوص مواضعی را از خود بروز داده، ولی الزاماً از گونهای همپایی مساوی پیروی نکرده است. از طرف دیگر، در طی این مدت آمریکا در عمل نشان داده است که به دنبال ایجاد یک وضعیت جدید است و تلاش میکند بر اساس دیپلماسی، این نگاه را دنبال کند. علیرغم آن که برخی از رژیمهای نامشروع در منطقه تلاش میکنند تا با موضعگیریهای اغراق آمیز و تولید تهدید و هیجان به نحوی مواضع کشورهای دیگر را در خصوص ایران تحت تأثیر قرار دهند. از این نظر طی این مدت اختلاف مواضع بین «تلآویو» و «واشنگتن» بیش از پیش پیرامون نسخهی راهحل موضوع هستهای ایران بروز پیدا کرده است.
در این راستا موضع اتخاذی چین و «نه» بزرگی که در بحث تحریمهای یکجانبه به آمریکا گفته است در نوع خود کمنظیر میباشد و کمتر پیش آمده که چین چنین موضع قدرتمندانهای را پیرامون مسایل بینالمللی از خود بروز دهد. از طرف دیگر، روسیه مواضع خود را به خصوص طی ماههای اخیر بسیار جدیتر و قاطعانهتر در زمینهی موضوع هستهای ایران بیان کرده و هیچ ابایی نداشته است که در این خصوص فاصلههای خود را با غرب به جامعهی جهانی نشان دهد. بنابراین ما شاهد این هستیم که در حال حاضر درون (1+5) ، مسیری وجود دارد که بتوانند بر اساس یک سری تفاهمهای متناسب، وارد مذاکرهها شوند. در گذشتهای نزدیک ما شاهد طرح موضوع سیاست حل گام به گام روسیه بودیم که در این خصوص کشورهای غربی همراه با سکوت و بعضاً با نارضایتی و تلاشهای پنهان به دنبال این بودند تا بتوانند ماهیت این طرح را تضعیف نمایند و به نحوی حرکت کنند که روسیه در خصوص موضوع هستهای ایران پرچمدار یک ابتکار نباشد.
این مسأله البته چندان هم به موضوع هستهای ایران بر نمیگشت، بلکه معطوف به رقابتهایی بود که در حال شکلگیری است. امروز روسیه برای صلح، ثبات و پیشرفت جهانی ایدهسازی میکند و این موضوع که روسیه به عنوان یک کشور مولد ایدهساز برای ثبات و صلح مطرح شود، چندان برای برخی از کشورها، به خصوص اروپاییها، خوشایند نیست. به همین خاطر تلاش میکنند تا به نحوی ماهیت طرح گام به گام روسیه را تضعیف نمایند. البته اگر چه ایران هم آمادگی خود را برای بررسی این طرح (گام به گام) مطرح کرد، به نظر میرسد شرایطی که امروز میتواند در مذاکرهها به صورت مفید استفاده شود، ترکیبی از طرح گام به گام روسیه با توجه به پیشرفت مختصات فنی ایران و همچنین وجود ارادهای همراه با حسن نیت برای به وجود آوردن یک فضای تعامل برانگیز است.
به اعتقاد بنده با این مسیر سهضلعی، یعنی درک از ماهیت طرح گام به گام روسیه، توجه به پیشرفتها و تواناییهای ایران در موضوع فنآوری هستهای و همچنین وجود حسن نیت متقابل، میتواند شرایط را به سمت سیاست برد-برد تغییر داد. در واقع ظرفیت مذاکرههای آینده، چه در عراق صورت گیرد و چه در جایی دیگر، میتواند یک مسیر چشماندازی را تعریف کند.
به نظر میرسد در شرایط فعلی و در آستانهی مذاکرههای آینده، 110 کیلوگرم ( H.E.U) که پیش از این در خلال فرمایشات خود اشاره کردید به گونهای برای طرف غربی مسأله باشد. ارزیابی شما از نوع نگاه غربیها در خصوص این 110 کیلوگرم سوخت و نیز برنامهی ایران در این خصوص به چه نحو است؟
طبیعتاً غرب علاقهای ندارد که ایران، ذخیرههای (H.E.U) داشته باشد. آنها به دنبال این هستند که ایران توانایی تولید سوخت با درجهی بالای غنیسازی را نداشته و به سمت آن حرکت نکند. این مسأله همواره از موضوعاتی بوده که در پشت عینک بد بینانه غرب نسبت به ایران وجود داشته است. طبیعی است وقتی ایران در گذشته پیشنهاد تبادل را برای تأمین سوخت راکتور تهران مطرح کرد و با عدم استقبال و آن بازیهای سیاسی مواجه گردید و به نتیجهی قابل تفاهم نرسید، خود دست به کار شده و به سمت تولید (H.E.U) حرکت کند. با این وصف بر همگان مسلم است که مشوق ایران به سمت تولید سوخت با غنای بالا، خود غرب بوده است و این مسأله نوعی اشتباه تاکتیکی به شمار میرود که غرب از خود بروز داده است.
در حقیقت وادار کردن ایران به سمت مسیرهای جدید، اشتباه بسیار مهمی بود که غرب به آن دچار شد. جمهوری اسلامی ایران علاقهای به ماندن در حوزهی ابهام منفی ندارد و اساساً حرکت به سمت ابهام را شایستهی خود نمیداند. به همین خاطر در این حوزه ما شاهد مواضع آشکار رهبر انقلاب بودیم که در این ارتباط اعلام نمودند جهتگیری هستهای ایران نظامی نیست و در این خصوص باید گفت مواضعی بالاتر از مواضع ایشان در جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد.
خبرگزاری رویترز در روزهای گذشته مطرح کرد که تعلیق غنیسازی 20 درصد و اکتفای ایران به همان 3.5 درصد یکی از هدفگذاریهای اصلی (1+5) در این مذاکرهها است. با توجه به این که پیش از این ایران اعلام کرده بود غنی سازی 20 درصد را متوقف نمیکند و مکانیسم مبادله را هم به عنوان یک گزینهی مذاکرهای به رسمیت نمیشناسد، جایگاه این موضوع در مذاکرههای آینده، چگونه خواهد بود؟
موضوعی که رویترز بیان میکند، طبیعتاً با توجه به شناختی است که از پشت پردهی (1+5) دارد وناشی از تلاشو علاقه لندن برای مدیریت موضوع هستهای ایران است. هر چند نمیتوان این مسأله را نادیده گرفت، اما به نظر میرسد که جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان پیرامون حق کیفی خود در تولید مواد هستهای عقبنشینی نخواهد کرد. موضوع کمیّت مواد تولید شدهی هستهای بحثی است که میتواند در چارچوب موضوع بانک سوخت قابل بررسی باشد که این هم بستگی به نگاه و نظر مسؤولین مربوط دارد که این امر را در دستور کار قرار بدهند یا خیر. ولی در مجموع با توجه به اهمیتی که ایران برای ساخت صنایع صلحآمیز هستهای، به خصوص در بحث داروهای هستهای، قائل است؛ طبیعتاً علاقهمند است که ظرفیتهای جدیدی را برای ساخت راکتورهای مشابه با راکتور تهران به وجود آورد. بنابراین شاید در این خصوص بتوان با توجه به نگاه طرفین پیرامون فروش سوخت ایران و دریافت تکنولوژی هستهای، فضاهایی را ترسیم کرد که باز این هم بستگی به نوع نگاه و تصمیمگیریهای مقامهای مسؤول دارد. از این رو به اعتقاد بنده، پیرامون حق کیفی ایران باید گفت این مسیر غیرقابل بازگشت است.
طرفین بایستی تلاش کنند به همان اندازه که ایران قابلیت هستهای خود را افزایش داده است، مذاکرهها را نیز غنیسازی کنند و قابلیت تفاهم برای ثبات و پیشرفت را افزایش دهند تا طرفین بتوانند ار این مسیر به نقاط تفاهم جدیتری در عرصه های مشترک بزرگتر دست یابند. همان طور که جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده است، نگاه او به مذاکرهها، تاکتیکی نیست؛ در حالی که غرب همواره نگاه تاکتیکی به مذاکرهها داشته و تمام تلاشش این بوده است که بتواند از مسیر فشار و مسیر مذاکره به صورت همپوشانی استفاده کند و در همین راستا تا کنون فشار برای مذاکرهها و مذاکرهها برای فشار را دنبال کرده است. طبیعتاً اگر غرب در مذاکرههای آینده هم همین سیاست را دنبال کند، نمیتوان با قاطعیت به آینده نگاه کرد. به نظر میرسد که شرایط بایستی با توجه به محاسبات جدی به خصوص توسط اعضای غربی (1+5) صورت پذیرد.
در گذشته در حدود یکسال پیش در مصاحبه با برهان اعلام کردم که پذیرش ایران هستهای " اجبار استراتژیک غرب " است و باید مجددا اشاره کنم که جمهوری اسلامی ایران دارای عقلانیت راهبردی است و مذاکرات آتی محل نصحیت و اتهام زنی به جمهوریاسلامی نیست و غرب بایستی محاسبات خود را بهدرستی سامان دهد تا از مسیر چالش تاکتیکی به درک مشترک استراتژیک نایل گردد.
نادیده گرفتن پیشرفت و جایگاه ایران صرفا در سطح حذف در ذهن است و واقعیت نشان داده که ایران امروزه برای جهان شناسایی شده است و سیاست انزوا سازی ایران هدیه بیش از شدت بخشیدن به بحران اقتصادی غرب به ارمغان نیاورده است و ماندگاری مواضع غرب در به چالش کشیدن ایران یک شمشیر دو لب است و برندهای نخواهد داشت.
در این میان آنچه با اهمیت است ابتکار سازی طرفین برای رسیدن به برد – برد است و جعبه ابزار آن نیز روی میز مذاکره بدست میاید . بهنظرم غرب نبایستی فرصت موجود را کم ارزش کند و حفظ تعادل در حرکت شاخصهی موفقیت سیاست رو به جلو است.
از سوی دیگر با توجه به نشان دادن بازیهای خودسر رژیم تل اویو هر گونه اخلال در مذاکرات بعهده این رژیم است و نتیجه آن آشفتگی بزرگ ژئوپلیتیکی در منطقه و نظام بینالملل است لذا خط و نشان دادن و کسب نتایج با فضاسازی قبل از مذاکرات محصول مفیدی تولید نمی کند و بایستی گامهای درست و متوازن و ملموس و با تضمین را در نظر گرفت و غرب تعهد خود را به حفظ رویکرد تعاملی و نه تقابلی به ظهور برساند تا بر اساس گفتوگوی سازنده مسیر مذاکرات شکل گیرد.
منبع: پایگاه تحلیلی برهان





