سال 91( سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی) مبارک

تولید ملی حمایت ایرانی

تولید ملی حمایت ایرانی
 
نويسندگان

کارشناس شورای روابط خارجی آمریکا در قالب پروژه "دموکراسی برای خاورمیانه" (POMED) به دولت اوباما تأکید کرد که آمریکا باید از جنبش سبز حمایت کند و این تنها راه برای تغییر رفتار در ایران است

به گزارش اِشراف، "ری تکیه" عضو شورای روابط خارجی آمریکا در واشنگتن پست می‌نویسد: تنها راهی که ایالات متحده می‌تواند از آن طریق به ایجاد تغییر در رفتار ایران امیدوار باشد، تقویت جنبش سبز است.

وی می افزاید: روسیه و چین بعید است که با اعمال تحریم‌های اقتصادی بیشتری موافقت کنند و دولت‌های عربی نیز به علت درگیری با جنبش‌های انقلابی درون خودشان به مشارکت ورزیدن جهت انزوای بیشتر ایران بی میل هستند.

حمله نظامی به ایران امکان پذیر نیست

"تکیه" ابراز می‌دارد که گزینه نظامی نیز دیگر در مقابل ایران امکان‌پذیر نخواهد بود، از آن رو که احتمالا به "رادیکالیزه شدن و گسترش افراط گرایی میان توده مردم، دقیقا در همان زمانی که نیروهای اعتدال و دموکراسی رو به صعود هستند، منجر خواهد شد."

جنبش سبز حکومت روحانی را نمی پذیرد 

به نظر وی، خاورمیانه در حال تجربه دگرگونی خطیری است که در آن از هیچ ایدیولوژی خاصی خبری نیست ولی در عوض بیانگر خستگی و فرسودگی مردم در برابر سرکوب و فساد است. 

عضو شورای روابط خارجی آمریکا در ادامه ادعا کرده است: جنبش سبز ایران که در سال 2009 شروع شد با نمایش موفقیت‌آمیز نیروی اپوزیسیون در غیرمشروع کردن دولتی "خداسالارانه" که در آن "بخش قابل توجهی از جمعیت"، خواستار "زندگی‌ای فراتر از پارامترهای حکومت روحانیون" هستند، آغازگر این دوره تاریخی بوده است. 

این رهایی از طلسم گسترده، همچنین در "مرتد شمردن وفاداران سابق نظام توسط جریان جاری نیز بازتاب یافته است." "تکیه" می‌گوید که اکنون وظیفه ایالات متحده یافتن راهی برای ارتباط گرفتن با جنبش سبز و نشان دادن روش و استفاده از مدل اروپای شرقی در زمانی است که غرب به طور پنهانی در آنجا از طریق موسساتی مانند کلیساها و اتحادیه‌های کاری، به مخالفین کمک رسانی می‌کرد.




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 11:28 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

در این پروژه، بر موضوعاتی همچون شناخت مفاهیم و عناصر اصلی دموکراسی و تئوری‌ها و سیر تحول دیدگاه‌های مربوط به آن، آشنایی با روش‌ها و شیوه‌های فرایند تحقق دموکراسی، یادگیری حالت‌های ممکن گذار مسالمت آمیز به دموکراسی، تبیین و ترویج فرهنگ دموکراسی، تقویت عرصه عمومی، تاکید بر توسعه سیاسی و نظام متکثر حزبی تأکید شده است.

همچنین بخش اعظمی از این پروژه به موضوع "موانع و مشکلات پیش روی دموکراتیزیسیون در ایران" و دفاع از آزادی بیان و نشر عقاید و آزادی مطبوعات و فضای آزاد اطلاع رسانی، سکولاریزم و بی طرفی ایدئولوژیک دولت، آشنایی با نظام نمایندگی و پارلمانی، کیفیت و برد دموکراسی و انتخابات آزاد اختصاص یافته است.

بنیاد ملی دموکراسی آمریکا در این پروژه 5 مقاله را به زبان فارسی منتشر کرده است که در ذیل به شرح مختصری از آن مقالات می پردازیم:

این مقاله به سه پرسش کلیدی پاسخ می دهد: (1) آرمانهای توسعه هزاره چه هستند؟ (2) چرا این آرمانها برای شركتها مهم می‌باشند؟ (3) شركتها چگونه می توانند در دستیابی به این آرمانها مشارکت نمایند؟

نظری بر سیر آزادی و اصول دموکراسی

"فریدون آدمیت" نویسنده مقاله تأکید کرده است: متن زیر یکی از فصول کتاب "نظری بر فلسفۀ ..." است که در ابتدا با بیان انواع مختلف حکومت‌ها از ابتدای تاریخ مدرنیته، هر کدام را به صورت مختصر بیان می‌کند و اهمیّت حضور دموکراسی و آزادی را در هرکدام شرح می دهد.

این مقاله سپس به تاریخچۀ دموکراسی اشاره دارد و با ارائۀ چند مثال چگونگی رشد حکومت‌ها با بکارگیری دموکراسی را مورد توجه قرار می‌دهد.
"فریدون آدمیت" نویسنده مقاله تأکید کرده است: متن زیر یکی از فصول کتاب "نظری بر فلسفۀ ..." است که در ابتدا با بیان انواع مختلف حکومت‌ها از ابتدای تاریخ مدرنیته، هر کدام را به صورت مختصر بیان می‌کند و اهمیّت حضور دموکراسی و آزادی را در هرکدام شرح می دهد.

منبع این مقاله انجمن بدون مرز است، کتاب زیر حاصل سال‌ها مطالعۀ نویسنده دربارۀ دیکتاتوری، نهضت‌های مقاومت، انقلاب ها، افکار سیاسی، سیستم های حکومتی و بخصوص مبارزات واقع بینانۀ بی خشونت است که مطالعۀ تمامی آنها راه را برای رسیدن به دموکراسی و آزادی هموارتر می‌کند.

چکیدۀ تمامی آنها بصورت کامل و مفصّل در این کتاب حاضر است، تمرکز این کتاب بر روی روش‌های عمومی مبارزه با دیکتاتوری و جلوگیری از به وجود آمدن حکومت‌های استبدادی است.

این کتاب که یک کتاب آموزشی است تمامی راه‌های مبارزه با دیکتاتوری، که شامل 198راه مسقیم و غیر مستقیم است را بیان می‌کند.

دموکراسی

بنیاد عبدالرحمان برومند درباره این مقاله یادآور شده است: مقالۀ زیر در ابتدا با تعریف مقولۀ دموکراسی در جامعۀ مدرن امروزی، دلایل ضروری بودن آن در حکومت‌ها را برّرسی می کند.

این بنیاد در بررسی این مقاله افزوده است: از طرف دیگر نیز دلایل تعارض به دموکراسی در حکومتهای استبدادی را بیان می‌کند. سپس شرایط برای برقراری دموکراسی و حکومت های دموکراتیک را مورد بررسی قرار داده و پاره ای از آن ها را شرح میدهد.

این مقاله در پایان به رشد اقتصادی همراه با دموکراسی اشاره دارد و فواید دیگر دموکراسی را مورد بحث قرار می‌دهد.

اسلام و چالش دموکراسی

این مقاله در ابتدا به بیان شیوۀ حکومت‌داری در عصر قدیم پرداخته و به نحوۀ حکومت‌داری از دید اسلام می پردازد و به تفاوت و مزایای حکومت داری اسلامی نسبت به سایر شیوه ها در آن دوره می پردازد.

در ادامه این مقاله سپس دولت مبتنی بر دموکراسی را مورد بررسی قرار می‌گیرد و در آخر به چگونگی حکومت داری اسلامی همراه با اسلام می پردازد.

منبع:http://eshraf.ir




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 1:29 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
فاطمه امیری‌رز/ تببین بیانات نوروزی رهبر معظم انقلاب(4)؛
آیا ایران قدرت مقابله با هر نوع تهاجمی را دارد؟
«ممکن است آمریکا خطراتی براى کشورهاى دیگر ایجاد کند؛ ممکن است دیوانگى کنند. البته من همین جا بگویم؛ ما سلاح اتمى نداریم، سلاح اتمى هم نخواهیم ساخت، اما در مقابل تهاجم دشمنان - چه آمریکا و چه رژیم صهیونیستى - براى دفاع از خودمان، در همان سطحى که دشمن حمله کند، به آن‌ها حمله خواهیم کرد.»
گروه سیاسی برهان/  فاطمه امیری‌رز؛ مقام معظم رهبری در دیدار با زائران و مجاوران حرم رضوی در آغازین روز سال 91، در بخشی از فرمایشات خودشان فرمودند: «ممکن است آمریکا خطرهایى براى کشورهاى دیگر ایجاد کند؛ ممکن است دیوانگى کنند. البته من همین جا بگویم؛ ما سلاح اتمى نداریم، سلاح اتمى هم نخواهیم ساخت، اما در مقابل تهاجم دشمنان - چه آمریکا و چه رژیم صهیونیستى - براى دفاع از خودمان، در همان سطحى که دشمن حمله کند، به آن‌ها حمله خواهیم کرد.»

در مورد این بخش از بیانات ایشان، نکته‌ها و سؤال‌هایی وجود دارد که از چند جهت قابل توجه و تبیین است:

سؤال اول؛ جمهوری اسلامی از چه توانایی‌ها و ظرفیت‌هایی برخوردار است که به او امکان مقابله با دشمن در هر سطحی از تهاجم را می‌دهد؟

سؤال دوم؛
اگر آمریکا و اسراییل در حمله به ایران از سلاح اتمی استفاده کنند، با توجه به تأکید رهبر انقلاب مبنی بر نداشتن سلاح هسته‌ای، ایران چگونه پاسخی در همان سطح خواهد داشت؟

با توجه به اهمیت کم‌تر سؤال دوم و جواب به نسبت بدیهی آن ابتدا به بررسی سؤال اول می‌پردازیم؛

طبق آخرین نظریه‌های تسلیحات و بازدارندگی اتمی، داشتن سلاح هسته‌ای در جهان امروز به معنای کاربرد آن نیست، بی منطق‌ترین نظام‌های سیاسی هم دنبال کاربرد سلاح‌های هسته‌ای نیستند بلکه بحث بر سر «بازدارندگی» این سلاح‌هاست. چرا که امروز با توجه به زرادخانه‌های هسته‌ای در سراسر جهان، کوچک‌ترین اشتباه در کاربرد این سلاح به معنای نابودی تمام بشریت و به خطر افتادن حیات بر روی زمین است.
 
استفاده از سلاح اتمی آن هم در منطقه‌ی خاورمیانه که هم‌پیمانان استراتژیک ایالات متحده مانند رژیم اشغال‌گر اسراییل و کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس حضور دارند، به هیچ وجه قابل تصور نیست. بنابراین اول طبق تئوری «بازدارندگی اتمی» دشمنان ایران در مقابله با ایران، متوسل به سلاح اتمی نخواهند شد.
 
دوم طبق قاعده‌ی «ضربه‌ی دوم» دشمنان ایران نه تنها از کاربرد سلاح اتمی خودداری می‌کنند بلکه حتی نمی‌توانند مراکز هسته‌ای ایران در بوشهر، نطنز و یا هر جای دیگر را هدف بگیرند، زیرا خطر این اقدام‌ها شکل‌گیری یک جنگ منطقه‌ای و حتی جهانی خواهد بود و آمریکا باید منتظر ضربه‌ی دوم قدرت‌های هسته‌ای دیگر مانند چین و روسیه باشد و یا حتی در سطح منطقه‌ای و کوچک‌تر، هدف‌گیری تأسیسات اتمی ایران قبل از این که پاسخ ایران را در پی داشته باشد، منجر به هدف‌گیری تأسیسات هسته‌ای رژیم اسراییل توسط نیروهای مقاومت در منطقه خواهد بود.

در پاسخ به سؤال اول بایستی مروری بر توانایی‌ها و ظرفیت‌های دفاعی ایران داشته باشیم تا توان مقابله‌ی ایران در «همان سطح» هجوم دشمن را درک کنیم. در این زمینه به عنوان تنها طرح بحث، به چند عامل قدرت که مورد توجه نظریه‌پردازان علوم سیاسی است، اشاره می‌گردد و پاسخ مفصل و تشریح دقیق این عوامل به عهده‌ی متخصصان مباحث استراتژیک و دفاعی گذاشته می‌شود.

عوامل قدرت جمهوری اسلامی به لحاظ تئوریک

1. وسعت سرزمین؛

این عامل طبق قدیمی‌ترین نظریه‌های علم سیاست، به دلیل بالا بردن «عمق نفوذ» کشور، عامل قدرت محسوب می‌شود. ایران با داشتن وسعت بالای 1600000 کیلومتر مربع، کشوری پهناور محسوب می‌گردد و از این منظر با کشورهایی مانند عراق، افغانستان و ... قابل مقایسه نیست. نکته‌یحایز اهمیت در این زمینه، توسعه و آبادانی تقریباً یکنواخت تمام مناطق جغرافیایی ایران اعم از شرق و غرب، شمال و جنوب و فاصله‌ی طبقاتی کم‌تر در سراسر ایران است؛ فاصله‌ای که به ویژه در سال‌های اخیر، سیر نزولی هم یافته است، یعنی این‌گونه نیست که پیشرفت صنعتی و یا نظامی که امکان دفاع را فراهم می‌آورد، تنها به مرکز و پایتخت کشور اختصاص داشته باشد. تمام نقاط کشور بدون اتکا به پایتخت از ظرفیت مقابله با دشمن برخوردار است.

2. جمعیت کمّی و کیفی؛

درصد بالای باسوادی، شهرنشینی و... عوامل مهم دیگری در بالا بردن قدرت دفاعی جمعیت 75 میلیونی ایران به حساب می‌آید. جمعیت هر چند به تنهایی عامل قدرت نیست، اما ایران در تمامی حوزه‌های تخصصی مانند نظامی، صنعتی و فن‌آوری، دارای نیروی انسانی بومی است، در حالی که بسیاری از کشورهای همسایه که در سایه‌ی نفت تکنولوژی بالایی دارند، نیروی انسانی کافی برای این تکنولوژی ندارند و مجبور به واردات نیروی انسانی هستند. بنابراین جمعیت ایران فقط کمّی نیست، بلکه کیفی نیز هست. به عامل جمعیت باید وجود نهادهای بسیج‌گر مانند نیروی مقاومت بسیج، هیأت‌های مذهبی و... را هم افزود که امکان بهره‌گیری از این ظرفیت را فراهم می‌سازد.

3. استقلال اقتصادی؛

قرار گرفتن در یک منطقه‌ی جغرافیایی 4 فصل و تنوع تولیدات و محصولات کشاورزی، باغی و شیلات حاصل از آن، در کنار تجارب تاریخی استقلال و خودکفایی به اضافه‌ی آثار ناخواسته‌ی تحریم‌های غرب در 30 سال گذشته، برای ایران وضعیتی را رقم زده است که نتیجه‌ی آن استقلال اقتصادی نسبی است. حتی با وجود وابستگی ایران به نفت، این محصول تنها مایع رگ حیاتی کشور نیست. ایران حتی اگر روزی هیچ نفتی هم صادر نکند، دچار قحطی مطلق و فروپاشی اقتصادی نمی‌شود و قادر به تأمین حداقل نیازهای مردم است. این مسأله عامل مهمی در ایجاد قدرت دفاعی است.

4. توان علمی و فن‌آوری؛

باید به عوامل قدرت بالا، توان علمی و فن‌آوری ایران را هم افزود، این توان در حوزه‌های نظامی، صنعتی، هسته‌ای، پزشکی، هوا و فضا، ارتباطات و مخابرات و... قابل بحث و تشریح است. ویژگی خاص ایران در توان فن‌آوری و علمی، استقلال و عدم وابستگی است. ایران امروز در بسیاری از شاخصه‌های علمی و فن‌آوری مانند سلول‌های بنیادی، پرتاب ماهواره و... جزو چند کشور برتر جهان است، توانی که زیر فشار و تحریم شکوفا شده است. در این زمینه پیشرفت‌ها و توان نظامی و استراتژیک و دفاعی کشور هم مطرح است که به عنوان نمونه، ایران در زمینه‌ی ساخت موشک‌های دور برد و بسیاری از سلاح‌های مدرن، در زمره‌ی کشورهایی است که حرف اول را می‌زنند. این عامل در کنار نیروی انسانی متخصص بومی، قدرت دفاعی کشور را چند برابر می‌سازد.

5. نفوذ منطقه‌ای و جهانی؛

ایران به دلایلی که جای بحث جداگانه‌ای دارد، در بسیاری از مناطق جهان از نفوذ سیاسی، اقتصادی و یا معنوی برخوردار است. روابط سیاسی اقتصادی ایران در آمریکای لاتین و نفوذ معنوی و سیاسی‌اش در میان کشورهای اسلامی منطقه و گروه‌های مقاومت هم برای ایران نوعی امتیاز محسوب می‌شود. بیداری اسلامی اخیر در منطقه هم بر این نفوذ افزوده است.

6. ظرفیت دیپلماتیک؛

جمهوری اسلامی طی چند دهه‌ی گذشته اثبات کرده است که از یک دیپلماسی اختصاصی برخوردار است، هم بر سر یک اصول ثابت ایستاده است و هم گاه انعطاف‌های گیج کننده‌ای برای دشمن از خود بروز می‌دهد. سه دهه است شاخ به شاخ آمریکا ایستاده است، در عین حال بر سر مسایل مهم جهانی با مذاکره‌های مشروط و محدود، دست این کشور برای خصومت بیش‌تر را بسته است. نمونه‌ی آن همکاری در مسایل عراق و افغانستان است. هم بر سر مسایل هسته‌ای در مقابل باج‌خواهی جهانی ایستاده است و هم هیچ‌گاه از مذاکره و گفت‌وگو سر باز نزده است و ... مواردی این قبیل، بازی دیپلماتیک ایران را به نمایش گذاشته است. این نوع رویکرد دیپلماتیک در مواقع حساس مانند هجوم خارجی ممکن است دست رقیب را در حنا بگذارد و آن را در موقعیت‌های غیر قابل پیش‌بینی قرار دهد.

7. رهبری و ایدئولوژی.

عامل قدرت دیگر ایران، وجود نظام سیاسی مستقل و مشروع و رهبری تأثیرگذار است. عامل رهبری هم به معنای رایج در علم سیاست یعنی نیروی تصمیم گیر منسجم و هماهنگ و هم به معنای خاص آن یعنی وجود جایگاهی با عنوان «ولایت فقیه» در جمهوری اسلامی مد نظر می‌باشد. قدرت رهبری در ایران وقتی با عامل ایدئولوژی ترکیب می‌شود، توان و ظرفیت دفاعی کشور را مضاعف می‌سازد. برای مثال رهبر جمهوری اسلامی تنها در میان قشر و یا قومیت خاص یا منطقه‌ی جغرافیایی معین قدرت نفوذ و تأثیر‌گذاری ندارد، بلکه به دلیل دینی بودن این جایگاه، در میان تمامی اقشار و اقوام و همه‌ی مناطق جغرافیایی کشور گروه‌هایی از مردم هستند که حاضرند تا پای جان از رهبر خودشان حمایت کنند و این برنامه‌ی دشمن را با مشکل مواجه می‌کند.

در کشورهایی مانند عراق و لیبی، رهبری مقابله با «ناتو» و «آمریکا» را «صدام» یا «قذافی» در دست داشتند که دیکتاتورهایی بودند که قبل از هجوم بیگانگان مشروعیت خودشان را از دست داده بودند و یا اگر قذافی اندک حامیانی هم داشت، هویت قبیله‌ای داشتند و تنها در یک منطقه متمرکز شده بودند و یا در افغانستان مخالفان اشغال زیر رهبری «القاعده» و «بن‌لادن» بودند که فقط در بین بخشی از مردم افغانستان نفوذ داشت.

رهبر ایران نخست، بالاترین مقام رسمی و قانونی کشور است؛ دوم، رهبر دینی است و به خاطر کاریزمای ایدئولوژیک در همه جای کشور نفوذ دارد و سوم، یک سیاست مدار شناخته شده است. عوامل یاد شده در قدرتمندی کشورها بسیار مؤثر است و در ترکیب با شرایط دیگر می‌تواند یک کشور را در موقعیت هژمونیک قرار دهد. بسیاری از کشورهای قدرتمند که در مقاطعی نقش مهمی در رهبری و مدیریت سیستم بین‌المللی بر عهده داشته‌اند، مانند شوروی سابق، آمریکا، چین و روسیه از این امتیازات بهره‌مند هستند. جمهوری اسلامی هم با داشتن چنین موقعیتی است که امروز به ابرقدرت‌ها تنه می‌زند و به تعبیر رهبر انقلاب مانند شیر در برابر آن‌ها ایستاده است.(*)

منبه: پایگاه تحلیلی برهان




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 1:22 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

 

فاطمه متقی/ بررسی سیر تطور جریان انحرافی در مسیر انقلاب اسلامی(دهه‌ی 60)؛
انحراف آسان‌تر از براندازی!
بررسی انحراف‌های افراد دارای قدرت و نحوه‌ی واکنش حضرت امام در دهه‌ی اول تاریخ سیاسی انقلاب کبیر اسلامی ایران، نشان از راهبرد دقیق، حساب شده و مبتنی بر اصول الهی- اسلامی ایشان دارد. به کارگیری استراتژی «مهار و هدایت» از سوی امام نشان از تیزهوشی، قدرت مدیریت بالا و نگاه آینده نگر این رهبر فرزانه بود...
گروه سیاسی برهان/ فاطمه متقی؛
 
مقدمه

 پایان جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد بین دو قدرت جهانی غربی (لیبرالیسم) و شرقی (کمونیسم)، هم‌چنین آغاز عصر زندگی بدون حضور دین و آموزه‌های دینی بود. اصلی که اندیشمندان و سیاست مداران غربی و شرقی بی پروا به ترویج آن مشغول بوده و رضایت مندانه تبلیغش می‌کردند. در این چنین زمانه‌ای، وقوع انقلاب اسلامی در ایران پایانی بود، بر آغاز دین زدایی از جهان. انقلابی که در جزیره‌ی ثبات خاورمیانه بر رهبری فردی روحانی و با شعارهای دینی و فراملی، تعجب همگان را برانگیخت.
 
برای شناخت و تحلیل اهداف هر جنبش و انقلابی، رهبران آن حرکت، بهترین افرادی هستند که می‌توان به آن‌ها رجوع کرد؛ در این شرایط، نگاهی به سخنرانی، نامه‌ها و پیام‌های حضرت امام خمینی(ره) - به عنوان بنیان‌گذار و رهبر انقلاب اسلامی ایران- ما را در شناخت اهداف این انقلاب عظیم جهانی یاری می‌رساند. ایشان در مقاطع مختلف، مؤلفه‌های انقلاب اسلامی را چنین برشمارند:

1. انقلاب اسلامی باید متکی بر ضوابط اسلامی[1]،
 
2. متکی بر آرای عمومی مردم[2]،
 
3. مستقل و غیر وابسته به شرق و غرب[3]،
 
4. عادل و مبتنی بر عدالت اجتماعی[4]،
 
5. مبتنی بر آزادی[5]،
 
6. شکل آن جمهوری باشد[6] و ...
 
بدون شک انحراف از مسیر انقلاب، امری آسان‌تر از براندازی آن خواهد بود برای کسانی که به هر دلیل، وجود و حضورِ انقلابِ جهانیِ اسلام را بر نمی‌تابد. وجود اغراض شخصی، انحراف‌های فکری و شهوتِ کسب قدرت از سویی و تلاش قدرت‌های بیرونی برای انحراف مسیر انقلاب از سویی دیگر، می‌تواند مهم‌ترین دلایل برای این کار باشد. در کوران حوادث، آنچه به عنوان اصل خدشه ناپذیر باید مورد نظر همه باشد و مورد اهتمام قرار گیرد این است که نظام جمهوری اسلامی حفظ شود. حفاظت از نظام جمهوری اسلامی، آرمان‌ها و اهداف آن، اصلی است که بر مصالح و منافع فردی و گروهی حاکم است و هیچ بهانه‌ای نمی‌تواند آن را تحت الشعاع قرار دهد.
 
آنچه در مقاطع مختلف، به صورت سؤال و برای بعضی افراد و جریان‌ها به عنوان یک معضل مطرح می‌شود چگونگی حفظ نظام و تشخیص مراتب تقدم و تأخر بعضی امور در مواردی است که در ظاهر با رعایت اصل مقبول و مورد تأیید ضرورت حفظ نظام تضاد پیدا می‌کنند. به نظر می‌رسد پاسخ دادن به این قبیل سؤال‌ها و روشن کردن این قبیل ابهام‌ها، یکی از الزامات زمان ماست، کاری که اصحاب فکر و فرهنگ باید به آن اهتمام ورزند تا فعالان سیاسی بتوانند با به کار بستن آن، از ارتکاب خطا در فعالیت‌هایشان مصون بمانند و در تلاش برای حفاظت از نظام جمهوری اسلامی به راه خطا نروند.
 
جریان‌های انحرافی یکی از مهم‌ترین تهدیدهایی است که در دهه‌های مختلف انقلاب وجود داشته و هر زمان به هیأتی خاص خود را نشان داده است. جریان انحرافی، جریانی است که سعی در منحرف کردن مسیر جمهوری اسلامی و در نگاه کلان انقلاب اسلامی داشته و عمدتاً از درون مجموعه‌های نظام، رویش و تغذیه کرده است.
 
بدون شک انحراف از مسیر انقلاب، امری آسان‌تر از براندازی آن خواهد بود برای کسانی که به هر دلیل، وجود و حضورِ انقلابِ جهانیِ اسلام را بر نمی‌تابد. وجود اغراض شخصی، انحراف‌های فکری و شهوتِ کسب قدرت از سویی و تلاش قدرت‌های بیرونی برای انحراف مسیر انقلاب از سویی دیگر، می‌تواند مهم‌ترین دلایل برای این کار باشد. در کوران حوادث، آنچه به عنوان اصل خدشه ناپذیر باید مورد نظر همه باشد و مورد اهتمام قرار گیرد این است که نظام جمهوری اسلامی حفظ شود.


نگارنده سعی در بررسیِ عوامل انحراف افراد مختلف داشته و با ذکر شواهدی از مقاطع مختلف تاریخ 33 ساله‌ی انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که چگونه این جریان‌ها بعضاً به هم پیوسته با حضور در ساختار قدرت و پیوند با مراکز ثروت، انحراف در مسیر انقلاب را آرمان خود ساخته‌اند. طبعاً ذکر چنین نمونه‌هایی، به معنای فاسد بودن کل ساختار نبوده است.
 
انقلاب، آزمون گروه‌های انقلابی


انقلاب ایران با ماهیتی دین مدارانه انقلابی «با نام خدا» بود که در پی تأسیس حکومتی دینی برآمد؛ تجربه‌ای که در طول سالیان قبل از آن هرگز به وقوع نپیوسته بود و در مقابل حکومت‌های عصر خود موضعی مخالف و منفی گرفته بود و برای اولین بار در صدد برآمد تا حکومتی مستقل با ساختارهای جدید و منطبق بر اصل اسلام را تجربه کند. از همان ابتدای پیروزی، علی رغم فصل مشترک و مساعی گروه‌های مختلف سیاسی در براندازی رژیم سلطنتی و شاهنشاهی، بدیل این گروه‌ها برای نظام جانشین متفاوت بود.

جمهوری[7]، جمهوری دموکراتیک[8]، جمهوری اسلامی[9]، جمهوری دموکراتیک اسلامی[10] بخشی از طرح‌هایی بود که نیروهای سیاسی به آن اعتقاد داشته و آن‌ها را مطرح می‌کردند، در این شرایط بود که امام خمینی(ره) به نقد بدیل‌های پیشنهادی گروه‌ها، سازمان‌ها و نفی آن‌ها پرداخت و اعلام کرد آنچه را که اینجانب به آن رأی می‌دهم، «جمهوری اسلامی است نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم.»[11]

 هرچند در روزهای آغازین انقلاب این تشتت آرا و اختلاف نظرها امری عادی به نظر می‌رسید اما در این میان عده‌ای یا به مخالفت صریح با نظام اسلامی و جمهوری اسلامی پیشنهادی پرداختند و یا سعی می‌کردند از راه تقویت جبهه‌ی مخالف جمهوری اسلامی، مواضع خود را مستحکم‌تر کنند. وجودِ عدم نزدیکی نسبی آرا، زمینه‌ی حرکتِ گریز از مرکز برخی از گروه‌های سیاسی که انقلاب را حاصل و وام دار تلاش‌های خود می‌دانستند را فراهم نمود و از آن زمان به بعد، برخی از آن‌ها در صدد ایجاد انحراف در صراط مستقیم انقلاب برآمدند. در این مجال، نگارنده سعی در بیان اجمالی برخی انحراف‌ها درجمعی از افراد مؤثر در نظام خواهد داشت.

بازرگان؛ وابسته به اندیشه‌ای حزبی

 بعد از آن که حضرت امام خمینی(ره) مسؤولیت تشکیل دولت موقت و انجام رفراندوم را بر عهده‌ی مهندس بازرگان قرار دادند، می‌توان با نگاهی گذرا تأثیر اندیشه‌ی نهضت آزادی و افکار شخص بازرگان را در روند تشکیل دولت، تشخیص و تمییز داد که چگونه این افکار در مسایل کلان و بنیادین بروز می‌کند؛ در صورتی که امام در حکم بازرگان[12] از وی خواسته بود که بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و وابستگی به گروهی خاص، اداره‌ی امور مملکت را بر عهده بگیرد.
 
آن زمان که در صدر سیاست خارجی مدنظر امام(ره) مبارزه با سلطه‌ی غرب به خصوص آمریکا بود، بازرگان و دوستان وی با نادیده گرفتن شرایط جامعه و برخلاف سیر انقلاب، در حال اعتمادسازی با دولت آمریکا بودند. برای نمونه می‌توان به ماجرای ملاقات مهندس «بازرگان» (نخست وزیر) و دکتر «یزدی» (معاون امور خارجه وقت) با «برژینسکی» مشاور امنیت ملی آمریکا اشاره کرد و نیز هماهنگی با دولت ایالات متحده در رابطه با حضور «محمدرضا پهلوی»، از دیگر نمونه‌های این مثال است.

آن جا که معمار انقلاب، بر شناخت سره از ناسره و دوست از منافق تأکید داشت، رییس دولت موقت به جای برخورد انقلابی با منافقین به صورت کج دار و مریض، صحبت از مذاکره با آنان را زمزمه می‌کرد.[13] وقتی ولی امر مسلمین با ارایه‌ی «نظریه‌یولایت فقیه» -که منطبق بر اصل اسلام است- در حال نهادینه سازی حکومت اسلامی است، بازرگان در جایگاه رییس دولت، به جای همراهی، طرح انحلال مجلس خبرگان را پیشنهاد می‌کند.[14] اوج این تساهل و تسامح در عملکرد دولت که در نهایت به استعفای آنان می‌انجامد، را می‌توان در قبال حرکت عظیم و ضد استکباریِ تسخیرِ لانه‌ی جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام -که ایشان از آن به عنوان انقلاب دوم یاد کرد- مشاهده کرد. حتی شخص بازرگان این دانشجویان را خط شیطان معرفی می‌کرد.[15]

بنی صدر، همگام با نیروهای منحرف

 در آن زمان حساس که انقلاب دوران تثبیت خود را طی می‌کرد، بودند افراد زخم خورده‌ای که تا آن زمان نتوانسته بودند سهم خود را از انقلاب کسب کنند. نمونه‌ی بارز آن «مسعـود رجوی» است که از سویی سهم خود را فعالیت‌هایش نگرفته بود و از سویی دیگر به دلیل تحریم رفراندوم و عدم رأی به جمهوری اسلامی کاندیداتوری ریاست جمهوری را از دست داده بود. قدرت طلبی و حبّ ریاست، پیشاهنگ انحراف رجوی و هوادارن ساده لوح «مجاهدین خلق» بود. شکست در میدان مردم سالاری و نومیدی از رقابت سالم، باعث شد تا رجوی به هر قیمتی به دنبال انحراف در خط انقلاب بوده و به جذب افرادی که مسیر را برای رسیدن به آمال و آرزوهای واهی‌شان هموار می‌دیدند، اهتمام کند.
 
در این شرایط، «ابوالحسن بنی صدر» فرد مناسبی برای به قدرت رسیدن و حرکت در مسیر برنامه‌ریزی شده‌ی آن‌ها بود؛ زیرا هم دارای سمت دولتی[16]بود و هم توانسته بود با وجهه‌ی اپوزیسیون و انتقاد از وضع جاری کشور وارد عرصه‌ی رقابت شود و با برخی از کارها چهره‌ی به نسبت خوبی را در بین مردم به دست بیاورد[17]و پیروز انتخابات ریاست جمهوری شود. در این میان، بنی‌صدر هم میان خود و رجوی‌ها، فصول مشترک بسیاری می‌دید که وی را به همکاری با آنان ترغیب می‌کرد.

بنی‌صدر هر چند در اوایل توانسته بود با برخی از کارها خود را فردی انقلابی و تابع قانون قلمداد کند اما تغییرات تفکری، اعتقادی و مواضع متفاوتی که بعد از پیروز شدن در انتخابات اتخاذ کرده بود به قدری فاحش بود که کم کم پرده‌ها کنار رفت و زوایای مختلفی از خیانت‌های او، آشکار شد هر چند از همان ابتدا افرادی نظیر دکتر «دیالمه» بودند که بر خائن بودن وی تأکید می‌کردند. مواضع متفاوت بنی‌صدر قبل و بعد از ریاست جمهوری در ارتباط با تسخیر لانه‌ی جاسوسی[18]، عدول از فقیه زمان[19]، ناکامی‌ها و بی‌تدبیری‌های فراوان وی در اداره‌ی جنگ و رفتارهایی که برای تضعیف نیروهای جبهه از خود نشان داد[20]و میدان دادن به نیروهای منحرف[21] علی‌رغم گوش‌زدهای مکرر امام[22]متأسفانه با همه‌ی مدارا و مماشاتی که حضرت امام(ره) به جهت حفظ نظام و جلوگیری از هرگونه تشتت و التهاب در کشور برای جذب وی انجام داد، اما بنی‌صدر متنبه نشد و هم‌چنان به دنبال اهداف خود و تحریکات اطرافیانش بود.
 
به طور کل می‌توان انحراف‌هایی که به وضوح در عمر سیاسی و قدرت بنی‌صدر دید را به ارزیابی ناصوابی دانست که وی از ارادت مردم ایران به انقلابی که خودشان آن را رقم زده بودند و... داشت. قانون گریزی و عدم پای‌بندی به قانون، پیوند خوردن با جریان‌های نفاق و لیبرال‌های وابسته، انحراف از خط امام و در نهایت، ضدیّت با ایشان، دامن زدن به تنش‌های اجتماعی و بی‌تدبیری در جنگ از مهم‌ترین عواملی است که در نهایت به عزل وی انجامید.

منتظری و مرزبندی با ولی زمان

 در آن دوران حیاتی انقلاب اسلامی که فشارها روز به روز بیش‌تر می‌شد و اغلب یاران نزدیک به امام مورد سوء قصد قرار می‌گرفتند و به مقام شهادت نایل می‌گشتند، ماجرای آقای «منتظری» دردی بزرگ بود بر روی دردهای امام عزیز. هر چند تا قبل از آن، وجود گروه‌هایی نظیر «فرقان» که به نام دفاع از اسلام، تحرکات تروریستی داشتند و کارشکنی برخی دولت مردان در دولت مهندس «موسوی» در دوران جنگ در حوزه‌های اقتصادی، پشتیبانیِ جنگ، نگاه تحجری به انقلاب و... نگرانی‌هایی بود که قلب امامِ امت و امتِ امام را به درد می‌آورد.
 
به طور کل می‌توان انحراف‌هایی که به وضوح در عمر سیاسی و قدرت بنی‌صدر دید را به ارزیابی ناصوابی دانست که وی از ارادت مردم ایران به انقلابی که خودشان آن را رقم زده بودند و... داشت. قانون گریزی و عدم پای‌بندی به قانون، پیوند خوردن با جریان‌های نفاق و لیبرال‌های وابسته، انحراف از خط امام و در نهایت، ضدیّت با ایشان، دامن زدن به تنش‌های اجتماعی و بی‌تدبیری در جنگ از مهم‌ترین عواملی است که در نهایت به عزل وی انجامید.
 
آقای منتظری به دلیل سوابق مبارزاتی زیاد و میزان ارادتی که امام(ره) نسبت به ایشان داشتند، علی‌رغم نبودن منصب قائم مقام رهبری در قانون اساسی ایشان در سال 62 و به واسطه‌ی نگرانی که مجلس خبرگان به آینده‌ی انقلاب داشتند، به منصب قائم مقام رهبری انتخاب گشتند. سرفصل جدایی تدریجی آیت الله منتظری از جریان فکری و سیاسی استاد خود حضرت امام(ره) به ماجرای «مهدی هاشمی» و اختلاف نظرهای ایشان در زمینه‌ی نوع برخوردی که با سید مهدی هاشمی و امام داشتند، باز می‌گردد.

آنچه منتظری را به انحراف بیش‌تر و جذب به گروه‌های معاند کشاند، گوش ندادن به فرمان ولی فقیه زمان خود بود. ایشان به تذکرات امام(ره) بی‌توجه بودند. ساده لوحی او موجب گردید امام(ره) بارها و بارها درباره‌یاعضای دفترش به وی تذکر دهند. ( آنگاه که فرمودند الله الله در انتخاب افراد دفترتان). سید مهدی هاشمی که روزگاری با حکم آقای منتظری مسؤول نهضت‌های آزادی‌بخش جهان بود و در امور وزارت خارجه و سیاست‌های خارجی نظام دخالت می‌کرد و سپس به شورای فرماندهی سپاه آمد، به شدت مورد علاقه‌ی آقای منتظری بود و امام روشن ضمیر و فرماندهان سپاه، مهدی هاشمی را از سپاه طرد کردند.

امام خمینی(ره) از قتل مرحوم «شمس‌آبادی» توسط مهدی هاشمی در اصفهان (قبل از پیروزی انقلاب) خبر داشت. فتنه گری‌های‌ او را می‌دانست و بارها به آقای منتظری فرمودند: «هاشمی محرم دفتر شما نیست، او قاتل و خائن است. او سید را کشته و او چند تن از مردم اصفهان را کشته و در چاه انداخته است» و امام خمینی(ره) بارها خطاب به منتظری فرمودند: «خانه‌ات لانه‌ی منافقین شده، اسرار و اخبار و اطلاعات دولت و کشور و جنگ را به دست بیگانگان می‌رسانند. به او گفته شد اعضای نهضت آزادی و جبهه‌ی ملی در خانه‌ات رفت و آمد دارند. باز هم توجه نکرد. منتظری با جسارت تمام نصایح خیرخواهانه‌ی حضرت امام(ره) را نادیده گرفت. هر چند مهدی هاشمی به همه خیانت‌ها و قتل‌ها و انحرافات خود اعتراف کرد.»[23]

آنگاه که نصایح امام(ره) مؤثر واقع نشد و منتظری راه خود را می‌رفت و دشمنان از او سود می‌جستند به ناگاه حضرت امام طی نامه‌ای منتظری[24] را از دخالت در امور سیاسی کشور منع کرده و به او فرمودند مشغول درس و مشق در حوزه باش. تو ساده لوح هستی و فریب می‌خوری. باز هم گوش نداد و همان راه را ادامه داد. منتظری خلاف هر آنچه قبلاً تدریس می‌کرد و در کتاب‌ها نوشته بود (یعنی ولایت فقیه) اقدام کرد. او پس از رحلت امام خمینی(ره) از ابتدا با ولایت و رهبری حضرت «آیت الله العظمی خامنه‌ای» موافق نبود. فتنه‌گران هم او رها نکرده و هر بار و در هر فتنه‌ای از او سود جستند. حتی در مراحل پایانی عمر، در کتابی نظریه‌ی ولایت فقیه امام را رد کرد.
 
سخن آخر:

بررسی انحراف‌های افراد دارای قدرت و نحوه‌ی واکنش حضرت امام در دهه‌ی اول تاریخ سیاسی انقلاب کبیر اسلامی ایران، نشان از راهبرد دقیق، حساب شده و مبتنی بر اصول الهی- اسلامی حضرت امام دارد. به کارگیری استراتژی «مهار و هدایت» از سوی امام در برهه‌های حساس انقلاب، نظیر مواردی که ذکر شد، نشان از تیزهوشی، قدرت مدیریت بالا و نگاه آینده نگر ایشان دارد. همان نگاهی که در دهه‌های دوم و سوم، مبنای مدیریتی مقام معظم رهبری قرار گرفت. ایشان به پیروی از پیشوای انقلابی خود، پنجره‌ی نگاه خود را رو به بوستان کتاب و سنت گشوده و با حفظ اصول راستین انقلاب، استراتژی «جذب حداکثری و دفع حداقلی» را انتخاب کردند.

حال سؤال این جاست: این راهبرد، در دوران‌های موسوم به سازندگی و اصلاحات که عصر مدیریت افرادی بود که با تابلوی خط امام، مصدر امور بودند، چگونه توانست کشتی انقلاب را به ساحل سلامت راهنمایی کند؟ سؤالی که در قسمت بعد، به آن پاسخ داده خواهد شد.(*)
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. صحیفه‌ی امام خمینی، ج4، ص444

[2]. صحیفه‌ی امام خمینی، ج5، ص346
 
[3]. صحیفه‌ی امام خمینی، ج4، ص314

[4]. صحیفه‌ی امام خمینی، ج4، ص499

[5]. صحیفه‌ی امام خمینی، ج4، ص40

[6]. صحیفه‌ی امام خمینی، ج4، ص479

[7]. نظام پیشنهادی اعضای جبهه‌ی ملی. دین و حکومت، (مجموعه سخنرانی‌های سمینار دین و حکومت در انجمن اسلامی مهندسین)، ص185.

[8]. نظام پیشنهادی کانون نویسندگان، احزاب کرد و حزب ناسیونال دموکراتیک، جمهوری دموکراتیک بهترین نوع رژیم شرقی و ملی مردم ایران است، کیهان، 6/12/1357.

[9]. نظام پیشنهادی امام خمینی و قشر عظیم ملت ایران، صحیفه‌ی امام خمینی، ج4، ص479.

[10]. نظام پیشتهادی بازرگان و همفکران ایشان در نهضت آزادی-پرونده‌ی یک رییس جمهور، قاسم روانبخش

[11]. سخنان امام خمینی در 9 اسفند 1357 قبل از عزیمت به قم، صحیفه‌ی امام(ره)، ج6، ص 256

[12]. صحیفه‌ی امام خمینی، ج6، صفحه54.

[13]. در زمان ترورهای منتسب به مجاهدین خلق در سال 60 مهندس بازرگان در نطقی در تقابل با شعار مردم که منافقین را آمریکایی می‌خواندند؛ ایراد کرد: «نباید مجاهدین خلق را آمریکایی خواند. به آمریکایی‌ها مربوط نیست این‌ها فرزندان رنجیده و خطاکار ما هستند.»

[14]. تدوین طرح انحلال مجلس خبرگان در 18 مهر 58 (قابل ذکر است قبل از نهضت آزادی اطلاعیه‌ی حکومت و ولایت فقیه را منتشر کرده بود) امام خمینی (با این طرح مخالفت کردند): آمدند آقایان پیش ما، آقایان بازرگان و رفقایشان گفتند که ما خیال داریم مجلس را منحل کنیم من گفتم شما چه کاره هستید که می‌خواهید مجلس را منحل کنید ... صحیفه‌ی امام، ج4، ص438.

[15]. امام خمینی: آن روزی که این جوانان بیدار این لانه‌ی جاسوسی را گرفتند این شیاطین به دست و پا افتادند یکی گفت این ‌ا خط شیطان هستند.
صحیفه‌ی امام، ج15، ص20

[16]. در آن زمان سرپرست وزارت‌های خارجه و اقتصاد بود.

[17]. می‌توان به کم کردن بهره‌ی وام‌های بانکی اشاره کرد.

[18]. بنی‌صدر قبل از انتخابات با تأیید اقدام دانشجویان، تسخیر لانه‌ی جاسوسی را عمل اعتراضی تمام ملت دانست و بعد از انتخابات عمل دانشجویان را نتیجه‌ی خودکامگی آن‌ها و تشکیل دولت در دولت دانست و تأکید کرد باید جلوی این حرکات گرفته شود ، پرونده‌ی یک رییس جمهور، قاسم روانبخش.

[19]. امام در بیانیه‌ای انتشار مطالب و سخنرانی‌های تحریک آمیز را منع کرده بود، اما بنی‌صدر بدون توجه به امام در سخنرانی‌هایی خواهان آزادی روزنامه‌هایی که به دلیل درج مطالب تشنج آفرین توقیف شده بودند، شد. اوج این مخالفت‌ها سخنرانی وی در همدان بود که خواستار مقاومت مردم بر ضد قانون شکنی‌ها رژیم شد. پرونده‌ی یک رییس جمهور، حجت الاسلام قاسم روانبخش.

[20]. بنی‌صدر «ما زمین می‌دهیم تا زمان بگیریم» سعی در عادی جلوه دادن پیشرفت دشمن در خاک کشور و باعث اشغال بخش‌هایی از خاک کشور داشت .. برکناری نیروهای ارزشی از میدان مانند شهید صیاد شیرازی، عدم واگذاری سلاح و امکانات به جبهه از جمله مواردی بود که به خیانت وی می‌افزود، پرونده‌ی یک رییس جمهور، قاسم روانبخش.

[21]. نظیر جبهه ملی-نهضت ملی –مجاهدین خلق..امام خمینی: ما از این ملیهای هیچی ندیدیم جز خرابکاری؛ اگر یک نفرشان آدمی بود که اسلامی بود که صحیح بود، ما ندیدیم چیزی از اینها صحیفه امام ، ج 14، ص 416 - 417)

[22]. امام خمینی: خدا می‌داند که من کراراً به این گفتم که آقا این‌ها تو را تباه می‌کند این گرگ‌هایی که اطراف تو را گرفته‌اند ....(صحیفه‌ی امام خمینی، ج15، ص68)

[23]. مهدی هاشمی راجع به نحوه‌ی کشتن و به شهادت رساندن حضرت «آیت الله ربانی املشی» اعتراف کرد که با خوراندن قرص سرطان توسط یک دانشجو و در یک دانشگاه چگونه افتخار حوزه‌ی علمیه و مردم گیلان و املش (حضرت آیت الله ربانی) را به شهادت رسانیده است ولی آقای منتظری باز هم گفت امام اشتباه می‌کند.

[24]. صحیفه‌ی امام خمینی، ج21، ص145
 

منبه: پایگاه تحلیلی برهان




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 1:21 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
گفت‌وگو با دکتر «خوش‌چهره»/ تببین بیانات نوروزی رهبر معظم انقلاب(13)؛
مسأله‏‌‌ی اصلی غرب با ایران؛ نفت یا ایدئولوژی؟
شعار جمهوری اسلامی تاکنون همواره این بوده است که دعوای دنیای غرب با ایران بر سر ایدئولوژی و ارزش‏‌هاست، در این میان آیا تأکید بر این موضوع که حوزه‌‏های اقتصادی، به خصوص منابع طبیعی و خدادادی مانند نفت، گاز عامل اساسی تضاد ما با غرب است، دارای تناقض نیست؟
گروه سیاسی برهان؛ مقام معظم رهبری در بیانات نوروزی خود در حرم رضوی، ضمن تأکید به مسأله‌ی اصلی دنیای غرب در مخالفت با جمهوری اسلامی ایران، فرمودند: «بهانه‌ى دشمنى در اوقات مختلف متفاوت است. از وقتى مسأله‌ى هسته‌اى مطرح شده است، بهانه‌ى دشمنى‌ها مسأله‌ى هسته‌اى است. البته می‌دانند و اعتراف هم می‌کنند که ایران دنبال سلاح هسته‌اى نیست. واقع قضیه هم همین است. ما به دلایل خودمان، به‌ هیچ‌ وجه دنبال سلاح هسته‌اى نیستیم؛ نه تولید کردیم و نه تولید خواهیم کرد؛ این را می‌دانند، اما یک بهانه است. یک روزاین مسأله بهانه است، یک روز حقوق بشر بهانه است، یک روز فلان مسأله‌ى داخلى بهانهاست؛ اما همه‌ى این‌ها، بهانه است. مسأله‌ى اصلى چیست؟ مسأله‌ى اصلى، حراست مقتدرانه‌ى نظام اسلامى از ثروت عظیم نفت و گاز در این کشور است.» برای تبیین این بخش از بیانات معظم‌له با «دکتر خوش چهره» به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

شعار جمهوری اسلامی تا کنون همواره این بوده است که دعوای دنیای غرب با ایران بر سر ایدئولوژی و ارزش‌هاست، ولی رهبر انقلاب مسأله‌ی اصلی را ثروت عظیم نفت و گاز عنوان فرمودند، به نظر شما این تعبیر متناقض به نظر نمی‌رسد؟

تأکید بر این موضوع که حوزه‌های اقتصادی، به خصوص منابع طبیعی و خدادادی مانند نفت، گاز عامل اساسی تضاد ما با غرب است و مقام معظم رهبری نیز در فرمایشات اخیرشان نفت و گاز و طمع دنیای سلطه به این حوزه را اصلی‌ترین مسأله دانستند؛ شاید در ابتدا برای بعضی‌ها ثقیل به نظر برسد و بعضی دیگر به راحتی بپذیرند. کسانی که با افراطی‌ترین نگاه‌ها و تحلیل‌های مادی، یعنی تحلیل‌های ماتریالیستی و سوسیالیستی و حتی کاپیتالیستی، به مسأله می‌نگرند و مبنای تحولات، محاسبات و روابط را اقتصاد می‌دانند شاید به نوعی تصور کنند که نظام جمهوری اسلامی به سمت اولویت دادن مباحث اقتصادی به عنوان زیربنای مناسبات و روابط رو آورده است. باید اشاره کرد که مطلق کردن به طور قطع کار مکاتبی است که در آن‌ها نگاه مادی و ماتریالیستی در امور و تحلیل محتوا وجود دارد.
 
اگرچه فرهنگ و برجسته‌ترین جنبه‌ی آن، یعنی ارسال رسل و مبارزه‌های انبیا و مهم‌ترین آن‌ها نبی مکرم اسلام، پیرامون مبارزه‌های حق و باطل است، اما این به مفهوم نفی تأثیرات حوزه‌ی اقتصاد نیست. همه‌ی این‌ها ریشه در نوع نگرش و جهان‌بینی مربوط دارد. یکی از جنبه‌های جهان‌بینی‌های غیر الهی، مطلق کردن جنبه‌های مادی در زندگی است که مناسبات را صرفاً معطوف به این جنبه می‌دانند. همان طور که نظام سرمایه‌داری و سایر نظام‌های این‌ چنینی عموماً مبتنی بر جنبه‌ی مادی هستند و حتی نظام‌های سوسیالیستی به نحوی نگاه یک‌ بعدی به انسان دارند که تحت عنوان اومانیسم از آن نام می‌برند. خروجی این نظام هم امروزه در دنیا تحت عنوان حداکثری کردن منافع مادی بدون توجه به جنبه‌های کرامت انسانی و تعالی معنویت است. اما از نظر آموزه‌های دینی طغیان و فزون‌خواهی اساس این انحراف‌هاست.

در قرآن وقتی خداوند حضرت موسی(علیه‌السلام) را مأمور می‌کند تا نزد فرعون برود، به این مقوله اشاره می‌کند که فرعون طغیان کرده و فزون‌خواهی را سرلوحه‌ی خود قرار داده است. به عبارتی استکبار و سلطه، تجلی فزون‌خواهی و تمامیت‌خواهی است. از این رو درست است که مبنای این درگیری‌ها ناشی از نوع نگرش‌، جهان‌بینی و تعریف از انسان است و مبارزه‌ی حق و باطل، کفر و ایمان را ایجاد می‌کند، ولی در حقیقت فزون‌خواهی‌ها و تمامیت‌خواهی‌های مادی محور این مباحث است. با این نوع تحلیل، تضاد بین اختلاف‌های دیدگاهی، ارزشی و فزون‌خواهی‌های مادی روشن می‌شود. در واقع تمامیت‌خواهی یک نوع تضاد ارزشی است که انسان را از تعادل خارج می‌کند و باعث طغیان او می‌شود. این واقعیت برای نسل اول انقلاب و کسانی که در جریان انقلاب بودند کاملاً محسوس است.

حضرت امام(ره) آن زمان فرمودند: «کاش این نفت نبود.» در واقع یکی از دلایل طمع دنیای سلطه به ایران، وسعت سرزمینی همراه با تنوع منابع خدادادی است که در رأس آن‌ها نفت قرار دارد. شاید اگر نفت در کشورهای اسلامی حاشیه‌ی خلیج فارس وجود نداشت، مبادلات سیاسی و سلطه‌خواهی‌های دنیای استکبار به این شکل نبود. جدای از این‌ها، نفت و گاز یک جریان تعیین‌ کننده در اقتدار اقتصادی است. به طوری که در مطالعات آینده‌پژوهی، رویدادها و چالش‌های اصلی جهان را در دهه‌ی 2010م. چالش‌های ناشی از چند پدیده از جمله بحران انرژی و آب می‌دانند. بنابراین جدا از این که انرژی و معادن با تمامیت‌خواهی، فزون‌خواهی و استکبار عجین است، از سویی دیگر جایگاهی استراتژیک برای هژمونی قدرت‌های سلطه‌گر دنیا و در رأس آن‌ها آمریکا ایجاد کرده است.

دسترسی و تأمین انرژی توسط جریان‌های سیاسی هم ایجاد می‌شود؛ یعنی، حکومت‌های دست‌ نشانده، منافع خود را به صورت محتوایی در راستای خواسته‌های آمریکا قرار می‌دهند. به همین دلیل رژیم‌های مستبد و سرسپرده را بر منابع نفت و گاز کشورهای عربی و حاشیه‌ی خلیج فارس مسلط کرده‌اند. نوع دیکتاتوری‌های حاکم در این کشورها علی‌رغم این که در تعارض جدی با ادعاهای حقوق بشر و دموکراسی غرب است، چون تأمین‌ کننده‌ی منافع آن‌ها از جمله در زمینه‌های نفت و گاز است، نه تنها نفی نمی‌شود، بلکه به شدت از آن‌ها‌ حمایت هم می‌شود. بنابراین این جنبه برای سلطه و هژمونی دنیای غرب و در رأس آن‌ها آمریکا جایگاه استراتژیک دارد و یک بحث حیاتی است که بارها از آن تحت عنوان منافع حیاتی آمریکا نام برده‌اند. از طرف دیگر نفت و گاز، به عنوان منابع عظیم ثروت و درآمد، با ماهیت این نظام‌ها که بر اساس طغیان، فزون‌خواهی و تمامیت‌خواهی هستند، هم‌خوانی دارد.

در ابتدای انقلاب، دنیای سلطه علی‌رغم این که با توجه به سرعت تحولات و نحوه‌ی هدایت حضرت امام(ره) سنگرهایی را از دست می‌داد، امیدوار بود که با رخنه در انقلاب و منحرف کردن آن بتواند عناصر وابسته به خود را وارد حکومت کند. به همین دلیل لیبرال‌ها در ابتدای انقلاب امیدی برای دنیای غرب به شمار می‌آمدند. وسیع‌ترین چالش‌های ما با دنیای سلطه از زمانی آغاز گردید که امید آن‌ها برای تسلط بر نظام حکومتی در جهت تأمین منافعشان از بین رفت و مشاهده کردیم که به صورت عریان جنگ تحمیلی را بر ایران روا داشتند و به طور مشخص در مقابل ایران قرار گرفتند.
 
حضرت امام(ره) آن زمان فرمودند: «کاش این نفت نبود.» در واقع یکی از دلایل طمع دنیای سلطه به ایران، وسعت سرزمینی همراه با تنوع منابع خدادادی است که در رأس آن‌ها نفت قرار دارد. شاید اگر نفت در کشورهای اسلامی حاشیه‌ی خلیج فارس وجود نداشت، مبادلات سیاسی و سلطه‌خواهی‌های دنیای استکبار به این شکل نبود.

 
در فرمایشات مقام معظم رهبری هست که حتی سیم‌خاردار هم به ما نمی‌دادند. در واقع یک تحریم همه‌جانبه از سوی دنیای سلطه اعمال می‌شد تا از راه ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی بتوانند به منافع حیاتی خود برسند. همه می‌دانیم که در ابتدا سناریوی آن‌ها این بود که منابع نفتی ایران را تصاحب کنند. در همین راستا «صدام» آشکارا اشاره کرد که جداسازی خوزستان از ایران هدف اصلی اوست. در حقیقت صدام برای آمریکا قابل کنترل و اتکا بود و ترجیح می‌دادند این منابع نفتی از دست ایران خارج شود و به دست شخص ماجراجویی مثل صدام بیفتد. بنابراین این موضوع تعارضی با مباحث ارزشی ندارد. به طور قطع تعارض جهان‌بینی‌ها و نگرش‌ها، خط‌کشی‌های اصلی هستند، اما تسلط بر منابع و در رأس آن‌ها نفت کماکان یک مقوله‌ی جدّی و استراتژیک است. این موضوع در حالی است که آمریکا از نظر اقتصادی مزیت‌های خود را یک به یک از دست می‌دهد و حتی اتحادیه‌ی اروپا به عنوان یک رقیب برای او تلقی می‌شود و ظهور اقتصادهای چین و هند و موضوعاتی از این قبیل تهدیدهایی جدّی برای این کشور هستند و تنها راه نجات آمریکا از این مشکلات تسلط بر نقاط استراتژیک منابع در چرخه‌ی اقتصاد جهانی است که اصلی‌ترین آن‌ها منابع انرژی هستند. با توجه به این موضوع، تضاد اصلی نظام جمهوری اسلامی و غرب عمدتاً به این دلیل است که نظام جمهوری اسلامی منافع غربی‌ها را در خطر انداخته است که مهم‌ترین حوزه‌ی تأمین‌ کننده‌ی منافع آن‌ها می‌تواند منابع انرژی، از جمله نفت و گاز، باشد.

این واقعیتی که شما فرمودید مربوط به مکاتب مادی و نگاه مادی غرب به حوزه‌ی انرژی است. سؤال این جاست که چرا ما باید تعریف خودمان را از محل مناقشه در این سطح ارایه دهیم؟

پاسخ این سؤال در یکی از فرمایشات حضرت امام(ره) نهفته است. ایشان می‌فرمودند زمانی که یکی از حکمرانان دوران استعمار انگلیس وارد منقطه‌ی حکمرانی‌اش شد، صدای مؤذنی را شنید که اذان می‌گفت. پرسید او چه می‌گوید؟ برایش ترجمه کردند که از یکتایی خداوند متعال سخن می‌گوید. پرسید که آیا این برای منافع ما خطر دارد؟ گفتند نه، این‌ها برای خودشان الله‌اکبر می‌گویند و منافع ما را به خطر نمی‌اندازند. بنابراین صرف نگاه‌های ارزشی ممکن است آن تضاد محتوایی را ایجاد نکند. نگاه‌ ارزشی زمانی مؤثر است که عملیاتی شود و منافع سلطه‌طلبان را به خطر بیندازد. تمامیت‌خواهی و سلطه‌طلبی هدف اصلی آن‌هاست. بنابراین حتی کسی مانند «قذافی» که ادعای استکبارستیزی داشت، وقتی منافع دنیای سلطه را تأمین می‌کرد، برای آن‌ها خطری محسوب نمی‌شد و به او اجازه دادند بیش از 30 سال حکومت کند، چون در عین حال که قذافی شعارهای ضد آمریکایی سر می‌داد، شرکت‌های آمریکایی در لیبی مسلط بودند و از منابع آن استفاده می‌کردند. بنابراین صرف تضاد ارزشی معیار نیست. این موضوع زمانی اهمیت پیدا می‌کند که عملیاتی شود.

ما در نظام جمهوری اسلامی مانند بسیاری از کشورها خط تعارضمان را با غرب مشخص کرد‌ه‌ایم، اما در عین حال این تعارض‌ها را عملیاتی کرده‌ایم و منافع آن‌ها را به خطر انداخته‌ایم. البته من نمی‌گویم در ایران همه چیز دست ماست. متأسفانه غفلت دولت‌ها بعد از جنگ باعث گردید که آن‌ها بتوانند توسط عناصرشان به شکل‌های پیچیده‌ای در نفت و امور دیگر نفوذ کنند و اوضاع را طوری پیش ببرند که به نحوی بخشی از منافعشان تأمین شود. ولی در مجموع ما استقلال سیاسی و اقتصادی خودمان را حفظ کرده‌ایم و کماکان آن‌ها نمی‌توانند ادعای تسلط را مطرح کنند. ممکن است به خاطر غفلت و جهالت بعضی از دولت‌ها و قوانین و محدود نگری‌های بعضی از مجالس بتوانند چند قدم جلو بیایند، ولی هر زمان که حضرت امام(ره) یا مقام معظم رهبری خروشی کرده‌اند، منافع آن‌ها به شدت متضرر شده است.

بنابراین این تعریف از مسأله‌ی اصلی نه تنها منافاتی با آن تعریف ارزشی ندارد، بلکه می‌توان آن را در راستای همان مسایل ارزشی قلمداد کرد.

در واقع می‌توان گفت تبلور آن ارزش در عمل یا همان عملیاتی کردن نگاه‌های ارزشی است. به تعبیر آن‌ها تا زمانی که شما در خانه‌ی خودتان بنشینید و به دنیای سلطه فحش و ناسزا بگویید، اشکالی ندارد، ولی اگر این موضوع را عملیاتی کنید، برای آن‌ها خطرساز خواهید بود. به عنوان مثال مشاهده می‌کنید که مردم بسیاری از کشورها در عین حال که به دنیای سلطه ناسزا می‌‌گویند، به شدت به آن‌ها وابسته‌‌اند. از نظر غربی‌ها تا زمانی که سلطه‌ی آن‌ها حاکم باشد، سر دادن شعار و ناسزا اشکالی ندارد. آن‌ها زمانی خشمگین می‌شوند که این ارزش‌ها عملیاتی شوند؛ یعنی، زمانی که مستشاران آمریکایی را بیرون کنید، بانک‌هایشان را تعطیل کنید و یا کالاهایشان را تحریم کنید. آن موقع است که آن‌ها اگر بتوانند به لشکرکشی و درگیری‌های نظامی هم روی می‌آورند.


ارزش‌ها به تنهایی تأثیرگذار نیستند، زمانی که شما آن‌ها را عملیاتی کنید، مؤثر خواهند بود. این جاست که مرز میان اسلام آمریکایی و آن اسلام ناب محمدی که حضرت امام (ره) فرمودند و مقام معظم رهبری بر روی آن تأکید نمودند، مشخص می‌شود. در اسلام آمریکایی شما ناسزاهایتان را می‌گویید و تفاوت‌های ارزشی‌تان را مطرح می‌کنید، ولی تبلور عملیاتی آن یا ضعیف است یا اصلاً وجود ندارد. آمریکا از این اسلام نمی‌ترسد. اسلامی برای آن‌ها خطرناک است که منافع دنیای سلطه و استکبار را به خطر می‌اندازد. حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه‌ی خود جمله‌ای دارند با این مضمون که اگر آمریکا به دیانت و اعتقادهای ما تعرض کند، ما هم منافع او را در سراسر جهان به خطر می‌اندازیم؛ یعنی، خط قرمز این است که اگر به اعتقادهای ما تعرض کنند، ما منافع آن‌ها را به خطر می‌اندازیم، چون آن‌ها اعتقادهایی ندارند، منافعشان است که برایشان اهمیت دارد. به همین دلیل امام(ره) فرمودند که ما منافع شما را به خطر می‌اندازیم.

منبه: پایگاه تحلیلی برهان




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 1:20 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ


بنام خدا. سلام و رحمت الهی بر مردم شریف ایران. به حمد الهی و با درایت مقام معظم رهبری امسال ،سال تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده شده است لذا بر همه ی ما عاشقان سینه چاک این رهبر فرزانه ملزوم است که تمامی همت خویش را در راستای تحقق این امر ولایی صرف نماییم. امید که مورد رضایت حضرت حق و وجود نازنین امام غایبمان(عج) قرار بگیرد. ان شاء الله

آمار سایت
كل بازديدها : 170411 نفر
كل مطالب : 1049 عدد
تعداد کل نظرات: 56 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 5 تیر 1391 
امکانات وب

.

ابزار پرش به بالا
Online User تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

.

.

IS
تولید ملی حمایت ایرانی تک راه . حامی تولید کننده داخلی

قالب های وبلاگ اسکین

چاپ این صفحه تولید ملی حمایت ایرانی "هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز كنيد"