سایه ملخ/ نویسنده: محمدرضا بایرامی .
تعداد صفحات: 240 قیمت: 1450 تومان
شابک: 3 ـ 313 ـ 471 ـ 964
نوبت چاپ: دوم 1382 شمارگان: 2200
كتاب حاضر، رمانی است كه برای رده سنی نوجوانان نوشته شده است. محمدرضا بایرامی مدیر دفتر ادبیات كودك و نوجوان حوزه هنری كه بیشتر فعالیتهای او در زمینة داستاننویسی است، این كتاب را در 240 صفحه نوشته است. سایه ملخ، به جنگ، سنتها و زندگی روستایی از نگاهی متفاوت میپردازد. در واقع پایان داستان زمانی است كه جنگ تحمیلی ایران و عراق آغاز میشود. این كتاب در جشنوارههای مختلفی مانند «جشنوارههای ادبی هنری روستایی» كتاب سال شهید غنیپور و... جوایزی را كسب كرده است. داستان از آنجا شروع میشود كه صابر یا «من راوی» به شناساندن فضا، حال و هوای داستان و معرفی شخصیتهای داستانی میپردازد. تقریباً از همان ابتدای داستان مشكل اصلی خانواده یعنی عمل چشمان كمسوی پدر خانواده مطرح میشود. زندگی روستایی همراه با سنتهای حاكم بر فضای روستا در قالب شخصیت مردسالاری به وضوح در داستان به چشم میخورد. سادهزیستی و زندگی سنتی به خوبی توسط نویسنده مطرح و بر فضای داستان سایه افكنده است. داستان در فصل تابستان رخ میدهد زمانی كه مدرسهها تعطیل هستند و صابر در كنار خانواده در تلاش و تكاپو ظاهر میشود. خانواده صابر در تلاشاند هر چه زودتر گوسفندان را پروار كنند و با فروش آن موجبات عمل جراحی چشمان پدر را فراهم كنند و پدر از این مسئله كمی عصبانی است و خود را سرزنش میكند. داستان به خوبی پیش میرود تا اینكه ملخها به مزرعه حمله میكنند ورود ملخها به روستا، باعث میشود سایه مرگ، نیستی و نابودی بر فضای روستا مستولی شود. ملخها به سرعت همه چیز را نابود میكنند. فضای نابودی با سایه سیاه هجوم عراقیها به روستا هماهنگ میشود. پیوند حمله عراقیها به روستا و حمله ملخها باعث نابودی و نیستی همه چیز میشود. صابر و حاتم در پی تلاشند كه از این مهلكه جان سالم به در برده و سرانجام به روستا و پدر كمك كنند كه بیناییاش را به دست آورد سرانجام پس از بهتر شدن وضع و پایان جنگ، مردان روستا با بخشیدن گوسفندانی چندی به صابر و خانواده در سپاس به فعالیتهای او به اوضاع رنگ بهتری میبخشد. سایة ملخ، روستایی نویسی است كه بومیگرایی در آن با روان و سلیس بودن داستان، نثر ساده و زیبایی را به مخاطب ارائه نموده است.
www.iricap.com

