شهداودفاع مقدس
مامدیون شهداوایثارگران هستیم
موضوعات
دیگر امکانات
تماس با ما



زنان و دفاع مقدس

زهرا حسینی یكی از زنانی است  كه از آغاز جنگ تحمیلی و در دفاع ‌35 روزه خرمشهر در برابر دشمن بعثی عراق تا بن دندان مسلح با سن كم،دوشادوش مردان خرمشهر ایستاد و مقاومت كرد تا جایی كه بر اثر شدت جراحات و با اصرار دیگر مدافعان از منطقه خارج شد.

زهرا حسینی جانبار ‌30 درصد در حال حاضر با وجود مشكلات فیزیكی فراوان با شركت در كارهای فرهنگی در زمینه ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و آشنایی جوانان با مسائل هشت سال دفاع مقدس در مراكز آموزش مختلف فعالیت می‌كند.

حسینی می‌گوید:حمله عراق در واقع از اوایل فرودین ماه ‌1359 شروع شد. درگیری‌های مرزی وجود داشت،نیروهای خودی با نیروهای دشمن در مرز درگیری داشتند.خردادماه دو تن از نیروهای سپاه در مرز به شهادت رسیدند. این درگیری‌ها ادامه داشت. ناوچه‌های عراقی به آب‌های جمهوری اسلامی تجاوز می‌كردند و درگیری‌هایی پراكنده رخ می‌داد.

خرمشهر حالت دشت دارد. هیچ تپه و در كل مانع طبیعی ندارد، برای همین بیشتر اهالی در شب‌های تابستان بر روی پشت بام می‌خوابیدند، بنابراین به وضوح رد و بدل‌ شدن تیر بین نیروهای خودی و دشمن را می‌دیدیم و صدایشان را می‌شنیدیم. در تیرماه یكی دیگر از نیروهای سپاه به شهادت رسید. البته ما این احتمال را می‌دادیم كه حمله‌ای از سوی عراق به ایران صورت بگیرد ولی فكر نمی‌كردیم كه صدام این قدر وقیح شده باشد كه چنین حمله گسترده‌ای را انجام دهد. تا روز ‌31 شهریور كه تقریباً از غروب عراق بمباران مناطق مسكونی را از مرز شروع كرد تا آخر شب كه به مركز شهر رسید. البته تا قبل از آن تقریباً در مناطق مرزی خانه‌ها تخلیه شده بود و به ویژه زنان و كودكان را به مناطق دورتر از مرز فرستاده بودند.

همه مردم در خواب غافلگیر شدند و خیلی‌ها به شهادت رسیدند و تعداد بیشتری مجروح شدند.

‌31 شهریور بچه‌ها آماده می‌شدند كه به مدرسه بروند. چون دختر ارشد خانواده بودم خواهر و برادرم را آماده كرده بودم كه صبح به مدرسه ببرم.

به علت اینكه عمیق خوابیده بودم متوجه سروصدا نبودم و متوجه بمباران نشدم. صبح با خواهر و برادرم به سمت مدرسه رفتم ولی اوضاع را عادی ندیدم، خیابان‌ها خلوت بود و اگر ترددی هم بود سریع و غیرعادی بود. به مدرسه كه رسیدیم با بسته بودن آن مواجه شدیم و هیچ خبری از دیگر دانش‌آموزان نبود. بعد از برگرداندن خواهر و بردارم به منزل و شنیدن زمزمه‌هایی از همسایه‌ها، خود را به خیابان اصلی رساندم و آنجا جلوی یكی از دوستانم را در حالی كه گریه و زاری می‌كرد و به سمت گورستان شهر كه به جنت‌آباد معروف بود می‌رفت گرفتم و خواستم بگوید كه علت منقلب شدنش چیست؟.

در جوابم گفت: تو مگر در این شهر نبودی؟ در بمباران دیشب توسط عراق دایی من شهید شده و برای مراسم تدفین او می‌روم.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 29 خرداد 1390 2:51 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

قبل از پرداختن به بحث اصلي ، لازم است تعاريفي از فرهنگ و تهاجم فرهنگي ارائه گردد ؛ تعاريف متعددي از فرهنگ ارائه شده ، كه به عنوان نمونه تعريفي از يونسكو آورده مي شود : فرهنگ (Culture) به مجموعه ي پيچيده اي از خصوصيات احساسي ، فكري ، مادي و غيرمادي اطلاق مي شود كه به عنوان شاخص يك جامعه يا گروه اجتماعي مطرح مي شود ، كه اين نه فقط شامل هنرها و آثار ادبي است ، بلكه شامل شكل هاي مختلف زندگي ، حقوقي بنيادين انسان ها ، نظام هاي ارزشي و اعتقادات هم مي باشد. (پناهي ، 1375 ، 94) پس زماني كه در اين مقاله سخن از فرهنگ سازي به ميان مي آيد ، هم شامل بعد معنوي آن – يعني ايجاد باور ، اعتقاد ، اخلاق و منش اسلامي – مي شود و ابعاد مادي آن يعني پوشش ظاهري و كالاها و لوازم مورد استفاده ي افراد را فرا مي گيرد. از آنجا كه فرهنگ ، آموختني و از روش هاي مختلفي چون مثل ها ، قصه ها و افسانه ها ، اسطوره ها ، هنر ، آموزش هاي خانواده و مدرسه ، تعاليم ديني و امروز به ميزان زيادي از طريق رسانه هاي جمعي آموخته مي شود ، پس مي توان در آموزش فرهنگ مطلوب با استفاده از شيوه هاي درست ، موفق بود. تهاجم فرهنگي (Cultueal Invasion) عبارت است از : رابطه ي يكسويه بين فرهنگ ها به گونه ايي كه يك فرهنگ ، عناصر خود را به فرهنگ ديگر تزريق كرده ، موجب اختلال درون فرهنگي مي شود. مقام معظم رهبري ، تهاجم فرهنگي را عبارت مي دانند از ؛اين كه يك مجموعه ي سياسي يا اقتصادي براي مقاصد سياسي خودشان و براي اسير كردن يك ملت ، به بنيان هاي فرهنگي آن ملت هجوم ببرند. آنها چيزهاي تازه اي را به زور و به قصد جايگزين كردن آن ها با فرهنگ و باورهاي ملي ، وارد اين كشور مي كنند. اسم اين ، تهاجم فرهنگي است. (مقام معظم رهبري ، 1375 ، 13) دكتر پناهي ، تهاجم فرهنگي را در شديدترين و وسيع ترين شكل خود عبارت مي داند از : فعاليت برنامه ريزي شده ي حاملان و حاميان يك فرهنگ در جهت از هم پاشيدن نظام فرهنگي جامعه ايي ديگر و مستقر كردن نظام فرهنگي مورد علاقه يا مورد قبول مهاجم است. البته حالت خفيف تر چنين عمل مي تواند شامل از هم پاشيدن يك مجموعه يا عناصر فرهنگي خاص در نظام فرهنگي مورد هجوم باشد. (پناهي ، 13547 ، 16) چنان كه در تعاريف هم آمد ، تهاجم فرهنگي در واقع يك نوع هجوم بسيار زيركانه ، ظريف و تقريباً غيرملموس است و مانند حمله ي نظامي نيست كه همه از آن مطلع شوند و احساس خطر كنند. اين حمله ي آگاهانه


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 6:26 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

هنر واكنش عشق دروني انسان بوده از طريق ذوق ممكن است و از طرفي اين عشق روح افزا مايه حيرت است و در وادي عشق، حيرت سرگشتگي مايه نوش وعيش است. هنرمند در سايه اين عشق وصل كننده به كائنات و هستي بخش جهان اثر هنري خود را كه از هستي وجود سرچشمه مي گيرد خلق مي كند كه اگر در وجودش آراستگي نو تعالي نباشد،در اثرش منجلي نمي شود و اثر حالت تصنعي مي يابد. اينجاست كه مي گوييم عشق تجليگاه هنر است و آنچه كه به مسلخ مي رود و قرباني مي شود، طفيلي است كه با هنر سنخيتي ندارد. هنر در تمامي عرصه ها اثر گذار و ماندگار است و اينك از هنرمندان وادي عشق و ايثار سخن به ميان مي آيد كه هر كدام آيه اي از آيه هاي ايثار و تلاش هستند و هنر اولشان از خود گذشتگي و صبوري و همراهي مرداني از تبار قافله حسين (ع)و رادمرداني از كاروان علمدار كربلا است. زندگي هنر است نو هنري وراي هنرهاي زميني و خاكي، زندگي با جانباز و ايثارگري صبور و مومن، بردبار، مبارزي خستگي ناپذير،سربازي منتظر، دردمندي رنجور، اشقي فارغ از دنيا، سرافرازي سربلند، كه خود هنر مي طلبد.در اين بين زناني هنرمند،در تحكيم شيرازه خانوادگي،در تجليلگاه عشق و عررفان هنر نمايي مي كنند. هنر تزريق محبت و عطوفت به وسيله عشق ورزي، ايثار و فداكاري به همسري عطوف كه تنديس ايثار و از خودگذشتگي است،و زماني اين هنر جلوه زيبايي دارد كه همسر جانباز انگيزه هاي محكم و استوار و با تنظيم وقت با استقامت الهي و تمسك به خاندان اهل بيت صلوات عليهم اجمعين علاوه بر مراقبت و همراهي و همدلي و همسري و ياوري جانباز در ديگر عرصه ها نيز هنر نمايي مي كند. بسيار لذت بخش است كه با هنر علم آموزي در عرصه تحقيق و پژوهش آهاري محققانه تحويل جامعه دهد و با تلاوت زيباي قرآن درون و برون خود را پاكسازي و اثرات هنر نمايي قرآن را در زندگي عملي كند و اين زن وقتي با سر انگشتان هنرمند خود قالي را مي زند و گلسازي مي كند و پرورش گل و گياه مي دهد و باغچه منزل را همچون گلستان دل آباد مي كند و طرحي و نقشي را در رنگ هاي زيبا مي زند


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 6:22 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

موفقيت زنان ما در ساليان گذشته از يك سو حاصل تلاش و روشن بيني آنان و از سوي ديگر نتيجه اهتمام و روشنگري رهبران و مسئولين اجرايي كشور بوده است. برخي از اين دستاوردها عبارتند از: 1-خودباوري: مهمترين تاثير انقلاب اسلامي در جامعه زنان را بايد تحول شخصيت زن ايراني و تبديل زنان خود باخته و سرخورده و سردرگم به زناني دانست كه نه تنها آرمانشهر خود را در داستان هاي تخيلي زن غربي جست و جو نمي كردند، بلكه خود داعيه رهبري زنان را در سر مي پروراندند. زن ايراني در اثر انقلاب افزون بر آنكه خد را در تحولات اجتماعي و تاريخي كشور خود سهيم و داراي نقش تعيين كننده مي دانست، نيم نگاهي نيز به زنان ديگر داشت تا طرحي نو براي نجات و هدايت آنان در افكند. او گر چه در اين عرصه به تدوين برنامه اي منسجم براي زنان ان سوي مرزها نينديشيد، اما تحولات به وجود آمده در داخل كشورش چراغي فرا روي زنان ديگر كشورها به ويژه كشورهاي اسلامي مي گرديد. امروزه زن مسلمان فرهيخته در هر كشوري به راه سومي مي انديشد كه نه بر آمده از جمود و تحجر است و نه محصول خودباختگي در برابر غرب و البته خود را در شناخت راه سوم مديون زن ايراني مي داند. 2) ارزشمندي: زن ايراني در عصر انقلاب اسلامي آنگاه به جايگاه ارزشي خود رسيد كه تجلي ارزش هاي انساني شده بود، در صفوف راهپيمايي ها و پيشاپيش مردان «تجلي شهامت و حضور» در طول انقلاب و دفاع مقدس «تجلي مقاومت»، پس از شهادت همسر و فرزند «تجلي صبر » در صحنه هاي اجتماعي «تجلي عفاف» در عرصه دفاع سازندگي «تلاش و استقامت». به جرات مي توان گفت كه زنان ما به ويژه در دوران دفاع مقدس احياگر روحيه دلاوري شجاعت و قهرمان جبهه هاي كارزار و پرورش دهنده نسلي نو بودند كه شهادت در راه آرمان هاي مقدس را سعادت شمردند. 3) حضور اجتماعي: تغيير نظام سياسي و پاك تر شدن فضاي اجتماعي فرصتي به دست داد تا زن مسلمان با ارتقاي رفتار اجتماعي خويش چهره اي از خود از ارايه دهد كه نه به معناي انزوا بود و نه با تبرج و خودنمايي ملازمتي داشت. او به خوبي دريافته بود كه مشاركت اجتماعي ضرورتا نه به معناي حضور فيزيكي در كوچه و خيابان و احراز مشاغل اقتصادي، كه به معناي تاثير هر چه بيشتر در تحولات اجتماعي در مسير سعادت بشري است. كم شدن زمينه هاي اختلاط در برخي محيط هاي كار نيز در افزايش حضور و اقدام به فعاليت هاي اطمينان بخش آنان موثر بود. تشكيل NGO هاي زنان و تشكل هاي مردمي زنان در ايران ترسيم الگوي مشاركت اجتماعي زنان بدون اشتغال است. حضور زنان در عرصه دفاع مقدس بيانگر هويت اصلي زنان مسلمان ايراني است و كارنامه 8 سال دفاع مقدس روايت مستور فتح زناني است كه عقبه دفاع مقدس را تقويت مي كردند. جمعيت آيه هاي ايثار و تلاش كه متشكل از راويان فتح ايثارگران دوران دفاع مقدس است، جلوه كوچكي از اين حضور هستند. 4) رشد علمي: بالا رفتن ميزان باسوادي


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 6:17 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

در ديار ما اينك قافله اي مي گذرد از دوردستهاي روزگار سفر آغاز نموده و نداي سرود مقدس به لطف همراهان والا همت آن گوش هر اهل دلي را نوازش مي دهد، آهنگ قافله، ترنم خوش باران كمال را دارد كه از مبدأ فياض و مطهر حضرت باريتعالي سرچشمه مي گيرد و جريان آفاق ذات مقدس ربوبيت را، از وراي تمامي فراز و نشيبها، بشارت مي دهد آفاق آفريننده پاكيها و شفادهنده در دها، آفاقي جاري و ساري در همه مكانها و زمانها، ليك دست نيافتني و پهان، مگر براي انسانهاي صادق و عاشق قافله قدوسي اينك به كنار ما رسيده است، قافله و قافله سالار را بايد دريافت و خوشتن را با اين محك گران امتحان كرد و همگام با راهيان سيرحق و همنوا با نداي سروش حق بود تا سازي و ندايي از مقام «سير الي ا...» بر متن جاني وارسته و پيراسته داشت، اين راه پيموده نمي شود مگر با اشتياق دل و براي رفتن و سرانجام درك و عمل ايثار، كه غير از اين رهرو، رسالت خويش را درك ننموده است. همنوايي و همگامي با اين سير، قلبي سرشار از عشق به ذات حق، ايماني خالص و عمل صالح مي طلبد و چنين است كه رزمندگان اسلام از جان خويش مايه گذاشته و حديث زيباي عشق و ايثار، جانبازي و شهادت را مي سرايند و در همين سير و راستا، ايثار و از خودگذشتگي زنان نيز مفهوم مي يابد، رسالت دختران زينب (س) در تحقق اين آرمان؛ اگرچه با فداكاري مردان متفاوت است اما عظمت و ارزش آن هيچ تفاوتي ندارد، وقتي سخن از سر منزل «ايده توحيد با ابعاد رفيع آن» است تمامي جانها مخلص، جداي از جنسيت و رنگ و نژاد بايد رهبر و طريق الي ا... باشند و به فراخور حال از هستي خويش مايه گذرند، هر فعل و كلام، هنگامي والا و ارزشمند است كه هماهنگ و همنوا با آهنگ ملكوتي باشد. زيباترين تصوير ايثارگري زنان درس گرفته از مكتب زهرا (س)، تصميم و عمل نيكو خداپسندانه «همسر جانباز» است عمل آگاهانه و قلبي همسر جانباز بينش اين حقيقت است كه او با بينش بصير و عميق بر فلسفه آفرينش و رمز حيات احاطه پيدا كرده و هدف خلقت را به درستي دريافته است. حضرت رسول (ص) مي فرمايند: «در اسلام بنايي نزد خداوندمحبوبتر از ازدواج برافراشته نشده است» حال وقت كنيم، در يك طرف وصلت جانبازي كه در راه خدا عضوي از بدن خود را هديه نموده و در طرف ديگر خواهري ايثارگر با قلب سرشار از عشق و محبت قرار دارد، بدون ترديد، اين بناي مقدس آنچنان منزلتي دارد كه دامنه آن در اذهان نمي گنجد و مطمئناً درك عميق همسر جانباز


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 6:11 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

از اهالي جنوب شهر است، چند سالي بيش تحصيل نكرده است، بخاطر امرار معاش، از دوازده سالگي درس را رها كرده و مجبور به كار، در يك كارخانه مي شود، همين بوده كه در آن سالهاي، طلوع آفتاب را از پشت پنجره هاي اتوبوس مسير تهران- كرج تماشا نموده است. اما با همه خردسالي اش، معرفتي داشته است غير قابل وصف كه هنوز هم دارد، هميشه مونس تنهايي هايش، قرآن و نهج البلاغه بوده است و نيز مفاتيح و رساله. شايد همين سبب هويت وبيراهه نرفتنش در زندگي بوده. جنگ تحميلي كه آغاز مي شود او به كردستان مي شتابد. هشت سال امدادگر جبهه هاي غرب مي شود. سينه اش انباشته از خاطرات تلخ و شيرين هشت سال دفاع مقدس است. شهيد نصراللهي فرمانده سپاه بانه او را خوب مي شناسد، بارها پاي نقل خاطراتش نشسته ام. از هجوم بعثي ها و از ددمنشي كومله برايم گفته است و نيز از پستي و جنايت گروهكهاي ضد انقلاب و منافقين... حتي از روي برايم گفته است كه نفوذي هاي گروهكها، وسايل اتاق عمل بيمارستان را به سرقت مي برند، تا به رزمندگان مجروح، امداد نرسد و آنها به شهادت برسند. هنوز يادگاري هايي از آن دوران در آلبوم عكسهايش در ويترين شيشه اي اتاقش دارد. اكنون سالهاست كه دوران جنگ تحميلي به پايان رسيده اما


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 5:53 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

كردستان بعد از انقلاب اسلامي و مخصوصاً در هشت سال دفاع مقدس، منطقه فعاليت و درگيري گروهكهاي ضد انقلاب كومله، دمكرات و ديگر گروهها بود. حمله بعثي ها و بمبارانهاي هوايي، در كنار فعاليت نيروهاي ضد انقلاب باعث ناامني كردستان شده بود. برادران سپاه و ارتش و نيروهاي انتظامي در كنار برادران و خواهران مسلمان كرد سعي در برقراري امنيت در كردستان را داشتند و در كنار عمليات نظامي، فعاليت فرهنگي را نيز انجام مي دادند. در اين دوران، هر كسي طرفدار انقلاب اسلامي بود و عشق امام و اسلام در قلبش بود، امنيت جاني نداشت. گروهكهاي ضد انقلاب او را شناسايي مي كردند و در فرصتي با حمله و اسارت او را ناجوانمردانه به شهادت مي رساندند. و ناهيد فاتحي كرجو از جمله اين مظلومه ها به شمار مي رفت. ناهيد روز دوشنبه هشتم آذر 1361 به هنگام خروج از منزل توسط نيروهاي ضد انقلاب ربوده و به روستاي هشميز به اسارت برده مي شود. اين دختر 18 ساله يازده ماه مورد سخت ترين و ناجوانمردانه ترين اذيت و آزار و شكنجه ها قرار مي گيرد. گروهكهاي ضد انقلاب، ضمانت آزادي او از زندان اسارت- خانه اي در روستاي هشميز- را توهين به امام و انقلاب قرار مي دهند. روزهاي اسارت همراه با سخت ترين شكنجه ها پشت سر هم مي گذرد، اما ناهيد، اين دختر مسلمان كرد همچون آسيه حسرت حتي يك توهين و پشت كردن به موسي زمان را بر دل ضد انقلاب مي گذارد. مردم روستاي هشميز بعدها تعريف كرده اند كه گاهي مي ديدند گروهك ضد انقلاب، ناهيد را از محل اسارت بيرون مي آورند تا دست و صورت خونين خود را بشويد، اما به خاطر تهديد و رعب و وحشتي كه ضد انقلاب در دل مردم آن روستا انداخته، آنها هيچ كاري نمي توانند انجام بدهند. و سرانجام ناهيد فاتحي تمام غرور ضد انقلاب را در هم مي شكند. آنها جلو چشمانش گوري آماده كرده و اين دختر مسلمان را پس از يازده ماه اسارت با تني مجروح و خونين از شكنجه هاي وحشيانه زنده به گور مي كنند. مراسم با اهداء لوح تقدير به خانواده هاي شهدا به پايان رسيد. دلمان نمي خواست از آن فضاي معنوي و محفل الهي بيرون برويم. نگاهمان به نگاه مادران و پدران شهيد گره مي خورد و اندوه عميق از سنگيني رسالتمان، ما را درهم مي شكست. مردمي ساده و خونگرم، رنجديده اما مقاوم و صبور كه از شهرها و روستاهاي اطراف براي شركت در يادواره به سنندج آمده بودند. از سقز، ديواندره، بانه، مريوان، كامياران و ... هركدام لوح تقدير از فرزند شهيدشان را همچون يادگار گرانبهايي در آغوش گرفته بودند و با چشمان مرطوب، اما تبسمي محزون و نگاهي پرسشگرانه تا بي انتها، آماده مي شدند تا به شهر و روستايشان بروند. ظاهراً مراسم تمام شده بود. اما روايات حديث اين زنان شهيد هنوز ادامه داشت. بعد از ظهر در محل استقرار، گفتگوي دوستانه با خواهران كردستاني آنقدر به درازا كشيد كه به شب خاطره تبديل شد و البته فرصت خوب و گرانبهايي براي تجديد خاطرات بود. احمدپور- از خواهران نيروي مقاومت بسيج تهران-


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 5:49 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

هم جبهه، هم پشت جبهه در آن روزهايي كه دشمن، پشت ديوار خرمشهر منتظر ورود بود و شهر به تدريج از ساكنان خود خالي مي شد، خواهران بسيج و سپاه خرمشهر از جمله زناني بودند كه ضمن جلوگيري از مهارت خانواده هايشان، خود به محافظت از انبار مهمات پرداختند. كار اين خواهران تحويل مهمات و رساندن آنها به رزمندگان اسلام بود. محل استقرار عده اي ديگر از اين زنان شجاع، مسجد جامع خرمشهر بود كه براي كندن سنگر به نقاط حساس شهر اعزام مي شدند. با اينكه تعداد آنها اغلب زياد نبود ولي دلهايشان چون دريا وسيع و چون كوه محكم و استوار بود و اين شجاعت و رشادت، باعث دلگرم شدن رزمندگان و پايداري آنها در برابر دشمن بعثي مي شد. زنان تا آخرين روزها در خرمشهر باقي ماندند. تا جايي كه برادران با زور آنها را از شهر خارج كردند. زنان نه تنها با كندن سنگر و تهيه غذا باري رزمندگان و حفاظت از مهمات، ايشان را ياري مي دادند، بلكه گاهي با اينكه تعليمات نظامي را در سطح ابتدايي گذرانده بودند ساعت ها در خط مقدم جبهه در برابر دشمن بعثي مي جنگيدند. • پيرزن و سربازان عراقي پيرزني عرب، در سوسنگرد زندگي مي كرد و با داشتن شوهري پير و نابينا خيلي شجاعانه از شهر دفاع كرد، معروف است كه او با چوب دستي خود، چند سرباز عراقي را از پاي درآورد . • اسارت عراقي ها شيرزني يازده تن از سربازان عراقي را به اسارت مي گيرد. اين زن رزمنده كه مادر شهيد نيز بود، هنگامي كه عراقيها به شهر سوسنگرد آمدند آنها را به خانه خودش دعوت مي كند و برايشان غذا تدارك مي بيند، موقعي كه آنها مشغول استراحت بودند، درب اتاق را از پشت قفل كرده و نيروهاي بسيجي را خبر مي كند و آنها را به اسارت مي گيرد . • دفن شهدا و نگهباني جنازه ها در خرمشهر خواهري بود به نام زهره حسيني، او در هفته اول جنگ پد شهيدش را با دست هاي خود دفن كرد و روز يازدهم مهر هم بدن قطعه قطعه شده برادرش علي را، كه در مدرسه به شهادت رسيد. خداوند به او و خواهرش چنان تحمل داده بود كه كارشان در گلزار شهدا دفن شهيدان و نگهباني جنازه ها شد. • وقتي اسير شدم اردوي تابستاني سپاه تمام شده بود. خودم را با قطار به اهواز رساندم. آن روز تمام منطقه را بمباران كرده بودند. همانطور كه مي رفتم با تشييع اولين شهيد جنگ رو به رو شدم. درگيري هاي اصلي در آبادان و خرمشهر بود و من دنبال راهي بودم كه خود را به آنجا برسانم. وسيله اي براي رفتن نبود. نمي دانستم چه بايد كرد و چگونه مي شود به آبادان رفت. كاش اصلاً از آبادان به تهران نرفته بودم كه حالا اينطور سرگردان شوم. اگر برادرم بود كمكم مي كرد، اما اهواز كجا و سپاه آبادان كجا؟ ناگهان ديدمش. باورم نمي شد. آمده بود اهواز تا سي نفر را به پشت جبهه منتقل كند. گفتم: اينها كي هستن؟ گفت: هيچي! پس براي چي به اهواز آمده ايد؟ گفت: مشكل بنزين داشتيم. آمديم بنزين ببريم. گفتم: من هم با شما مي آم. گفت: نمي شه. اينها معتادن. زندان آبادان روزدن، مجبور شديم بياريمشون اينجا. و ادامه داد: چون اينجا جاي مناسبي پيدا نكرديم، داريم برمي گردونيمشون به همون آبادان. به نظر معتاد نمي آمدند. قيافه هاي شان با بروبچه هاي ما فرق داشت. وحشت زده به نظر مي رسيدند. عربي حرف مي زدند. گفتم: اينها چرا عربند؟ چرا مي ترسند؟ چيزي نگفت. من هم اصرار نكردم. وقتي در آبادان آنها را تحويل دادند، فهميدم آنها اولين گروه اسراي عراقي بوده اند كه در مرز شلمچه اسير شده بودند. آن روز سي و يكم شهريور بود. هر كس به كاري مشغول بود كه ناگهان شهر از اين رو به آن رو شد! ولوله اي در شهر افتاد! آسمان را ابري از هواپيما پوشاند. عده اي رفتند و عده اي ماندند و پناه گرفتند. به سپاه آبادان رفتم و گفتم كه آماده انجام هر كاري هستم


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 5:47 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

دفتر تاريخ در اوراق فراوان خود رويدادهاي بسياري را ثبت كرده است. برخي از آنها تلخ و برخي شيرين اند. پاره اي از حوادث تاريخي غيرماندگار و پاره اي ماندگارند. شماري عبرت آموزند و شماري غيرقابل اعتنا. در زاويه و نگاهي ديگر نظاره گران دفتر تاريخ نيز متفاوت اند؛ بعضي اهل بصيرت و اعتبارند و بعضي ديگر بي تفاوت و رهگذر. ديدگاني را ديده ايم كه با تيزبيني و ژرف نگري از دفتر تاريخ بهره مي گيرند و خود را مخاطب فرمان الهي فاعتبروا يا اولي الابصار مي دانند. اينان كلام مولاي متقاين علي (ع) را به گوش جان شنيده اند كه چقدر عبرت ها فراوانند اما عبرت گيرندگان ناچيز. در اين مجال خطاب اين قلم با چنين افراد و كسان است. خواص اهل حق و ارباب معرفتي كه آموزه هاي تاريخي را به دقت كاوش مي كنند و در پي آنند كه از فراز و فرود روزگار درس بياموزند و از درسي كه برگرفته اند و از يافته، ايشان مصداق حديث شريف صادق آل محمد (عليمهاالسلام) باشند كه فرمود: العالم بزمانه لاتهجم عليه اللوابس. حماسه هشت سال دفاع مقدس به زعم اين كمترين، بزرگترين حادثه حماسي در تاريخ امت اسلام پس از عاشوراي حسيني است. اينجانب برآنم كه نه پس از بعثت نبوي، حادثه اي به بزرگي انقلاب اقدس اسلامي داشته ايم و نه در پي حماسه حسيني عشقستاني چنان هشت سال دفاع مقدس. اين سرمايه بزرگ كه به بهايي گران و خطير در اختيار ماست بسان گوهري است كه اگر ناشناخته بماند از بركات و داده هايش در محروميت و حرماني كلان خواهيم ماند و چنانچه به درستي آن را بشناسيم و آموزه هايش را بيابيم تا ابد جاودانه و سربلند و به عزت و افتخاري بي پايان مفتخر خواهيم بود. آنچه در ايام شورانگيز دفاع هشت ساله مقدس خلق شد كمي و كيفي از هر شبيه و نظيري بي بهره است و گوهر يكدانه اي است كه جز با گذشت زمان و با عزمي همگاني به خوبي كشف نمي شود و نسلي كه شاهد آن و در متن آفرينشش بوده اند موظف و مكلفند آن را چون جان شيرين محافظت كنند و به آيندگانش بسپارند گرچه در هر حال حماسه شورانگيز دفاع مقدس پري رويي است كه تاب مستوري ندارد و در پس پرده استتار و غبار اندراس نخواهد ماند. رهبر بزرگوار و گرانقدري كه صرف نظر از جايگاه و منصب والاي رهبري، شخصيت و چهره اي فرزانه و انديشمندي دورانديش بشمار مي رود، دلسوخته درد آشنايي كه نه تنها با فرهنگ دفاع و جهاد آشناست بلكه متن حادثه و روزهاي آتش و خون را با تمام وجود درك كرده و سربازي اش براي اسلام و انقلاب اسلامي و سرداري اش براي بسيجيان و رزمندگان اسلام را امام بزرگوار عظيم الشأن شهادت و گواهي داده است. حضرت آيت الله العظمي خامنه روحي فداه كه از آغازين روزهاي دفاع مقدس در فراز و نشيب آن حاضر بوده اند از همان ايام و با نگاه نوراني خويش بر ثبت وقايع و ضبط حوادث حماسه شرف و مردانگي ملت ايران اصرار ورزيده و پافشاري نموده اند. حضرت ايشان در دوران تصدي منصب رياست جمهوري اسلامي ايران و در مقطع رهبري پيامبرگونه خويش پيوسته و در هر مناسبت درس هاي فراواني از مكتب دفاع مقدس بيان فرموده و مي فرمايند و نسل هاي پياپي بويژه جوانان برومند، اين آينده سازان ميهن اسلامي را به به درس آموزي و شاگردي در اين مدرسه عشق ندا مي دهند. معلم له پيرامون يكي از محورهاي اين همايش يعني نقش آفريني بانوان در دفاع مقدس نيز زواياي گوناگوني را بازگو نموده اند كه اين قلم در پي واگويي برخي از آن موارد است. البته ذكر اين نكته را مفيد و مناسب مي دانم


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 5:36 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

منابع : دفتر امور زنان سازمان امور جانبازان: گزارش از اولين همايش سنگربانان صبور (جانبازان زن)، تهران، پژوهشكده مهندسي و علوم پزشكي جانبازان، 1382
جهت ايجاد هرگونه اصلاح در نگرشهاي اجتماع در اين زمينه بايد موضوع را در مقوله كلي كم تواني مورد بررسي قرار داد و چنانچه تغييري مدنظر است بايد به طور ريشه اي در اين مقوله دنبال كرد. تنها كم توانايي فيزيكي دچار عارضه كم تواني نيستند كه آنها را به وضعيت و حالت استيگما (Stigma- داغ زده گي و يا وصله ناجور بودن) سوق مي دهد بلكه كم تواني تجربه اي است كه هر كسي در مقطعي و يا مقاطعي از زندگي خود ممكن است آن را داشته باشد. افراد كم توان معمولاً خود را به صورت يك وصله ناجور مي بيند و همين امر باعث مشكلات مهمي در سازگاري هاي رواني و اجتماعي آنان مي گردد بخصوص زماني كه اين افراد در سنين بالاتر با ديدهاي مردم بيشتر آشنا مي شوند. البته تأثير آسيب شناختي آن محدود به اين گونه افراد نمي گردد بلكه اين وضعيت آثار سوئي را بر روي خانواده هاي كم توان فيزيكي مي گذارد: اين خانواده ها فرزندان خود را به صورت افرادي خارج از نرم و يا حتي وصله ناجور مي بينند (به خاطر نگرش منفي مردم و جامعه) و همواره سعي در پنهان كردن آنان از ديد مردم و يا كمتر ظاهر شدن خود و اين افراد در انظار عمومي مي نمايند. اما از طرف جامعه ما نيز به خاطر پايين بودن شناخت در رابطه با كم تواني و داشتن نگرش منفي نسبت به اين پديده نبايد مورد سرزنش قرار گيرد. در اين صورت با اين مشكل چگوه بايد برخورد كرد؟ آنچه بايد در اين مقوله با دقت مورد بررسي قرار گيرد تعريفي است كه در جوامع نسبت به كم تواني (Disability) وجود دارد. بسياري از مردم در كشورها تعريف و شناخت درستي از كم تواني را دارا نيستند. آنان چنين افرادي را كم توان و يا ناتوان نسبت به خود مي سنجند. در حقيقت خود را توانا ديده و اين افراد را كاملاً مستثني از جامعه و كم توان ملاحظه مي كنند. در حالي كه واقعيت امر اين است كه كم تواني و ناتواني امري كاملاً نسبي است. هر كس در برهه اي از زمان و يا تمام طول زندگي خودش احساس كم تواني و ناتواني را دارا است. يك فرد تحصيل كرده در مقابل يك نابغه احساس كم تواني ذهني و ياهوشي را مي كند. تمام انسانها در مقابل پيامبران و مردان الهي احساس كم تواني مي كنند مقداري به كلمه معجزه توجه شود. معجزه يعني آنچه پيامبر و ولي خدا در مقابل مردم انجام مي دهد بطوريكه تمام آنان كه شاهد و ناظر آن هستند در حالت عجز و ناتواني قرار مي گيرند. پس همه ما در مقابل پيامبران و مردان خدا نوعي كم تواني را احساس مي كنيم هر كسي در مقابل يك فرد بالاتر و برتر از خود احساس كم تواني را داراست. ما در مقابل يك ورزشكار ماهر احساس كم تواني فيزيكي داريم. اصلاً رقابت هاي اجتماعي كه به عنوان يك شالوده پويائي جامعه مد نظر است بر اساس احساس كم تواني و يا ناتواني انسانها در عرصه رقابت شكل مي گيرد. اگر كسي نسبت به فرد بالاتر از خود احساس كم تواني نكند در خود انگيزه رقابت با او را احساس نخواهد كرد. اگر همه خود را به طور يكسان توانمند ببينند رقابتي وجود نخواهد داشت زيرا كه رقابت مستلزم تحرك است و حركت در رابطه با هدفي مطرح مي شود كه ما احساس مي كنيم


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:50 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

امروز مسئله آثار مخرب خشونت و بخصوص جنگهاي مسلحانه بر زنان و كودكان يكي از مباحث مهم حقوق بشري است. در بسياري از اسناد بينالمللي زنان به تأثيرات مضاعف خشونتها و جنگها بر زنان و كودكان سخن رفته است. اين بدان معناست كه گرچه همه انسانها از جنگها و مناقشات مسلحانه متضرر ميشوند ليكن زنان به دلايل مختلف دچار صدمات بيشتري مي شوند بدين معني كه علاوه بر لطماتي كه به خود آنان وارد ميآيد، حاميانشان را از دست داده و مسئوليت فرزندان نيز بر عهده آنان قرار مي گيرد لذا پس از جنگ و كشته شدن مردان ، زنان، يكه و تنها عهدهدار مسئوليتهاي فراوانتري ميشوند و بدليل حساسيت هاي روحي دچار آزارهاي عاطفي بيشتري شده و آثار مخرب زيست محيطي جنگها سلامت آنان و كودكانشان را به خطر مياندازد و اين در حالي است كه مسئوليت سلامت رواني و جسماني فرزندان هم به طور جدي متوجه آنهاست. فقر و كاستيهاي پس از جنگ نيز زنان بازمانده را با دهها مشكل مواجه ميسازد. گفتني است كه امروزه عناوين جديدي در ارتباط با زنان و جنگها پيدا شده است كه تاريخ بشريت سابقهاي از آنها را بخاطر ندارد. امروز تجاوز به عنف سازمان يافته به زنان يك استراتژي نظامي محسوب مي شود. امروزه در جنگها با چنين روشهاي كثيف و غيرانساني زنان به عنوان موضوعات اصلياي كه ميتوان به كمك آنها تطهير و تغيير نژادي ايجاد كرد، لحاظ ميشوند.دنياي متمدن در حالي صحنههاي فجيع و تجارب غير قابل باور در جنگها را از سر ميگذارند كه نميداند در تاريخ اسلام و در سيره نبوي زنان در جنگها همواره گروه حفاظت شده اي به حساب ميآمدند. در اين مجال برآنيم تا نگاهي اجمالي به رابطه زنان در صدر اسلام و جنگ در سيره نبوي بياندازيم: حفاظت مادي و معنوي از زنان در جنگها اولاً حضور زنان در جنگها به عنوان سرباز و رزمنده از نظر رسول خدا(ص) و دين اسلام ممنوع بوده است. ثانياً پيام صريح رسول خدا(ص) كه در غزوات و جنگها دائماً براي سربازان اسلام خوانده ميشد


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:47 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

مقدمه: جنگ هشت ساله عراق عليه ايران كه با تحريك و حمايت همهجانبه كشورهاي استكباري بر كشور ما تحميل شد، علاوه بر عوارض و مشكلات جسمي و رواني بر رزمندگان، خانواده آنان را نيز در معرض خطر و مشكلات قرار داد. به نظر ميرسد پس از جنگ و برگشت رزمندگان به خانواده، به سبب استرسهاي ناشي از جنگ و اثرات مخرب آن بر روح و روان فرد، تأثير نامطلوب جنگ بر همسر فرد بيمار همچنان ادامه مييابد و سلامت جسمي و رواني آنان را تحت تأثير قرار داده است. اين پژوهش با هدف بررسي تأثير آموزش آرامسازي پيشرونده عضلاني بر سلامت و كيفيت زندگي همسران جانبازان انجام شده است. مطالعه نيمه تجربي از نوع كارآزمايي باليني كه يبست و هشت نفر از همسران جانبازان اعصاب و روان با درصد از كارافتادگي 25 تا 69 درصد، مراجعهكننده به مراكز درماني منتخب شهر تهران به روش نمونهگيري غيرتصادفي مبتني بر هدف و با توجه به ويژگيهاي واحدهاي مورد پژوهش انتخاب شدند. براي گروه مداخله برنامه آموزشي در سه جلسه دو ساعته به صورت گروهي اجرا گرديد و در گروه شاهد هيچگونه مداخلهاي صورت نگرفت. كيفيت زندگي در هر دو گروه مورد مطالعه مرحله قبل از مداخله و دو مرحله پس از مداخله (مرحله پيگيري و مرحله نهايي) به وسيله پرسشنامه كيفيت زندگي فرم كوتاه شده 36 سنجيده شد. تجزيه و تحليل يافتهها با استفاده از آمارهاي توصيفي و استنباطي انجام گرفت. نتايج: آزمون t مستقل (p=0.05) نشان داد كه قبل از مداخله ميانگين نمره كل كيفيت زندگي در هر دو گروه مورد مطالعه اختلاف معنيداري وجود ندارد اما در هر دو مرحله پس از مداخله همين آزمون در گروه مورد مداخله اختلاف معنيداري را نشان داد (p=0.01) همچنين مقايسه ميانگين نمره كل كيفيت زندگي در گروه مداخله در هر سه مرحله مطالعه با p=(0.0001) اختلاف معنيداري داشته است. لذا آموزش آرامسازي پيشرونده عضلاني، بر كيفيت زندگي همسران تأثير داشته است. واژههاي كليدي: همسر جانباز، آرامسازي، كيفيت زندگي نام كتاب: مجموعه خلاصه مقالات برگزيده و كارگاههاي همايش


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:46 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

امروز ، عصر رسانه ها و انفجار اطلاعات نام گرفته و كشورهاي غربي فرهنگ خود را بيش تر از اين طريق تبيين مي كنند. اما در ايران اسلامي مع الاسف توجه به زنان ايثارگر ، كم تر است و دليل اصلي آن نيز آشنا نبودن با اين مقوله است. سردبيران و نويسندگان نبايد نگاه جنسيتي به مسائل زنان داشته باشند ؛ اكثر مردان در اين حوزه فعالند و بيش تر به مسائل آقايان مي پردازند و زبان حال آنان ها هستند. تا كنون كاري در خور شأن و ارزش زنان انجام نشده است


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:43 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

فصل اول: شواهد روايي بر تفاوتهاي اجرايي زن و مرد اينكه گفته ميشود زن و مرد تفاوتهايي دارند اگر با همان بدبيني و سوءظني كه دشمن به وجود آورده نگريسته شود، چنين گمان ميرود كه تفاوت زن با مرد در چيزهايي است كه مرد بطور علاوه و مضاعف دارد و زن از داشتن آنها محروم است. اما با يك ديد صحيح ميبينيم كه، بسياري از كارهايي كه بر دوش زنان است، به دليل ضعف و ناتواني مردان در انجام آنهاست كه به آنها محول نشده و بحث از ضعف و ناتواني زن در جايي است كه دستگاه خلقت او را براي ان كارها نيافريده و خارج از وظيفه اوست. دستگاه آفرينش بيسار با دقت عمل كرده و تمام نيازهاي انسانها را برآورده اما به طوري كه به يكديگر وابسته بوده و محتاج به هم باشند تا زندگي اجتماعي را برقرار كنند. لذا هيچ مادري نيست كه بتواند نيازهاي فرزندش را هم از حيث مادري و هم از حيث پدري بطور كامل تأمين كند و هيچ پدري هم نيست كه بتواند چنين كند و اين تفاوت براي اينست كه زن و مرد وجود خود را با يكديگر تكميل كنند و در سايه يكديگر به آرامش و آسايش روحي برسند كه: «هوالذي خلقكم من نفس واحده و جعل منها زوجها ليسكن اليها» به گفته يكي از دانشمندان اينجا بحث تخصص در كار است نه تفاوت، زيرا «هر كسي را بهر كاري ساختند». و چه زيبا امام علي به فرزندش امام حسن درباره رفتار فرزند با زنان ميفرمايد: «ولا تملك المرأه من امرها ما جوز نفسها فان المرأه ريحانه و ليست بقهرمانه». «به زن بيش از آنچه تحمل آنرا ندارد كار مده و كاري را كه به او ربطي ندارد واگذار مكن و او را بر اموري كه انجام آن از حدود قدرت و توانايي او بيرون است مسلط ننما زيرا زن گلي است خوشبو، نه كارفرما و مقاومت كارهاي مردان را ندارد.» اين كمال لطف و محبت الهي و اوج عدالت اسلامي به زنان است كه در كلام مولاي متقيان موج ميزند به نحوي كه زنان را از كارهاي سخت خارج خانه كه تحمل زياد در برابر ناكاميها و شكستهاي ناشي از مشكلات و معضلات زندگي را ميطلبد، معاف ساخته و در عوض به او چونان گلي خوشبو كه داراي روحي لطيف و پرعاطفه ميباشد نگريسته شده و وظايفي مناسب با اين روحيات از او خواسته


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:41 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

استيفاي حقوق بانوان معظم ، توجه مسئولين و مقامات ميهن به جايگاه رفيع زنان و مقام و منزلت الهي آنان و توجه ويژه به مساله ي اشتغال اين جلوه هاي جمال خداوند ،از جمله مباحثي است كه در اين نوشتار به طور اجمال به آن پرداخته شده است ؛ بانوان نبايد به خاطر كار در خارج از منزل ، از ايفاي وظايف مادري و همسري غفلت بورزند. حضرت امام خيمني (ره) بنيان گذار جمهوري اسلامي ضمن تأكيد بر اين كه شغل مناسب ، براي زن هيج ممانعتي ندارد ، مي فرمايد: «در طول سلطنت پهلوي كوشش كردند كه مادران را از بچه ها جدا كنند و به آنها تلقين كردند كه بچه داري چيزي نيست ، شما به ادارات بيابيد ، كه اين مبدا بسياري از مفاسد است.» متوليان اين امر بايد در نظر داشته باشند كه در زمينه اشتغال بانوان نگرش جامعه اسلامي ما با نگرش جوامع غربي متفاوت است. در جوامع غربي همه زنان بايد همچون مردان اشتغال به كار داشته باشند ولي در ايران اسلامي بنابر فرهنگ سنتي و بافت خانوداگي و بنابر حكم شارع مقدس در امر نفقه و نهادن آن بر دوش مرد ، اشتغال زنان امري ضروري و حتمي نيست. زن به دليل مسئوليت خطير مادري و پرورش انسان ،بستر حركت جامعه به سوي كمال است و مرد مسئول تهيه و پرداخت نفقه ي خانواده به ويژه مسئول تأمين هزينه زندگي زن مي باشد. نكته ي شايان ذكر ديگر اين كه مقتضيات شغلي مثل مرخصي زايمان براي زنان باردار ، تهميدات كاري و معافيت مالي استفاده از مرخصي يك سوم ساعت كار روزانه و محروميت زنان از برخي از شغلها كه عملي روا و مطلوب به نظر مي آيد ، از ديدگاه غربيان ، تبعيض محسوب مي شود. ضمناًبايد خاطر نشان ساخت كه علي رغم تلاش هاي انجام گرفته در جاي جاي دنيا و نيز در كشور ما هنوز زنان از جايگاه خاص خود برخوردار نمي باشند. با اين حال مي بينيم كه نوعاًدر كليه كشورها نوعي تقسيم شغل براي مردان و زنان وجود دارد ولي تمركز زنان در شغل هاي كشاورزي و دامداري و دفتر داري و شغل هايي از اين قبيل به خاطر اين است كه از آموزش هاي آسان تري برخوردار است و در مواردي ريشه هاي تقسيم مشاغل مبتني بر آداب و رسوم اجتماعي مي باشد. نوعاًمشاغل مالي و پست هاي بالاي مديريت ، بيشتر در اختيار مردان قرار دارد و به جز چند مورد استثنايي در كشورها تبعيض شغلي به چشم مي خورد. در برخي از كشورها مانند اتريش زنان از شركت در جنگ و حضور در مشاغلي همچون آن مستثني هستند ولي در بسياري از كشورها ممنوعيت زنان در اين امر برداشته شده است. در گذشته در فرانسه مرد مي توانست مانع انتخاب شغل يك زن باشد اما در سال 1385 اين نيز لغو شد. در كشور ما بانوان پس از وقوع انقلاب اسلامي در مشاغل بهداشتي ، فرهنگي ، آموزشي ، پژوهشي ، خدماتي و بعضاً قضايي و حتي در نيروي انتظامي مشغول به كار شدند. با اين حال بايد تدابيري انديشيد كه زنان بتوانند توانمنديهاي خود را كاملاًبه منصه ي ظهور بگذراند. علاوه بر آن كه اسلام بر استقلال مادي زن و نيز حضور وي در جامعه نيز تأكيد مي ورزد.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:38 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تعداد کل صفحات : 3 1 2 3
درباره وبلاگ

یادمان8سال مقاومت وپایداری رامدیون شهدای گرانقدرجنگ تحمیلی هستیم دراین وبلاگ به خاطرات وسلحشوری های شهیدحسین پیرامی می پردازیم وخاطرات این شهیدعالی قدرودیگرشهیدان میهن اسلامیمان راپاس می داریم
آمار و بازدید ها
کل بازدید:247851
تعداد کل مطالب : 371
تعداد کل نظرات : 17
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 31 شهریور 1392 
تاریخ ایجاد بلاگ : جمعه 2 مهر 1389