
از شلیک اولین گلولههای دشمن و شهید و مجروح شدن تعدادی از مردم و رزمندگان، زنان مسلمان دلسوز این آب و خاک،دریافتند که باید به امداد درمان مجروحان و جانبازان جنگ بپردازند. آنها بدون هیچ چشمداشتی تنها به نیت کسب رضایت الهی و اطاعت از مقام ولایت، به جبههها رفتند،و چه بسا خود مجروح و جانباز شدند،و گاه به خیل شهدای انقلاب پیوستند.اگر زنان داوطلب به مدد و مساعدت جبهه و جنگ نمیآمدند،آمار شهدای جنگ فزونی مییافت، و اگر مجروحان به موقع مداوا نمیشدند، درمان بعدی آنها، هزینه سنگینی را بر بیتالمال تحمیل میکرد. خانوادهها و رزمندهها با مشاهده توجه به امداد و درمان مجروحان جنگی، اشتیاق بیشتری برای ادامه حضور داوطلبانه در جبهه احساس مینمودند. هم اینک نیز، بیان نمونهها و جلوههای زیبای ایثارگری زنان پرستار، بهیار و امدادگر، موجی از عشق و شوق برای خدمت به مردم پدید میآورد:
- مینا کمایی به همراه بیست نفر دیگر، در یک بیمارستان آبادان، امدادگری میکردند و شبها هم در خوابگاه بیمارستان میخوابیدند.





خبرش مربوط به سال 84 است؛ اما نکتههای خوبی دارد. نوشته: « در حال حاضر 4 هزار زن جانباز در کشور وجود دارد که 40 درصد آنها را جانبازانی با بیش از 25 درصد، 18 درصد بین 35 تا 50 درصد و 8 درصد را زنانی با بیش از 50 درصد جانبازی تشکیل میدهند..تحقیقات به عمل نشان میدهد که عامل مجروحیت زنان جانباز غالبا حمله دشمن به شهرهای کشورمان در طول جنگ تحمیلی و طی بمباران و موشک بارانهاست و در این میان تعدادی نیز در درگیری نظامی با دشمن در دفاع از شهرهای مرزی مجروح و جانباز شدهاند.