پروردگارا ! من در صبح همین روزم و تمامی ایامی که در آن زندگانی کنم با او تجدید می کنم عهد خود و عقد بیعت او را که برگردن من است که هرگز از این عهد و بیعت بر نگردم و تا ابد بر آن ثابت قدم باشم.
پروردگارا ! مرا از انصار و یاران آن بزرگوار قرار ده و از آنان که از او دفاع می کنند و از پی انجام مقاصدش می شتابند و اوامرش را امتثال و از وی حمایت کرده و بجانب اراده اش مشتاقانه سبقت می کنند و در حضور حضرتش به درجه ی رفیع شهادت می رسند مرا از آنان مقّرر فرما .
پروردگارا ! اگر میان من و او موت که بر تمام بندگانت قضای حتمی قرار داده ای جدایی افکند پس مرا از قبر بر انگیز در حالی کفنم را را ازار خود کرده و شمشیرم را از نیام برکشیده و لبیک گویان دعوتش را که بر تمام مردم شهر و دیار عالم لازم الاجابه است اجابت کنم.
خداوند روزگارى را براى گشودن گِره انسانیت - که تاکنون دوران هفت هزار ساله را پشت سر گذاشته - مقدر فرموده است. انبیا و اولیاى الهى نیز بشارت آن را داده اند و در انتظارش بوده اند. باید معتقد بود که مشکل انسانها گرهى نیست که قابل گشایش نباشد، ولى آن قدر پیچیده شده که جز به دست ید اللهى گشوده نخواهد شد، و این پیچیدگى به دست گروهى بوجود آمده که در مقابل ذات الهى قد عَلَم کردند و مردم را به مقابله با ولایت الهى و فرامین ربوبى کشاندند.
از زمان حضرت آدم علیه السلام، قابیل گِرهى در مقابل خط مستقیم ایجاد کرد و از آن روز هر کس - با اهداف سوء یا جاهلانه - گِرههایى بر آن افزود تا امروز که میراثى شامل تمام گِرههاى آدمیت بر جاى مانده است.
نمایندگان پروردگار در هر زمانى - با امکانات محدودى که داشتند - بسیارى از این گرهها را گشودند و اگر چنین نبود بشریت به دست نابودى سپرده مى شد و راه هدایت و خیر دنیا و آخرت بسته مى شد.
سالهاست بر گذرگاه تاریخ، ذوالجناح اسب سپید یال حضرت عباس (ع) منتظر است و ذوالفقار مولا علی (ع) تشنهکام انتقام از ظالمان تاریخ است، پس کی میآیید ای آقا و امام و سرورم؟
سالهاست نرگسان زمینی از سمت شرقی آمدنت باز میشوند تا اولین خوشآمد گوی مقدمت باشند ای گل نرگس آسمانی، هزاران هزار مهدی از بزرگ قبیله شیعه به دنیا آمدند تا در رکاب شما باشند و چه قدر هنوز دوریم از مرام شما که سنگینی اجابت دیدارتان سالهاست بر قلب محبان سینهچاک باقی است، کوتاهی از ما بوده که هنوز 313 فدایی مهدوی نداریم و میلیونها مدعی چشمبهراه هنوز بهقدر همراهی لحظهای نیز سعادت و لیاقت نیافتند.
سالهاست در غروب چشمانتظاران، ذوالجناح یال خونین در باد، انتظار نهیب شما در رکابش دارد، گویند با ذوالجناح میآیی، همان اسب سپید عاشورایی، همان شاهد اشکها و حماسههای کربلا و با ذوالفقار مولا علی (ع) در دست از مشرق خوبیها به مغرب سیاهی، افق را درمینوردی و زمین را از لوث کفار و ظالمان پاک میکنی و آن روز است که آرامش ابدی میهمان دلهای مؤمنان میشود، آن روز انتقام سالها جور و بیعدالتی بر پیروان عشیره آفتاب را خواهی گرفت و کوهها از بلندی عدالتت سر خم کرده ورودها از عظمتت فرو میایستند.
مولاي وقت آمدنت دير شد بيا
اين دل در انتظار فرج پير شد بيا
اين جمعه هم گذشت و ليكن نيامدي
آيات غربتم همه تفسير شد بيا
هر شب به ياد خال لبت گريه مي كنم
عكست ميان آينه تفسير شد بيا
در دفتر م به ياد تو نرگس كشيده ام
نرگس هم از فراغ تو دلگير شد بيا
دعای فرج
گفتم: دلم گرفته و ابرهای اندوهش سیل آسا می بارد. آیا نمی خواهی با آمدنت پایان خوشی بر دلتنگیم باشی.
گفتی بگو: «اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: اگر امید آمدنت نبود، اگر روز خوش ظهور در ذهنم تجلی گر نبود، هیچ گاه روزگار انتظار را برنمی تابیدم. آیا نمی خواهی به خاطر تنها دلخوشی دل غمدیده ام بیایی.
گفتی: بگو«اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: روز آمدنت نبودم، روز رفتنت هم نبودم، اما حالا با التماس از تو می خواهم که روز ظهورت باشم،
گفتی: بگو«اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: تو که گفتی با غم شیعیانت دلتنگ می شوی، اما من سوختم و از تو خبری نشد.
گفتی: بگو«اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: چه روزها و چه شبها این دعا را زمزمه کرده ام اما تو نیامدی.
گفتی: صدای تپش های قلبت را بشنو، اگر از جان برایت عزیزترم با هر صدای تپش قلبت باید زمزمه کنی«اللهم عجل لولیک الفرج»
و من به عقب بازگشتم و دیدم که چه سالها قلبم تپیده و برای آمدنت دعای فرج نخوانده ام، ای عزیزتر از جانم
در انتظار دیدن صبحی هستیم ، خجسته و نورانی که سیمای صاحب زمان و زمین و منجی انسان از افق انتظار سر برآورد و انیس دل های خسته و مرهم جان های سوخته گردد.
او که امام عدل و پیشوای قسط است ، در عصر غیبت با حضور غایبانه اش سراسر زمین را آکنده است و نام و یادش نیروبخش دل هاست.
کدام اشک شوق و سوز دل است که نشان از آن یادگار علی و فاطمه ندارد . کدام مجلس و محفل عارفانه بی یاد او سر میگیرد.
امروز جهان تشنه عدالت مهدی است ،خورشید جمال او هرچند در پس پرده غیببت است ، روشنای جان و جهان است.
عطر یادش مشام جان را معطر می کند و شوق انتظارش چراغ امید را در شبستان تاریک تاریخ بر می افروزد.
نوید آمدنش به امت های مظلوم و در بند جرئت فریاد و توان مبارزه و شجاعت پنجه افکندن در پنجه های طاغوتیان می بخشد.
او نه تنها مهدی شیعه و مهدی اسلام ، که مهدی بشریت است ، وقتی ندای «جاء الحق» از آفاق ظهور وحضور سر میدهد آن روز دیدنی است، آن روز آوای گرم جبهه ایمان شنیدنی است.
امروز دلباختگانش شوق دیدار دارند و دلسوختگانش داغ انتظار.
آن عزیز موعود وعده سر به مهر الهی است ، روشنی شبهای تار و صفابخش روزهای انتظار، نام شیرین ابا صالح(عج) حلاوت بخش کلام ها و حیات بخش قلبهاست.
امروز نگاهمان را به افق دوخته ایم تا مگر آن تک سوار از گرد راه برسد و خاک قدومش را طوطیای چشمهای خویش سازیم .
خدا را شکر ،خدا را شکر
به پیشوایی معتقدیم گه خط روشن ایمان را ترسیم می کند و جبهه گسترده عدالت را می گشاید و دادخواه انسان می گردد.
خدا را سپاس امت و رهبری داریم مهدوی ،مهدی شناس ، مهدی باور، مهدی دوست و مهدی طلب .
به آینده ای چشم دوخته ایم ، گرم ، سبز ، روشن و خرم . به پیشوایی دل سپرده ایم از نسل امامان حق و عدل و از تبار رسول حریت و آزادگی و داد.
به موعودی دل خوشیم که نامش یاس و دل مردگی را به می میراند و به زانو هایمان توان ایستادن می بخشد.
امروز انسان ها چشم به راه روز نجات اند تا وعده انبیاء تحقق یابد، تا حکومت واحد جهانی بر پایه عدل و قسط بر پا شود.
بی شک روزی این انتظار به سر خواهد آمد، آنکه موعود آدم و قائم آل محمد است به نجات جهانیان خواهد آمد.
روزی خواهد آمد که ندای« این بقیه الله » را پاسخی چون « جاء الحق» خواهد رسید.
سلام برآن یوسف غایب از نظر که صد قافله دل همراه اوست
سلام بر مهدی فاطمه ، بهار دل ها و امید انسان ها
ای منتظران گنج نهان می آید آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور گفتند که صاحب الزمان می آید
بسم الله الرحمن الرحیم
تقدیم به سبزقبایی آشنا؛ اویی که هستی توفیق وجودش را مدیون اوست و هلهله ملکوت مستدام از سعادت تبرک به چنین ترنمـی؛ تصنیف روزگار قرابتش را نویـد می دهد و این، تسلای نگاه منتظران است.
تقدیم به آستان قدسی نگار قبله عالم حضرت مهدی (عج) به امید نوازش نگاهش بر سر دل وجود و بلندای خیمه مهرش بر آفتاب ظلمت زده، غبار از دل می زداییم و به نوایمان صفایی چنین می دهیم:
بغض بهار را مقدم بارانیت شفاست
ای گل ظهورکن تونباشی بهارنیست
اللـهم عجل لولیک الــــــــــــــفرج