خواستن توانستن است موضوع:ازدواج
ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند.
موضوعات
کدهای کاربر
تماس با ما

 ..

كدهای جاوا وبلاگ




كدهای جاوا وبلاگ






به خاطر خودم زندگى مى كنم

ابتدا پاى عشق  به میان مى آید سپس مسئله ازدواج مطرح مى شود و مسلماً بعد از مدتى بچه ها یكى پس از دیگرى مى آیند. اما چه اتفاقى مى افتد اگر زندگى شما با زندگی سایر مردم مطابقت نداشته باشد؟

همیشه خدا آدم وقت شناسى بوده ام. كارهایم را روى جدول منظم و از پیش تعیین شده اى انجام مى دادم. توانستم در عرض 3سال تحصیلات دبیرستانى ام را به پایان برسانم، در چهار سال تحصیلات دانشگاهى را تمام كردم، یك ماه بعد از پایان دانشگاه توانستم شغل مناسبى پیدا كنم. 3 سال بعد عاشق شدم و در 25 سالگى ازدواج كردم.

اما با یك چنین سیر یكنواخت و منطقى، براى تمام افرادى كه من را مى شناختند جاى تعجب بود كه چطور بعد از گذشت هفت سال، من هنوز به مرحله بعدى زندگى كه مرحله مادر شدن بود، وارد نشده ام.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390 12:49 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]


رهایی از پیله تجرد

ازدواج

از سه سال پیش تا به حال چنین مراسم عقدی شرکت نکرده بودم. به خاطر دارم که مراسم در خانه پدر دختر خانم بود. همه چیز ساده اما بسیار مرتب، با سلیقه و آبرومند بود.اول مهمانها با یک شربت خنک آلبالو پذیرایی می شدند و بعد میوه ها شامل پرتقال و سیب و خیار برای هر نفر تدارک دیده شده بود. شیرینی های تازه و خوشمزه هم چند بار به همه تعارف شد. از ظاهر مجلس کاملا مشخص بود که فقط بزرگترهای اقوام دعوت شده اند چند نفر هم مثل من دوست عروس خانم بودیم. خانمها حدود35-30 نفربودند و از صدای آقایان هم مشخص بود در همین حدود هستند. آخر شب هم با یک جور شام از همه مهمانها پذیرایی شد و دیگر ساعت 11 شب همه رهسپار خانه ها شدند. وقتی بزرگترهای مجلس صحبت از زمان عروسی کردند،مادر عروس خانم گفت:  قصد داریم به این دو نفر به اندازه کافی فرصت بدهیم تا برای شروع رسمی زندگی مشترک آماده شوند. آقای داماد  دو سال از درسشان باقی مانده و سربازی هم نرفته اند، دختر من هم تازه در دانشگاه قبول شده پس وقت زیادی دارند.

 

سه سال از این مجلس ساده گذشت و الحق در طی این سه سال و یا حتی قبل از آن دیگر به چنین مجلس ساده و بی آلایشی نرفته بودم. امسال هم برای مجلس عروسی این دو نفر شرکت کردم. مجلس عروسی هم بسیار ساده و البته با سلیقه و آبرومند بود و همه چیز بسیار مختصر اما در حد مکفی تهیه شده بود و مجددا مانند مراسم عقد، مهمانها برگزیده و از بزرگترهای فامیل بودند. قبل از عروسی از خود عروس خانم که دوستم بود پرسیدم : وضعیت کار و خانه و .. چه شد؟ عروس هم در جواب گفت همسرم که همیشه به یک کار نیمه وقت مشغول بود . در دوران عقد هم تا جاییکه توانستیم از هزینه ها و خرجهای اضافه زدیم و تقریبا بیشتر حقوق همسرم را پس انداز کردیم.کل پولی را که پدر من و پدر داماد برای جهیزیه من و مراسم عروسی در نظرداشتند، به علاوه پس انداز همسرم و هدایای عقد را روی هم گذاشتیم. ابتدا حداقل وسایل جهیزیه را تهیه کردیم و این مراسم مختصر را هم گرفتیم بقیه پول را هم برای رهن خانه کنار گذاشتیم و ...

وقتی پسران امکان ازدواج نداشته باشند مسلما میزان خواستگاری از دختران نیز به میزان قابل ملاحظه ای  کاهش خواهد یافت. البته توجه داشته باشید که منظور ما این نیست که جوانان را به سمت ازدواجهایی ناپخته، نسنجیده و بدون آمادگی سوق دهیم. ازدواج در سنین پایین و با حداقل امکانات نیازمند فرهنگ سازی عمیق در میان خانواده ها و آموزشهای منظم برای جوانان است



ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 10:18 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


دکتر می شی یا شوهر می کنی؟

دختر تنها

میانگین سن ازدواج در کشور رو به افزایش است. این پدیده در میان دختران تحصیل کرده، بیش از دیگران به چشم می خورد.

بسیاری کارشناسان علت اصلی را در رشد تحصیلات دختران می جویند. تغییر سبک زندگی یا بازنگری در نقش های سنتی نیز از دیگر دلایل تاخیر در ازدواج جوانان ایرانی معرفی می شوند.

آمارهای رسمی، سن متوسط ازدواج برای پسران را 25تا 35و برای دختران 24تا 30سال اعلام می کنند. این میانگین، نشان دهنده 5سال افزایش در 10سال گذشته است.

سازمان ملی جوانان از وجود 15میلیون جوان مجرد در سنین ازدواج خبر داده و خواستار رفع موانعی شده است که در راه تشکیل خانواده آنان وجود دارد. این سازمان، موج فراگیر تقاضا برای آموزش عالی را یکی از جدی ترین موانع ازدواج جوانان ایرانی می نامد. نهادهای رسمی دیگر نیز نسبت 40 به 60ورود پسران به دانشگاه را نگران کننده و عامل عمده عدم توازن در عرضه و تقاضای مربوط به ازدواج می دانند.

 

ازدواج، اولویت پنجم زندگی

پدیده تاخیر در ازدواج یکی از پیامدهای دهه های نخست ورود زنان به عرصه کار و اجتماع است. این پدیده منحصر به ایران نیست و در دوره گذار از سنت به مدرنیته در همه جوامع مشاهده می شود.

پژوهشی در این زمینه از سوی مرکز مشارکت زنان در ایران نشان می دهد که ازدواج در طبقه بندی آرزوها و برنامه های جوانان، در اولویت پنجم قرار دارد. نمودارهای رسمی نشان می دهند که گزینه های نخستین پسران و دختران به ترتیب اشتغال و تحصیل هستند. گزینه هایی که برای برخی جوانان، به آرزوهایی دور از دسترس تبدیل شده اند. اما آیا در میان مجموعه ای دلایل فرهنگی و اجتماعی، عامل نهایی تاخیر در ازدواج جوانان، بالا رفتن آمار دختران دانشگاه رفته است؟

دختران دانشگاه رفته، جویای استقلال، درآمد و شغلی درخورهستند، اما طبق آمار، بیشتر آنها مغلوب محیط کاری مردانه شده و به مشاغلی تن می دهند که تناسبی با رویاهای آغازین شان ندارد.

کشاکش سنت و تجدد


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 3:18 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]


...امشب عروسی داریم

جشن عروسی

در جهان پر هیاهوی امروز بسیاری از جوانان اسیر رسم‌ها و تجملات نامتعارف شده‌اند و حاضرند برای آبروداری و حفظ آن‌چه كلاس خود در این دنیای پرزرق و برق می‌نامند از صرف هیچ هزینه‌ای دریغ نكنند و حتی بدهی سال‌های سال را با یك فخر فروشی معامله كنند.

ازدواج سنت پسندیده اسلام ، نخستین سنگ‌بنای تشكیل خانواده و جامعه است؛ اسلام به عنوان یك مكتب آسمانی تأكید بسیاری بر ازدواج آسان دارد و پیامبر (ص) بارها جوانان را بر انجام آسان و به‌ وقت ازدواج سفارش كرده است.

 

رسم و رسومات زندگی در گذشته و برپایی مراسم عروسی به دور از تجملات و به طرزی ساده در فضایی آكنده از صمیمیت در خانه، چراغانی حیاط و چیدن صندلی‌‌ها دور حوض، تلاش تمام اعضای خانواده و مشاركت همسایه‌ها در برپایی صمیمانه‌تر جشن عروسی، آن را به خاطره‌ای به یادماندنی تبدیل می‌كرد.

 

اما امروزه تمام این ساده‌زیستی‌ها در سایه زندگی پر از تجملات كنونی رنگ باخته است و این تغییرات تمام آیین‌ها و سنت‌های آغاز یك زندگی مشترك را در برگرفته است تا حدی كه معیار یك مراسم ساده شب عروسی به مجلل‌ترین جشن با هزینه‌های میلیاردی تبدیل شده است.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 3:16 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]


ازدواج به شرط چاقو

ازدواج به شرط چاقو


 

اگر فکر می کنید که دوره ازدواج های تحمیلی گذشته و دیگر کسی به اجبار سر سفره عقد نمی نشیند، سخت در اشتباهید. این ازدواج ها شاید در ظاهر کم شده باشند اما در اصل شکل این اجبارها تغییر کرده اما اصل اجبار همچنان پابرجاست!

 


 

ازدواج تحمیلی

تحمیل دیگران

حق انتخاب در ازدواج با شما است و پدر و مادرتان در عین حال که جایگاه ارزشمندی دارند و باید به شما مشورت بدهند و مهم تر از آن رضایتشان شرط است، باید به شما آزادی انتخاب بدهند و از تصمیم گیری به جای شما پرهیز کنند. در غیر این صورت، ازدواج شما یک ازدواج تحمیلی خواهد بود که اگر به خوشبختی شما منجر شود واقعا شانس آورده اید. در حقیقت ازدواج های تحمیلی ناموفق اگر به طلاق ختم نشوند، در اکثر موارد سردی در روابط و طلاق عاطفی را در پی دارند.

پس مراقب باشید که تحت فشارهای عاطفی والدین (اشک و آه ها، نگاه های ملتمسانه، آرزوها و امیدها)، تهدید به نفرین و... زیر بار این ازدواج ها نروید و در تمام شرایط عاقلانه تصمیم بگیرید. یادتان باشد که رنجی که بعدا والدین از شکست شما می برند، به طور قطع، بیشتر از رنجی است که امروز با مخالفت شما ایجاد می شود!

 

ازدواج تحمیلی

عوامل خودتحمیلی

خیلی وقت ها این خود شما هستید که ازدواج را به خودتان تحمیل می کنید. چطور؟ با تلاش برای به سرانجام رساندن یک مورد ازدواجی که علاقه چندانی به آن ندارید اما صرفا به خاطر ترس از بالا رفتن سن، خسته شدن از شرایط فعلی، ترحم به طرف مقابل، لجبازی، یافتن حامی، حل مشکلات اقتصادی، ترحم به والدین و کمک به آنها، نگرانی از ازدواج خواهر و برادران کوچکتر و ... . به این ترتیب شما عملا خود را وارد یک زندگی مشترک بی سرانجام می کنید و از چاله به چاه می افتید.

به این ها ترس از تهدید طرف مقابل، رو کم کنی، تلاش برای رسیدن به اموال طرف مقابل، بالا کشیدن جایگاه اجتماعی خود از طریق موقعیت اجتماعی همسر و ... را هم اضافه کنید تا ببینید که چقدر دامنه این ازدواج های تحمیلی می تواند گسترده باشد.

بنابراین هر جا دیدید یکی از این عوامل روی منطق شما و علاقه تان به طرف مقابل سایه انداخته یا به خودی خود تبدیل به انگیزه اصلی شما از ازدواج شده، بدانید که بیراهه رفته اید و دارید زندگی تان را تباه می کنید.

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 8 اردیبهشت 1390 5:56 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


می‌گویند شتری است كه در خانه همه می‌خوابد. می‌گویند دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. بله، بحث ازدواج است!

درباره دیر و زود شدنش، زیاد صحبت شده؛ اینكه سن ازدواج بالا رفته، اغلب جوان‌ها تمایلی به خداحافظی زودهنگام با عالم مجردی ندارند یا اگر هم می‌خواهند ازدواج كنند، موانع بسیاری پیش‌پایشان است. مثل بالا بودن توقعات، سنگینی هزینه‌ها و ... همه و همه را بارها شنیده‌ایم و گاهی بازی خورده‌ایم و در دور تسلسل بحث‌های مربوطه، شركت كرده‌ایم. بحث‌هایی كه ته ندارند و آخرش برای جمع كردن ماجرا، بیانیه‌هایی مثل این صادر می‌شود: «ازدواج سنت پسندیده‌ای است، پس برای تسهیل در آن باید خانم‌های جوان سطح توقعاتشان را پایین بیاورند و آقایان در تصمیم خود ثابت‌قدم‌تر باشند. زوج‌های جوان از برگزاری مراسم پرهزینه بپرهیزند و خانواده‌ها در تشكیل زندگی آنها را یاری كنند و ...»

ولی در مورد سوخت و سوز قضیه می‌شود بحث‌های تازه و جالب‌تری راه انداخت كه هنوز مثل موارد بالا، كسل‌كننده نشده‌اند؛ خب بعضی‌ها زیادی مشكل‌پسندند، یا نمی‌توانند شخص دلخواهشان را پیدا كنند،  خواستگار خوبی برایشان پیدا نمی‌شود، دختر خوبی سر راه زندگی‌شان قرار نمی‌گیرد، یا می‌گویند اصلا از ازدواج كردن و زندگی زناشویی خوششان نمی‌آید.و برای همیشه مجبورند مجرد بمانند.

خواستگار

 

عصر جولان تکنولوژی؟

 

 

بله، دیگر آن روزها گذشت. در سال 2006 و در قرنی كه به عصر ارتباطات ملقب شده، اگر بخواهی هم نمی‌توانی تنها بمانی! در جامعه معلق میان سنت و مدرنیته ما، مذهب نقش پررنگی دارد؛ مذهبی كه در آن ازدواج به عنوان یك ركن اصلی زندگی مطرح شده و با دلایل بسیار شخص مجرد را یك «انسان كامل» نمی‌داند.

درست به همین دلیل است كه می‌بینیم خوشبختانه هنوز در مقایسه با اغلب كشورهای هم‌طراز، آمار بهتری در زمینه ثبت ازدواج داریم . در اغلب جوامع، جوان‌ها به ازدواج و پایبندی به زندگی مشترك تشویق می‌شوند اما با كم‌رنگ شدن نقش دین و عرف در این كشورها، كمتر نتیجه‌ای حاصل می‌شود.

در ایران ما هم به دلایلی كه مطرح شد، ازدواج همچنان بحث روز است؛و  موسسات نوظهوری در این امر دخیل شده‌اند كه به شیوه‌های مدرن، پیوندهایی مدرن را رقم می‌زنند: بنگاه‌های همسریابی!

ما مجوز داریم!

«ازدواج آگاهانه حق شماست»؛ شعار قشنگ و جالبی است، اما آیا واقعا یك تشكیلات اداری می‌تواند برای آدم همسر دلخواه و مناسبی پیدا كند؟


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 3 اردیبهشت 1390 1:22 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


بالاترین و پایین ترین

بررسی های استانی ازدواج نیز گویای نکات جالبی است. این بررسی ها نشان می دهد که مردان استان های یزد، خراسان جنوبی و گلستان و زنان یزدی، اصفهانی و ایلامی بیشترین تمایل را به آغاز زندگی مشترک داشته اند.

تهران، کردستان، کرمانشاه، مرکزی و بوشهر به ترتیب پرطلاق ترین استان های کشور هستند و آمارهای رسمی حاکی از کمترین میزان طلاق ثبت شده در ایلام، یزد، چهارمحال و بختیاری، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی است. همچنین در نقاط روستاییِ استان های یزد و قم این میزان صفر (بدون طلاق) بوده است  

براساس تحقیقات و آمارهای موجود در پژوهش "بررسی تحولات ازدواج و طلاق جوانان کشور" معاونت مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان بررسی وضعیت ازدواج در کشور در شش ماهه نخست سال 1386 حاکی از افزایش ازدواج و طلاق نسبت به مدت مشابه سال قبل است به طوری که می توان گفت ازدواج و طلاق در 6 ماهه نخست سال 86 به ترتیب از رشد 61/11 درصدی و 9/11 درصدی برخوردار بوده است.

این آمارها از سوی دیگر بیانگر آن است که رشد طلاق و ازدواج در مناطق روستایی بیشتر از مناطق شهری بوده است.

برخلاف آمارهای ارایه شده قبلی از سوی مرکز پژوهش های مجلس مبنی بر افزایش سن ازدواج که بلافاصله با تکذیب مسوولان سازمان ملی جوانان روبرو گردید، آمارها نشان می دهد بیشترین میزان ازدواج در بین مردان گروه سنی 20 تا 24 سال بوده است. همچنین بررسی های آماری حکایت از آن دارد که ادعای رسیدن سن ازدواج دختران به 24 و 25 سال صحیح نبوده و بیشترین میزان ازدواج دختران در 6 ماهه اول سال جاری گروه سنی 15 تا 19 سال را شامل گردیده است.

این آمار که گفته می شد سن ازدواج مردان در حال رسیدن به مرز 35 سال است نیز طبق بررسی های علمی صورت گرفته دقیق نبوده و سهم جوانان 15 تا 29 سال دختر و پسر از ازدواج های صورت گرفته در مدت ذکر شده 5/85 درصد بوده است.

مطابق آمار اعلام شده اداره ثبت احوال مجموع کل ازدواج های 30 سال به بالای زنان در سطح کشور تنها 6/6 درصد بوده که بیشترین آنها متعلق به زنجان و کمترین آن استان یزد را شامل می شده است.

این آمار (ازدواج 30 سال به بالا) در گروه مردان کل کشور 6/13 درصد بوده است که استانهای تهران بیشترین و یزد کمترین سهم را داشته اند.

استانهای کم ازدواج و پر ازدواج:



ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 فروردین 1390 11:05 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


ازدواج را چنین تعریف کرده اند: ...

ازدواج در ضرب‌المثل‌های جهان

ازدواج را چنین تعریف کرده اند: ...

ازدواج را چنین تعریف کرده اند: ...

 

 

 

 

 

 

 

 

1- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

2- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) 

3- ازدواج مثل اجرای یك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یك اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممكن خواهد بود. ( بورنز )

4- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )

5- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )

6- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)

7- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم . ( خانم پرل باك )

8- با زنی ازدواج كنید كه اگر " مرد " بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

9- با همسر خود مثل یك كتاب رفتار كنید و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)

10- برای یك زندگی سعادتمندانه ، مرد باید " كر " باشد و  زن " لال " . ( سروانتس )

11- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كریستین )

12- تا یك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یكدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )

13- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانكلین )

14- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

15- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

16- ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )

17- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

18- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سیریوس)

ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند.
ازدواج را چنین تعریف کرده اند: ...



ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 29 فروردین 1390 11:10 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


مشکلات نرم افزاري ازدواج

تاخير در ازدواج مُد يا امتياز اجتماعي؟

همسر

 سازمان ملي جوانان در تازه‌ترين آمار خود كه اخيرا منتشر شده ازدواج را چهارمين اولويت جوانان اعلام كرده است. بر اساس نتايج بررسي‌هاي معاونت مطالعات و تحقيقات اين سازمان موضوع ازدواج با 9 درصد اهميت، در رده چهارم مهم‌ترين نگراني‌هاي جوانان ايراني قرار دارد.

 اين در حالي است كه اشتغال مناسب با 28، مسائل مالي و اقتصادي با 22 و مسائل تحصيلي و كنكور با 17 درصد اهميت درصدر فهرست دغدغه‌مندي‌هاي جوانان جاي دارند. ضمن اين‌كه تنها 7 درصد جوانان ازدواج را به عنوان بزرگ‌ترين هدف خود برشمرد‌ه‌اند. معمولا در تحليل‌هاي آماري كه از تاخير ازدواج يا افزايش تجرد در كشور ارائه مي‌شود با فرض قرار دادن ازدواج به عنوان يك دغدغه اصلي و اولويت نخست جوانان، عواملي مثل بيكاري و اشتغال، مسائل مالي، مسكن، طولاني شدن زمان تحصيل يا افزايش تجملات و بالا بودن هزينه ازدواج را به عنوان دلايل قطعي اين تاخير معرفي مي‌كنند و همواره در انواع گزارش‌هاي خبري چه در صداوسيما و چه در مطبوعات بر آنها تاكيد مي‌شود. بديهي است بخشي از مشكلات ازدواج در جامعه كنوني ما ريشه در همين نواقص و كمبودها دارد؛ اما محدود كردن عوامل اين پديده اجتماعي به برخي دلايل معين و كليشه‌اي از منظر جامعه‌شناسي اشتباه است.

تاخير ازدواج در ميان جوانان ايراني صرفا يك معضل اقتصادي اجتماعي نيست و بخشي از علل آن را بايد در تحولات فرهنگي و تغيير در سبك زندگي جستجو كرد.

به عبارت ديگر تاخير در ازدواج تنها مشكلات سخت‌افزاري ندارد و دلايل نرم‌افزاري نيز در آن دخيل است. چه بسيار جواناني كه از كمبودها و محدوديت‌هاي فوق‌الذكر برخوردار نيستند، اما تن به ازدواج نمي‌دهند.

 

تحول در ارتباطات انساني


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 29 فروردین 1390 10:50 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

ازدواج ترس ندارد!

ازدواج

 

 


 

 

در شرایطی که خیلی از جوانان نبود امکانات را بهانه ازدواج نکردنشان می دانند، عده دیگری هم هستند که شرایط شان برای ازدواج مناسب است اما با این حال یا از خواستگاری رفتن طفره می روند یا در خانه را به روی هر خواستگاری می بندند. اگر شما هم جز این دسته از افراد هستید بهتر است یادداشت زیر را بخوانید تا بهتر با ترس های درونی تان از ازدواج رو به رو شوید!

 

 


 

 

 

- علت ترستان را مشخص کنید

ترس

بیشتر افراد از خود ازدواج نمی‌ترسند، بلكه از حواشی و احتمال وجود شكست در آن وحشت دارند. احساس می‌كنید كه چه تغییری ممكن است ایجاد شود؟ بدترین تصویر ذهنی كه شما را در مقابل ازدواج كردن خلع سلاح می‌كند، در ذهن خود مجسم كنید.

گاهی اوقات صحبت ها و گفتگوهای غیر منطقی و نادرستی که اطرافیان در مورد ازدواج به میان می آورند، باعث بروز این ترس می شود. گاهی اوقات مشاهده شکست اطرافیان و یا اختلافات دایمی والدین و گاهی اوقات وجود باورهای منفی در خود افراد باعث بروز این ترس می گردد.

البته امکان دارد در ابتدا علت واقعی مشکل تان را پیدا نکنید و لازم باشد که مروری بر گذشته خود، شرایط زندگی تان و... داشته باشید تا علت این مشکل را پیدا کنید.

 

- تصمیم بگیرید فرد مناسبی را برای ازدواج انتخاب کنید

گاهی اوقات ترس از ازدواج به خاطر تردیدی است که شما از طرف مقابل تان دارید. برای مثال شاید او را درست نمی شناسید و یا در مورد برخی از ویژگی های وی دچار تردید هستید و نمی دانید واقعا میان گفتار و رفتار وی هماهنگی وجود دارد یا خیر؟ در چنین شرایطی اول باید با خودتان صادق باشید یعنی بررسی کنید و ببینید که واقعا چه معیارهایی را برای ازدواج دارید؟ این فرد تا چه حد با معیارهای شما هماهنگی دارد؟ آیا برای شناخت او تلاش لازم را کرده اید؟ از بزرگترها و افراد صاحب نظر کمک و مشورت گرفته اید؟ و ... به کار بردن عقل سلیم، صداقت با خود، مشورت با اهل فن و... جز مهمترین اصولی است که در موفقیت ازدواج افراد نقش دارد. در میان گذاشتن  نگرانی با خواستگار می تواند به شما کمک کند تا احیانا این مساله را به اتفاق اورفع کنید.

 

 با خودتان صادق باشید و بررسی کنید که واقعا چه معیارهایی را برای ازدواج دارید؟ این فرد تا چه حد با معیارهای شما هماهنگی دارد؟ آیا برای شناخت او تلاش لازم را کرده اید؟ از بزرگترها و افراد صاحب نظر کمک و مشورت گرفته اید؟

- در مورد نگرانی هایتان با طرف مقابل صحبت کنید


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 25 فروردین 1390 5:04 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

نویسنده: دیوید ماسی نشریهسایت: WWW.Thecqresearcher.com طبق گزارشات دفتر آمارگیری آمریکا، در پنجاه سال گذشته، درصد خانوارهای آمریکاییِ ازدواج کرده، نزول داشته است. هم چنین درصد ازدواج های منجر به طلاق از حدود 25 درصد به 45 درصد افزایش یافته است. زوج های ازدواج کرده و بچه دار، تنها 25 درصد همه خانواده های آمریکایی را تشکیل می دهند و انتظار می رود تعداد آن ها تا سال 2010 میلادی به بیست درصد کاهش یابد. پیش بینی می شود اکنون بزرگ سالان مجرد، سی درصد خانواده های آمریکایی باشند. با وجود این، بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که بر خلاف روندهای کنونی، ازدواج هرگز به طور واقعی منسوخ نخواهد شد. (دیوید بلانکن هورن) نماینده یک گروه مدافع ازدواج می گوید: «تحقیقات نشان می دهد مردان و زنان ازدواج کرده، تندرست تر، ثروتمندتر و خوش بخت تر از همتایان مجرد یا طلاق گرفته شان هستند. همچنین در صورت زندگی بچه ها با والدین ازدواج کرده، آنها احتمالاً رفتار بهتری در مدرسه داشته و کمتر دچار مشکل انضباطی می شوند. مدافعان ازدواج، به شواهدی مبنی بر برگشت پذیری این نهاد از جمله عدم تغییر نرخ طلاق وحتی کاهش آن در سال های اخیر اشاره می کنند. آمریکایی ها در مقایسه با اروپای شمالی، هنوز در ازدواج، متعصب، هستند؛ به عنوان مثال نرخ تولد کودکان نامشروع در دانمارک، شصت درصد در مقایسه با 34 درصد ایالات متحده است. اما بسیاری از کارشناسان نگران آن هستند که آمریکا فرجامی همانند اروپا داشته باشد و زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی و والدین مجرد، نهاد غالب اجتماعی به جای ازدواج سنتی گردد. آنها یادآور می شوند که طی سال های 1996 تا 2002، تعداد زوج هایی که بدون ازدواج، باهم زندگی می کردند، از 8/2 میلیون به 3/4 میلیون رسیده است؛ روندی که انتظار می رود در سال های بعد ادامه پیدا کند. حامیان ازدواج بر این باورند که امکان و ضرورت توقف نرخ فزاینده زندگی مشترکِ بدون ازدواج رسمی، با برنامه های آموزشی و اقدامات دیگر وجود دارد. هم چنان که کارشناسان در خصوص سرنوشت یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی تاریخ بشر بحث می کنند، سؤالاتی در این باره مطرح می گردد:

آیا ازدواج سنتی دارای آینده ای تاریک است؟

به گزارش دفتر آمارگیری، نیمی از همه ازدواج ها در آمریکا به طلاق منجر می شوند. ضمن اینکه نرخ ازدواج از 9/9 درصد به ازای هر هزار نفر در سال 1987 به 4/8 درصد به ازای همین تعداد نفر در سال 2001 کاهش یافته است. امروز، فقط پنجاه درصد خانوارهای آمریکایی در مقایسه با 75 درصد گروه مشابه در چهل سال پیش، ازدواج کرده اند. در سال 1977 تنها یک میلیون آمریکایی در برابر پنج میلیون نفر فعلی، بدون ازدواج رسمی زندگی مشترک داشتند. همچنین درصد بچه ها با خانواده های تک والد، بالغ بر سه برابر چهل سال قبل می شود( از 4/9 درصد در سال 1960 به 5/28 درصد در سال 2002). به نظر برخی از محققان، گرچه ازدواج سنتی به طور کامل از بین نخواهد رفت، اما دیگر در برنامه ریزی های اجتماعی فراگیر نخواهد بود. (لورا کیپ نیس) استاد مطالعات رسانه ای دانشگاه نورث وسترن چنین می گوید: «بخشی از این عدم مطلوبیت، ناشی از فرهنگ مصرفی است که بر انتخاب، خوش بختی و بالا بردن انتظارات غیر واقعی تأکید دارد. نیازهای جسمی و عاطفی ما بسیار گسترش یافته اند و همین موضوع، پیدا کردن فردی را برای ازدواج مشکل می سازد.» اما حامیان ازدواج معتقدند: این نهاد تا حدّی به دلیل تغییرات مورد اشاره بدبینان، رواج دو باره خواهد یافت. (ویلیام دااِرتی) سرپرست برنامه ازدواج و خانواده درمانی در دانشگاه مینه سوتا، می گوید: «همه این پویایی و آزادی به معنای آن است که ما در توده اجتماعی به شکل روز افزونی غیر شخصی زندگی می کنیم. دلیل بقای ازدواج، ضرورت آن است؛ ضرورت نیاز ما به وجود کسی که پیوسته و بدون پرسش در کنارمان باشد.» دیگران استدلال می کنند که بقا و رونق ازدواج به دلیل آن است که هنوز بهترین شیوه سازماندهی جامعه در سطح فردی به شمار می رود. (تام مینری) نایب رئیس خط مشی ملی در گروه «گروه تمرکز در خانواده» می گوید: «مردم، آغاز به درکِ میزان نیازشان به ازدواج کرده اند، و این موضوعی نیست که فقط دیدگاه مذهبی ها باشد؛ بلکه اجتماعات علمی نیز آن را پذیرفته اند.» وی معتقد است: علائمی از معکوس شدن روند ازدواج دیده می شود و به عنوان نمونه به کاهش نرخ سالانه طلاق از پنج در هزار در سال 1982 به چهار در هزار سال 2002 اشاره می کند. علاوه بر آن، به نظر او، نرخ رشد مادران شاغل متوقف شده است؛ با توجه به آنکه از سال 1997 نرخ مادران شاغل (72 درصد) ـ پس از افزایش شگفت انگیز آن در بیست سال گذشته ـ تغییر نکرده است. خوش بینان بر این باورند که جوانانِ امروز، بیش از مردم بیست یا سی سال گذشته، ازدواج را جدی می گیرند. همان طور که (دااِرتی) می گوید: «من واقعاً فکر می کنم نهاد ازدواج در آینده استوارتر می گردد. مردم درباره ازدواج، معقول تر و جدی تر خواهند شد و اقدامات بیشتری مانند شرکت در کلاس های آموزشی ترتیب خواهند داد.» او علت این روند را تا اندازه ای خاطرات دردناک نسل گذشته می داند و می گوید: «بچه های طلاق مشتاقند اشتباهاتی مشابه والدینشان مرتکب نشوند. حتی بچه هایی که والدینشان باهم زندگی کرده اند، این موضوع را درک می کنند، زیرا قادر به فهم بحران طلاق در خانواده های دیگر هستند.» (مینری) با دیدگاه او موافق است: «وقتی به جوانان نگاه می کنید، آنها را محافظه کارتر و مذهبی تر از والدینشان می بینید؛ درست مثل آن که فرزندان نسل پیشین، در مقابل سبک زندگی و انتخاب های پدر و مادرشان طغیان کنند.» و سر انجام، خوش بینان معتقدند: این نهاد به علت برآورده ساختن نیازهای اساسی انسان تداوم خواهد یافت. بنا به گفته (دااِرتی): «هنوز اشتیاق زیادی برای روابط پایدار، صمیمانه و عاشقانه وجود دارد و هنوز ازدواج، بهترین شیوه ایجاد این رابطه محسوب می شود.»

تأثیر ازدواج


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 8:13 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

«هوس» یکی از مهمترین، و در عین حال خطرناک ترین پایه های ازدواج است.تکیه گاه هوس ارزش های زودگذر و ناپایدار و احیاناً کودکانه یا احمقانه است 

 

«هوس» یکی از مهمترین، و در عین حال خطرناک ترین پایه های ازدواج است.تکیه گاه هوس ارزش های زودگذر و ناپایدار و احیاناً کودکانه یا احمقانه است.

«هوس» یکی از مهمترین، و در عین حال خطرناک ترین پایه های ازدواج است.

«هوس» را نباید با لذت های مشروع جنسی که انگیزه فطری ازدواج است اشتباه کرد شک نیست که اکثریت قریب باتفاق جوانان در ازدواج «لذت جنسی» می جویند و به حکم فطرت و آفرینش که چنان غریزه نیرومندی در آنها آفریده، چنان حقی را هم دارند.

اما هوس چیزی بالاتر از این است.

«هوس» یک سلسله خیالات خام و محاسبات غلط و غیر عاقلانه است که با نوسانات بی رویه و کامجویی های شیطنت آمیز و حیوانی آمیخته است.

تکیه گاه هوس ارزش های زودگذر و ناپایدار و احیاناً کودکانه یا احمقانه است.

ازدواج هایی که بر اساس هوس چیده می شود غالباً به جدایی می انجامد، زیرا ضامن بقای آن گاهی چیزهایی است به ناپایداری یک حباب روی آب، یا یک برق آسمان!

ازدواج های هوسی نشانه های فراوانی دارد:

مجلات هوسی پر است از این ازدواج های هوسی.

الگوی این ازدواج ها گاهی فیلم های سینما، و گاهی ازدواج ها و طلاق های خواننده ها و هنرپیشه ها می باشد.

غافل از این که این «کاسب کارها»! برای سر و سامان دادن به کسب و کار خود، و آجر نشدن نانشان، باید هر چند روز، کار تازه ای انجام دهند که اسم آنها در زبان ها بیفتد، و به همین جهت مجبورند یک روز ازدواج و روز دیگر طلاق بگیرند، تا عکس و تفصیلات این جدایی، و آن اتّصال زینت بخش صفحات جراید بازاری گردد و موج تازه و رونق جدیدی به کسب و کارشان بیفتد

ازدواج هایی که بر اساس هوس چیده می شود غالباً به جدایی می انجامد، زیرا ضامن بقای آن گاهی چیزهایی است به ناپایداری یک حباب روی آب، یا یک برق آسمان!
این را نیز می دانیم که صحنه ها و چهره های سینمایی جز یک مشت صحنه های ساختگی، و چهره های گریم کرده چیزی نیست، و در آن سوی چهره ها چهره های دیگری وجود دارد.

امّا هوسبازان بی مطالعه همه اینها را جدی گرفته، و شالوده زندگی خود را روی این «سراب ها» و «حباب ها» می نهند و به دنبال آن هزار گونه ناراحتی خود و ناراحت کردن دیگران، هزار گونه دربه دری خود و دربه در کردن دیگران به کفّاره این هوس های زودگذر فراهم می سازند.

نمونه دیگری از این ازدواج های هوسی آن است که به خاطر فلان ژست و ادا در کنار دریا، و مثلا ابراز احساس بموقع در هنگام مشاهده فلان مسابقه ورزشی و مانند آن صورت می گیرد.
 
ازدواج با فوتبال!

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 7:45 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

نقش ازدواج و تشكيل خانواده

درسلامت جامعه

ازدواج و تشكيل خانواده ، نقش مهمي در تزكيه و بقاي  جامعه دارد و تلاش در جهت استحكام آن ، زمينه را براي سلامت اخلاقي  و سعادت عمومي جامعه فراهم مي سازد . چرا كه ازدواج مشروع جلوي بي بند و باري ، هرج و مرج و آشفتگي هاي جنسي را مي گيرد و پسران و دختران جوان را وا مي دارد كه در چارچوب قواعد و اصول مشخصي ، به زندگي اجتماعي تن دردهند.

ازدواج و تشكيل خانواده براي انسان ها يك نياز طبيعي است كه از فطرت و آفرينش ويژه ي آنان سرچشمه مي گيرد و نبايد آن را يك قرار داد متعارف اجتماعي تلقي نمود كه درصورت عدم تحقق آن ، آسيبي به نظام اجتماعي وارد نمي شود؛ بلكه برعكس، هرگونه آسيب به اين بنيان مقدس ، پيامدهايي را در تحول ساختار كلي جامعه و نظام ارزشي و فرهنگي آن به دنبال دارد.

خانواده از آن رو كه زيربنا و ريشه ي همه ي نهاد هاي اجتماعي است ، قدرت مندترين كانون اثر گذاري و مؤثرترين مركز براي سامان دهي يا نابساماني اجتماع وعامل تشكل و سيستم دهي به جامعه است. هر گونه تغيير مثبت يا منفي در خانواده ، در جامعه ي بزرگ انسان ها تأثير مستقيم و مؤثر دارد. ثبات يا بي ثباتي خانواده ، مستقيماً برثبات يا بي ثباتي جامعه تأثير گذار است. جوامعي كه در آن ارزش ها در خانواده متزلزل گردد، بي شك ارزش هاي اخلاقي درجامعه ي كلان سقوط خواهد كرد. خانواده و جامعه آنچنان به هم وابسته اند كه فرآيندهاي اساسي اجتماعي بدون حضور خانواده، شكل واقعي خود را پيدا نخواهد كرد. فرايندهايي چون همكاري، سبقت جويي ، ستيزه جويي، همانند سازي ، سازش ، فرمانروايي ، سلطه پذيري و ... همه وهمه ريشه در خانواده دارند؛ و اين مورد تأييد جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعي است. پايه و مبناي شرافت انساني ، خود خواهي و خود مداري ، پذيرش انحراف ، سرقت ، تقلب و... همگي نشأت گرفته از خانواده است و اين ، مورد تأييد جرم شناسان و آسيب شناسان اجتماعي است.  و بالاخره ريشه هاي اساسي رشد يا پس افتادگي اجتماعي ، صعودها و سقوط ها، سامان داري يا نابساماني هاي اجتماعي و ... را بايد در خانواده جست وجو كرد.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 7:41 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

اگر تصور شما اینگونه است که موفقیت در زندگی دائمی است بد نیست مطلب حاضر را مطالعه کنید! البته قبل از هر عنوانی باید به این نکته اشاره‌ای داشته باشم که… 
 
اگر مدتی به صحبت‌های افراد بزرگسال درباره رمز و راز‌های انتخاب یک همسر ایده آل و نیز روش‌های زندگی شاد و آرام توجه کنید میبینید هر کدام بسته به شرایط فکری و فرهنگی و اجتماعی حاکم بر زندگی خود مواردی را مطرح میکنند . اگر تصور شما اینگونه است که موفقیت در زندگی دائمی است بد نیست مطلب حاضر را مطالعه کنید ! البته قبل از هر عنوانی باید به این نکته اشاره مجددی داشته باشم که هیچ رمز و رازی بطور منحصربفرد برای یک زندگی مشترک ایده آل وجود ندارد.  
 

نکته اصلی در انتخاب همسر که نقش کلیدی را ایفا میکند پاسخ به این سوال است که ” هدف شما از شروع زندگی چیست ؟ ” آیا صرفا رسیدن به سن ازدواج و تشکیل خانواده ؟ نیاز به همدمی برای دوران پیری ؟ یا برآورده نمودن امنیت فکری و مالی ؟ و یا …. البته تمام موارد فوق در ازدواج وجود دارند، اما انگیزه‌های قوی‌تری نیز در این میان نقش دارند. ازدواج رسیدن به حد و اندازه ای است که نیاز به کامل شدن را با کمک همسر خود مسیر میبینید و رسیدن به تکامل برای یک انسان ارمغان آور چیزی جز آرامش نیست.در یک انتخاب خوب، نداشتن هوی و هوس، اولین شرط و بلکه مهمترین شرط تصمیم گیری عاقلانه و عادلانه است. در شروع شناخت خود از کسی که عاشق وی شده اید سعی کنید تا از عادت‌های وی مطلع شوید. ببینید روش‌های او برای ابزار محبت و عشقش در چیست؟ علاقه او را به خانواده و فرزند بررسی کنید . وضعیت اعتقادات وی را جویا شوید و سرسختی او را در برابر مشکلات پیش روی تان محک بزنید. در لحظاتی که بسیار عاشق هستید و مطمئنید این دختر یا پسر همان است که می‌خواهید، فراموش نکنید هدف‌های زندگی طرف مقابل را بشناسید.اهداف شغلی طرف مقابلتان چیست؟ کجا می‌خواهد زندگی کند؟ دوست دارد در جایی ثابت باشد ؟

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 7:28 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تحقیقات نشان می دهد که خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که از ازدواج نا موفق هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج ناموفق هستند مزایای بیشتری دارند از جمله:
- از ارتباط خود راضی هستند
- از نظر احساسی سالم تر هستند
- از نظر مالی غنی تر هستند
- کمتر قربانی خشونت سو استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها می شوند
- تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند.
- از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند
- زیر خط فقر به سر نمی برند
- با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند
- از نظر جسمانی سالم تر هستند

مزایای ازدواج سالم برای مردها:

تحقیقات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایان پیدا کرده است به نمونه زیر توجه کنید
- عمر طولانی سلامت جسمانی تامین مالی اشتغال بلند مدت
- دستمزد بالا ریسک کمتر در روی آوردن به مواد مخدر مشروبات الکلی داشتن ارتباط بهتر با فرزندان احتمال کمتر به ارتکاب به جرم و جنایت. احتمال کمتر در خودکشی

مزایای ازدواج سالام برای اجتماع:


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 22 فروردین 1390 8:09 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تعداد کل صفحات : 2 1 2
درباره وبلاگ

پاک و پاکيزه ماندن يک جوان ازدواج نکرده از فساد و افساد، امري غير ممکن به نظر مى رسد.ازدواج، اين حقيقت الهى و طبيعى، آسان کننده پاره اى از مشکلات و عاملى براى تداوم پاکى جوانان، و حفظ عفت و تقواى آنان است دراین وبلاگ سعی برشناخت ازدواج وآشنایی جوانان جهت چگونگی تنظیم اقتصادمالی وبررسی مشگلات جوانان پایه گذاری شده است امیدواریم بازدیدکننده گان محترم بامنعکس نمودن نظرات خودماراارشادفرمایند باتشکر
آمار و بازدید ها
کل بازدید:298027

تعداد کل مطالب : 417

تعداد کل نظرات : 29

تاریخ آخرین بروزرسانی : چهارشنبه 14 تیر 1396 

تاریخ ایجاد بلاگ : یک شنبه 21 فروردین 1390