فطرس
فطرس
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

اين همان چشمه‌ى جوشانى است كه از ظهرِ روزِ عاشورا شروع شد؛ از همان وقتى كه زينب كبرى(س)  - طبق نقلى كه شده است - بالاى «تلّ زينبيه» رفت و خطاب به پيغمبر عرض كرد: «يا محمداه، صلّى عليك مليك السّماء هذا حسينك مرمّل بالدّماء، مقطّع الاعضاء، مصلوب العامة و الرّداء.» او خواندنِ روضه‌ى امام حسين عليه‌السّلام را شروع كرد و ماجرا را با صداى بلند گفت؛ ماجرايى كه مى‌خواستند مكتوم بماند. خواهر بزرگوار امام، چه در كربلا، چه در كوفه و چه در شام و مدينه، با صداى بلند به بيان حادثه‌ى عاشورا پرداخت. اين چشمه، از همان روز شروع به جوشيدن كرد و تا امروز، همچنان جوشان است. اين حادثه‌ى عاشوراست.

بيانات در جمع روحانيون استان «كهگيلويه و بويراحمد» در آستانه‌ى ماه محرّم 17/3/73




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

مداحى رايج در بين ما، يك حرفه‌ى دو جانبه است؛ فقط آوازه‌خوانى و شعرخوانى نيست؛ تركيب هنرمندانه‌اى از اين دو مقوله است. البته من نمى‌دانم اين شيوه از چه زمانى باب شده؛ از زمان صفويه است، از قبل از اوست، از بعد از اوست. به‌هرحال امروز در جامعه‌ى ما رواج دارد. صداى خوش، آهنگ مناسب و شعر، سه ركن كار است. خود اين شعر هم دو بخش دارد: يك بخش لفظ، يك بخش مضمون. اگر چهار پايه‌ى اصلى مداحى - يعنى صداى خوش، آهنگ درست، لفظ خوب و مضمون حقيقى متناسب با نياز - كامل باشد، بهترين وسيله‌ى تبيين است و تأثيرش از منبر و درس فقهى‌اى كه ما مى‌گوييم بيشتر است.

بيانات در ديدار جمعى از مداحان اهل‌بيت به مناسبت سالروز ميلاد حضرت زهرا(س) 18/06/1380




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی
چشمه جوشان عاطفه

هم در خود حادثه و هم در ادامه و استمرار حادثه، عاطفه يك نقش تعيين‌كننده‌اى ايجاد كرده است، كه باعث شد مرزى بين جريان عاشورايى و جريان شيعى با جريان‌هاى ديگر پيدا شود. حادثه‌ى عاشورا، خشك و صرفاً استدلالى نيست، بلكه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گريه همراه است. قدرت عاطفه، قدرت عظيمى است؛ لذا ما را امر مى‌كنند به گريستن، گرياندن و حادثه را تشريح كردن. زينب كبرى(س) در كوفه و شام منطقى حرف مى‌زند، اما مرثيه مى‌خواند؛ امام سجاد بر روى منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حكومت اموى مى‌كوبد، اما مرثيه مى‌خواند. اين مرثيه‌خوانى تا امروز ادامه دارد و بايد تا ابد ادامه داشته باشد، تا عواطف متوجه بشود. در فضاى عاطفى و در فضاى عشق و محبت است كه مى‌توان خيلى از حقايق را فهميد، كه در خارج از اين فضاها نمى‌توان فهميد.
 
بيانات در ديدار روحانيان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم 5/11/84




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

  مبادا در حرف و منبر و تبليغ ما - آنچه به عنوان تبليغ داريم انجام مى‌دهيم - حرف سُست، بى‌منطق و ثابت نشده‌اى وجود داشته باشد. گاهى بعضى از چيزهايى كه در كتابى هست و سند ندارد، خود، يك حكمت و مسأله‌ى اخلاقى است، كه ديگر سند نمى‌خواهد و مى‌توانيم آن را بيان كنيم؛ اين، عيبى ندارد؛ اما يك وقت هست كه يك چيزى دور از ذهن مخاطب است، كه باورش براى او مشكل است؛ اين را نبايد بگوييم؛ چون اين مسأله، او را از اصل قضيه دور مى‌كند و موجب موهون شدن دين و مبلّغ دين در ذهن و دل او مى‌شود و خيال مى‌كند اين، از منطق عارى است؛ در حالى كه پايه‌ى كار ما منطق است. بنابراين، منطق، عنصر اصلى در تبليغ ماست.

بيانات در ديدار روحانيان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم 5/11/84




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی
جامعه‌ى تبليغى ما بايد به تبليغ به صورت يك كار اصلى و حقيقى و لازمه‌ى قطعىِ علمِ دين نگاه كند. جامعه‌ى علمىِ دينى - يعنى روحانيت - اولين وظيفه‌اش تبليغ است. تبليغ يك وظيفه‌ى درجه‌ى دومِ مخصوصِ عدّه‌اى خاص از روحانيون نيست. شرايط و لوازم و نيازها و تلاش‌هايى احتياج دارد. كسانى كه اهل اين كارند، بايد دامن همّت به كمر بزنند و آستين‌ها را بالا كنند و اين حركت را انجام دهند.
 
بيانات در ديدار جمع زيادى از روحانيون، فضلا و مبلّغان اسلامى در آستانه‌ى ماه مبارك رمضان 27/10/74




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

من به منبر خيلى عقيده دارم. امروز اينترنت، ماهواره، تلويزيون و ابزارهاى گوناگون ارتباطىِ فراوان هست، اما هيچ‌كدام از اينها منبر نيست؛ منبر يعنى روبه‌رو و نفس‌به‌نفس حرف زدن؛ اين يك تأثير مشخص و ممتازى دارد كه در هيچ‌كدام از شيوه‌هاى ديگر، اين تأثير وجود ندارد. اين را بايد نگه داشت؛ چيز باارزشى است؛ منتها بايستى آن را هنرمندانه ادا كرد تا بتواند اثر ببخشد.
 
بيانات در ديدار روحانيان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم 5/11/84




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

خوف را همراه رجاء حتماً به دل‌ها بدميد؛ و خوف را بيشتر. اين‌كه ما آيات رحمت الهى را بخوانيم و يك عده‌اى را غافل كنيم و نتيجه‌اش اين بشود كه خيال كنند - با يك توهّم معنويت - غرق در معنويتند و از واجبات و ضروريات دين در عمل غافل بمانند، درست نيست. در قرآن، بشارت مخصوص مؤمنين است؛ اما انذار براى همه است؛ مؤمن و كافر مورد انذارند. پيغمبر خدا گريه مى‌كند، شخصى عرض مى‌كند: يا رسول‌اللَّه! خداوند فرمود: «ليغفر لك اللَّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخر». اين گريه براى چيست؟ عرض مى‌كند: «أولا اكون عبدا شاكرا»؛ يعنى اگر شكر آن مغفرت را نكنم، پايه‌ى آن مغفرت سُست خواهد شد. در همه حال، انذار بايد بر دل ما و مستمعان ما حاكم باشد. راه، راهِ دشوارى است؛ بشر بايست خود را براى پيمودن اين راه و رسيدن به آن سرمنزل آماده كند.
 
بيانات در ديدار روحانيان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم 5/11/84




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

من عرض مى‌كنم فقط بحث روضه نيست؛ در بيان معارف الهى، معارف اهل بيت، حديثى كه نقل مى‌كنيم، داستانى كه نقل مى‌كنيم، نسبتى كه به امام مى‌دهيم، معرفتى كه مى‌خواهيم پای‌بند آن باشيم؛ در همه‌ى اين‌ها ما بايد اتقان را رعايت كنيم. علماى ما اين‌همه در فقه سر يك مسأله‌ى جزئى كوچك كم اهميت به وثاقت فلان راوى تكيه مى‌كنند، اهميت مى‌دهند، بحث مى‌كنند، رد و قبول مى‌كنند، اين راوى مورد قبول است يا نيست؛ براى اين‌كه بالاخره سند روايت را تنقيح كنند و دربياورند؛ بگويند اين سند، سند درستى است؛ كه اگر سند درستى بود، به اين روايت بشود اعتماد كرد؛ تا اگر اعتماد كرديم، يك حكم فرعى درجه‌ى سه در باب طهارت يا در باب بقيه‌ى احكام عبادى به دست بيايد. آن‌جا ما اين‌همه اهميت مى‌دهيم؛ چطور در باب معارف و در باب دلبستگى‌هاى فكرى و عاطفى، به هر حديثى، به هر روايتى، به هر حرفى و به هر گفته‌يى اعتماد كنيم؟ اين، قابل قبول نيست.
 
بيانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى 17/6/84




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

در مجالس عزادارى ماه محرّم، اين سه ويژگى بايد وجود داشته باشد: 1. عاطفه را نسبت به حسين‌بن‌على و خاندان پيغمبر(ع) بيشتر كند. (علقه و رابطه و پيوند عاطفى را بايد مستحكم‌تر سازد.) 2. نسبت به حادثه‌ى عاشورا، بايد ديدِ روشن و واضحى به مستمع بدهد. 3. نسبت به معارف دين، هم ايجاد معرفت و هم ايجاد ايمان - ولو به نحو كمى - كند. نمى‌گوييم همه‌ى منبرها بايد برخوردار از همه‌ى اين خصوصيات باشند و به همه‌ى موضوعات بپردازند؛ نه. شما اگر يك حديثِ صحيح از كتابى معتبر را نقل و همان را معنا كنيد، كفايت مى‌كند.
 
بيانات در جمع روحانيون استان «كهگيلويه و بويراحمد» در آستانه‌ى ماه محرّم 17/3/73




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

نفس به نفس


مسأله‌ى تبليغ، يكى از مسائل اساسى در حيات اجتماعى است و مخصوص يك دوره نيست. تبليغ كه از آن در قرآن به «بلاغ»، «بيان»، «تبيين» و از اين قبيل تعبير شده است، يكى از وظايف مقدّس، وظيفه‌ى انبيا، وظيفه‌ى علما، وظيفه‌ى متفكّران و دانايان و مصلحان است. تبليغ، يعنى رساندن. رساندنِ چه؟ رساندنِ آن حقايقى به اذهان و دل‌هاى مخاطبان كه بدون آن، دچار خسارت خواهند شد. اين است كه ارزش تبليغ را بالا مى‌برد. تبليغ، يك جنبه‌ى انسانى دارد. تبليغى كه اسلام به آن امر مى‌كند و علماى اسلام و روحانيت شيعه، در طول تاريخ به آن پای‌بند بوده‌اند، وظيفه‌اى است كه هم جنبه‌ى الهى دارد - «لتبينّنه للنّاس و لاتكتمونه» - هم جنبه‌ى انسانى دارد؛ چون دستگيرى از دل‌ها و ذهن‌ها و انسان‌هايى است كه دچار عدم علم، دچار شك و دچار جهالتند. به اين وظيفه، بايد با اين چشم نگاه كرد.

بيانات در ديدار علما و روحانيون در آستانه‌ى ماه محرم 02/02/1377




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

سه عنصر در حركت حضرت ابى‌عبداللَّه(ع) وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه... ما مبلّغان، زير نام حسين‌بن‌على تبليغ مى‌كنيم. اين فرصت بزرگ را يادِ اين بزرگوار به مبلّغان دين بخشيده است، كه بتوانند تبليغ دين را در سطوح مختلف انجام بدهند. هر يك از آن سه عنصر بايد در تبليغ ما نقش داشته باشد؛ هم صِرف پرداختن به عاطفه و فراموش كردن جنبه‌ى منطق و عقل كه در ماجراى حسين‌بن‌على(ع) نهفته است، كوچك كردن حادثه است، هم فراموش كردن جنبه‌ى حماسه و عزت، ناقص كردن اين حادثه‌ى عظيم و شكستن يك جواهر گرانبهاست؛ اين مسأله را بايد همه - روضه‌خوان، منبرى و مداح - مراقب باشيم.

بيانات در ديدار روحانيان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم 5/11/84




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
كلیپ: روضه حضرت علی‌اكبر علیه‌السلام



با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید :

کیفیت پايين و فرمت Flv و با حجم 5.3 MB

 





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

بسم الله الهادی

محمد جبارپور*

در حال رفتن به دانشگاه بودم که راننده ضبط ماشینش را روشن کرده بود. با خودم فکر کردم چقدر شبیه مجالس هیات های امروزی خودمان است. واقعیتش سبک که همان سبک است، اما فقط خواننده اش احتمالا فاقد محاسن و انگشتر خاص مداحان می باشد. و به جای آهنگ تند هم کسی در هیات، پشت میکروفون مشغول ذکر گفتن است که با تنظیم دستگاه صوتی همان کار آهنگ را انجام می دهد.

اما سوال اصلی که ذهن مرا مشغول به خود کرد این بود که چرا هیات های ما دارند به این سمت و سو می روند؟ علت این گرایش به این مدل از آهنگ ها چیست؟ چرا ذائقه عده ای تغییر کرده است؟ به نظر این سوالات بسیار جدی هستند و نباید از فکر کردن پیرامون آن به راحتی گذشت. و در آخر، لایه پنهانی که هدایت این جریان را دارد کجاست؟

پیچیدگی مسائل فرهنگی آنقدر زیاد است که بلاشک از این دست موارد را نمی توان تنها به یک علت خاص ربط داد و باید به دنبال یک سلسله علل بود که در کنار هم معلولی به نام گرایش به موسیقی ها و اشعار هیجانی و خیالی را بوجود می آورد.

علت به وجود آمدن این گرایش را باید در یک مجموعه بزرگ تر و یک کل به هم پیوسته کامل تری دید که ثمره آن در ظاهر می شود متمایل شدن به سمت این نوع آهنگ های خاص دنیای پست مدرن

صحبت از آن کل به هم پیوسته که علت اصلی این جریان است است فرصت دیگری را می طلبد. اما ثمره این لایه پنهان، تشکیل تار و پودهای نهانیِ فرهنگی است که در بشر امروزی میل به هیجان و رجوع به خیال را بوجود آورده است. که حاصل آن موزیک های تند به همراه اشعاری که توام با خیال پردازی است می باشد. خیال پردازی که از وضع موجود گلایه می کند و در آن فقط با خیال رسیدن به معشوق و وصال او خوش است یا در حدی از وضع موجود ناراحت است که فقط خیال رهایی از این وضع را دارد ولو با خودکشی!

این حالت فرهنگی که ثمره یک سری عوامل به هم پیوسته است برای همه ی افراد جامعه مدرن می باشد نه فقط یک قشر خاص، بنابراین شعرا و مداح های ما هم که در این فضا تنفس می کنند نیز در معرض این هیجان کاذب و خیال پردازی هستند و ناگزیر آن ها نیز به سمت این آهنگ ها و اشعار پیش می روند و خیال می کنند که گمشده آن ها نیز در قالب همین هیجان و خیالات است. بنابراین ناخواسته جریانی پنهانی هیات های ما را به سمت این مدل خاص می کشاند. و اگر این چنین نبود محل تامل و اشکال بود!

برای تایید مطلب فوق می توان به هیات های دهه چهل رجوع کرد که هنوز جامعه آن زمان با دنیای مدرن آشنا نبود و لذا مردم و مداحان هم نیاز به خیال پردازی و بوجود آوردن هیجان را احساس نمی کردند بنابراین، هم سبک های مداحی و هم متن اشعار داری قالب هایی متفاوت از هیات های فعلی مدرن بود که به اقتضاء جهان امروزی نیازهای او نیز تغییر کرده است.

حالا اینکه اکنون چه باید کرد، بحث دیگری است. ولی اجمالا باید از این شیب به سمت هیجان و خیال که از اقتضائات دنیای مدرن است فاصله گرفت. یعنی به لحاظ فردی خود را به حدی برسانیم که این هجوم فرهنگی بر ما اثر نکند. و به لحاظ ساختار مداحی هم، که متشکل از شعر و سبک است، باید به دنبال قالبی بود که ما را به سمت دینی تر شدن (همان محقق شدن اسلام ناب) پیش ببرد. که به نظر مدل هیات میثاق با شهدای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام نمونه ای خوب برای الگو شدن در راستای مبارزه علیه این تهاجم فرهنگی می باشد.

*مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(علیه السلام)





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

 

محمد سليماني درچه

هيأت‌هاي مذهبي در فرهنگ شيعه، از ديرباز متکفل اصلي زنده نگه داشتن ياد اهل بيت(ع) و اقامه‌ي امر آنان در جامعه مي‌باشند و سابقه‌ي تاريخ جريان غني شيعه نيز گوياي اين مطلب است. تأثيري که مجالسي چون هيأت قائميه تهران در حفظ اسلام و زنده نگه داشتن قيام سيدالشهداء (ع) در دوراني مانند رضا شاه پهلوي که به دنبال ریشه کن کردن کامل اسلام و تشيع بودند گذاشت، قابل بررسي و محاسبه نمي‌باشد و يا هيأتي که بدست با کفايت حضرت آية ا... شاه‌آبادي و در منزل ايشان پا گرفت و زمينه‌ساز رشد و توسعه‌ي جريان تشيع و جلوگيري از انحراف آن شد والحق که نفوذ کلام و نقش قدسي چنين استادي است که شاگردي چون حضرت امام روح الله (ره) را پرورش مي‌دهد. شاگردي که مروج فرهنگ اصيل شيعه در قرن حاضر بود و پرچمدار جريان تاريخي مبارهز حق و باطل.

با پيروزي انقلاب اسلامي و آغاز جنگ تحميلي، جواناني که روزگاري را در هيأت‌هاي مخفي، در دوران ستم‌ شاهي با عزا‌داري و سينه‌زني سپري مي‌کردند، با اميد رسيدن به آرزوي هميشگي خود، يعني شهادت پا به جبهه‌هاي مي‌گذارند تا همچون مولا خود، حضرت اباعبدالله(ع) جان خود را تقديم اسلام کنند. تأثير هيأت مذهبي در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل در روحيه‌ي مبارزان غيرقابل انکار وحتي اندازه‌گيري است. هنوز اشعار، مدايح و مراثي خوانده شده در شب‌هاي عمليات در گوش‌ها و خاطره‌ها زنده است و صداي «کربلا، کربلا ما داريم مي‌آييم» رزمندگان در خاکريزها و سنگرهاي شلمچه و فکه و طلائيه به گوش مي‌رسد. در اين ميان عده‌اي در اين راه پرفيض و پربهجت جان خود را تقديم اسلام و انقلاب مي‌کنند و دسته‌اي ديگر از قافله‌‌ي شهادت باز مي‌مانند.

جنگ به پايان مي‌رسد و رزمندگان و جانبازان مي‌مانند با ميراث همسنگران شهيدانشان. باري بر دوش احساس مي‌کنند تا فرهنگ جبهه، ايثار و شهادت را زنده نگه دارند. لذا به سراغ پناهگاه و ملي به هميشگي و قديمي خود مي‌روند و هيأتي را با نام رزمندگان اسلام و ... تشکيل مي‌دهند. گهگاه در کنار يکديگر جمع مي‌گرديدند و از خاطرات آن روزها مي‌گفتند. ذکر مصيبتي از سالار شهيدان مي‌کردند و خويش را به مولاي خود مي‌سپردند.

با فاصله گرفتن از روزها پرجوش و خروش جنگ، فرهنگ دفاع نيز جاي خود را به فرهنگ رفاه مي‌دهد! توسعه و رفاه جايگزين مفاهيمي چون قناعت ومدار مي‌شود. مصرف بيشتر و زنديگ راحت‌تر تبليغ وتشويق مي‌گردد و از ايثار و شهادت ديگر صحبتي نمي‌گردد. خوي رفاه‌طلبي و منش در همه‌ي ارکان کشور رسوخ پيدا مي‌کند. ديگر از مسئولان و مديران ساده‌زيست و مردمي خبري نمي‌شود. فرهنگ غرب در اقتصاد و صنعت، سينما و تئاتر، کتاب و روزنامه نفوذ مي‌کند و روز به روز از جامعه‌ي آرماني انقلاب فاصله گرفته مي‌شود. نيمه دوم دهه‌ي هفتاد، در سراشيبي غربزدگي مي‌‌افتد. کلاس‌هاي آموزش موسيقي و نوازندگي در کشور رشد چشمگيري پيدا مي‌کند. ديگر ذائقه‌ها تغيير يافته و عزاداري و سينه‌زني براي حسين(ع) ترويج خشونت نام مي‌‌گيرد. ترش از رشد هيأت در بين برخي مسئولان ضد فرهنگي مشهود است و به سادگي نمي‌توان از کنار مسئله‌ي به اين خطرناکي!‌ گذر کرد. در اين ميان عده‌اي از جوانان مذهبي غرق در فرهنگ غرب مي‌گردند وعده‌اي با هشياري به هيئت‌هاي مذهبي روي مي‌آورند.

از سوي ديگر هيأت‌‌ها رشد مي‌کنند و در مقابل فرهنگ بيگانه قد علم مي‌کنند. خاصيت عزاداري و گريه در رساي حسين (ع) نفي فرهنگ‌هاي غيرشيعي و زدودن انحرافات از دين است. شکل‌گيري هيأت مذهبي در اصفهان، کاشان، مشهد، تبريز و از همه بيشتر در تهران مؤيد اين حقيقت است.

با گسترش روز افزون هيأت مذهبي، مروجان فرهنگ توسعه و گفتگو برمبناي اصول سکولاريسم، جايگاه خود را در خطر مي‌بينند و درصدد مقابله با اين پايگاه فرهنگ شيعه برمي‌آيند. از يک سو به گسترش کلاس‌هاي آموزش موسيقي‌هاي خاص روي مي‌آورند و از سوي ديگر با انتشار ده‌ها جلد کتاب و رمان‌ اباحه‌گري را ترويج مي‌دهند. اما اين همه‌ي ماجرا نيست! براي محدود کردن اين دستگاه عظيم و مقدس از هر وسيله‌اي استفاده مي‌کنند. ديگر سخنراني‌ها، بيانه‌ها، اتهامات و دروغ‌ها عليه هيأت شروع مي‌شود. هرکس به نوعي در ضربه زدن به اين دستگاه کمک مي‌کند. در اين بين، عده‌اي فريب خورده در داخل جبهه‌ي پيروان و دوستداران اهل بيت (ع) به تريبون براي دشمن تبديل مي‌شوند و بدين ترتيب، دشمن تمام تلاش خود را براي متوقف کردن اين حرکت عظيم و گسترده بکار مي‌گيرد.

نفوذ برخي انحرافات به درون هيأت مذهبي نيز دستمايه‌اي مي‌شود براي اعتراضات مراجع و حوزه‌هاي علميه عده‌اي از روحانيون و علما با نفوذ در هيأت درصدد اصلاح آنها برمي‌آيند و دسته‌اي ديگر، خارج از گود نشسته و بر طبق مخالفت با مداحان اهل بيت (ع) مي‌کوبند. اگر ضربه‌اي که اين دسته از افراد به اين مي‌زنند را بيشتر از اقدامات دشمن ندانيم،‌ يقيناً کمتر از آن نيز نخواهد بود. و عجیب‌تر آنکه همين افراد کمترين واکنشي نسبت به فرقه‌هاي انحرافي و گروه‌هاي شيطان‌پرستي و نيز خيز فرهنگي مملکت به سمت غرب، از خود نشان نمي‌دهند ولي در رد و مردود کردن فلان مداح يا هيئت هر روز بيانيه صادر مي‌کنند و سخنراني مي‌نمايند.

دهه‌ي هشتاد آغاز مي‌گردد. اين روند هنچنان ادامه مي‌يابد. به نمادهاي مذهبي با ديده‌ي اتهام نگريسته مي‌شود. دشمن که از ترويج برخي انديشه‌هاي غربي نااميد شده، مي‌کوشيد ادامه‌ي حرکت مقدس هيأت را با چالش روبرو کند. مقالات در روزنامه‌ها منتشر مي‌شود، کتاب‌ها چاپ مي‌گردند و فيلم‌هايي براي تضعيف اين جريان غني ساخته مي‌شود و در قالب الواح فشرده در سطح گسترده در کشور توزيع مي‌گردد. برخي مرعوب مي‌شوند و برخي ديگر ثابت قدم‌تر از گذشته مي‌مانند.

علما و روحانيوني که به اصلاح هيأت‌هاي مذهبي کمک مي‌کنند، موفق مي‌شوند تا هم از نفوذ آسيب‌ها و انحرافات در اين دستگاه جلوگيري کنند و هم اصل وجو اين پايگاه‌هارا حفظ نمايند. تيزبيني اين دسته از افراد در حمايت از مداحان و پشتيباني از آنان باعث مي‌شود، تعامل بين آنها و مداحان بعنوان دو رکن اساسي هيئت‌هاي مذهب‌هاي مستحکم‌تر گدد. افسوس که برخي مراجع تقليد و عده‌اي از روحانيون با حمله به مداحان و هيئت‌هاي مذهبي به شکاف بيشتر بين حوزه و هيئت‌ دامن زدند و بجاي آنکه آبي بر آتش‌پذيرند با شعله‌ور‌تر کردن آن به خود و اين پايگاه شيعي ضربه زدند. آنها که روزي برخي از مداحان را به بهانه «خدا» خواندن حسين (ع) و زينب (س) تکفير کردند، آنها به بهانه‌ي سخت شدن سينه‌‌زنان آنان را جاهل و خرافي خواندند، آنان حه مي‌خواستند عزاداراي سنتي را به جوانان امروزي تحميل کنند، اگر ظرفيت اين پايگاه را در جذب جوانان و نوجوانان مي‌دانستند، هيچ‌گاه برخوردي چکشي و سلبي نمي‌نمودند ...

اين نوشتار هرگز قصد تطهير و ناديده گرفتن لغزش‌ها و آسيب‌هاي عزاداري امروزي را ندارد، که در اين باره زياد گفته شده و نگاشته شده. پديده‌‌ي قمه‌زني، تماثيل و شمايل ائمه و اصحاب کربلا، استفاده از آهنگ‌هاي فلان خواننده‌ي غربي يا داخلي استفاده از مضامين سبک و محتواي سخيف در اشعار از جمله‌ي همين لغزش‌ها هستند که رهبر فرزانه‌ي انقلاب هم در سخنراني خود در جمع مداحان و شعراي اهل بيت (ع) به آن اشاره کردند و خواستار جلوگيري از وقوع آن شدند. اما مسئله‌ي که امروز بيش از هر چيز به آن پرداخته مي‌شود و توسط افراد مختلف به آن دامن زده مي‌شود اين لغزش‌ها‌ست. هر حرکتي داراي نتايج مثبت و منفي است. چرا هيچ يک از اين مراجع محترم براي گسترش و رشد اين حرکت کمک نمي‌کنند. برخي،‌ تبري در دست گرفته و به ريشه اين پايگاه مي‌زنند، برخي ديگر نيز چوبي برداشته و برسر مداحان مي‌زنند. تقد‌س‌زدايي از اين دستگاه مهمترين هدف دشمن و دور کردن جوانان از عزاداي حضرت سيد‌الشهداء و کشيدن آنها به فرقه‌هاي شيطان پرستي و مکاتب انحرافي اصلي‌ترين وظيفه‌ي آنان است.

روحانيت و مداحان دو ضلع اصلي اين دستگاه و مستعمين و جوانان به عنوان مخاطبان جلسات مذهبي ضلع ديگر اين مثلث مقدس هستند. از هر‌گونه دامن زدن به اختلافات بايد بشدت پرهيز کرد. به رشد و گسترش کمي و افزايش غناي (محتوايي) هيأت بايد کمک نمود. روحانيون بايستي در منابر، معارف ناب و بصيرت‌افزاي تشيع را ترويج دهند و مديحه‌سرايان هم بايد از ظرفيت عظيم اين پايگاه براي ذکر مصائب و مدايح‌ اهل بيت (ع) و احياي امر آنان استفاده نمايند.

 





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

يکي ديگر از برکات فردي سيدالشهدا (ع) که از ارزش معنوي بسياري برخوردار است، اين است که نه امام معصوم (ع) بعد از او از فرزندان گرامي آن حضرت مي باشند، و نسل امامان به برکت وجود او ادامه يافت. چنانکه از امام باقر و امام صادق (ع) روايت شده است که فرمودند: «خداوند عوض قتل امام حسين (ع) چهار ويژگي به آن حضرت عطا فرموده است: اول - امامت را در ذريه او قرار داده است، دوم - شفا را در تربت آن جناب قرار داده، سوم - کنار و زير قبه او دعا مستجاب مي باشد، چهارم - ايام زيارت کنندگان او از عمرشان حساب نمي شود». (1) .

 

 


  از طرفي در روايات بر اين امر تصريح شده که علي بن الحسين (ع) بعد از پدر به امامت رسيده است. چنانکه عبدالله بن عتبه روايت کرده: خدمت امام حسين (ع) بودم که پسر کوچکترش «علي» وارد شد. (يعني حضرت سجاد (ع) که از علي اکبر کوچکتر بوده است. و اين واقعه قبل از تولد علي اصغر مي باشد). تا آنجا که مي گويد: عرض کردم: اگر آن امري که از آن به خدا پناه مي برم اتفاق افتاد، به چه کسي رجوع کنيم؟ (يعني امام بعد از شما کيست؟) فرمود: به اين پسرم: علي، او امام و پدر امامان است...» (2) .
روايت در اين زمينه زيادتر از آن است که در اين مختصر بدانها پرداخته شود، ضمن اينکه ادامه امامت از ذريه امام حسين (ع) به خاطر مشهور بودن آن، نيازي به استدلال روايي بيشتر از آنچه ذکر شده، ندارد.

باري، استمرار خط مستقيم و هدايتگر امامت به برکت وجود مقدس سيدالشهدا (ع) است، و اين از بزرگترين برکتهاي فردي و معنوي آن حضرت است.

او شفيع است اين جهان و آن جهان                         اين جهان در دين و آنجا در جنان

 

 پاورقي
(1) وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 10 ص 329.
(2) اثبات الهداة، شيخ حر عاملي، ج 5 ص 215.





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی
(تعداد کل صفحات:47)      [ <>   [ 20 ]   [ 21 ]   [ 22 ]   [ 23 ]   [ 24 ]   [ 25 ]   [ 26 ]   [ 27 ]   [ 28 ]   [ 29 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.