از روز انذار تا غدير
چهارشنبه 25 آبان 1390 10:08 AM
از آن روز به بعد، نبى اكرم صلى اللّه عليه وآله در هر فرصت و موقعيت و در ميان هر گروه و جماعت و در هر جنگ و نبرد از اين حقيقت پرده برمى داشت و با عبارات و كلمات مختلف آن را به ديگران مى رساند... . ادامه در ادامه مطلب
گاه او را به پيامبران تشبيه مى كرد و مى فرمود:
من أراد أن ينظر إلى آدم في علمه، وإلى نوح في فهمه، وإلى موسى في مناجاته، وإلى عيسى في سمته، وإلى محمّد في تمامه وكماله وجماله، فلينظر إلى هذا الرجل المقبل;
هر كه مى خواهد به علم آدم و فهم و درايت نوح و راز و نياز موسى و سكينه و وقار عيسى و كمال و جمال محمّد بنگرد، به اين مرد كه نزد من مى آيد نگاه كند.
هنگامى كه حاضران سرهايشان را بلند كردند وبراى ديدن اين شخص گردن هايشان را كشيدند، تنها على عليه السلام را ديدند.1
در جاى ديگر مقام ومنزلت او را نسبت به خويش مانند منزلت هارون نسبت به موسى بر مى شمرد و مى فرمود:
أنت منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبي بعدي;2
تو براى من مانند هارون براى موسى هستى جز آن كه پس از من پيامبرى نخواهد بود.
در زمانى ديگر برترى وى را به سبب داشتن مهم ترين صفت و خصوصيت امام ـ يعنى اعلميت ـ اعلام نموده و مى فرمود:
أنا مدينة العلم وعلي بابها، فمن أراد المدينة فليأتها من بابها;3
من شهر علم هستم و على دروازه آن است. هر كس كه مى خواهد وارد اين شهر شود بايد از دروازه آن وارد شود.
در مرتبه چهارم به محبوب ترين فرد در نزد خود و پروردگارش اشاره مى فرمود; همان خصوصيتى كه بى ترديد برترى وى را از همگان و در نتيجه امامت او را بر ديگران به اثبات مى رساند.
زمانى كه مرغ بريان شده اى به نزد آن حضرت آوردند تا ايشان تناول فرمايد، آن عزيز فرمود:
اللهمَّ إئتني بأحبّ خلقك إليك وإلي يأكل معي من هذا الطائر;
پروردگارا! محبوب ترين فرد در نزد تو و من را به نزد من آور تا از اين غذا ميل كند.
ابوبكر پيش آمد; اما حضرت او را نپذيرفتند و دعاى خويش را تكرار فرمودند.
عمر آمد و حضرت او را نيز نپذيرفتند.
سرانجام على بن ابى طالب عليهما السلام به نزد ايشان آمد و حضرت نيز بى درنگ آن عزيز را دعوت نموده وبه همراه وى غذا را تناول فرمود.4










