توجه به زيردستان و رسيدگي به امور فقرا و درماندگان، جنبه اصلي عدالت اقتصادي امام علي
جمعه 20 آبان 1390 9:52 PM
از خدا بترس، به خاطر زيردستان کم در آمدي که هيچ چارهاي براي تامين زندگي ندارند- چه بيچارگان و درماندگان و چه دردمندان و زمين گير شدگان- زيرا اين طبقه هم قناعت کارند و هم نيازمند. براي رضاي خدا آنچه را که خدا از حق خود دربارهي ايشان به تو فرمان داده به جاي آور و سهمي از بيتالمال را که در اختيارت هست براي مصرف ايشان منظور دار و بخشي از درآمد غلاتي را که از سرزمينهاي اسلامي جمع آوري ميشود براي فرودستان و بيچارگان هر منطقهاي مقرر دار. زيرا آن فقير و ناتواني که در دورترين نقطه زندگي ميکند همان حقي را دارد که نزديکترين آنها دارد و تو مسئوليت رعايت حقوق هر يک را زايشان را برعهده گرفتهاي [1] . پيشواي آزادگان عالم در عبارات ياد شده، والي مصر را براي رسيدگي به امور فقرا و بينوايان، اين قشر ضعيف و ستمديده که همواره قرباني هوا و هوس سلاطين و زمامداران بيدادگر قرار گرفته و در هيچ زماني از ارزش و احترام برخوردار نبودهاند، ترغيب ميکنند و هشدار ميدهند. آن گاه اين مطلب را ياد آور ميشوند که مبادا از کمک و مساعدت بهاين طبقهي زيردست غافل باشد و يا توجه نسبت به قشر مرفه، مانع از رسيدگي به گروه ناتوان و ضعيف گردد. زيرا اينان غالبا دستشان به جايي نميرسد و يا به جهت حفظ عزت نفس و حجب و حيايي که دارند، مايل به ابزار نيازمنديهاي خويش در برابر دستگاه حکومت نيستند. بنابراين مبادا اين گروه به باد فراموشي سپرده شوند و دست اندرکاران نسبت به دستگيري آنان غافل بمانند. علي (ع) حالات و روحيات محرومان و پابرهنگان ونيازمنديهاي ايشان را به خوبي ميداند. همچنين موقعيت افرادي را که در نقطهي مقابل قرار دارند و نوعا داراي روحيهي پول پرستي و رفاه طلبي هستند و همواره به دنبال زراندوزي و جاه طلبي ميباشند و زندگي را با شهوتراني و هوس بازي سپري ميکنند به خوبي ميشناسد. لذا به استاندار خود د رمصر دستور ميدهد که مبادا حضور اقشار پر در آمد و مرفه که بعضا در اطراف تو جمع ميگردد نظرت را به سوي خود جلب کند و در نتيجه از مبادرت به امور فقرا و تهيدستان باز بماني. در عين حال که تنها همين گروه ضعيف هستند که باعث حفظ و حراست حکومت و در عين حال منشا تقويت بنيهي سياسي و نظامي تشکيلات حکومتي ميباشند. چه آنکه اين گروه، ويژگي مهمي را دارا هستند و آن عبارت است از اينکه آنان با وجود نيازمندي، به حق خويش قانعاند و توقعي بيش از اين از حاکم ندارند و بر افزون طلبي و زياده خواهي، ذاتا تمايلي ندارند و لذا تنها اين دسته هستند که در همهي عرصهها پشتوانهي محکمي براي نظام بوده و در جهت دفاع از آن هميشه آماده و پيش تازند. مولاي متقيان در ادامهي فرمان بيداد کنندهي خود به مالک اشتر، در اين خصوص به چند امر مهم توصيه فرمودند که ذيلا از نظرتان ميگذرد: شاد فراوان و فرو رفتن در نعمت، تو را از رسيدگي به وضع آنان باز ندارد. زيرا تو جز به خاطر کارهاي مهم، از تضييع امور جزئي و غير ضروري معذور نيستي. پس توجه و اهتمام خويش را از آنان قطع نکن و هيچ گاه از ايشانم رويگردان مباش. کارهاي کساني را رسيدگي کن که دسترسي به تو ندارند و مردم آنان را حقير و خوار ميدانند و براي رسيدگي به امور ايشان کسي را تعيين کن که متواضع و خدا ترس باشد تا کارهاي آنها را به تو برساند. پس در حق ايشان چنان رفتار کن که در روز قيامت معذور نباشي. زيرا اين گروه، نسبت به ساير مردم به عدل و داد نيازمندترند. پس در اداي حق هر يک از ايشان در نزد خدا عذر و حجتي داشته باش. به امور مربوط به يتيمان رسيدگي کن و پيران درمانده را که نه چارهاي براي حل مشکل خود دارند و نه دست نياز پيش کسي دراز ميکنند فراموش نکن. اين وظيفه براي زمامداران ننگين و گران است. بلکه حق، به طور کلي ثقيل است به هر ترتيب خداوند آن را براي کساني که طالب آخرتند و در جهت وصول به آن تحمل صبر و شکيبايي مينمايند و به وعدههاي خدا اطمينان دارند، آسان ميگرداند. [2] .
