يکي از ارکان عدالت در جامعه، عدالت اقتصادي است که طبق آن هر کس به فراخور استعداد و وظيفه و نيازمندي مي‏بايست از مواهب و نعمات استفاده کند. ولي متاسفانه در هر جامعه به علت وجود حرص و آز و طمع است که سبب مي‏شود يک عده بيش از نياز خود از نعمت‏ها استفاده کنند و يک عده محتاج به آن نعمات باشند. از اين رو از ديدگاه امام علي (ع) رسيدگي به امور اقشار کم در آمد و فقير از وظايف اساسي واليان و متصديان امر است و همان طور که قبلا گفته شد در ميان تمام طبقات اجتماع، طبقه‏ي مستضعف و محروم بيش از همه به عدالت و انصاف نيازمندند. معمولا سيستم حکومتي نظام‏هايي که بر پايه‏ي زور و قلدري، استبداد و خود محوري و تکروي بنيان گذاشته شده است و بر اين پايه نيز استوار است، بيش‏تر به اقشار مرفه و متنفذ جامعه توجه دارند و همه‏ي توان خويش را جهت اشباع خواسته‏هاي بي حد و حصر آنان مصروف مي‏دارند. در اين رهگذر، تنها گروهي که هرگز به آنها توجهي نمي‏شود طبقه‏ي محروم و مستضعف است که از اين حکومت‏ها بيش از اين هم انتظار نمي‏رود. لذا چنين حکومت‏هايي همواره در صدد تضييع و يا ناديده گرفتن حقوق محرومان و مستضعفان جامعه‏اند و آنها را اصولا به حساب نمي‏آورند. ولي در حکومت اسلامي که بر مبناي عدل و عدالت بنا نهاده شده است بايد بيش‏ترين وقت حکومت صرف باز پس گيري حق محرومان از زورمندان جامعه شود. لذا کلمات پيشواي آزاد مردان در خصوص رسيدگي به امور قشر تهيدست جامعه و احقاق حق آنها جالب و زيباست و درعين حال حاوي توصيه‏هاي عميق توام با استدلال‏هاي منطقي و استنتاج‏هاي صحيح و فراموش نشدني است که تا قيام قيامت همواره اين گونه فرمان‏هاي آن حضرت، چونان ديگر سخنان گهربار و آموزنده‏ي ايشان بر تارک تاريخ بشريت مي‏درخشد. براي نمونه به اين بند از سخن بي مانند مولاي متقيان گوش جان مي‏سپاريم:

از خدا بترس، به خاطر زيردستان کم در آمدي که هيچ چاره‏اي براي تامين زندگي ندارند- چه بيچارگان و درماندگان و چه دردمندان و زمين گير شدگان- زيرا اين طبقه هم قناعت کارند و هم نيازمند. براي رضاي خدا آنچه را که خدا از حق خود درباره‏ي ايشان به تو فرمان داده به جاي آور و سهمي از بيت‏المال را که در اختيارت هست براي مصرف ايشان منظور دار و بخشي از درآمد غلاتي را که از سرزمين‏هاي اسلامي جمع آوري مي‏شود براي فرودستان و بيچارگان هر منطقه‏اي مقرر دار. زيرا آن فقير و ناتواني که در دورترين نقطه زندگي مي‏کند همان حقي را دارد که نزديک‏ترين آنها دارد و تو مسئوليت رعايت حقوق هر يک را زايشان را برعهده گرفته‏اي [1] .

پيشواي آزادگان عالم در عبارات ياد شده، والي مصر را براي رسيدگي به امور فقرا و بينوايان، اين قشر ضعيف و ستمديده که همواره قرباني هوا و هوس سلاطين و زمامداران بيدادگر قرار گرفته و در هيچ زماني از ارزش و احترام برخوردار نبوده‏اند، ترغيب مي‏کنند و هشدار مي‏دهند. آن گاه اين مطلب را ياد آور مي‏شوند که مبادا از کمک و مساعدت بهاين طبقه‏ي زيردست غافل باشد و يا توجه نسبت به قشر مرفه، مانع از رسيدگي به گروه ناتوان و ضعيف گردد. زيرا اينان غالبا دستشان به جايي نمي‏رسد و يا به جهت حفظ عزت نفس و حجب و حيايي که دارند، مايل به ابزار نيازمندي‏هاي خويش در برابر دستگاه حکومت نيستند. بنابراين مبادا اين گروه به باد فراموشي سپرده شوند و دست اندرکاران نسبت به دستگيري آنان غافل بمانند. علي (ع) حالات و روحيات محرومان و پابرهنگان ونيازمندي‏هاي ايشان را به خوبي مي‏داند. همچنين موقعيت افرادي را که در نقطه‏ي مقابل قرار دارند و نوعا داراي روحيه‏ي پول پرستي و رفاه طلبي هستند و همواره به دنبال زراندوزي و جاه طلبي مي‏باشند و زندگي را با شهوتراني و هوس بازي سپري مي‏کنند به خوبي مي‏شناسد. لذا به استاندار خود د رمصر دستور مي‏دهد که مبادا حضور اقشار پر در آمد و مرفه که بعضا در اطراف تو جمع مي‏گردد نظرت را به سوي خود جلب کند و در نتيجه از مبادرت به امور فقرا و تهيدستان باز بماني. در عين حال که تنها همين گروه ضعيف هستند که باعث حفظ و حراست حکومت و در عين حال منشا تقويت بنيه‏ي سياسي و نظامي تشکيلات حکومتي مي‏باشند.

چه آنکه اين گروه، ويژگي مهمي را دارا هستند و آن عبارت است از اينکه آنان با وجود نيازمندي، به حق خويش قانع‏اند و توقعي بيش از اين از حاکم ندارند و بر افزون طلبي و زياده خواهي، ذاتا تمايلي ندارند و لذا تنها اين دسته هستند که در همه‏ي عرصه‏ها پشتوانه‏ي محکمي براي نظام بوده و در جهت دفاع از آن هميشه آماده و پيش تازند. مولاي متقيان در ادامه‏ي فرمان بيداد کننده‏ي خود به مالک اشتر، در اين خصوص به چند امر مهم توصيه فرمودند که ذيلا از نظرتان مي‏گذرد:

شاد فراوان و فرو رفتن در نعمت، تو را از رسيدگي به وضع آنان باز ندارد. زيرا تو جز به خاطر کارهاي مهم، از تضييع امور جزئي و غير ضروري معذور نيستي. پس توجه و اهتمام خويش را از آنان قطع نکن و هيچ گاه از ايشانم رويگردان مباش. کارهاي کساني را رسيدگي کن که دسترسي به تو ندارند و مردم آنان را حقير و خوار مي‏دانند و براي رسيدگي به امور ايشان کسي را تعيين کن که متواضع و خدا ترس باشد تا کارهاي آنها را به تو برساند. پس در حق ايشان چنان رفتار کن که در روز قيامت معذور نباشي. زيرا اين گروه، نسبت به ساير مردم به عدل و داد نيازمندترند. پس در اداي حق هر يک از ايشان در نزد خدا عذر و حجتي داشته باش. به امور مربوط به يتيمان رسيدگي کن و پيران درمانده را که نه چاره‏اي براي حل مشکل خود دارند و نه دست نياز پيش کسي دراز مي‏کنند فراموش نکن. اين وظيفه براي زمامداران ننگين و گران است. بلکه حق، به طور کلي ثقيل است به هر ترتيب خداوند آن را براي کساني که طالب آخرتند و در جهت وصول به آن تحمل صبر و شکيبايي مي‏نمايند و به وعده‏هاي خدا اطمينان دارند، آسان مي‏گرداند. [2] .


 رعايت تساوي حقوق، سيره‏ عملي عدل علي

 

سياسيت و استراتژي مولي الموحدين، همواره بر پايه‏ي قسط و عدالت و تساوي و برابري استوار بوده است. مساوات در برابر قانون در مسائل حقوقي که براي همه حکومتهاي مدعي دموکراسي، مخصوصا حکومت‏هاي ديني، امري لازم و اجتناب ناپذير است و نيز در سخنان حضرت فراوان به چشم مي‏خورد که اين موضوع را مي‏توان به عينه در خطبه‏هاي مختلف و در اغلب نامه‏ها به واليان و استانداران، همين مساله- يعني مساوات در برابر قانون نسبت به تمام طبقات و اقشار جامعه- را ديد. او آن قدر اين مساله را مهم مي‏دانست که دامنه‏ي آن را محدود به امور مسلمين نمي‏دانست، بلکه راجع به حقوق اقليت‏هاي مذهبي هم مسائلي را مطرح مي‏نمود. آن قدر اين مساله در جامعه نمود پيدا کرده بود که افراد ضعيف و مستضعف اجتماع که اغلب در جامعه مورد اعتنا و توجه نبودند، نزد اميرمومنان ( ع) مي‏آمدند که حق آنان را از دنيا پرستان و سردمداران ظلم و ستم باز پس گيرد. حضرت ضمن اکرام اين افراد منتهي درجه‏ي سعي خود را به کار مي‏بست که حقوق از دست رفته‏ي آنان را استيفا نمايد. در مقابل، اشخاص ثروتمند و زالو صفت که به حسب ظاهر قوي و نيرومندند و به فزوني مال و دارايي‏هاي خويش مي‏نازند، نزد آن حضرت به قدري ضعيف و ناتوانند که حقوق ديگران را از آنها باز مي‏ستاند. لذا راجع به همين مساله است که حضرت مي‏فرمايد:

الذليل عندي عزيز حتي آخذ الحق له، والقوي عندي ضعيف حتي آخذ الحق منه. [1] .

ذليل تا وقتي که حقش را مي‏ستانم، در نزد من گرامي است و نيرومند تا وقتي که حق ديگري را از او بازستانم، در نزد من ناتوان است.)

اين امر را مي‏توان در بندهاي مختلف کتاب نهج‏البلاغه مورد تفحص و توجه قرار  داد. در اين توصيه‏ها به طور موکد مشاهده مي‏شود که حاکم بايد در امور حقوقي قاطع باشد و نسبت به همه به طور يکسان برخورد نمايد، نه اينکه خواهان امتياز طبقاتي و برتري گروهي باسد و دسته‏اي را بر گروه ديگر ترجيح دهد. بر همين اساس است که حضرت در بخشي از نامه‏ي خود خطاب به اسود بن قطيبه، سردار سپاه حلوان، مي‏نويسد:

بايد کار مردم در حق نزد تو يکسان باشد، زيرا بدون ترديد ظلم و ستم جايگزين عدل نمي‏شود، از کاري که مانند آن را براي خودت نمي‏پسندي، دوري کن و خويشتن را در انجام کارهاي واجب به اميد پاداش دهي و ترس از کيفرش فدا کن.


مناظرة‌ دكتر تيجاني با دانشمند تونسي

دكتر تيجاني مي‌گويد: پس از تشرّف به مذهب حَقّة اماميه و بازگشت به وطنم تونس، با يكي از دانشمندان در مورد حديث غدير، به گفتگو و مناظره پرداختم.

دكتر تيجاني: آيا شما حديث غدير را قبول داريد؟

 

 

دانشمند تونسي: آري، اين حديث صحيح مي‌باشد. اتفاقا من در مورد قرآن تفسيري نوشته‌ام و به حديث غدير در ذيل آيه 67 سورة مائده اشاره كرده‌ام و به صحت آن اعتراف نموده‌ام آن گاه تفسيرش را به من داد و مطالب خود را در مورد حديث غدير به من نشان داد. نوشته بود:

ادامه در ادامه مطلب


غدير چشمه جوشان ولايت

جمعه 20 آبان 1390  4:55 PM

 جبرئيل گفت يا رسول الله خدايت سلامم مي‌رساند و مي‌فرمايد ما هيچ نبيّي از انبيا و هيچ رسولي از نسل خودرا قبض روح نكرده‌ايم، مگر پس از كمال و تماميت دين و تاكيد حجت و دليل بر ابقا و پايداري در دين. اكنون نوبت تو رسيده كه دو فريضه از احكام شريعت باقي مانده را به قوم خود و به ملت اسلام ابلاغ كني: نخست حج خانه خدا و پس از آن ولايت خليفه جانشين خودت مي‌باشد. آري اين است فلسفه غدير كه از سوي حضرت رحمان بر خاتم پيامبران خود ابلاغ كرد كه چون پيغمبر اين فرمان را از سوي پروردگار يافت دستور داد اعلان نمايند و به اطراف حجار مبلغيني فرستند كه به مردم برسانند كه پيغمبر خدا اراده حج خانه خدا نموده است تا اين وظيفه آسماني را مانند ساير احكام شريعت عملاً به شما مسلمانان تعليم فرمايد هركس از هر كجا استطاعت مالي و بدني دارد خود را به قافله رسول خدا برساند. پيغمبر اكرم از مدينه بيرون رفت و گروهي كثير به او پيوستند و چشم بر حكم و گوش بر فرمان او داشتند كه چگونه عمل حج را برگزار مي‌نمايد و مي‌آموزد. در بيرون شهر مدينه قريب هفتاد هزار تن به پيامبر پيوستند به عدد اصحاب موسي عليه‌السلام كه هفتاد هزار نفر بودند و با موسي به ميقات رفتند. در اين سفر همان طور كه موسي نسبت به بقيه قوم بني‌اسرائيل درباره هارون عهد و ميثاق گرفت پيغمبر خاتم الانبيا نسبت به علي كه او را به منزله هارون براي موسي مي‌دانست عهد و ميثاق گرفت پيامبر با هفتاد هزار نفر حركت كرد در حالي كه در زبان همه تكبير و تسبيح بود و تمام كوه و صحرا را طنين لبيك لبيك مردم مسلمان پر كرده بود. از اطراف آن قدر به او پيوستند كه جمعيتي حدود180 هزار نفر با رسول خدا حج گذاردند و پيغمبر تمام مناسك و اعمال حج را از حين حركت تا برگشت به وطن عملاً به آنها تعليم فرمود. در مكه و در مني باز جبرئيل نازل شد و ابلاغ سلام نمود و گفت يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك، يا رسول خدا خدايت سلامت مي‌رساند مي‌فرمايد آنچه از سوي پروردگارت بر تو فرود آمده به ديگران آگاهي‌بخش و وصي و خليفه و جانشين خود را معرفي كن او كسي است كه علم وميراث انبيا بايد نزد او محفوظ بماند و تابوت شهادت واسرار ولايت و آثار نبوت انبيا را بايد به او بسپاري او ولي خدا و ولي هر مؤمن استپيامبر اكرم از منافقين قوم كه تازه مسلمان بودند و به نفاق و شقاق مي‌پرداختند بيمناك بود كه مباد با گفتن اين بيان از اطراف او پراكنده شوند و سبب پراكندگي و تشتت افكار مسلمين گردند خاصه كه در بين اعمال حج است رسول خدا مي‌خواست اعمال حج تمام شود و مأموريت خود را ابلاغ فرمايد و چون گروهي بسيار در جنگ‌ها به دست عليكشته شدند علي مبغوض گروهي ظاهربين مادي بود پيامبر بيمناك بود و راهي جز ابلاغ نداشت و منتظر فرصت مناسب‌تري بود ضمناً استمداد نمود كه خداوندا مرا از شر و نفس اماره عهدشكنان مصون دار.جبرئيل رفت و برگشت در مسجد حنيف باز همان آيه را آورد و تاكيد نمود كه به عهد خود درباره عهد علي قيام كن و علي را در ميان مردم به خلافت و جانشيني خود براي حفظ آثار انبيا و مواريث پيامبران برگزين و رسول اكرم مترصد مقامي واجد شرايط بود كه آخرين امر خدا را ابلاغ فرمايد تا به كراع غديرخم رسيد اين دامنه كوه سه كيلومتر تا جحفه ميقات حاجيان فاصله دارد جبرئيل نازل شد آيه عصمت و تضمين را آورد: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك بن الناس، رسول خدا با اطمينان قلب ايستاد و فرمود شترها را بخوابانيد و رفت‌گان را كه تا جحفه رسيده بودند برگردانيد و عقب افتادگان را برسانيد و اذان جامع دهيد كه خبر مهمي را بايد به فرمان خدا ابلاغ نمايم و در آنجا كه امروز مسجد غدير است فرود آمد.

 

 


شعر در مدح مولا

جمعه 20 آبان 1390  4:51 PM

 


«از منتهای حد‌ّ تصوّر 
تا ابتدای نام بلندت 
راهی هزار مرتبه شیری‌ست 
چون کهکشانِ مهرِ کمندت 

معنا، گران و کلک من الکن 
عهدی اگر عتیق شود عشق 
حتّی اگر شهید نباشم 
در خون خود عقیق شود عشق 

 

ادامه در ادامه مطلب

 


عهد غدیری

پنج شنبه 19 آبان 1390  3:00 PM

 ای انسان های آگاه و بیدار! آیا می پندارید که رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- مثل سایر آدمیان کاری بیهوده و بی فایده انجام می دهد؟ گمان می کنید که چرا آن آفتاب عالم تاب از ماهها پیش فرمان داد تا جارچیان به همه شهرها و کشورها اعلام کنند که ...

پس هر آن کس که استطاعت و توانایی دارد، برای انجام مناسک حج به کاروان رسول الله بپیوندد. آیا هدف او جز این بود که حج را به طور عملی به مسلمین آموزش دهد؟ امّا او که نبی مرسل و پدر امّت نوپای اسلام بود، علاوه بر آن، مأموریّت خطیر دیگری را نیز به عهده داشت. 

روشنفکران تاریخ و ای دلسوزان بشریّت، آیا می پندارید که نبی اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- جامعه اسلامی را که 23 سال با رنج و مشقّت پرورش داده، بدون رهبر و جانشین رها می کند؟

و منتظر است تا شما بعد از او، خودتان با برگزاری شورا و نظرخواهی احمقانه تان برای پیامبر و جامعه اسلامی خلیفه و جانشین تعیین کنید؟

رسولی که از جوانی به محمد امین شهرت داشت، به فرمان الهی دستور توقف حاجیان را در بیابان گرم و سوزان غدیر خم صادر می فرماید. اعلام می دارد که رفتگان باز آیند و آنانی که هنوز نرسیده اند برسند.

سپس با جهاز اشتران کاروان، منبری به پا کرده بر روی آن ایستاده و طی خطابه و سخنرانی طولانی که آخرین کلام و گفتار رسمی و علنی پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- قبل از وفاتشان بود؛ امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- را به طور آشکارا و علنی به تمامی حاضران معرفی کرده و ایشان را ولی و جانشین و امام پس از خود قرار می دهند. همان طور که بارها و بارها این نکته را به مردم گوش زد کرده بودند. از همان دعوت عشیره تا به امروز. و امروز آخرین بار و اتمام حجّت برای همگان بود و از حاضران می خواهند تا به غائبان پیام- من کنت مولا فهذا علی مولا- را برسانند.

اینک پیام غدیر به لطف امام غدیر بعد از 1400 سال به ما هم رسید و هنگامه آن رسیده که ما نیز همچون غدیریان آن زمان که با مولای خود دست بیعت دادند، با مولا و سرور و صاحب خود دست بیعت دهیم.
و صبحگاهان با سردادنِ سرود صبحگاهی دعای عهد، عهدی تازه با امام خود امضاء کنیم که پیوسته در رکاب آن حضرت قدم بر داشته، تا شاید جز دوستارانش قرارمان دهد. و امید آن داریم که باقی مانده از عمرمان را در دوران ظهور و حضور حضرتش سپری کنیم.


اوصاف غدير در آيات

پنج شنبه 19 آبان 1390  2:59 PM

 در قرآن کريم، چهار وصف عظيم براي غدير، بدين سان ذکر شده است:


1. الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ

امروز، کافران از دست اندازي به دين شما نوميد گرديده‌اند.

2. الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ

امروز، دين شما را کامل کردم.

3. وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي

نعمتم را بر شما تمام گردانيدم.

4. وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا(1)

و خرسند شدم که اسلام کيش شما باشد.
دقّت در این آیات، اهمیّت ولایت و عظمت غدیر را می نمایاند. در این قلمرو، سخن دیگر خدای متعال، بسیار درس آموز است.

"يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ"

ای پیامبر ابلاغ‌کن آنچه را فرود آمده بر تو از پروردگارت و اگر نکنی نرسانده باشی پیام او را.

در این آیه شریفه، نفی تبلیغ مسأله امامت، مساوی با نفی انجام رسالت الهی دانسته شده است.(2) 


مراسم بعد از خطبه

پنج شنبه 19 آبان 1390  2:54 PM


بیعت مردان (1)
پس از پایان خطبه ، مردم به سوی پیامبر و امیرالمومنین صلوات الله علیهما و آلهما هجوم آوردند، و با ایشان به عنوان بیعت دست می دادند، و هم به پیامبر و هم به امیرالمومنین علیهماالسلام تبریک و تهنیت می گفتند، و پیامبر صلی الله علیه و آله هم می فرمود: «الحمدلله الذی فضلنا علی جمیع العالمین».
عبارت تاریخ چنین است: پس از اتمام خطبه، صدای مردم بلند شد که: «آری شنیدیم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت می کنیم.» بعد به سوی پیامبر و امیرالمومنین صلوات الله علیهما و آلهما ازدحام کردند و برای بیعت سبقت می گرفتند و با ایشان دست بیعت می دادند.
برای آنکه رسمیت مسئله محکم تر شود، و آن جمعیت انبوه بتوانند مراسم بیعت را بطور منظم و برنامه ریزی شده ای انجام دهند، پیامبر صلی الله علیه و آله دستور دادند تا دو خیمه برپا شود. یکی را مخصوص خود قرار دادند و در آن جلوس فرمودند، و به امیرالمومنین علیه السلام دستور دادند تا در خیمه دیگر جلوس نماید، و امر کردند تا مردم جمع شوند.
پس از آن مردم دسته دسته در خیمه پیامبر صلی الله علیه و آله حضور می یافتند و با آن حضرت بیعت نموده و به او تبریک و تهنیت می گفتند . سپس در خیمه مخصوص امیرالمومنین علیه السلام حاضر می شدند و بعنوان امام و خلیفه بعد از پیامبرشان با او بیعت می کردند و بعنوان «امیرالمومنین» بر او سلام می کردند، و این مقام والا را به آن حضرت تبریک و تهنیت می گفتند.
نکته قابل توجهی که در هیچیک از پیروزی های پیامبر صلی الله علیه و آله چه در جنگها و چه سایر مناسبتها و حتی فتح مکه سراغ نداریم، این است که حضرت در روز غدیر مکرر می فرمود: 
«بمن تبریک بگوئید، بمن تهنیت بگوئید، زیرا خداوند مرا به نبوت و اهل بیتم را به امامت اختصاص داده است».
و این نشانه فتح بزرگ و در هم شکستن کامل سنگرهای کفر و نفاق است. 
برنامه بیعت و تهنیت تا سه روز ادامه داشت، و این مدت را حضرت در غدیر اقامت داشتند. 
بسیار بجاست که در این مقطع به قطعه جالبی از تاریخ این بیعت اشاره کنیم:
اولین کسانی که در غدیر با امیرالمومنین علیه السلام بیعت نمودند و خود را از دیگران جلو انداختند همانهایی بودند که زودتر از همه آنرا شکستند و پیش از همه پیمان خود را زیر پا گذاشتند . آنان عبارت بودند از: ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه و زبیر، که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله یکی پس از دیگری رو در روی امیرالمومنین علیه السلام ایستادند.
جالبتر اینکه عمر بعد از بیعت این کلمات را بر زبان می راند:
«افتخار برایت باد، گوارایت باد ای پسر ابی طالب، خوشا به حالت ای اباالحسن، اکنون مولای من و مولای هر مرد و زن مومنی شده ای»!
نکته دیگری که باردیگر چهره دو رویان را روشن ساخت این بود که پس از امر پیامبر صلی الله علیه و آله همه مردم بدون چون و چرا با امیرالمومنین علیه السلام بیعت می کردند، ولی ابوبکر و عمر با آنکه پیش از همه خود را برای بیعت به میان انداخته بودند قبل از بیعت بصورت اعتراض گفتند: آیا این امر از طرف خداوند است یا از طرف رسولش؟ حضرت فرمود: «از طرف خدا و رسولش است» ، و نیز فرمود:«آری حق است از طرف خدا و رسولش که امیرالمومنین است.»


بیعت زنان
ادامه در ادامه مطلب

 


نماز عيد غدير

پنج شنبه 19 آبان 1390  2:52 PM

 نماز عيد غدير عبادتى مستحب است كه فقهاء ـ رضوان الله عليهم أجمعين ـ در كتابهاى فقهى از آن ياد كرده‏اند. در اين مقاله نگاهى گذرا به مسأله استحباب نماز غدير در روايات و گفتار فقهاى نامدار شيعه مى‏افكنيم.

گفتار فقها

فقهاى شيعه در كتابهاى فقهى غالبا به اين مسأله پرداخته و در مورد اسحباب آن فتوا داده‏اند . شروع بودن آن در حدى است كه فقيه جاودانه صاحب جواهر متوفاى 1266ه.ق مى‏گويد: فلا خلاف احده فى هذه الصلاة بين قدماء الاصحاب و متأخريهم.

در اين نماز اختلافى ميان فقهاى قدم و جديد شيعه نديدم‏.1 شيخ مفيد(ره) متوفاى 413 ه در اين باره مى‏نويسد:

«فاذا ارتفع النهار من اليوم الثامن عشر من ذى الحجة فاغتسل فيه كغسلك للعيدين و الجمعة و ألبس أطهر ثيابك و امس شيئا من الطيب ان قدرت عليه، و ابرز تحت السماء، و ارتقب الشمس فاذا بقى لزوالها نصف ساعة او نحو ذلك فصل ركعتينى...» (1)

هنگامى كه خورشيد در روز هجدهم ذى حجه بالا آمد، مانند غسل عيد قربان، عيد فطر و روز جمعه غسل كن. بهترين لباسهايت را بپوش، اگر توانستى مقدارى عطر استعمال كن، زير آسمان قرار بگير و مواظب خورشيد باش؛ وقتى نيم ساعت به زوال آفتاب باقى ماند دو ركعت نماز بخوان.
ادامه در ادامه مطلب


شیعه یعنی دست بیعت با غدیر

پنج شنبه 19 آبان 1390  2:50 PM

 شیعه در لغت بر دو معنا اطلاق می‌شود، یکی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی، و دیگری، پیروی کردن فردی یا گروهی، از فرد یا گروهی دیگر.

، در اصطلاح به آن عده از مسلمانان گفته می‌شود که به خلافت و امامت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ معتقدند، و بر این عقیده‌اند که امام و جانشین پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از طریق نصّ شرعی تعیین می‌شود، و امامت حضرت علی ـ علیه السلام ـ و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی ثابت شده است.[2] 
اطلاق شیعه بر دوستان و پیروان علی ـ علیه السلام ـ، نخست، از طرف پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ صورت گرفته است. این مطلب، در احادیث متعددی که از آن حضرت روایت شده، مطرح شده است. چنان که سیوطی از جابر بن عبدالله انصاری و ابن عباس و علی ـ علیه السلام ـ روایت کرده که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در تفسیر آیه‌ی «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریّة» (بیّنه / 7) اشاره به علی ـ علیه السلام ـ کرده و فرموده‌اند: «تو و شیعیانت» روز قیامت، رستگار خواهید بود.»[3] 
در تاریخ شیعه، فرقه‌هایی پدید آمده است، که بسیاری از آن‌ها منقرض شده‌اند، و بحث درباره‌ی آن‌ها فایده‌ی چندانی ندارد. فرقه‌های اصلی شیعه که هم اکنون نیز موجودند عبارتند از: شیعه‌ی اثنا عشریه، شیعه‌ی زندیّه، و شیعه‌ی اسماعیلیه، درباره‌ی ‌هر یک از آن‌ها در فصلی جداگانه، به اختصار بحث خواهیم کرد. موضوع بحث در این فصل، شیعه‌ی اثنا عشریه است.
ادامه در ادامه مطلب


چهل حدیث غدیر

پنج شنبه 19 آبان 1390  2:48 PM

  1- عید خلافت و ولایت


روی زیاد بن محمد قال: دخلت علی ابی عبد الله علیه‌السلام فقلت: للمسلمین عید غیر یوم الجمعة والفطر والاضحی؟

قال: نعم، الیوم الذی نصب فیه رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله امیرالمؤمنین علیه‌السلام. مصباح المتهجد: 736.

زیاد بن محمد گوید: بر امام صادق علیه‌السلام وارد شدم و گفتم: آیا مسلمانان عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند؟

امام علیه‌السلام فرمود: آری، روزی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله امیرمؤمنان علیه‌السلام را (به خلافت و ولایت) منصوب کرد.
ادامه در ادامه مطلب


چراغ غدير بر بام تاريخ

پنج شنبه 19 آبان 1390  2:47 PM

 سطحى‏نگرى و كوچك‏انديشى است، اگر «غدير» و «ولايت‏» را، نزاعى در ميان دوگروه در گذشته بدانيم و دور از «متن مكتب‏» است، اگر ايستادن بر كرانه جوشان «غدير» را تنهاحساسيتى فرقه‏اى و جدالى مذهبى به شمار آوريم.

«غدير»، همواره برپاست. 

صحنه تعيين «مولى‏»، و آن بيعتها و استشهادها و اعترافها، هنوز هم محو نشده‏است. بيعتگران نيز، صحنه را ترك نكرده‏اند. على‏رغم آنان كه سعى كرده‏اند غبارى از«نسيان‏» و پرده‏اى از «كتمان‏» بر سيماى غدير بنشانند و بيفكنند، دلها وجانهاى بيشمارى هنوز هم توجه به آن دستهاى بلندى دارد كه دست «على‏» را گرفت وفراز آورد، تا آن خورشيد را، همه ببينند، همه بشناسند، به يكديگر و به غايبان‏از صحنه و به خبرگيران از واقعه و به جويندگان چراغ، معرفى كنند. 

صحنه‏غدير، پايان نيافته است. 

هنوز هم ديدگان تاريخ، در عصر حاضر، در قاره‏هاى دوردست، در جنوبى‏ترين كشورآفريقا، در شرقى‏ترين منطقه خاور دور، در مركزى‏ترين بخش اروپا و آمريكا، در پى‏آشنايى با «خورشيد»ى هستند كه اگر بتابد، خانه‏ها را، دلها را، شهرها را، انديشه‏ها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبيات و هنر را، گستره عقيده‏ها وباورها را «روشن‏» مى‏سازد. و از «نور»، چه انتظارى است، جز درخشيدن و فروغ‏گستردن و گرما بخشيدن؟! در غدير، دستى كه فرا رفت، دست‏خدا بود، زبانى كه «على‏مولاه‏» را سرود، زبان خدا بود، دستى هم كه به عنوان «مولى‏» بالا رفت و همگان‏ديدند، دست‏خدا بود، «على‏»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سير و مسيربود، «غدير»، راهى بود كه روندگان را به «على‏» مى‏رساند. 

و ... «على‏» هم، صراطى بود كه رهپويان را به «خدا» مى‏رساند. 

«غدير»، چشمه‏اى زلال بود كه در طول چهارده قرن، هزاران هزار كام تشنه را ازكوثر معارف ناب، سيراب ساخت. و اين چشمه، هنوز هم سارى و جارى است. 

«غدير»، چراغى بر اوج بود، كه در قرنهاى متمادى تاريخ بشرى، گمگشتگان‏بسيارى را از واديهاى خوف و خطر و بيراهه‏هاى تاريكى و ضلالت، به «مقصد»راهنمايى كرد. و اين چراغ، همچنان فروزان و نورافشان و راهنماست. 

«غدير»، تكيه‏گاهى بود كه شيعه را در عصر محكوميت و مظلوميت ديرپاى خويش،پناه بود و حجت و برهان. و اين تكيه‏گاه، هنوز هم به استوارى گذشته، پابرجاست ومحكمترين حجت‏ها را دارد. 

«غدير»، متنى بود، روشن و بى‏ابهام، گويا و صريح، كه خيلى‏ها كوشيدند حواشى‏تاويل و تفسيرهاى دور از واقعيت‏براى آن ترسيم كنند. و اين متن، هنوز هم براى‏آنان كه بى‏حواشى به آن بنگرند، صريح و گوياست. 

«غدير»، ميوه‏اى شيرين در بوستان رسالت‏بود، كه تداوم «خط نبوت‏» را در شكل‏«امامت‏»، به شيرين‏ترين صورت ترسيم مى‏كرد. و هنوز هم اين ميوه شيرين، زينت‏بخش‏بوستان محمدى است و بدون آن، «باغ رسالت‏» بى‏ثمر است «و ان لم تفعل فما بلغت‏رسالته ...». 

«غدير»، ميثاقى بود ميان صاحبان باور و عقيده به خدا و رسول، كه وفادارى به‏آن، شاهد صدق ايمان بوده است. و اين عهد و پيمان، هنوز هم «وفا» مى‏طلبد ودستان بيعتگر را به «صدق‏» فرا مى‏خواند، و همه ساله، اين عيد فرخنده موعدى‏براى تجديد آن عهد و تحكيم آن ميثاق با خدا و رسول است. 

«غدير»، اگر چه بركه‏اى در بيابان بود، ولى هفت دريا به وسعت تاريخ و زمان‏بود كه موجش «ازل‏» تا «ابد» را فرا گرفت و اگر خاكيان، برخى چشم ديدن آن‏موج ابدى را نداشتند، افلاكيان به تكريم آن به يكديگر تهنيت مى‏گفتند. 

«غدير»، سفينه نجاتى بود كه گرفتاران موج جهالت و حيرت ضلالت را به ساحل امن‏ايمان مى‏رساند. اين سفينه، هنوز هم سرنشين مى‏طلبد و امواج فتنه و فريب، هنوز هم‏در پى دور ساختن انديشه‏ها از اين ساحل‏اند. 

«غدير»، روشن‏ترين چراغ بود، بر بالاترين بام خانه‏هاى تاريخ، تا ... مردم‏«اهل بيت‏» را بشناسند و به «خانه‏»اى رهنمون شوند كه افراد آن در دامان‏«وحى‏» بزرگ شدند و «آيات خدا» در آن خانه فرود آمد و جبرئيل امين، مانوس‏آن بيت و اهل بيت‏بود. 

اگر انسانيت امروز، مى‏خواهد به آن «خانه‏» راه يابد، خانه‏اى كه همه چيز درآنجاست، و همه كليدهاى گشاينده همه قفلها و درهاى بسته در دست صاحبان و ساكنان‏آن خانه است. 

بايد به اين چراغ نگاه كند، تا راه را بشناسد. 


 روزهاى سرنوشت‏ساز ملى و عيدهاى شادى‏بخش و نشاط آفرين دينى در نظر گاه جامعه‏ها و تمدن‏هاى زنده و آگاه،هر كدام داراى شكوه و اهميت و ارزش ويژه‏اى است و مردم خردمند و خردورز و آگاه به تناسب نقش هر يك از اين روزهاى تاريخى در نجات و رستگارى و آزادى و رشد معنوى و اجتماعى آن جامعه و مردم،از ديرباز بر اساس راه و رسم مذهبى و ملى،مردمى و يا منطقه‏اى بدان روزها و عيدها بها مى‏دهند و فرا رسيدن آن‏ها را گرامى مى‏دارند و روز شكوهبار«غدير»و يا عيد غدير از ديرباز در نظر خدا و پيامبرش و نيز خاندان وحى و رسالت و توحيدگرايان و مسلمانان از ارزش و اهميت وصف ناپذيرى بهره‏ور بوده و هماره به آن سخت بها مى‏دهند و آن را برترين و پر شكوه‏ترين عيد مذهبى و دينى مى‏نگرند.

اين همه شكوه و عظمت براى اين روز بزرگ چرا؟

از نظر آفريدگار هستى اهميت اين روز بزرگ به خاطر آن است كه در اين روز سرنوشت‏ساز به فرمان او،پيام آورش مدال شكوه و افتخار پيشوايى و رهبرى راستين را بر سينه على(ع)نشاند و تاج معنوى خلافت را بر سر سرفراز او نهاد و او را به عنوان امير و امام و سررشته‏دار دين و دنياى مردم برگزيد و به همين منظور فرشته وحى با پيام او به پيام آورش فرمود آمد و ضمن تسليم گرم‏ترين تبريك و تهنيت خدا به پيامبر و مردم توحيدگرا اين آيه را آورد كه:هان اى مردم،امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خويشتن را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما به عنوان آيين جاودانه برگزيدم...

اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا... (1) .
 ادامه در ادامه مطلب


روز عید چه کارها که باید کرد؟

پنج شنبه 19 آبان 1390  2:44 PM

 تجدید میثاق با رهبری

یکی از آداب عیدغدیر، دیدار با رهبری و تجدید میثاق با مقام ولایت است. با ملاحظه احادیث مربوط به غدیر، روشن می‌شود که برنامه دیدار با رهبری و پیشوای مسلمانان و بیعت با او، از زمان ائمه علیهم السلام به ویژه از زمان امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام مرسوم بوده و مردم، از همه جا برای دیدار با معصومان و تجدید عهد به حضورشان می‌رسیدند. امام صادق علیه السلام دراین باره می‌فرماید: «این روز، روز تجدید عهد و یادآوری اتمام نعمت و اکمال دین است و از احترام زیادی برخوردار است».
ادامه در ادامه مطلب


غدير در دعاها و زيارات

پنج شنبه 19 آبان 1390  2:42 PM

 آرزوى هر شيعه است كه اى كاش زمان به عقب برمى‏گشت و در غدير حاضر بود و با مولايش دست بيعت مى‏داد و به آنحضرت تبريك مى‏گفت.اى كاش امير المؤمنين عليه السلام اكنون زنده بود،و هر ساله در روز غدير به حضورش شرفياب مى‏شديم و با او تجديد بيعت مى‏كرديم و بار ديگر به او تهنيت مى‏گفتيم.


تحقق اين آرزو چندان مشكل نيست.زيارت امير المؤمنين عليه السلام در نجف اشرف و حضور در حرم مطهر آنحضرت و عرض ادب به ساحت قدس او و سخن گفتن با او از صميم جان و باز گفتن اين آرزوى قلبى در پيشگاهش از نظر شيعه،تجديد بيعت حقيقى و تبريك و تهنيت واقعى است .سلام غدير به آن دوم شخصيت عالم وجود كه صداى ما را مى‏شنود و پاسخ ما را مى‏دهد در حكم حضور در بيابان غدير و بيعت با دست مبارك اوست.
امام صادق و امام رضا عليهما السلام سفارش اكيد فرموده‏اند (1) كه تا حد امكان در روز غدير كنار قبر امير المؤمنين عليه السلام حاضر باشيم و اين يادبود عظيم را در حرم صاحب غدير بپا كنيم.حتى اگر نمى‏توانيم در حرم او حاضر شويم در هر جايى كه باشيم كافى است به سوى مزار با صفايش اشاره كنيم و به او سلامى دهيم و قلب خود را در حرم او حاضر كنيم و با مولايمان سخن بگوييم،كه او سلام ما را سلامى گرم مى‏دهد و دست بيعت ما را با دستان يداللهى خويش مى‏فشارد.

اين يادبود سالانه،تجديد خاطره غدير و بيعت مجدد با صاحب آن است،و از زمان ائمه عليهم السلام تاكنون همواره برگزار شده است.سالانه هزاران نفر در شب و روز غدير در حرم امير المؤمنين عليه السلام حضور يافته‏اند و بند رقيت او را بدست مباركش زينت گردن خود ساخته‏اند و به صاحب اختيارى مطلق او بر همه هستى‏شان افتخار نموده‏اند،و اين را بعنوان بيعت با فرزندش حضرت قائم آل محمد عجل الله فرجه تلقى نموده‏اند.

امام هادى عليه السلامـدر سالى كه معتصم عباسى آنحضرت را از مدينه به سامرا تبعيد كردـدر روز غدير به نجف آمدند و در حرم جدشان امير المؤمنين عليه السلام حضور يافتند و زيارت مفصلى خطاب به آنحضرت انشا فرمودند. (2) اين زيارت دوره كامل عقايد شيعه درباره ولايت امير المؤمنين عليه السلام و فضايل و سوابق و محنتهاى آنحضرت را بيان مى‏كند.در اينجا جملاتى از اين زيارت را كه تجديد عهدى با عقايد ريشه‏دارمان است و نيز برخى دعاها كه در آن مسئله غدير مطرح شده است مى‏آوريم :
ادامه در ادامه مطلب


  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7