سوال 1

سه شنبه 24 آبان 1390  9:57 PM

چرا حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) به صورت کتبی نوشته هایی به امام علی (علیه السلام) ندادند تا بعد ازایشان به امامت برسند؟

 دوران پیامبر گرامی اسلام دوران عجیبی بود و منافقان بسیار. در پاسخ به سؤال شما باید بگوییم:

1-      اعلان رسمی کم تر از نوشته نیست. آن هم اعلانی که در آن(غدیر) بیش از 120000 نفر حضور داشته و آن را مکتوب کنند.

2-      در صورت مکتوب شدن، از بین بردن آن برای مخالفین کاری نداشت. همانطور که:

·         در ماجرای فدک نیز ابوبکر سند رسمی ای که حضرت زهرا(سلام الله علیها) از پیامبر داشتند را پاره کرد و فدک را غصب کرد.

·         حدود یک قرن منع حدیث بود و تمامی احادیث مکتوب سوزانده شد.

·         در هنگامی که قرآن ها برای تهیه بهترین نسخه جمع آوری شدند، قرآنی که امیرالمؤمنین(علیه السلام) به امر پیامبر جمع آوری کرده بودند را نپذیرفتند.

3-      کتاب های تاریخی(سنی و شیعه) امامت حضرت علی(علیه السلام) را تأیید کرده اند و این خود یک سند است.

4-      با این حال پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) در زمان شهادت خود، هنگامی که در بستر بیماری بودند فرمودند: «قلم و کاغذ بیاورید تا چیزی بنویسم تا بعد از من اختلاف نکنید.» اما عمر گفت: «او تب دارد و هزیان می گوید.» و مانع آوردن کاغذ شد.

5-      در آخر باید بگوییم که ماجرای غدیر آنقدر واضح بود که نیاز به اثبات آن نیست و در آن زمان مردمان نه به خاطر تردید در این امر، بلکه به خاطر کینه و حسادتی که نسبت به حضرت داشتند و یا ترس از حکومت وقت از زیر آن سر باز زدند.

6-      با این حال بجهت اینکه نشان داده شود که ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) از طرف خداوند است، لوحی آسمانی از جانب خداوند برای پیامبر آمد که در آن، ولایت امیرالمؤمنین و یازده امام دیگر پس از ایشان به صراحت بیان شده بود. «جابر» این لوح را در زمانی که به دست حضرت زهرا(سلام الله علیها) رسیده بود، مشاهده کرد و از روی آن نسخه برداری کرد که متن آن هم اکنون موجود می باشد. خود لوح نیز در دست حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) می باشد. این حدیث، به نام حدیث لوح مشهور بوده و در کتاب اصول کافی موجود می باشد. 

در ضمن می توانید برای کسب اطّلاعات بیشتر به کتاب های «الغدیر» و «شبهای پیشاور» مراجعه کنید.


امت اسلامی در مقابل دو پروژه قرار دارد. یکی «پروژه الهی» که مسئله غدیر و تعیین جانشینی بعد از پیامبر اکرم (ص) است که از طرف خداوند تبیین شد و پروژه دیگر، «پروژه سقیفه» است .

ادامه در ادامه مطلب


برخی محققان دینی می گویند نباید مسئله غدیرخم را در حد جانشینی سیاسی پایین آوریم چرا که مسئله اصلی غدیر ولایت و امامت است و اگر حادثه غدیرخم در آن جمع بزرگ اتفاق نمی افتاد شاید استدلالهای شیعه آنقدر استحکام نداشت .

ادامه در ادامه مطلب


ثمره غدیر امامت و ولایت است

دوشنبه 23 آبان 1390  9:59 PM

 

 

حجت الاسلام والمسلمین ' حسن زارع ' روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با تبریك هفته امامت و ولایت و عید سعید غدیر هم افزود: هیچ اصلی در دین مبین اسلام به اهمیت اصل ولایت و رهبری نیست

 

ادامه در ادامه مطلب


ولایت‌فقیه؛ عامل اتصال غدیر به حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)

ولایت فقیه عامل اتصال غدیرخم به حکومت جهانی حضرت مهدی موعود (عج) در راستای اکمال دین خداست؛ پس حمایت از ولایت فقیه پاسخ به ندای «هَل مِن نَاصِرٍ یَنصُرُنِی» قافله سالار عشق، حسین بن علی(ع) می‌باشد.
 
  ادامه در ادامه مطلب


ابلیس در غدیر خم چه می کرد ؟

دوشنبه 23 آبان 1390  9:46 PM

کاروان از حرکت ایستاد ، شیطان در دلش غوغا شد . عرق بر پیشانیش نشست . می دانست قرار است چه اتفاقی بی افتند . تمام ادیا ن الهی را از مسیر اصلی خارج کرده بود و دین های الهی تحریف شده بود و  خود به نوعی مسیر کژی را  طی می کرد.
 
حال  ابلیس شاهد کامل شدن بزرگترین دین عالم بود . دینی که نه تنها کامل بود بلکه با مسیر ولایت به جاده ای مبدل شده بود  که تا اخر آلزمان جاودان خواهد ماند.
 
علی دستش که بالا رفت شیطان فکری به ذهنش رسید...
 
ادامه در ادامه مطلب


دوستی نیز مانند دیگر مفاهیم اخلاقی دارای ضوابط، شرایط و آداب خاصی است. چه این که دوستی تنها مسئله ایی دنیایی برای پر کردن اوقات فراغت نیست و همان گونه که گذشت در روز رستاخیز از دوستی ها و همنشینی ها نیز سؤال می شود.

۱- رعایت صداقت در دوستی

راستگویی امر مهمی در دوستی با افراد است چرا که سبب ارتقاء روحیه صداقت در فردمی شود. نوشته اند: مردی بسیار به امام مجتبی (علیه السلام) علاقه مند بود. خدمتامام آمد و از او خواست که دوست و همنشین او باشد. امام مجتبی با چهره ای گشاده بهاو تبسم نمود و پاسخ مثبت داد و فرمود: «من تو را به دوستیِ خود بر می گزینم اماچند شرط دارد که باید در دوستی با من رعایت نمایی». مرد گفت: «هر چه باشدمی پذیرم». امام فرمود: «اگر می خواهی با من دوست باشی نباید مرا مدح نمایی زیرا منخود را بهتر از تو می شناسم؛ مبادا به من دروغ بگویی زیرا دروغ را ارزش و اعتبارینیست؛ و مبادا نزد من از کسی غیبت نمایی». مرد اندکی سکوت کرد و چون آن شرایط را درخود نمی دید به امام گفت: «ای فرزند رسول خدا! به من اجازه بده تا باز گردم». امامبا لبخندی فرمود: «اگر این گونه می خواهی اشکالی ندارد.»[۱]


علامه مرتضی عسکری از پژوهندگان پر تلاش تاریخ اسلام و مباحث امامت و نویسنده کتابهای ارزشمند معالم المدرستین و یکصد و پنجاه صحابی دروغین و عبدالله بن سبا و عایشه و بنیانگزار دانشگاه اصول دین و ... می باشند. مصاحبه حاضر ارمغانی است که از گفتگو با ایشان در آستانه سفر حج برگرفته ایم و اینک به خوانندگان ماهنامه کوثر تقدیم می شود.

کوثر: با تشکر از حضرتعالی که وقت شریفتان را در اختیار مجله کوثر قرار دادید، لطفا از حادثه غدیر برایمان بگویید و اینکه چرا این واقعه در جحفه اتفاق افتاد؟

× بسم الله الرحمن الرحیم: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس.

مفسرین از فریقین نوشته اند که این آیه شریفه درباره علی(ع) نازل شده است و مربوط به غدیر خم است. قبل از توضیح واقعه، یک نکته را باید یادآوری نمایم، و آن این است که: وحیی که بر پیامبر(ص) نازل می شده است دو گونه بود: وحی قرآنی و وحی غیر قرآنی.

ادامه در ادامه مطلب 


شهید مطهری و واقعه غدیر

شنبه 21 آبان 1390  10:23 PM

بهترین تعبیر در باره استاد شهید مطهری، کلام امام خمینی - رضوان الله علیه - است: «شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالیمقام مرحوم آقای حاج شیخ مرتضی مطهری - قدس سره - ... که در اسلام شناسی و فنون مختلفه اسلام و قرآن کریم کم نظیر بود ... در عمر کوتاه خود اثرات جاویدی به یادگار گذاشت که پرتوی از وجدان بیدار و روح سرشار از عشق به مکتب بود. او با قلمی روان و فکری توانا در تحلیل مسائل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی با زبان مردم و بی قلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت، نشات می گرفت، برای عارف و عامی سودمند و فرحزاست. ...»

نظر استاد شهید مطهری در باره هر مساله اسلامی، آینه اسلام ناب محمدی(ص) است که با دلیل استوار و عبارات رسا و زیبا بیان کره است. عمده مباحث استاد در باره غدیر، در کتاب پر برگ و بار «امامت و رهبری » ذکر شده است در آستانه .. . سالگرد شهادت آن مرزبان فرهنگ علوی یاد او را با نشر اندیشه های غدیری وی گرامی می داریم.

ادامه در ادامه مطلب 


عيد غدير خم (1)

عيد غدير، يك عيد اصيل اسلامى است. چرا كه روز هجدهم ذى الحجه را مسلمانان در سه قرن اول، به اين عنوان جشن مى‏گرفته‏اند. گفتار مقريزى كه مى‏گويد: «اولين بارى كه اين عيد در اسلام معروف شد، در زمان فرمانروايى معزلدوله على بن‏بويه، در عراق بود، وى آن را به سال سيصد و پنجاه و دو هجرى، بوجود آورد و از آن پس، شيعيان اين روز را عيد قرار دادند، (2) غير صحيح و قابل قبول نيست. زيرا مسعودى گفته است: «فرزندان و شيعيان على رضى الله عنه، اين روز را گرامى مى‏داشتند.» (3) و اين در حالى است كه مسعودى شش سال قبل از تاريخى كه مقريزى مى‏گويد، يعنى به سال سيصد و چهل و شش هجرى، فوت كرده است. فرات بن‏ابراهيم از دانشمندان قرن سوم، حديثى را از امام صادق(ع) روايت مى‏كند كه حضرت در آن از آباء طاهرينش ـ عليهم السلام ـ نقل مى‏كند : رسول اكرم(ص) فرمود:

«يوم غدير خم أفضل أعياد أمتى...»

(روز غدير از بهترين اعياد امت من است...) (4) 

ادامه در ادامه مطلب


 

الف: كلام امام

من اين عيد سعيد بزرگ اسلامى را و مذهبى را به همه ملتهاى مستضعف و به مسلمين جهان و به ملت بزرگوار تبريك عرض مى‏كنم. (1)

غدير منحصر به آن زمان نيست، غدير در همه اعصار بايد باشد. (2)

مسأله غدير، مسأله‏اى نيست كه به نفسه براى حضرت امير يك مسأله‏اى پيش بياورد، حضرت امير مسأله غدير را ايجاد كرده است. (3)

غدير براى ايشان ارزش ندارد، آن كه ارزش دارد خود حضرت است كه دنبال آن ارزش غدير آمده است. (4)

زنده نگه داشتن اين عيد [غدير] نه به اين است كه چراغانى بشود و قصيده‏خوانى بشود و مداحى بشود، اينها خوب است اما مسأله اين نيست، مسأله اين است كه به ما ياد بدهند چطور بايد تبعيت كنيم. (5)

قضيه غدير جعل حكومت است اين است كه قابل نصب است. (6)

ولايتى كه در حديث غدير است به معناى حكومت است نه به معناى مقام معنوى. (7)

حضرت امير است كه غدير را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست كه اسباب اين شده است كه خداى تبارك و تعالى او را حاكم قرار بدهد. (8)

غدير آمده است تا بفهماند سياست به همه مربوط است. (9)

اين حكومتى كه عجين با سياست است در روز غدير براى حضرت امير ثابت شد. (10)

اين كه اين قدر صداى غدير بلند شده است و اين قدر براى غدير ارج قائل شده‏اند ـ و ارج هم دارد ـ براى اين است كه با اقامه ولايت يعنى با رسيدن حكومت به دست صاحب حق همه اين مسايل حل مى‏شود و همه انحرافات از بين مى‏رود. (11)

امروز كه عيد غدير است و از بزرگترين اعياد مذهبى است. (12)

روز عيد غدير روزى است كه پيغمبر اكرم(ص) وظيفه حكومت را معين فرمود و الگوى حكومت اسلامى را تا آخر تعيين فرمود. (13)

ب) سخن رهبر

پيغمبر اكرم(ص) در قضيه غدير و در مقابل چشم مسلمانان و ديدگان تاريخ كسى را به عنوان جانشين خود تعيين كرد كه به طور كامل از ارزشهاى اسلامى برخوردار بود.

از ماجراى غدير مى‏توان فهميد كه اميرالمؤمنين در همان چند سال خلافت و حكومت خودشان اولويت اول در نظر مباركشان استقرار عدل الهى و اسلام است. (14)

در مسأله غدير حقايق بسيارى نهفته است. (15)

اهميت عيد سعيد غدير به عنوان برترين عيدها به اين دليل است كه متضمن ولايت الله وجود مقدس و شخصيت ممتاز امير مؤمنان على(ع) در قلمرو نفس انسانى و جامعه بشرى به عنوان امام و پيشوا برترين الگو و نمونه است. (16)

پى‏نوشتها:

1ـ صحيفه نور، ج 19، ص .223

2ـ همان، ج 20، ص 27 و .28

منبع:www.imamalinet.net


غدير و فلسفه سياسى اسلام

شنبه 21 آبان 1390  10:10 PM

فارغ از هر دو جهانم به گل روى على(ع)

از خم دوست جوانم به خم موى على‏طى كنم عرصه ملك و ملكوت از پى دوست‏ياد آرم به خرابات چو ابروى على(ع) 

ادامه در ادامه مطلب


 اعلام ولايت امام علي علیه السلام پيش از غدير بارها و بارها توسط پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله مطرح گرديده بود.

بريده بن خضيب اسلمي مي گويد:

روزي رسول خدا صلی الله علیه و آله به جمعي و به من امر فرمود :

سَلِّمُوا عَلَى عَلِيٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِين

به عنوان امیرالمومنین به [حضرت] علی [علیه السلام] سلام کنید.

ما هفت نفر بوديم از جمله ابوبکر، عمر، طلحه و زبير ، که پیامبر این فرمان را به ما داد. ما به او به لفظ يا اميرالمؤمنين، سلام کرديم، با آنکه رسول الله زنده و در کنار ما بود.[1]

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله بارها از امامت امام علي علیهم السلام و يازده فرزند او، امامان معصوم علیهم السلام ، سخن گفته بود.

در روز غدير براي امامت امام علي علیه السلام و ديگر امامان معصوم علیهم السلام بيعت گرفته شد که فرمود:

فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَيْعَةَ مِنْكُمْ وَالصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَنِ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فى عَلِىٍّ أميرِالْمُؤْمِنينَ وَالأَوْصِياءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذينَ هُمْ مِنِّى وَمِنْهُ إمامَةٌ فيهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدىُّ إِلى يَوْمٍ يَلْقَى اللَّهَ الَّذى يُقَدِّرُ وَ يَقْضي.

از این روی مامورم که از شما پیمان بگیرم که دست در دست من نهید در پذیرش آن چه از سوی خداوند درباره «علی امیرمومنان» آورده ام و درباره اوصیای پس از او که از من و اویند. این امامت در میان آنان پایدار است و فرجام آنان « مهدی » است و استواری پیشوایی تا روزی است که او با خداوند قدر و قضا دیدار کند (قیامت).[2]


پی نوشت :

[1]. الارشاد شیخ مفید ، جلد 1 ، صفحه 48  [نقل به مضمون]

[2]. الاحتجاج ، جلد 1 ، صفحه 65

منبع:aboutorab.com


ابليس و شياطين در غدير

شنبه 21 آبان 1390  8:08 PM

 ابليس و دار و دسته‏اش -اين دشمنان سخت کوش انسان- «غدير» را هولناکترين مقطع براي خود به حساب آوردند. آنان واهمه داشتند که پس از غدير، راه گمراهيِ انسانها بسته شود. به همين جهت در آن روز، بسيار محزون بودند و فريادشان بلند بود.

ولي شياطين انسي به فرياد ابليس و گروهش رسيدند و در همان غدير وعده‏هايي به او دادند و نقشه‏هايي کشيدند و توطئه‏هايي نمودند که آن حزن و اندوه و فريادهاي شيطان يکباره تبديل به خوشحالي و سرور گرديد.

هنگامي که پس از رحلت پيامبر صلي اللَّه عليه و آله اجراي دقيق آن نقشه‏ها را در سقيفه ديدند سر از پا نمي‏شناختند، و ابليس (بزرگِ شياطين) در آن روز تاجگذاري کرد و دستور شادي و سرور رسمي به گروهش داد.

احاديثي که ذيلاً ذکر مي‏شود شاهد اين مدعا است.

 ادامه در ادامه مطلب


عذاب آسماني بر دشمن غدير

شنبه 21 آبان 1390  8:08 PM

 واقعهي عجيبي که به عنوان يک معجزه، امضاي الهي را بر خط پايان غدير ثبت کرد جريان «حارث فهري»[1] بود که در آخرين ساعات روز سوم، بهمراه دوازده نفر از اصحابش نزد پيامبر صلي اللَّه عليه و آله آمدند و او از طرف بقيه گفت:

اي محمد سه سؤال از تو دارم: شهادت به يگانگي خداوند و پيامبري خود را از جانب پروردگارت آورده اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا اين عليبنابيطالب که گفتي: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ...» از جانب پروردگار گفتي يا از پيش خود گفتي؟

حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند:

خداوند به من وحي کرده است، و واسطه ي بين من و خدا جبرئيل است، و من اعلان کنندهي پيام خدا هستم و بدون اجازهي پروردگارم خبري را اعلان نميکنم.

حارث گفت:

«خدايا، اگر آنچه محمد ميگويد حق و از جانب توست سنگي از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناکي بر ما بفرست». و به روايتي: «خدايا، اگر محمد در آنچه مي گويد صادق و راستگو است شعلهاي از آتش بر ما بفرست»!!

همينکه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگي از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد شد و از دُبُرش خارج گرديد و همانجا او را هلاک کرد.

در روايت ديگر: ابر غليظي ظاهر شد و رعد و برقي به وجود آمد و صاعقه اي رخ داد و آتشي فرود آمد و همه ي آن دوازده نفر را سوزانيد.

بعد از اين ماجرا، آيه نازل شد: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْکافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ...»، يعني «درخواست کننده اي عذاب واقع شدني را درخواست کرد که کسي نتواند آن را دفع کند».

پيامبر صلي اللَّه عليه و آله به اصحابشان فرمودند: آيا ديديد و شنيديد؟

گفتند: آري.

با اين معجزه، باز هم بر همگان مسلم شد که «غدير» از منبع وحي سرچشمه گرفته و يک فرمان الهي است.

 

پی‌نوشت:

بحارالانوار: ج 37 ص 136 و 162 و 167. عوالم: ج 3:15 ص 56 و 57 و 129 و 144. الغدير: ج 1 ص 193.

  

برگرفته از کتاب: 14 قرن با غدیر

به قلم: محمد باقر انصاری


  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7