در جهان پيشرفته امروز، وجود قوانين و تصميمهاي صحيح اقتصادي، ميتواند سرنوشت و آينده يك جامعه را تحت تأثير قرار دهد تا جايي كه گسترش تكامل معنوي يك جامعه و فراهم نمودن زمينههاي انديشه توحيدي و دفاع از كيان جامعه اسلامي و مبارزه با مفاسد اخلاقي و تأمين بهداشت همگاني منوط به اقتصاد سالم است.
از سوي ديگر سردم داران نظامهاي شرقي و غربي، زندگي و حيات اقتصادي را هدف قرار دادهاند و تمام تلاش خود را صرف ايجاد اقتصاد برتر ميكنند، زيرا رمز سعادت، موفقيت دولت و نظام سياسي و اقتصادي خود را در رسيدن به اهداف اقتصادي خلاصه ميكنند و موفقيت يا شكست خود را در حل مسايل و مشكلات اقتصادي رمز اساسي پايداري حكومت ميدانند.
از مهمترين مسائل جامعه اسلامي و از پايههاي رشد و تعالي آن، داشتن برنامه درست در امور معيشتي و اقتصادي است كه براي اجرا و تحقق آن نيازمند عزم الهي محكم در برابر مشكلات و برنامهريزي مدون و همكاري مردم و مسئولان از يك سو و هماهنگي سرمايههاي فرهنگي و مذهبي و ملي يعني حوزههاي علميه و دانشگاهها از سوي ديگر؛ بالا بردن سطح فرهنگي جامعه در زمينههاي اقتصادي، مبارزه با فرهنگ مصارفگرايي در ميان مردم، حذف يارانهها از كالاهاي خارجي، حمايت از توليدكنندگان داخلي، مبارزه با قاچاق كالا و سرمايه، توجه به فرهنگ ديني و ملي، ايجاد بازارهاي رقابتي سالم در درون جامعه، ترويج فرهنگ سادهزيستي و قناعت در قشرهاي مختلف جامعه، مبارزه با مدگرايي و تجملپرستي، استفاده از نيروهاي خلاق و ژرفانديش جامعه است.
الگوهاي مصرف
همچنين از ديگر مسائل از بين بردن فاصلههاي طبقاتي در سطح كل، تدوين طرح جامع دراز مدت اقتصادي و هماهنگي آن با برنامههاي كوتاه مدت، استفاده از انديشههاي ناب اسلامي در تدوين برنامههاي اقتصادي يا استناد به آيات و روايات، استنباط احكام فقهي در بعد اقتصادي و تفسير صحيح آن با به كارگيري نيروهاي آگاه و انديشمند، تحقق اصل عدالت اجتماعي، كنترل و هدايت شيوههاي مصرف در جامعه، محدوديت در واردات كالاها و اشياء غيرضروري، اجراي اصول قانون اساسي در زمينه اقتصادي، توجه به كرامت انساني بر اساس اصل خليفه الهي و محور آفرينش و امانت داري الهي و ... است كه ميتواند راه كارهايي در جهت پويايي و شكوفايي اقتصادي جامعه اسلامي باشد.
اقتصاد بر سه پايه اساسي توليد، توزيع و مصرف استوار است، ولي در حقيقت هدف نهايي توليد و توزيع، ايجاد زمينههاي مناسب براي تأمين مصرف است و هدف نهايي همه تلاشها و كوششهاي اقتصادي افراد، مصرف است. در مصرف، اشباع تمايلات و ارضاي نيازهاي جسمي و رواني انسان است.
هدايت و كنترل مصرف
هدايت و كنترل مصرف از راههاي زير امكانپذير است. 1- ايجاد انگيزههاي مثبت كه انسان را به سوي شيوههاي صحيح آن هدايت كند 2- ايجاد انگيزههاي منفي و حذف بسياري از مصارف غيرضروري 3 - محدوديت قوانين مصرف و جلوگيري از مصرفهاي غيرضروري مانند مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي 4 - تدوين قوانين و الگوهاي صحيح مصرف مانند استفاده از شبكه آبرساني بهداشتي همگاني يا بهرهبرداري درست از سرمايههاي ملي چون نفت و گاز 5 - جلوگيري از توليد كالاهاي غيرضروري و تجمل گرايانه 6 - هماهنگي سطح مصرف افراد جامعه با سرمايههاي ملي 7 - حاكميت نظام ارزشي مصرف بر اساس احكام ديني و دستورات اسلامي.
اسلام براي ايجاد انگيزههاي مثبت و زدودن انگيزههاي منفي، اهرمهاي هدايت و ارشاد فراواني دارد كه با وضع قوانين جامع ديني و اجراي آن ميتوان از مواردي كه به صلاح جامعه نيست و مفاسد فراواني را به همراه دارد جلوگيري نمود كه ميتوان آنها را بدين گونه دستهبندي كرد.
الف: مصارف لازم و ضروري:
مقدار مصرفي كه براي ادامه زندگي انساني و حفظ وجود از امراض و بيماريها و ناراحتيهاي جسمي و رواني لازم و ضروري است و براي افراد واجب است كه وظيفه دولت اسلامي، اجراي آن است.
خداوند در قرآن ميفرمايد: "يا ايها الذين آمنوا ، لاتحرموا طيبات ما اَحَلّ الله لكم و لاتعتدوا، ان الله لايحب المعتدين و كلوا مما رزقكم الله حلالاً طيباً و اتقوا الله الذي انتم به مومنون؛ اي كساني كه ايمان آورديد چيزهاي خوبي كه خداوند بر شما حلال فرموده است بر خود حرام نكنيد و از آن چه حلال كرده است نيز تجاوز ننماييد، همانا خداوند تجاوزكاران را دوست نميدارد و از آن چه خداوند به شما روزي داده است، در حالي كه حلال و نيكو است بخوريد و تقواي الهي كه به آن اعتقاد داريد، پيشه سازيد3 "
استفاده صحيح از نعمتهاي الهي، در اين مورد تشويق قرار ميگيرد. خداوند كساني كه از روي جهالت و ناداني، برخي از نعمتهاي الهي را بر خود حرام كرده، مورد سرزنش قرار ميدهد و ميفرمايد: "قَد خسر الذين قتلوا اولادهم سفها بغير علم و حرموا ما رزقهم الله افتراء علي الله قدضلوا و كانوا مهتدين؛ به راستي زيان كردند، كساني كه فرزندان خود را از روي ناداني و بدون علم كشتند و آن چه به آنان به آنان روزي داده شده است، از روي افترا بر خدا بر خويش حرام كردند، به راستي گمراه شدند و آنها هدايت نمييابند.4 "
اسلام اجازه نميدهد كه آن چه را خداوند به عنوان نعمتهاي خويش را در اختيار بشر قرار داده، متروك و بدون استفاده بماند و پارسايي، بدين معني كه انسان از خوردن و پوشيدن و بهرهمندي از مكانات مادي صرف نظر كند مورد پذيرش اسلام نيست.
هم چنين آن چه مربوط به افراد تحت تكفل انسان است نيز واجب است و انسان بايد نيازهاي متعارف زندگي همسر و فرزندان و افراد تحت تكفل خود را تأمين نمايد. امام رضا(ع) ميفرمايد: "ينبغي للرجال ان يوسع علي عاليه لئلا يتمنوا موته، براي مرد سزاوار است كه بر عائلهاش توسعه بخشد تا آرزوي مرگ او را نكنند. 5
ب: مصارف برتر
استفاده از نعمتهاي الهي با حدود شرايط و ضوابط آن، نبود اسراف و تنذير و اداي حقوق ديگران از نظر شريعت پسنديده و لازم است خداوند در آيات قرآني نعمتهاي خويش را بر ميشمرد و انسانها را به بهرهمندي از آن تشويق ميكند. ذيلا نمونهاي بيان ميگردد: "كلوا من رزق ربكم و اشكروا له، بلدة طيبة و رب غفور؛ از روزي پروردگارتان بخوريد و براي او شكر كنيد، شهر خوب و خداي بخشندهاي داريد 6 "
به كارگيري نعمتهاي الهي با عمل در نزد خداوند محبوب و پسنديده است و روحيه انباشتن و احتكار و مخفي نگه داشتن و ظاهر خويش را فقير و بيچاره جلوه دادن به شدت از ديدگاه ديني مورد نكوهش است. در عين حال اسلام ، استفاده از همه چيزهايي كه از جانب شرع حرام نيست، مجاز ميشود و نسبت به مصرف بعضي از كالاها مانند استعمال عطر و بوي خويش توجه شده است.
در دين امر انفاق و نيازمندان و پرداخت زكات و خمس و پذيرش هداياي دوستانه نيز تأكيد شده كه تاريخ اسلام پر از اطعامها و اكرامها و پذيراييهايي است كه دوستان مومن نسبت به يكديگر انجام ميدادند كه همگي ناشي از ارشادهاي و راهنماييهاي رهبران ديني بوده است.
ج: مصارف حرام
در اسلام مواردي وجود دارد كه ما را از مصرف بعضي چيزها باز ميدارد و آن را گاه حرام و گاهي مكروه و ناپسند ميشمرد مانند مصرف چيزهايي كه به صراحت حرام است مانند گوشت خوك و مصرف چيزهايي كه براي انسان زيانآور است مانند سموم و مواد مخدر. خداوند متعال ميفرمايد: "و لاتلقوا بايديكم الي التهكه؛ خود را با دست خويش به هلاك نرسانيد7 "
مصاديق سياسي و اقتصادي نيز اقتضا ميكند كه برخي از كالاهايي كه از كشورهاي غيراسلامي وارد ميشود، تحريم گردد. مثلا در صورتي كه روابط سياسي ـ اقتصادي اين نوع كشورها موجب تسلط دشمنان اسلام بر جهان يا زمينههاي وابستگي اقتصادي يا توهين و تحقير و تضعيف جامعه اسلامي شود، بر مسلمانان واجب است كه از استقلال و موجوديت سياسي ـ اقتصادي خود را دفاع كنند كه اين دفاع گاه به صورت عدم خريد و مصرف نكردن كالاهاي بيگانه يا كالاهايي كه كشورهاي اسلامي در اختيار دارند، صورت ميپذيرد.
در اين صورت زمامداران بايد مصرف و تجارت اين كالا را تحريم كنند. امام خميني(ره) در اين زمينه ميفرمايد: "اگر در روابط بازرگاني دولتها يا تجار مسلمان با برخي از دولتها يا تجار بيگانه، بر بازار مسلمين و زندگي اقتصادي آنان خوفي باشد، ترك اين روابط واجب و تجارت حرام است و بر بزرگان مذهب است كه با وجود چنين ترسي، بر حسب اقتضاي شرايط، كالا وتجارت آنان را تحريم كنند و بر امت اسلامي لازم است كه از آنان پيروي كنند، همچنان كه بر
قرآن كريم با بيان هاى گوناگون اهميت انفاق براى رفع محروميت از افراد جامعه را متذكر گرديده و مردم را بدان تشويق و ترغيب نموده است; گاهى در وصف ابرار و خوبان، "انفاق " را به عنوان يكى از شاخص هاى ايمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنى دانسته و آن را از اوصاف متقين، محسنين، صادقين و ابرار شمرده است.67 برخى ديگر از آيات، انفاق را در كنار نماز و قرين آن ذكر كرده اند كه حاكى از اهميت زياد آن مى باشد.68 آيات ديگرى از قرآن نيز از انفاق به عنوان قرض به خداوند متعال و يا قرض نيكو (قرض الحسنه) به خداوند ياد كرده69 و بعضى خداى متعال را گيرنده صدقات معرفى نموده اند.70 از همه مهم تر، بعضى آيات، انفاق را وسيله تقرّب و يا وصف ولى خدا، اميرالمؤمنين(عليه السلام)، برشمرده اند71 كه همه گواه بر اهميت اين عمل و تشويق و ترغيب بر انجام آن مى باشد.72 همراه با بيانات مذكور، در بسيارى از آيات، اجر و پاداش بزرگ انفاق كننده در آخرت و نزد خداوند متعال مورد تأكيد قرار گرفته است.73
روشن است كه براساس آيات مذكور، اهميت و اجر و پاداش مزبور در صورتى است كه انفاق، صدقه و كمك به محرومان براى ريا و خودنمايى در مقابل ديگران و يا همراه با منّت گذارى بر گيرنده آن نباشد. از اين رو، در آيات قرآن و سيره معصومان(عليهم السلام) در اين قسمت، نكات ظريف و دقيق اخلاقى مورد تأكيد و عنايت قرار گرفته اند و هدف اين بوده كه شأن و آبرو و شخصيت گيرنده نه تنها در مقابل ديگر افراد جامعه حفظ گردد، بلكه گيرنده كمك و صدقه، از دهنده آن خجل و شرمسار نگردد و حتى برخى از امامان معصوم(عليهم السلام) تلاش مى كردند در حالِ دادن صدقه و كمك مالى نگاه گيرنده به روى مبارك آن ها نيفتد. از اين رو، غالباً صدقات و كمك هاى خود را نيمه هاى شب به صورت ناشناس شخصاً به در خانه فقرا و محرومان مى بردند.
ايثار و گذشت
پيشوايان معصوم نه تنها مازاد بر نياز خود را همواره در راه خدا به فقرا و نيازمندان مى دادند، بلكه آن ها به عنوان برترين انسان ها و الگوهاى برتر براى همه افراد بشر در طول تاريخ، حتى در زمان نياز خود و خانواده شان نيز فضل و بخشش و كمك به فقرا، محرومان و مستمندان را در عمل به همگان نشان دادند و آياتى از قرآن كريم، كه شأن نزول آن ها درباره اميرالمؤمنين و همسر گرامى اش و امام حسن و امام حسين(عليهم السلام)مى باشد،74 به همه پيروانشان و افرادى كه خواهان گام نهادن در طريق خودسازى و رسيدن به كمالات والاى انسانى اند درس ايثار و گذشت در راه خداى متعال مى دهد.
حاصل آن كه يك مسلمان با ايمان، ضمن بهره بردارى و استفاده شخصى از نعمت ها و امكانات، نه تنها با در نظر گرفتن تكاليف دينى، با انگيزه الهى، حقوق واجب مالى از قبيل "خمس " و "زكات " را ادا مى كند، بلكه همواره درصدد است در حد توان، با انفاق ها و كمك هاى خود به فقرا و محرمان جامعه، فقر و محروميت را در سطح جامعه كاهش دهد و تلاش مى كند خود را به مرتبه اى از كمالات انسانى برساند كه گذشت و ايثار نسبت به فقرا و نيازمندان جامعه نيز براى او آسان و لذت بخش گردد و با اتخاذ ويژگى مذكور در الگوى مصرف خود، دست يابى به رضايت و خشنودى خداوند متعال و رسيدن به مقام قرب الهى براى او از هر چيزى ارزشمندتر و لذت بخش تر باشد.
میانه روی لشگر عقل ؛
« امام کاظم (ع) : در وصیت نامه ای به هشام فرمودند:در یکی از لشگریان عقل میانه روی و یکی از لشگریان جهل زیاده روی است.»
بخشش وترحم اسراف کار هم مذموم است :
« حضرت امیر (ع) : زیاده روی و اسراف مکن زیرا بخشش ( اسراف کار مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم مورد ترحم واقع نمی شود»
میانه روی باعث پایداری نعمت می شود :
« امام موسی بن جعفر (ع) : به کسی که در زندگی میانه روی و قناعت کند نعمت او باقی می ماند و آنکه با تبذیر و اسراف زندگی کند ، نعمتش از بین می رود »6
زیاده از حد اسراف است :
« امیرالمؤ منین (ع) : هر چیزی بیشتر از اقتصاد ( میانه روی ) اسراف است »7
علاوه بر این در سخنان گوهر بار ائمه و ائلیاء الهی (ع) اسراف و زیاده روی به عنوان عوامل تباهی مال و ثروت و از بین رفتن برکت و مقدمه و زمینه فقر و تنگدستی یاد شده است.
قناعت فضیلت بزرگان :
در کنار بحث اسراف که همواره در اسلام مورد مذمت قرار گرفته مسئله قناعت از جمله ی خصلت ها و ویژگی های ارزشمند برای یک مسلمان بشمار می رود، و همواره مورد توجه اسلام و اولیاء دین قرار گرفته است. در فرهنگ اسلامی صفت قناعت از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه و از آن بعنوان وسیله ای که سعادت ابدی آدمی را به دنبال داشته است بی تردید جای گرفتن قناعت در فرهنگ اسلامی و ترویج آن توسط بزرگان اهل فن صرف نظر از جایگاه علمی و تأثیرات شگرفی که در زندگی آدم ها دارد موضوعی کاملاً تثبیت یافته ی تجربی است که آدمی همواره عدم رعایت آن را از دست دادن فرصت ها و داشته های خویش به تلخی تجربه نموده است.
این تجربه آن زمانی تلختر و کشنده است که آسیب زدگی اجتماع و زندگی مردمان بعلت قناعت ناپذیری و گرایش به اسراف و تبذیر باشد.
امام باقر (ع) می فرماید :
« هر که قناعت کند به آنچه که خدا به او می دهد، غنی ترین مردم است ».
در بسیاری از کتب اخلاقی خو گیری نفس انسان با صفات برجسته اخلاقی نقطه آغاز حرکت انسانی به سمت کمال حقیقی آسمانی بشمار می آید.
از جمله این صفات برجسته، قناعت پذیری و قانع بودن به موهبت های خداوند ی است. در حقیقت علمای اخلاق در کنار بیان فضیلت های قناعت ، روش های تحصیل این صفت پسندیده مورد بحث و بررسی دقیق قرار داده اند و به صورت مفصل به این امر پرداخته اند.
بر این اساس در می یابیم که در آموزه های دینی ما علاوه بر اینکه مسئله قناعت و صرفه جویی یک مسئله تأثیر گذار در جامعه به حساب می آید به ابعاد اجتماعی آن نیز پرداخته شده و بعنوان یک فضیلت همواره مورد تشویق قرار گرفته است.
به هم پیوستگی اجتماع و اثر پذیری تغیرات زندگی مردم بر یکدیگر و ضرورت ، گریز از آسیب های طبیعی و غیر طبیعی و نیز در نظر گرفتن نیاز های روز مره و آینده زندگی نیاز آدمی را به رعایت فرهنگ قناعت صد چندان می کند.
صرفه جویی و قناعت در ابیات و هنر ایرانی :
ادباء ، شعرا، هنرمندان ایرانی در طول تاریخ به لحاظ دغدغه های فراوان از پیامد های اسراف سخنان فراوانی را در این زمینه به یادگار گذاشته اند. سعدی شاعر شیرین سخن ایران در کتاب بوستان سعدی از بدی اسراف و تشویق به صرفه جویی چنین آورده است.
چو کم خوردن طبیعت را .
امام صادق (ع) فرمود : اسراف آنستکه که انسان ؛ مالش را از بین ببرد و به بدنش صدمه بزند ((مثل سیگار کشیدن)) عرض شد پس اقتار چیست ؟ فرمود : اینست که غذایت نان و نمک باشد در صورتیکه قدرت داری غذای مناسب تری بخوری. مجموعه الاخبار باب171 حدیث1
امام صادق (ع) فرمود : کسی که آبی را از نهر فرات برای خوردن بردارد و بعد از نوشیدن ، زیادی آنرا بیرون بریزد اسراف کرده است. مجموعه الاخبارباب 171حدیث 3
امام صادق (ع) فرمود : پائین ترین مرتبه اسراف عبارتست از : 1- دور ریختن آبیکه از آشامیدن اضافه آمده است .2-اینکه لباس کار و لباس بیرونی،یکی باشد.3-به دور انداختن هستۀ خرما پس از خوردن خرما((چون از هسته خرما مادۀ غذایی برای شتران تهیه می شد)) . وسائل الشیعه جلد 2 باب28صفحه 384
نقل شده که امام صادق (ع) مشاهده کرد سیبی را نیم خورده و از خانه بیرون انداخته اند ، خشمگین شد و فرمود : اگر شما سیر هستید خیلی از مردم گرسنه اند خوب بود آنرا به نیازمندیش می دادید. مجموعه الاخبارباب171 حدیث 4
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود : من هرگاه چیز کمی هم در سفره می افتد آنرا برمی دارم و این کار باعث تعجب خادم می شود و خادم می خندد. مجموعه الاخبارباب171حدیث7
امیر مؤمنان (ع) فرمود : آنچه را که از سفره افتاده بردارید و بخورید،زیرا آن دوای هر دردیست که خدا بخواهد آنرا التیام بخشد برای کسی که به نیّت شفاء بخورد. مجموعه الاخبارباب171حدیث9 ، به نقل از نهج البلاغه.
پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود : کسی که جستجو کند وآنچه از سفره افتاده بردارد وبخورد ، فقر و تنگدستی از خودش و اولادش تا هفت پشت رخت بر می بندد. مجموعه الاخبارباب171حدیث8
امام صادق(ع)فرمود : اسراف کننده را سه نشانه است : چیزهائی که می خرد و می پوشد و می خورد که در شآن او نیست. تفسیر نور الثقلین جلد1 صفحه 772
امام صادق(ع) فرمود : انسان مؤمن اسراف و زیاده روی نمی کند بلکه میانه روی را پیشۀ خود می سازد. مجموعه الاخبارباب30حدیث1
روایت شده است پیامبر گرامی وقتی خرما می خوردند هسته آنرا به گوسفند می دادند. مجموعه الاخبارباب171 حدیث5
از عامر بن جذاعه نقل شده است که گفت : مردی آمد خدمت امام صادق (ع) حضرت به او فرمود : تقوای الهی پیشه کن،اسراف نکن و بر خود هم سخت مگیر و میانه روی مایۀ استواری است،تبذیر همان اسراف است که خداوند دربارۀ آن فرموده : تبذیر وزیاده روی نکن.( سوره اسراء ) تفسیر نورالثقلین جلد 2صفحه 56
.
.
.
روزي رسول اکرم (ص) وارد اطاق عايشه شد. مشاهده کرد که تکه ناني روي زمين و زير دست و پا افتاده است آن را برداشته و خورد و سپس فرمود: اي حميرا؛ از نعمت هاي الهي صحيح استفاده کن و آنان را گرامي دار تا هرگز نعمت هاي خداوند از مردم دور نشود.
( شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بيرون کند )
حال که سخن از نعمت الهي شد مناسب است توجه عزيزان را به يک روايت از حضرت ابا عبدالله الحسين معطوف بدارم.
امام حسين (ع) فرمود: سقوطي تدريجي بنده، به آن است که خداوند نعمتها را بر او فرو مي ريزد و او از شکر باز مي ماند.
پرهيز از اسراف و زياده روي
رسول الله (ص) می فرمایند :
ـــ از گونه هاي اسراف اين است که هر چه مي خواهي، بخوري.
ـــ من اقتصد اغناه الله و من بذّر افقره الله و من تواضع دفعه الله و من تجبّر قصصدالله
هر که در خرج کردن ميانه روي کند، خدا او را بي نياز مي کند و هر که زياده روي نمايد خدا فقيرش مي کند و هر کس بزرگي بفروشد، خدا او را در هم مي شکند.
براي حصول الگوي جامع و مناسب مصرف که هم به صرفهجويي منجر شود و هم به افزايش سطح رفاه عمومي و رضايتمندي مردم و در نتيجه به تحقّق سطح مطلوب توسعه و پيشرفت بيانجامد، از برآيند دو نگاه؛ اسراف منابع براي پيشرفت و يا امساک بيش از حد به قصد صرفهجويي (افراط و تفريط) بايد الگوي حدّ وسط يا ميانهروي را برگزيد. در آموزههاي ديني، بر نکوهش دو شيوۀ اسراف و امساک (خسّت) و ترغيب ميانهروي و اعتدال، تأکيد فراوان شده است که در اين نوشته به چند مورد از آيات شريفه و روايات اشاره ميشود:
1ـ امّت اسلام، امّت وسط و گواه معرفي شده است."وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ..." (و بدينسان شما را امّتي ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد...)/ سورۀ مبارکۀ بقره؛ آيۀ شريفۀ 143.
2ـ راه راستي که بندگان مسلمان، هدايت به آن را از خداوند درخواست ميکنند، راه ميانه انعامشدگان است، نه راه غضبشدگان و نه راه گمراهان."اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ"/ سورۀ مبارکۀ حمد؛ آيات شريفۀ 7ـ6.
3ـ در برابر آنها که دنياگرايند و آخرتگريز و آخرتطلبان دنياگريز، رفتار آنها ستوده شده که گويند: «...پروردگارا! ما را [هم] در دنيا نيکي عطا کن و [هم] در آخرت و ما را از عذاب آتش [دوزخ] نگاه دار» "...رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ"/ سورۀ مبارکۀ بقره؛ آيۀ شريفۀ201.
4ـ در احسان و انفاق نيز سفارش به ميانهروي و اعتدال شده است. «نه دستت را [به خسّت] به گردن خويش ببند و نه يکباره [به بخشش] بگشاي که ملامتزده و حسرتخورده بماني» "وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا"/ سورۀ مبارکۀ اسراء؛ آيۀ شريفۀ29 .
5ـ از آنچه خداوند در اختيار انسان قرار داده، سفارش شده که هم در طلب ثواب و سعادت در آخرت بکوشد و هم بهرۀ خود را از دنيا فراموش نکند. "وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا..." (و در آنچه خداوند به تو داده، سراي آخرت را بطلب و سهم خود را [نيز] از دنيا فراموش نکن...)/ (سورۀ مبارکۀ قصص؛ آيۀ شريف77.
6ـ در سخن گفتن و حتّي خدا را به دعا خواندن و در نماز و نيايش نيز سفارش به اعتدال شده، نه چنان با صداي بلند و نه بسيار آهسته. "...وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ..."/ سورۀ مبارکۀ لقمان؛ آيۀ شريفۀ19.
7ـ يکي از سفارشهاي لقمان حکيم به فرزندش، اقتصاد و ميانهروي در زندگي است. "وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ..."/ سورۀ مبارکۀ لقمان؛ آيۀ شريفۀ19.
8ـ بيم و اميد يا خوف و رجا، حالتي است که بندگان شايسته نسبت به ثواب و عتاب الهي دارند. نه مأيوس از رحمت خداوند و نه آن چنان در غرور و غفلت. " قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا..." (بگو: اي بندگان من که بر خويشتن زيادهروي روا داشتهايد! از رحمت خدا مأيوس نشويد. همانا خداوند، همۀ گناهان را [به شرط توبه] ميآمرزد...)/ سورۀ مبارکۀ زمر؛ آيۀ شريفۀ53.
"لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ..." (تا بر آنچه از دست شما رفته است، اندوه نخوريد و به آنچه به شما داده، سرمست نباشيد...)/ سورۀ مبارکۀ حديد؛ آيۀ شريفۀ 23.
امام صادق(ع) ميفرمايند: «به خدا اميدوار باش اما نه اميدي که تو را در نافرماني و معصيت گستاخ کند و از خدا بترس نه ترسي که تو را از رحمت خدا نااميد کند». (مشکاةالانوار ؛ ص303)
9ـ در ميان اهل کتاب، آنها که ميانهرو و معتدل بوده، در برابر آنان که بدعمل و ستمکار بوده و با مسلمانان به جنگ و ستيز ميپرداختند، ستايش شدهاند. "...مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ"/ سورۀ مبارکۀ مائده؛ آيۀ شريفۀ66 .
10ـ از امّت پيامبر هم گروهي به خويش ستم ميکنند و گروهي راه عدل ميپيمايند و برخي به هر عمل خير سبقت گيرند. "...فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ..." (...که از آنها برخي بر خود ستمکارند و برخي ميانهرو، و گروهي به اذن خدا در نيکيها پيشگامند...)/ سورۀ مبارکۀ فاطر؛ آيۀ شريفۀ 32.
11ـ در خوردن و آشاميدن (مصارف زندگي و حوائج روزانه) نيز ميانهروي توصيه شده است. "...وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا..." (...و بخوريد و بياشاميد و زيادهروي نکنيد...)/ سورۀ مبارکۀ اعراف؛ آيۀ شريفۀ 31.
ليکن در مقولۀ اسراف، با شدّت بيشتري از آن پرهيز شده و دستور به نهي از آن شده است. "...إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ" (...که او [خدا] اسرافکاران را دوست ندارد)/ سورۀ مبارکۀ اعراف؛ آيۀ شريفۀ 31.
"...كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ" (...[غفلت و غرور و کفران] اينگونه براي اسرافکاران، اعمالي که انجام ميدادند، زينت داده شده است)/ سورۀ مبارکۀ يونس؛ آيۀ شريفۀ 12.
"...إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ" (...به راستي فرعون در آن سرزمين بسيار سرکشي داشت و او از مسرفين بود)/ سورۀ مبارکۀ يونس؛ آيۀ شريفۀ 83.
"...أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ" (...مسرفين اهل آتش دوزخند)/ سورۀ مبارکۀ غافر؛ آيۀ شريفۀ 43.
"...وَلا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا *
إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ..." (...ولخرجي و اسراف مکن * چرا که اسرافکاران برادران شيطانند...)/ سورۀ مبارکۀ اسراء؛ آيات شريفۀ 27ـ26 .
در روايات نيز توصيهها و تأکيداتي بر ميانهروي و پرهيز از اسراف شده استامام علي(ع) در سخنان شيوايي فرمودهاند: «...أليَمين والشِّمالُ مَضَلَّةٌ، و الطَّرِيقُ الوُسطي هِيَ الجادَّةُ...» (...چپ و راست گمراهي، و راه ميانه، جادۀ مستقيم الهي است که قرآن و آثار نبوت، آن را سفارش ميکند...)/ نهجالبلاغه؛ خطبۀ16.
«نَحنُ النُّمرُقَةُ الوُسطَي بِها يَلحَقُ التَّالِي، وَ إلَيها يَرجِعُ الغالِي» (ما تکيهگاه ميانهايم، عقبماندگان به ما ميرسند، و پيشتاختگان به ما باز ميگردند)/ نهجالبلاغه؛ حکمت 109.
«ما عالَ مَنِ اقتَصَدَ» (آن که ميانهروي کند، تهيدست نخواهد شد)/ نهجالبلاغه؛ حکمت140.
«اندازهگيري، نصف زندگي است»/ تحف العقول؛ ص113.
«کُن سَمَحاً وَلا تَکُن مُبَذَّراً، وَکُن مُقَدِّراً وَلا تَکُن مُقَتَّراً» (بخشنده باش، اما زياده روي نکن، در زندگي حسابگر باش اما سختگير مباش)/ نهجالبلاغه؛ حکمت33.
«روش ما ميانهروي و مسلک ما رشد و هدايت است»/ تحف العقول؛ ص120.
«بهترين روشها، روش راه ميانه است»/ غررالحکم؛ ص396.
«فرو کاستن صوت و فرو پوشيدن نگاه و اعتدال زندگي از دستورهاي ايمان و نيکي دينداري است»/ غررالحکم؛ ص397.
«از بيجا و بياندازه دادن و خرج کردن دوري گزينيد»/ غررالحکم؛ ص387 ـ و پرهيز از اسراف در نامههاي 3 ،21، و خطبۀ 126.
با توجه به نامگذاری امسال توسط رهبر معظم انقلاب به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف بدنیست یکی از بحث های حجت الاسلام محسن قرائتی که با عنوان صرفه جويي و اسراف از نظر قران است با هم مرور نمائیم "
يكي از مسائلي كه ما گرفتار آن هستيم مسئله اسراف است موضوع بحث ما اسراف است خيلي تلخ است اين جمله كه ما بالحمدلله در سايه لطف خدا الان گندم خودمان را داريم تلخي آن اين است
ما آن مقداري كه گندم ميخريم همان مقداري است كه كنار نانها را بد ميپزيم و به مشتري ميدهيم يعني آن مقداري كه گندم ميخريم همان مقداري است كه دور ميريزيم يعني اگر نانها درست پخته شود و خورده شود ما الان نيازي به خريد گندم نداريم. حديث داريم هستــﺔ خرما را دور بيندازيد اسراف است به چيز جزئي جزئي نگاه نكنيد اگر چهار تا بچه ديديد نگوئيد چهار تا بچه بگوئيد چهار تا مرد آينده حتي دور ريختن نصف ليوان آب اسراف است شخصي نصف ليوان آب دور ريخت حضرت فرمود چرا دور ريختي آنرا بريز توي رودخانه و اسراف دامن گير ما شده است سخت كدام خانه است كه اسراف نميكند؟
ما بناي صرفه جويي نداريم اگر وصله زدن مد بشود ما برهنه روي كره زمين نداريم شما ميگويي «اللَّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيَانٍ»(بلدالأمين، ص222) خدايا برهنهها را بپوشان اگر هر كسي در لباسهايشان صرفه جويي كند ما روي زمين برهنه نداريم. روايات زيادي داريم بجاي اينكه دور بيندازيد اصلاح كنيد.
اسراف از گناهان كبيره است مذهبيها در غسل و آب وضو اسراف ميكنند اداره ايها در تجملات و تشريفات ولخرجي ميكنند. خدمت مقام معظم رهبري بوديم براي نماز لامپ را خاموش كردند و با يك لامپ كوچك نماز خوانديم چون نور براي نماز لازم نيست.
اسراف فقط در مال نيست، در قصاص اسراف داريم «وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنصُورًا» إسراء/33 ميگويد هر كس مظلوم كشته بشود ما براي او سلطنت قرار ميدهيم يعني اگر من كشته بشوم خون بهاي من را بايد ولي من بگيرد منتهي ميگويد اسراف نگوئيد در قديم اگر فاميل الف يك نفر از فاميل ب را ميكشت فاميل ب ميگفت ما دو تا ميكشيم اين آيه ميگويد اسراف نكنيد يكي به يكي امام علي(عليه السلام) ضربت خورد وصت كرد كه شما يك ضربه به ابن ملجم بزنيد چون او يك ضربه به من زده است «فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ»(نهجالبلاغه، نامه47) ولي ما اينطور نيستيم اگر كسي تيري به ما بزند پياده ميشويم تا ميخورد به او ميزنيم.
در انفاق اسراف ممنوع است، اگر كسي به مقدار زندگياش خرج كند خمس ندارد منتهي به شرطي كه زندگياش عادي باشد «وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا» فرقان/67 مومنين كساني هستند كه وقتي انفاق ميكنند اسراف نميكنند مثلاً عيدي شما بايد چه جور باشد، كادوي شما بايد چه جور باشد.
يكي از گناهان لباس شهرت است يعني لباسي بپوشد كه همه به او نگاه كنند مثلاً خانم بگويد لباسي ميخواهم كه وقتي توي عروسي رفتم همه به من نگاه كنند البته كمبود است امام كاظم(عليه السلام) فرمود هر كس يك كاري بكند كه مردم به او نگاه كنند كمبود دارد يعني عقده رواني دارد از خودش مايه ندارد يك كاري ميكند كه مردم به او نگاه كنند.
گاهي اسراف در قدرت است مثلاً ميخواهد هم رئيس اينجا باشد و هم رئيس آنجا باشد يعني سير نميشوند «وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنْ الْمُسْرِفِينَ» يونس/83 فرعون برتري ميجست در زمين او هم مسرف بود يعني اسراف در قدرت.
افرادي هستند در شهوت اسراف ميكنند مثلاً حالتي دارند كه ميخواهند مثل شاههاي قديم باشند حرم سرا درست كنند زنهاي متعدد ميگيريند همسر دارد اما چشمش دزد است باز هم به زن مردم نگاه ميكند يعني افرادي هستند كه در شهوت مشكل دارند «إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ» اعراف/81 حضرت لوط به مردم ميگفت ازدواج كنيد ميگفتند نه ما ميخواهيم لواط كنيم ميگفت شما در مسائل شهوت اسراف ميكنيد شهوت غريزهاي است كه مسير طبيعي آن ازدواج است.
آدم به خودش اسراف ميكند يعني بعضي وقتها خودش را بيخود حرام كرده است آدمهايي عمرشان را بيخود اسراف ميكنند «قُلْ يَا عِبَادِي الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» زمر/53اي بندگان من، آخر آدمي كه گناه كرده است بنده خدا نيست اما باز هم ميگويد بنده من اين لطف خداست ما اگر چيزي خوب بود ميگوئيم مال من است بد بود ميگوئيم مال تو است.
آيهاي داريم كه خدا در آن هفت مرتبه فرموده است خودم و علامه طباطبايي فرموده است كه لطيف ترين آيه است «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِي إِذَا دَعَانِي فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ» بقره/186 پيغمبر! اگر بندگان خودم از خودم سوال كردند خودم به آنها نزديك هستم بيايند سراغ خودم ايمان بياورند به خودم استجابت دعا را از خودم بخواهند.
اسراف بر خود، عمرمان را چه كرديم امام علي(عليه السلام) ميفرمايد من كه علي هستم نميتوانم بگويم وقت مردن آدم چه جوري ميميرد ميگويد كي ميتواند من را نجات بدهد خودش هم ميبيند كه دارد جدا ميشود خودش ميفهمد كه دارد ميرود اينها هم ميفهمند كه دارد ميرود شيطان با همه قدرت اينرا وسوسه ميكند امام ميفرمايد(غير موصوف) من كه علي هستم نميتوانم بگويم چه جوري آدم ميميرد بعد ميگويد روح از قسمت پائين بدن گرفته ميشود كم كم از لب و چشم و تا آخرين لحظه از مغز بعد حضرت ميفرمايد لحظات آخر كه روح از بدن گرفته شده فقط مغز كار ميكند(يفكر في ما افني عمره) فكر ميكند كه عمرش را چه كرد، عمرمان را چه كرديم؟
چه زشت است كه انسان سر سفرهي خدا بخورد و در مقابل خدا سري خم نكند چه زشت است كه اين همه پول داشتي و يك بار مكه نرفتي لذا قرآن ميفرمايد افراد لحظه مرگ ميگويند «حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمْ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِي» مؤمنون/99 خدايا من را برگردان يك خورده ديگر مهلت بده جبران ميكنيم.
اسرافكار كه ولجرجي ميكند ميخواهد كه مردم به او نگاه كنند قرآن ميگويد اسرافكار برادر شيطان است يعني به اسرافكار كه رسيدي لبخند نزن او خوشش ميآيد كسي كه گناه ميكند به او نگاه نكنيد چون نگاه به گناه هم گناه است شما او را تحقير كنيد «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا» إسراء/27-26 مردم سه دسته هستند يك دسته توليدشان زياد است مصرفشان كم اينها خوشبخت هستند افرادي هستند توليدشان كم است مصرفشان زياد اينها افراد بدبخت و وابستهاي هستند افرادي هستند كه توليدشان و مصرفشان به مقدار است اينها آدمهاي ميزاني هستند.
بارها به من گفتند كه اولاد كمتر بهتر است من يك خورده آيات و روايات را ديدم فهميدم مردم براي اين از بچه فرار ميكنند كه بچه مساوي است با شكم وقتي ميگويند هفت تا بچه دارد يعني هفت تا شكم دارد روايات نميگويند بچه شكم است داريم خوشا به حال كسي كه هر بچه يك بازو است براي او وقتي ميگويند فلاني هفت تا بچه دارد يعني هفت تا بازو دارد. پس ديد اسلام اين است كه هر فرزندي يك بازو است ولي به ديد ما هر فرزند يك شكم است بعد ميگوئيم ياالله بچه كم حالا كه بناست شكم باشند و توليد هم نيست پس بچه كم باشد حق با اينها است منتهي ما ميگوئيم چرا از اول آنطور شد تا به اينجا رسيد.
«قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ» هود/87 به شعيب ميگفتند تو بخاطر نماز جلوي مصرف ما را ميگيري مال خودم است ميخواهم خرج كنم درست است كه مال خودت است ولي حق نداري كه خرج كني حتي اگر آب زيادي بريزي پول آب را به سازمان بدهي باز هم گناه كردهاي اين رقم آب خرج ميكني مناطقي آب گيرشان نميآيد.
قرآن ميفرمايد شما حق مصرف داريد اما حق تجاوز نداريد كسي كه در مصرف تجاوز كند قهر خدا او را ميگيرد «كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى» طه/81 شما از رزق خداوند استفاده بكنيد اما طغيان نكنيد يكي از طغيانها اسراف است اگر كسي بيش از اندازه مصرف كند غضب خدا بر او وارد ميشود بعد ميگويد هر كس غضب خدا بر او وارد شد سقوط ميكند.
دين ما دين جامع و كاملي است براي همه چيزي نسخه دارد از نمك خوردن قبل از غذا تا نشستن و دستشويي رفتن، از كشتن رهبران كفر تا وارد شدن بچه به اتاق پدر و مادر، ميگويد بچه وقتي وارد شد در بزند يكمرتبه در را باز نكند ممكن است پدر و مادرش لخت باشند يعني از در زدن بچه تا كشتن سران كفر از ادرار هست تا قراردادهاي تجاري اين دين دين جامعي است مسئلهاي نيست جز اينكه در اسلام هست حيف ما كه با اسلام كم آشنا هستيم.
يكي از مباحثي كه در حال حاضر مطرح شده اين كه افزايش قيمتها و هزينه هاي سنگين زندگي بر آرامش خاطر برخي خانواده ها تاثيرگذار بوده به گونه اي كه والدين هر دو يا تنها پدر نمي توانند از پس هزينه ها برآيند. اما بي ترديد اين تمام واقعيات نيست بلكه به اعتقاد برخي از كارشناسان اين گروه از خانواده ها دچار نقص در مديريت خانواده هستند و فرهنگ قناعت و صرفه جويي در اين خانواده ها بسيار كم رنگ است.
حجت الاسلام منصوري با اشاره به نقش قناعت و ساده زيستي و الگوهاي ديني با توجه به ايام فاطميه، به زندگي حضرت فاطمه(س) اشاره مي كند و مي گويد: «فاطمه «س» الگويي است براي همه كساني كه مي خواهند انسان باشند و در دستيابي به مقام ربوبيت سربرآسمان بسايند و اين امر از آن بابت است كه فاطمه«س» زني جامع و دربردارنده همه كمالات و مقاماتي است كه آدمي مي تواند بدان دست پيدا كند.» اين محقق ادامه مي دهد: فاطمه«س» از زناني بود كه زندگي اش را با برنامه اداره مي كرد. همه ساعات و دقايقش از روي حساب بود و اوقات شبانه روزش با برنامه ريزي همراه بود و همينطور در دخل و خرج زندگي هم برنامه ريزي داشت. خانواده فاطمه«س» خانواده فقيري نبود ولي فقرشان اختياري است نه اضطراري تنها درآمد سالانه شان از فدك 80هزار دينار بود ولي آن را در راه مردم مصرف مي كردند زندگي خود آنها فقيرانه بود و رسول خدا«ص» هم اين فقر را از آنان دورنكرد، بلكه سعي داشت آنان را در همان فقر و قناعت نگه دارد. حضرت فاطمه زاهد بود، نه به معني تارك دنيا، بلكه بدان معني كه دنيا نتوانست در او تصرفي كند و او را اسير و برده خود سازد. او در زندگي قانع بود، نه در كسب و تصرف، بلكه در مصرف و آنچه كه به دست مي آورد در راه خدا صرف مي كرد. او در زهد و قناعت و در ذخيره سازي براي كمك كارهاي بزرگ، زني الهي است.
محمد خود را كارمند يك شركت دولتي معرفي مي كند. وي با اشاره به اين كه هر يك از خانواده ها براي آينده زندگي خود برنامه هايي دارند معتقد است كه برنامه هاي روزمره و كوتاه يا بلند مدت خود را بايد مديريت كرد. ادامه مي دهد:
«داشتن جدولي از مخارج ثابت و متغير، درك صحيحي از ميزان خرجهاي قطعي و احتمالي در طول ماه به ما مي دهد. همچنين تهيه جدولي از مخارج واجب (ضروري) و غير ضروري كمك زيادي در كنترل هزينه ها مي كند ضمن اينكه افراد خانواده بايد از فزون خواهي پرهيز كنند و درك صحيحي از طبقه اجتماعي كه به آن تعلق دارند، داشته باشند و مخارج خود را با طبقه اي كه به آن تعلق دارند منطبق كنند و خانواده ها بايد بپذيرند كه تغيير طبقه اجتماعي با گرفتن وامهاي كلان كه باز پس دادن آن مي تواند بنياد خانواده را متلاشي كند ممكن نيست و به نظر من تعامل همسران در بودجه بندي مخارج براي ايجاد آرامش در زندگي بسيار مهم است.»