خواجه نظامالملک سهم قابل ملاحظهاي از درآمد موقوفات مدرسه را به خريد و استنساخ کتاب براي کتابخانهي نظاميهي بغداد اختصاص داده بود و چندان نپاييد که در اين کتابخانهي موقوفه گنجينهاي غني از کتابهاي نفيس فراهم گرديد و امير عميد ابونصر متصدي اوقاف نظاميه در جمادي الاخر سال 462 صورتي از کتابهاي موقوفهي مدرسه و کتابهايي را که پس از آن به کتابخانه اهدا شده بود در حضور اعيان و اشراف بغداد قرائت کرد.
يکي از محاسن سنت وقف پيروي ديگر نيکوکاران و مردم خير از اين سيرهي حسنه بود. که اهداي کتاب به کتابخانههاي موقوفهي گذشته و کتابخانهيهاي دانشگاهي در زمان معاصر بيشترين بهره را از اين رهگذر بردهاند.
کتابخانهي نظاميهي بغداد با توجه به شهرت و حرمتي که از آغاز تأسيس کسب نموده بود بسياري از دانشمندان و بزرگان را بر آن ميداشت که کتابهاي ارزندهي خود را به صورت وقف در اختيار اين نهاد علمي آموزشي قرار دهند. اين کتابها مرتب محل مراجعهي استادان و دانشجوياني بود که در حجرههاي مسمکوني نظاميه زندگي شبانه روزي داشتند و از خوراک و مدد معاش نظاميه استفاد ميکردند. از معروفترين اهدا کنندگان کتاب به کتابخانهي نظاميه اين بزرگان را ميتوان نام برد:
ابوجعفر لازري طبري فقيه شافعي (م 598 ه ق) دانش آموختهي نظاميه که کتابهاي بسيار به خط خود نوشت و همه را بر کتابخانهي نظاميه وقف کرد.
ناصر خليفهي عباسي (622 -575 ه ق) که کتابخانهي بزرگي در کنار کتابخانهي قديم نظاميه ساخت و بالغ بر ده هزار کتاب نفيس درالخلافه را که مانندش در جايي يافت نميشد، وقف بر اين کتابخانه کرد.
ابنالنجار محب الدين بغدادي (م 643 ه ق) نويسندهي ذيل تاريخ بغداد بر تارخ خطيب بغدادي، کليهي کتابها، از مصنفات خود را که بالغ بر 22 عنوان کتاب بود، وقف بر کتابخانهي نظاميه کرد.
ابنساعي بغدادي (م 674 ه ق) از فقيهان و مورخان و شاعران معروف که در قرائتهاي هفت گانه نيز استاد بود، همهي آثار علمي خود و مصنفات ديگران را که بيش از شصت مجلد بود، به صورت مقوفه به اين کتابخانه اهدا کرد 16) با گسترش دامنهي تأسيس مدارس و نهضتي که از پرتو مدارس نظاميه در جهان اسلام ايجاد شد ديگر پيشوايان و پيروان مذاهب نيز به تأسيس مدارس موقوفه تشويق و ترغيب شدند. و اين همه ممر معاش استادان و دانشجوياني شد که پيش از آن زندگي علمي آنان چندان نظم و استقراري نداشت. در حملهي مغول و خصوصا لشکرکشي هولاکو به بغداد بسياري از موقوفات مدارس بزرگ مانند نظاميه و مستنصريه آسيب فراوان ديد. و امر رسيدگي به موقوفات مختل شده و احيا و بازسازي آنها چندان مهم مينمود که خواجه نصرالدين طوسي (م 672 ه ق) صدر کبير و سر رشتهدار کليهي امور در دستگاه اين ايلخان و جانشين او آباقا مسؤوليت رياست و نظارت بر کل موقوفات قلمرو وسيع هولاکو را بر عهده گرفت و نسبت به ترميم ويرانيها و تأمين زندگي دست اندرکاران دانش کوشش فراوان کرد 17)
شرح موقوفاتي که در تأسيس بيمارستانها خصوصا بيمارستان معروف عضدي از ساختههاي عضدالدوله بويهي (م 372 ه ق) در بغداد و شيراز کارگر افتاد و با برخورداري از اين پشتوانههاي کلان مالي توانست در چندين قرن امر بهداشت و درمان بغداد بزرگ و نواحي اطراف آن را نظم و ساماني علمي دهد، از حوصلهي اين مقال خارج است 18)
ادامه دارد ...
منبع :
ابن حبان پس از آن همه سفرهاي دور و دراز در بازگشت و اقامت در نيشابور، خانقاهي براي آموزش دانشجويان خود وقف کردو پس از چند سال خدمات آموزشي در اين خانقاه در زادگاه خود بست رحل اقامت افکند و خانهي بزرگ خود را مدرسهاي موقوفه کرد تا دانشجويان بومي و غيربومي در آن اقامت کنند و با برخورداري از مدد معاش و ابزار آموزش رايگان به تحصيل پردازند. بستي همهي مصنفات خود در چندين رشتهي علمي را که بالغ بر پنجاه عنوان و حدود چهارصد کتاب و رساله بود و دستيابي به آنها براي اهل مطالعه و تحقيق غير ممکن مينمود، بر کتابخانهي اين مدرسه وقف کرد به وصي خود نوشت استفاده و استنساخ از اين کتابها براي همگان رايگان است به شرط آنکه کتابي را از کتابخانه بيرون نبرند 12)از اوايل سدهي چهارم هجري نهادهاي آموزشي علمي ديگري در جهان اسلام با عنوان »دارالعلم« تأسيس گرديد که اين مراکز نيز با پشتوانهي مالي خصوصي و موقوفات شخصي اداره ميشد. کهنترين دارالعلمها از آن ابوالقاسم جعفر بن محمد موصلي (م 324 ه ق) از اديبان و فقيهان بنام شافعي در موصل بوده است. اين فقيه توانگر چنوان موقوفاتي براي اين دارالعلم نهاد که هر داsنشجويي ميتوانست با استفاده از نوشت افزار و کمک هزينهي نقدي در آنجا مقيم شود و از کتابخانهي موقوفهي آن استفاده نمايد.
موصلي هر روز براي تدريس در اين دارالعلم حضور مييافت و از کتابهاي خود دانشجويان را تعليم ميداد 13)پس از موصلي ابونصر شاپوربن اردشير (م 416 ه ق) وزير شيعي مذهب بهاءالدوله ديلمي (403 -379 ه ق) و برادرش شرف الدوله (379 -372 ه ق) دومين دارالعلم را در محلهي کرخ بغداد که شيعهنشين بود، تأسيس کرد و بيش از دههزار مجلد از کتابهاي نفيس در رشتههاي مختلف علمي و از جمله قرآنهايي را وقف بر کتابخانهي آن کرد.
اين شاپور که خود برخاسته از خاندانهاي بزرگ فارس و دبيري اديب و وزيري با تدبير بود بيهيچ تعصب مذهبي درگاهش قبلهگاه شاعران، اديبان و دانشمندان با گرايشهاي فکري و مذهبي متفاوت بود. از جلمه ابوالعلاء معري (م 449 ه ق) اديب و شاعر، مدتي با اشتياق و آزاد در اين دارالعلم مجالس درس و بحث داشت. اين دارالعلم تأسيس يافته در اواخر سدهي چهارم چندان شهرت و اعتبار علمي يافت که جبريل بن عبيدالله بن بختيشوع (م 396 ه ق) پزشک پرآوازهي بيمارستان عضدي بغداد يک دوره از مجموعهي طبي (کناش) دائرة المعارف گونهي خود را که به نام کافي در تقديم به کافي الکفاة صاحب عباد وزير دانشمند آل بويه تأليف کرده بود به عنوان وقف به اين کتابخانه اهدا کرد 14)
شريف رضي (م 406 ه ق) و برادر سيد مرتضي علم الهدي (م 436 ه ق) از بزرگان نقيبان علوي در حوزهي عراق که هر دو از اديبان و فقيهان دانشمند عصر آلبويه بودند کتابخانههاي معتبر خود را با عنوان دارالعلم به صورت موقوفه در اختيار طالبان دانش نهادند. شريف رضي چندان پشتوانه مالي بر دار العلم خود تدارک ديده بود که هريک از دانشجويان بينياز از کمکهاي دولت با در اختيار داشتن کليدي شبانهروزي ميتوانست نيازهاي خود را از انبار دارالعلم تأمين کند 15)
تأسيس مدارس و نظاميه در نيمههاي سدهي پنجم هجري تحولي بزرگ و بيسابقه در تاريخ آموزش و پرورش جهان اسلام ايجاد کرد. خواجه نظامالملک طوسي (م 485 ه ق) وزير توانا و با اقتدار آلب ارسلان (465 - 455هق) و پسر و جانشين او ملکشاه سلجوقي (485 -465 ه ق) از حاميان اهل سنت و نگاهبان اطاعت روحاني از خلافت عباسيان بود که با بذل مال و جان در مقابل داعيان اسماعيلي مخالف خلفاي آل عباس بپاخاست و اين مدارس را که در انتساب به او نظاميه شهرت يافت، براي مقابله با تبليغات جامع الازهر فاطميان مصر تأسيس کرد و با تشکيلات و امکانات مالي و مقررات آموزشي، اداري در شهرهاي خراسان و جبال و عراق و جزيره و آسياي صغير که بسيار گستردهتر از جامع ازهر بود. پرآوازهترين اين مدارس که در حکم دانشگاههاي کهن سدههاي ميانهي اسلامي است، نظاميهي بغداد بود که خواجه مبالغي هنگفت از دارايي شخصي و درآمد وزير از خزانهي دولت را براي آن هزينه يا وقف کرد. هدف خواجه از تعيين اين موقوفهها براي آن بود که پشتوانهي مالي مدرسه در روزگاران پس از او مورد اختلاس يا تجاوز و مصادرهي غاصبان قرار نگيرد. از اين رو به ابوسعيد صوفي نمايندهي خود در کار ساختمان نظاميهي بغداد دستور داد که در اطراف مدرسه بازارهايي وقف بر آن بسازد، علاوه بر آن حمامها، دکانها، کاروانسراها و... خريد و همه را وقف نظاميه کرد تا مخارج آن را از محل درآمد اين موقوفات تأمين نمايد.به دستور خواجه صورت مفصل موقوفات و اموال مدرسه در دفاتري مخصوص به اين کار ثبت و ضبط گرديد و براي آن ضوابط و شرايط و مقررات مؤکد نوشت و مسؤولان و متوليان پس از خود را به اجراي مفاد آن ملزم ساخت. ابنجوزي دربارهي اين وقفنامه نوشته
است که: خواجه کتبا شرط کرده که اين مدرسه وقف بر اصحاب شافعي است در اصل و فرع و املاک آن نيز وقف شافعي مذهبان است از مدرس و واعظ و متولي کتابها و استاد قرائت قرآن و استاد نحو که هرکدام را از محل درآمد اين موقوفات بهرهاي معين است.
ادامه دارد ...
منبع :
خراسان بزرگ خاستگاه نخستين نهادهاي آموزشي با عنوان »مدرسه« است. اين مراکز از اواخر سدهي سوم بنيادي روز افزون يافت و دامنهاش بتدريج دنياي اسلام را فراگرفت و از آن پس از ماوراءالنهر در خاور تا آندلس در باختر دنياي اسلام مدارس بسيار و برخوردار از پشتوانهي مالي موقوفات شخصي يا دولتي تأسيس گرديد. نقد و نظر در کارنامهي آموزشي اين مدارس و اينکه در مواردي رواج فرقهگرايي و مجادلات مذهبي در اين نهادهاي رسمي آموزشي مسير دانش و آموزش را به انحصار طلبيها و دور نگهداشتن طالبان دانش از اصالتهاي علمي سوق داد نيازمند به بحثي جداگانه در اين موضوع است. منظور و مقصود ما در اين مقال بازيابي باقيات الصالحات و مراکز عامالمنفعهاي است که تأسيس و تأمين نيازهاي مالي آن مأمن و مأواي بسياري از دانشمندان شده است که در اين مؤسسات موقوفه مجال زندگي و رشد و شکوفايي علمي يافتهاند. ابنخلدون مورخ و جامعهشناس شهير مغربي، پيشرفت دامنهي دانش و آموزش در مشرق زمين را مرهون خوي ميهمان نوازي و بخشندگي و نيکوکاري ايرانيان در حق دستاندرکاران و پويندگان راه دانش بر شمرده است 5)در عصر حکمراني سامانيان فرهنگ پرور، امام ابوالحسن محمد بن شعيب بيهقي (م 324 ه ق) مدرس و مفتي شافعيان خراسان که از نزديکان ابوالفضل بلعمي (م 329 ه ق) وزير دانشمند ايراني بود، در کوي سيار نيشابور مدرسهاي تأسيس کرد و مبالغي هنگفت از اموال خود را براي ادارهي اين مدرسه و کمک به دانشجويان شاغل به تحصيل در آن وقف کرد 6) اين مدرسهي خصوصي بيش از صد سال پيش از مدارس نظاميه تأسيس گرديده که بسياري از نويسندگان قديم از آنها به عنوان کهنترين مدارس در جهان اسلام ياد کردهاند 7)حدود يک قرن پس از تأسيس اين مدرسه که به بيهقيه معروف گرديد، بيهقي ديگري به نام امام ابوالحسن علي بن حسين از دوستان و پروردگان ابوالعباس اسفرايني وزير دستگاه غزنويان، اين مدرسه را از نو بازسازي و اموالي را بر آن وقف کرد 8)سرپرستي موقوفات اين مدرسه بر عهدهي ابوصالح مؤذن احمد بن عبد الملک نيشابوري (م 470 ه ق) و پس از او پسرش ابوالفضائل بود که هر دو در اين مدرسه اقامت داشتند و درآمد حاصله از موقوفات آن را در تعميرات و تأمين معاش و نوشت افزار استادان و دانشجويان مدرسه صرف ميکردند9) * گفتني است که يکي از استادان بنام و جامع الاطراف اين مدرسه ابومنصور عبدالقاهر بغدادي (م 429 ه ق) دانش آموختهي همين بيهقيه بود که نه تنها بسياري از رشتههاي علمي را به صورت رايگان به دانشجويان آموزش ميداد، از ثروت سرشار خود نيز به صورت وقف براي حمايت مالي از استادان و طلاب بيهقيه مايه گذاشت10) ضياءالدين ابوالمعالي معروف به امام الحرمين جويني (م 478 ه ق) از پيشوايان بزرگ شافعيان خراسان و رئيس مدرسهي نظاميه نيشابور و استاد امام محمد غزالي از دانش آموختگان اين بيهقيه بوده است 11)ابنحبان بستي (م 354 ه ق) از ديگر بانيان مدارس و کتابخانههاي موقوفه در جهان اسلام است. او دانشمندي کثير السفر، استادي نامور و نويسندهاي پرآوازه بود که از دوردست ماوراءالنهر در شرق تا اسکندريهي مصر در بيش از چهل مرکز علمي دنياي اسلام از محضر محدثان، فقيهان و عالمان بنام دانش آموخت و در شرح احوال مشايخ و مدرسان خود بلدانيهها نوشت و کتاب کم حجم اما بسيار ارزندهي مشاهير علماء الأمصار و اعلام فقهاء الأقطار را در معرفي عالمان دارالعلمهاي اسلامي از صحابه تا تابعين تابعين زمان خويش را از خود به يادگار نهد.
ادامه دارد ...
منبع :
در آيين اسلام وقف را کارنامهاي است به پيشينهي پر افتخار نيکان و نيکوکاران ؛ مؤمنان راستين به اين دين مبين آيات الباقيات الصالات خير عند ربک ثوابا و تعاونوا علي البر و التقوي...1) را به عنوان اشاراتي الهي در کارهاي خير به کار بستهاند.
توصيهي رسول خدا (ص) به عمر بن خطاب که قطعه زمين بهره يافته از خيبر را حبس يعني وقف در کار خير کند اسوهاي حسنه در شناخت بهترين شيوههاي مددکاري و نيکوکاري شد 2) اميرالمؤمنين علي (ع) نيز با الهام از اين سنت نبوي دو چشمهي آب در منطقهي مدينه را براي کمک به نيازمندان و ابناء السبيل آن ديار وقف کرد 3)
نخستين واقف در تاريخ اسلام شخص رسول خدا (ص) است، آنگاه که در صف آرايي مشرکان قريش براي نبرد با نو مسلمانان در آوردگاه احد، مخيريق نامي از اغنياي احبار يهود بني قينقاع اسلام آورده به صف مجاهدان اسلام پيوست و خويشان را وصيت کرد که اگر کشته شدم هرچه مراست از آن محمد است تا بر هر خير که خدايش فرموده و خود خواهد هزينه کند، چون آتش جنگ فرونشست، و مخيريق را که مقدر بود در واپسين لحظات حيات توفيق رستگاري يابد کشته يافتند، پيامبر خدا اين وصيت او را به کار بست و دارايياش را براي کمک به نيازمندان وقف فرمود. از پرداختن به تفصيل اين اموال و چگونگي وقف آن در ميگذريم و خوانندگان را به مقالتي مستقل و محققانه در اين باب حوالت ميدهيم4) و يادآور ميشويم که پيروي مسلمانان از اين سنت حسنهي رسول خدا در رويکرد به وقف و کثرت موقوفات براي تأمين گونهگون نيازمنديهاي جامعهي انساني چندان انبوه و اعجاب انگيز مينمايد که اشارتي ولو اندک به فرازهايي از آن به درازا ميکشد، از اين رو به بيان نمونههايي از موقوفاتي ميپردازيم که به قصد تأسيس، اداره و نگهداري مراکز علمي و آموزشي وقف گرديده و اين ايثار و احسان مسلمانان در بزرگداشت دانش و رسيدگي به حال دانشمندان و و جويندگان دانش اوراقي درخشان از کارنامهي نيکوکاران را براي بشريت به يادگار نهاده است.
مساجد جامع در حکم نخستين دانشگاهاي عمومي براي عبادت و ارشاد و آموزش در امر دين و دنياي مسلمانان بود که از گاه تأسيس مسجد النبي در مدينهي منوره به عنوان خانهي خدا مورد تعظيم و احترام نو مسلمانان قرار گرفت. از اين رو ديگر نهادهاي عبادي و آموزشي پس از مسجد النبي در جاي جاي جزيرة العرب و پس از آن در سرزمينهايي که به قلمرو اسلام پيوست با پشتوانهي مشروعترين و مقبولترين اموال موقوفه تأسيس گرديد. با فزوني آمد و شد مسلمانان به اين آموزشگاههاي عمومي، ديگر نهادهاي آموزشي چون دارلقرآن، دارالعلم، مدرسه، دارالحديث، خانقاه، کتابخانه، مکتب يا کتاب به عنوان رسميترين نهادهاي آموزشي علمي در سرزمينهاي اسلامي بنيان گرديد، بانيان و واقفان اين مراکز بيشتر خليفگان، سلاطين، اميران، وزيران و توانگران نيکوکار بودند که گذشته از سنخيتي علمي، خدمت به علم و عالمان را وظيفه و رسالت حکمراني و انساني خود ميدانستند. امامان، پيشوايان مذاهب و دانشمندان نيز به فراخور توان مالي خود مسجد يا خانهي شخصي را وقف بر تعلم و تعليم شاگردان و پيروان خود ميکردند. در تاريخ آموزش و پرورش اسلامي از اين گونه نهادهاي عبادي آموزشي نمونهها بسيار است.
ادامه دارد ...
منبع :
